وضعیت دو نوکیش مسیحی دربند
گزارشی از کميته گزارشگران حقوق بشر
مریم رستم پور ( 27 ساله) و مرضیه امیرزاده (31 ساله)، دو تن از نوکیشان مسیحی که در روز 15 اسفندماه در منازلشان در تهران بازداشت شده بودند، با گذشت بیش از از دو ماه در شرایط بلاتکلیفی در بند نسوان زندان اوین نگهداری می شوند. این دو زن مسیحی به " اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام از طریق ترویج مسیحیت " متهم شده اند.
گفتنی است، از آنجا که طبق قوانین ایران خروج از دین اسلام با حکم ارتداد روبرو می شود، هم اکنون نگرانی زیادی در مورد وضعیت این دو زن زندانی وجود دارد. چندی پیش، جامعه بین المللی حقوق بشر در شهر فرانکفورت آلمان، این دو مسیحی فارسی زبان را به عنوان "زندانیان ماه می" انتخاب کرده و خواستار حمایت افکار عمومی از آنان شد. لازم به ذکر است است، تعداد ایرانیانی که به مسیحیت گرویدهاند، ۲۵۰ هزار نفر تخمین زده میشود.
طبق ماده هجدهم اعلامیه جهانی حقوق بشر:
"هرکس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود ، این حق متضمن اظهار عقیده و ایمان است و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است. هرکس میتواند از این حقوق منفردا یا مجتمعا، بطور خصوصی یا بطور عمومی برخوردار باشد".
خبر ویژه
جان بهروز جاوید تهرانی در خطر است
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
بهروز جاوید تهرانی زندانی سیاسی، اکنون در شانزدهمین روز اعتصاب غذای خود به سر میبرد. بنابر گزارشهای دریافتی از زندان رجاییشهر وضعیت جسمی وی در طول این دوره از اعتصاب غذا به شدت بحرانی گزارش شده است. اعتصاب غذای وی در زندان در حالی ادامه پیدا کرده و میکند که وی طی چندین مرحله توسط زندانبانان و مسئولان زندان رجاییشهر مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفته و همین امر باعث شده تا وضعیت جسمی جاویدتهرانی در معرض مخاطرات جدی قرار گیرد. بنابر همین اخبار وی هماکنون در یکی از سلولهای انفرادی بند 1 زندان رجاییشهر در حالی که با دستبند و پابند زنجیر شده است، به اعتصاب غذای خود ادامه میدهد.

بهروز جاوید تهرانی هماکنون حدود 4 سال است که در زندان رجاییشهر زندان و پیش از آن نیز در چندین مورد بازداشت و ماهها در زندان بوده است. او در مجموع به هفت سال زندان در این مرحله محکوم شده است. در این مدت او هیچگاه نتوانسته از حق مرخصی خود استفاده کند و مسئولین قضایی او را بر خلاف اصل تفکیک زندانیان در زندان امنیتی رجاییشهر که محل نگهداری زندانیان خطرناک است، نگاه داشتهاند. در این طی این مدت جاوید تهرانی بارها از سوی مسئولین این زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفته و همواره تحت فشار مضاعف بوده است.
بهروز جاوید تهرانی از زندانیان سیاسی است که هیچ وکیلی در اختیار ندارد و تاکنون این مساله باعث بیدفاع شدن وی در مقابل بسیاری از فشارها و تبعیضها و بیقانونیها شده است.
از بیشتر از سه هفته قبل زندانبانان زندان رجاییشهر برای انتقال بهروز جاوید تهرانی از سلولاش به نقطهیی دیگر از زندان فشار وارد میکنند. جایی که ولیالله فیض مهدوی و امیرحسین حشمتساران نیز در همانجا جان خود را بر اثر اهمال و کمکاری مسئولین همین زندان از دست داده بودند.
مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران با ابراز نگرانی بسیار جدی و شدید در مورد وضعیت جسمی و سلامت جانی بهروز جاوید تهرانی هشدار میدهد و از مسئولین قضایی و امنیتی و زندان رجاییشهر به جد میخواهد که در محافظت از جان بهروز جاویدتهرانی هیچ کوتاهییی نکنند و اشتباهات قبلی را که در مورد زندانیانی چون حشمتساران انجام دادند، تکرار نکنند.
مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران با یادآوری مجدد درگذشت امیدرضا میرصیافی و امیرحسین حشمتساران و بسیاری از زندانیان عقدیتی سیاسی که در زندانها جان خود را از دست دادهاند، از تمامی فعالین حقوقبشری و انسانی میخواهد که نسبت به وضعیت بحرانی بهروز جاویدتهرانی حساس باشند و از دستگاه قضایی و مسئولین زندان رجاییشهر تضمین سلامت جانی وی را بخواهند. این مجموعه وضعیت بحرانی بهروز جاویدتهرانی را دنبال خواهد کرد و هر گونه اشتباه جبرانناپذیری را بر عهدهی مسئولین زندان رجاییشهر و دستگاه قضایی میداند.
پنجشنبه ۳۱ ارديبهشت 1388
رنجنامه یک زندانی وجدانی در شیراز
انتشار توسط فعالان حقوق بشر در ایران
من هاله روحی یک زندانی هستم. بنده با نیتی خالص برای کمک به تعداد محدودی ، به مدت یک سال به منطقه سهل آباد شیراز می رفتم که شاید بتوانم دلی را شاد و خاطری را آرام و ناتوانی را دستگیر باشم. در یکی از روزهایی که از آن محله به منزل بر می گشتم بنده را دستگیر کردند ، با اینکه آنروز در ماشین تنها بودم ، زمانی که از آنها خواستم حکم بازداشتم را نشانم دهند با تندی و خشونت و بدون اینکه حکمی نشان دهند مرا با خود بردند.

در همان روزِ دستگیری تعدادی مأمور به منزل ما رفته و در حالی که مادرم در منزل تنها بودند، وارد منزل شده و کلیه وسایل شخصی ام را همراه با تمام فیلمهای خانوادگی ما را با خود بردند و تا امروز هیچ یک را تحویل نداده اند! 28 روز مرا در بازداشتگاه اطلاعات بازجویی کردند و در تمام این مدت بنده واضحا و در نهایت صداقت در مورد فعالیت انجام شده توضیح می دادم.
در جلسات دادگاه نیز تمام موارد را صریحاً به اطلاع قاضی محترم پرونده رساندم. پس از اتمام سؤال و جوابها در دادگاه و در مدت بازجویی ، دادگاه حکمی مبنی بر محکومیت اینجانب به 4 سال حبس تعزیری صادر نمود! با ناباوری از حکم صادره ، درخواست تجدید نظر دادم و منتظر که در آبانماه 1386 در یک تماس تلفنی از من خواسته شد به اداره اطلاعات شیراز بروم و پس از ورود ، بنده را به یک سلول بردند و دو روز بعد از آن گفتند که شما برای اجرای حکم اینجا هستید و باید 4 سال را در اینجا بمانید.
امروز 18 ماه از آن تاریخ می گذرد ، در این 18 ماه مرا از ارتباط با افراد دیگر و زندگی اجتماعی که یکی از حقوق زندانی می باشد محروم کرده اند.
در هفته فقط یک ملاقات 5 دقیقه ای با خانواده ام دارم و از ارتباط تلفنی مرتب و دائم محروم بوده ام ، در حالی که این ارتباطها در طول هفته از حقوق یک زندانی است. در 8 ماه اول از داشتن حق کتاب نیز محروم بودم. مرخصی که از حقوق اصلیِ زندانی است و بایستی هر زندانی پس از هر 25 روز زندان 5 روز مرخصی داشته باشد، برای من و خانواده ام به معضلی تبدیل شده است.
ادارۀ اطلاعات و دستگاه قضایی برای هر مرخصی که به ما می دهند ، مدتها خانواده ام را مجبور به دوندگی های بی ثمر در ادارات کرده و فاصله بین مرخصی ها 3 ماه ، 4 ماه و گاهی بیشتر است. برای تمدید مرخصی نیز بایستی زمان زیادی را در دادگاه هدر دهیم تا شاید بتوانیم 5 روز یا یک هفته مرخصی را تمدید کنیم. یک زندانی باید در زندان باشد، اما مرا در بازداشتگاهی که برای بازجوئی است نگه داشته اند.
فضای بازداشتگاهی ، فضائی بسته است ، غذای من را از پشت درب به من می دهند و اگر احتیاج به بیرون رفتن داشته باشم ، این امکان نیست و باید تمام روز را در اتاقی در بسته به سر برم و برای هر زمان خروج از محل ، باید چشم بند به چشمم باشد ! در طول روز فقط 10 تا 20 دقیقه در فضائی محصور به نام هوا خوری که سقف ندارد ، قدم می زنم و زمان آن را هم زندانبان تعیین می کند، گاهی 8 صبح ، گاهی 12 ظهر و امکان طولانی شدن مدت هواخوری نیز نیست. آیا برای فردی که 24 ساعت در اتاقی در بسته است ، 10 دقیقه فضای باز کفایت می کند؟
من امکان استفاده از تلفن را ندارم ، در صورتیکه هر زندانی می تواند هر روز از تلفن استفاده کند. من تمام آنچه قبل از صدور حکم بوده را نادیده می گیرم. امروز اگر من یک زندانیم با من مثل یک زندانی رفتار کنید ، اگر من یک زندانیم مرا به زندان ببرید ، به من اجازۀ هواخوری بدهید. به من اجازۀ استفاده از تلفن ، ارتباط با افراد ، زندگی اجتماعی و ... بدهید.
اگر من زندانیم حقوق یک زندانی را در مورد من اجرا کنید. آیا زمانی که مرا به بازداشتگاه ( پلاک 100 ) بردید ،سازمان زندانها آنجا را جزء زندانهای خود می شناخت ؟! آیا سازمان زندانها شرایط آنجا را به عنوان زندان قبول دارد؟!
بازداشت چهار تروریست در نیویورک
به گزارش خبرگزاری فرانسه از نيويورک، دادستان ايالتی آمريکا از بازداشت چهار نفر خبر داد که قصد حملات تروريستی در نيويورک را داشتند. این چهار تن قصد داشتند با انفجار یک خودرو ، یک کنیسه یهودیان را در محله ریوردیل نیویورک ویران کنند. آنها همچنین قصد داشتند با پرتاب موشکهای استینگر باعث سقوط هواپیماهای نظامی در پایگاه هوایی استوارت شهر نیوبـــرگ شوند.
بازداشت شدگان پس از آنکه يکسال کامل تحت نظر بودند دستگیر شدند. اين افراد با يک عضو دفتر اف بی ای در ارتباط بودند که به جمع آنها نفوذ کرده بود. اين چهار نفر از جمله به طراحی حمله با موشکهای استينگر به هواپيماهای نظامی در يک پايگاه نظامی نيروهای گارد ملی آمريکا در نيويورک متهم هستند.

از اسامی بازداشت شدگان چنين به نظر می رسد اصليت آنها آمريکايی است اما در عين حال اسامی اسلامي هم دارند که عبارتند از جيمز پروموتی معروف به عبد الرحمن ، ديويد ويليامز معروف به دوود ، آنتو ويليام معروف به حمزه و شخص ديگری به نام ليگر پين معروف به امين
این چهار تن برای دستیابی به سلاح با یکی از مأموران مخفی افبیآی تماس گرفته بودند و وی سلاحهای ازکارافتاده را به آن گروه تحویل داده بود. چهار فرد دستگیرشده از اهالی نیوبرگ در ایالات نیویورک آمریکا هستند. بنا بر برخی از گزارشها، سه تن از بازداشتشدگان از آمریکائیان عربتبار هستند و اصلیت نفر دیگر از کشور هائیتی است.
یکی از این چهار تن در ماه ژوئن سال گذشته در تماس با مأمور مخفی افبیآی، انگیزه خود از خشونتگرایی را انتقام گرفتن از کشتار مسلمانان بهدست نظامیان آمریکایی در افغانستان و پاکستان عنوان کرده بود.
در همین ارتباط ، باراک اوباما رئيس جمهور آمريکا امروز اعلام کرد ايدئولوژیهای افراطی زندگی مردم آمريکا را تهديد می کند و افزود: عمده ترين اولويت دولت وی تامين امنيت مردم آمریکا است.
رئيس جمهور آمريکا گفت: شبکه های ترور بار ديگر خود را برای حملات تازه علیه کشور ما آماده می کنند و ما بايد هر چه در توان داريم براي نابودی آنها به کار ببريم. اوباما افزود: گامهای متعددی برای مقابله با تهديدها اتخاذ کرده ايم و با بهره گيری از توانمندی های خود جلوتر از تروريستها گام بر می داريم.
اوباما تاکید کرد تدابير محرمانه ای برای دفاع از مردم آمریکا اتخاذ شده است اما نمی تواند جزئيات اين تدابير را به علت ملاحظات امنيتی فاش کند چون مسائل امنيتی را نمی توان آشکارا با مردم در ميان گذاشت. رئيس جمهور آمريکا تاکید کرد: نبايد به تروریستها و افراط گرايان اجازه داد تا آغازگر حملات باشند، بلکه در مقابله با آنها بايد پيشقدم شد.
سر مقاله ای به زبان محلی
روزنامه کلمه سبز به مدیرمسوولی میرحسین موسوی در اقدامی بیسابقه از سوی یک روزنامه سراسری، سرمقالههای روزهای 30 و 31 اردیبهشتماه خود را به زبان آذری و کردی کلهری –کرمانشاهی به چاپ رسید.

به گزارش قلم نیوز روز پنجشنبه 31 اردیبهشت ماه سرمقاله روزنامه کلمه سبز به زبان کردی کلهری - کرمانشاهی و روز چهارشنبه نیز به زبان آذری نوشته و منتشر شد. نام این ستون «در کلام اقوام» نامگذاری شده است.
مهندس موسوی روز گذشته در همایش گفتوگوی اقوام ایرانی خبر داده بود که برای برخورد نهادینه با مسایل مربوط به زبانها، بنیاد حفظ و گسترش زبانهای مختلف اقوام ایرانی را تاسیس خواهد کرد.
احمدی نژاد: دوران رياست جمهوری بايد نامحدود باشد
سایت سلام: درجلسه انتخاباتی مهمی كه با حضور محمود احمدی نژاد ، مجتبی هاشمی ثمره ، اسفنديار رحيم مشايی ، غلام حسين الهام و برخی نمايندگان مجلس كه مورد اعتماد احمدی نژاد هستند، چون آقا تهرانی و اسماعيل كوثری و چند تن از مسئولان مهم ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد برگزار شده است ، احمدی نژاد از قصد خود برای تغيير قانون اساسی خبر داده و گفته است كه هيچ معنايی ندارد رياست جمهوری در ايران دو دوره يی باشد و همانگونه كه نمايندگی مجلس در ايران نامحدود است، دوران رياست جمهوری هم بايد نامحدود باشد.
در اين جلسه انتخاباتی كه چند روز پيش از استعفای مجتبی هاشمی ثمره از مقام مشاورت رياست جمهوری برگزار شده است، احمدی نژاد گفته است كه ماموريت همه طرفداران دولت به ويژه نمايندگان مجلس اين است كه زمزمه های تغيير قانون اساسی را سر بدهند.

در اين جلسه غلام حسين الهام با طرح مباحث حقوقی و اسماعيل كوثری با طرح مباحث سياسی گفته اند كه در سال آخر رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی هم برخی نمايندگان در مجلس نطق كردند و گفتند كه می بايستی شرايط قانونی برای حذف محدوديت دو دوره يی انتخابات رياست جمهوری فراهم شود اما افكار عمومی ، احزاب و گروههای سياسی ازاين ايده استقبال نكردند لذا طرح ياد شده در همان ابتدا مسكوت گذاشته شد. احمدی نژاد پاسخ می دهد: اشتباه آنان اين بود كه طرح شان را پيگيری نكردند و می بينيد كه تاوان آنرا هم پس می دهند كه انشاالله در دوره دوم تمامی پست های سياسی و مراكز مهم مالی را كه در اختيار آنان است، از دست شان خارج می كنيم و در اختيار خود خواهيم گرفت.
احمدی نژاد می افزايد: البته آنان در انتخابات شورای شهر دوم هم همين اشتباه استراتژيک را مرتكب شدند و در واقع با برگزاری آن انتخابات در حاليكه می توانستند فضا را مديريت كنند!!!!، ولی اين كار را نكردند و يك سنگر مهم را از دست دادند و آن سنگر سكوی پرش ما به مراحل بعدی شد و اكنون به جايی رسيده ايم كه آنان ديگر از نظر سياسی مرده اند و كارشان تمام است. و البته اين سنگر هم سكوی پرش ما به مرحله نهايی خواهد بود.
احمدی نژاد سپس به تجارب سياسی خود اشاره می كند و می گويد: البته فكر نكنيد به اين راحتی به اينجاها رسيده ايم. كسانی كه به ظاهر دوست ما هستند اما در پشت ديوار خانه مان «اشاره به مجلس» می نشينند و طرح می دهند كه مثلاً به بهانه تجميع انتخابات طول دوره رياست جمهوری بنده را كم بكنند تا شايد زودتر از دست من خلاص شوند، اما ديديد كه به نتيجه نرسيدند و نمی دانستند كه ما حالا حالا ها در خدمت آنان خواهيم بود. در اين لحظه حضار می خندند و احمدی نژاد ادامه می دهد اولين اشتباه در سياست آخرين اشتباه هم خواهد بود. به نظر شما چرا هرچقدر به ما فشار آوردند كه يكی از نزديكترين همراهان حاضر در اين جمع «اشاره به مشايی» را از قطار دولت پياده كنيم، زير بار نرفتيم؟ چون اگر زير بار مي رفتيم داستان ادامه پيدا مي كرد و رويای كسانی كه می خواستند زمستان ٨٧ دولت را از اكثريت بيندازند تحقق پيدا می كرد و شكست طرح آنان به خاطر ايستادگی ما بود وگرنه معلوم نبود اين دولت الان به چه سرانجامی رسيده بود.
احمدی نژاد می گويد كسانی بودند كه می خواستند با اختياراتی كه با امضای ما به دست آورده بودند با اين تصور كه از قدرت فراوانی برخوردارند مسير پرونده هسته يی را عوض كنند ولی ديديد نتوانستند و ناچار صحنه را ترك كردند هرچند اكنون در جای ديگری مشغول حفر سنگر برای مقابله با دولت اند و برخلاف قول و قرارها، كارهايی می كنند كه قول داده بودند، انجام ندهند كه البته اين اقدامات از ديد ما پنهان نيست و آن را به حسابشان ميگذاريم.
احمدی نژاد به ماجرای كردان اشاره می كند و می گويد: البته در جاهای ديگری هم گفته ام و می گويم من حاضر بودم جناب كردان را در كابينه دهم هم جا بدهم و اگر مجلس استيضاح نكرده بود قطعاً او اكنون وزير كشور باقی مانده بود چرا كه همه شما می دانيد من در عزل و نصب مقامات دولت هيچ ملاحظه يی ندارم اما به همان ميزان هم كه از ناحيه خارج حتی آن بالايی ها يا قم به بنده برای عزل و نصب ها توصيه يا فشار وارد شود من زير بار نمی روم و محترمانه می گويم شما يا كاره يی نيستيد كه در اين صورت الزامی به پذيرش رای شما ندارم و اگر هم قانون به شما اجازه عزل و نصب داده است، خوب خودتان از اختيار قانونی تان استفاده كنيد چرا می خواهيد بنده مايه بگذارم درحاليكه به همكارانم اعتماد كامل دارم.
احمدی نژاد می افزايد: البته به شما بگويم من برخی از اين آدم ها را از عرصه خارج كرده ام، فعلاً با برخی مدارا می كنم تا موقع مناسب اش برسد و آنان را غربال خواهم كرد و يک سرندی را با سوراخ های ريز درست كرده ام كه آدم ها به اين راحتی ها نتوانند از آن عبور كنند. هركس از اين سرند عبور كرد دوست ما محسوب می شود و لاغير!
الهام پاسخ می دهد: اما تغيير قانون اساسی شرايطی دارد كه ممكن است با مقاومت مجلس مواجه شود. احمدی نژاد می گويد: ما بايد از تجارب دوستان مان در آمريكای لاتين ياد بگيريم. مگر آقای چاوز نبود كه با مقاومت وصف ناشدنی همين تغييرات را در قانون اساسی خودشان اعمال كردند پس ما هم می توانيم چنين اقداماتی را انجام دهيم فقط يک شرط دارد و آن هم نترسيدن است.
بر اساس این گزارش احمدی نژاد به حاضران می گويد برنامه انتخابات رياست جمهوری دوره دهم به گونه يی مديريت شده است كه پيروزی ما درآن قطعی است و ما اهدافی بسيار فراتر از اين انتخابات داريم كه از جمله آن به دست گرفتن برخی مراكز مالی مهم نظير ... است چرا كه هيچ دليلی ندارد چنين مراكزی خارج از اختيار دولت باشد.
غلامحسین کرباسچی: اگر کارشکنی کنند ، کروبی صریحا با مردم در میان میگذارد
غلامحسین کرباسچی شهردار اسبق تهران و از اعضای ستاد انتخاباتی مهدی کروبی با نوشتن نامه سرگشاده ای خطاب به مردم ایران آنان را دعوت به شرکت در انتخابات و رای دادن به یک نامزد اصلاح طلب نمود. متن کامل این نامه بدین شرح است:

هموطن عزیز سلام
غلامحسین کرباسچی هستم ، پریروز استاندار اصفهان ، دیروز شهردار تهران و امروز نگران ایران
برعکس برخی که از شهرداری تهران به شهریاری ایران رسیدند، از شهرداری تهران به جرمی ناکرده به همراه بسیاری روانه زندان شدم ، با همان سریال معروف کرباسچی؛ یادتان هست؟
مدعی نیستم در هر مسئولیتی که داشتم بهترین بودم ولی هرکجا بودم تلاش خودم را کرده ام و کوشیده ام به بهترین شیوه مدیریت کنم و به معنی واقعی کلمه خدمت؛ امیدوارم شما شهروندان تهرانی و اصفهانی عزیز ،شاهد این ادعا باشید و از ثمره سال های حضور من در شهرداری تهران و استانداری اصفهان راضی.
هموطنانم؛
من هم امروز به مانند بسیاری دیگر از مردم و نخبگان نگران ایرانم ، در سمت مدیرمسئول روزنامه همشهری ، هم میهن و آفتاب گردان و ....که بودم حرف هایی می زدم که به مذاق قدرتمندان خوش نمی آمد ، در آن زمان هم برای کشور احساس نگرانی داشتم ولی امروز بسیار نگران ترم . نگرانی من از آینده کشور باعث شد تا این نامه را به شما بنویسم و از شما دعوت کنم که حتما در انتخابات شرکت کنید و رأی دهید و درخواستم این است که حتما به یک اصلاح طلب رأی دهید.
سالهاست که نه از عرصه سیاست و تلاش برای ایران که از هرگونه مسئولیت و قدرت به دورم ، ولی نه شهوت قدرت که نگرانی از وضعیت ؛ مجبورم کرد تا بار دیگر و این بار در کمپ مهدی کروبی و در کنار او برای بازگشت کشور به مسیر اداره صحیح و ایجاد تغییر حضور یابم.
ولی چرا من کمپ کروبی را انتخاب کردم:
1. چون معتقدم سیاست مرد عمل می خواهد و مهدی کروبی مرد عمل و سیاست است.
2. چون به اداره کشور بر اساس برنامه اعتقاد دارم و مهدی کروبی کسی است که با برنامه های شفاف و مصداقی به میدان آمده است (و یک تیم 50 نفره تدوین برنامه های او را به عهده دارند) برنامه هایی برای همگان از حفظ محیط زیست تا توسعه و بهبود وضعیت مناطق محروم ، از اصلاح قوانین تا بسط آزادی و حقوق شهروندان ، از تامین امنیت برای مردم تا تامین امنیت برای رشد و تقویت جامعه ی مدنی ؛ برنامه هایی برای رفع تبعیض از زنان (از حقوق زنان تا زنان سرپرست خانوار و زنان خانه دار) ، برای رفع تبعیض از اقوام ایرانی و اقلیت های مذهبی ، برای دانشگاه و دانشجو (از اساتید و کارکنان دانشگاه تا دانشجویان آزاد و سراسری و ...) ، برای کارگران ، معلمان ، پرستاران ، اصناف و بازار ، برای آزاد سازی فضای فرهنگ ، اندیشه ، ادبیات و هنر ، برنامه هایی برای بازگرداندن اعتماد به مردم ، برای کار و مسکن و ازدواج ، برای ایجاد نشاط و امید در جامعه ، برای رفع تحریم های بین المللی علیه ایران ، برای بازگرداندن اقتدار ملی ایران در سطح بین المللی برای سازندگی و توسعه همه جانبه و در یک جمله تغییر برای ایران
3. چون به دموکراسی و حقوق شهروندان اعتقاد دارم و مهدی کروبی در تمامی این سال هایی که همه سکوت کرده اند ، همیشه در دفاع از حقوق شهروندان در صحنه بوده و مدافع حقوق شهرندان است ، حتی اگر رأی نیاورد.
۴. چون به تحزب اعتقاد دارم و مهدی کروبی همیشه عضو حزب بوده و اینک نیز کاندیدای یک حزب است.
5. چون دوران قهرمان سازی و مرید و مرادپروری گذشته است ، مهدی کروبی نه قهرمان است و نه ادعای قهرمان بودن دارد و اصولا ادعاهای بزرگ و خارج از توانی نیز برای انجام دادن در سمت ریاست جمهوری ندارد.
6. چون دوران اتکاء به فرد گذشته است و اینک زمان کار تیمی وجمعی است و مهدی کروبی معتقد به کار جمعی و مشورتی است و بسیار هم مشورت پذیر
۷. چون اعتقاد دارم برای تغییر ، بهبود وضعیت و پیشبرد اصلاحات باید ایستادگی کرد ، نمی دانیم اگر تیم ما موفق به پیروزی در انتخابات شد تا چه حد موفق می شویم ولی می دانیم که تمام تلاشمان را برای موفقیت می کنیم و ذره ای پا پس نمی کشیم و کروبی کسی است که همانطور که سابقه اش نشان می دهد می ایستد ، شجاع است ، صریح و صادق و اگر جلوی او را بگیرند ، صریحا آنها را با شما در میان خواهد گذاشت.
دیگر زمان کار فردی با پایان رسیده است ، اینک زمان پیوستن فعالانه اراده های خواهان تغییر به یکدیگر است و ما اینک که به میدان انتخابات ریاست جمهوری آمده ایم و خود را در برابر رای های شما قرار داده ایم ، دعوت می کنیم از شما و خوشحال می شویم تا با 7 دلیل من و یا با دلیل های خودتان به کمپ کروبی بپیوندید و یاریگر ما در تحقق اهداف و برنامه ها برای انتخابات ریاست جمهوری باشید.
ارادتمند و دوستدار شما
غلامحسین کرباسچی

پخش مناظره تلویزیونی کاندیداهای ریاست جمهوری
برنامه پخش مناظرههای تلويزيونی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری از 12 خرداد ماه آغاز می شود. نخستين مناظره بين مهدی كروبی و دكتر محسن رضايی در 90 دقيقه و روز 12 خردادماه ساعت 22:30 تا ساعت 24 و همچنين آخرين مناظره 18 خردادماه بين محمود احمدی نژاد و محسن رضايی از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24 پخش خواهد شد. بر اين اساس مناظرههای تلويزيونی نامزدهای انتخابات رياست جمهوری به اين شرح است:
روز 12 خردادماه مناظره بين مهدی كروبی و محسن رضايی از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24
روز 13 خردادماه مناظره بين محمود احمدی نژاد و میرحسین موسوی از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24
روز 14 خردادماه مناظره بين محسن رضايی و ميرحسين موسوی از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24
روز 16 خرداد ماه مناظره بين محمود احمدینژاد و مهدی كروبی از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 24
روز 17 خردادماه مناظره بين مهدی كروبی و ميرحسين موسوی از شبكه 3 سیما در ساعت 22:30 تا 24
روز 18 خردادماه مناظره بين محمود احمدی نژاد و محسن رضايی از شبكه 3 سيما در ساعت 22:30 تا 2۴
برنامههای تبليغی نامزدهای دهمين دوره رياست جمهوری همچنين در قالب مستند ، گفتوگوی ويژه خبری ، پاسخ به كارشناسان ، گفتوگوی يک نفره از شبكههای يك، دو، سه، چهار، خبر و شبكه جام جم به روی آنتن خواهد رفت.
رد صلاحیت میر حسین توسط جنتی و یزدی
سایت جمهوریت: حسب اطلاع موثق آیت اله یزدی و آیت اله جنتی در شورای نگهبان با صلاحیت میرحسین موسوی مخالفت کرده و به صلاحیت وی برای ریاست جمهوری رای منفی داده اند. این در حالی است که هر دو عضو شورای نگهبان و همزمان عضو جامعه مدرسین حوزه علمیه قم نیز می باشند. قبلاً در رسانه ها ، آیت اله یزدی رئیس جامعه مدرسین حمایت اکثریت اعضای جامعه مدرسین از آقای احمدی نژاد را اعلام کرده بود. از سویی با عنایت به عضویت همزمان آیت اله جنتی و آیت اله یزدی در جامعه مدرسین و شورای نگهبان و با توجه به جایگاه نظارتی شورای نگهبان بر انتخابات، اینگونه حمایت ها از کاندیدایی خاص و مخالفت صریح آنها با میرحسین موسوی ، نگرانی های فراوانی در بین اصلاح طلبان در مورد صیانت از آراء را فراهم کرده است .
همچنین به گزارش سایت سلام به نقل از "رهوا" (از سايتهای حامی دولت) احمد جنتی عضو فقها و دبير شورای نگهبان بعد از انتخابات ریاست جمهوری دهم از سمت خود در شورای نگهبان کنار گیری میکند. احمد جنتی از دور اول تشکیل شورای نگهبان تا کنون در این نهاد حضور داشته است. شایان ذکر میباشد که این کنار گیری به خواست شخصی احمد جنتی می باشد.
اصرار ولی فقیه نظام بر تداوم طرح امنیت اجتماعی
حجتالاسلام تراب بهرامی رئیس سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی تاكید كرد: طرح ارتقای امنیت اجتماعی تعطیلبردار نیست. وی در گفتگویی با فارس در بجنورد افزود: اصل طرح ارتقای امنیت اجتماعی كه طرح مباركی است، مربوط به نیروی انتظامی است كه مقام معظم رهبری نیز همواره آن را تایید كردهاند. بهرامی تصریح كرد: طرح ارتقای امنیت اجتماعی در راستای عملی كردن امر به معروف و نهی ازمنكر !! كه از ضروریات دین است، انجام میشود.

این مسئول در سازمان عقیدتی سیاسی نیروی انتظامی اضافه كرد: طرح ارتقای امنیت اجتماعی طرح خیلی قدیمی نیست یک طرح جدید است و هرچه زمان بگذرد كاملتر میشود، اما مقام معظم رهبری تاكید داشتند كه این طرح استمرار و دائمی باید باشد.
بهرامی اظهار داشت: براساس رهنمودهای امام راحل (ره) و مقام معظم رهبری همه وظیفه داریم تا مسئولان را در انجام این گونه طرحها تقویت و حمایت كنیم.
عدم اجازه ورود به جلسه امتحان به خاطر نداشتن چادر !
آژانس ايران خبر: روز سه شنبه 29 ارديبهشت ، حراست دانشگاه آزاد كاشان به بهانه سرکوبگرانه نپوشيدن چادر مانع از رفتن يك دختر دانشجو به جلسه امتحان شد.
اين دختر دانشجوی اصفهانی كه تازه از شهرش برای آمدن امتحان آمده بود هنگامی كه حراست مانع از ورود وی به جلسه شد از شدت فشار ناشی از اين عمل بعد از اصرار بسيار تقريبا باحالت التماس و گريه به مامور حراست گفت: ترم آخر کارشناسی هستم اگر نگذارید وارد دانشگاه شوم و به امتحان نرسم 100% این درس را می افتم و چون این درس تابستان ارایه نمی شود باید تا مهر ماه صبر کنم تا دوباره فقط به خاطر این درس ثبت نام کنم.
ولی این حرف ها به گوش ماموران حراست نرفت و ميگفتند :به ما مربوط نیست می خواستی چادر سرت کنی می خواستی مثل یه دختر نجیب چادر سرت کنی!!
صلاحیت ۴۷۱ نفر رد شد
وزارت کشور جمهوری اسلامی ایران در اطلاعیه ای تایید صلاحیت محمود احمدی نژاد، محسن رضایی، مهدی کروبی و میرحسین موسوی به عنوان 4 کاندیدای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران را اعلام کرد. متن اطلاعیه ستاد انتخابات وزارت کشور به این شرح است:

در اجرای ماده 60 قانون انتخابات ریاست جمهوری اسلامی نامزدهای انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری اسلامی ایران که صلاحیت آنان مورد تایید شورای محترم نگهبان قرار گرفته است به ترتیب حروف الفبا به شرح زیر اعلام می گردد:
1- آقای محمود احمدی نژاد فرزند احمد
2- آقای محسن رضایی میر قائد فرزند نجف
3- آقای مهدی کروبی فرزند احمد
4- آقای میر حسین موسوی خامنه فرزند میر اسماعیل
اضافه می نماید به استناد ماده 66 قانون یاد شده فعالیت های انتخاباتی نامزدها از تاریخ انتشار آگهی رسما آغاز و 24 ساعت قبل از شروع اخذ رای یعنی در ساعت 8 صبح روز پنجشنبه مورخ 21/3/1388 خاتمه می پذیرد.
امید است نامزدهای محترم با رعایت فصل ششم قانون انتخابات ریاست جمهوری در مورد تبلیغات انتخاباتی، اهتمام لازم را نسبت به مشارکت ملی، رفتار قانونی و رقابت اخلاقی به عمل آورند تا انشاءالله شاهد برگزاری انتخاباتی در تراز جمهوری اسلامی و در شان ملت شریف ایران باشیم.
ستاد انتخابات کشور
بر اساس آماری که کامران دانشجو، رييس ستاد انتخابات کشور اعلام کرده بود، در انتخابات اين دوره ٤٧٥ نفر داوطلب ثبت نام کرده بودند که ٤٣٣ داوطلب مرد و ٤٢ نفر داوطلب زن بودند. بيشترين افراد داوطلب بين ٣٠ تا ٥٠ سال سن داشتند و ۲۵۲ نفر از داوطلبان مدارک تحصيلی ليسانس تا دکترا و فوق تخصص داشتند.
مرتضی آقا تهرانی استاد اخلاق کابینه نهم: احمدی نژاد هیچگاه شعار پول نفت سر سفره مردم را نداد !
روزنامه اعتماد: اين روزها حاميان دولت در پارلمان به شدت در تلاش هستند بيانيه ای حمايتی از احمدی نژاد از سوی فراکسيون اصولگرايان صادر شود. در مقابل اين تلاش ها فضای مجلس با ساير انتخابات گذشته تفاوت دارد. اصولگرايان مجلس که گويی دل خوشی از احمدي نژاد و عملکرد چهار سال گذشته او ندارند و از سوی ديگر کانديدای جدی ديگری هم در انتخابات پيش رو ندارند، در يک سکوت معنادار به سر می برند و ترجيح می دهند در انتخابات موضع شفاف و علنی نداشته باشند. پيرو اين رفتار، علی لاريجانی رئيس مجلس که رياست بر فراکسيون اصولگرايان را برعهده دارد تاکنون حاضر به صدور بيانيه حمايتی از احمدی نژاد نشده است. با اين حال حاميان دولت در مجلس به ويژه روح الله حسينيان تاکنون چندين بار لاريجاني را صراحتاً تهديد کرده که اگر اين بيانيه صادر نشود، رياست او بر فراکسيون اصولگرايان و حتی بر مجلس به خطر خواهد افتاد.
در اين ميان نام مرتضی آقاتهرانی يکی از چهره های حامی دولت در مجلس که در ابتدای ورودش به پارلمان گزينه مد نظر حاميان دولت برای رياست بر مجلس هشتم و رقابت با لاريجانی بود، دوباره مورد توجه قرار گرفته است. مرتضی آقاتهرانی قبل از دولت نهم در نيويورک برای ايرانيان مقيم آمريکا نماز جمعه بر پا می کرد اما در آستانه انتخابات مجلس با وساطت استادش مصباح يزدی نام او در ليست رايحه خوش خدمت قرار گرفت. نماينده فعلی تهران مدتی معلم اخلاق کابينه احمدی نژاد نيز بوده و پيش از آغاز جلسات هيات دولت درس اخلاق می داده است. او هنوز هم جلسات خصوصی با احمدی نژاد دارد و اين روزها در مجلس تلاش می کند حمايت اصولگرايان را برای حمايت از احمدی نژاد جلب کند. گفت وگوی کوتاه با آقاتهرانی در حاشيه جلسه علنی پارلمان با طرح سوالی در مورد مظلوم نمايی حاميان دولت برای احمدی نژاد آغاز شد و در پايان گفت وگو همان سطور که قابل پيش بينی بود آقاتهرانی گفت: نگذاشتند برخی کارها را احمدی نژاد انجام دهد.
-آقای آقاتهرانی برخی از حاميان احمدی نژاد اين روزها بر مظلوميت احمدی نژاد تاکيد می کنند. به نظر شما اين شيوه ها برای احمدی نژاد رای می آورد؟
نمی دانم، ببينيد اين طور هست يا نه. چه کار کرده که مظلوم نمايی کرده است.
-پيامک هايی می زنند که احمدی نژاد مظلوم ترين رئيس جمهور ايران بوده است. حاميان ايشان می گويند اگر احمدی نژاد نتوانسته با مافيای اقتصادی مبارزه کند يا به شعارهايش عمل کند به دليل آن است که عده يی نگذاشتند.
خود واژه مظلوم نمايی را بايد معنا کنيم تا ببينيم اين ادعا درست است يا نه. مظلوم نمايی يعني چه؟ يعنی کسی کاري را نمی تواند انجام دهد، انجام نداده يا عرضه اش را ندارد، بعد می خواهد سوء استفاده کند و بگويد من می خواستم کار کنم اما نگذاشتند. اگر هر اشکالی به احمدي نژاد نسبت به ديگر مسوولان وجود داشته ولی در مقام مقايسه از همه زرنگ تر است. اين را حتی دشمن هم می داند. همه هم قبول دارند که بيشتر از همه دويده و می دود. يک چيزی را همين ديروز ديدم و روی دفترم نوشتم. بچه ها آمار دادند. (شما می توانيد بخوانيد من عينکم همراهم نيست.)
-اينجا نوشته احمدی نژاد بهترين رئيس جمهور در دنيا است. دو هزار ملاقات کاری و 55 سفر کاری داشته. چه کسی در دنيا چنين عملکردی داشته است.
بله، چه کسی اينقدر کار کرده است؟
-اين سفرهای استانی چه نتيجه يی داشته است؟ خود نماينده ها الان معترض هستند که مصوبات سفرهای استانی اجرايی نشده است؟
دروغ است. از نمايندگان استان های محروم بپرسيد. از آقای اميری که بچه کرمان است، سوال کنيد. چند هزار کپر را ايشان تبديل به سوييت کرده است؟ من خودم ديدم. در ضمن مگر می شود همه مصوبات را اجرايی کرد.در هيچ کجای دنيا هم اين گونه نيست.
-کپر سازی در مقابل وعده ساخت کارخانجات و بيمارستان هايی که به مردم دادند چگونه قابل مقايسه است؟ کارهايی که صورت گرفته جزيی و در حد مصوبات هيات دولت نبوده است؟
بيمارستان هم بوده. در قم بيمارستان شهيد بهشتی را برخی در گذشته از بين بردند اما الان دوباره در حال احيا شدن است.
-شعار آوردن نفت سر سفره مردم چطور؟
ايشان هيچ وقت اين شعار را ندادند.

-همه مردم به خاطر دارند کيهان که روزنامه همسو با شما است تيتر بزرگی به نقل از احمدی نژاد در مورد اين شعار زد.
اين شعار را آقای احمدی نژاد نداد اما به نظر ما مطلب درستی است، بايد هم چنين اتفاقی بيفتد. بايد ديد آقای احمدی نژاد در اين راستا چه کاری انجام داده است. کار سهميه بندی بنزين و طرح تحول!!! ايشان در همين راستا بود. اگر طرح تحول اجرايی می شد اين شعار هم عملياتی مي شد اما آقای احمدی نژاد تنها تصميم گيرنده که نيستند.
-آقای احمدی نژاد اگر برنامه يی برای عملياتی کردن آوردن نفت بر سر سفره ها داشت چرا در سال آخر به اين فکر افتاد؟
نه، از سال اول مطرح بود.

-اما همه به خاطر دارند اين لايحه در آستانه ارائه بودجه سال 88 به مجلس ارائه شد.
خب داشتند رويش فکر می کردند. سه سال روی آن وقت گذاشتند.
-اما همين حالا چهره های شاخص اقتصادی اين طرح را کارشناسی شده نمی دانند.
نه، همه اين را نمی گويند. اگر بگوييم همه می گويند بی انصافی است. اصل آن را همه پذيرفته اند. حتی مقام معظم رهبری گفتند اصل آن درست است. فقط روی کند يا تند بودن اجرا و شيب آن بحث دارند. برخی شيب آن را تند می دانند اما آقای احمدی نژاد می گويد من با همين شيب اجرايش می کنم. اگر می شد ما به جايی می رسيديم. الان هم خيلی دير نشده دوباره به مجلس می آيد و بحث می شود.
-يعنی نياز به يک دوره ديگر حضور احمدی نژاد می بينيد؟
اگر بنا باشد طرح های احمدی نژاد که نيمه کاره است، تمام شود فقط خودش را می خواهد وگرنه هيچ کس ديگر نمی تواند.
-اما خيلی از خود اصولگرا ها نگران حضور مجدد احمدی نژاد هستند.
نخير، اين گونه نيست. اصولگرايان به شعارهايشان پايبند هستند چرا که مردم اين شعارها و ادعا ها را ديده و پسنديده اند و به آن رای داده اند. ما بايد فردی را انتخاب کنيم که برای اجرای حق و پذيرش مسووليت سنگين رياست جمهوری صالح ترين فرد باشد. آقای احمدی نژاد نشان داده اين شاخص ها را دارد.
-شما عملکرد احمدی نژاد در چهار سال گذشته را مثبت ارزيابی می کنيد؟
بله ، به اعتقاد من ايشان موفق بوده اند.
-اما انتقادات زيادی به نحوه مديريت و عملکرد اقتصادی ، فرهنگی و سياست خارجی احمدی نژاد وارد است.
به هر حال ايشان که معصوم نيست. ممکن است انتقاداتی هم باشد اما عملکرد ايشان قابل دفاع است. دکتر احمدی نژاد به خوبی نشان داده طرفدار حق است و خلاف آن عمل نمی کند.

-نظرسنجی ها هم خلاف نظر شما را می گويد. به استناد دو يا سه نظرسنجی از سوی دستگاه های معتبری چون صدا و سيما و...، اعلام می کنند آرای احمدی نژاد کاهش يافته است. پس چطور معتقديد باز هم مردم به ايشان رای خواهند داد؟
آقای احمدی نژاد طی اين چند سال سفرهای زيادی به اقصی نقاط کشور داشتند و از نزديک با آحاد مختلف جامعه ديدار و گفت وگو کردند. به همين دليل مردم ايشان را از نزديک می شناسند و قطعاً دوباره به ايشان رای می دهند. موافقان حضور آقای احمدی نژاد در عرصه رياست جمهوری تنها به عده يی خاص منحصر نمی شوند. کما اينکه ايشان هم در ميان عامه مردم هوادارانی دارند و هم در ميان اقشار دانشگاهی و مجامع دانشجويی ، روشنفکری و ... در مورد نظرسنجی هم که اشاره کرديد بايد بگويم اين طور نيست. بر اساس نظرسنجی های انجام شده از محبوبيت آقای احمدی نژاد چيزی کم نشده است. صرف نظر از اين آيا استقبال گرم مردم استان های مختلف از ايشان را که بی سابقه است نوعی نظرسنجی نمی بينيد؟ استقبال مردم از رئيس جمهور را چگونه تحليل می کنيد؟ ما که در فضا و بدون مستندات به ارزيابی مسائل نمی پردازيم. رای خوبی هم به آقای احمدی نژاد خواهند داد.
اعتراض میر حسین به عملکرد صدا و سیما
میرحسین موسوی در اعتراض به عملکرد رسانه ملی خطاب به سران قوه مقننه و قضاییه و همچنین دادستان کل کشور نامه نوشت. متن نامه مهندس موسوی در اعتراض به عملکرد صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران که ریاست آن مستقیما توسط ولی فقیه منصوب میشود به این شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
حضور محترم حضرت آیتالله هاشمی شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه
حضور محترم جناب آقای دکتر لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی
حضور محترم جناب حجتالاسلام و المسلمین دری نجف آبادی دادستان کل کشور
با سلام، همانگونه که استحضار دارید در آستانه یکی از مقاطع حساس تاریخ سرزمینمان قرار داریم که در آن مردم شریف ایران با شرکت در انتخابات ریاست جمهوری وظیفه دینی و ملی خود را در تعیین سرنوشت کشور ایفا میکنند.
اهمیت نقش رسانههای عمومی در این عرصه خطیر بر کسی پوشیده نیست. معالاسف تاکنون نحوه اطلاعرسانی رسانه ملی چه به لحاظ کمیت و چه به لحاظ کیفیت، حتی نسبت به دورههای قبل تنزلی آشکار داشته است و در نتیجه این شائبه را در اذهان عموم به وجود آورده که گویی قرار نیست انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری صحنه برابر و جدی رقابت نامزدها باشد. نقض مکرر و آشکار بیطرفی از سوی بخشهای خبری خاص و نیز کممایه بودن برنامههایی که باید با هدف دعوت به مشارکت حداکثری در انتخابات مردم تهیه و ارائه شوند به طور اساسی با ایده انتخاب آزادانه ، آگاهانه و مسوولانه یکایک شهروندان در تعارض است. از جنابعالی انتظار میرود با توجه به وظیفه قانونی خود در قبال نظارت بر اجرای دقیق قانون انتخابات، نسبت به پیگیری امر اقدام مؤثر مبذول فرمایید.
با احترام
میرحسین موسوی
لزوم برپایی گشت ارشاد در داخل مراکز انتظامی و امنیتی!
رضا جلودارزاده _ سایت خرداد: انتشار گزارش صبا آذرپيك در روزنامه اعتماد كه از ضرب و شتم و بازداشت وی از سوی گشت ارشاد نيروی انتظامی خبر میداد، سبب شد تا مشاهدههای خود را از دو روز تلخ زندگيم در بازداشتگاه يک كلانتری بنويسم.
سال گذشته در روزهای دوشنبه و سه شنبه مورخ ٧ و ٨ بهمن ماه به مدت ۴٨ ساعت به دلیل اختلاف مالی كه منجر به درگیری و زد و خورد با یکی از طرفهای مالی موسسه تحت مدیریتم شد، در بازداشتگاه کلانتری ]...[ خيابان "ن" تهران و پایگاه ]...[ آگاهی به مدت دو روز در بازداشت بودم.
در این خصوص، پروندهای در شعبه اول بازپرسی دادسرای عمومی و انقلاب ناحیه ۴ رسالت تشکیل و اینجانب با قید کفالت تا رسیدگی پرونده آزاد شدم. موضوع پرونده یک مورد شخصی است که دلیلی برای رسانهای کردن آن وجود ندارد اما در این ۴٨ ساعت رفتارها و برخوردهایی را از سوی برخی از افراد پلیس با متهمین مشاهده کردم که هویت حرفهای من ایجاب میکند که به آن اشاره کنم. آنچه در ادامه می خوانيد ، شرح اين ماجراست:
برخوردهای فیزیکی با روش هایی نظیر سیلی زدن ، پس گردنی و لگد زدن به پهلو و شکم به گمان در کلانتری ها بطور اعم و در آگاهی ها بطور اخص یک امر کاملا طبیعی به نظر میرسد!. البته متهم هرچه جوان تر باشد بیشتر مورد اینگونه روش ها واقع خواهد شد و فحاشی های رکیک که جای خود دارد. فردی هم که مسول بازدید بدنی است، قبل از تفتیش به متهم میگوید؛ «اگر چیزی داری هوای منو داشته باش»!
جمله ای که به خود من نیز گفته شد و جالب اینکه هر آن کسی که به این درخواستها پاسخی احتمالا ریالی ندهد و یا موارد خلافی نداشته باشد، بیشتر مورد بی احترامی و به تبع مورد ضرب و شتم قرار می گیرد، همان گونه که من دچار آن شدم.
البته بعد آنکه دو کارت جانبازی و خبرنگاری ام را نشان دادم از برخوردهای فیزیکی در امان ماندم به گونهای که افراد پلیس با علامت دادن به یکدیگر، با من دیگر برخورد نامناسبی نداشتند اما پیش از این یک سیلی و دو پس گردنی و دو سه تا فحش آبدار و بسیار زشت را دریافت کرده بودم! . در این نوشته سعی می کنم تنها به یکی از نمونه ها که شاهد و ناظر آن بودم به اجمال اشاره ای داشته باشم :
از برخوردهای بد پلیس و بسیاری از نیروهای انتظامی با مردم به لحاظ رفتاری در جاها و مکان های مختلف بسیارشنید و حتی دیده بودم اما هرگز آن صحنه ای که در پایگاه چهارم پلیس آگاهی دیدم حتی تصور اش برایم مشکل بود.
از متهم پرسیده شد: «بچه کجایی و چند سالته؟» صدایی با لکنت و رعشه شنیده شد: «اهل زنجانام و متولد ١٣۶۴...»
هنوز پاسخ جوان متهم به اتمام نرسیده بود که صدای چک و لگد بود و شیون و آه وناله های آن جوان که تمام سالن را پر کرده بود. ساعت حوالی ٩ شب بود. دقایقی بعد پسر جوان را به دیواری آویزان کردند به این صورت که دیواری به طول تقریبی دو متر که حدود یک متر بر بالای آن میله های آهنی قرار داشت، دست های جوان نگون بخت را با دست بند به آن میله ها بستند، بطوری که جوان متهم مثل لوسترهای سقفی کاملا آویزان شده بود.
جیغ و داد و گریه های سوزناک این جوان بود و سیلی ها و مشت و لگدهای که در پی بر سر و روی اش میبارید. جوان آویزان شده فریاد میزد که «شما را به خدا دست هایم در حال قطع شدن است، من غلط کردم و..... هرچی شما میگید درسته، بهخدا امضا میکنم» و...
اما با این اوصاف آنچه که برای خودم اتفاق افتاد تا اندازه های بسیار زیادی گویای بسیاری از نادیده های عجیب بود!
از همان ابتدای ورود به کلانتری ١٢٧ با فرمان کلاغ پر تا انتهای سالن بصورت کلاغ پر رفتم و در انتهای سالن با یک ستوان جوانی روبرو شدم که از من خواست که هرچه در جیب دارم بیرون بریزم. من در حال انجام خالی کردن تمامی وسایل داخل جیبم بودم که افسر جوان با یک آرامش خاصی که توام با ادبیات ملایم بود به من گفت: «اگر موردی در جیب ات داری به من بگو تا هوای ات را داشته باشم»!
البته من از این جمله چیزی نفهمیدم اما در پایان کار به وضوح متوجه آن شدم، مثلا از میان وسایل توی جیبم یک عطر بیک داشتم که آن را یک افسر دیگر برای خود برداشت!
در مورد ديگری از بین ٨٠ هزار تومان پول نقد و ١ میلیون تومان تراول چک همراهام ، آخرالامر و هنگام ترخیص با یک ترفندی فقط ٩٠٠ هزار تومان از تراولها را به من تحویل دادند! ٨٠ هزارتومان در کلانتری به جیب افسری به نام "ص" رفت و یک تراول ١٠٠ هزار تومانی هم در آگاهی به درون جیب افسری بنام "ش" غلتید.
مشاهدههای من به اينجا ختم نمی شود. در مراکز نظامی مانند ادارات پلیس کسی اجازه استعمال دخانیات ندارد و اين شايد امر نیکویی است اما این ممنوعیت در مراکز پلیس به اهرمی مبدل شده که سربازان و برخی از افراد پلیس با بهرهبرداری از این مقررات به کسب درآمد نامشروع می پردازند. یعنی با خرید سیگار برای فرد بازداشت شده از آن مبالغ گزافی را دریافت می کنند و یا اینکه افسر پرونده در جریان بازجویی به صراحت به متهم می گویند که «اگر هوای مرا داشته باشی گزارشات را به گونه ای می نویسم که قاضی نتواند تو را محکوم کند»...!
احساس من از این مشاهدات دو روزه این است که این نوع مراودات و جریانات تلخ و زشت به گمان به یک روال عادی هم برای مردم و هم برای پلیس تبدیل شده است که به این سادگی ها هم قابلیت اصلاح ندارد.
براساس مشاهده های من گويا اکثریت افراد پلیس برای سر کیسه کردن افراد بازداشت شده گوی سبقت از یکدیگر میربایند و در چنين فضايی هر متهمی که از نظر فرد پلیس به لحاظ مالی ضعیفتر باشد تنها باید خود را آماده کتک خوردن کند و البته آنکه به لحاظ مالی توانمندتر است می باید سر کیسه را برای پرداخت رشوه شل بکند!
توضیح خرداد: نام و مشخصات كامل اين بازداشتگاهها و افراد نام برده شده به اسم اختصاری در اختيار خرداد و همكار سايت است و چنانچه مسوولان پليس و دستگاه قضايی علاقهمند به پيگيری و ريشهكنی اين فسادها در مهمترين ركن اجتماعی و امنيت كشور هستند، میتوانيم اين اطلاعات را در اختيار مقامهای محترم نيروی انتظامی قرار دهيم.
خرداد به آن جهت به انتشار اين گزارش می پردازد كه گمان دارد، چنين نقض فاحش و وحشتناک حقوق شهروندان در كلانتری ها و آگاهی ها ديكته شده و قانونی نيست و مسوولان نيروی انتظامی مسووليت دارند و بايد به ريشهكنی آنها بپردازند. هنوز گزارش سال گذشته خبرگزاری ايسنا از شكنجه وحشتناک جواني تنها به جرم «كفتربازی» در اداره آگاهی و از سوی دو مامور پليس از اذهان پاك نشده و بهجاست كه نيروی انتظامی قدردان انتشار گزارشهايی باشد كه افراد فاسد و دارای مشكل را در سيستم اين نهاد افشا میكند. قصد خرداد، تخريب نهاد نيروی انتظامي نيست، سالمسازی آن است.
نامه سرگشاده یک دانشجوی اخراجی بهایی
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
آنچه در پی می آید رنجنامه فربد اشراقی دانشجوی محروم از تحصیل بهایی است ، این رنجنامه از سلسله نامه ها و اسناد گردآوری شده کمیته پی جویی حق تحصیل بهاییان در ایران است.
از فربد اشراقی به تمام مردم دنیا
به نام خداوندی که پیامبران را بر روی صفحه گیتی آورد تا آواز خوش صلح و دوستی و برادری را در گوش ابناء بشر زمزمه کنند تا شاید انسان غافل به خود آید و دین را دست آویزی برای کدورت و دشمنی قرار ندهد.
اینجانب فربد اشراقی دانشجوی اخراجی دانشکده فنی مهاجر اصفهان می باشم که در سال 1383 به علت اعلام برداشته شدن ستون مذهب از فرم ثبت نام کنکور برای کاردانی پیوسته ثبت نام و شرکت نموده و پذیرفته شدم. در تاریخ 30/6/83 جهت ثبت نام به دانشکده مراجعه و فرم ثبت نام را پر نمودم. قابل توضیح است که در فرم ثبت نام در بخش ستون مذهب واژه "بهایی" را وارد نمودم. پس از گذراندن مراحل ثبت نام و حضور در سلسله اتاق های مسئولین مختلف به بنده فرمودند که می توانم از روز 4 مهرماه در دانشگاه ادامه تحصیل دهم. اینجانب نیز در 4 مهرماه به دانشگاه مراجعه و مشغول به تحصیل شدم. تا اینکه در آبان ماه امور دانشجویی اینجانب را احضار نموده و از بنده به طور شفاهی مشخصات خود از جمله اسم ، فامیل ، نام پدر و دین را سوال نمودند. بعد از مطرح شدن این سوالات به بنده فرمودند که می توانم به تحصیل خود در دانشگاه ادامه دهم. تا اینکه در تاریخ 14/10/83 یعنی دقیقا 2 روز قبل از شروع امتحانات پایان ترم حراست دانشگاه اینجانب را احضار نمودند. دقیقا همان فرمی که در روز اول ثبت نام به بنده دادند را دوباره لطف نموده تا پر نمایم. اینجانب هم دوباره در قسمت دین نام دیانت بهایی را وارد نموده و فرم را به مسئول حراست دانشکده تقدیم نمودم. ایشان نیز بعد از دیدن نام دین به بنده ابلاغ فرمودند که چون شما بهایی هستید به موجب قوانین جمهوری اسلامی ایران نمی توانی در دانشگاه تحصیل کنی و نام بنده را از لیست دانشجویان خط زدند.
لازم به ذکر است که رتبه بنده در کنکور 141 شد و توانستم در اولویت اول خود که دانشکده فنی مهاجر بود قبول شوم. دانشکده فنی مهاجر از بهترین دانشکده های فنی ایران می باشد.
آری، من آرزویی جز خدمت به وطن و جامعه عزیز ایران ندارم و با هزار شوق و امید که می توانم با داشتن تحصیلات عالیه بهتر و بیشتر به کشور مالوفم خدمت نمایم به خاطر دین و عقیده ام از دانشگاه وطن زادگاهم اخراج و از ادامه تحصیل دور ماندم. این تنها مشکل من نیست بلکه تمامی جوانان بهایی ایران از حق تحصیل در دانشگاه های ایران محرومند. به امید روزی که دیگر دین و عقیده انسان ها باعث دشمنی و عداوت نگردد و بهانه ای جهت دشمنی ورزیدن به همدیگر نشود.
با امید به تاییدات خداوند منان
فربد اشراقی
احتمال توقف فعالیتهای بخش فارسی صدای اسرائیل
سایت فارسی العربیه: بر اساس گزارش های مطبوعاتی روز دوشنبه 1۸/5/2009 یک کارشناس امور ایران در وزارت دفاع اسرائیل به علت درگیری با دستگاه جاسوسی این کشور، "موساد" درنتیجه دخالت وی در امور جاسوسی، در شرف بازنشستگی قرار گرفت. وی متهم به دست زدن به فعالیت های تجسسی شخصی شده است و تصمیمات اتخاذ شده علیه وی چه بسا منجر به تعطیلی بخش فارسی رادیو اسرائیل شود.

اوری لوبرانی 81 ساله ، از دهه پنجاه در خدمت دولت اسرائیل بوده است، وی ابتدا به عنوان سفیر اسرائیل در اوگاندا و سپس سفیر اسرائیل در ایران ( 1973-1978) ، مشغول به کار شد و از سال 1983 تا 1987 مسئولیت هماهنگی فعالیت های دولت اسرائیل در لبنان را بر عهده داشت.
به گزارش روزنامه جروزالم پست به نقل از یک مقام برجسته در وزارت دفاع دولت عبری که این روزنامه نام وی را فاش نساخته است درگیری سختی میان وزارت دفاع که وی در آن مشغول به کار است با "موساد" به راه افتاده است.
در نتیجه این درگیری ایهود باراک وزیر دفاع اسرائیل با صدور فرمانی دفتر اوری را که کارمندان دیگری نیز در آن مشغول به کار بودند تعطیل کرد و پیش بینی می شود که وی در پایان تابستان آینده دفتر خود را ترک کند.
یکی از دوستان نزدیک لوبرانی به روزنامه جروزالم پست گفته است "در شرایطی که اسرائیل برای متوقف ساختن فعالیت های اتمی اسرائیل تلاش می کند ، اخراج فردی مانند لوبرانی تاسف آور است... وی یکی از برجسته ترین کارشناسان امور ایران در اسرائیل است و جزو اولین کسانی بود که درباره آمادگی ایران برای آغاز برنامه هسته ایش پیش از بر ملا شدن آن، هشدار داده بود".
به گزارش این روزنامه لوبرانی ، باعث خشم دستگاه موساد شده است زیرا وی با مسائل تجسسی به عنوان مسائل شخصی خود بر خورد کرده است. این روزنامه در ادامه افزود: پس از ارسال شکایت موساد در این باره ، ایهود باراک وزير دفاع اسرائیل از منشی نظامی خود سرتیپ مایک هرتسوگ خواست تا اهمیت لوبرانی را ارزیابی کند و در همین حال فرمان بستن دفتر لوبرانی را صادر کرد.
وزیر دفاع اسرائیل با صدور بیانیه ای تصمیمی را که در این باره اتخاذ شده است شرح داد، در بخشی از بیانیه یاد شده آمده است "لوبرانی به کار خود به عنوان مشاور وزیر دفاع ادامه خواهد داد ، ولی کلیه واحدهای تحت فرمان وی درپی تحولات راهبردی جدید در منطقه مورد بازبینی قرار خواهد گرفت".
به گفته این روزنامه اسرائیلی "لوبرانی همواره به بخش فارسی رادیو اسرائیل کمک میکرد ولی هم اکنون این رادیو که تنها کانال ارتباطی اسرائیل با ایرانیان است و میلیون ها نفر به آن گوش می دهند با خطر تعطیلی روبرو شده است".
خبر ویژه
از ژاپن اسلامی تا زیمباوه اسلامی!
مصطفی تاجزاده عضو شورای مركزی جبهه مشاركت ايران اسلامی در یک جلسه پرسش و پاسخ دانشجویی در دانشگاه بهشتی تهران با اشاره به گفته احمدی نژاد مبنی بر اينكه به زودی بسياری از مطالب را در مورد انتخابات میگويم، گفت: بنده به ايشان عرض میكنم كه زنگ انشا تمام شده و اكنون زنگ حساب است. ايشان بايد نسبت به چهار سال عملكرد خود به مردم پاسخ دهد. بايد در مورد وعده هايی كه به مردم دادند پاسخگو باشند. قرار بود ايران ، ژاپن اسلامی شود ولی اكنون ايران به سمتی است كه اگر آقای احمدینژاد بار ديگر رای آورد بعيد نيست كه ايران زيمباوه اسلامی شود. اين دولت وضعيت را به جايی رسانده كه به رغم داشتن درآمد افسانهای نفت كه در تاريخ ايران بیسابقه بوده به لحاظ گرانی و تورم در خاورميانه اول هستيم و اگر اين روند تا چهار سال ديگر ادامه پيدا كند در جهان اول میشويم.



وی ادامه داد: دولت بايد پاسخگو باشد كه چه ميزان در شاخصههای اساسی و اقتصادی پيشرفت داشته و يا اينكه توليد در جامعه چه ميزان رونق پيدا كرده و چقدر پروژههای بزرگ اقتصادی در اين چهار سال به غير از پروژههايی كه در دولتهای قبلی شروع شده و آنها تلاش كردند به نام خود تمام كنند؛ آغاز به كار كرده است. ايام انتخابات فرصتی برای توضيح عملكرد چهار سال گذشته دولت است.
عضو شورای مركزي جبهه مشاركت ايران اسلامی اظهار كرد: اكنون شرايط بينالمللی شرايط بسيار حساسي است آمدن اوباما فرصت بزرگی است كه اگر بد عمل كنيم به تهديدی بزرگ عليه ايران تبديل می شود. نبايد تصور كرد كه حضور دموكراتها در صحنه آمريكا شرايط را به نفع ايران خواهد كرد چرا كه سختترين تحريمها عليه ايران در دوره اول رياست جمهوری كلينتون بود كه در دوره دوم رياست جمهوریاش كه مصادف با پيروزی خاتمی بود گرمترين ارتباطات برقرار شد.
تاجزاده ادامه داد: چشم بسياری از كشوري دنيا به انتخابات ايران است به گونهای كه ميتوان گفت مهمترين حادثه سال 2009 می تواند انتخابات رياست جمهوری ايران باشد. به عبارت ديگر نتيجه انتخابات ايران میتواند به تقويت بنيادگرايی و يا تقويت صلح و روشهای دموكراتيک همچون دوره خاتمی منجر شود.
وی اظهار كرد: ما در جهانی زندگی میكنيم كه به سمت جهانی شدن پيش میرود. امروز ما نبايد فقط به دنبال ايجاد ايران باشيم؛ چرا كه شايد نتيجه انتخابات نجات منطقه را نيز در بر داشته و شبه جنگ تا حدودی از منطقه دور شود. البته با آمدن اوباما اين فضای بينالمللی ايجاد شده اما او به تنهايی نمیتواند كاری را از پيش ببرد مگر آنكه در منطقه جريانهای بنيادگرا كنترل شوند. بحث ما نابودی اين جريانها نيست بلكه بايد به گونهای با اين جريان دينی ، فكری و سياسی مواجه شويم كه بتوان در كنار يكديگر به صورت مسالمتآميز زندگی كرد.
تاجزاده در ادامه برشمردن دلايل حمايت از مهندس موسوی گفت: موسوی فردی است كه رای منفی قابل قياسی با ديگر كانديداها ندارد مردم يا او را نمیشناسند يا به او رای میدهند. هر نامزدی كه ميزان رایاش منفی نباشد احتمال پيروزیاش در انتخابات افزايش پيدا میكند چرا كه می توان آن فرد بیتفاوت نسبت به رای دادن را جذب كرد.
تاجزاده اظهار كرد: اكنون بزرگترين احزاب اصلاحطلب و 90 درصد كادرهايی كه با خاتمی كار میكردند حامی مهندس موسوی هستند از سوی ديگر آقای خاتمی نيز از ايشان حمايت كردند به گونهای كه پيروزی مهندس موسوی را پيروزی خود میدانند. اگر مهندس موسوی در صحنه بماند قطار مديريت روی ريل خود قرار میگيرد و حقوق شهروندان تامين میشود و نوعی تنشزدايی خواهيم داشت. از اين رو از آنجا كه هيچ فردی به اندازه مهندس موسوی به مسائل جنگ از لحاظ اجرايی آشنا ندارد اميدواريم ايشان با اين سابقه و تجربه بتوانند صلح، آزادی و رفاه را برای مردم فراهم كنند.
تاج زاده در پاسخ به اين پرسش كه برای دوم خرداد چه اتفاقي افتاد كه شكست خورد و بايد به شكست اصلاحات يك جواب جدی بدهيد. اظهار كرد: ما در انتخابات گذشته شكست خورديم اما نبايد از شكست انتخابات شكست گفتمان اصلاحات را نتيجه بگيريم.
وی با بيان اينكه اگر میخواهيد جنبش اصلاحات را در آن هشت سال ارزيابي كنيد بايد اين امر را با پنج عنصر ارزيابي كنيد، اظهار كرد: يك امر نقش خود كسانی است كه موافق اين جريان بودند نكته دوم نقش كانديداهای خود اصلاحات نكته سوم نقش مردم نكته چهارم نقش نخبگانی كه سياسی نيستند يا متناسب با شرايط رای می دهند و نكته پنجم هم نقش حوادث منطقهای و بينالمللی است.
تاج زاده با بيان اينكه اگر امروز میخواهيد ببينيد جامعه چه میخواهد ببنيد نامزدهای انتخاباتی از چه دفاع میكنند، گفت: چون نامزدها از چيزی دفاع میكنند كه خواست مردم است.
کلانتری: احمدی نژاد افراد ذليل را دور خودش جمع کرده است
عیسی کلانتری وزير اسبق کشاورزی عصر روز دوشنبه در جمع مردم هشترود در تالار ماهان اين شهرستان گفت: اگر آذری های مقيم سراسر ايران رای دهند موفقيت صددرصد با موسوی بوده و اگر نمی خواهيد به موسوی رای دهيد به فرد ديگری به غير از احمدی نژاد رای دهيد. و افزود: اگر 13 ميليون آذری رای دهند ، موسوی رييس جمهور است و در غير اين صورت بايد چادر به سر کرده و از ايران فرار کنيم!!.
وزیر اسبق کشاورزی گفت: ما در سياست خارجی شکست خورده ايم و هيچ کشوری با ما رو راست نيست جز سوريه که آن هم اعلام موضع کرده است. وی در بخش ديگری از سخنان خود افزود: دولت اول استعفای وزرا را می گيرد سپس به آنها پست وزارت را می دهد. اين کار ، کار افراد ذليل بوده و احمدی نژاد افراد ذليل را دور خودش جمع کرده است.
کلانتری گفت: در بخش کشاورزی تمام محصولات را وارد کرده ايم و هيچ گونه مزيت اقتصادی در اين بخش نداريم و حتی به زودی هويچ را نيز از ترکيه وارد خواهيم کرد. کلانتری ، با اشاره به درآمد 300 ميليارد دلاری نفت ، گفت: 170 ميليارد دلاری که احمدی نژاد به حساب نياورده کجاست؟ اين پول بايد به خزانه برگردانده شود.
وی افزود: به احمدی نژاد گفته شد که به سوئيس نرود چون اصلا ما در آنجا کاری نداشتيم اما گوش نکردند و رفتند و به ملت ايران اهانت شد و صدا و سيما آن را پيروزی تلقی کرد.
مولانا عبدالحمید: باید به همه به یک نگاه نگریسته شود
مولانا عبدالحمید اسماعیل زهی امام جمعه زاهدان و رهبر و عالم برجسته دینی اهل تسنن در ایران، در گفتگوی اختصاصی با خبرنگار «موج سوم» گفت: ما دیدارهایی با برخی از کاندیداهای محترم داشتیم و علیالخصوص صحبتهای آقای مهندس موسوی را هم شنیدیم. صحبتهای ایشان بسیار خوب بود و من از گذشته نسبت به ایشان شناخت خوبی دارم و خدای نکرده ما در خطبهها اشارهی منفی به ایشان نکردهایم. گفت وگوی مولوی عبدالحميد در حمايت از مهندس موسوی در ذيل بخوانيد:

به نظر شما در شرایط فعلی چه تغییراتی باید در نظام اجرایی کشور و بهویژه در تعاملات دولت با جامعه اهل سنت صورت بگیرد؟ آیا در صورت پیروزی اصلاحطلبان و تغییر در سیاستهای اجرایی کشور، این تغییرات به نفع جامعه اهل سنت خواهد بود؟
اکثریت قاطع ملت ایران انتظار این را دارد که به طور کلی تغییری به وجود بیاید و نگرشها و نگاهها تغییر کند، به طوری که مشکلات به وجود آمده در ایران اسلامی مرتفع گردد. ممکن است همه دنیا این مشکلات را نبینند، اما افرادی که در داخل جامعه ایران زندگی میکنند مشکلات را به خوبی مشاهده و درک میکنند. مشکل مردم اهل سنت هم یکی از این مشکلات است.
مشکلات زیاد است؛ ما مشکل اقتصادی داریم. ملت ایران با این که بر سر سفره نفت خوابیدهاست و ثروت فراوانی را در اختیار دارد، الان گرسنه است و با مصائب فراوانی روبرو است و به هر حال حل این معضل سیاست درست اقتصادی میخواهد؛ سیاستی که کارآمد باشد و اقتصاد کشور را رونق دهد. بسیاری افراد امروزه در تنگنا هستند و مشکل معیشت دارند و با پریشانی حتی پول مداوای مریضان خود را هم ندارند.
مشکلات اقوام و مذاهب هم بسیار پیچیده است. الان سی سال از عمر انقلاب اسلامی میگذرد و تاکنون از برادران شایسته اهل سنت نه در مدیریت کلان کشور استفاده شده و نه در مدیریتهای منطقهای سهم قابل توجهی داشتهاند. سهمیه اهل سنت چنان ناچیز است که قابل ذکر هم نیست و نیز در استخدام نیروهای مسلح، جامعه اهل سنت را به طور کلی محروم کرده اند در حالی که در هیچ جای دنیا با اقلیت شیعه برخورد مشابه نشده است. در بسیاری از جاها برادران اهل تشیع در حالی که در اقلیت هستند وزیر و استاندار میشوند و در نیروهای مسلح رتبههای بالایی دارند. این چیزی است که تغییر آن ضروری است. در مورد اقوام هم، از شایستگان ایشان به صورت متعادل و متناسب استفاده نشده است که بیشتر امیدوار گردند و داخل صحنه بیایند. باید به آنها بها داده شود.
این که گفته شود «ملت ایران» و از آن تعریف بکنیم، این بها و منزلت حاصل نمیکند. ما کلمات بلندی را نسبت به ملت میگوییم و شعار سر میدهیم. با این دست کارها رضایت اقوام حاصل نمیشود. ما باید عملا به اقوام و مذاهب بها بدهیم. بایستی به یک نظر به همهی ملت ایران نگاه کنیم. اگر ما همه را ملت ایران میدانیم و از همه انتظار داریم که سختیها را تحمل کنند و در مقابل دشمنان اسلام بایستند باید به همه به یک نگاه نگریسته شود. همه ایرانی هستند و متعلق به یک وطنند. این تغییرات برای بقای نظام و انسجام و امنیت ملی موثر و بسیار ضروری است. کشور ما تا زمانی که همه اقوام و مذاهب و همه مردم همصدا و همراه با هم نشوند نمیتواند به استحکام لازم برسد. در سیاست داخلی و خارجی هم بایستی تجدید نظر شود. در دنیا هم عرف بدین گونه است که حتی قانون و نیز رویههای سیاسی مورد بازبینی و بررسی قرار میگیرد که مشخص گردد تا چه اندازه مثمر ثمر بوده است. ما هم باید در مورد سیاستها و قوانین ببینیم تا چه اندازه جواب داده است و تا چه مقدار اثر مثبت داشته است.
با توجه به حمایت اهل سنت در مرحله اول نهمین دورهی انتخابات ریاست جمهوری از آقای دکتر معین و سپس در مرحلهی دوم از آقای هاشمی، آیا رای آوردن آقای احمدینژاد هزینهای را به جامعهی اهل سنت تحمیل شد؟ و آیا در این دوره هم از کاندیدای خاصی حمایت میکنید یا خیر؟
بله هزینههایی تحمیل شده است. من خودم به صورت شخصی نظر نمیدهم. نظر من بستگی به جامعه اهل سنت دارد و اهل سنت با توجه به مشکلاتی که دارد و گرفتاریهایی که از لحاظ استخدام و مشارکت ایشان در اداره و سازندگی کشور وجود دارد، دچار مشکل شده است. آینده فرزندان اهل سنت باید روشن باشد تا فرزندانشان تحصیل کنند و شایستگی و توانمندیهایشان شکوفا شود و در اداره کشور در عرصه های گوناگون مشارکت داشته باشند. از دیگر مشکلات، فشارهای مذهبی از جمله ساماندهی مدارس دینی و مساجد اهل سنت است و این که بسیاری از ایشان حتی برای نماز جماعت، نماز جمعه و ... با مشکل روبه رو شدهاند. به هر حال زندگی خوب برای انسان این است که با اعتقادش همراه باشد.
ما با خود اهل سنت مشورت کردهایم و به این نتیجه رسیدهایم که با توجه به سابقه انتخابات این دوره زود اعلام حمایت نکنیم. برای تشخیص نماینده اصلح باید صحبتهای کاندیداها را بشنویم و با نظراتشان آشنا شویم. به هر حال ما منافع ملی را در نظر میگیریم و منافع ملی بر منافع قومی و گروهی ترجیح دارد. منافع جامعه اهل سنت و اقوام بعد از منافع ملی است. لهذا در این راستا باید دید که چه شخصی میتواند در جهت منافع ملی بیشتر اثرگذار باشد و در کشور ما یک تغییری ایجاد کند. بر این اساس اهل سنت به دقت به صحبتهای کاندیداها، هم اصولگراها هم اصلاحطلبها، گوش میکنند و نظراتشان را بیطرفانه مطالعه و بررسی مینمایند و در نهایت ممکن است اهل سنت به یک سمت بروند یا ممکن است تصمیم بگیرند که همینطور بیطرف بمانند. به هر حال در این مسئله شور خواهد شد.
با توجه به مطلبی که در روزنامه اعتماد ملی چاپ شد و از قول شما آمده بود که "رئیس جمهور معمار یا نظامی نمیخواهیم"، این مطلب القا شد که مقصودتان از معمار آقای مهندس موسوی بوده است و این گونه تصور شد که شما عدم حمایت خود را از ایشان اعلام کردهاید. با توجه به جلسه خصوصیای که شما با شخص آقای مهندس موسوی داشتهاید، ارزیابیتان از کاندیداتوری ایشان چگونه است؟ نظر شخصی شما در مورد ایشان چیست؟
آن صحبتی که شده بود اصلاً درباره آقای موسوی یا اشخاص دیگری نبوده است چون من از کلمه نظامی هم استفاده کرده بودم. صحبت ما واضح بود که مشروح آن هم در سایت اطلاعرسانی سنیآنلاین آماده است. این سخنان جنبه کلی داشت و در رد نظر کسانی بود که میگویند فقط باید روی عمران کشور و روی مسئله نظامی کشور تاکید داشت. نه این که بخواهم نظر خود را در مورد آقای موسوی یا هریک از کاندیداهای محترم بیان کنم. من در واقع میخواستم بگویم مشکل ما مشکل نظامی نیست و مشکل کشور ما مشکل آبادانی و عمران هم نیست. و مهمترین بُعدی که به آن نگاه میکنیم این است که یک سیاستمدار و یک مدیر توانمند بتواند اقوام و مذاهب را به هم نزدیک کند. ما دیدارهایی با برخی از کاندیداهای محترم داشتیم و علیالخصوص صحبتهای آقای مهندس موسوی را هم شنیدیم. صحبتهای ایشان بسیار خوب بود و من از گذشته نسبت به ایشان شناخت خوبی دارم. و خدای نکرده ما در خطبهها اشاره منفی به ایشان نکردیم.
حمایت چهار فدراسیون بزرگ جهانی از کارگران ایران
فدراسیون جهانی اتحادیه های کارگری (آی.تی.یو.سی) ، سازمان آموزش جهانی (ایی.آی) ، فدراسیون بین المللی کارگران حمل و نقل (آی.تی.اف) و اتحادیه بین المللی صنایع مواد غذایی ، کشاورزی و خدمات (آی.یو.اف) چهار فدراسیون جهانی که بیش از ١٧٠ میلیون کارگر را در سرتاسر جهان نمایندگی می کنند در فراخوان مشترکی روز جمعه ٢٦ ژوئن برابر با ٥ تیر ماه را روز حمایت و اقدام جامعه جهانی به منظور اجرای عدالت برای کارگران ایران اعلام کردند. این چهار فدراسیون در صدد تدارک و برگزاری تظاهرات و اعتراضات گسترده ای در مقابل سفارتخانه ها و دفاتر نمایندگی ایران در سراسر جهان هستند.

آنها در بیانیه خود خواهان آزادی فوری و بی قید و شرط فعالین حقوق اتحادیه ای زندانی و رهبرانش از جمله: منصور اسانلو ، ابراهیم مددی، فرزاد کمانگر و پنج تن از نمایندگان اتحادیه کارگران شرکت نیشکر هفت تپه که اخیرا به یک سال زندان محکوم گشتند شدند، و نیز خواستار آزادی کلیه فعالان اتحادیه ای که در اول ماه می در تهران دستگیر شده اند می باشند. سازمان عفو بین الملل نیز از این کمپین حمایت کرده است.
گای رایدر دبیر کل آی تی یو سی گفت: هر کدام از این نهادها برای حمایت از همکارانشان در ایران کمپین کرده اند و امروز ما نیروهایمان را به هم پیوند می زنیم تا این حرکت را به شکل مؤثرتری پیش ببریم. ما تمامی راههای موجود برای یک گفتگوی معقول را، جهت ترغیب رژیم ایران برای برسمیت شناختن حقوق پایه ای اتحادیه کارگری در ایران آزموده ایم. پاسخ آنها فقط دستگیری و سرکوب است. عقیم ماندن این تلاش ها چاره ای برایمان نمی گذارد جز آمدن به خیابانها برای اینکه بگوئیم که جهان نظاره گر آنهاست که چه می کنند و چه برسر همکاران ما در ایران می آورند.
حزب خودی بدون کاندیدا ، حزب غیرخودی دو کاندیدا !!!
عدم حمایت جامعه روحانیت از کاندیدایی خاص
عضو شورای مرکزی جامعه روحانيت مبارز اعلام کرد که اين تشکل بر نظريه قبلی خود برای حضور در انتخابات رياست جمهوری دهم پايدار است و در اين انتخابات تصميم به حمايت از کانديدای خاصی ندارد. سيدرضا اکرمی ، عضو جامعه روحانيت مبارز درگفتگو با مهر اظهار داشت: نظريه قبلی جامعه روحانيت مبنی بر عدم حمايت از يک کانديدا در انتخابات رياست جمهوری دهم همچنان بر قوت خود باقی است و اين تشکل قصد دارد تا با انتشار بيانيه ای تنها مردم را به حضور حداکثری در انتخابات آتی فرا بخواند.

وی درباره اينکه آيا معرفی کابينه از سوی کانديداها می تواند منجر به تصميم گيری بهتر مردم در انتخابات رياست جمهوری دهم شود، افزود: در تبليغات انتخابات رياست جمهوری هر کانديدايی که نقاط مثبتی دارد و می داند که ارائه اين نقاط مثبت می تواند به تصميم گيری بهتر مردم منجر شده و فضا را برای انتخاب نهايی شفاف کند، بايد آن را ارائه نمايد.
اکرمی تصريح کرد: اگر چه تصميم نهايی درباره کابينه رئيس جمهور از سوی مجلس اتخاذ می شود اما معرفی تيم و کابينه رئيس جمهور به منظور روشن کردن گرايش رئيس دولت آينده به نيروها، کار خوبی است و قطعا در تصميم گيری بهتر مردم در انتخابات موثر خواهد بود.
حمایت نهضت آزادی از هر دو کاندیدای اصلاح طلب
همچنین عضو شورای مركزی نهضت آزادی ایران گفت: بر اساس مصوبه آخرین جلسه شورای مركزی نهضت آزادی ایران، این تشكل سیاسی در انتخابات آینده از هر دو كاندیدای اصلاحطلب حمایت میكند.
هاشم صباغیان در گفتگو با ایلنا افزود: نهضت آزادی ایران همچنان با تاكید بر تلاش برای مشاركت حداكثری مردم در انتخابات، به كاندیداهای اصلاحطلب توصیه جدی میكند كه از تخریب یكدیگر جلوگیری كنند.

وی گفت: درست است كه موسوی و كروبی نیت تخریب یكدیگر را ندارند ولی چون ممكن است برخی ستادهای انتخاباتی سلیقهای عمل كنند، بنابراین باید این دو كاندیدا به ستادهای انتخاباتی خویش در سراسر كشور توصیه كنند كه از ایجاد هرگونه فضای تخریب و تقابل پرهیز كنند.
وی افزود: نهضت آزادی ایران ضمن اینكه به روند برگزاری عادلانه و آزاد انتخابات، انتقادهای جدی را وارد میداند، بر این باور است كه در شرایط كنونی تضمین سلامت انتخابات مهمتر از هر مسئله دیگر است.
وزیر كشور دولت مهدی بارزگان در پایان تاكید كرد: در همین راستا انتظار میرود مجریان انتخابات در هر سه مرحله اخذ رای، شمارش آرا و اعلام نتایج، بستر برای حضور فعال و نظارت مستمر نمایندگان تمامی كاندیداها را فراهم نمایند
ادامه بازداشت بدون دلیل یک فعال دانشجویی
گزارشی از کميته گزارشگران حقوق بشر
علی کلایی فعال دانشجویی که دوشنبه گذشته در دادگاه انقلاب بازداشت شده بود، همچنان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شود.
به گفته مادر این دانشجوی زندانی درحالی که قاضی سبحانی ، اواخر هفته گذشته به آنها اعلام کرد که قراروثیقه 50 میلیونی را برای آزادی کلایی تأمین نمایند، صبح امروز و در پی مراجعه مجدد وی به دادگاه، مسئولان صدور قرار وثیقه را تکذیب کرده و گفته اند که خودشان با خانواده کلایی تماس خواهند گرفت.
مادر علی کلایی که این روزها با مراجعه مکرر به دادگاه انقلاب ، شرایط فرزندش را در بند 209 پیگیری می کند، درحالی که به شدت نگران اوست و هر از چندگاهی ، اشکها امانش نمی دهند، می گوید پسرش روز جمعه در تماسی از زندان اوین از ادامه نگهداری خود در بند 209 خبر داده است. او می گوید: به نظر می رسید پسرم از نظر روحی شرایط خوبی ندارد.
این مادر به همراه خانواده های بازداشت شدگان هفته های اخیر، برای اطلاع از آزادی فرزندش هر روز از صبح تا ظهر در برابر دادگاه انقلاب حضور دارد و مرتب از مأموران دادگاه می پرسد که آیا ماشینی از 209 به دادگاه آورده شده است؟ و با صدای بلند از چند تن از بازداشت شدگان روز جهانی کارگر که از زندان به دادگاه آورده شده اند، می پرسد که " آیا علی کلایی را دیده اند؟ " این بچه ها اما از پشت شیشه های ضخیم اتوبوس زندان ، صدای او را نمی شنوند و او چند بار فریاد می زند " علی کلایی ، او هم با شماست؟ "
علی کلایی دوشنبه هفته گذشته ، درحالی که به همراه دکتر نعمت احمدی(وکیلش) جهت رسیدگی به اتهاماتش در دادگاه انقلاب حاضر شده بود، توسط فردی که خود را مأمور پلیس امنیت معرفی می کرد، بازداشت و مستقیما به بند 209 انتقال یافت.
بازداشت وی در دادگاه انقلاب در شرایطی صورت می گیرد، که قرار بود در روز مذکور وی به دلیل پرونده مربوط به بازداشتش در آذرماه 86 مورد محاکمه قرار گیرد. با این حال، مأموران امنیتی بدون هیچ گونه دلیل مشخص و روشنی وی را مجددا دستگیر نمودند. کلایی در 13 آذرماه 86 نیز در تجمع دانشجویان طیف چپ به مناسبت 16 آذرماه، بازداشت و بیش از 50 روز در بند 209 زندان اوین به سر برده بود.
به نظر می رسد عدم ابلاغ قرار وثیقه به خانواده کلایی، تنها درجهت افزایش فشار و آزار و اذیت خانواده او صورت می گیرد و با اصل "مصونیت خانواده متهم از هر گونه آزار و تهدید" در تناقض قرار دارد.
برنامه های مهدی کروبی برای احیای حقوق زنان
مهدی کروبی کاندیدای دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری در بیانیهای مهمترین دیدگاهها و برنامههای خود را در مورد حقوق زنان منتشر کرد. متن بیانیه مهدی کروبی به شرح زیر است:

اسلام دین رحمت، رافت و عدالت است و هرکس اسلام را به گونهای متفاوت تفسیر و تاویل کند، جفای بزرگ در حق اسلام کرده است. یک زن – خدیجه (س) – اولین لبیک گوی دین محمد (ص) بود و با یک زن – فاطمه (س) – سر منشا خیر کثیر ذریه پیامبر (ص) بود. اسلام بر آن بود که در فضای جاهلیت عرب ، ارزش و منزلت انسانی زنان را به آنها بازگرداند، هرچند که در طول تاریخ اسلام ، به دلیل غلبه تفکر جاهلی و اسرائیلیات بر ذهن جامعه، زنان منزلت خود را بازنیافتند.
انقلاب اسلامی ایران براساس پیام رحمت و عدالت دین محمد (ص)، درصدد تحقق تساوی حقوق زنان و مردان بود و این خواسته بارها توسط بنیانگذار کبیر انقلاب اسلامی، امام خمینی (ره) بیان گردید. در شرایطی که در سالهای نخست انقلاب، تفکری متحجرانه حضور زنان را در عرصههای عمومی بر نمی تابید و به دنبال خانه نشین کردن زنان بود، امام خمینی (ره) با توجه به دیدگاههای روشنفکرانه و عدالت خواهانه خود، در برابر این نگرشهای تنگ نظرانه ایستادگی کرد و با صلابت و اقتدار پشتیبان حضور زنان در عرصههای مختلف بود و بارها تاکید کرد که زنان باید در مقدرات اساسی کشور نقش تعیین کننده داشته باشند.
انتخابات یکی از صحنههایی است که زنان همواره به عنوان بازیگران اصلی در آن نقش آفرینی کرده اند ولی کمتر از نتایج آن به نفع پیشبرد اهداف خود بهره گرفته اند. به عنوان کاندیدای دهمین دوره ریاست جمهوری معتقدم که باید حضور زنان را در جامعه احیا و تقویت کرد و نباید از آنان به عنوان پیاده نظام در عرصههای سیاسی – اجتماعی بهره جست یا از آنان به عنوان نردبان به قدرت رسیدن مردان سوءاستفاده کرد.
باتوجه به اینکه «تغییر» شعار اصلی من در انتخابات ریاست جمهوری است، این تغییر محقق نمیشود مگر آنکه منزلت و کرامت زنان احیا شود و حقوق تضییع شده آنها تامین گردد. براین اساس بازیابی حقوق انسانی زنان و دستیابی به منزلت و جایگاه واقعیشان، اصل بنیادین برنامههای انتخاباتی این جانب است.
از آنجا که احیای حاکمیت قانون و حقوق شهروندی که بخش عظیمی از این حقوق، حقوق زنان است، از مهمترین دغدغههای فکری ام میباشد، معتقدم که باید زنان توانمند و شایسته ایرانی از کلیه حقوق حقه خود در جهت رفع عقب ماندگیهای تاریخی برخوردار شوند.
اینجانب در گذشته، چه در زمانی که رئیس مجلس بودم و چه قبل و بعد از آن بارها حمایت خود را از زنان و حقوقشان اعلام کردهام. نه تنها ضرورت ورود زنان به مجلس خبرگان، شورای نگهبان و مجمع تشخیص مصلحت نظام را تاکید نموده ام، بلکه بارها با دولتمردان برسر انتخاب زنان در سمتهای مدیریتی جدل کردهام یا در برابر انتقاداتی که به زنان وارد شده از آنها دفاع نمودهام.
حضور زنان را در کابینه در قامت وزیر، معاون و مشاور رئیس جمهور را یک ضرورت میدانم و بارها در سخنانم بر این نکته پای فشرده ام و چنانچه برنامه ریزی براساس مدیریت دانش محور استقرار یابد پرواضح است که با توجه به پیشتازی زنان در عرصه علم و جمعیت برتر دانشگاهی. این قشر بخش وسیعی از مدیریت باید به زنان واگذار شود و محیط آزمون و خطای مدیریتی مردانه با محوریت زنان توانا به محیطی دانش محور و انسان مدار تبدیل شود.
تاکید به وزرا بر استفاده از زنان در سطوح معاونت ، مشاورت و مدیر کلی وزارتخانهها برای ساختن کادرهای مجرب و متخصص و توصیه آنها به تخصیص سهمیه مشخصی برای زنان مدیر میتواند یک راهکار عملی برای ارتقای شغلی زنان در سطح مدیریتی باشد.
اجرای اصول معطل مانده قانون اساسی که تامین کننده حقوق زنان هم سطح مردان است یکی دیگر از اولویتهای برنامه انتخاباتی من است. ضمن آنکه باید بررسی و بازخوانی بندهایی از قانون اساسی که به ظاهر با برخی حقوق زنان مغایرت دارد، مورد اهتمام نظام هم قرار گیرد.
در حال حاضر بیشترین توجه ما باید ارائه لوایح روزآمدی باشد که حقوق زنان را در سطوح مختلف تامین میکند. لوایح و مقرراتی که در جهت ایجاد عدالت، به رفع کلیه اشکال تبعیض جنسیتی اهتمام دارد. از جمله لوایحی که به ارتقای سطح مشارکت زنان در کلیه عرصههای سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی و بین المللی میپردازد.
جایگاه زنان خانه دار در تحکیم و آرامش خانواده و ثبات جامعه مهمتر از آن است که نیازی به توضیح داشته باشد زنانی که عمر و جوانی خود را برای رفاه و راحتی حال همسر و فرزندان خود فدا میکنند، باید نسبت به آینده خود اطمینان خاطر داشته باشند. حمایت و تقویت نقش و شان این زنان با محاسبه نتیجه اقتصادی کار آنها در خانه، ایجاد صندوق بازنشستگی خاص زنان خانه دار و بیمه زنان خانه دار از جمله مهمترین اولویتهای من در دولت آینده خواهد بود.
تاکید میکنم که حق آموزش در کلیه سطوح از جمله بدیهی ترین حقوق همه شهروندان است. سهمیه بندیها و بومی گزینی ناعادلانه منجر به تضییع حق بدیهی نیمی از جامعه و جمع کثیری از دختران نخبه میشود. به نظرم مسئولان کشور باید برای بی انگیزگی پسران راهکار دیگری بیندیشند و در آینده به جای محروم کردن جمع کثیری از دختران و زنان با استعداد، در فکر اشتغال خیل زنان تحصیلکرده برآیند.
ضمن ابراز تاثر از دستگیری یا ارعاب فعالان زنان به خاطر دفاع از حقوق خود، معتقدم که زنان از طیفهای مختلف فکری باید امکان برگزاری تجمعهای قانونی و مسالمت آمیز جهت ارائه دیدگاههای خود داشته باشند و بتوانند نشریات خاص خود را در چارچوب قانون اساسی منتشر کنند و چنین رخدادی کمک موثری به درک بهتر حکومت از مطالبات بانوان خواهد داشت.
هر نوع اهانت، تحقیر یا هتک حرمت زنان چه در خانواده و چه در جامعه از نظر اینجانب محکوم است. باید انواع خشونتهای خانگی و اجتماعی، قتلهای ناموسی، قتلهای خانوادگی، فحشا و خودفروشی به طور ریشه ای آسیب شناسی و بررسی شود و برای صیانت از زنان و حل این مشکلات برنامه ریزی همه جانبه شود.
برنامه ریزی و تلاش جهت حل مشکلات زنان در زمینههای بهداشت، ورزش، آموزش، تفریح، حمایت از زنان سرپرست خانواده و بدون سرپرست با ارائه طرح جامع توانمندسازی آنها، تدوین برنامههای مناسب برای اشتغالزایی زنان، تهیه طرحهای حمایتی مناسب جهت حمایت از زنان سالمند، معلول یا مبتلا به بیماریهای خاص، توانمندسازی و افزایش بهره وری زنان عشایر و روستایی، ایجاد فرصتهای شغلی در بخش کشاورزی، صنعت، خدمات و تقویت مهارتهای آنان با انواع آموزشهای حرفه ای، از جمله دیگر سر فصلهای برنامههای من در رابطه با زنان در دوران ریاست جمهوری است.
از مسائل مهمی که در مجلس ششم تصویب ولی در شورای نگهبان رد و فعلا در مجمع تشخیص مصلحت نظام، متوقف مانده است، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان است. پذیرش مشروط کنوانسیون با حق تحفظ عدم مغایرت با شرع و قانون اساسی در کنار اصلاح قوانین متناسب با شرایط روز جامعه، میتواند به اصلاح بسیاری از رویههای جاری کمک کند.
بدون تردید اگر تاکنون حقوق زنان را با ارائه طرحها و لوایح کارآمد تامین نموده بودیم، چهره زن ایرانی در دنیا مخدوش ترسیم نمی شد. به هر تقدیر، ایران به عنوان عضوی از نظام بین المللی، نمی تواند و نباید به خاطر برخی سوءتدبیرها، به ویژه در رابطه با مسئله زنان از جامعه جهانی منزوی باقی بماند.
در پایان بر این باورم که زن ایرانی شایسته شان و منزلتی بیش از آن است که تاکنون از آن برخوردار بوده است. علی رغم اینکه مسئله زنان یکی از سرفصلهای 35 گانه برنامه من در اداره کشور محسوب میشود که جداگانه تقدیم خواهد شد، اما به لحاظ اهمیت مسئله زنان، شرح تفصیلی تری از نگاه خود را به این موضوع تقدیم به دختران جوان و بانوان محترم داشتم و امیدوارم که در ایضاح مسئله کمک نموده باشد.
مهدی کروبی
ولی فقیه نظام: مانع از سرکار آمدن کسانی شوید که بخواهند در مقابل دشمنان تسلیم شوند و آبروی ملت را ببرند
ولی فقیه نظام امروز طی سخنانی در شهر بیجار گفت: کسانی را روی کار بیاورید که راه امام و ارزشها و اصول آن بزرگوار را ادامه دهند و ایستادگی در مقابل زورگویان جهانی را ارزش بدانند.

وی افزود: اگر ایستادگی آگاهانه مردم در پشت سر امام نبود، عناصر متزلزل سالهای اول انقلاب که عقیده ای به آرمانهای ملت نداشتند و به علت هراس از آمریکا، به فکر نرمش و تواضع در مقابل زورگویان جهانی بودند، همچنان در رأس کار می ماندند که در اینصورت از عزت و پیشرفت و ابهت جهانی ملت خبری نبود.
ولی فقیه نظام ادامه داد: این آگاهی عمومی، همچون تمامی صحنه های دیگر، باید در انتخابات نیز جلوه کند تا حضور آگاهانه ملت مانع از سرکار آمدن کسانی شود که بخواهند در مقابل دشمنان تسلیم شوند و آبروی ملت را ببرند.
خامنه ای گفت: اگر در پی انتخابات، کسانی در مراکز گوناگون سیاسی و اقتصادی روی کار بیایند که بجای ادامه راه امام و ترویج اصول و ارزشهای امام و انقلاب، بخواهند با تملق گویی دولتهای مستکبر غربی، به خیال خود موقعیتی برای جمهوری اسلامی دست و پا کنند، این برای ملت یک مصیبت است.
این سخنان در حالی عنوان میشود که تمامی نامزدهای انتخاباتی از فیلترهای متعددی همچون وزارت اطلاعات ، قوه قضائیه و شورای نگهبان عبور میکنند و عجیب مینماید که علی رغم وجود چنین موانعی کسی در پی انتخابات بر سر کار بیاید که بخواهد در مقابل دشمنان تسلیم شود و آبروی ملت را ببرد. مگر آنکه بخواهیم به کارآمد بودن و ولایت پذیری چنین نهادهای عریض و طویلی با دیده شک و تردید بنگریم!.
حمایت آیت الله منتظری از مهدی کروبی
رسانههای حامی مهدی کروبی خبر دادهاند که آیتالله منتظری در محافل خصوصی از کاندیداتوری کروبی حمایت کرده است.

به گزارش گروه سیاسی آفتاب، این منابع خبری گزارش دادهاند: آیتالله منتظری در جمع دوستان و نزدیکان خود در پاسخ به این سوال که شما از کدام کاندیدا در این دوره حمایت میکنید گفته است اگر نظر شخصی مرا میخواهید من از آن کسی حمایت خواهم کرد که هم اکنون عماد الدین باقی از او حمایت میکند. این درحالی است که باقی از مدتها پیش از کاندیداتوری کروبی حمایت کرده است.
این رسانهها همچنین افزودهاند: مختاری، نماینده سابق مجلس نیز که ارتباط دوستانه با بیت آیت الله منتظری دارد و از دوستان ایشان محسوب میشود نیز این خبر را تائید کرده است.
خبر تکمیلی
احمد منتظری فرزند آیتالله العظمی حسینعلی منتظری خبری که مبنی بر حمایت آیتالله منتظری از نامزدی مهدی کروبی در یکی از سایتهای اینترنتی منتشر شده بود را تکذیب کرد. وی ضمن تکذیب قاطعانه این خبر به «موج سوم» گفت: آیتالله منتظری همانطور که در هیچ یک از ادوار انتخابات ریاست جمهوری از هیچ نامزد مشخصی حمایت نکردهاند، در این دوره هم از فرد خاصی حمایت نکردهاند.
گفتنی است آیتالله العظمی منتظری پیش از این در دیدار با اعضای هسته مرکزی پویش «موج سوم» در آبانماه سال جاری بدون حمایت مصداقی از نامزد خاصی تأکید کرده بودند: برای پيروزی كانديدای اصلاحطلب بايد گزينهای كه عاقلانهتر است و احتمال پيروزی بيشتری دارد را انتخاب و بر آن اجماع كنيد.
اطلاعیه کمیته دفاع از انتخابات آزاد ، سالم و عادلانه
«کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه» با صدور اطلاعیه ای با اشاره به «نظارت استصوابی» در گزینش نهایی داوطلبان انتخابات و عدم تأیید صلاحیت نامزدهای غیرخودی، از عملکرد صدا و سیما در مواجهه با موضوع انتخابات، انتقاد کرده است. متن اطلاعیه به شرح زیر است:
به نام خدا
ارزیابی کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه از محدودیتها و موانع غیردموکراتیک در برگزاری سالم انتخابات ریاست جمهوری
انتخابات در جمهوری اسلامی ایران به دلایل گوناگون، از ضوابط و معیارهای انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، در فاصلهای محسوس قرار دارد. یکی از مهمترین دلایل این وضع، اعمال «نظارت استصوابی» در گزینش نهایی داوطلبان انتخابات و عدم تأیید صلاحیت نامزدهای «غیرخودی» توسط شورای نگهبان است. اما عدم رعایت عدالت در انتخابات، تنها منحصر به این نیست؛ چنانکه حتی نامزدهای تأیید صلاحیت شده یا نامزدهایی که تأیید صلاحیت آنها مفروض و قطعی به نظر میرسد ، از امکان حضور در رقابتی سالم و منصفانه محروماند. چگونگی مواجهه صدا و سیما به عنوان گستردهترین و پرمخاطبترین رسانه کشور با موضوع انتخابات و نحوه پوشش اخبار نامزدهای مفروض در انتخابات آتی، یکی از موانع و مشکلات جدی در تحقق انتخاباتی سالم است. رویکرد غالب در انتشار اخبار و برنامه ها در صدا و سیما به گونهای واجد جهتگیری به نفع نامزدی است که رئیس جمهور نیز است. از این رو عدم رعایت عدالت توسط رسانه ملی در انعکاس اخبار و اطلاعرسانی در مورد مواضع و دیدگاههای سایر نامزدها، موجب اعتراض و گلایه آنان و تمامی جناحها و شخصیتهای سیاسی شده است.
اضافه بر آن دغدغه ها و پرسش های مهم احزاب و شخصیتهای منتقد رییس کنونی دولت، درباره صیانت از آراء و همسو بودن ناظران و مجریان انتخابات، نهتنها پاسخی قانعکننده نیافته، بلکه با بیاعتنایی و حتی تهدیدهای غیرمستقیم (مبنی بر طرح موضوعی غیرقانونی) مواجه شده است. به عنوان نمونه رییس ستاد انتخابات کشور ، بهعنوان عالیترین مقام مجری انتخابات و نیز دبیر شورای نگهبان ، به عنوان مقام ارشد ناظر بر انتخابات ، جملگی در اظهارنظرهایی کاملاً صریح و بی پرده در چند هفته اخیر (چه در حمایت از رییس کنونی دولت و یکی از نامزدهای انتخابات ۲۲ خرداد و چه در واکنش به تلاش نهادهای مدنی برای صیانت از آرای شهروندان) بر نگرانی های موجود درخصوص سلامت انتخابات، افزودهاند.
کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه، ضمن حمایت از تشکیل و فعالیت نهادهای مدنی برای صیانت از آرای شرکتکنندگان در انتخابات ، هرگونه مانعتراشی بر سر راه نظارت سازمانهای مردمنهاد را در روند برگزاری انتخابات ، بهمعنای انجام انتخاباتی ناسالم، ارزیابی میکند، و خواهان اصلاح هرچه سریعتر روندهای غیردموکراتیک و تنگنظرانه موجود است.
کمیته دفاع از انتخابات آزاد، سالم و عادلانه
۲۷اردیبهشت۱٣٨٨
منصور اصانلو قادر به ادامه حبس نیست
کمپین بینالمللی حقوق بشر در ایران روز یکشنبه بیست و هفتم اردیبهشت طی بیانیهای از مقامات قضایی ایران درخواست کرد که منصور اسانلو را از زندان آزاد کنند.
در بیانیه این کمپین با اشاره به مرگ امیدرضا میرصیافی وبلاگنویسی که اسفند ماه گذشته در زندان اوین درگذشت، آمده است: مسئولین زندانهای ایران سابقۀ سیاهی در فراهم آوردن درمان پزشکی برای زندانیان عقیدتی دارند.
هفته گذشته نیز مادر منصور اسانلو در نامهای که خطاب به رئیس قوه قضائیه نوشت، خواستار آزادی فرزند خود شد. پرویز خورشید وکیل مدافع اسانلو میگوید وضعیت جسمی موکلش در شرایطی است که حتی پزشک زندان نیز گواهی داده که وی قادر به ادامه حبس نیست و باید هرچه زودتر آزاد شود ، اما تا کنون مسئولین قضایی به درخواست آزادی وی توجهی نکردهاند. اسانلو تا به حال یک عمل جراحی قلب باز و یک جراحی چشم انجام داده است.
منصور اسانلو رئیس هیأت مدیره سندیکای شرکت واحد از تیرماه ۱۳۸۶ در بازداشت به سر میبرد. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی به ۵ سال حبس محکوم شده است.
درخواست عفو بین الملل از احمد جنتی
خبرنامه امیرکبیر: سازمان عفو بين الملل در نامه ای به جنتی رياست شورای نگهبان، از وی خواسته است تا برگزاری انتخابات سالم و عادلانه را در ايران تضمين نمايد. اين سازمان در بيانيه خود خواهان آزادی بی قيد و شرط همه زندانيان سياسی شده و در خصوص شكنجه و رفتارهاي ظالمانه با آنان ابراز نگرانی كرده است.
اين سازمان همچنين به تداوم بازداشت ۴ دانشجوی دانشگاه پلی تكنيك در بند امينتی ۲۰۹ اوين اشاره كرده و خاطر نشان ساخته است كه مطابق با اظهارات دانشجويان آزاد شده، آنان در طول دوره بازداشت مورد شكنجه و رفتارهای غيرانسانی قرار گرفته اند. متن این بیانیه به این شرح است:
بیانیه میرحسین موسوی در مورد اقوام ایرانی
میرحسین موسوی کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری با صدور بیانیه ای با اشاره به وجود تبعیض و بی عدالتی در تمامی سطوح اقتصادی ، سیاسی ، فرهنگی و ... در میان اقوام مختلف ایرانی ، دیدگاهها و راهکارهای خود را برای رفع آن و رسیدن به یک برابری و عدالت پایدار بیان نمود. متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

بسمه تعالی
ايران، سرزمينی بزرگ با تنوع اقليمی و اقوام گوناگون میباشد. کشوری که در عين تنوع و رنگارنگی از پيوستگی و يکپارچگی برخوردار است. فرهنگ و تمدن ايرانی و اسلامی محصول تعامل همه ايرانيان است و بويژه سهم اقوام ايرانی با تمام گوناگونی هايشان در اين فرهنگسازی انکارناپذير است. عليرغم همزيستی مسالمتآميز و تاريخی ايرانيان و وجود همبستگی اجتماعی متأسفانه در بخشهايی از کشور که محل استقرار اقوام است با مشکلات خاصی روبرو هستيم.
از دير باز اکثر مناطق دور دست و مرزی کشور عليرغم برخورداری از منابع طبيعی سرشار و موقعيت ويژه جغرافيايی و بهرهمندی از نعمت مرزهای آبی و خاکی، در رتبههای پايين توسعه و در معرض شکافهای اقتصادی و اجتماعی و محروميتها و محدوديتها قرار داشتهاند. با وجودتمامی آرمانهای عدالتخواهانه انقلاب اسلامی اين شکافها و تأخير در توسعه اقتصادی و اجتماعی مناطق مرزی ، اين مناطق هنوز نتوانسته است در شأن جمهوری اسلامی ايران توسعه يابند.
مطالبات اقوام ايرانی از مطالبات تاريخی مردم ايران يعنی استقلال، آزادی، برابری و پيشرفت در پرتو اسلام و معنويت جدا نيست. ولی آنها علاوه بر عقبماندگیهای اقتصادی و توسعهای، از برخی نابرابری ها نيز رنج میبرند. اين خواسته ها را می توان به طور خلاصه در ۳ دسته ذيل تقسيم بندی کرد.
۱. توزيع عادلانه ثروت
۲. امکان مشارکت در قدرت و مناصب مديريتی کشور
۳. منزلت برابر اجتماعی و فرهنگی
توجه به مطالبات بر حق اقوام که تمامی آنها در متن قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران ملحوظ شده است، همبستگی ، وحدت ملی و امنيت ملی را تقويت می نمايد. يکی از مهمترين عواملی که در اصلاح وضع موجود مؤثر می باشد بازنگری در نوع تفکر مديريت کشور نسبت به اقوام است. اين رويکرد متناسب با اصل نوزدهم قانون اساسی است که با تأسی از آیه ۱۳ سوره حجرات تأکيد میکند «مردم ايران از هر قوم و قبيله که باشند از حقوق مساوی برخوردارند و رنگ، نژاد، زبان و مانند اينها سبب امتياز نخواهد بود.»
توجه معقول و برنامهريزی شده به مسائل و مشکلات اين مناطق همراه با پرهيز از دامن زدن به مطالبات دور از ذهن و برآوردن خواسته های اقوام در چارچوب قانون اساسی که ظرفيتهای زيادی دارد. در برنامه های آينده اينجانب گنجانيده خواهد شد.
تصويری از موقعيت کنونی در برخی از مناطق قومی ايران
۱. وجود بیعدالتی اقتصادی
برخوردار نبودن از منابع و فرصتهای اقتصادی برابر نسبت به ساير مناطق کشور
۲. احساس تبعيض منزلتی
برخوردار نبودن از منزلت اجتماعی برابر با ديگر شهروندان، موضع گيری نامناسب در برخی از رسانههای جمعی از جمله برنامههای تلويزيونی، فيلمهای سينمايی، مناسبات اجتماعی
۳. وجود تبعيض سياسی
برخوردار نبودن از امتيازات برابر و مساوی با ديگر شهروندان در دسترسی به مناصب (مديريتی) و اداره امور کشور بويژه در مورد هموطنان سنی مذهب
۴. احساس تبعيض فرهنگی
تعلل در اجرای کامل برخی از اصول قانون اساسی نظير اصل ۱۵ و ۱۲
راهبردها و سياستها
۱. تأمين مطالبات قانونی اقوام در چارچوب قانون اساسی (اصول ۱۲، ۱۵، ۴۸ و۱۰۰)
۲. باور به تنوع قومی در ايران و نگاه فرصتمحور به اقوام ايرانی به عنوان يک پديده خدادادی
۳. تهيه و تصويب لايحه مربوط به توسعه وظايف شوراهای اسلامی شهر و روستا به نحوی که الگوی مطلوب مديريت قومی در ايران را امکانپذير گرداند
۴. توسعه متوازن اقتصادی و اجتماعی در مناطق قومی و مرزی طی يک برنامه مشخص جهشی و مدتدار همراه با اولوِيت اجرای برنامه بازسازی و توسعه همه جانبه مناطق آسيب ديده از جنگ در غرب و جنوب کشور
۵. طرح توسعه محور شرق کشور شامل استانهای سيستان و بلوچستان و هرمزگان با استفاده از فرصت و نعمت مرزهای آبی و خاکی آن خطه
۶. ضرورت تقويت اعتماد، مشارکت و رضايت ميان حاکميت و اقوام از طريق توزيع عادلانه ثروت، قدرت و منزلت
۷. پرهيز جدی از تحريک و توهين فرهنگی ، اجتماعی و مذهبی اقوام ايرانی
۸. مشارکت اقوام و مذاهب در عرصههای تصميمگيری ملی و ايجاد احساس خودی دانستن ايشان و باور به نقش مؤثر آنان در سطح ملی
۹. حذف موانع گزينشی برای ورود به نهادها و سازمان های مختلف
۱۰. ايجاد فرصتهای آموزشی برابر همراه با حمايتهای ويژه و جلوگيری از طرحهايی مانند بومیگزينی در دانشگاهها
۱۱. ارائه فرصت به شايستگان و تحصيل کردگان اهل سنت برای تصدی مشاغل اداری و مديريتی در سطوح مختلف
۱۲. دفاع از استقلال تعليم و تربيت در مدارس دينی اهل سنت مطابق اصل ۱۲ قانون اساسی
اميد است توسعه اقتصادی و اجتماعی متوازن و پايدار ايران اسلامی در سايه شعار ايران پيشرفته با قانون، عدالت وآزادی با مشارکت همه اقوام ايرانی محقق گردد.
مير حسين موسوی
منشور حقوق بشر و حقوق شهروندی میرحسین موسوی
بیانیه حقوق بشر و حقوق شهروندی میر حسین موسوی منتشر شد. متن کامل اين منشور به اين شرح است:
تضمین حقوق بشر و آزادی یکی از آرمانهای اصلی انقلاب مشروطه و انقلاب شکوهمند مردم ایران در سال 1357 بوده است. در طول تاریخ همواره مردمان صالح منادی حقوق بشر و آزادی بودهاند و سرآمد همه آن صالحان و پاکان که زندگی خود را وقف تضمین آزادی و کرامت بشر کردهاند ، پیامبران ، با قامتی افراشته و ندایی دلنشین و پرطنین ، تأثیری ماندگار و فراگیر داشتهاند. انقلاب مردم ایران که مرحلهای مهم از حرکت آزادیخواهانه ساکنان این مرز بوم کهن است از جمله حرکتهایی است که با اتکا به تعالیم معنوی دین راه خود را باز کرد و پیش رفت.
حقوق بشر در ایران مضمون تازهای نیست ، اولین اعلامیه حقوق بشر را به کورش پادشاه نامدار ایرانی نسبت میدهند که در قرآن ذوالقرنین لقب گرفته است. منشور حقوق بشر کورش شهرت و اعتبار جهانی دارد. پس از آن، مضامین حقوق بشر که در متون دینی اسلام انعکاس داشت، ایرانیان را که از ظلم و استبداد ساسانیان به تنگ آمده بودند به خود جلب کرد و به تعالیم اسلام دل سپردند.
ایران معاصر ضمن اینکه با مضامین حقوق بشر به لحاظ تاریخ خود و هم به لحاظ آموزههای اسلامی آشناست، منشور ملل متحد، اعلامیه جهانی حقوق بشر، میثاق بینالمللی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی و میثاق بینالمللی حقوق مدنی و سیاسی را نیز رسما پذیرفته است. انقلاب مردم ایران نه تنها موازین حقوق بشری بینالمللی را هرگز مردود نمیدانست، استقرار و تضمین آن موازین را به عنوان یکی از مهمترین دستاوردهای بشری و به عنوان حاصل خرد جمعی همه انسانها در قالب شعار "آزادی" مورد تأکید قرار داد. اکثریت مردم به درستی باور داشتند که حقوق بشر ، به همان مفهوم جهانی خود ، به هیچ وجهی با خدا پرستی و پیروی از تعالیم معنوی اسلام تعارضی ندارد ، به همین علت نیز به جمهوری اسلامی آری گفتند و در نتیجه، موازین حقوق بشری در کنار موازین اسلامی وارد قانون اساسی ایران شد تا آزادی در ایران در پناه آموزههای معنوی اسلام و در قالب جمهوری اسلامی بیش از هر جای دیگر دنیا مورد تضمین و حمایت قرار گیرد.
حقوق بشر در اسلام به عنوان حقوقی خدادادی شناخته میشود بنابراین هیچ فرمانروا، دولت، مجلس یا قدرتی نمیتواند به هیچ طریق حقوق بشر را که از سوی خداوند اعطا گردیده، محدود یا نقض کند و هیچ فردی نمیتواند از این حقوق چشم پوشی نماید. این عقیده درقرآن ، درقالب کلمات ژرف و آسمانی "و لقد کرمنا بنی آدم" انعکاس یافته است.
حقِ "حیات" ، "آزادی" ، "مالکیت" ، "امنیت" ، "حق پیجویی رشد و سعادت" و "حق ایستادگی در برابر ستم"، حقوق طبیعی و سلب ناشدنی افرادند. دولت وظیفه دارد از طریق ایجاد و گسترش نهادهای لازم ، به نحوی سازمان یافته و مؤثر ، این حقوق را مورد حمایت و تضمین قرار دهد.

رئیس جمهور بر اساس سوگندی که یاد میکند، از جمله وظیفه دارد از آزادی و حرمت اشخاص و حقوق ملت حمایت کند، پاسخگو باشد و از خودکامگی بپرهیزد و قدرتی را که ملت به عنوان امانتی مقدس به او سپرده ، همچون امینی پارسا و فداکار به کار برد. من بر این اساس و بنا بر اختیار و تمایل قلبی خود، پیشاپیش با مردم پیمان میبندم که چنانچه برای تصدی مقام خطیر ریاست جمهوری مورد اعتماد و حمایت اکثریت قرار گیرم:
استقرار حکومت قانون را به عنوان شرط لازم تحقق حقوق بشر و حقوق شهروندی ، یکی از اهداف اصلی خود قرار دهم و اصلاحات حقوقی لازم را به عمل آورم تا قانون توسط همه مقامات و سازمانهای حکومتی مورد رعایت قرار گیرد ، از قانون استفاده ابزاری نشود و قانون براساس تفسیرهایی سازگار با موازین حقوق بشری به اجرا درآید.
از طریق ایجاد نهادهای مناسب ، شرایطی فراهم آورم تا قانون وسیله اعمال خشونتهای ناروا و موهن قرار نگیرد ، خشونت و بیعدالتی و تبعیض، قانونی نشود و موازین حقوق بشری و وجدان جمعی جامعه در کنار آموزههای معنوی اسلام در وضع مقررات و تهیۀ لوایح مدنظر قرار گیرد.
حریم خصوصی افراد را محترم شمارم ، آزادی بیان و اجتماعات را مورد حمایت قرار دهم ، از طریق توسعه و تقویت جامعه مدنی و با برگزاری انتخابات رقابتی ، آزاد و منصفانه و همچنین با حمایت از مطبوعات و رسانههای مستقل و با جلوگیری از سانسور ، حق دسترسی آزاد به اطلاعات و حق مردم بر تعیین سرنوشت خویش و حق نظارت و مشارکت سیاسی را تضمین کنم.
امنیت تنها امنیت دولت نیست ، امنیت انسانی است. امنیت را برای آحاد مردم برقرار سازم تا آزاد از ترس و رها از نیاز، تحت حمایت قانون زندگی و فعالیت کنند. در توسعه و تقویت شوراها بکوشم، در امور روستا خود را از روستایی داناتر ندانم و امور شهر را به مردم شهر واگذارم. مديريت محلی را تقویت کنم.
با اقلیت سیاسی و با رقبا و مخالفان خود منصفانه رفتار کنم و حقوق آنها را برای رقابت و یا مخالفت محترم شمارم. هیچ فردی را شهروند دست دوم تلقی نکنم. ممنوعیت اعمال هرگونه شکنجه اعم از روحی و بدنی را به اجرا در آورم. از حقوق زنان حمایت کنم و از تبعیض جنسیتی جلوگیری نمایم. فعالیتهای مستقل دانشجویی و دانشآموزی را مورد حمایت قرار دهم.
با پیریزی درست نظام اقتصادی ، با ایجاد امنیت اقتصادی و با گسترش و تقویت بازار رقابتی ، زمینه تأمین نیازهای اساسی: "غذا، مسکن، بهداشت و درمان، آموزش وپرورش و اشتغال" را فراهم آورم. با فساد اداری و مالی مبارزه کنم. ناتوانی و نیاز و آسیبپذیری هیچ شهروندی را وسیله سلطهگری و افزون طلبی سیاسی قرار ندهم. از سؤاستفاده از اطلاعات اقتصادی و امکانات عمومی جلوگیری کنم. از استخدام کشوری و سازمان اداری بهعنوان وسیلهای برای جلب حمایت افراد و یا به عنوان پاداش و امتیاز برای طرفداران خود استفاده نکنم. امکانات عمومی را وسیله استمرار قدرت خود نسازم.
امنیت شغلی را برای آحاد مردم بهویژه برای هنرمندان، روزنامهنگارن، فعالان سیاسی، ورزشکاران، معلمان، اساتید دانشگاه و کارگران تأمین کنم. حمایتهای تأمین اجتماعی را گسترش داده و تقویت کنم به نحوی که همه افراد مردم، بهویژه زنان، کودکان، روستائیان، کشاورزان، کارگران و سالمندان را به نحو مطلوب پوشش دهد.
زمینه ابراز شادی در جامعه را فراهم کنم و برای تقویت و ارتقا امید به زندگی و نشاط اجتماعی بکوشم و اخلاق حسنه را محفوظ دارم. به سنن ملی احترام گذارم و از آثار باستانی و میراث فرهنگی به نحو شایسته محافظت کنم. از حق برابر آموزش حمایت کنم و در جهت حذف گزینشهای عقیدتی و سیاسی ناروا اقدام نمایم. دانشجویان، معلمان و اساتید دانشگاه را آنچنان که در خور جایگاه بلند آنان است محترم شمارم. از پدید آورندگان آثار ادبی، هنری و علمی حمایت کنم تا بدون ترس از تعقیب و مجازاتهای ناروا، خلاقیتهای خود را پرورش و بروز دهند و آزادانه در زندگی فرهنگی جامعه شرکت جویند.
حقوق اقوام را به رسمیت شناسم و بر اساس الگوی مدیریت غیر متمرکز، اقوام را در اداره امور خود سهیم کنم. کرامت انسانی و حقوق شهروندی اقلیتهای دینی و آزادی عقیده و وجدان را به رسمیت شناسم و تفتیش عقاید و سرزنش و عقاب افراد به دلیل مسائل اعتقادی را ناپسند شمارم و از آن جلوگیری کنم. برخورداری از محیط زیست سالم را حق بشر و از جمله حقوق شهروندی به شمار آورم ، روند رو به گسترش تخریب محیط زیست را متوقف سازم و با جلب مشارکت عمومی از محیط زیست حفاظت کنم.
آگاهم که به ثمر رساندن این اهدف، با توجه به امکانات حقوقی و حقیقی موجود، کاری است بس دشوار، اما متعهدم در مقام اجرای اصول مندرج در فصل سوم قانون اساسی، سند چشم انداز و تعهدات حقوق بشری که ایران به موجب کنوانسیونهای بینالمللی پذیرفته است، با ایجاد معاونت حقوق بشر و حقوق شهروندی ریاست جمهوری، با احیای هیئت پیگیری و نظارت بر قانون اساسی ، از طریق تعامل و همکاری سازنده با همه دولتها و نهادهای بینالمللی فعال در زمینه حقوق بشر، نگرش اسلام ناب محمدی (ص) را به اين امر حياتی و بنيادين که در قانون اساسی جمهوری اسلامی ايران متجلی شده است تبيين نماييم و با تصویب و اجرای طرح ملی آموزش حقوق بشر و حقوق شهروندی، از طریق انتخاب وزرا و مدیران متخصص، شایسته و مدبر که به حقوق بشر و حقوق شهروندی متعهد باشند و با جلب همکاری سایر قوا ، از حداکثر ظرفیتهای موجود برای تحقق این اهداف و آرمانها استفاده کنم و در عینحال ظرفیتهای فعلی را تا حد ممکن افزایش دهم.
صادق باشم و شفاف عمل کنم، مشروعیت خود را در گرو اعتماد و حمایت مردم بدانم، مردم و به ویژه زنان و جوانان، سازمانهای غیر دولتی، شوراها، سندیکاها، اتحادیهها و اصناف و نهادهای مدنی را در تصمیمسازیها و اداره و رهبری کشور دخالت دهم ، حقوق اقلیت و حق مخالفت را محترم شمارم و زمینه گفت و گوهای عقلانی ـ انتقادی دربارۀ مصالح عمومی را فراهم آورم ، بکوشم تا دستآوردهای فرهنگ ایران و تعالیم معنوی اسلام در حمایت از کرامت بشر ، جایگاه جهانی خود را بیابد و به محافل ، اعلامیهها و میثاقهای بینالمللی راه یابد، برای گسترش فرهنگ تفاهم و روح بردباری و برای زدودن خشونت ، به ویژه خشونتهای عقیدتی و سیاسی سازمان یافته، تلاش کنم و با توکل به خدا و با تکیه بر مردم برای ساختن ایرانی آزاد و آباد بکوشم و نسبت به عهد خود، در برابر خدا و مردم، مسئول و پاسخگو باشم که به گفته پیشوایم حضرت علی (ع) "خدا هر جباری را خوار کند و هر خودکامهای را پست و بیمقدار سازد".
میر حسین موسوی 27/02/1388
درگذشت یکی از مراجع بزرگ غیر حکومتی
یاری نیوز: حضرت آیت الله العظمی بهجت ساعت 15 و ده دقیقه امروز یکشنبه به علت ایست قلبی به بیمارستان حضرت ولی عصر قم منتقل شد که تلاش پزشکان برای احیای ایشان موثر واقع نشد و این مرجع تقلید برجسته شیعیان به دیار دوست شتافت.

به گزارش پایگاه خبری یاری، حضرت آيت الله العظمى آقاى حاج شيخ محمد تقى بهجت (دام ظله) در اواخر سال 1334 ه ق در شهر فومن واقع در استان گيلان به دنيا آمد.
تحصيلات ابتدايى حوزه را در مكتب خانه فومن به پايان رساند و پس از تحصيلات ادبيات عرب در سال 1348 ه ق هنگامى كه تقريبا 14 سال از عمر شريفش مى گذشت، براى تكميل دروس حوزوى عازم (عراق) شد و حدود 4 سال دركربلا معلى اقامت نمود و علاوه بر تحصيل علوم رسمى از محضر استادان بزرگ آن سامان، از جمله مرحوم حاج شيخ ابوالقاسم خويى (غير از آيت الله العظمى خويى معروف) بهره برد و در سال 1352 ه ق براى ارائه تحصيل به نجف اشرف رهسپار گرديد و سطح عالى علوم و حوزه را در محضر آيات عظام از جمله حاج شيخ مرتضى طالقانى (ره) به پايان رساند و پس از درك محضر آيات عظام: حاج آقاى ضياء عراقى و ميرزاى نائيينى (رحمةالله) در حوزه درسى آيت الله حاج شيخ محمد حسين غروى اصفهانى وارد شد.
افزون بر اين ايشان از محضر آيات عظام حاج سيد ابوالحسن اصفهانى و حاج شيخ محمد كاظم شيرازى (رحمةالله) صاحب حاشيه بر مكاسب و در حوزه علوم عقلى، كتاب (الاشارات والتنبيهات) و (اسفار) را نزد آيت الله سيد حسين بادكوبهاى (ره) فرا گرفت و در زمان تلمذ به تدريس سطوح عالى پرداخت و در تاليف كتاب (سفينةالبحار) با محدث كبير حاج شيخ عباس قمى (ره) همكارى نمود و در زمينه تهذيب نفس در زادگاهش (فومن) از كودكى محضر عالم بزرگوار (سعيدى) و در كربلا از برخى علماى ديگر بهره برد، تا اينكه در نجف اشرف در سن 17 - 18 سالگى با آيت حق علامه قاضى (ره) آشنا شد و گمشده خويش را در وجود ايشان يافت و در سلك شاگردان اخلاقى - عرفانى ايشان درآمد و سرانجام در سال 1364 هق موافق با 1324 ه ش قلبى صيقل يافته از معنويت و سينه اى مالامال ازعشق به حضرت حق و با كوله بارى از علم و كمال به سرزمين خويش هجرت نمود و در زادگاهش تشكيل خانواده داد و در حالى كه آماده بازگشت به نجف اشرف بود هنگام عبور موقت در قم در زمانى كه هنوز چندين ماه از مهاجرت آيت الله بروجردى (ره) به قم نگذشته بود موقتا مقيم شد و خبر رحلت اساتيد بزرگ حوزه علميه نجف را يكى پس از ديگرى مىشنود و درشهر مقدس قم رحلت اقامت مىافكند.
در قم از محضر آيات عظام: حجةالاسلام والمسلمين كوه كمرهاى و آيت الله العظمى بروجردى به هم رسانيده و انگشت نما مى گردد. معظم پس از ورود به قم به تدريس خارج فقه و اصول پرداخت و به ترتيب شاگردانى بسيار قيمت گماشت و هنوز نيز تدريس درس خارج ايشان ادامه دارد.
محل تدريس درس خارج ايشان ابتدا در حجرات مدارس و بعد در منزل شخصى خود و اكنون در مسجد فاطميه واقع در گذرخان تشكيل مى گردد و محل اقامه نماز جماعت و مراجعات عمومى ايشان نيز همين مسجد است.
تاليفات معظم، عبارتند از :
يك دوره كامل اصول ، حاشيه بر مكاسب شيخ انصارى (ره) و تكميل آن تا آخر مباحث مربوط به مكاسب و متاجر، دوره كامل طهارت ، دوره كامل كتاب صلاة ، دوره كامل كتاب زكات ، دوره كامل كتاب خمس و حج ، حاشيه بر كتاب ذخيرة العباد مرحوم شيخ محمد حسين غروى ، چندين مجله تقريبا يك دوره فقه فارسى، حاشيه بر مناسك شيخ انصارى (ره) و...
گروه یاری رحلت فقيه عالم تشيع حضرت آيت الله بهجت را به حضرت وليعصر (عج)، مقام معظم رهبری ، مراجع عظام تقليد ، ملت ایران و بازماندگان ايشان تسليت میگويد.
وبلاگ دموکراسی نیز در گذشت این مرجع عالیقدر و غیر حکومتی جهان تشیع را به خانواده ایشان و تمامی مقلدین مومن و دوستدارانش تسلیت عرض میکند.
نگرانی از وضعیت سلامت روحانی منتقد در زندان یزد
گزارشی فعالان حقوق بشر در ایران
صبح امروز، مامورين زندان مركزي يزد به خانواده آقای بروجردی اطلاع دادند كه ايشان در درمانگاه اين زندان بستری شده است.
آقای بروجردی از تاریخ 15 اردیبهشت ماه در اعتراض به وضعیت خود اقدام به اعتصاب غذا نموده است، وی در طی ایام مذکور مورد ضرب و شتم قرار گرفت و به سلول انفرادی منتقل شد. این روحانی ناراضی از زمان مبادرت به اعتصاب غذا از حقوق قانونی خود همچون تماس یا ملاقات با خانواده یا وکیل محروم مانده است. ابتلاء آقای بروجردی به امراض کلیوی و قلبی و همچنین تداوم اعتصاب غذای ایشان بر نگرانی ها از وضعیت وی افزوده است.
یاس نو یک روزه آمد و رفت !
شهرام رفیع زاده - روز آنلاین: روزنامه یاس نو ، تنها پس از انتشار یک شماره از دوره جدید انتشار، بار دیگر متوقف شد. به اين ترتيب حزب مشارکت که بيشترين سهم را از مجلس ششم و دولت اصلاحات در اختيار داشت، در زمان احمدی نژاد، تنها يک روز از حق داشتن روزنامه برخوردار شد. علت توقیف مجدد اين روزنامه، "درخواست اعاده دادرسی و تجدید نظر خواهی در پرونده روزنامه یاس نو توسط سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران" اعلام شده است.

به گزارش سایت نوروز تنها ارگان خبری جبهه مشارکت، پس از درخواست اعاده دادرسی و تجدید نظرخواهی در پرونده روزنامه یاس نو توسط سعید مرتضوی دادستان عمومی و انقلاب تهران در روز شنبه 26 اردیبهشت 88 و انتقال موضوع به وزارت ارشاد، ملکیان معاون مطبوعاتی وزارت ارشاد و دبیر هیات نظارت با ارسال نامه ای به محمد نعیمی پور مدیرمسئول روزنامه یاس نو خواستار توقف انتشار روزنامه شد.
روزنامه یاس نو نزدیک به 5 سال و 3 ماه پس از توقیف در 30 بهمن سال 82 ، روز شنبه 26 اردیبهشت انتشار دوره جدید خود را آغاز کرده بود.
محمد نعیمی پور مدیر مسئول و صالح نیکبخت وکیل روزنامه یاس نو در 5 سال گذشته به طور مداوم پیگیر برگزاری دادگاه این روزنامه بودند و اواخر سال گذشته دادگاه، مدیر مسئول روزنامه یاس نو را به پرداخت یک میلیون و یک صد هزارتومانی جریمه نقدی محکوم کرد.
صالح نیکبخت وکیل این روزنامه در تنها شماره انتشار یافته از دوره جدید روزنامه یاس نو، تاکید کرد که پس از برگزاری دادگاه و صدور حکم برای مدیر مسئول روزنامه یاس نو چون هیچ گونه مجازات و محرومیت دیگری از سوی دادگاه تعیین نشده، بنابر ماده 44 اصلاحیه قانون مطبوعات انتشار مجدد آن بلامانع است.
ماده 44 اصلاحیه قانون مطبوعات تصريح دارد: "هرگاه حكم دادگاه مبنی بر برائت یا محكومیتی باشدكه مستلزم سلب حقوق اجتماعی نباشد، از نشریه درصورتی كه قبلا توقیف شده باشد بی درنگ رفع توقیف خواهد شد و انتشار مجدد آن بلامانع می باشد."
سهم حزب منتقد از مهرورزی دولت نهم
با انتشار و توقیف مجدد روزنامه یاس نو حزب اصلاح طلب جبهه مشارکت در دوره ریاست جمهوری محمود احمدی نژاد تنها یک روز اجازه داشتن روزنامه را یافت.
تک شماره دور جدید روزنامه "یاس نو" که در 16 صفحه رنگی و با عناوین سیاسی ، اجتماعی ، بین الملل ، حوادث ، اقتصادی ، ورزشی ، فرهنگ و هنر و اندیشه منتشر شد، با انتشار عکسی از محمد خاتمی رئیس جمهور سابق و میرحسین موسوی کاندیدای انتخابات دهم ریاست جمهوری در تیتر اول خود"خاتمی- موسوی برای ایران"را به ائتلاف این دو چهره سیاسی در انتخابات ریاست جمهوری اختصاص داده بود.
محمد نعیمی پور مدیر مسئول روزنامه یاس نو در سرمقاله شماره نخست دوره جدید آن با عنوان "بر همان عهده و پیمانیم" نوشته بود که "یاس نو با همان عهد و پیمان بازگشایی می شود تا فروبستگی تفکر و روشنفکری دینی در زمانه امروز را مانع شود و افقی را که بهجت و امید و دانایی راهی که در سال 57 گشوده شده ، پیش روی خود قرار دهد." نعیمی پور در بخش دیگری از این سرمقاله "قانون اساسی" ، "اصلاحات" ، "رای مردم" و "انتقاد" را چهار ستون پیمان نامه این روزنامه خوانده بود.
اولین شماره دوره نخست روزنامه یاس نو در سوم اسفندماه سال 1381 منتشر شده بود، اما پس از نزدیک یک سال انتشار در 30 بهمن سال 82 و درست در آستانه انتخابات مجلس هفتم به دستور دادستانی تهران توقیف شد.
پس از آن شعبه ششم دادسرای ویژه كاركنان دولت در نامه ای خطاب به وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی وقت ضمن تاکید بر توقیف این روزنامه ، از تشکیل 16 پرونده علیه این روزنامه خبر داد و اتهامات محمد نعیمی پور و روزنامه یاس نو را "نشر اكاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی" ، "افترا و توهین نسبت به برخی مقامات" ، "تحریص وتشویق افراد و گروهها به ارتكاب اعمالی علیه حیثیت جمهوری اسلامی"، "تبلیغ علیه نظام"، "ترویج مطالبی كه به اساس جمهوری اسلامی لطمه میزند"، و "درج مطالب علیه اصول قانون اساسی و توهین به رهبر جمهوری اسلامی" عنوان کرد.
علت اصلی توقیف یاس نو در سال 82 احتمال انتشار متن نامه سرگشاده و اعتراض آمیز بیش از 100 نماینده اصلاح طلب مجلس ششم عنوان شده بود که همزمان با رد صلاحیت از سوی شورای نگهبان و تحصن آن ها در مجلس نوشته شده بود.
جبهه مشارکت که یک سال پس از آغاز جنبش اصلاحی در سال 77 تشکیل شد، و از زمان توقیف روزنامه اقبال در خرداد 84 از داشتن روزنامه محروم شده است.
جبهه مشارکت و اعضای شورای مرکزی آن، از زمان تاسیس این حزب در سال 77 تا سال 84 اقدام به انتشار شش روزنامه کردند: "صبح امروز"، "مشاركت"، "نوروز"، "یاس نو"، "وقایع اتفاقیه" و "اقبال" که همگی توقیف شدند. يک روزنامه ديگر اين تيم، "روزنو"، که بعد از توقيف "نوروز" در حال انتشار بود نيز اساسا پيش از آغاز فعاليت، به حکم قضايی از ادامه انتشار باز ماند.
روزنامه "اقبال" آخرین تریبون حزب مشارکت در 30 خرداد 84 و در فاصله دور اول و دوم انتخابات ریاست جمهوری سال 84 توقیف شد.
محمدحسین صفارهرندى ، وزیر ارشاد دولت احمدی نژاد دو سال پیش اعلام کرده بود که از انتشار روزنامه ارگان احزاب استقبال و حمایت مى كند. پس از آن بود که جبهه مشاركت درخواست انتشار روزنامه اى جدید با نام "ایرانیان" را به هیات نظارت بر مطبوعات ارائه کرد ، اما راستگرایان حاکم تاکنون حاضر به صدور مجوز انتشار برای این روزنامه نشده اند.
مادر محمد پور عبدالله: چرا کسی به داد مردم نمی رسد؟
گزارشی از کميته گزارشگران حقوق بشر
محمد پورعبدالله از دانشجویان طیف چپ، که در بهمن ماه بازداشت شده بود، همچنان در زندان قزل حصار نگهداری می شود. به گفته مسئولان دادگاه انقلاب قرار است، پرونده وی ظرف چند روز آینده تعیین شعبه شود.
این دانشجوی زندانی دانشگاه تهران، که در جریان بازداشت دانشجویان طیف چپ در آذرماه 86 نیز بازداشت شده بود، در شرایطی در زندان قزل حصار نگهداری می شود که این زندان در طبقه بندی سازمان زندانها، محل نگهداری جرایمی چون قتل، قاچاق شرارت و ... است.
مادر این دانشجوی زندانی که طی سه ماه گذشته بارها با مراجعه به دادگاه، خواهان آزادی فرزند خود شده است، درحالی که به شدت از وعده های دروغ قاضی دادگاه شکایت دارد، می گوید: "چرا بچه من باید در زندان باشد، چون ایرانی است؟ اگر خارجی بود آزادش می کردند؟ "
او در مورد وضعیت محمد می گوید: "بعد از این مدت، دیروز توانستم با پسرم در زندان ملاقات کنم. در بند عمومی زندان قزل حصار نگهداری می شود. در ملاقات متوجه شدم که نمی تواند خوب راه برود، هر چه از او پرسیدم چه شده ، پاسخی نداد. وقتی شلوارش را بالا زد، دیدم از 28 اسفند ماه که بچه من را در بند 209 کتک زدند، تا حالا هنوز پای این بچه از زانو به پایین متورم است و زخمی است. خودش چیزی در این مورد نمی گوید ، اما من می دانم که در بند 209 به شدت بچه من را شکنجه کرده اند."
الان دندان درد دارد، دارو نمی دهند. هفته ای 5 نفر را به بهداری منتقل می کنند ، در آنجا هم هیچ رسیدگی به وضعیت آنان نمی کنند. دارو نمی دهند. من خودم دارو خریدم برای درد دندانش، اما اجازه نمی دهند دارو را به او برسانم. در یک زندانی که همه معتاد هستند و وضعیت بهداشتی زیر صفر است، پسر من به چه اعتبار و امنیتی برود دندانش را در بهداری زندان بکشد؟ وضعیت غذا هم که افتضاح است، من علاوه بر اینکه باید برای مایحتاجش به او پول بدهم، هفته ای 50 هزارتومان نیز پول می ریزم برای اینکه بتوانند مواد غذایی تهیه کنند و غذا در زندان درست کنند. آخر این شد وضعیت زندان؟!"
او ادامه می دهد: "اصلا جای بچه من در زندان نیست. بچه من به چه جرمی باید در زندان قزل حصار باشد؟ اگر اتهامش سیاسی است، چرا باید در زندان قزل حصار باشد، چرا به اوین منتقلش نمی کنند؟ دادگاه انقلاب به آقای مصطفایی( وکیل محمد) قول داد که برایش وثیقه تعیین می کند. دو روز پشت سرهم بچه من را آوردند دادگاه، شما تصور کن که یک مادر؛ بچه اش را در چنین شرایطی ببیند، البته همه انسان هستند، ولی یک پسر 23-24 ساله دانشجو را با یک مرد 70 ساله معتاد دست بند زدند، آنجا صندلی خالی هست، اما اجازه نمیدهند اینها بنشینند، روی زمین نشستند، روی خاک. مگر اینها انسان نیستند؟ "
"بعد گفتند گواهی پزشک متخصص مادرش را بیاورید، که تأیید میکند عدم آزادی محمد میتواند برای من خطر جانی داشته باشد، این گواهی را هم ضمیمه پرونده کردیم و گفتند که با قرار وثیقه آزاد می شود. اما بعد حرفشان را تکذیب کردند که اصلا وثیقه ای صادر نشده! قاضی سبحانی هم می گوید من برای آزادیش حرفی ندارم اما معاون دادستان (حسن زارع دهنوی) مخالف است!"
این معلم بازنشسته در مورد انتقال پسرش به بند 209 برای بار دوم میگوید: "دوباره همان بازجویی های قبلی را تکرار کردند که اتهاماتش را بپذیرد، اما محمد می گوید من کاری نکردم که امضا کنم. می گویند وبلاگ نوشتی، الان دیگر همه وبلاگ می نویسند، فقط می خواهند خانواده را اذیت کنند، اینها مردم آزارند، آیا اینها مسلمانند؟ اولین شرط مسلمانی این است که اگر کسی را زدی، بدنش را زخمی کردی باید دیه آن را بپردازی، الان دیه پای بچه من را چه کسی می دهد؟ من بقیه بدنش را ندیدم، فقط پاهایش را دیدم، بچه من نمی تواند راه برود، دیه اش را چه کسی می دهد؟ قاضی سبحانی یا آقای شاهرودی؟ چرا کسی به داد مردم نمی رسد؟ "
احمدی نژاد بلای جان شیخ اصلاحات
فریادهای مهدی کروبی در جریان انتقاداتش از دولت محمود احمدینژاد طی روزهای گذشته به سلامتی وی آسیب زده است. به گزارش سایت آفتاب مهدی کروبی به دلیل سخنرانیهای مکرر و فعالیتهای انتخاباتی در استانهای مختلف و دیدار با اقشار مختلف از ناحیه حنجره دچار صدمه شده است. این گزارش میافزاید، پزشکان از کروبی خواستهاند چند روزی را استراحت کند
همچنین صبح دیروز دو موتور سوار ناشناس به خودروی مهدی کروبی حمله کردند که به دنبال آن خساراتی به خودروی تیم حفاظت و شخصی مهدی کروبی وارد شد. حسین کروبی فرزند مهدی کروبی که خود شاهد این ماجرا بود با اعلام این خبر گفت: صبح روز گذشته با حضور در خیابان سازمان آب به استودیوی ضبط برنامه تلویزیونی آقای کروبی رفتیم، هنگامی که آٔقای کروبی در استودیو در حال ضبط برنامه بود دو موتور سوار ناشناس به ماشین او و تیم حفاظت وی حمله کردند.
وی تصریح کرد: این دو موتور سوار ناشناس در حالی که دو آجر بزرگ را در دست داشتند آنها را به سمت ماشین تیم حفاظت و خوردوری شخصی آقای کروبی پرتاب کردند که در این حال شیشه هر دو خودرو شکست و خساراتی به آنها وارد شد. وی افزود: این دو موتور سوار ناشناس که از نیروهای خودسر بودند پس از این اقدام به سرعت محل را ترک کردند و امکان توقف انها نیز وجود نداشت.
ممنوع الملاقات شدن یک دانشجوی دربند
گزارشی از کميته گزارشگران حقوق بشر
مادر مسعود دهقان دانشجوی بازداشتی که روز گذشته جهت ملاقات با فرزندش به زندان اوین مراجعه کرده بود، موفق به دیدار وی نشد. هفته گذشته، مسئولان دادگاه انقلاب به مادر این دانشجوی بازداشتی اعلام کرده بودند که می تواند روز شنبه فرزندش را در بند 209 ملاقات کند، با این حال روز گذشته پس از مراجعه مادر دهقان به زندان اوین، به وی اعلام شد که فرزندش ممنوع الملاقات است.
گفتنی است مسعود دهقان در جریان بازداشت دانشجویان پلی تکنیک، در اول اردیبهشت ماه بازداشت و هم اکنون در سلول انفرادی بند 209 زندان اوین نگهداری می شود. وی از اعضای سابق انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر است.
لازم به ذکر است، تاکنون پنج تن از دانشجویان بازداشت شده با قرار وثیقه از زندان آزاد شده اند. مجید توکلی، عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی و مسعود دهقان دانشجویانی هستند که همچنان در بازداشت وزارت اطلاعات به سر می برند.
پرتاب گاز اشک آور در مراسم سخنرانی موسوی
سلام نیوز: در اواسط سخنرانی مهندس ميرحسين موسوی تعدادی از گروههای فشار كه در انتهای شبستان بارها سخنرانی مهندس ميرحسين موسوی را قطع كرده بودند با خشونت كشيدن جلسه قصد داشتن مانع از سخنرانی مهندس ميرحسين موسوی شوند.
كانديدای دهمين دوره انتخابات رياستجمهوری در اين ميان بارها مردم را به آرامش دعوت كرد و با خونسردی از آنها خواست كه از ايجاد تنش و درگيری با برهم زدگان اين نشست خودداری كنند. حاميان مهندس ميرحسين موسوي كه به شدت مشتاق شنيدن سخنان داوطلب دهمين دوره انتخابات رياستجمهوري بودند در اقدامی خودجوش چند نفر از اغتشاش گران را از مسجد بيرون كردند تا فضای جلسه برای مردم ايمنتر شوند.
همچنین در حین سخنرانی میرحسین در مسجد امام جعفر صادق(ع) عده ای ناشناس به قصد ایجاد تنش و تشویش اذهان اقدام به پرتاب و انفجار گاز اشک آور نمودند که به دلیل ازدحام جمعیت موجب آسیب مردم شد. علی رغم فضای ملتهب ایجاد شده مهندس موسوی به سخنرانی خود ادامه داد و مردم نیز بر عزم خود مبنی بر تداوم سخنرانی پافشاری کردند.
وهب احمدی نام معلم فداكاری است كه به چشمانش گاز اشک آور زدهاند. وی به همراه تعدادی دانشآموز به مسجد آمده بودند تا از مهندس ميرحسين موسوی استقبال كنند. احمدی گفت: حين حمله تنشآفرينان در مراسم ميرحسين از آنها خواستم اجازه دهند مهندس موسوی سخنان خود را بيان کند و بگذارند ميرحسين پس از سالها حرفش را بزند كه تنش آفرينان به سمت من حمله كرده و به چشمان من گاز اشک آور زدند.
وی در ادامه با اشاره به پلاکاردهايي که تنش آفرينان با خود به همراه داشتند گفت: تنشآفرينان در پلاكاردهاي جداگانه نوشته بودند " نظر شما درباره احمدی نژاد چيست؟ صادقانه بگوييد". وی با اشاره به خرابکاری تنش آفرينان در مراسم ميرحسين گفت: آنها با كندن پلاكاردها و قطع بلندگو قصد داشتند سخنرانی مهندس ميرحسين موسوی را قطع كنند.
برخی از ساكنين ملارد خبر از جمع آوری پلاكاردهايی كه توسط مردم برای استقبال از ميرحسين موسوی تهيه و نصب شده بود توسط بخشداری دادند به صورتی كه از طرف بخشداری اجازه پخش قرآن از مسجد ملارد نيز داده نشده بود. شايان ذکر است اغتشاش گران در جلسه ميرحسين موسوی توسط مردم محلی به بيرون از محل سخنرانی رانده شدند.
حمایت قاطع حوزه علمیه و موتلفه از احمدی نژاد
جامعه مدرسين حوزه علميه قم با صدور اطلاعيهای رسما حمايت خود را از کانديداتوری محمود احمدی نژاد در دهمين دوره انتخابات رياستجمهوری اعلام کرد. پیش از این نیز برخی تشکلهای راست سنتی و افراطی همچون جمعیت موتلفه اسلامی و جمعیت ایثارگران انقلاب اسلامی حمایت قاطع خود را از محمود احمدی نژاد اعلام نموده بودند. متن اطلاعيه جامعه مدرسين حوزه علميه قم بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
پس از بررسی های لازم اکثريت اعضای محترم جامعه مدرسين حوزه علميه قم حمايت خود را از کانديداتوری جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد اعلام نمودند.
محمد يزدی رييس شورای عالی جامعه مدرسين حوزه علميه قم

همچنین برخی خبرها حاکی از آن است که اکثریت اعضای جامعه روحانیت مبارز تهران همچون آیت الله مهدوی کنی ضمن دفاع از عملکرد چهار ساله محمود احمدی نژاد در صدد اعلام حمایت از او در انتخابات ریاست جمهوری هستند و علت تاخیر در این اقدام تنها مخالفت عده قلیلی از اعضای این تشکل باسابقه روحانی است.
واتر گیت ایرانی
یاری نیوز: ماجرای شنودهای انتخاباتی ایران برخلاف واقعه واتر گیت که بسیار جدی بود و باعث استعفای رییس جمهور آمریکا گردید، در ایران هیچ وقت بصورت جدی بررسی نشده است.
به گزارش فرارو ؛ بین سال های 1972_1975 در آمریکا اتفاقاتی افتاد که فاش شدن آن به یک بحران سیاسی در آمریکا بدل گشت، پیامد این رسوایی استعفای ریچارد نیکسون رییس جمهور جمهوری خواه وقت آمریکا بود.

واترگیت هتلی است در واشنگتن که در سال 1972 محل استقرار ستاد انتخاباتی دموکرات ها بود، در جریان آن انتخابات تعدادی از ماموران اف بی آی وارد واترگیت شدند و دستگاه شنود کار گذاشتند و مقادیری از اسناد موجود را به منظور بهره برداری های مختلف به سرقت بردند. این اقدم غیر قانونی با پیدا شدن یک نوار کاست توسط یک مامور حراست هتل بطور تصادفی لو رفت و روزنامه واشنگتن پست از طریق دو تن از روزنامه نگاران خود به نامهای باب وودوارد و برنشتاین آن را به اطلاع افکار عمومی رساندند. اما نکته جالب توجه درباره واترگیت این است که این اقدام هواداران نیکسون او را مجبور به استعفا کرد و ماجرای واترگیت را برای همیشه به لکه ننگی در تاریخ سیاسی عملکرد جمهوری خواهان تبدیل کرد.
امروز نیز خبر هایی مبنی بر شنود در ستادهای انتخاباتی ایران به گوش می رسد، هرچند که این موضوعی تازه نیست قضیه شنود های انتخاباتی همیشه در آستانه انتخابات مطرح می شود.
چهار سال پیش در شامگاه 17 خرداد مامورین حراست ستاد انتخاباتی هاشمی در خیابان فرشته و مقابل ساختمان ستاد به دو خودرو ی پیکان و گلف مشکوک شدند و ابتدا از آنان می خواهند که خود را معرفی کنند. سرنشينان خودرو با ارائه کارت خبرنگاری خود را خبرنگار شبكه خبر معرفی مي کنند و پس از چند دقيقه و متعاقب كشف دستگاههای ضد جاسوسی در هر دو خوردو خود را ماموران وزارت اطلاعات معرفی می کنند و در حالی که کلانتری محل از سرنشينان خودرو آشکارا حمايت می کند و خواستار پايان ماجرا می شود با مقاومت اعضای ستاد هاشمی نماينده سردار طلايی فرمانده انتظامی تهران بزرگ و جهانبخش خانجانی سخنگوی وزارت كشور در محل حاضر شدند كه مشخص می شود که اين افراد ماموران نيروی انتظامی بودند و از پلیس اطلاعات و امنیت عمومی ناجا حکم داشتند.
در سال 86 هم پس از انتشار اخبار پشت پرده انتخابات داخلی جبهه مشارکت توسط سایت الف که متعلق به احمد توکلی عضو شاخص اصوگرایان است باعث ایجاد جنجال توسط اصلاح طلبان شد و مصطفی تاج زاده عضو ارشد جبهی مشارکت این حرکت را سعید امامی وار تفسیر کرد و توکلی را متهم به شنود جلسه انتخاباتی جبهه مشارکت کرد و گفت که " این عمل توکلی اصولگرایی نیست بلکه ماکیاولیسم اسلامی است ".
اما این اعتراض ها نسبت به شنود های انتخاباتی در آستانه انتخابات دهم ریاست جمهوری همچنان ادامه دارد و این بار حمید رسایی نماینده اصولگرای مجلس مدعی شد که سایت عصر ایران تلفن او را شنود کرده است.
در پی اظهارات تند حمید رسایی بر ضد محمد خاتمی در مجلس، سایت عصر ایران گزارش داد که تعدادی از چهره های شاخص جریان اصول گرا با رسایی تماس گرفته اند و به او توصیه کرده اند که این ادبیات و اینگونه صحبت کردن نه تنها به سود جریان اصول گرایی نیست بلکه باعث ضربه زدن به این جریان می شود. انتشار این خبر باعث شد که حمید رسایی واکنش نشان دهد و ادعا کند که سایت عصر ایران تلفن او را شنود کرده است.
جدیدترین خبر راجع به شنودهای انتخاباتی متعلق به سایت آینده است، آینده دیروز مدعی شد که عناصر خودسر یکی از نهادها به شنود در ستاد های انتخاباتی می پردازند و به انتشار آن خبر ها در بولتن های داخلی می پردازند و برخی از خبرگزاری ها وروزنامه ها نیز با اندکی دخل و تصرف آنها را منتشر می کنند.
ماجرای شنودهای انتخاباتی ایران برخلاف واقعه واتر گیت که بسیار جدی بود و باعث استعفای رییس جمهور آمریکا گردید، در ایران هیچ وقت بصورت جدی بررسی نشده است و هیچ کسی نیز به مقابله با آن نپرداخته گویی که این مورد در ایران موضوعی غیر عادی نیست بلکه امری طبیعی وهمیشگی است.
سکوت و انفعال ممنوع
خبرنامه امیرکبیر: انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران با صدور بیانیه ای در نشست سراسری دفتر تحکیم وحدت، نسبت به تداوم بازداشت دانشجویان دربند اعتراض کرد. در این بیانیه که در نشست دو روزه دفتر تحکیم وحدت توزیع شد، آمده است: سکوت و انفعال در فضای فعلی دانشگاه حاصلی جز تداوم سیاستهای ظالمانه دولت مهرورز نخواهد داشت. متن این بیانیه به شرح زیر است:
ماه هاست که دوستانمان؛ عباس حکیم زاده دبیر سیاسی دفتر تحکیم وحدت ، شبنم مددزاده نایب دبیر هیئت رئیسه شورای تهران دفتر تحکیم وحدت ، و مهدی مشایخی و مجید توکلی اعضای انجمن اسلامی منتخب دانشجویان دانشگاه پلی تکنیک و مسعود دهقان عضو سابق این انجمن و محمد پورعبدالله فعال دانشجويي دانشگاه تهران در زندان به سر می برند. دیدار با دوستان آزاد شده دانشگاه پلی تکنیک شاید مرهمی بر غم جانکاه وجودمان می بود اما مشاهده زخمهای تن و روح آنان ، حاکی از ادامه فشارها بر سایر یاران دربندمان است.
متأسفانه با رونق گرفتن بحث انتخابات در فضای سیاسی ، این دردها در حال فراموشی است. همین فراموشی حاکم بر فضای سیاسی دستاویزی است برای اعمال فشار و شکنجه های روحی و روانی بیشتر و صدور احکام سنگینتر برای این دوستان عزیزمان. مزدوران افسار گسیخته اقتدارگرایان نیز هر روز با طرح اتهامات بی اساس جدید و بی اساستر در پی تخریب چهره جنبش دانشجویی و فعالان پیشروی آن هستند، در حالی که در تمامی مدت بازداشت، این عزیزان هیچ ملاقاتی با خانواده و وکلای خود نداشتهاند و تحت شکنجههای وحشیانه و در سلول انفرادی از حقوق مسلمی که برای جنایتکاران مخوف نیز رعایت می شود، محروم ماندهاند.
در چنین فضایی هرگز فراموش نخواهیم کرد داعیهداران آزادی و اصلاحطلبی از جمله محمد خاتمی را که در طول دوران فعالیت انتخاباتی و بعد از آن نه حاضر به دیدار با خانواده این دانشجویان شد و نه حاضر شد کلامی در اعتراض به این وضعیت دانشجویان به زبان بیاورد.
جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هم با داشتن ادعای دفاع از حقوق شهروندی و دانشجویان در قبال همه این قضایا همچون سالیان گذشته سکوت اختیار کردهاند هر چند شايد انتظاری هم از ایشان در این باب نمیرفت چرا که مانند سایرین کوس اصلاح طلبی و آزادیخواهی اش گوش فلک را پر نکرده بود.
در این میان هم گرچه مهدی کروبی در تکریم خانواده دانشجویان در بند و تلاش برای آزادی آنها همچون گذشته از سایرین پیشروتر بود و به انجام وظیفه پرداخت اما گمان می رود که با افزایش دغدغه انتخابات مواضع ایشان نیز کمرنگتر شده است و جدیتی را که در زمان اصلاحات در پیگیری آزادی زندانیان داشتهاند تقلیل یافته است. در عین قدردانی از ایشان باز هم انتظار این میرود که در حد بالاتری، فارغ از جریانات سیاسی موجود و با قاطعیت همیشگی در اعتراض به این شرایطِ بی شرمانه بکوشند.
به تمامی فعالان سیاسی، مدنی و حقوق بشری از جمله فعالان دانشجویی گوشزد می کنیم که سکوت و انفعال در فضای فعلی دانشگاه حاصلی جز تداوم سیاستهای ظالمانه دولت مهرورز نخواهد داشت.
شرایط فعلی حاکی از این است که عوامل دولت احمدی نژاد در پی رسوایی های به بار آمده از بی کفایتی و بی تدبیری خودشان با واهمه از دست دادن قدرت در حال افزایش اقدامات وقیحانه خود در ساحت دانشگاه و وارد کردن ضربههای بزرگ به پیکر جنبش دانشجویی هستند. بنابراین به تمامی دستاندرکاران ظلم و ستم هشدار میدهیم که وجدان بیدار دانشجو و حافظه تاریخی ملت برخوردهای خصمانه آنان را با دانشجویان زندانی که جزو ستارگان شامگاه تاریک وطن می باشند را فراموش نخواهد کرد.
ارغوان؛
بامدادان که کبوترها بر لب بام سحر غلغله میآغازند
جام گلرنگ مرا بر سر دست بگیر
به تماشاگه پرواز ببر
آه! بشتاب که همپروازان نگران غم همپروازند…
وضعیت بازداشت شدگان روز جهانی کارگر
سایت تغییر برای برابری: امروز 26 اردیبهشت 16 روز پس از بازداشت زنان و مردان در روز جهانی کارگر ، حدود 50 نفر از اعضای خانواده های بازداشتی مجددا در برابر دادگاه خانواده گرد آمدند. یکی از حاضران در آنجا می گوید: ابتدا به مادرانی که مراجعه می کردند یا جوابی نمی دادند و یا می گفتند یک ساعت یا دو ساعت دیگر بیایند. جواب های سربالای ماموران دادگاه که خشم خانواده ها را برانگیخته بود باعث اعتراض آنها شد و ماموران به جای آن که فضا را آرام کنند و جوابی بدهند با برخی از جوانان حاضر برخورد کرده و حتی هومن اشرفی برادر یکی از بازداشتی ها را گرفتند.
وقتی اعتراض و داد و بیداد مادران بالا گرفت و کمی شلوغ شد حدود 6 ماشین پلیس و یک ماشین از کوماندوها در محل مستقر شدند و کوماندوها هم به میان مادران آمدند. اما مادرها نه تنها واهمه ای نداشتند که به اعتراض شان ادامه دادند. بعد نوبت به زنان پلیس رسید که به میان خانواده ها آمدند اما مادران آنان را نیز به جوابگویی واداشتند.
پافشاری خانواده ها سرانجام پاسخ داد . اسامی بعضی از خانواده ها را خواندند تا آخرین وضعیت بازداشتی ها را اعلام کنند. به آنها گفته بودند کسانی که اسمشان در لیست است فردا صبح با قید کفالت آزاد می شوند.
مادر نیکزاد زنگنه می گوید: اسم 35 نفر را لیست کرده اند و نیکزاد هم در میان آنها بود. آنها به ما گفتند فردا با فیش حقوقی و کفیل به دادگاه مراجعه کنیم تا فرزندمان آزاد شود. اسم جلوه جواهری و کاوه مظفری در لیست نبود. مادران آنها عصبانی می پرسیدند آخر چرا؟ مادر جلوه می گوید: به ما گفتند بعدا به شما اطلاع می دهیم. آنها خودشان از دخترم عذرخواهی کرده بودند که اشتباهی او را گرفته اند پس حالا چرا آزادش نمی کنند. پگاه دختر مریم محسنی می گوید: نام مادرم هم بود. اسم همه زنان بازداشتی به جز جلوه جواهری در لیست بود. حال معلوم نیست آیا وعده ها عملی می شود یا خیر.
نمره زن شما چنده؟!
وبلاگ درخت بدون سایه: دیروز عصر که تلویزیون را روشن کردم و صدای آقای قرائتی را شنیدم. داشت می گفت چرا حجاب ضروری است؟ می گفت مثلا مردی زنی دارد که نمره اش ۱۴ است. اگر زن ها بی حجاب بیایند توی کوچه و خیابان آن مرد چشمش به زن هایی می افتد که نمره ی بالاتری دارند!!.

مثلا زنی را می بیند که به لحاظ تیپ و زیبایی نمره اش ۱۶ است یا ۱۸ است و اعصابش خورد می شود و با خودش وارد جنگ می شود که این چه زنی است که من گرفته ام؟!! همین می شود که وقتی به خانه برمی گردد تا زنش حرف می زند مرد شروع به داد و هوار می کند. چرا که در بیرون از خانه زن هایی دیده که نمره ی بهتری از زنش داشته اند!!!.
بعد آقای قرائتی مثالی زد که وضع بدتر شد.گفت: مثل این که کسی توی ماشین معمولی اش نشسته و در خیابان هی چشمش دنبال ماشین های مدل بالاتر است و دائما می گوید ببین این بی ام و و یا بنز فلان مدل را؟!!
توهین و تحقیر به زنان ایرانی از این بیشتر میشود؟
بی خبری از وضعیت یکی از دانشجویان دربند
گزارشی از کمیته گزارشگران حقوق بشر
حمید ملک زاده دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی دانشگاه تهران و مدیر مسئول نشریه دانشجویی توقیف شده " توقیف شد" ، روز اول ماه می در تجمع روز جهانی کارگر در پارک لاله تهران بازداشت شده و تاکنون هیچ اطلاعی از وضعیت وی در دست نیست. تلاشهای مادر وی برای کسب اطلاع از وضعیت فرزندش تاکنون بی نتیجه بوده است. لازم به ذکر است، پدر این دانشجوی بازداشتی از شهدای جنگ ۸ ساله ایران و عراق است.
گفتنی است ، به دعوت تشکل های مستقل کارگری ، قرار بود در روز جهانی کارگر، تجمعی در پارک لاله تهران برگزار شود که با دخالت و خشونت نیروهای امنیتی، بیش از ۱۰۰ تن در این تجمع دستگیر شدند. این افراد پس از ۲۴ ساعت بازداشت در بازداشتگاههای میدان حر و وزرا، به زندان اوین انتقال یافتند و تاکنون کمتر از ۲۰ نفر از آنان آزاد شده اند. افراد بازداشت شده که دانشجویان ، فعالان زن ، فعالان جنبش "لغو کار کودک" و فعالان کارگری و سندیکایی را شامل می شوند، هم اکنون در بند ۲۴۰ زندان اوین نگهداری می شوند.
لیبرال مسلمان یعنی مشرک مسلمان!
سید احمد علم الهدی امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه این هفته گفت: کسانی که اعلام میکنند ما لیبرال مسلمان هستیم، بدانند که معنای حرف آنها این است که مشرک مسلمان!!! هستند، چرا که در لیبرال دموکراسی حکومت، حق خدا نیست. (یعنی اینکه هم اکنون ذات اقدس لایتناهی در حال حکومت کردن در ام القری جهان اسلام هستند و دستورات الهی در حال اجراست!)
علم الهدی در ادامه سخنان گوهربارش کنار رفتن بسیج از عرصه سیاست را امری نادرست دانست و تاکید کرد: امام (ره) بسیج را تاسیس کرد و آن را مدرسه عشق نامید، آیا نهادی با این اوصاف میتواند یک نهاد نظامی باشد که از عرصه سیاست و مردم سالاری دینی کنار زده شود؟
وی افزود: بسیجیان به سه دسته تقسیم شدهاند، دسته اول بسیجی ویژه که همان پاسداران هستند، دسته دوم و سوم بسیجیان عادی و فعال که جزء نیروهای مردمی حساب میشوند که با تمام وجود برای تداوم انقلاب اسلامی فعالیت میکنند؛ حال چگونه میشود این جریان مهم و تحول ساز را از عرصه سیاست کنار زد؟ (کاش ایشان به جای طرح این پرسش مشخص مینمود که آیا بسیج با تمامی امکانات و ابزارش که متعلق به بیت المال است میتواند به صورت سازمان یافته در انتخابات شرکت کند یاخیر؟)
وی ادامه داد: آیا معقول است امام خمینی که کنار رفتن از عرصه سیاست را گناه بزرگی میدانستند و بسیج را ارتش 20 میلیونی عنوان کردند، امروز بگوییم این 20 میلیون نفر در عرصه سیاست مشارکت نکنند؟
علم الهدی در بخش دیگری از سخنانش اینگونه گفت: مردم سالاری در جامعه ما دروازه وسیعی است که چارچوب آن متکی به ولایت است و تنها راه نفوذ دشمن همین دروازه است ، با این وجود اگر شما به عنوان مردان و زنان متدین از این دروازه نگهبانی نکنید و در عرصه انتخابات که نماد مردم سالاری دینی است حاضر نشوید، دشمن وارد میشود. (کاش این معمم بسیجی به این پرسش مهم پاسخ میگفت که چگونه نگهبان متعهد ، دلیر و شجاعی همچون جناب جنتی و یازده تن دیگر از حواریونش اجازه ورود به عدو را خواهند داد؟ مگر آنکه خدای ناکرده آنان نیز نفوذی باشند که در این صورت بهترین و مناسب ترین راهکار برای حفظ دژ مستحکم حکومت ولایی ، بستن دروازه یعنی تعطیل نمودن انتخابات است.)
علم الهدی در ادامه سخنانش معیارهای انتخاب فرد اصلح را برشمرد و گفت: کسی اصلح است که از همان ابتدا ژست نوکری مردم را دارد چرا که در نظام جمهوری اسلامی رییس جمهور ، نوکر مردم است نه مانند برخی نظامهای مرتجع که در آن رییس جمهور مالک مردم و کشور است. (در حقیقت ایشان با این سخن منش به اصطلاح ولایت مداری و عدالت محوری خویش را به رخ همگان کشید و از یک تریبون رسمی که مطابق قوانین موجود، تبلیغات انتخاباتی در آن ممنوع است، عملا شعار تبلیغاتی معجزه هزاره سوم را سر داد و امت همیشه در صحنه را تشویق و ترغیب به رای دادن به نفع او نمود و اینچنین برای حفظ اسلام و مسلمین نزد حضرت حق رو سفید گشت.)
خبر ویژه
شنود و جاسوسی عناصر خودسر
سایت آینده: انتشار متن مذاکرات جلسات محرمانه و خصوصی کاندیداهای ریاستجمهوری و ستادهای انتخاباتی آنان در بولتنها، تلکس های ویژه برخی خبرگزاریها ، نشریات داخلی و حتی روزنامهها و سایتها اینترنتی، نگرانی زیادی درباره نابسامانی و هرج و مرج در سیستم شنود کشور ایجاد کرده است.


به گزارش خبرنگار آینده ، این شنودها که ظاهراً توسط برخی محافل خودسر امنیتی و نیروهای وابسته به یکی از نهادها صورت میگیرد ، مذاکرات و حوادث رخ داده در جلسات خصوصی و محرمانه کاندیداها و ستادهای آنان را جهت اطلاع و برنامهریزی در اختیار هوادارن دکتر احمدینژاد قرار میدهد. جالبتر آن که بعضی از روزنامهها که دارای ارتباطی با محافل شنودکننده هستند، در صورت نیاز اقدام به چاپ متن شنودها با اندکی دخل و تصرف کرده و در بولتنها نیز شرح کاملتر آن به چاپ میرسد.
اگرچه به احتمال فراوان رئیسجمهور از اینگونه اقدامات خودسرانه بیاطلاع و ناراضی بوده، اما عدم ساماندهی شنود در کشور موجب حاکم شدن جو بیاعتمادی و نگرانی و ترس در فضای سیاسی و حرکت به سمت شخصیت دوگانه نیروهای سیاسی خواهد شد که پیامدهای سنگینی برای نظام به دنبال خواهد داشت. به نظر میرسد ساماندهی مجدد امر شنود در کشور و برخورد با شنودهای تلفنی و مستقیم غیرقانونی و خودسرانه میتواند موجب بازگشت اعتماد به جریانهای سیاسی رسمی کشور باشد.
محکومیت یک اقلیت مذهبی به سه سال زندان
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
یکی از زنان زندانی عضو جامعه بهایی از سمنان به زندان اوین منتقل شد. خانم صهبا رضوانی شهروند بهایی ساکن سمنان که چندی پیش به اتهام " تبلیغ علیه نظام و عضویت در خادمین سمنان (تشکل مدیریتی جامعه بهایی) " به 3 سال و 8 ماه زندان محكوم شده بود در دادگاه تجدید نظر با کسر 8 ماه از حبس به 3 سال زندان تغییر حکم یافت.
بنا به درخواست معاونت امنیت استان تهران مستقر در دادگاه انقلاب این شهروند از تاریخ 14 اردیبهشت ماه سال جاری به زندان اوین در تهران منتقل شد تا باقی ایام حبس خود را در این مکان سپری کند. خانم رضوانی 5 ماه اخیر را در بازداشتگاه اداره اطلاعات سمنان به سر برده بود و انتقال ناگهانی ایشان به تهران که از لحاظ حقوقی به دلیل عدم وجود تحقیقات و یا صدور حکم تبعید مشی مبهم است موجب ایجاد مشکلات عدیده برای خانواده این زندانی و دشوار شدن امکان ملاقات و پیگیری قضایی پرونده شده است. در تاریخ 21 اردیبهشت اولین ملاقات ایشان با خانواده در تهران میسر شد.
گزارش عفو بین الملل در مورد وضعیت یک روحانی منتقد حکومت
سازمان عفو بین الملل: آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی در 5 می 2009 در زندان مرکزی یزد ، جایی که اخیراً به آنجا منتقل شده بود، مورد ضرب و شتم قرار گرفت. او از تاریخ 27 ژانویه تا کنون در زندان انفرادی نگهداری میشود و میتوان وی را زندانی وجدانی بحساب آورد زیرا وی تنها به خاطر عقاید مذهبی اش در زندان به سر می برد.

در یکم می ، آیت الله بروجردی نامه ای به آقای بان کی مون دبیر کل سازمان ملل متحد نوشت و از وی درخواست نمود تا ناظران بین المللی را برای هموار کردن مسیر و مساعدت مردم ایران برای برگزاری یک همه پرسی آزاد در انتخابات آتی ریاست جمهوری ، به ایران ارسال نمایند.
به دنبال این نامه آیت الله بروجردی در تاریخ 5 می ، در زندان مورد ضرب و شتم قرار گرفت. وی هم اکنون در اعتراض به این اقدام ، اعتصاب غذا نموده است . طبق گزارشات دریافتی ، مسئولین زندان به خانواده وی اطلاع داده اند که: ایشان به خاطر بیانیه اخیرش که در خصوص انتخابات منتشر نموده است ، تنبیه شده و تماسهای تلفنی وی با خانواده و وکلایش به حالت تعلیق درآمده است. در حال حاضر سازمان عفو بین الملل از وضعیت و اعتصاب غذای وی هیج اطلاعی در دست ندارد. آیت الله بروجردی در 13 اگوست 2007 به 11 سال زندان محکوم شد.
طبق این حکم وی می بایست یک سال از محکومیت خود را در زندان تهران و ده سال باقیمانده را در زندان دیگری (شهر یزد) سپری نماید. وی مکررا نسبت به عدم رسیدگی به وضعیت پزشکی خود بدلیل ابتلا به بیماریهای متعددی چون پارکینسون ، دیابت ، فشار خون بالا و نارسائیهای قلبی معترض بوده است.
گزارشات دریافتی حاکی است که وی از بدو دستگیری تا کنون مورد شکنجه و آزار و اذیت قرار گرفته است. خانواده آیت الله بروجردی برای وی چند وکیل تعیین نموده اند که متأسفانه دادگاه ویژه روحانیت به هیچ یک از آنها اجازه دفاع از نامبرده را نداده است و امر وکالت را به روحانیون منصوب از سوی قوه قضاییه (وکیل تسخیری) واگذار نموده است.
آیت الله سید حسین کاظمینی بروجردی، حامی اندیشه جدایی دین از سیاست می باشد. وی در 8 اکتبر 2006 به همراه بیش از 300 تن از هوادارنش در منزلش دستگیر شد. در ابتدا او و 17 نفر از پیروانش به اعدام محکوم شدند ، اما این حکم بعدها تقلیل یافته و برای آیت الله بروجردی به 11 سال زندان ، خلع لباس روحانیت و مصادره منزل و تمامی اموالش تغییر یافت. بیش از 77 نفر از هواداران وی که محاکمه شده بودند آزاد شدند ؛ با این وجود 5 تن از آنان به مجازات بین 2 تا 5 سال زندان محکوم شدند.
رکسانا ایران را ترک کرد
رکسانا صابری روزنامهنگار آزاد ایرانی ـ آمریکایی، که دوشنبه گذشته پس از تحمل چهار ماه حبس از زندان آزاد شد، امروز جمعه تهران را به مقصد وین ترک کرد. رکسانا در فرودگاه وین به خبرگزاران رسانه های مختلف جهان گفت که قصد دارد برای بهبودی شرایط روحیاش چند روزی را در وین سپری کند. وی به خبرنگاران حاضر در فرودگاه وین گفت: به وین آمدم چون شنیده بودم که محل آرام و مفرحی است. رکسانا افزود: میدانم که پرسشهای بسیاری دارید اما من مدتی زمان نیاز دارم تا درباره آن چه که در روزهای گذشته برایم اتفاق افتاده فکر کنم.

رکسانا به همراه پدر و مادرش در فرودگاه وین
وی ادامه داد: شنیدن این که در سراسر دنیا هم روزنامهنگاران و هم دیگران از من بسیار حمایت میکنند برایم بسیار نیروبخش بود . رکسانا درباره پرونده خود گفت: هیچ کسی به اندازه من از این مورد چیزی نمیداند و من امیدوارم درباره آن در آینده بیشتر صحبت بکنم، اما هماکنون برای این کار آمادگی ندارم. وی همچنین از سفیر اتریش در تهران و پدر و مادرش، بخاطر تلاشهای فراوانشان در جهت آزادیش از زندان سپاسگزاری کرد.