جهود بازی چوپان دروغگو
حاج حسین مثل همیشه آدرس اشتباه میدهد او میگوید: اگر یک روزنامه مثلا کیهان درباره احتمال ترور فیزیکی یکی از شخصیت های نظام هشدار بدهد، باید مورد ملامت و اعتراض قرار گیرد، یا به خاطر این هشدار باید تشویق شود؟
آیا این بازجوی سابق که مدتها وظیفه آموزش سربازان گمنام را برعهده داشت اولین اصل از اصول امنیتی - اطلاعاتی را فراموش نموده و یا شاید خود را به تجاهل و تغافل زده؟ کدام عقل سلیمی میپذیرد که برای عقیم نمودن یک عملیات تروریستی باید همچون کودکان نوپا عمل نمود و با جیغ و فریاد، زمین و زمان را مطلع ساخت؟ آیا در آن صورت به تروریستها گرا نمیدهد که پیچیده تر عمل کنند و در آن صورت کار را برای سیستم های حفاظتی و ضد جاسوسی دشوار نمیسازد و نقش ستون پنجم را برای دشمن ایفا نمیکند؟ اینگونه سخن پراکنیهای ناشیانه بدون تردید حکایت معروف آی دزد آی دزد ملانصرالدین را در اذهان عمومی یاداور میشود.
حاج حسین سپس با نقل قول از نوچه خود میگوید: نویسنده کیهان با اشاره به ماهیت تروریستی آمریکا و هویت وابسته برخی از مدعیان اصلاحات، هشدار داده است که بعید نیست آمریکایی ها بعد از ناامیدی از پیشبرد اهدافشان توسط آقای خاتمی، دست به ترور فیزیکی ایشان بزنند، همانگونه که با بی نظیر بوتو در پاکستان چنین کردند.
اولا برادرحسین باید به این پرسش مهم پاسخ گوید که چرا آمریکای جهانخوار میخواهد خاتمی را حذف کند؟ اگر آمریکاییها از حضور خاتمی در عرصه سیاسی احساس خطر میکنند چرا پیشتر مثلا در قبل از دوم خرداد و یا در دوران پر التهاب ریاست جمهوریش دست به این کار نزدند که فضا نیز در آن هنگام برای دامن زدن به اختلافات داخلی بسیار مساعدتر بود و اگر حسین آقا خان مدعی است که میخواستند ولی نتوانستند! آنگاه باید به وی متذکر شد که چرا وزارت اطلاعات و سیستمهای حفاظتی در آن دوران چنین تحلیلی را ارائه ندادند؟ و یا چرا شخص خاتمی همانند معجزه هزاره سوم که بارها مدعی شد که قصد ربایش و ترور وی را دارند، چنین ادعایی را مطرح ننمود؟
اما اگر دولت آمریکا عدم حضور خاتمی در دنیای سیاست را تهدیدی برای خود فرض میکند. باید به این مغز کل!! و داننده نهان و پنهان!! یادآور شد که همکنون این مهم کاملا تحقق یافته چون عقیم بودن اصلاحات تحت رهبری خاتمی (اصلاحات مرد زنده باد...) حقیقتی است که دیگر بر همگان آشکار و نمایان گشته است. و از طرفی اگر آنان واقعا مایل به حضور دوباره خاتمی به عنوان یک عنصر مطلوب و مناسب خود در راس قوه مجریه باشند آنگاه بر اساس کدام شواهد و اسنادی باید او را حذف کنند و اصولا از انجام آن چه چیزی عایدشان خواهد شد و این تناقض چگونه قابل جمع است؟
برادر حسین میگوید: راستی مگر افرادی نظیر رامین جهانبگلو، هاله اسفندیاری، شائول بخاش، کیان تاجبخش و... جاسوسان شناخته شده موساد و سیا نیستند؟ و مگر همه آنها با آقایان مدعی اصلاحات در ارتباط پنهان و آشکار نبوده اند؟!
به داننده نیمه پنهان باید یادآور شد که چرا باید چنین مطلبی با مجمع روحانیون مبارز در میان گذاشته شود؟ چرا این سوال خیلی مهم!!! از وزیر اطلاعات کابینه هفتاد میلیونی پرسیده نمیشود؟ چگونه در وزارت حاج غلامحسین اژه ای این جاسوسان خطرناک و تروریستهای بالفطره رها میشوند تا همچنان نقشه های شیطانی خویش را عملی سازند؟ شاید رافت اسلامی در این میان کارساز گشته!!!
برادر حسین در جای دیگری رندانه روحانیون عضو مجمع را متهم به ساده اندیشی میکند و آنان را از همراهی با طیف اصلاح طلب برحذر میدارد. نگارنده این هشدار برادر حسین را کاملا دریافته و آن اینکه به زودی شاهد باب شدن اصطلاح شیوخ ساده لوح در میان امت حزب الله و همیشه در صحنه خواهیم بود.
و در پایان لازم است که یادی هم از نوچه ها و مریدان گروهک کیهان نمود. امثال سعید عسگر، مرتضی مجیدی، محمدعلی مقدمی، علی پورچالویی، مهدی روغنی، موسی جان نثاری، سعید گگونانی، مصطفی کاظمی، مهرداد عالیخانی، علی روشنی، محمود جعفرزاده، علی محسنی، حمید رسولی، مجید عزیزی، مرتضی فلاح، ابوالفضل مسلمی، محمد اثنیعشر، علی صفاییپور، مصطفی هاشمی، علی ناظری، اصغر سیاح، خسرو براتی و صفر مقصودی و ... که همگی از جان نثاران عزیز دل آقا هستند.
برای خواندن آخرین شاهکار نوشتاری برادر حسین اینجا را کلیک کنید.
|
+|
نوشته شده در شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی