تبليغاتX
ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم................. به راستی خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنچه را که در درونشان است خود تغییر دهند.................برای دموکراسی و مردم سالاری همچنان باید نوشت و نوشت................Democracy...دیموقراطیه...دموکراسی...Democratie...民主...Démocrat...демокрация... Democracia...Δημοκρατία...Democrazia...民主主義...demokrácia...민주주의...Demokrasi...דמוקרטיה...Demokracja...демократия...demokracie...ประชาธิปไตย... Demokratie دموکراسی

تجاوز به دختر توسط پدر و برادر در نزدیکی مکه !

يك زن تبعه یکی از کشورهای عربی که مقيم شهر جده در غرب عربستان سعودى می باشد ، اعتراف كرد كه دختر 11 ساله اش مورد تجاوز جنسى از سوى همسر و پسرش قرار گرفته است و او بخاطر حفظ همبستگى اعضاى خانوده وهراس از خشم شوهرش اين مسأله را افشا نكرده است.

به گزارش سایت فارسی العربیه ، مادر اين كودك به كميسونی متشكل از سازمان حقوق بشر، وزارت امور اجتماعى و هيئت امر به معروف در اين كشور، گفت: دختران دیگرم نیز پيش از ازدواجشان درمعرض چنین مسئله ای قرار گرفتند.

روزنامه الشمس چاپ سعودى نیز در شماره روز يكشنبه 19/۴/2009 ، مددکار اجتماعى مدرسه دخترانه ای که این دختر در آن مشغول به تحصیل است راز این تجاوز جنسی بی سابقه در جامعه  مسلمان عربستان را فاش ساخت. اين مددکار ، كه متوجه افت تحصیلی اين كودک و بی توجهی او به درس ها شده بود ، وضعیت اش را زیر نظر گرفت و در یک جلسه خصوصی میان آن دو ، دخترک در پاسخ به سوالهاى اين خانم فریاد زنان گفت: من دیگر تحمل تجاوز جنسى مكرر پدرم و برادرم را ندارم.

نهادهاى حقوق بشر و امور اجتماعى شامگاه روز چهارشنبه گذشته، كودک مزبور را كه دچار بحران اخلاقی و انسانی در رابطه با پدر بی رحم ، بردار تجاوزگر و مادر ساکت خود شده است ، از خانواده جدا کردند و نگهداری از او را بر عهده گرفتند. مددکار اجتماعی یادشده افزود: بعدا مشخص شد كه اين دخترک از مدتها پیش مورد تجاوز جنسى مكرر توسط پدر و برادرش قرار گرفته است . او می گوید که بطور همزمان مورد تجاوز آن دو قرار می گرفته است . مدیریت مدرسه اى كه دخترک در آن مشغول به تحصیل است ، پس از مطلع شدن از این مسئله، جمعيت حقوق بشر، هيئت امر به معروف و وزارت امور اجتماعى را در جريان گذاشت و هم اکنون این امر تحت بررسی قرار دارد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

کشتار مخالفین حماس به بهانه جنگ

سازمان دیدبان حقوق بشر امروز دوشنبه 20/۴/2009 با انتشار گزارشى از گروه حماس كه كنترل نوار غزه را در دست دارد، خواست تا به قتل شهروندان فلسطينى كه درمظان اتهام همكارى با اسرائيل هستند، پایان دهد .

سازمان دیدبان حقوق بشر (هيومن رايتس واچ) در گزارش خود گفته است: جنبش حماس مى بايست حمله به مخالفان سياسی و افرادى كه به همكارى با اسرائيل متهم هستند را متوقف کند، بر اساس اين گزارش، از زمان حمله اخير اسرائيل به نوار غزه تاكنون 32 شهروند فلسطينى به قتل رسيده اند.

سازمان دیدبان حقوق بشر با انتشار اين گزارش 26 صفحه ای تحت عنوان "خشونت سياسى حماس زیر پوشش جنگ"، نسبت به عمليات بازداشت، شكنجه، قطع اعضاى بدن مخالفین و قتل غير قانونى آنها توسط حماس در غزه، هشدار داده است. جوستورك، نائب رئیس اين سازمان در خاورميانه و شمال آفريقا گفت: دستگيرى، شكنجه و وفات در زندان پس از پایان جنگ در غزه همچنان ادامه داشته است.

در این گزارش افزوده شده است، اغلب كشته شدگان، زندانيانى بودند كه در اثر حمله هوايى اسرائيل به نوار غزه از زندان مركزى شهرغزه گريختند، ولى بار دیگر دستگیر شدند . بر اساس اين گزارش، حدود 49 نفر از ناحيه دست وپا مورد اصابت مستقيم گلوله توسط افراد نقابدار، قرار گفتند. گفته شده كه قربانيان ياد شده از ماموران دستگاه اطلاعاتی وابسته به جنبش الفتح به رهبرى محمود عباس، رئيس دولت خودگردان فلسطين بودند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

توهین به احمدی نژاد در ژنو

عصر امروز در جریان سخنرانی محمود احمدی نژاد در کنفرانس دوربان ژنو اتفاقات عجیبی به وقوع پیوست. ابتدا در آغاز سخنرانی ، سه نفر از حاضرین در سالن به سوی وی حمله ور شدند و یکی از آنان در حالی که فریاد میزد "نژاد پرست" شی قرمز رنگی را ( احتمالا گوجه فرنگی ) به سوی رئیس جمهور اسلامی ایران پرتاب کرد که به سکوی سخنرانی احمدی نژاد برخورد کرد. این اقدام با تشوبق عده ای از حضار و مخالفت جمعی دیگر رو به رو شد و سرانجام با دخالت ماموران امنیتی سه فرد معترض از سالن خارج شدند.

        

                                                  تصویر فردی که به طرف احمدی نژاد  شی پرتاب کرد

به دنبال آن دقایقی پس از ادامه سخنرانی احمدی نژاد، سفرای کشورهای اتحادیه اروپا که در این کنفرانس حضور داشتند، بخاطر اعتراض شدید به گفته های وی سالن را ترک کردند. پیش تر برخی سران کشورهای غربی از جمله کوشنر وزیر خارجه فرانسه هشدار داده بودند که چنانچه احمدی نژاد بخواهد در کنفرانس ژنو به بیان اظهارات یهودستیزانه بپردازد، سفرای اروپايی سالن را ترک خواهند کرد. همچنین در طول سخنرانی نیز، برخی از حضار از بالکن سالن کنفرانس علیه احمدی‌نژاد شعار میدادند.

شبکه های تلویزیونی جهان با پخش مستقیم سخنرانی احمدی نژاد، بارها خالی بودن کرسی های کشورهای غربی در کنفرانس ژنو را نشان دادند. همچنین مراسم سخنرانی به صورت زنده از شبکه سوم تلویزیون دولتی ایران نیز پخش شد. قابل به ذکر است حسین شریعتمداری سرکرده گروهک کیهان، دیروز در سرمقاله روزنامه تحت مدیریتش، درباره حضور رئیس جمهور ایران در کنفرانس دوم نژادپرستی هشدار داده بود. وی به احمدی نژاد توصيه کرده بود از سفر به ژنو اجتناب کند. شريعتمداری اجلاس دوربان ژنو را "دام خطرناک" خواند و هشدار داده بود بعيد نيست در اين اجلاس از احمدی نژاد انتقام بگيرند و بيانيه ای در تاييد هولوکاست صادر کنند.

خبر تکمیلی

خبرگزاری آسوشیتدپرس فهرست کشورهایی را که نمایندگانشان به نشانه‌ اعتراض در میانه‌ سخنرانی محمود احمدی‌نژاد در نشست ضدنژادپرستی موسوم به دوربان ۲ سالن را ترک کردند منتشر کرد. این کشورها عبارتند از:

اتریش، بلژیک، بریتانیا، بلغارستان، قبرس، جمهوری چک ، دانمارک، استونی، فنلاند، فرانسه، یونان، مجارستان، ایرلند، لتونی، لیتوانی، لوکزامبورگ، مالت، پرتغال، رومانی، اسلواکی، اسلونی، اسپانیا و سوئد. همچنین کشورهایی که کل نشست را از ابتدا تحریم کرده بودند عبارتند از: آلمان، استرالیا، کانادا، اسرائیل، ایتالیا، هلند، زلاندنو، لهستان و آمریکا.

همچنین روزنامه جروزالم‌پست چاپ اسرائیل در شماره روز سه شنبه ۲۱/۴/۲۰۰۹ فاش ساخت ، سه جوان معترض به احمدی نژاد در کنفرانس ضد نژاد پرستی ژنو ، جزو اتحاديه دانشجويان يهودی فرانسه بودند. جروزالم‌پست نام آنها را رافائل هاداد ، جاناتان هايون و جرمی كوهن اعلام كرد. به نوشته این روزنامه همچنین رئيس سازمان دانشجويان اسرائيلی و دو دانشجوی زن ديگر نيز در سالن كنفرانس ضد نژادپرستی حضور داشتند اما از ورود آنها به سالن اصلی ممانعت شد اما توانستند در قسمت بالايی سالن راه يابند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

بازجو خوبه و بازجو بده

عبدالرضا شیخ الاسلامی رئيس دفتر احمدی نژاد در نامه ای به سعید مرتضوی دادستان تهران رعايت قسط و عدل در رسيدگی به اتهامات ركسانا صابری و حسين درخشان را خواستار شد.

در اين نامه آمده است : به قرار اطلاع پرونده اتهامات آقای حسين درخشان و خانم ركسانا صابری در مراجع قضايی در دست رسيدگی می باشد. نظر به تاكيد رياست محترم جمهوری ترتيبی اتخاذ فرمائيد تا مراحل رسيدگی به اتهامات افراد مذكور با دقت كامل و رعايت قسط و عدل و جميع موازين قانونی صورت گيرد و شخصا مراقبت فرمائيد متهمان بتوانند از كليه آزادی ها و حقوق قانونی برای دفاع از اتهامات وارده برخوردار باشند و كوچك ترين حقی از آنها ضايع نشود.

این تقاضا در حالی عنوان میشود که علی‌اکبر جوانفکر، مشاور مطبوعاتی محمود احمدی‌نژاد، با دفاع از حکم صادره برای رکسانا صابری گفته است: آمريکا دست دوستی دراز می‌کند، اما هم زمان چنين جاسوس‌هايی را به ايران می‌فرستد.

نگارنده معتقد است که سناریوی معمول اعتراف گیری که با حضور دو بازجوی سخت و نرم (بد اخلاق و مهربان) برای اقرار گرفتن از متهمان و ایجاد جنگ زرگری و روانی بکار گرفته میشود ، در اینجا و حتی پس از صدور حکم نیز ادامه یافته است.  چرا که هدف از اینگونه سخن پراکنی های متناقض از جانب اطرافیان احمدی نژاد، ایجاد یک وجهه مناسب در سطح بین المللی و حتی حمایت داخلی از یک طرف و نیز حفظ عناصر تندرو و افراطی برای انتخابات ریاست جمهوری آتی از طرف دیگر است. اما آیا این پارادوکس بازی نتیجه لازم را برای آنان به همراه خواهد داشت؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

سکته مجدد پالیزدار

خبرگزاری ایلنا: ‌وكيل عباس پاليزدار از سكته قلبی مجدد موكل خود در بيمارستان امام خمينی خبر داد. ‌هادی ارمغان درگفتگو با ايلنا، با اعلام اين مطلب افزود: روز چهارشنبه كه يک روز از عمل ‌جراحی قلب به صورت بالون موكلم گذشته بود، مقامات زندان رجايی شهر خواهان انتقال موكلم به زندان ‌بودند كه در اين رابطه مسئولان بيمارستان امام خمينی اجازه چنين كاری را به مقامات زندان ندادند. ‌وی ادامه داد: در همان زمان كه 12 ساعت از عمل جراحی گذشته بود، پاليزدار از بيهوشی خارج شده و ‌زمانی كه بالای سر خود تعداد زيادی ماموران زندان را مشاهده می ‌كند، مجددا سكته قلبی می ‌كند و تا ساعت ‌8‌ شب گذشته تحت مراقبت ويژه قرار گرفت.

ارمغان با اشاره به تمديد بازداشت موقت موكل خود به مدت يك ماه ديگر اظهار كرد: در همان روز نسبت به ‌قرار صادره اعتراض كرديم كه پرونده به شعبه 36 دادگاه تجديدنظر مستقر در دادگاه انقلاب ارسال شد. ‌ ديروز به شعبه مذكور مراجعه كردم اما به دليل عدم حضور رئيس شعبه قرار شد به اين اعتراض در روز سه ‌شنبه رسيدگی شود.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

احتمال صدور حکم اعدام برای اعضای شبکه حزب ا... در مصر

سایت فارسی شبکه خبری العربیه: بنا به گزارشهاى مطبوعاتى روز يكشنبه 19/۴/2009، وزارت امور خارجه ى مصر در پاسخ به درخواست سياستمداران لبنان براى پايان بخشيدن به اختلافات ميان قاهره و حزب الله، راه تلاشهاى ميانجى گرى در پرونده اعضای "هسته مخفی حزب الله" را كه چندى پيش دستگير شدند، مسدود کرد. در همين حال، دادستانى كل مصر خواستار اجرای مجازات اعدام علیه متهم اصلى پرونده مذكور به اتهام اقدام جهت بر اندازی نظام، جاسوسى، و در اختیار داشتن مواد منفجره ، شد.

احمد ابو الغيط، وزير خارجه مصر، طى اظهاراتی تاکید کرد مسئله تشکیلات وابسته به حزب الله، ربطی به مسائل سياسى و يا تلاش براى ميانجگرى ندارد. وى افزود: حل مسئله اين تشکیلات، كه تلاش داشت در خاك مصر فعاليت كند ، و رهبر حزب الله نیز به آن اعتراف كرده است ، زمانى به پايان خواهد رسيد كه دادگسترى مصر تصمیم خود را در اين مورد اتخاد نمايد. گفتنى است، مقامات مصر اخيرا از كشف يک هسته مخفی در مصر كه از سوى حزب الله رهبرى مى شد، خبر دادند، اين شبكه متشكل از 49 متهم است و گمان مى رود پایشان را در توطئه اى برای برهم زدن ثبات در مصر کشاندند .

به گزارش خبرگزارى الشرق الاوسط به نقل از ابو الغيط ، وزير خارجه مصر، عبدالمجيد محمود دادستان كل مصر، در پايان تحقيقات و پس از انجام بازجویى رسما بازداشت شدندگان را متهم خواهد كرد، و پرونده هايشان را به دادگسترى ارجاع خواهد نمود . وزير خارجه مصر در پاسخ به سوالی درباره احتمال ميانجى گرى از سوى كشورهاى عربى در پرونده هسته حزب الله، گفت: اكنون جاى براى بحث درين مورد باقی نمانده است  و وضعيت كنونى را با وضعيت گذشته مقايسه نمى توان كرد. پيش از اين، نبيه برى رئيس پارلمان لبنان خواهان پايان دادن به اختلافات ميان مصر وحزب الله شد.

به گزارش روز یکشنبه روزنامه (الحيات) چاب لندن ، دادستان امور امنيتى مصر تحقيق و بازجويى با محمد يوسف منصور (سامى شهاب)، متهم اصلى شبكه مزبور را به پايان رساند و طى ساعات آتى بازجويى از دیگر متهمان نیز به پايان خواهد رسيد، و قرار است پروندهايشان جهت محاكمه به دادگاه ارجاع شود.

دادستان در پايان جلسه بازجويى با حضور منتصر الزيات ، وكيل مدافع متهمان ، اتهاماتی را به منصور متهم اصلى پرونده وارد كرد كه بر اساس ماده 86 قانون، به مجازات اعدام محكوم خواهد شد . اتهامات شخص مذكور از این قرار است : عضويت غیر قانونی در یک گروه مخفی که با هدف براندازی نظام حاكم، تهديد ثبات و امنيت اجتماعى ، نقض قانون ، ترور و گسترش ترس و رعب ، پايه گذارى شده است ، و همچنان وی متهم به جاسوسى براى عوامل خارجى (حزب الله ) و تحويل غیر قانونی اطلاعات محرمانه ، دریافت كمك هاى نظامى و مالى غیر قانونی از اطراف خارجى ، نگهداری اسلحه و مواد منفجره به منظور ایجاد رعب در ميان شهروندان و ارتكاب جرايمى كه در قانون به آنها اشاره شده است . دادستان مصر خواستار صدور شديدترين مجازات طبق ماده (86) یعنی حکم اعدام و يا حبس ابد با اعمال شاقه شده است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

ضرب و شتم یک دانشجو در محیط دانشگاه توسط نیروی انتظامی

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از دانشگاه تربیت معلم واحد حصارک کرج ، صبح روز دوشنبه 31 فروردین ماه بیش از 1000 نفر از دانشجویان در مقابل سلف سرویس دانشگاه در اعتراض به ضرب وشتم و اهانت به یک دانشجو توسط نیروی انتظامی دست به اعتراض زدند.

شب گذشته حوالی ساعت 20:00 شب یک ماشین نیروی انتظامی وارد محوطه دانشگاه گردید و وحشیانه به یکی از دانشجویان دانشگاه تربیت معلم حمله ور شد آنها این دانشجو را مورد ضرب و شتم شدید قرار دادند و به چشمان او گاز اشک آور پاشیدند و به زور او را سوار ماشین نموده و قصد بازداشت این دانشجو را داشتند. سایر دانشجویان نسبت به این عمل نیوری انتظامی و حراست دانشگاه اعتراض نموده و برای آزادی این دانشجو به سمت حراست حرکت نمودند و خواستار آزادی این دانشجو شدند.دانشجوئی که مورد ضرب و شتم و اهانت نیروهای سرکوبگر قرار گرفت آقای عباس مفاخری نام دارد.

دانشجویان نسبت به ضرب وشتم و اهانت به این دانشجو صبح امروز 31 فروردین ماه اقدام به برگزاری یک تجمع اعتراضی گسترده در مقابل سلف سرویس دانشگاه نمودند. این اعتراضات از ساعت 11:30 آغاز گردید و تا ساعت 13:00 ادامه داشت که با حضور وحشت زده رئیس دانشگاه و معاونین وی و دادن قول مساعد به دانشجویان که به خواسته های آنها رسیدگی خواهد شد به صورت مشروط پایان یافت.

دانشجویان معترض این دانشگاه تا روز شنبه 5 اردیبهشت ماه به وزیر علوم و رئیس نیروی انتظامی کرج و سایر افرادی مهلت دادند که آنها باید در جمع دانشجویان حاضر شوند و از آنها عذرخواهی رسمی نمایند در غیر این صورت روز شنبه 5 اردیبهشت ماه با اعتراضات گسترده دانشجویان مواجه خواهند شد. دانشجویان همچنین خواهان آزادی فوری و بدون قید وشرط دانشجوی زندانی شبنم مددزاده و برادرش فرزاد مددزاده شدند. دانشجویان ،دانشگاه تربیت معلم کرج همچنین از سایر دانشگاه های کشور خواهان حمایت و محکوم کردن این عمل غیر انسانی شدند و اهانت به دانشجویان در هر دانشگاه را اهانت به سایر دانشجویان در دانشگاه های کشور دانستند

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، یورش وحشیانه به محیط امن دانشگاه و مورد ضرب وشتم و اهانت قرار دادن دانشجویان تربیت معلم واحد حصارک کرج را محکوم می کند و از اتحادیه های دانشجوئی جهان خواستار حمایت از دانشجویان در ایران است.

31 فروردین 1388 برابر با 20 آپریل 2009

 |+| نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

قلعه نویی یک آش خور بیسواد و کوتوله!

محمد مایلی‌کهن سرمربی ارزشی - ورزشی تیم ملی فوتبال ایران و تیم فوتبال سایپای کرج ، کارمند وزارت اطلاعات و از فعالان ستاد انتخاباتی محمود احمدی نژاد با انتشار نامه سرگشاده ای که با ادبیات احمدی نژادی نگاشته شده، به شدت از امیر قلعه نویی و برخی از هواداران باشگاه استقلال تهران انتقاد کرد. در این بیانیه‌ آمده است:

مردم عزیز، قهرمان و دوست داشتنی ایران سربلند و همیشه جاوید

این روزها پس از مسابقه‌ شرافتمندانه‌ای که تیم سایپا با جوانان برومند و شایسته‌اش در برابر رقیب قابل احترام خود انجام داد و به اذعان همه، تیم سایپا صرفا به ارایه‌ یک بازی کاملا جوانمردانه و پاک پرداخت، اما متاسفانه چه به هنگام مسابقه (در ورزشگاه) و چه پس از آن، طی روزهای اخیر مورد هجوم ناجوانمردانه‌ترین الفاظ که تنها از شعبان‌ بی‌مخ‌ها و نوچه‌هایشان برمی‌آمد، پرداخته و در صدد آن برآمدند تا ضعف‌های فنی خود را به همه کس و همه چیز غیر از خود نسبت داده و هر آنچه که خود و نوچه‌هایشان لایق آن هستند با سیاه‌نمایی هرچه تمام‌تر به این و آن نسبت بدهند تا شاید بتوانند ضعف‌های فنی خود را به گونه‌ای از چشم این و آن پنهان داشته و لاپوشانی نمایند.

لذا به همین منظور به این آقایان کوتوله و سیاه‌کار (کل‌یوم) که حتی فاقد مدرک تحصیلی برای گروهبان قندلی شدن بوده، اما لقب ژنرال را یدک می‌کشند اعلام می‌دارم تا از گل دقیقه‌ 90 سایپا و از درس و پیامی که آن گل به بزرگی و پهنای ایران عزیز اسلامی‌مان به همراه خود داشت پند گرفته و هرچه سریع‌تر دست از نوچه بازی و نوچه‌پروری برداشته و از کارهای ناثواب و عوام فریبی خودداری نمایند، بدیهی است که هیچ دستی برتر و بالاتر از دست خداوند عزوجل نبوده و اوست که اگر بخواهد کسی را خوار نماید خوار و اگر عزیز بدارد عزیز خواهد داشت و هیچ برگی بی‌اذن او بر زمین نخواهد افتاد. این مطالب شامل همه‌ گنده‌ باقالی‌هایی که به عنوان نوچه در کنار این آدم کوتوله هستند نیز می‌شود.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

نابودی تولیدات داخلی در ازای فربه گشتن تجار خودی

منصور امان ـ ایران پرس نیوز: در همان هنگام که دامداران متحصن در برابر وزارت بازرگانی وعده می دادند که به زودی با گاوهای خود برمی گردند تا افسار آنها را به آقای میرکاظمی، وزیر بازرگانی بسپارند، وی یک بار دیگر مشغول هی زدن به ارابه واردات برای زیر گرفتن و له کردن تولیدات داخلی بود.

دامداران تنها تولید کنندگانی در بخش کشاورزی نیستند که آقای میر کاظمی و شرکا، دریچه معاش خرد آنها را تخته کوب کرده اند تا دروازه تجارت پر سود واردات به اتکای رانتهای بانکی، تخفیفها و معافیتهای مالیاتی و تعرفه های صفر درصدی گمرکی را بگشایند. چایکاران، باغداران، برنجکاران، چغندرکاران و جز آنها، تاوان اشتهای سیری ناپذیر تجار مکتبی از یک سو و صاحبان اسکله های قاچاق و زروگیرهای فرودگاه ها که در این میان به مدد آیت الله خامنه ای به طور قانونی بر مبادی ورودی کالا به کشور فرمان می رانند از سوی دیگر را می پردازند. ورشکستگی آنها به معنای سیه روزی میلونها تن دیگر است که یا به طور مستقیم معاش خود را از راه فعالیت در بخش کشاورزی تامین می کنند یا با کار در رشته های فرآوری محصولات آن مزد می ستانند.

سرنوشت این بخش جامعه به وزیر واردات باند نظامی ـ امنیتی که زیر پوشش "ذخیره استراتژیک" یا "جلوگیری از گرانی"، با موز فیلیپینی، مرغ و شکر برزیلی، انگور اکوادری، چای کنیایی و شیرخشک چینی روزگار را به کام خود و همدستانش شیرین می کند، ربطی ندارد. او این سفره را برای آنها پهن نکرده است.

محرک اقتصادی آقای میر کاظمی روشن است، این را در "ذخایر گندیده استراتژیک" بر سر چهارراه ها یا در میادین میوه و تره بار می توان مشاهده کرد. آشکار تر از این، مصرف کنندگان هستند که می توانند شهادت بدهند واردات غول آسا حتی به اندازه یک دانه تسبیح صحابه آقای خامنه ای از حجم گرانی نکاسته است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه سی ام فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

هشت سال زندان برای رکسانا

به گزارش خبرگزاری فرانسه از تهران، دستگاه قضايی جمهوری اسلامی، رکسانا صابری، روزنامه نگار ایرانی آمریکايی را به اتهام جاسوسی برای آمریکا به هشت سال زندان محکوم کرده است.

                   

یکی از نزدیکان خانواده خانم صابری که نخواست نامش فاش شود، این مطلب را به خبرگزاری فرانسه اعلام کرده است. وی گفت پدر رکسانا که در ایران بسر می برد، این خبر را به او اطلاع داده است. عبدالصمد خرمشاهی، وکیل خانم صابری به خبرگزاری فرانسه گفته فعلا نمی تواند در این باره اظهار نظر کند. رکسانا صابری 31 ساله که از اواخر ماه ژانویه در بازداشت بسر می برد، هفته گذشته در دادگاه انقلاب به اتهام جاسوسی برای آمریکا مورد محاکمه قرار گرفت. دادگاه وی تنها یک روز بطول انجامید.

رضا صابری، پدر ركسانا میگوید: ركسانا به ما گفت كه اعترافاتی كه كرده حقيقت نداشته بلكه ‏تحت فشار اين اعترافات را كرده. به او گفته بودند كه اگر همكاری كند آزاد خواهد شد. رضا ‏صابری در مورد اينكه دخترش چه موقع اين حرف ها را به او زده توضيحی نداد. ‏به گفته پدر ركسانا او همه حرف هایی را كه در جريان بازجوئی در دادگاه گفته تكذيب می ‏كند و می گويد كه به دروغ اعتراف كرده و فريبش داده اند. رضا صابری همچنين گفت كه ‏از شنيدن حكم دادگاه به شدت شوكه شده چون انتظار حكم هشت سال زندان را نداشته است وی میگوید: فكر ‏می كرديم ششماه به او بدهند و بعد هم عفو شامل حالش شود. ‏وی در پایان تاکید کرد که آنقدر در ايران می ماند تا دخترش آزاد شود

در همین ارتباط گزارشگران بدون مرز خواهان آزادی فوری این خبرنگار است. این سازمان با صدور اعلام کرد: این حکم حتی در چارچوب قوانین جمهوری اسلامی سنگین و ناعادلانه است. رکسانا صابری در پشت درهای بسته دادگاه انقلاب و بدون حضور وکیل خود در دادگاه انقلاب اسلامی محاکمه شد. مقامات مسئول ایران از اتهام جاسوسی سواستفاده می‌کنند تا روزنامه‌نگاران را زندانی و آزادی بیان را محدودتر کنند. در عین حال صدور این حکم در آستانه انتخابات ریاست جمهوری در ایران هشداری به خبرنگاران خارجی است.

رکسانا صابری ٣١ ساله در امریکا متولد و بزرگ شده است و از شش سال پیش در ایران به‌ تحقیق و تحصیل مشغول بود. وی با شبکه رادیویی ان پی آر و بخش جهانی رادیو و تلویزیون بی بی سی تا ١٣٨٥ همکاری داشته است. رضا صابری پدر روزنامه‌نگار زندانی در تاریخ ١٤ اسفند ماه به گزارشگران بدون مرز اعلام کرده بود که دخترش از زمان عدم تمدید مجوزش با رسانه ها همکاری نداشته است چون بدون مجوز نمی‌توانسته است به مقامات و منابع خبری دسترسی داشته باشد، مطالب انتشار یافته یادداشت‌های شخصی وی درباره مسائل فرهنگی و ادبی بوده است. از آن تاریخ وی بیشتر بر روی تحصیلات خود را درباره زبان و فرهنگ ایران متمرکز بوده و در یکی از دانشگاه های تهران تحصیل می‌کرده است.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

پیشبینی سرکرده گروهک کیهان

حسین شریعتمداری سرکرده گروهک کیهان در یاداشت امروز خود اینبار به شدت به میرحسین موسوی حمله برد و حامیان وی را مهره های آمریکا دانست!!! و پیشبینی نمود که میرحسین در انتخابات پیش روی ریاست جمهوری شکست خواهد خورد. متن کامل توهم پراکنی های این بازجوی کهنه کار بدین شرح است:

حسین شریعتمداری ـ روزنامه کیهان: درویشی را حکایت کنند که از روستایی می گذشت و اهل روستا را ماتم زده و گریان دید، علت را پرسید، پاسخ دادند کدخدا در بستر بیماری است و پزشکان از معالجه او قطع امید کرده اند، درویش به دلداری نشست و گفت؛ علاج کدخدا در کف با کفایت من است که دم مسیحایی دارم و روح گریخته از جسم به کالبد باز می آرم. خاطر آسوده دارید، اطعمه و اشربه پرقوت فراهم آرید و مرا با بیمار در حجره ای تنها بگذارید. روستائیان به وجد آمده، آنچه درویش فرموده بود فراهم آوردند و او را با کدخدا در حجره ای تنها گذاردند. ساعتی بعد، درویش "لاحول" گویان از حجره بیرون آمد و روستائیان هلهله کنان و کف و سوت زنان!! گرد او حلقه زدند، با این گمان که کدخدا شفا یافته و ریاست از سرخواهد گرفت اما، درویش را چهره درهم کشیده یافتند. با نگرانی پرسیدند؛ کدخدا چه شد؟ آیا عمرش به دنیا بود؟ درویش گفت؛ پیش از آن که بر بالینش حاضر شوم مرده بود! پرسیدند؛ پس اطعمه و اشربه برای چه خواستی؟ "لاحول" چرا گفتی؟ و این چه معالجت بود که کردی؟ درویش گفت؛ اگر اطعمه و اشربه نخواسته بودم، من نیز مرده بودم و "لاحول" به حکمت خدای سبحان گفتم که کدخدای بی جان را وسیله نجات من نیمه جان کرد.

همه شواهد و قرائن موجود حکایت از آن دارند که جبهه اصلاحات برای حضور در انتخابات ریاست جمهوری دهم یک "نیم پروژه" طراحی کرده است و برخلاف آنچه به ظاهر ادعا می کند، امیدی به پیروزی در انتخابات ندارد، بلکه بر این باور است که در صورت موفقیت این "نیم پروژه" می تواند به یک "نیم نتیجه" امیدوار باشد. به بیان دیگر، طرح مورد نظر مدعیان اصلاحات از دو بخش تشکیل شده است. بخش اول یک "پروسه" است یعنی یک جریان طبیعی و بیرون از اختیار و اراده آنان و فقط بخش دوم آن "پروژه" است که اجزای آن با اختیار و اراده اصلاح طلبان طراحی شده است. از این روی "نیم پروژه" نام مناسب تری برای آن است.

بخش "پروسه" یا جریان طبیعی و بیرون از اختیار و اراده اصلاح طلبان، این واقعیت غیرقابل انکار است که اصلاحات به مفهوم مورد نظر مدعیان اصلاحات، مرده است و دیگر وجود خارجی ندارد. این واقعیت نه فقط با صراحت از سوی برخی مدعیان اصلاحات اعلام می شود، بلکه شواهد فراوان دیگری نیز به وضوح نشان می دهد مدعیان اصلاحات، مرگ اصلاحات را پذیرفته و به آن اذعان دارند. در این باره می توان به چند نمونه از میان انبوه شواهد ونمونه ها اشاره کرد.

۱-انصراف خاتمی از کاندیداتوری در حالی صورت گرفت که مدعیان اصلاحات با بوق و کرنا از رویکرد مردمی به ایشان خبر می دادند (بخوانید خبر می ساختند) و آقای خاتمی نیز بعد از اعلام کاندیداتوری بارها به صراحت گفته بود: حالا که وارد شده ام به هیچوجه انصراف نخواهم داد.  ولی جناب خاتمی خیلی زودتر از آنچه انتظار می رفت خبر مرگ اصلاحات را باور کرد و هفته ها قبل از ورود موسوی به صحنه، در پی راه کار محترمانه و توجیه قابل ارائه ای برای پائین آمدن از این "اسب بازنده" بود و نهایتاً اعلام کاندیداتوری آقای مهندس موسوی فرصت مورد نظر را در اختیار آقای خاتمی گذاشت. اخیراً آقای موسوی طی سخنانی از کناره گیری آقای خاتمی ابراز تعجب کرده و اظهار داشته بود: من به آقای خاتمی گفته بودم که نهایتاً به نفع ایشان کنار می روم. بنابراین می توان به آسانی نتیجه گرفت که در نگاه خاتمی اعلام کاندیداتوری موسوی فقط یک بهانه و فرصت برای فرار از نتیجه انتخابات، یعنی فرار از شکست قطعی، بوده است.

2-رویکرد مردم به اصولگرایان طی 7 سال اخیر نیز نشانه دیگری از مرگ اصلاحات است که سردمداران این جبهه بارها به تلویح و گاه با صراحت به آن اعتراف کرده اند. جبهه اصلاحات در دور دوم انتخابات ریاست جمهوری نهم، با همه توان به میدان آمد و از هیچ تخریب و توهم پراکنی خودداری نکرد و رادیوهای بیگانه و محافل بیرونی نظیر رادیو فردا متعلق به سازمان سیا، بی بی سی، رادیو اسرائیل و... نیز تمام امکانات خود را برای تخریب نامزد اصولگرایان به کار گرفته ولی نتیجه آن شد که همه شاهد بودند. مدعیان اصلاحات پیش از آن نیز در انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا، مجلس هفتم و پس از آن انتخابات سوم شوراها و مجلس هشتم پایان عمر اصلاحات را دیده بودند. در انتخابات مجلس هشتم آقای خاتمی با عکس و تمهیدات از لیستی حمایت کرد که حتی یک نفر از نامزدهای اختصاصی آن فهرست 30 نفره نیز به لیست انتخاب شدگان نزدیک نشد تا آنجا که آقای خاتمی در دور دوم انتخابات مجلس هشتم ترجیح داد نام و نشانش در فهرست اصلاح طلبان نباشد.

۳- با توجه به مکانیسم انتخابات و گردش کار قانونی آن در نظام جمهوری اسلامی ایران که احتمال تقلب در مقیاس تغییر نتیجه انتخابات در آن وجود ندارد!!! و برگزاری 30 دوره انتخابات طی 30 سال گذشته نیز به وضوح از آن حکایت می کند، ابراز نگرانی اصلاح طلبان نسبت به احتمال تقلب در انتخابات فقط  تاکید می شود که فقط به فقط به معنای اعتراف پیشاپیش آنان به شکست در انتخابات است و تنها به این منظور صورت می پذیرد که سرپوشی باشد بر علت اصلی شکست، یعنی بی اعتنایی و بی اعتمادی مردم به مدعیان اصلاحات. طی 30 سال گذشته، بارها اتفاق افتاده که مجریان انتخابات از یک جناح بوده اند ولی جناح رقیب آنها در انتخابات پیروز شده است و...

4- خدا بر درجات امام راحل(ره) بیفزاید که می فرمود آمریکایی ها برای 50 سال دیگر هم مهره چینی می کنند!!! و شواهد و اسناد فراوانی از تاریخ معاصر نیز بر این واقعیت دلالت دارند. از سوی دیگر سرویس های اطلاعاتی بیگانه، علاوه بر مهره های پنهان که مأموریت های جاسوسی و کسب اطلاعات و یا خرابکاری و ترور بر عهده آنان است و فقط هنگامی که بیم لو رفتن و بازداشت آنها می رود از کشور میزبان می گریزند، مهره ها و افرادی را نیز به کار می گیرند که در عرصه سیاسی کشور هدف، نقش ستون پنجم دشمن را بازی می کنند. مهره های این بخش که آشکارا در میدان حاضر شده اند بعد از شکست یک جریان سیاسی که مطلوب سرویس اطلاعاتی دشمن بوده است، به بهانه های مختلف کشور هدف را ترک می کنند.

بعد از انتخابات ریاست جمهوری نهم در سال 84، بسیاری از عوامل رسانه ای، سیاسی و محفلی جبهه اصلاحات به خارج از کشور گریختند و هم اکنون آشکارا در خدمت سرویس های اطلاعاتی آمریکا و انگلیس قرار دارند و برخی نیز برای سرویس اطلاعاتی رژیم صهیونیستی موساد کار می کنند. اینها تحلیل نیست، بلکه خبر قطعی است که عوامل یاد شده نیز نه فقط انکار نمی کنند بلکه بر آن اصرار هم می ورزند. این نکته نیز نشانه دیگری از مرگ اصلاحات است و اگر چنین نبود و آمریکایی ها برای مهره های مورد اشاره که تعدادشان فراوان است و همگی نیز در خدمت جبهه اصلاحات بوده اند، زمینه ادامه فعالیت می دیدند، حاضر به فرار (بخوانید فراری دادن) آنها از کشور نمی شدند.

با توجه به موارد فوق الذکر که فقط اندکی از بسیارهاست، بعید به نظر می رسد در میان سردمداران جبهه اصلاحات کسی پیدا شود که هنوز "مرگ اصلاحات" را باور نکرده باشد. این همان بخش "پروسه" از طرح مورد نظر مدعیان اصلاحات است. بنابراین جبهه اصلاحات با پذیرش این بخش و در بستر غیرقابل انکار آن "نیم پروژه" خود را تدوین کرده است.

و اما، "نیم نتیجه ای" که مدعیان اصلاحات از "نیم پروژه" خود انتظار دارند، پیروزی در انتخابات نیست، بلکه باقی ماندن (بخوانید زنده ماندن) به عنوان یک جریان سیاسی مخالف اصولگرایان است!!!.

با عرض پوزش از آقای مهندس موسوی به خاطر سوابق ایشان باید گفت و یا حداقل اینگونه به نظر می رسدکه آقای مهندس موسوی به عنوان مجری این "نیم پروژه" انتخاب شده است، اما شواهد موجود حکایت از آن دارند که ایشان اطلاع دقیقی از نیم پروژه یاد شده ندارد و نمی داند در این ماجرا، نقش "ژنرال شکست" را به ایشان سپرده اند. نقشی که خاتمی از ایفای آن شانه خالی کرد. این "ژنرال شکست"! قرار نیست در جنگ پیروز شود، بلکه قرار است، سپاه شکست خورده را فعلاً از پراکندگی نجات داده و به عنوان اپوزیسیون اصولگرایان و به قول یکی از سران اصلاحات، "مزاحم فعال" در صحنه نگهدارد، تا فرماندهان پس پرده داخلی و بیرونی که مهندس موسوی آنان را نمی بیند یا نمی شناسد، بعدها، این جبهه از کارافتاده را به کار گیرند.

راستی چه شده که هم آمریکا و متحدانش، هم جریانات ضدانقلاب و هم مدعیان اصلاحات شعار "نجات کشور از شرایط کنونی"! را برقلم و زبان دارند؟ مگر دشمنان بیرونی با صراحت اعلام نمی کنند که از قوت گرفتن گفتمان امام و انقلاب نگرانند و چاره کار را خروج اصولگرایان از کرسی های تصمیم سازی و سیاست پردازی می دانند، از آنها انتظاری نیست که خط امام(ره) را برنتابند، اما از آقای مهندس موسوی این انتظار هست که با آنان همزبان نشود.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

تبدیل کلاسهای دانش آموزی  به حجره های طلبگی

خبرنامه اميركبير: در حاليكه آموزش و پرورش با كمبود شدید مدارس و در مواردی فرسودگی آنها مواجه است، معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران از امضای تفاهم نامه واگذاری بیش از چهار هزار مدرسه در سراسر کشور میان مدیر حوزه علمیه قم و وزیر آموزش و پرورش خبر داد. اصغر عبداللهی در گفتگو با خبرنگار مهر با اعلام این خبر گفت: در این تفاهم نامه که به امضای آیت الله مقتدایی به نمایندگی از حوزه علمیه و علی احمدی وزیر آموزش و پرورش رسید، ۴ هزار و ۲۰۰ واحد آموزشی در مقاطع ابتدایی، راهنمایی و دبیرستان به مدت ۵ سال به مراکز حوزوی واگذار می شود. وی افزود: در این تفاهم نامه تأمین فضای آموزشی در قالب واگذاری مدارس، تأمین مدیر با توافق حوزه، تأمین کادر تخصصی برعهده وزارت آموزش و پرورش، تأمین محتوای دینی و فرهنگی، فعالیتهای فوق برنامه فرهنگی و تربیتی و ارائه خدمات مانند مستخدم و تأمین هزینه های جاری از تعهدات حوزه است.

وی با بیان اینکه اجرای این آیین نامه منوط به تدوین آیین نامه و ضوابط اجرایی است گفت: یپش بینی می شود با تدوین این مقررات، گروهی از این مدارس در مهرماه سال جاری به حوزه های علمیه واگذار شود. معاون مالی و اداری مرکز مدیریت حوزه های علمیه خواهران گفت: با امضای این تفاهم نامه، امکان واگذاری مدارس آموزش و پرورش به نهادهای مختلف حوزوی مانند مرکز مدیریت خواهران و برادران، جامعه المصطفی العالمیه و دیگر نهادهای حوزوی فراهم شده است.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

اخراج کارگران شمالی و جنوبی

خبرگزاری کار ایران - ایلنا: كارگران كارخانه لوله سازی اهواز كه تا كنون 1800 نفر از آنها اخراج شده‌اند؛ هر روز مقابل مكان ‌هايی چون استانداری ، اداره كار‌ و كارخانه تجمع می ‌كنند. حميدرضا عباسی نماينده كارگران اين كارخانه به ايلنا گفت: از آغاز سال جديد تا كنون 1800 كارگر لوله سازی اهواز از سوی مديريت به دليل آنچه كه عدم نقدينگی عنوان می ‌شود اخراج شده اند و با وجود اعتصاب و تجمع هر روزه هنوز هم به مشكل آنان رسيدگی نشده است. وی بابيان اينكه تصميم اخراج كارگران ابتدا در دی ماه سال گذشته گرفته شده بود؛ افزود: در پی صحبت های صورت گرفته با معاونت اجرايی رياست جمهوري كه همان زمان و در دور دوم سفرهای استانی هيئت دولت انجام شد؛ اين مسإله به تاخير افتاد. وی گفت: تا به امروز هيچ عنايتی از سوی مسئولين به عمل نيامده است؛ بطوری كه برخی از كارگران تصميم داشتند تا همزمان آغاز سال جديد به نشانه اعتراض سفره هفت سينی را مقابل كارخانه پهن كنند. بر اساس اين گزارش تا به امروز 1800 كارگر پيمانی لوله سازی اهواز اخراج شده اند اما كارگران رسمی و قراردادی هنوز بر سر كارهای خود هستند و كارخانه با يک شيفت كاری در حال توليد است.

همچنین ايلنا در گزارش دیگری خبر داد که كارگران كارخانه كشت و صنعت شمال روز گذشته در اعتراض به اخراج همكاران خود از سوی مديريت، تجمع كردند. اين تجمع اعتراضی پس از آن برگزار شد كه مديريت كارخانه كشت و صنعت شمال از در اطلاعيه‌ای ، از اخراج 200 نفر تا پايان ماه جاری خبر داده بود. در اين اطلاعيه كه بر روی تابلوی اعلانات كارخانه نصب شده‌ بود از تازه اخراج شدگان خواسته شده است كه تا پايان فروردين ماه برای تسويه حساب مراجعه كنند. اين درحالی است كه در سال گذشته 40 كارگر ديگر اين كارخانه پس از اتمام قراداد كار از سوی مديريت اخراج شده‌ بودند. گفته می ‌شود كه مديريت كارخانه كشت و صنعت شمال به دليل آنچه كه نبود مواد اوليه ناميده می ‌شود از تمديد قرارداد اين كارگران خود‌داری كرده است. اما به اعتقاد تجمع كنندگان ، نه ‌تنها اين ادعای مديريت صحت ندارد بلكه خود مديريت در خارج كردن بخشی از ابزار توليد از كارگاه نقش دارد. اين تجمع سرانجام در واپسين ساعات روز گذشته با حضور عوامل انتظامی و پادرميانی برخی مقامات مسوول مبنی بر رسيدگی به مسئله پايان يافت و كارگران ناراضی و معترض متفرق شدند. كارخانه كشت و صنعت شمال با داشتن هزار كارگر در استان مازندران از واحدهای توليد كننده و صادركننده برتر روغن خوراكی كشور است. به دنبال اين تجمع اعتراضی، نصرالله دريابيگی دبير اجرايی خانه كارگر مازندران به ايلنا، گفت: در اين تجمع حق با كارگران ناراضی بود. وی با بيان اينكه دولت به دليل واگذار كننده بنگاه‌های اقتصادی به بخش خصوصی در بروز اين وضعيت مقصر اصلی است، گفت: جا داشت تا مسوولان وزارت كار با تقويت نهادهای سه گانه از بروز اين تجمعات جلوگيری می ‌كردند.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

تراژدی گندم ، از خودکفایی تا وابستگی

به گزارش سرویس بین‌الملل آفتاب ، ایران ظرف چند ماه اخیر در واردات گندم، از مصر، پیشی گرفته و تبدیل به بزرگترین خریدار گندم جهان شده به نحوی که پس از 26 سال اقدام به خرید گندم از آمریکا نموده است. بنابر پیش‌بینی وزارت کشاورزی ایالات متحده، ایران در سال زراعی 2009 - ۲۰۰۸ که در ماه ژوئن پایان می‌یابد، هشت و نیم میلیون تن گندم به ارزش تقریبی 2 تا 2.5 میلیارد دلار آمریکا خریداری خواهد کرد که از این میزان 1 میلیون تن به ارزش 356 میلیون دلار از آمریکا خریداری خواهد شد. واردات گندم ایران ۵/۶ درصد کل تجارت گندم جهان را شامل می‌شود. این در حالی است که میزان واردات گندم ایران در سال زراعی 2008 - 2007 تنها دویست هزار تن بوده است.

ایران گندم را یک کالای استراتژیک برای جمعیت 70 میلیونی‌اش می‌داند؛ جمعیتی که منابع غذایی اصلی آن‌ها نان و برنج است. ایران در سال 2004 ادعا کرد که در زمینه غلات به خود کفایی رسیده است، اما اوضاع نامساعد محصولات اخیر آن را وادار کرده است تا وارد بازار بین المللی شود. دولت محمود احمدی‌نژاد می‌گوید که خشکسالی تنها دلیل واردات غلات است. اما منتقدان او می‌گویند که رکورد اخیر واردات محصولات کشاورزی، با ارزشی معادل 12 میلیارد دلار، نتیجه مدیریت نامناسب و خشکسالی است.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

وضعیت تاسف برانگیز نهادهای مدنی در دولت نهم

سایت قلم نیوز: دغدغه اصلی سازمان‌های مردم نهاد (سمن یا NGO) تنها به نداشتن بودجه مالی و امکانات ختم نمی‌شود بلکه بی‌توجهی دولت یا شعارهای فاقد پشتوانه دستگاه‌های اداری و اجتماعی نیز موجب توقف فعالیت خودجوش آنها و ناامیدی ‌شان از مشارکت در امور مدنی است. به نظر می‌رسد در این سال‌ها به رغم اعلام آمارهای مختلف از تاسیس انجمن‌های غیردولتی اما آنان همچنان در جامعه نسبت به نداشتن نقش کاربردی در حوزه تخصصی‌ خود و جدی گرفته‌ نشدنشان از سوی دولت انتقاد دارند. این نهادهای مردمی و خودجوش که تا ثبت شدن رسمی از چندین فیلتر و مرحله نظارتی عبور می‌کنند، گلایه‌های مختلفی از مسائل فرهنگی گرفته تا مالی و سیاسی مطرح می‌کنند. گزارش اختصاصی قلم‌نیوز از نارضایتی و انتقادات مدیران 21 سمن از تشکل‌های غیردولتی کشور را بخوانید.


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

اعتصاب عمومی معلمان بخاطر وعده های سر خرمن 

آژانس ایران خبر: پس از تعويق اعتصاب سراسری اسفندماه معلمان بدليل حضور شخص احمدي نژاد در تلويزيون حكومتی و وعده اجرای نظام هماهنگ و پرداخت مطالبات فرهنگيان، بدليل عدم اجرايی شدن اين وعده ، معلمان در هفته نخست دوم ارديبهشت دست به اعتصاب سراسری خواهند زد. عضو کانون صنفی معلمان در گفتگويی کوتاه با خبرنگار آژانس ايران خبر تاکيد کرد بدليل عدم تحقق وعده های رئيس جمهور و براساس برنامه از قبل تعيين شده کانون صنفی ، معلمان در روزهای 6 و 7 و 8 ارديبهشت ماه دست به اعتصاب سراسری خواهند زد.

اعتصاب سراسری معلمان در صورت عدم تحقق وعده های دولت در روزهای باقی مانده به زمان اعلام شده برای اعتصاب با شدت و گستردگی و هماهنگی بيشتری برگزار خواهد شد. اين درحالی است که بعيد به نظر می رسد مطالبات فرهنگيان در روزهای باقی مانده تا زمان اعتصاب با توجه به مشکلات مالی دولت انجام شود. به هرحال اعتصاب سراسری معلمان در هفته دوم ارديبهشت ماه می تواند عواقب سنگينی برای دولت نهم در پی داشته باشد. با توجه به نزديکی زمان انتخابات رياست جمهوری امکان برخوردهای شديد با فرهنگيان منجر به آشوب سراسری خواهد شد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

تشدید تحریمها علیه کره شمالی

رابرت وود سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا روز پنجشنبه از تشديد تحريم های کره شمالی از سوی یکی از کميته های شورای امنيت سازمان ملل در آينده نزديک خبر داد. وی به خبرنگاران گفت که انتظار می رود اين کميته فهرست بيشتری از کالاها و نهادهای کمک کننده به برنامه نظامی کره شمالي تهيه کند تا مشمول تحريم شوند. وود گفت: نشست اين کميته روز چهارشنبه برگزار شد و گفت و گوهای خود را ادامه خواهد داد. سخنگوی وزارت امور خارجه آمريکا افزود: کره شمالی به خواست جامعه جهانی توجهی نکرده است و لذا بايد با عواقب آن روبرو شود.

کره شمالی روز چهارشنبه و پس از آنکه شورای امنيت سازمان ملل بيانيه ای غير الزام آور در محکوميت پرتاب موشک توسط اين کشور صادر کرد در واکنشی تند از بازرسان آژانس بين المللی خواست تا خاک کره شمالی را ترک کنند. اين کشور همچنين اعلام کرد که تمام فعاليت های هسته ای خود را که به حال تعطيل در آمده بود را از سر خواهد گرفت. پيونگ يانگ همچنين از ناظران آمريکايی که در تعطيلی نيروگاه اتمی يونگ بيون به کره شمالی کمک می کردند خواست به کشور خود باز گردند. چهار ناظر آمريکايی در کره شمالی حضور داشتند که به گفته رابرت وود، در حال آماده شدن برای ترک اين کشور هستند.

کره شمالی به رغم اعتراض های آمريکا و همسايگان خود روز پنجم آوريل موشکی را برای قرار دادن يک ماهواره در فضا پرتاب کرد. پيونگ يانک پرتاب اين ماهواره را موفقيت آميز دانست ولی آمريکا و کره جنوبی اعلام کردند که اين ماهواره در اقيانوس آرام سقوط کرده است. شورای امنيت سازمان ملل در بيانيه ای که روز دوشنبه به اتفاق آراء تصويب شد با محکوم کردن اقدام کره شمالی از اين کشور خواست تا از پرتاب موشک هاي جديد اجتناب کند. اين شورا همچنين بر لزوم تشديد تحريم های فعلی عليه کره شمالی تاکيد کرد که بر اساس آن دارايی های شرکت ها يا سازمان های طرف معامله با برنامه سلاح هسته ای ، موشک های بالستيک و ساير سلاح های کشتار جمعی کره شمالی ضبط خواهد شد. واشينگتن نگران توسعه موشک های بالستيک کره شمالی است که در صورت ارتقاء آن می تواند اهدافی را در خاک آمريکا مورد حمله قرار دهد.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

سه گزارش از نقض حقوق بشر

سه گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش اول: آغاز موج جدید دستگیریها در بلوچستان و تداوم بازداشت تنی دیگر از فعالان مدنی و سیاسی این منطقه در حالی که حداقل قواعد و معاهدات حقوقی در مورد آنان رعایت نشده است موجی از نگرانی فعالان حقوق بشر را برانگیخته است. متاسفانه به دلیل ضعف نهاهای مدنی و دیده بان و همچنین شرایط امنیتی حاکم بر منطقه زوایای بسیاری از این بازداشتها همچنان در هاله ای از ابهام قرار دارد. اسد وفایی فعال مذهبی بلوچ که پیش تر در اواخر سال گذشته در شهر کرج بازداشت و پس از مدتی آزاد شده بود به دلایل نامعلومی هفته جاری توسط نیروهای امنیتی زاهدان بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل گردید. از سرنوشت نامبرده تاکنون اطلاعی حاصل نگردیده است. در چابهار، احسان امید کهنشوری نوجوان بلوچ، دیگر بازداشت شده روزهای اخیر به دست نیروهای امنیتی می باشد، نامبرده پس از بازداشت به نقطه نامعلومی منتقل گردیده است، مطلعان عنوان میدارند این نوجوان و خانواده وی تنها به دلیل خویشاوندی با یکی چهره های اپوزیسیون بلوچستان مورد برخورد قرار گرفته اند. همچنین در هفته جاری، امیر وفایی، دیگر شهروند بلوچ ساکن چابهار نیز به دست نیروهای امنیتی بازداشت گردید. در تداوم این روند، شهر زاهدان شاهد بازداشت فعال مذهبی به نام ایوب (نام خانوادگی نامشخص) بود که از سرنوشت وی نیز چون تعداد دیگری از بازداشت شدگان اخیر که اسامی آنان در دست نمی باشد هیچ اطلاعی واصل نگردیده است. محمد عمر بلوچ و تنی دیگر از معترضان تخریب مدرسه دینی عظیم آباد کماکان و بلاتکلیف در بازداشت به سر می برند. تداوم بازداشت و بلاتکلیفی این افراد موجب نارضایتی فعالان مذهبی اهل سنت گردیده است.

گزارش دوم: مهدی جلیل‌خانی، نویسنده، منتقد ادبی و رسانه‌نگار مستقل زنجانی صبح روز یکشنبه 23 فروردین به اداره‌ اطلاعات زنجان احضار شد. جلیل‌خانی نویسنده‌ وبلاگ "بوی کاغذ"، که پیش‌تر دو وبلاگ از او فیلتر شده، اکنون برای توضیح درباره‌ پرونده‌ خویش که به گفته‌ او از سال 1381 را در بر می‌گیرد، به ستاد خبری اداره‌ ‌کل اطلاعات زنجان فراخوانده شده است. امضای بیانیه‌ حمایت از دانشجویان در سالگرد 18 تیر، انتشار بیانیه‌ کانون نویسندگان بر ضد سانسور در فصلنامه‌ توقیف ‌شده‌ اشراق، و اطلاع‌رسانی پیرامون قتل عام زندانیان در سال‌های دهه‌ شصت، و حمایت و پشتیبانی از حقوق زنان از جمله موارد مطرح در بازجویی وی بوده‌اند.به گفته‌ جلیل‌خانی، برخی اطلاع‌ رسانی‌ها از سوی وی، همچون اعدام زندانیان در دهه‌ شصت و حمایت از حقوق زنان، تنها توسط ایمیل‌های شخصی و در گستره‌ای محدود به برخی افراد ارسال شده‌ که نویسنده‌ آن‌ها نیز خود او نبوده‌اند و بنابراین جنبه‌ عمومی نداشته و تأیید و موضع‌گیری شفاف نیز تلقی نمی‌شدند، اما با این حال وی پیرامون آن‌ها بازخواست و تفتیش شده است. او همچنین تهدید شده که در صورت ادامه‌ روند در پیش گرفته، اداره‌ حقوقی وزارت اطلاعات نسبت به بازداشت و تشکیل پرونده‌ قضایی برای وی اقدام خواهد کرد. گفتنی است مهدی جلیل‌خانی، دبیر گروه ادبیات و فرهنگ هفته‌نامه‌ی لغو امتیاز شده‌ مهر زنجان، سردبیر فصلنامه‌ توقیف‌شده‌ اشراق و عضو سابق هیأت دبیران انجمن ادبی اشراق زنجان بوده و فرزند غلامحسین جلیل‌خانی نماینده‌ مردم زنجان در پنجمین دوره‌ مجلس شورای اسلامی نیز هست.

گزارش سوم: خانم هاله هوشمندی و آقایان کیوان کرمی ، فرهام معصومی و افشین احسنیان که طی دو ماه اخیر توسط اداره اطلاعات شیراز دستگیر و در بازداشتگاه پلاک 100 به سر می برند ؛ به استناد نامه دادستان کل استان فارس می بایست در 15 فروردین ماه سال جاری به قید وثیقه آزاد می شدند اما ممانعت بازپرس پرونده از صدور حکم آزادی ایشان ، موجب گردیده که این چهار نفر تا کنون در بازداشتگاه نگهداشته شوند. در مراجعاتی که خانواده های این افراد از ابتدای دستگیری به نهادهای مختلف داشته اند ، اعلام گردیده که بعد از تعطیلات نوروز آزاد خواهند شد. همچنین در روز 15 فروردین سال جاری ، دادستان کل استان فارس طی نامه ای به بازپرس پرونده اعلام نمود که وثیقه ای مشخص شده و افراد مذکور آزاد گردند اما در هنگام پیگیری این امر ، خانواده های این زندانیان با برخوردهای خصمانه و غیرانسانی از طرف بازپرس مواجه شده و ایشان به هیچ وجه دستور دادستان مبنی بر آزادی این افراد به قید وثیقه را نمی پذیرند. همچنین طی دو هفته اخیر، خانواده های افراد زندانی به دفعات از سوی اداره اطلاعات به صورت تلفنی تهدید شده و در مواردی نیز با اهانت ها و تهمت هایی مواجه گردیده اند. لازم به ذکر است که خانم هاله هوشمندی تحت فشارهای روحی و جسمی زندان دچار مشکل حاد قلبی شده و تاکنون هیچ گونه دسترسی به امکانات درمانی مناسب و پزشک متخصص نداشته اند. لذا نگرانی در خصوص وضعیت جسمانی ایشان ، همچنان ادامه دارد.

همچنین علی رغم انحلال تشکیلات غیر رسمی بهائیان در ایران، در برخی مناطق کشور، احضار گسترده بهائیان به وزارت اطلاعات، همچنان ادامه دارد. در همین رابطه در مشهد، رزیتا واثقی، داور نبیل زاده، نورا نبیل زاده، نسرین نوزدهی، ناهید نوزدهی و سیروس ذبیحی در طی هفته جاری به ستاد خبری وزارت اطلات احضار گردیدند. نیروهای امنیتی افراد احضار شده را برای اخذ تعهد مبنی بر عدم هرگونه فعالیتی که مربوط به عقاید و باورهای دینی آنان باشد تحت فشار گذاشته اند. افراد مورد اشاره، این عمل را ناقض حقوق شهروندی و انسانی خود می دانند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 
                            براندازی نرم

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و هفتم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

احمدی نژاد ، مالک اشتر علی زمان!

عبدالرضا داوری - رجا نیوز: ۱- معاويه در اول صفر سال 37 هجرى لشكرى مركب از 300000 نفر براى جنگ با حضرت على (ع) براه انداخت و اميرالموئمنين (ع) نيز با لشكرى قريب 120000 از كوفه حركت كردند و دو لشكر در منطقه اى بنام صفين با يكديگر برخورد نمودند اين جنگ 4 ماه طول كشيد و در شرايطی كه لشكر حضرت علی (ع) در آستانه پيروزی قرار گرفت و مالک اشتر فرمانده شجاع على (ع) به نزديكى خيمه معاويه رسيده بود ، عمروعاص وزير معاويه حيله اى انديشيد و دستور داد قرآن ها را سر نيزه كنند . اين حيله كارگر شد و عده اى از سربازان على (ع) گفتند: يا على ما در مقابل قرآن نمى جنگيم ، جنگ را متوقف كن. هر چه حضرت امير (ع) آنها را نصيحت كرد و فريبكارى معاويه و عمروعاص را به آنها خاطر نشان كرد فايده نبخشيد تا بالاخره اين دوستان نادان آن حضرت را تهديد كردند و گفتند: چنانكه حكميت قرآن را نپذيرى همانطور كه عثمان را كشتيم ترا هم مى كشيم. آن حضرت به مالك اشتر پيغام فرستاد كه: از جنگ دست نگهدار و بر گرد. مالک كه سخت مشغول كارزار بود و پيروزى را نزديک مى ديد پيغام داد: اگر يک ساعت ديگر مهلت دهيد خيمه دشمن را بر سرش فرود آورده و معاويه را خواهم كشت. بر اثر تهديد مجدد همان دوستان نادان ، حضرت امير (ع) به مالك خبر داد: اگر دست از جنگ نكشى مرا خواهند كشت. ناچار مالك برگشت و جنگ متوقف و كار به حكميت و رای گيری كشيده شد تا يك حكم از جانب حضرت امير (ع) و يك حكم از جانب معاويه تعيين شوند و نسبت به سرانجام جنگ و نزاع طرفين تصميم بگيرند. از جانب معاويه عمروعاص مكار و حيله گر تعيين شد. اما از جانب حضرت على (ع) ابتدا ابن عباس براى حكميت پيشنهاد شد لكن اطرافيان تندرو نپذيرفتند و آن حضرت را مجبور كردند ابوموسى اشعرى را بعنوان حكم بفرستند و نتيجه آن شد كه همه می دانيم : "پوسته قرآن" بدون "علی" ، از شكست معاويه جلوگيری كرد.

                     عبدالرضا داوری مدیر کل پژوهش خبرگزاری جمهوری اسلامی (ایرنا)

انتخابات ۸۸ یعنی جنگ میان امام علی و معاویه!

2-صحنه انتخابات رياست جمهوری دهم از اين پس روز به روز پيچيده تر خواهد شد و تا روز 22خرداد 1388 انبوهی از مسايل و برخی ترفندها يکی پس از ديگری و بر مبنای يک جدول زمانی مشخص به صحنه وارد خواهد شد. طراحان و بازيگران اين صحنه با اين هدف که اگر انتخاب سياسی مردم به فردی غير از احمدی نژاد ميل کند، زمينه برای حضور دوباره نيروهای مطلوب غرب درون حاکميت ايران فراهم می ‌شود، دست به تحرکات گسترده‌ای زده اند.

پيام سکانداری احمدی نژاد در دستگاه اجرايی کشور را قبل از هر کس، غربی ‌ها و برخی هواداران داخلی آنها به خوبی دريافت کرده‌اند و اين پروژه محصول درک آن پيام است. اكنون هيچ ترديدی باقی نمانده که تداوم بينش ، منش و روش احمدی نژاد در دستگاه اجرايی کشور برای هميشه غربگرايان و عناصر وابسته به اردوگاه دشمن را از صحنه تصميم سازی و اجرايی ايران خارج خواهد ساخت و آنها چون برخی اسلاف خويش از جمله نهضت آزادی بايد برای دورانی طولانی از انزوا و طرد اجتماعی آماده باشند. اينچنين است كه تمديد دوره رياست جمهوری احمدی نژاد در خرداد 88 ، عمود خيمه پايگاه دشمن در ايران اسلامی را بر سرش فرو خواهد ريخت.

درک عميق اين پيام توسط غرب و شدت هراسی که نسبت به گرفتار شدن غربگرايان ايرانی به چنين سرنوشتی وجود دارد، موجب شده در يک برنامه ريزی هماهنگ و همه جانبه يکی از سنگين ترين سرمايه گذاری ‌های قابل رصد در طول تاريخ ايران برای زمين زدن اين تفکر و مجريان آن ، در صحنه انتخابات آينده صورت گيرد. دشمن به درستی دريافته است كه با بهره گيری از گفتمان برونزای اصلاحات نمی توان آراء ملت ايران را مصادره نمود. .پيشتازی احمدی نژاد در همه عرصه ها با اتكا به گفتمان "امام و انقلاب" ، استراتژيستهای دشمن را وا داشته است تا مانند عمروعاص كه با دستاويز قرار دادن "قرآن منهای علی"، مانع از پيشروی مالك اشتر شد ، امروز با دستاويز قرار دادن "گفتمان امام و انقلاب منهای ولايت" ، نعل وارونه زده و نسخه ای تقلبی را به جای نسخه اصل به افكار عمومی غالب نمايد.

ديروز با حيله عمروعاص پوسته ای از قرآن بر سر نيزه رفت و قائلان به تز "قرآن منهای علی" مانع شدند تا مالک اشتر آن ده ضربت نهايی را بر سر اردوگاه دشمن فرود آورد و كار را يكسره كند و امروز هم بازيگردان پنهان در تلاش است تا قائلان به تز "گفتمان امام و انقلاب منهای ولايت" را به ميدان فرستد تا احمدی نژاد نتواند ضربت نهايی را در چهارسال آتی بر سر اردوگاه دشمن فرود آورد.

عبرت صفين اينک فراروی همه وفاداران به خط امام و رهبری است و مباد آن روز كه ديگر بار پوسته های قرآن بر سر نيزه ، حيات و حكومت معاويه های زمان را تداوم بخشد و فتح و پيروزی در نبرد آخر!!! را از اردوگاه علی(ع) دريغ نمايد. نگذاريم در 22 خرداد 88 ، فرجامی "صفينی" رقم خورد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

پیمان بستن اصولگراها در قم ، برای حمایت از احمدی نژاد

خبرگزاری کار ایران (ایلنا): يك روحانی حامی احمدی ‌نژاد گفت: نمايندگان احزاب و گروه‌های اصولگرا در قم بر سر حمايت از احمدی ‌نژاد در انتخابات رياست‌جمهوری دهم با يكديگر ميثاق بستند.

قاسم روانبخش در گفت‌وگو با خبرنگار ايلنا گفت: چند شب قبل نشستی با حضور سران و اعضای احزاب اصولگرا مانند موتلفه، ايثارگران، جامعه روحانيت، رايحه خوش خدمت و... در قم برگزار شد كه شركت‌كنندگان در اين نشست كه بالغ بر 100 نفر بودند برای حمايت از احمدی ‌نژاد با يكديگر پيمان بستند. وی درباره راه‌اندازی ستاد انتخاباتی احمدی نژاد در قم اظهار داشت: ستاد رسمی در موعد قانونی فعال می ‌شود اما ستادهای غير رسمي برای برنامه ‌ريزی و پيگيری امور، آغاز به كار كرده است.

دبير سياسی نشريه پرتو درباره برخی اظهارات مبنی بر عدم تعيين وقت از سوی احمدی ‌نژاد برای برخی احزاب اصولگرا گفت: اطلاعی از اين موضوع ندارم اما اخيرا احمدی ‌نژاد با 13 يا 14 گروه اصولگرا ديدار داشته است و به آن‌ها تاكيد كرد كه به وظيفه شرعی خود عمل كنند. وی افزود: رئيس‌جمهور در اين نشست گفت كه چيزی را به هيچ‌ كس تكليف نمی ‌كند و اصراری بر حمايت احزاب اصولگرا از خود ندارد. ايشان (احمدی نژاد) تشخيص وظيفه شرعی را يادآور شدند و گفتند كه فردی را انتخاب كنيد كه برای مديريت كشور مفيد باشد و در مسير اعتلای جامعه گام بردارد.

روانبخش خاطرنشان كرد: انتخاب اصلح وظيفه شرعی همه مردم، احزاب و گروه‌ها است، مقام معظم رهبری نيز به عنوان جانشين امام‌ زمان!!! بر تعيين اصلح و صالح‌ترين فرد تاكيد داشته‌اند. وی گفت: اگر احزاب به دور از حب و بغض به جمع‌ بندی برسند كه انتخاب اصلح احمدی ‌نژاد است ،به وظيفه شرعی خود عمل كرده‌اند. ولی اگر به تكليف عمل كنند و به دور از حب و بغض شخصی و گروهی به فرد ديگری برسند باز هم به وظيفه شرعی خود عمل كرده‌اند.

روانبخش، احمدی ‌نژاد را حزبی ندانست و گفت: احمدی نژاد متعلق به همه ملت است. همه احزاب چپ و راست و حتی اپوزسيون خارج از كشور در سال 84 از هاشمی حمايت كردند، اما مشاهده كرديد كه احمدی ‌نژاد پيروز انتخابات شد!!!.

اين روحانی حامی احمدی ‌نژاد با بيان اينكه طرفداران احزاب وگروه‌های سياسی در شهرستان‌ها و استان‌ها منتظر تصميم احزاب در مركز كشور ننشسته‌اند و خودشان تصميم‌گيری كرده‌اند، افزود: احزاب اصولگرا در تمام استان‌ها در زير چتر گفتمان امام و انقلاب جمع شده‌اند و از احمدی ‌نژاد حمايت می ‌كنند. اميدواريم احزاب مركز هم هر چه زودتر تصميم خود را اعلام كنند. روانبخش گفت: آقای احمدی ‌نژاد از دريای ملت نيرو می ‌گيرد و احزاب در ميان دريای ملت از سهم ناچيزی برخوردارند و به عبارتی می‌توان گفت كه همه احزاب نقش رود در مقابل دريای ملت را دارند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

بیانیه جمعی از دگر اندیشان غیر مذهبی و زندانیان سیاسی

سایت خبری پیک نت: گروهی از دگراندیشان غیر مذهبی داخل کشور که اغلب سوابقی در سازمان ها و احزاب سیاسی شناخته شده داشته و یا شماری نیز از زندانیان سیاسی دهه 60 می باشند، با انتشار نامه ای، نظر خود را برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری تدوین و با امضای "جمعی اصلاح طلب" منتشر کرده اند. بخش هائی از این نامه را می خوانید:

تجربه موفق مشارکت فعال در مبارزات انتخاباتی دوره هفتم ریاست جمهوری که با شرکت وسیع مردم به پیروزی آقای خاتمی انجامید، مانع از پیشبرد سیاست ‌های مخرب جناح راست افراطی نظام از طرف جنبش مردمی شد. جنبش اصلاح‌طلبانه با توجه به نتایج رویکرد مبارزات مسالمت‌آمیز و قانونی در انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری، همین رویکرد را در انتخابات دوره‌های ششم مجلس شورای اسلامی و دوره هشتم ریاست جمهوری و دوره اول انتخابات شوراهای اسلامی شهر و روستا نیز اتخاذ نمود. دستاوردهای جنبش اصلاح‌طلبی در زمینه‌های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی در دوره اصلاحات حاکی از تفاوت ملموس شاخص‌های توسعه در این دوره با دوره‌ سازندگی و بعد از انتخابات دوره نهم و زمان ریاست جمهوری آقای احمدی‌نژاد و مجالس هفتم و هشتم قانون‌گذاری هم سو با ایشان است.

میزان شرکت مردم در اولین دوره انتخابات ریاست جمهوری در بهمن ماه سال 1358 از 86/67 درصد به 60/55 درصد در سال 1372 در دوره دوم ریاست جمهوری آقای رفسنجانی کاهش داشته، اما در انتخابات دوره هفتم ریاست جمهوری در سال 1376 که به پیروزی آقای خاتمی انجامید، میزان شرکت کنندگان به 85/79 درصد واجدین شرایط شرکت در انتخابات افزایش یافته است. این نسبت در دوره دوم انتخابات ریاست جمهوری ایشان، به رغم محقق نشدن انتظارات مردم از اصلاح‌طلبان درون حاکمیت، به 78/66 درصد می‌رسد، که هم چنان حاکی از میزان بالای شرکت کنندگان در انتخابات است. این نسبت در انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری که آقای احمدی‌نژاد برنده آن اعلام شد، به 76/59 درصد کاهش می‌یابد.

دستاورد جنبش اصلاحات طی 8 سال حاکمیت اصلاح‌طلبان، بازشدن فضای سیاسی، ایجاد و توسعه سازمان‌های غیردولتی یا NGO ها، انتشار وسیع روزنامه‌ها و نشر گسترده کتب و مجلات، گسترش فعالیت‌های صنفی و سیاسی فرهنگیان، دانشجویان، دانشگاهیان، مهار سازمانهای امنیتی لجام گسیخته و قانون‌شکن، و کاستن از مداخلات بخش‌های امنیتی در فعالیت‌های اقتصادی بود. برقراری ارتباط گسترده با جهان خارج و تعامل سازنده با آنان و بهبود روابط با همسایگان و افزایش اعتبار کشور در جهان خارج، توسعه سرمایه‌گذاری در بخش‌های مختلف اقتصادی و کاهش تورم از 3/17 درصد در آغاز کار دولت به 11 درصد در پایان دوره ریاست جمهوری با حدود 170 میلیارد دلار درآمدهای نفتی، با متوسط سالیانه حدود 21 میلیارد دلار از دیگر اقدامات دولت آقای خاتمی بوده، بدون آن که ناکامی‌های دولت اصلاحات در تحقق همه انتظارت به جای مردم، صرف نظر از کارشکنی جناح راست افراطی، نادیده گرفته شود.

آقای احمدی‌نژاد با شرکت 59 درصد از واجدین شرایط در انتخابات با حرف و حدیث‌هایی که در پی داشت به علاوه عدم شرکت قابل توجهی از مردم در انتخابات با قهر از اصلاح‌طلبان درون حاکمیت، برنده انتخابات دوره نهم ریاست جمهوری اعلام شد. به رغم تبلیغات انتخاباتی ایشان مبنی بر سامان دادن اقتصاد کشور، فراهم کردن شرایط زندگی بهتر اقشار تهیدست جامعه، مبارزه با رانت‌خواری و مال‌اندوزی و ... اولا سند چشم‌انداز بیست ساله را که چراغ راهنمای توسعه کشور تعریف شده، به دور انداخت، سپس سازمان مدیریت و برنامه‌ریزی را که در تهیه سند چشم‌انداز نقش محوری و تعیین‌کننده داشت و پایش و نحوه دستیابی به اهداف پیش‌بینی شده در سند را، با برنامه‌های پنج‌ساله و با تخصیص منابع مالی و نظارت بر هزینه کردن این منابع برعهده داشت، منحل نمود. همچنان که شورای پول و اعتبار را منحل کرد. میزان تورم از 11 درصد با آغاز به کار ایشان با درآمد 250 میلیارد دلاری فروش نفت طی سه سال و نیم که متوسط سالیانه آن حدود 71 میلیارد دلار است، بر اساس ارقام رسمی تا پایان آذرماه 1387 به بیش از 26 درصد رسیده ‌است. شرایط اقتصادی مردم اسفبارتر از گذشته شده، انتشار روزنامه‌ها و مجلات و کتب محدودتر و ممیزی نشریات و نوشته‌ها شدیدتر شده، آزادی‌های سیاسی محدودتر از گذشته و از دامنه فعالیت انجمن‌های صنفی – سیاسی کاسته شده و فشار بر اقلیت‌های دینی و ... بیشتر شده‌است. فضای سیاسی کشور امنیتی، تعامل با جهان خارج محدودتر، فشارهای سیاسی و اقتصادی بر کشور زیادتر و مدیران و کارشناسان با تجربه و کارآمد از بخش‌های حساس سیاسی، اقتصادی کشور حذف و با افراد کم تجربه، ناکارآمد و به قیمت ویرانی بخش‌های سیاسی، اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی که با روش سعی و خطا به دنبال یافتن راهی به ناکجاآباد ذهنی خود هستند جایگزین شده‌اند، حضور و سیطره دستگاه‌های نظامی و امنیتی در بخش‌های اقتصادی کشور به صورت کم‌سابقه و بی‌سابقه افزایش یافته و کشور در موقعیتی قرار داده شده که اگر عزم ملی به کار گرفته نشود، ندانم‌کاریهای دولت را چه بسا سالها تلاش ملی جبران نمی‌کند. امروز کمتر کسی است که خسارت‌های دولت آقای احمدی‌نژاد را به کشور نبیند یا حس نکند و عدم رضایت خود را از شرایط حاکم بر کشور اعلام ندارد.

برای پایان دادن به این نابسامانی‌ها اتحاد عمل نیروهای تحول‌طلب و مبارزه موثر با سیاست‌ها و اقدامات مخرب دولت احمدی‌نژاد ضرورتی انکارناپذیر است. به نظر ما، با عنایت به زمزمه بخشی از نیروهای آرمانگرای جامعه، اجتناب و پرهیز از سیاست تحریم انتخابات یک تدبیر بموقع و درست است. چرا که روش تحریم در شرایطی مجاز است که بتوان بیشترین نیروی جامعه را پیرامون برنامه و خواسته‌های تحریم و مقابله با سیاست‌های نظام پیش برده، و به اعتبار این پایگاه اجتماعی، راست افراطی حاکم بر نظام را در مقابل خواسته‌های روشن جنبش ناگزیر به تمکین کند. در صورتیکه بموجب نشانه‌ها و قرائن، میزان توان و تناسب نیروهای طرفین چالش پیش‌رو، حاکی از آن است که جنبش اصلاح‌طلبانه ایران در چنین موقعیتی قرار ندارد. لذا در چنین شرایطی رسالت و وظیفه همه میهن‌پرستان آن است که با تلاش همگانی و تسلط بر رکنی از ارکان نظام، از جمله نهاد ریاست جمهوری مانع از اعمال سیاست‌های یکپارچه و خشن نظام علیه خواسته‌های قانونی مردم شده و جامعه را از لبه پرتگاهی که قرار دارد دور سازند. این هدف فقط با شرکت گسترده مردم در انتخابات پیش رو و تلاش برای پیروزی در آن محقق می‌شود.

با شناخت از جناح‌بندی درون حاکمیت میتوان گفت، گرچه جناح راست افراطی دست بالا و نقش تعیین‌کننده در سیاست‌های نظام را دارد و تقریبا همه اهرم‌های قدرت در کنترل او است اما جناح اصلاح‌طلب نیز هم چنان در تقسیم‌بندی خودی و غیرخودی حاکمیت یا نظام، در بلوک خودی‌ها قرار داشته و شخصیت‌های شناخته شده آن در نهادهایی چون مجلس خبرگان، مجمع تشخیص مصلحت نظام و بخش‌های اقتصادی حضور فعال و تاثیرگذار دارند و علیرغم موانعی که بر سر راه فعالیت آنان ایجاد می‌کنند، در حال حاضر و در چشم‌انداز تحولات، حذف آنان از صحنه سیاسی و دایره خودی‌ها پیش‌بینی نمی‌شود، لذا ارزیابی‌ها حاکی از شرکت آنان در انتخابات پیش رو، برغم کارشکنی و ایجاد محدودیت‌ها بر سر راه کاندیدای آنان در انتخابات ریاست جمهوری است.

از این رو، برنامه جنبش اصلاح‌طلبی مردم در انتخابات ریاست جمهوری با عنایت به شرایط پیش گفته، بر پایه محتمل‌ترین حالت‌، یعنی حضور کاندیدای اصلاح‌طلبان در انتخابات ریاست جمهوری طراحی می‌شود. این برنامه از یک سو بر مسئولیت‌های رئیس جمهور در دفاع از حقوق همه شهروندان تاکید نموده و اعلام میدارد سیاست‌ها و برنامه‌هایش باید شرایط لازم را برای استقرار دموکراسی و عدالت اجتماعی و سامان دادن به اقتصاد کشور با مشارکت همه نیروهای کارآمد جامعه فراهم سازد و از سوی دیگر کارزار جنبش اصلاح‌طلبانه را برنامه‌ریزی برای مشارکت گسترده مردم در انتخابات تشکیل میدهد. این برنامه‌ریزی و آماده‌سازی فقط مردمی را که فاقد وابستگی‌های حزبی، گروهی هستند، شامل نمی‌شود، بلکه طرفداران آن بخش از جریان‌ها و احزابی را نیز در بر می‌گیرد که به دلیل عدم تحقق انتظاراتشان، از احزاب و گروههای اصلاح‌طلب فاصله گرفته و بی‌اعتقاد به ثمربخشی مبارزات مسالمت‌آمیز، نسبت به شرکت در انتخابات تمایلی نشان نمی‌دهند. به این مجموعه آن بخش روشنفکری جامعه و احزابی که در گذشته سیاست تحریم و یا رویارویی با نظام را در رسیدن به اهداف تجویز می‌کردند باید افزود و همه آنان را نه فقط به مقایسه موقعیت اقتصادی، سیاسی و اجتماعی و فرهنگی کشور در زمان اصلاح‌طلبان وحتی دولت‌های قبل از اصلاحات با دولت آقای احمدی‌نژاد فراخواند، بلکه باید آنان را به خطراتی که سیاست و اقدامات جناح راست افراطی برای وحدت ملی و تمامیت ارضی کشور در پی دارد آگاه و با شرکت گسترده در انتخابات، روند جاری را متوقف، و آن را به مسیر توسعه و دموکراسی و زندگی بهتر مردم هدایت نمود.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

متن کامل شکایتنامه سید ابراهیم نبوی از فاطمه رجبی

جناب آقای مرتضوی
دادستان کل عمومی و انقلاب تهران

احتراما اینجانب سید ابراهیم نبوی مددجوی سابق سالن 269 زندان محترم اوین، اتاق 92 در ‏سال 1379 و مددجوی اسبق زندان 209 انفرادی 61 و عمومی 9 در سال 1377 فرزند ‏سیدعزیز، شغل نویسنده، ساکن بلژیک روستای اووریس کوی کرک دست راست، جنب ‏فروشگاه آنا ماریا خانم، شماره 12 نسبت به سرکار خانم فاطمه رجبی دوانی فرزند علی شغل ‏خانه دار و هتاک، که خود را برای فریب افراد ساده دل پژوهشگر نامیده و همراه با همسرش ‏معروف به غلامحسین الهام( دارای دهها شغل) اقدام به تحریک دیگران می نماید، در موارد ‏زیر شکایت داشته، از آن دادستان محترم که مظهر عدل و داد (بخصوص داد) می باشید، ‏خواهش می نمایم که از اینجانب دادخواهی نموده این زن شورشگر و سلطه جو (اسم کلانتری ‏اش را نمی برم) را سرجای خودش، که دقیقا نمی دانم کجا می باشد بنشانید. ‏

اولا: خانم فاطمه رجبی در حضور دهها دانشجوی دانشگاه امیرکبیر اعلام نموده که ‏‏"میرحسین موسوی، این محکوم ضدانقلاب را یک نویسنده مقیم خارج نامیده و نه یک ‏ضدانقلاب فراری و پناهنده به بیگانگان که یک جرمش در محاکمه مشروب ‌خواری بود." ‏جناب آقای مرتضوی! خدا به سر شاهد می باشد که حتی خداوند هم نداند، حداقل شما که می ‏دانید که اولا من متهم بودم و محکوم نبودم، چون خود شما قاضی من بودید و شما هرگز ‏حکمی به من ندادید، چطور می شود کسی که حکم نگرفته، محکوم نامید و ثانیا بنده متهم بودم ‏به اهانت به مسوولان قوه قضائیه، اهانت به صدا و سیما، اهانت به آقای ترقی نماینده اسبق ‏مشهد و اهانت به رهبری (که مورد اخیر اثبات نشد)، و خودتان می دانید که بنده نه تنها جرمم ‏مشروبخواری نبود، بلکه حتی متهم هم به آن نشدم. حالا چگونه است که ایشان به خودش حق ‏می دهد که مرا محکوم به جرمی بداند که به آن متهم هم نشده ام؟ البته اگر متهم می شدیم ‏حرفی بود، ولی شراب نخورده و دهان ها بکن که نمی شود. به همین دلیل شما به عنوان شاهد ‏اینجانب، که تمام پرونده من زیر دست تان است، لطفا بفرمائید که آیا بنده اصلا به چنین چیزی ‏متهم بوده ام؟ البته طبیعی است که هر کسی کرده نوش جانش، فقط خالی نخورند که خوب ‏نیست، ولی در هر حال ما متهم نبودیم. در همین راستا من از وکیلم می خواهم این خانم را به ‏اتهام " افترا" و " اشاعه اکاذیب" تحت تعقیب قرار بدهد.‏

دوما: خانم فاطمه رجبی در سخنان خود گفته است : "وی برای اطلاع جامعه از محتوای آن ‏هجویه و نه‌ طنز این اطلاعیه را صادر کرده است. یعنی موسوی افراد جامعه را به خواندن آن ‏هجویه و مطالب مبتذل علیه من سوق داده است." این مورد نیز اشاعه اکاذیب می باشد، چون ‏اولا نوشته من در مورد خانم رجبی مبتذل نبود، و ثانیا کسی بخاطر اطلاعیه آقای موسوی ‏بسراغ سایت من نیامد، چون سایت ما دو سال قبل که من دائما در مورد ایشان می نوشتم سه ‏برابر حالا خواننده داشت و این موضوع اصلا بخاطر خانم رجبی نبود، چون سایت خود ایشان ‏خواننده نداشت. و از طرف دیگر نوشته من دهها برابر نوشته آقای موسوی خواننده داشته ‏است، و در این میان اگر بنا باشد کسی طلبکار باشد من هستم که بخاطر نوشته های من مردم ‏سراغ خانم رجبی و نوشته آقای موسوی رفته اند و آنها را خوانده اند، وگرنه چه دلیلی دارد که ‏خواننده من بیش از خانم رجبی و آقای موسوی باشد؟

از طرف دیگر مطلب من در مورد خانم رجبی مبتذل نبود، من عکس ایشان را منتشر و ‏جملات ایشان را عینا نقل کرده ام، اگر نقل اظهارات ایشان عمل مبتذل و مستهجنی باشد به من ‏مربوط نیست. نوشته های ایشان را در هر کشوری منتشر کنند دادگاه ناشر را به دلیل انحراف ‏افکار خانواده ها و فاسد کردن جوانان و مردم آن ناشر را توقیف می کند، این موضوع به من ‏ربطی ندارد. حرف من را قبول ندارید، خواهش می کنم خانم رجبی را در یک مدرسه ناظم یا ‏مدیر بگذارید، اگر بعد از دو سال شاگردان ایشان دزد و فاسد نشدند، من عهد می بندم سه سال ‏دیگر بشوند. پس باید بدانید که سیب از خود درخت است و ربطی به اینجانب یا اینجانبان ‏ندارد.‏

سوم: جناب آقای مرتضوی! شما خودتان آدم بامزه ای هستید و بسیاری افراد از سخنان تان تا ‏کنون خندیده و حتی برخی از زندانیان از فرط خنده ترکیده و برحمت ایزدی رفته اند، و به یاد ‏دارم که خودتان از آدمهایی بودید که طنز را خیلی خوب می فهمیدید. به همین دلیل هم بود که ‏تا شش ماه بعد از دادگاه اینجانب که در حضور خودتان بود و فیلم دادگاه را چند بار دیده ‏بودید، هر هفته که خدمت می رسیدم، به من می فرمودید که "سید! بالاخره شما نگفتی این ‏چیزهایی که توی دادگاه گفتی طنز بود یا جدی؟" و با وجود اینکه من بارها تاکید کرده بودم که ‏اصولا طنز موضوعی جدی است، بازهم شما فکر می کردید من جدا طنز گفته ام. اما خانم ‏رجبی، در اظهارات خود در دانشگاه صنعتی شریف فرموده است "این فرد ضدانقلاب ‏هجویه‌نویس است، نه طنزنویس دارای قلمی شیرین! آن‌گونه که موسوی قلم مستهجن ضداسلام ‏او را در ادبیات ایران ماندگار خوانده است!" ‏

در همین راستا توضیحات زیر ضروری است که اولا اگر من بقول خانم رجبی هجویه نویس ‏نبودم و طنزنویس شیرین بودم، و بقول آیت الله خامنه ای که درباره کیومرث صابری گفته ‏بود، که گل آقا در ادبیات ایران ماندگار است، آیا به من حمله نمی کردند؟ مگر خانم فاطمه ‏رجبی شخصا در سال 1372 آقای کیومرث صابری( گل آقا) را تهدید نکرد که به دفتر گل آقا ‏حمله می کنیم؟ حالا چه فرقی می کند، ما اگر هجویه نویس باشیم مورد حمله قرار می گیریم، ‏اگر طنزنویس هم باشیم باز هم مهدور الدم هستیم، چرا جوری حرف می زنید که انگار نوعی ‏از طنز هست که با آن موافقید؟ شما که به قول مرحوم عمران صلاحی اگر یک ترک هم بر ‏دیوار ببینید، به اتهام خندیدن آن ترک را جر می دهید، برایتان چه فرقی می کند مرد مودبی ‏مثل ابوتراب جلی باشد، یا بی ادبی مثل خاکشیر و ابراهیم نبوی و ایرج میرزا.‏

تازه، من که از همه مودب ترم، خانم رجبی انگار نمی دانند که مردم در مورد ایشان چه می ‏گویند، من از آقای نعمت احمدی وکیلم درخواست می کنم که از آقای مرتضوی قاضی اینجانب ‏بخواهد که خانم رجبی مشتکی الیه را احضار نموده و از وی بخواهد حداکثر (نه حداقل) یک ‏نفر را غیر از آیت الله حسنی به عنوان طنزنویس معرفی کند، اگر ایشان همه طنزنویسان را ‏مجرم و مهدورالدم و محارب ندانست، من حاضرم اوچ ثانیه به ایران بازگشته و محاکمه ‏بشوم، وگرنه مجبورم اوچ آی (تا تیرماه) صبر کنم و بعد برگردم. ‏

چهارم: خانم فاطمه رجبی متهم است که با اشاعه اکاذیب به خوانندگان اینجانب تهمت زده ‏است، ایشان در دانشگاه صنعتی شریف در روز پنجشنبه گذشته راس ساعت 15 و 73 دقیقه ‏گفته است که "غیر از اصلاح‌طلبان کسی مطالب سایت فیلترشده این فرد را ( منظور آنجانبه ‏اینجانب می باشد) نمی‌خواند که در این صورت او ( میرحسین موسوی) را هرگز نمی‌بخشم." ‏و این در حالی می باشد که خوانندگان سایت اینجانب بسیار زیاد می باشد. مثلا اینجانب هر ‏وقت یک مطلب در دفاع از اصلاح طلبان می نویسم، یک هفته بعد قاضی دادگاه انقلاب فورا ‏ما را احضار می کند، پس معلوم می شود دادگاه انقلاب هم یا جزو اصلاح طلبان است، یا خانم ‏رجبی دروغ گفته است. هر وقت من یک مطلب در مورد انتخابات می نویسم، بلافاصله ‏روزنامه کیهان فلان مقاله فلان طنزنویس را علیه اصلاح طلبان منتشر می کند، معلوم می ‏شود کیهان هم خواننده سایت ماست و خانم رجبی دروغ می گوید، هر وقت ما اعلام می کنیم ‏که می خواهیم برگردیم کشورمان، فورا یک حکمی یک دادگاهی صادر می کند که در فلان ‏تاریخ به دادگاه بیاییم و این نشان می دهد کلا قضات علاقه وافری به طنز دارند، از طرف ‏دیگر بجز اصلاح طلبان حدود هفت نفر از برادران انصار حزب الله هم جزو مراجعه کنندگان ‏وب سایت ما هستند، حتما سووال می کنید که از کجا فهمیدم از انصار حزب الله هستند؟ چون ‏فقط همان هفت نفر فحش ناموسی می دهند. بنا براین خواهشمندم خانم فاطمه رجبی و همسر ‏ایشان (به عنوان الهام دهنده متهم) را جلب و موارد فوق را پیگیری نمایید.‏

پنجم: خانم فاطمه رجبی در اظهارات پنجشنبه خود فرموده اند که "هدف اطلاعیه موسوی ‏علیه آن طنزنویس تخریب اینجانب بوده و در واقع این کار ذم شبیه به مدح می‌باشد." در حالی ‏که این اظهارات دروغ محض است و هیچ دلیلی برای آن وجود ندارد. همه کسانی که با ‏سیاست آشنا هستند می دانند که برای تخریب خانم فاطمه رجبی هیچ نیازی به صدور اطلاعیه ‏نیست، همین که نامه های ایشان در سطح وسیع چاپ و منتشر شود، خودش یکی از راههای ‏عالی برای تخریب ایشان است و من از ستاد آقای موسوی درخواست می کنم، مجموعه نامه ‏های ایشان را منتشر نموده و پشت آن عکس میرحسین موسوی را به عنوان ناشر چاپ کنند، ‏اگر آقای موسوی در مرحله اول با 25 میلیون رای انتخاب نشد، من حاضرم هفت بار بروم ‏ارادان و پیاده برگردم جمکران. تخریب خانم فاطمه رجبی و حتی آقای احمدی نژاد هیچ نیازی ‏به اطلاعیه آقای موسوی ندارد، خود خانم رجبی مصداق بارز "تخریب" است. شما اسم ایشان ‏را صد بار جلوی ساختمان سازمان ملل پشت سر هم بگوئید آن 110 طبقه ساختمان زرتی فرو ‏می ریزد، ایشان به بولدوزر گفته اند زکی و به گریدر گفته اند تو در نیا که من مشغول ‏تخریبم. من از آقای موسوی بخاطر آن نامه تشکر می کنم و از خانم فاطمه رجبی هزار بار ‏بیشتر تشکر می کنم که پاسخ اینجانب را داده و انشاء الله باز هم خواهند داد. اما جناب آقای ‏مرتضوی! علیرغم همه این تشکرها و تعارف جردادن ها، هیچ دلیل نمی شود که ایشان به ‏مهندس موسوی افترا بزند و بگوید که اوشان قصد تخریب ایشان را داشتند، چون ایشان ‏تخریب شده خدایی هستند و نیازی به اطلاعیه نمی باشد.‏

ششم: خانم فاطمه رجبی فرموده اند "اگر مهندس موسوی واقعا هدف صحیحی داشت و خود ‏صادرکننده اطلاعیه بود، می‌توانست فقط از این مجرم ضدانقلاب و اسلام‌ستیز(آقای ‏مرتضوی! منظور آن خانم ابراهیم نبوی می باشد) تبری بجوبد." و به عبارتی در اینجا خانم ‏رجبی نه تلویحا که تصریحا بنده را ضدانقلاب و اسلام ستیز خوانده اند. جناب آقای مرتضوی! ‏شما می دانید که در مورد اول- ضد انقلاب بودن- بنده همواره اعتراف کرده و خواهم کرد که ‏ضد انقلاب بوده و خواهم بود و اتفاقا از پنج سال بعد از پیروزی انقلاب ایران و شکست ‏اینجانب، همواره ضد انقلاب بوده ام و اصولا خودتان هم همینطور هستید و اصولا اگر در ‏ایران کسی ضد انقلاب نباشد، لابد باید انقلابی باشد و اگر کسی انقلابی باشد لابد قصدش به هم ‏ریختن نظام کنونی است و اینجانب مدافع نظام جمهوری اسلامی بوده و خودتان می دانید که نه ‏تنها مدافع نظام هستم بلکه مزدور آن نیز می باشم و هر گز هم انقلابی نبوده و نیستم و اگر ‏انقلابی بودم، حداقل خودتان مرا دوبار از زندان آزاد نمی کردید. چطور می شود که هم من ‏بخاطر اینکه ضد انقلاب هستم باید مجازات شوم و هم دیگران که انقلابی هستند باید مجازات ‏شوند؟ و تازه اگر منظور خانم رجبی از ضد انقلاب مخالف انقلاب 1357 است، چه کسی ‏مخالف اش نیست؟ اگر ضد انقلاب بد است چرا همه انقلابیون و رهبران انقلاب امروز یا ‏بجرم انقلابی بودن کشته شده اند، یا زندان رفته اند، یا گوشه نشین اند، یا حق ندارند از خانه ‏خارج شوند یا تبعیدند و ممنوع الورود و ممنوع الخروج اند؟ چطور می شود که هم انقلابیون ‏مجرمند و هم ضد انقلابیون؟ من به عنوان یک ضدانقلاب به این شغل شریف افتخار کرده و ‏اعلام می کنم که نه تنها من بلکه خود آقای مرتضوی عزیز که کارش جلوگیری از انقلاب ‏است، از همه ماها ضد انقلاب تر است. از طرف دیگر، جناب آقای مرتضوی! من از کی ‏اسلام ستیز شدم؟ شما چهار ماه در زندان زحمت کشیدید تا به من یادآوری کنید که من ‏مسلمانم، خودم هم شش سال است در همین وسط دیار کفر بزور دارم خودم را مسلمان معرفی ‏می کنم و اعلام می کنم که با اسلام ستیزی هم مخالفم، چرا به زور آدم را بی دین و اسلام ‏ستیز می خوانید؟ زمان پیامبر و در در اسلام کفار و ملحدین را به زور می زدند که بگویند ‏مسلمانند و ول شان می کردند، حالا ما خودمان را وسط دیار کفر مسلمان می دانیم و شما ما ‏را از راه دور تهدید می کنید که ما اسلام ستیزیم؟ چطور دختر چه گوارای کمونیست و هوگو ‏چاوز کمونیست و تمام رهبران کمونیست دنیا که دوست پسر رئیس جمهور و برادر خوانده ‏اش هستند و همه شان رسما خودشان را بی دین می خوانند، جزو مسلمین هستند، ولی ما که ‏خودمان را مسلمان می دانیم اسلام ستیزیم؟ این چه مسلمانی است که پیغمبرش می گوید با یک ‏اشهد مسلمان می شوی و زن سخنگوی دولتش می گوید گمشو برو که نه تنها مسلمان نیستی ‏بلکه اسلام ستیز هستی؟

هفتم: جناب آقای مرتضوی! شما می دانید و وقتی شما می دانید همه می دانند که ما بقول ابوی ‏غضنفر هشت ماه باید برویم زندان، حالا هشت ماه نه یک سال، نه دو سال، دیگر دو دو تا که ‏نه تا نمی شود؟ می شود؟ شما بگوئید که چرا خانم رجبی من را تهدید به قتل کرده؟ ایشان قبلا ‏آقای خاتمی را به خلع لباس تهدید کرد، آقای ابطحی را به فلان و آقای هاشمی را به فلان، ‏آقای مرتضوی تا این خانم نزده ده نفر را تیرباران نکرده جلویش را بگیرید، ایشان مشکل ‏روحی و روانی دارد، من نمی گویم فلان است، بیمار روحی است، چرا تهدید به قتل می کنند؟ ‏نمی گویند ممکن است که من قلبم ضعیف باشد وسط مملکت غریب از ترس زرتی بیفتم و ریق ‏رحمت را سر بکشم؟ خانم رجبی گفته است "موسوی باید می‌دانست در فتح مکه که پیامبر ‏اکرم صلی‌الله علیه و آله فرمان عفو عمومی‌دادند تنها یازده نفر را از این حکم استثنا کردند و ‏فرمودند اگر اینها به پرده خانه خدا هم آویزان باشند باید به قتل برسند. در میان آنها تعدادی زن ‏و مرد هجویه ‌سرا علیه اسلام، پیامبر و مسلمانان بود. حال این ضدانقلاب فراری مانند آنها ‏است، چرا مهندس موسوی او را ضدانقلاب، فراری و اسلام‌ستیز ننامیده است؟!" آخر این هم ‏شد کار؟ آن امام خمینی که امام خمینی بود و اسمش را می بردی توفان شن راه می افتاد، یک ‏حکم قتل صادر کرد بیست سال است دارند ماست مالی اش می کنند، حالا این خواهر که برادر ‏و پدرش هم قبولش ندارند، چطوری می خواهد ما را از پرده پائین بیاورد و به کجا می خواهد ‏آویزان مان کند؟ آخر طنزنویس کشی هم شد شغل که آخر عمری یک خانم شبه محترم باید ‏متهم به آن بشود؟ حالا خوب است بروم پلیس بین الملل و به اتهام تهدید به قتل ایشان و تمام ‏اقوامش را ممنوع الخروج کنم که از این به بعد حق رفتن به حج را هم نداشته باشد؟ آقای ‏مرتضوی! ببین! این تو بمیری دیگر از آن تو بمیری ها نیست، این یکی را باید عذرخواهی ‏کند وگرنه از این نمی گذرم. البته بگذرم هم فایده ندارد، قضیه خین و خین ریزی است. البته ‏نکته ای را بگویم. البته راستش را بخواهید من اولش از حرف های فاطی می ترسیدم، ولی ‏وقتی تهدید به قتل کرد، فهمیدم ایشان همانطور که همه احساس کرده اند اهل طنز است، چرا ‏که زمانی که در جریان نشریه "جامعه" شمس و جلایی پور و جوادی حصار را دستگیر ‏کردند، من تحت تعقیب بودم و چون می ترسیدم بگیرند و آویزانم کنند، سه روز خودم را به ‏دادگاه معرفی نکردم، تا اینکه آقای محسنی اژه ای مصاحبه کرد و گفت که ما محارب با خدا ‏هستیم و قرار است اعدام مان کنند، من هم فهمیدم با آدم های شوخی طرف هستم، به همین دلیل ‏رفتم و خودم را به دادگاه انقلاب معرفی کردم. اتفاقا هم از وقتی خانم رجبی مرا تهدید به قتل ‏کرده فهمیدم مشکلی نیست و واقعا در اولین فرصت به تهران می روم. تا هم مملکت را ببینم و ‏هم اینکه واقعا اگر این غلامحسین با هفت تا شغل وقت ندارد زنش را ببرد دکتر به آبجی ام ‏بگویم خواهرمان را به روانکاو نشان بدهد، شاید واقعا ایراد جدی باشد و باید قرص هایش را ‏عوض کند.‏

و آخرین نکته این که خانم رجبی با جدیت از آقای موسوی سووال کرده که "موسوی باید ‏پاسخ دهد چرا این فرد ضدانقلاب هجویه‌سرا علیه اسلام و انقلاب به حمایت او برخاسته ‏است»؟!" اولا که معلوم نیست این خانم محترم چرا این سووال را از ایشان کرده و از من ‏نکرده، آقای موسوی که از من حمایت نکرده، من از او حمایت کردم، آیا حمایت از نامزد ‏انتخابات جرم است؟ حالا فرض کنیم من جاسوس اسرائیل هستم و می خواهم موسوی را ‏خراب کنم، برای چی او را مورد سووال قرار می دهی، او که از من طرفداری نمی کند، او ‏اتفاقا مخالف من است، منم که از او طرفداری می کنم. البته من که می دانم، آرزوی شما این ‏است که من هم مثل بسیاری از دوستانم انتخابات را تحریم کنم تا احمدی نژاد دوباره بشود ‏رئیس جمهور و چهار تا کور و کچل و درمانده و عقب مانده وزیر و معاون رئیس جمهور و ‏سخنگوی دولت و با هفت تا شغل اضافی دیگر بمانند، ولی فعلا از این خبرها نیست، آن میم را ‏آن لام برد.....

با احترام
ابراهیم نبوی
‏25 فروردین 1388‏

رونوشت: ‏
خانم رجبی جهت اطلاع
آقای نعمت احمدی، جهت اقدام به پیگیری شکایت
آقای جوزف بالسامو، رئیس پلیس بین الملل مستقر در بروکسل، دایره ضد تروریستی
آقای غلامحسین الهام، جهت حالی کردن موارد مذکور به فاطمه خانم

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

انتقال مجدد محمد پورعبدالله به بند 209

گزارشی از کميته گزارشگران حقوق بشر

محمد پورعبدالله، دانشجوی زندانی که از بهمن ماه در زندان به سر می برد، روز دوشنبه، مجددا از زندان قزل حصار به بند 209 زندان اوین انتقال یافت. این انتقال، پس از آن صورت گرفت که وی، در جلسه بازپرسی خود در دادگاه، حاضر به پذیرش اتهامات وارده نشد. مسئولان دادگاه انقلاب به خانواده وی گفته اند: از آنجایی که پورعبدالله، برگه اتهامات خود را امضا ننموده، مجددا به سلول انفرادی انتقال می یابد، تا دوباره مورد بازجویی قرار گیرد.

مادر این دانشجوی زندانی با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت فرزندش، می گوید: سؤال من از مسئولان این است که آیا من به عنوان یک مادر، حق ندارم از شرایط فرزندم مطلع باشم و او را ببینم؟ گفتنی است، محمد پورعبدالله از زمان انتقال به بند 209، ممنوع الملاقات و ممنوع التلفن بوده و خانواده وی نسبت به شرایط، او بی اطلاع هستند. مادر وی که در روزهای گذشته بارها با نوشتن نامه و مراجعه به نهادهای مختلف، خواستار رسیدگی و پاسخگویی مسئولان نسبت به وضعیت فرزندش شده، در آخرین اقدام خود با نوشتن نامه ای اعتراض آمیز به کمیسیون اصل 90 مجلس، به تشریح وضعیت فرزندش در زندان اوین پرداخته است. او درحالی که از برخوردهای مسئولان دادگاه انقلاب ، ابراز نارضایتی می کند، می گوید: به همه بگویید که من تا آخرین لحظه، پشت فرزندم ایستاده ام .او ادامه می دهد: اگر دادگاه انقلاب، وضعیت او را روشن نکند، قسم می خورم که خودم را در دادگاه خواهم کشت تا دنیا بفهمد، در اینجا چه بلایی بر سر بچه های ما می آورند.

لازم به ذکر است، محمد پورعبدالله در آذرماه سال گذشته نیز در جریان بازداشت گسترده دانشجویان طیف چپ بازداشت شد و پس از آزادی، بارها از سوی وزارت اطلاعات تحت فشار قرار گرفت.

 

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

اتهام اقدام علیه امنیت ملی به فعالان جنبش زنان!

سایت تغییر برای برابری: امروز 26 فروردین دادگاه ناهید کشاورز ، محبوبه حسین زاده و سارا ایمانیان در شعبه 28 دادگاه انقلاب تشکیل شد. هرسه آنها در 13 فروردین 1386 هنگام جمع آوری امضا در پارک لاله بازداشت شده بودند. سارا ایمانیان وکیل نداشت و به تنهایی از خود دفاع کرد. محبوبه حسین زاده در سفر بود و وکیلش نسرین ستوده از دادگاه تقاضای مهلت نمود. پرونده دیگر ناهید کشاورز که مربوط به 13 اسفند بود نیز دراین دادگاه رسیدگی شد.

نسرین ستوده وکیل ناهید کشاورز درباره دادگاه وی چنین توضیح داد: دادگاه موکلم ناهید کشاورز بابت دو اتهام اقدام علیه امنیت کشور از طریق اجتماع و تبانی در مقابل دادگاه انقلاب در 13 اسفند 1385 و هم اقدام علیه امنیت کشور از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام در شعبه 28 تشکیل شد. اینجانب به اتفاق یکی دیگر از وکلای پرونده سرکار خانم نسیم غنوی در جلسه دادگاه حضور یافتیم. باتوجه به اصل علنی بودن دادگاه ها همسر خانم ناهید کشاورز درخواست کردند که در جلسه دادگاه حاضر باشند اما به طور غیر قانونی از حضور ایشان جلوگیری شد و سپس دادگاه وارد رسیدگی شد. می دانید که خانم کشاورز در استفاده از حق قانونی خودشان جهت شرکت در دادگاه 5 تن از فعالان حقوق زنان به دادگاه مراجعه کردند که از حضور ایشان در دادگاه ممانعت به عمل آمد. ایشان و دیگر زنان مراجعه کننده در پیاده رو دادگاه نشسته بودند که بازداشت شدند. در واقع حقوق قانونی آنان بود که نادیده گرفته شده بود. بدیهی است که وکلا دفاعیات خود را مبتنی بر استفاده از حق قانونی شان به دادگاه ارائه دادند که امیدوارم منجر به صدور حکم برائت گردد. همچنین اتهام دوم ایشان بابت جمع آوری امضا و بازداشت ایشان حین جمع آوری امضا بود که عملی قانونی است و پیش از این هم در خصوص دو تن از کسانی که مبادرت به جمع آوری امضا نموده بودند حکم برائت صادر شده بود در این خصوص نیز دفاعیات لازم توسط وکلا به عمل آمد که امیدوارم دادگاه با دقت و بی طرفی کامل موضوع را مورد رسیدگی قرار داده و حکم شایسته مبتی بر برائت موکلم را صادر کند.

تشکیل دادگاه پرستو الهیاری، نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده

از نخستین روزهای کاری در سال جدید پرونده فعالان جنبش زنان در دستورکار قرار گرفته است.

پرستو الهیاری

24 فروردین ماه جلسه رسیدگی به اتهامات پرستو الهیاری دیگر عضو کمپین یک میلیون امضا، با حضور حیدری فرد نماینده دادستان در شعبه 28 دادگاه انقلاب تشکیل شد و پرستو الهیاری به همراه وکیل خود زهرا ارزنی در دادگاه حاضر شد. در این جلسه قاضی مغیثی اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغی علیه نظام را به او تفهیم کرد و تنها لایحه دفاعیه مکتوب را ازوکیل او پذیرفت. 27 مهرماه گذشته ماموران امنیتی با تفتیش منزل این عضو کمپین برخی از لوازم وی از جمله کامپیوتر لپ تاپ و آلبوم های شخصی، دست نوشته های او را ضبط کردند و خود وی را نیز مورد بازپرسی قرار دادند.

نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده

25 فروردین جلسه رسیدگی به پرونده نفیسه آزاد و عالیه مطلب زاده، که 23 خرداد سال گذشته در مقابل گالری راه ابریشم بازداشت شده بودند، در شعبه 1054 مجتمع قضایی عدالت برگزار شد. این دو فعال جنبش زنان در پی دریافت احضاریه کتبی، دیروز به همراه مینا جعفری وکیل خود به مجتمع قضایی عدالت مراجعه کرده و به سوالات قاضی حیدری در خصوص موارد اتهامی خود پاسخ دادند. گفتنی است در این جلسه رسیدگی، اتهامات اخلال در نظم عمومی و تمرد در برابر دستور پلیس به آنان تفهیم شد. بیست و سوم خرداد سال گذشته 9 نفر از فعالان حقوق زنان که برای برگزاری نشست در خصوص بررسی حقوق زنان به گالری راه ابریشم مراجعه کره بودند توسط ماموران امنیتی دستگیر و پس ازچند ساعت بازداشت در وزرا با اخذ مدارک شناسایی آزاد شدند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

ادامه فشار بر اقلیت بهایی در سمنان و بابل

دو گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش اول: آقای مرتضی حمیدی ، ساکن سمنان که پیشتر در تاریخ 25/9/87 توسط نیروهای امنیتی همزمان با 20خانواده بهایی دیگر این شهر مورد تفتیش منزل قرار گرفته بود در تاریخ اول اسفندماه سال گذشته بازداشت شد. اتهام نامبرده که بهایی نمی باشد، نگهداری کتب و جزوات بهاییان و ارتباط با آنان عنوان گردیده است. شایان ذکر است که چنین اتهامی اساس قانونی نداشته و نظر به اینکه بسیاری از اقوام نزدیک ایشان پیرو آئین بهائیت هستند لذا مطالعه متون بهایی و ارتباط با بهائیان توسط ایشان به هیچ وجه به دور از انتظار نیست. تاکنون پیگیریهای مستمر خانواده جهت آزادی ایشان بی نتیجه مانده است و نامبرده کماکان در زندان سمنان بلاتکلیف به سر می برد،

مطلعان عنوان میدارند دستگاه امنیتی از خانواده و خود آقای حمیدی درخواست نموده است تا نسبت به شکایت از چند شهروند بهایی به اتهام تبلیغ این آئین برای آنان و فرزندشان شکایت نماید. با توجه به دستگیریهای گسترده بهاییان در طی ماههای اخیر در این شهر، تخریب قبرستان ، آتش زدن منازل ، اخراج دانشجویان بهایی و ممعانت از فعالیتهای معیشتی آنان این موضوع بر نگرانی جامعه بهایی بالاخص در این شهر و فعالان حقوق بشر می افزاید.

گزارش دوم: صبح دیروز سه شنبه مورخه 25/1/1388مامورين اداره اطلاعات بابل با حكم تفتيش و دستگيری آقای مشفق سمندری به منزل پدری ايشان وارد شده و در ساعت 10 صبح تا ۳۰/۱۱ دقيقه به تفتيش پرداخته و دو كيس، پرينتر، اسكنر و تعدادی از كتب و سی دی و لوازم شخصی از منزل ايشان برده و آقای مشفق سمندری نيز كه حكم جلب ايشان از طرف دادگاه صادر شده بود ساعت 12 خود را معرفی كرده و فعلا در بند هستند. دليل دستگيری ايشان شكايت خصوصی خانواده يكی از افرادی است كه فرزند ايشان با آقای سمندری در خصوص آشنایی با این آئین در تماس بوده است.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

وضعیت نگران کننده دانشجویان در بند

گزارشی از کميته گزارشگران حقوق بشر

دانشجویان بازداشت شده پلی تکنیک، با وجود گذشت حدود 2 ماه از زمان بازداشت ، همچنان بدون داشتن حق ملاقات با خانواده هایشان در بند 209 زندان اوین نگهداری می شوند.

حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور و وحید دانشیار 4 تن از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر در جریان مراسم بزرگداشت"مهندس مهدی بازرگان" در 17 بهمن ماه دستگیر و به زندان اوین انتقال یافتند.

عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی،احمد قصابان و یاسر تركمن دیگر دانشجویان عضو انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر نیز، در جریان اعتراضات دانشجویی نسبت به خاکسپاری شهدا در این دانشگاه بازداشت شدند.

مطابق با آیین نامه حقوق شهروندی قوه قضائیه، متهمان در ایام بازداشت حق دارند که با خانواده و وکیل خود ملاقات داشته باشند، با این وجود دستگاه قضایی در ایران ، در سالهای گذشته همواره قوانین خود را مورد نقض قرار داده است. هم اکنون با توجه به برخوردهای صورت گرفته با دانشجویان زندانی در دو سال گذشته، بیم آن می رود که آنها در زندان تحت فشار و بدرفتاری قرار گیرند. طبق اظهارات دانشجویان در تماسهایشان با خانواده، آنان همچنان در سلول انفرادی به سر میبرند.

اظهارات قاضی حداد

حسن زارع دهنوی، معروف به حداد ، معاونت امنیت دادستان تهران، که پیش تر نیز بسیاری از پرونده های سیاسی را مورد قضاوت و رسیدگی قرار داده است،چند روز پس از بازداشت دانشجویا، در مصاحبه ای با بیان اینکه، افراد بازداشت شده از جریانات تند دانشجویی بودند، آنها را "افراد تحت تعقیب" خواند. قاضی حداد در این مورد به ایسنا گفت: در روز بعد از مراسم خاکسپاری شهدا، چهار نفر در ارتباط با همين مساله و همچنين به دلايل ديگر دستگير شدند كه از مدت‌ها قبل تحت تعقيب قرار داشتند. اين افراد جريانات تند دانشجويی را برنامه‌ريزی و هدايت ‌می ‌كردند و به ارائه‌ اطلاعات كذب و درج آن در خبرنامه‌ اميركبير و همچنين مصاحبه با راديوهای بيگانه می ‌پرداختند. اكثر اين اقدامات از سوی اين چهار نفر صورت می ‌گرفت. قاضی حداد همچنین در مورد ۴ دانشجوی بازداشت شده در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان گفت: در مراسم بدون مجوز سالگرد مهندس بازرگان، ۷ نفر بازداشت شدند كه اغلب آنها دارای سابقه هستند كه يكی از آن‌ها مجيد توكلی است كه در پرونده‌ توهين به مقدسات در دانشگاه اميركبير از متهمان اصلی بود. اين افراد از مدت‌ها قبل تحت نظر و تحت تعقيب نيروهای امنيتی و قضايی بودند.

این اظهارات درباره این ۴ دانشجو درحالی بیان شد که یک هفته قبل از اعتراضات دانشجویان دانشگاه امیرکبیر به دفن شهدا، به خانواده های حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار گفته شده بود که فرزندانشان در هفته آینده آزاد خواهند شد .

بازداشتگاه 209

بند امنیتی زندان اوین که تحت نظر وزارت اطلاعات، اداره می شود در سال های گذشته محل نگهداری متهمان با جرایم سیاسی بوده است. اغلب دانشجویان بازداشت شده نیز به این بازداشتگاه انتقال پیدا می کنند. بازداشت شدگان دانشگاه امیرکبیر، پس از بازداشت به بند 209 و سلول انفرادی منتقل شده و تا هفته ها امکان تماس تلفنی با خانواده های خود را نیافتند. آنها تنها توانسته اند، در دفعات محدود، ضمن تماس با خانواده هایشان به آنان خبر دهند که "حالشان خوب است." با این حال تعدادی از آنها از جمله عباس حیکم زاده و حسین ترکاشوند، تاکنون امکان تماس را نیافته اند. خانواده عباس حکیم زاده، چندی پیش با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت سلامتی وی، عدم تماس او را از زمان بازداشت، غیرقانونی و نگران کننده دانستند.

هفت سین در برابر زندان اوین

خانواده های دانشجویان زندانی که طبق وعده قبلی، قرار بود روز 28 اسفندماه با فرزندان خود ملاقات کنند. پس از ساعت ها سرگردانی در برابر زندان اوین، موفق به دیدار با آنها نشدند. پیش تر قرار بود با دستور دادگاه، خانواده ها بتوانند در آخرین روزهای سال، فرزندانشان را در زندان ملاقات کنند، با این حال مسئولان بند 209 زندان اوین، از این ملاقات ممانعت به عمل آوردند.

با این وجود، جمعی از خانواده های دانشجویان زندانی به همراه گروهی از فعالان دانشجویی و سیاسی، با حضور در برابر زندان اوین در لحظه تحویل سال، قصد داشتند تا سال نو را در نزدیک ترین مکان ممکن با دانشجویان دربند آغاز کنند. با این حال، نیروهای امنیتی و انتظامی مستقر در محل، ضمن برخورد شدید با افراد حاضر در برابر زندان اوین، اقدام به بازداشت 10 تن از آنان نمودند. در این میان، شماری از اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت، و تعدادی از خانواده های دانشجویان زندانی نیز حضور داشتند. بازداشت شدگان، پس از دو روز درحالی که شرایط بسیار سختی را در دوران بازداشت سپری کرده بودند، آزاد شدند.

ادامه فشارها بر دانشجویان

تماس تعدادی از دانشجویان با خانواده هایشان در روزهای اخیر از ادامه بازجویی ها و فشارهای غیرانسانی بر آنان خبر می دهد. به گفته خانواده های دانشجویانی که موفق به تماس شده اند، این دانشجویان به هنگام صحبت کردن دچار مشکل بوده و از فشارهای بسیار زیاد همراه با آزار و اذیت، ابراز ناراحتی می کردند.

11 دانشجو در بازداشت

علاوه بر دانشجویان دانشگاه امیرکبیر، هم اکنون چندین دانشجو از دانشگاه های مختلف نیز در زندان به سر می برند. شبنم مددزاده، دانشجوی دانشگاه تربیت معلم از جمله افرادی است که روز اول اسفندماه بازداشت شد، دستگاه قضائی اتهام وی را ارتباط با گروهک های مخالف نظام اعلام کرد. به گفته خانواده این فعال دانشجویی، وی از سوی بازجویان وزارت اطلاعات جهت انجام اعتراف، به شدت تحت فشار قرار دارد. پس از بازداشت وی، نیروهای امنتی، برادر او را که جهت پیگیری وضعیت خواهرش به دادگاه مراجعه نموده بود، بازداشت کردند.

محمد پور عبدالله، دیگر دانشجویی که در بهمن ماه در منزلش بازداشت شده بود، پس از یک ماه نگهداری در بند 209، به زندان قزل حصار انتقال یافته است. وی از دانشجویان طیف چپ دانشگاه تهران است. زندان قزل حصار در سال های اخیر به عنوان محلی برای نگهداری افراد با جرایم "شرارت"، "قتل"، " تجاوز" و ... شناخته شده است.

ادامه بلاتکلیفی دانشجویان

علی رغم موضع گیری های مقامات قضایی، علیه دانشجویان زندانی، تاکنون هیچ اتهامی بطور رسمی به آنان نسبت داده نشده است و دانشجویان علی رغم گذشت حدود 2ماه، همچنان دروضعیت بلاتکلیفی نگهداری می شوند. این درحالی است، که مطابق قانون "پرونده متهم می بایست در اسرع وقت جهت صدور حکم، به دادگاه ارسال شود." در سال های گذشته، وزارت اطلاعات، گاه تا چندین ماه، اقدام به نگهداری فعالان دانشجویی نموده است.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

حبس و محرومیت برای پنج عضو سندیکای کشت و صنعت نیشکر

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

صبح روز جاری (دیروز سه شنبه ۲۵ بهمن ماه ۸۸) از سوی شعبه اول دادگاه انقلاب دادگاه دزفول حکم 5 نفر از متهمین پرونده اعتصابات کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه ابلاغ شد.

در این ابلاغیه آمده است به استناد ماده 500 آیین دادرسی متهمین آقایان جلیل احمدی، فریدون نیکو فر ، علی نجاتی ، قربان علیپور و محمد حیدری مهر به یکسال حبس محکوم شدند. در این حکم 6 ماه از محکومیت جلیل احمدی ، فریدون نیکو فر،علی نجاتی، قربان علیپورو 8 ماه از محکومیت محمد حیدری مهر به مدت 5 سال تعلیق گردید. کارگران نامبرده به مدت سه سال نیز از حضور در کلیه فعالیت های کارگری وانتخابات صنفی کارگران محروم شدند. در پایان ابلاغیه ذکر شده که این پرونده برای رسیدگی به اتهامات آقای ابوالفضل عابدینی در حال بررسی و همچنان مفتوح می باشد.

همچنین علی گردالی یکی دیگر از کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه صبح دیروز توسط اداره اطلاعات شهرستان شوش احضار و از وی خواسته شد تا ساعت 9 امروز چهار شنبه 26/1/1387 به ستاد خبری این اداره مراجعه نماید و در غیر اینصورت با وی برخورد می شود. به گفته منابع کارگری دلیل این احضار صحبت های علی گردالی در اخرین اعتصاب کارگران بود که خطاب به مدیران شرکت و مامورین امنیتی گفته بود: "سندیکا نهاد صنفی قانونی کارگران است و شما نمی توانید با این فشارها ما را از داشتن این تشکل صنفی محروم کنید و تا جایی که امکان دارد از اعضای هیات مدیره سندیکای خود حمایت می کنیم"

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

درخواست نمایندگان کرد مجلس برای آزادی فرزاد کمانگر

گزارشی از مجموعه فعالان حقوق بشر

در پی تلاشهای فعالان صنفی، حمایت گسترده افکار عمومی و مدافعان حقوق بشر در سراسر دنیا، نمایندگان کرد مجلس شورای اسلامی نیز با ارسال نامه ای به ریاست این قوه خواستار توقف حکم فرزاد کمانگر و بررسی مجدد آن شدند. متن نامه عیناً در ذیل می آید:

جناب آقای دکتر علی لاریجانی ریاست محترم مجلس شورای اسلامی

با سلام

احتراما ضمن تقدیر از مساعی ارزشمند و مدیریت داهیانه و علمی جنابعالی در مجلس هشتم، ما مجمع نمایندگان کرد در مجلس حضور حضرتعالی با کوله باری از تجربه و تئوری و تلفیقی غنی و کم نظیر از اندیشه های دینی و روحانی برگرفته از بیت شریف و خاندان مکرم و درس و دانشگاه و تجربه چند سال دیپلماسی موفق خارجی و اشراف و اشراق جنابعالی بر مسائل منطقه را مغتنم شمرده و بر آن شدیم مسئله مهم و درخواستی انسان دوستانه را با شما در میان بگذاریم. نسبت به حسن نظر و مساعدتتان شکی نیست اما امیدواریم نگرانی جدی ما و موکلین و فضای استان های کرد نشین را دریابید.

به استحضار عالی می رساند که حدود 2 سال است معلم جوانی اهل کامیاران از خانواده ای کشاورز و زحمتکش با 12 سال تجربه تدریس و تعلیم به فرزندان محروم و معصوم روستایی و عضو هیات انجمن صنفی معلمان شهرستان کامیاران بنام فرزاد کمانگر که بنا به اتهاماتی محکوم به اعدام شده است و در زندانهای اوین و رجایی شهر نگهداری می شود.

ضمن تقدیم خلاصه ای از پرونده و حکم دادگاه بدوی و تجدید نظر با توجه به اینکه خبر اعدام نامبرده در فاصله ی اخیر انعکاس جهانی و منطقه ای پیدا کرده است و چندین نماینده پارلمانی اتحادیه اروپا، سازمان های دفاع از حقوق بشر و از همه مهمتر افکار عمومی موکلانمان در استان کردستان و سایر مناطق کرد نشین نسبت به اجرای این حکم حساسیت بالایی پیدا کرده اند مضاف بر این موارد اکنون پس از گذشت 30 سال از عمر پر برکت نظام جمهوری اسلامی ایران و استقرار و استحکام پایه های اقتدار سیاسی، اجتماعی و فرهنگی آن فعالیت های صنفی و غیر سیاسی یک معلم ساده جای نگرانی ندارد. فلذا نظر به حساسیت جامعه بر سر این مسئله انتظار داریم جنابعالی ترتیبی اتخاذ بفرمایید تا با مساعدت و عنایت حضرت آیت اله شاهرودی ریاست محترم قوه قضاییه نامبرده مشمول ماده 18 قانون قرار گیرند و مضافا مطرح بفرمایید که ایشان به دلیل رافت و عطوفت اسلامی!!! و به خاطر مصالح نظام، دستور بفرمایند تا دادگاه های انقلاب مستقر در مناطق کردنشین با دور اندیشی بیشتری نسبت به صدور حکم اعدام اقدام نمایند. الحمدالله با وجود استقرار و استحکام نظام، اجرای حکم اعدام یک معلم روستایی جوان دستاوردی جز تشویش و تحریک افکار عمومی و زمینه سازی برای بهانه و سو استفاده ی دشمن و رسانه هایش ندارد.

فراکسیون نمایندگان کرد در مجلس شورای اسلامی با آگاهی کامل و حسن نیت و با تاکید بر اجرای دقیق قانون، نظر به تبعات داخلی و خارجی و نیز جهت برخورداری نامبرده از رافت و برکت اسلام و نظام و با توجه به وضعیت وخیم جسمانی و روحی خانواده اش استدعا دارد به نحو مقتضی اقدامات لازم معمول گردد. ارسال نتیجه اقدامات باعث امتنان خواهد بود.

با تشکر

فراکسیون نمایندگان کرد

جلال محمود زاده ، نماینده مهاباد و رییس فراکسیون نمایندگان اهل سنت

دکتر عبدالجبار کرمی ، نماینده ی مردم شریف شهرستانهای سنندج دیواندره و کامیاران مجلس شورای اسلامی

محمد علی پرتوی ، نماینده پیرانشهر و سردشت

اقبال محمدی ، نماینده مردم مریوان و سروآباد

کریمی راد ، رئیس فراکسیون نمایندگان کرد

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

بیانیه هفت سازمان و حزب سیاسی درباره شرایط کشور

میزان نیوز: جمعی از سازمانهای سیاسی ـ اجتماعی بیانیه ای با عنوان "انتخابات رياست جمهوری ، تغييری در سمت و سوی منافع ملی" درباره انتخابات آینده ریاست جمهوری ایران صادر کردند.

این سازمانها عبارتند از اتحاديه انجمن هاي اسلامی دانشجويان سراسر كشور (دفتر تحكيم وحدت)،جاما ، جامعه زنان انقلاب اسلامی ، جنبش مسلمانان مبارز ، حزب ملت ايران، شورای فعالان ملی ـ مذهبی ، نهضت آزادی ايران.

متن این بیانیه بدین شرح است:

پيش‌گفتار

فلسفه‌ انتخابات در جوامع دمكراتيک تغيير و اصلاح رفتار و عملكرد حاكمان است. دريافت‌ها، ايده‌ها و آرزوهای مردم يک كشور از طريق انتخابات آزاد و دمكراتيک بازتاب مي‌يابد. اگر رابطه‌ شكل و محتوای انتخابات مخدوش شود، مصالح و منافع ملی بی‌ترديد مورد تهديد قرار خواهد گرفت. حاكمانی بوده و هستند كه تلاش كرده و می ‌كنند كه با برگزاری انتخابات مشروعيت كسب كنند و در عين حال محتوای آن را همچنان ناديده گرفته، نسبت به آن حساس نيستند. انتخابات در عراق دوران صدام و در نظام‌های توتاليتر از اين مقوله بوده و هستند. در اين شيوه، حاكمان سعی می‌كنند كه با قبول اصل انتخابات و كسب مشروعيت از آن، محتوا و فلسفه وجود آن را تهی سازند.

به رغم آن که در ایران، بسیاری از دوره‌های انتخابات را نمی‌توان کاملا آزاد، رقابتی و عادلانه نام برد، هرگاه شرایط برگزاري انتخابات نیمه آزاد ، نیمه رقابتی و شبه عادلانه برقرار بوده است مردم در آنها اثر گذاشته‌اند. این وضعیت مشخصا از انتخابات دوم خرداد 1376 قابل بررسی است. در آن انتخابات و پس از آن، مردم با اراده مستقل خود ـ درست يا نادرست ـ در نتيجه انتخابات اثرگذار بوده‌اند و پيش‌بينی‌ می ‌شود كه اگر تحول غيرمتعارفی رخ ندهد و فضای انتخابات دمكراتيک ، آزاد و سالم تأمين و تضمين گردد، اراده مردم همچنان مؤثر باشد.

عملكرد قوة مجريه در 4 سال گذشته

همه‌ می ‌دانيم كه آقای احمدی نژاد با محور قرار دادن دوشعار اصلی "مبارزه با فساد" و "تأمين عدالت" وارد مبارزات انتخاباتی سال 1384 شد. عملكرد دولتها در 26 سال پیش از آن، در مجموع، به گونه‌ای بود كه اين دوشعار شنونده داشت و گروه‌هايی از مردم ايران به آنها دل بستند. از سوی ديگر، بخشی از قشرهای شهرنشين، بويژه قشرهای ميانی تحصيلكرده، به دليل اعتراض جدی به عملكرد 8 ساله اصلاح‌طلبان، در انتخابات شركت نكردند (در مرحله دوم، از 46 ميليون افراد واجد شرايط، تنها 27 ميليون شركت كردند) و در نتيجه، آقای احمدی نژاد برنده انتخابات شد.

نزديك به چهارسال است كه وی زمام امور اجرايی كشور را در دست دارد و امكان ارزيابی عملكردش فراهم‌ است. كارنامه‌ دولت در سطح گسترده‌ای از شهروندان منفی و تداوم آن خطرناک ارزيابی می ‌شود. به طور فشرده و خلاصه، می ‌توان اين كارنامه را به شرح زير بيان كرد.

1- نقض حقوق شهروندی و آزاديهای قانونی

- دولت نهم هر گونه مطالبه صنفی ، اقتصادی ، سياسی و فرهنگی قشرها و گرو‌ه‌های مختلف جامعه را امنيتی می ‌بيند و تحت عناوين" اقدام عليه امنيت ملی" ، "توهين به مسوولان" ، "تشويش اذهان عمومی" ، "توهين به ارزش‌های دينی" ، "تشنج آفرينی" و با نقض آشكار قانون، نهادهای قانونی و مدنی را مورد تهاجم قرار داده است. دولت با يورش به احزاب مستقل، دانشگاه و دانشگاهیان (به ویژه، فعالان جنبش دانشجويی)، نهادهای صنفی كارگران و معلمان، قوميت‌ها، جنبش مدنی زنان و... فشارها و محدوديت‌های جدی و پرهزينه‌ای بر آنها وارد كرده است.

- با تشديد سانسور و مميزی وزارت ارشاد، از چاپ و انتشار كتابها، روزنامه‌ها و مجلات جلوگيری كرده و نيز، با مسدود کردن رسانه‌های الکترونیکی در فضای رسانه‌ای كشور، خودسانسوری، ناامنی، تهديد و تحديد را حاكم ساخته است و عملاً از گردش و گسترش اطلاعات، فرهنگ‌ها، علوم و... جلوگيری می كند.

- با عدم توجه به مطالبات بر حق گروه‌ ها و قشرهای گوناگون، موجب تشدید شكافهای قومی، مذهبی، جنسيتی و ... شده و عملاً به تضاد ملت ـ دولت دامن زده، امنيت عمومی را مورد مخاطره قرار می دهد. تخريب حسينيه‌ها و عبادتگاههای دراويش گنابادی و زندانی كردن آنان نمونه‌ جديدی از اين موارد است.

2- تشدید بحران‌های اقتصادی

شرایط اقتصادی را می ‌توان به شرح زیر تصویر کرد:

- مركز پژوهش‌های مجلس كسری بودجه 1388 را معادل 44 هزار ميليارد تومان اعلام كرده است.

- نرخ تورم به بيش از 25 درصد افزايش يافته است.

- نرخ بيكاری به 12درصد افزايش يافته است.

- ارزش واردات محصولات اساسی كشاورزی در سال 87 در حدود 12 ميليارد دلار كه 8/2 ميليارد دلار آن برای ورود 6 ميليون تن و بقيه برای وارد كردن2/1 ميليون تن روغن نباتی ، 3/1 ميليون تن شكر، 1/1 ميليون تن برنج، 5/4 ميليون تن علوفه و... بوده است.

- مطالبات معوقه بانک ‌ها به 30 تريليون تومان رسيده كه تنها 3 تريليون تومان وثيقه به وسيله بانک ‌ها ضبط شده است.

- ركود شديد صنايع چای، قند، نساجی و ... با وارد شدن مهار گسيخته محصولات اين صنايع از خارج.

- وابستگی بيشتر توليد ناخالصی ملی به نفت، به علت عدم سرمايه گذاری در بخشهای ديگر.

- افزايش شكاف طبقاتی (نسبت درآمد دهک اول به دهك آخر 21 برابر شده است.)

2-1- قانون گريزی

- انحراف 109 ميليارد دلاری از برنامه چهارم توسعه كشور (88-1384). مجموع استفاده از درآمد نفت خام، 109 ميليارد دلار انحراف دارد يعنی بيش از مقدار پيش‌بينی شده در برنامه بوده است.

- گزارش تفريغ بودجه سال 1385، كه از سوی ديوان محاسبات عرضه شد، حاكی از 4/6 تريليون تومان تخلف بودجه ای دولت، واريز نشدن 050/1 ميليارد دلار در آمد به خزانه و دوهزار مورد انحراف از بودجه سال 85 بوده است.

- در گزارش تفريغ بودجه سال 1386، اعلام شده كه در 170 مورد از 312 بند و تبصره‌ قانون بودجه 86 (يعنی 54 درصد بندها يا اجزاي تبصره‌ها) تخلف صورت گرفته است. در سال 86 ، شركت‌های دولتی، بانک ‌ها و مؤسسات انتفاعی وابسته به دولت بيشتر از 5/2 برابر بودجه مصوب خرج كرده‌اند.

- وارد كردن 8/5 ميليارد دلار فرآورده‌های نفت به جای 8/3 ميليارد دلار مجاز. اين تخلف در دوسال گذشته به 5 ميليارد دلار رسيده است. قانون گريزی در اين مورد به قدری گسترده بوده است كه رئيس مركز پژوهش‌هاي مجلس آن را "دست بردن در جيب70 ميليون نفر" ناميد.

- قانون گريزی شديد قوه مجريه باعث شده است كه سلامت اقتصادی ايران با 54 پله سقوط، به رتبه 141 در ميان 180 كشور برسد و از لحاظ شاخص‌های اشتغال و بيكاری، در سال 2007 ، در ميان 178 كشور جايگاه 135 ام را داشته باشيم.

2-2- تشديد فساد مالی ـ اداری

در زمينه‌ مبارزه با فساد مالی ـ اداری كه يكی از شعارهای محوری آقاي احمدي نژاد بود، دولت ايشان نه تنها ناكام بوده كه حتی يک فضای رسانه ای و فرهنگی براي جامعه فراهم نكرده است. در حدود سه سال است كه ليست مفسدان اقتصادی در جيب آقای احمدی نژاد خاک می ‌خورد و امكان بروز نيافته است. موارد روشنی كه در مورد اعضای دولت ايشان مشخص شد نيز از ادامه اين فساد حكايت می ‌كند و نشان از آن دارد كه رئيس دولت نهم مبارزه با فساد را هم امری سياسی و جناحی مي‌بيند، نه مقوله‌ای كارشناسی و از موضع مصلحت ملک و ملت. فساد اداری در ايران از رتبه 88 در سال 84 به رتبه 141 در سال 87 صعود كرده است. وزير اطلاعات در همايش "تلاش برای ارتقای سلامت نظام اداری" گفت: "نتوانسته‌ايم اعتماد مردم را جلب كنيم."

2-3- تصميم‌گيری ‌های غيركارشناسانه و هزينه زا

در چهارسال گذشته، دولت نهم تصميماتی غيركارشناسی و بسيار پرهزينه گرفته كه منافع ملی را تهديد كرده است. از جمله، می ‌توان به موارد زير اشاره كرد.

- منحل كردن سازمان مديريت و برنامه ريزی كشور و حذف شمار بسيار زيادی از كارشناسان از روند تصميم گيری، چيزی كه حتی مورد مخالفت مجلس شورای اسلامی هم قرار گرفته و بخشی از قانون گريزی هم مربوط به اين امر است.

- عدم تغيير ساعت رسمی كشور در آغاز بهار (در سال اول زمامداری آقای احمدی نژاد) كه با توجه به هزينه زياد آن سبب مداخله مجلس و تصويب قانون برای اجرای اجباری آن شد.

- تغيير ساعات كار بانک ‌ها و مقاومت در برابر تصحيح آن

- منحل كردن شوراهای عالی در كشور كه باز موجب واكنش مجلس شد.

- اعلام طرحهای زود بازده اقتصادی و ملزم كردن بانكها به اعطای تسهيلات ويژه برای اجرای آنها، كه موجب افزايش نقدينگی، افزايش قيمت بی رويه مسكن و افزايش طلبهای معوقه بانک ‌ها شد و در بهبود توليد صنعتی نيز نقش معناداری نداشت.

- اجرای شتاب‌زده بخشی از طرح تحول اقتصادی، پيش از نهايی شدن و تصويب آن، و آمارگيری با هزينه زياد كه سرانجام آن را از مجلس پس گرفت.

- محدود كردن مديران به نيروهای "خودی" كم تجربه و هزينه آفرين.

3- سياست خارجی ناكارآمد

به رغم بهبود نسبتا مطلوب چهره ایران در عرصه بین المللی در دولت گذشته ، دولت فعلی، با رفتارهای زير، باعث تنزل اعتبار ایران در اين عرصه شده است:

- تشنج زايی در سياست خارجی و مطرح كردن موارد خطرآفرين برای امنيت كشور و عمدتاً نامربوط به ايران و در نتيجه، تشديد جنگ اقتصادی و تحريم‌ها كه موجب كاهش سرمايه گذاری، فرار سرمايه‌ها و مغزها و افزايش تورم شده است.

- تحريک قدرت‌های جهانی بويژه جناح نظامی آمريكا به دخالت بيشتر در سرنوشت منطقه خاورميانه.

- تشديد اختلاف ميان ايران و كشورهای منطقه و اختلاف سنی و شيعه

ضرورت تغيير در قوه مجريه

كاركرد منفی قوه مجريه را می ‌توان در زمينه‌های ديگري نيز مورد ارزيابی و نقد جدی قرار داد ولی ما، امضاكنندگان اين بيانيه، به مهم‌ترين آنها اشاره كرديم و برای جلوگيری از طولانی شدن كلام از موارد ديگر صرف‌نظر می ‌كنيم.

ما از موضع منافع و مصالح ملی و دلبستگی به اين آب و خاک و آرمان‌های انقلاب اسلامی 1357 ، ادامه يافتن شرايط كنونی را خطرناک و بسيار پرهزينه برای ملت ايران دانسته، ضرورت تغيير را شديداً احساس و گوشزد می كنيم و از آنجا كه تقاضای پست و مقام و سهم خواهی از قدرت نداريم و منافع گروهی را محور قرار نمی دهيم، در داوری ‌هايمان بی طرف و مستقل هستيم.

اصلاح طلبان و انتخابات 1388

با تصويری كه تاكنون از انتخابات رياست جمهوری در سال 1388 داريم، بر اين باوريم كه اگر اصلاح طلبان دوم خردادی با نقد عملکرد گذشته درست رفتار كنند و به نامزد واحدی نيز برسند، احتمال برنده شدن آنان وجود خواهد داشت و شرايط سياسی موجود می ‌تواند به نفع مصالح ملی تغيير يابد.

توصيه‌های محوری ما به اصلاح‌طلبان به شرح زير است :

1- اصلاح طلبان بايد مطالبات تاریخی ملت ایران را پیگیری و گفتمان آزادی ، دموکراسی و حقوق بشر را که خواست اكثريت ملت ایران است گسترش دهند؛ دفاع از آزاديهای اساسی و مصرح در قانون اساسی ، حقوق بشر، عدالت و رفاه عمومی ، دمكراسی ، استقلال ملی و عوامل تهديد آنها را با صراحت و شفافيت اعلام كنند.

2- "برنامه محور" باشند . برنامه آنان بايد در حوزه‌های مختلف اقتصادی ، سياسی، اجتماعی، فرهنگی، قومی، جنسيتی و ... روشن و شفاف و قابل سنجش باشد؛ بايد روی يک برنامه مشخص وحدت كرده، بر اجرای آن تأكيد ورزند.

3- مصالح و منافع ملی را بر منافع گروهی ترجيح دهند. از انتخابات دوره دوم شوراهای شهر و روستا، رويكرد مردم به اصلاح طلبان عملاً مثبت و قوی نبوده است. آنان بايد، با آگاهی بخشی و رويكرد جديد، اين شرايط را تغيير دهند. تغيير شرايط بايد به گونه‌ای باشد كه بخش خاموش سالهای گذشته انگیزه شركت در انتخابات را پيدا كند. اصلاح طلبان می ‌توانند، با گذشتن از منافع گروهی و دامن نزدن به اختلافات گذشته رويكردی وحدت طلبانه داشته، در يک همكاری جمعی و دموکراتیک، نهایتا يک نامزد را به مردم معرفی كنند. ميدان آزمايش در شرايط حساس كنونی به گونه‌ای است كه بلوغ سياسی و توسعه يافتگی بالايی را می‌طلبد. ما اكيداً توصيه می‌كنيم كه اصلاح‌طلبان اين درايت و بلوغ را از خود نشان دهند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

وضعیت علی نجاتی و حسام فیروزی

دو گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش اول: ساعت 16 روز جاری علی نجاتی رییس هیات مدیره سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه با سپردن کفالت از زندان دزفول شد. علی نجاتی در تاریخ 18/12/1387 توسط اداره اطلاعات شهرستان شوش بازداشت و پس از سه روز به بازداشتگاه اداره کل اطلاعات استان خوزستان منتقل شد. دلیل انتقال وی درگیری لفظی بین او و مامورین اداره اطلاعات شهرستان شوش بود. این فعال کارگری همچنین پرونده ای دیگر در ارتباط با اعتصابات کارگری سال گذشته کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه دارد که قرار است به زودی حکم ایشان توسط شعبه اول دادگاه انقلاب دزفول ابلاغ گردد.

گزارش دوم: دکتر حسام فیروزی در زندان اوین تحت فشار و بازجویی‌های هر روزه قرار دارد. دکتر حسام فیروزی که از اسفندماه سال گذشته برای طی محکومیت 15 ماهه‌ی خود در زندان اوین قرار دارد، از طرف مسئولین و حفاظت زندان تحت فشار و بازجویی‌های مستمر و هر روزه قرار دارد. وی که هم‌اکنون از بدو ورود به زندان از دیدار با خانواده و ملاقات با آن‌ها محروم بوده است، از طرف مسئولین زندان به دلائل واهی تحت فشار قرار دارد. یکی از این مسائل درگذشت امیدرضا میرصیافی بود که این پزشک و فعال حقوق‌بشر به عنوان پزشک شاهد بر بالین او گزارشی را ارسال کرده بود که در آن مسئولان زندان را متهم به قصور و کم کاری نموده بود. گفتنی است در حال که دکتر حسام فیروزی شرایط لازم را برای استفاده از حق مرخصی دارد، مسئولین زندان از دادن مرخصی به وی خودداری می‌کنند

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

سپاه پاسداران: میر حسین اصولگرا نیست

هفته‌نامه صبح صادق ارگان رسمی سپاه پاسداران در شماره این هفته خود که روز دوشنبه منتشر شد با انتشار مقاله‌ای تحت عنوان "موسوی، اصولگرا، اصلاح طلب يا..." به نسبت وی با جریان‌های سیاسی جمهوری اسلامی پرداخت.

صبح صادق نوشت: جريانی خود را اصولگرا می نامند و گروهی دم از اصلاح طلبی زده و كسانی هم معتقدند نه تماما اصولگرا نه تماما اصلاح طلب، بلكه اصولگرای اصلاح طلبی هستند كه با هر دو جبهه اصولگرايی و اصلاح طلبی سر و سری داشته و مرتبط مي باشند. میرحسین موسوی با صراحت می گويد به اينكه مشاور ارشد خاتمی بوده، افتخار می كند و در دوره اصلاحات هيچ دغدغه ای نداشته است و دوران آقای خاتمی را يک دوران درخشان ارزيابی می كند.

اين نزديكی های موسوی نسبت به دوران اصلاحات كه در آن تمامی اصول اساسی انقلاب و نظام اسلامی به چالش كشيده شد، چگونه با رويكردهای اصولگرايی قابل جمع است؟ آيا اين يک تناقض نيست؟ اگر هست، چرا؟ شايد بتوان گفت، اين تناقض را بايد پذيرفت تا در يک وضعيت غيرشفاف از همه طيف های جامعه رأی جمع آوری كرد و پيروز صحنه انتخابات شد! اگر بازيگران عرصه سياسی چنين رفتارهای تناقض آلودی دارند، براي اهل بصيرت بايد، چنين رفتارهايی خوب و درست تحليل شود. انسان های با بصيرت بايد بدانند آيا كسی كه دم از حضرت امام (ره) و ارزش های انقلاب اسلامی می زند، با هر پيشينه و سابقه ای كه دارد، آيا اكنون در نظر و عمل كاملاً به راه و خط امام (ره) پای بند است و الزامات حركت در مسير حضرت امام (ره) را می پذيرد و تبعات آن را به جان می خرد؟

اكنون براي همه انسان هاي با بصيرت و پيرو ولايت روشن است كه سازمان مجاهدين و مشاركت چه نسبتي را به خط امام (ره) پيدا كرده اند. سخنان آقاجری در همدان و حمايت مشاركت و مجاهدين از اين فرد، افكار و انديشه های حداقل چهره های اصلی اين گروه ها را نسبت به مسائل اساسی انقلاب مشخص می سازد. آقاجری در همدان مسائلی را مطرح كرد كه به دنبال آن جامعه محترم مدرسين حوزه علميه قم با صدور بيانيه ای، مشروعيت دينی سازمان مجاهدين را زير سوال برد. چگونه است كه موسوی خود را يك اصولگرا معرفی می كند، لكن در ملاقات با اعضای مركزي سازمان مجاهدين می گويد: "انتظارم آن است كه شما همگی و به طور صريح و كاملاً شفاف حمايت خود را از من اعلام كنيد. از شما حمايت صددرصدی و نه بيانيه ای و روی كاغذ مي خواهم و از اين رو شما بايد به طور جدي برای حمايت از من وارد گود شويد چرا كه افكار و انديشه های من با شما كاملاً نزديك است و هدف نيز بايد پيروزی در نظر گرفته شود."

موسوی با توجه به برخی از ترديدها نسبت به خودش از اينكه در كانون اصلاح طلبی قرار دارد يا نه، خطاب به سران مجاهدين می گويد: "اينكه برخی اعلام می كنند با شكست ميرحسين به دليل وجود خاتمی، اصلاحات همچنان زنده خواهد ماند و برای انتخابات بعدی كار خواهيم كرد به شدت اشتباه است و با شكست من كل اصلاحات شكست خواهد خورد."

بنا بر آنچه گفته شد، موسوی هر چند به ظاهر طی 20 سال از عرصه به دور بوده، لكن يك چهره همراه و پشت صحنه و در كنار خاتمي در دوران اصلاحات بوده و اكنون پيروزی يا شكست خود را پيروزی يا شكست كامل اصلاحات مي داند. اصرار او بر اصولگرايی به خاطر همان جمله ای است كه خاتمی مي گويد، موسوی بخشی از آرای اصولگرايان را دارد و موسوی نمی خواهد به اين برداشت برخی از نيروهای با سابقه انقلابی از وی كه او را خط امامی می پندارند آسيبي وارد شود.

بر همين اساس موسوی ترجيح مي دهد حمايت عناصر و مجموعه های افراطی و ساختارشكن در جبهه دوم خرداد از وي فعلاً علنی نشود. وی در همين راستا در ملاقات با عناصر سازمان مجاهدين می گويد: من به همراهی و رفاقت با شما افتخار می كنم ولی در بعضی جاها بايد با تاكتيک مناسب وارد شويم، چرا كه حمايت و نزديكی بين ما، مشكلات را زيادتر می كند، اگرچه من ابايی از همراهي با شما ندارم ولی به خاطر برخی از مشكلات موجود، فكر می كنم كه اين حمايت ها نبايد فعلاً علنی شود، البته تصميم گير نهايی خود شما خواهيد بود.

به نظر مي رسد مشكلی كه آقای موسوی نگران آن است، مشكل از دست دادن آرای برخي از نيروهای ارزشی، اصولگرا و خط امامی در جامعه است كه ايشان روی آن حساب باز كرده است. بنابراين می توان گفت موسوی از نظر استراتژی و رويكردی يک دوم خردادی است، لكن برای جمع آوری آرای نيروهای ارزشی به صورت تاكتيكی شعار اصولگرايی را نيز برگزيده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

بی خبری از وضعیت یک زندانی سیاسی در بند ۲۰۹ اوین

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از بندمخوف 209 ، از وضعیت و شرایط زندانی سیاسی صالح کهندل از زمان انتقال به این بند تا به حال هیچ خبری در دست نیست. زندانی سیاسی صالح کهندل 28 اسفند ماه بطور ناگهانی از بند 4 زندان گوهردشت به بند مخوف 209 منتقل گردید.از زمان انتقال این زندانی تا به حال هیج خبری از وضعیت و شرایط اودر دست نیست.

خانواده آقای کهندل بارها به دادگاه انقلاب و بند 209 زندان اوین مراجعه کردند ولی تا به حال به آنها جواب مشخصی داده نشده .بازجویان بند 209 داشتن هرگونه ارتباط با عزیزشان منوط به داشتن نامه از دادگاه انقلاب می باشد و وقتی که این خانواده به دادگاه انقلاب مراجعه می کنند به آنها گفته می شود که بازجوئی او هنوز تمام نشده است. به ما ربطی ندارد ، آنها خودشان باید اقدام کنند .

برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی آنها را به بند 209 منتقل می کنند. زندانیان سیاسی که به این بند متقل می شوند در سلولهای انفرادی نگهداری می شوند و تحت بازجوئیهای طولانی که همراه با شکنجه های جسمی و روحی است قرار می گیرند. انتقال ناگهانی ، بدون دلیل و در آستانه عید نوروز، این زندانی سیاسی به بند مخوف 209 زندان اوین باعث نگرانی شدید خانواده وی شده است.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی صالح کهندل 15 اسفند 1385 توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و به سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین منتقل شد. او به مدت 6 ماه در سلولهای انفرادی بند 209 تحت فشارهای غیر انسانی یکی از بازجویان وزارت اطلاعات با نام مستعار رحمتی قرار داشت. سپس وی را به بند 350 زندان اوین منتقل کردند. آقای کهندل 10 ماه در بلاتکلیفی بسر برد.

رحمتی بازجوی وزارت اطلاعات علیه وی پرونده سازی نمود و آن را به شعبه 15 دادگاه انقلاب که رئیس آن فردی بنام صلواتی است ارسال کرد و توسط همین فرد مورد محاکه قرار گرفت، محاکمه زندانی سیاسی صالح کهندل در عرض چند دقیقه صورت گرفت و آقای کهندل تمامی اتهامات نسبت داده شده توسط بازجویان وزارت اطلاعات را رد نمود و آنها را ساختگی دانست که با خشم صلواتی مواجه گردید. صلواتی در آن جلسه با برخوردی وحشیانه و غیر انسانی این زندانی سیاسی را مورد تهدید قرار داد و به او گفت که اگر همین طور پیش برود همسرت را هم به ۲۰۹ می‌بریم. صلواتی قاضی وزارت اطلاعات که تا به حال حکم اعدام تعداد زیادی از جوانان را صادر کرده است، که منجر به اعدام آنها شده و همچنین در صدور احکام سنگین و غیرانسانی علیه فعالین حقوق بشری ،دانشجویان ،اعضای خانواده های زندانیان سیاسی قتل عام شده سال 67 و سایر زندانیان سیاسی شهرت خاصی دارد. آقای کهندل با ناباوری وکیلش به 10 سال زندان همراه با تبعید به زندان گوهردشت محکوم شد.

زندانی سیاسی صالح کهندل در 20 اسفند 1386 از بند 350 زندان اوین به بند 4 زندان گوهردشت کرج تبعید شد و از آن تاریخ تا به حال دراین بند باشرایط غیر انسانی محبوس بود.

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، انتقال ناگهانی این زندانی سیاسی به بند 209 زندان اوین و بی خبر نگه داشتن خانواده از وضعیت وشرایط او را محکوم می کند و از تمامی سازمانها حقوق بشری خواستار اقدامات عملی برای پایان دادن به جنایتهای مستمر علیه زندانیان سیاسی در ایران است.

25 فرودین 1388 برابر با 14 آپریل 2008

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

وضعیت نگران کننده کارگران و کشاورزان

کميته گزارشگران حقوق بشر

حدود 160 کارگر کارخانه نخ البرز، در پی سیاست "تعدیل نیروی کار" از این کارخانه اخراج شدند. این درحالی است که قرار است در آینده، شمار کارگران اخراجی افزایش یابد. اخراج شمار زیادی از کارگران درحالی صورت می گیرد که پیش تر کارگران این کارخانه، در چندین نوبت نسبت به عدم دریافت حقوقشان دست به اعتراض زده بودند. کارگران در این کارخانه، 12 ساعت در روز کار می کنند در حالی که تنها حقوق 8 ساعت کار روزانه را دریافت می کنند.. يکى از کارگران ميگويد: من ١٢ ساعت کار ميکنم. با حق شيف٬ پاداش و مزايا و حق اولاد و صد تا حق ديگر که مثلا تعريف شده٬ ماهى حدود ٢٨٠ هزار تومان حقوق ميگيرم. درحالی که ماهیانه، حدود 200 هزار تومان اجاره خانه می پردازم.

در خبری دیگر، حدود 18 کشاورز از روستاهای اطراف تهران امروز با تجمع در خیابان پاستور، نسبت به شرایط معیشتی خود اعتراض کردند. کشاورزان پلاکاردهایی در دست داشتند که روی ان نوشته شده بود: "ما کشاورزان آواره و بدبخت را دریابید" به گفته این کشاورزان، زمین هایی که در اختیار آنان قرار دارد، به اندازه ای کوچک است که محصولات آن، تنها می تواند احتیاجات خودشان را برطرف کند و محصولی برای فروش باقی نمی ماند.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

سونای ریاست قوه قضائیه

وب سایت دکتر مهدی خزعلی: قرار ملاقاتی با ریاست محترم قوه قضائیه در دفتر معظم له واقع در خیابان پاستور داشتم، در بازگشت لوله قطوری توجه مرا به خود جلب کرد! حس کنجکاوی و شم خبرنگاری مرا واداشت مسیر لوله را تا زیرزمین دنبال کنم ، در کمال ناباوری دیدم در زیرزمین دفتر ریاست قوه قضائیه تشکیلات استخر، سونا و جکوزی مخصوص معظم له تعبیه کرده اند!

نقل است که آیت الله جنتی نیز برای خود چنین تشکیلاتی را در شورای نگهبان راه اندازی نموده بود که مورد اعتراض اعضای شورا واقع و بسته شد! سوای از این که انتظار مردم از آقایان چیز دیگری است و صرفنظر از این که این بساط عیاشی با بودجه بیت المال و در محل اداری است و موجب بد بینی کادر و محافظین نسبت به دین و روحانیت می شود! جای بسی تاسف است که ما در نظام اسلامی همه چیز را با همه چیز قاطی می کنیم، لااقل رجال سیاسی رژیم طاغوت، عیش و عشرت، تفریح و تفرج خود را به ویلاهای شخصی می بردند، نه در زیر زمین دفتر کار! همین شورای نگهبان، دفتر کار شاپور غلامرضا بود ، او چنین تشکیلاتی در زیرزمین نساخته بود!آقایان می خواهند همه چیز را با هم جمع کنند، مسجد و میخانه و دیر و خرابات یکی است!

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

برادر خوانده ها

مازيار رادمنش ـ روز آنلاین: صادق اردشير لاريجانی، يکی از 5 برادر لاريجانی است که از سال 77 عضو مجلس خبرگان رهبری و از سال 80 ‏عضو فقيه شورای نگهبان بوده است. او چون برادران ديگر پله های ترقی را به سرعت طی کرده و اينک از وزنه ‏های نظام محسوب می شود. يک سال پيش تر از پايان دومين دوره رياست آيت الله هاشمی شاهرودی بر قوه قضائيه، ‏گمانه زنی می شد که وی به عنوان رياست قوه قضائيه برگزيده شود. اما انتخابات هشتمين دوره مجلس شورای اسلامی ‏و انتخاب علی لاريجانی برادر وی به عنوان رياست مجلس، سبب شد که اين موضوع در هاله ای از ابهام قرار گيرد. ‏موضوع آن بود؛ آيا از نظر وجهه سياسی نظام، اين امکان وجود دارد که دو برادر رياست دو قوه کشور را برعهده ‏داشته باشند؟ ‏


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

گم شدن بیست و سه هزار میلیارد دیگر

سایت خبری روز آنلاین: گزارش جديد ديوان محاسبات کشور که ديروز از تريبون مجلس خوانده شد، از تخلفات متعدد دولت نهم در اجرای ‏قانون بودجه سال 86 حکايت می کند و نشان می ‌دهد که 23 هزار ميليارد ريال درآمد حاصل از فروش گاز هم به ‏خزانه واريز نشده است. نمايندگان وابسته به جناح دولتی با تذکرات پياپی تلاش کردند جلوی قرائت اين گزارش را ‏بگيرند، اما علی لاريجانی ضمن مقاومت در برابر اين فشارها، تاکيد کرد که اين گزارش برای بررسی قضايی به ‏دادسرای ديوان محاسبات ارسال خواهد شد.‏

سخنگوی کميسيون برنامه و بودجه مجلس، ديروز گزارش تفريغ بودجه سال 1386 را که از سوی ديوان ‏محاسبات کشور به مجلس تقديم شده بود، در صحن علنی قرائت کرد.‏ اين گزارش در شرايطی برای نمايندگان خوانده شد که نمايندگان حامي دولت نهم با ايجاد جنجال و اعلام تذکرات ‏آيين‌نامه‌اي پي در پي، قصد داشتند جلوی قرائت آن را بگيرند، اما علی لاريجانی هيچ ‌يک از اين تذکرات را ‏نپذيرفت و بر لزوم آگاهی نمايندگان و افکار عمومی از گزارش ديوان محاسبات تاکيد کرد.‏

‎‎مقاومت حاميان دولت‎‎

نمايندگان حامی احمدی ‌نژاد معتقد بودند که اين گزارش نبايد در صحن علنی خوانده و پرونده تخلفات دولت نهم بار ‏ديگر به رسانه‌ها کشيده شود. اشاره آنها به جنجالی بود که در هفته‌های پايانی سال گذشته، به دنبال قرائت گزارش ‏تفريغ بودجه سال 85 که به واريز نشدن بيش از ده هزار ميليارد ريال اشاره داشت، ايجاد شد و دولت احمدی ‌نژاد ‏را از منظر افکار عمومی به چالش کشيد.‏

در همين راستا مهدی کوچک‌زاده، از نمايندگان نزديک به احمدی ‌نژاد، با اعلام اخطار قانون اساسی، از رئيس ‏مجلس هشتم خواست که اين گزارش ابتدا به دادسرا برود و سپس در صحن علنی خوانده شود، اما لاريجانی گفت: ‏اگر قرار باشد منتظر نظر دادسراها باشيم، ممكن است ده سال طول بكشد!!!.

سپس محسن کوهکن، چهره شاخص اصولگرای مدافع دولت نهم، با "تزيينی" خواندن نقش کميسيون برنامه و ‏بودجه، خواستار آن شد که اين کميسيون در خصوص گزارش ديوان محاسبات اعلام نظر کند و نگذارد شائبه ‏تخلف دولت براي مردم پيش بيايد. اما لاريجانی به او نيز پاسخ داد که: كميسيون برنامه‌ و بودجه حق تصرف در ‏گزارش ديوان را ندارد و نمی تواند تغيير ماهوی در آن اعمال كند.

اما پس از آنکه اين دو نماينده از انصراف لاريجانی و منتفی کردن قرائت گزارش تفريغ بودجه 86 ناکام ماندند و ‏محمدمهدی مفتح شروع به خواندن گزارش تفريغ بودجه کرد، يک نماينده ديگر وابسته به جناح دولتی با اعلام ‏دوباره اخطار قانون اساسي، جلوی قرائت گزارش را گرفت و خواستار آن شد که به جای سخنگوی کميسيون ‏برنامه و بودجه، مسئولان ديوان محاسبات اين گزارش را قرائت کنند.‏ اما لاريجانی اين آخرين تذکر حاميان دولت را نيز رد کرد و با تاکيد بر اينکه در اصل 55 قانون اساسی اشاره‌ای ‏به اين نشده که چه کسی گزارش ديوان را قرائت کند، توضيح داد که گزارش ديوان محاسبات را نبايد نهايی فرض ‏کرد و در عين حال افزود اين گزارش بايد در دادسرای ديوان مورد بررسی قرار گيرد و در آنجا نظر نهايی اعلام ‏شود.‏

لاريجانی ساعتی پيش از آن هم تصريح کرده بود که پرونده تخلف يک ميليارد دلاری دولت در سال 85 را برای ‏رسيدگی به دادسرای ديوان محاسبات ارجاع داده است.‏ با اين حال نمايندگان جناح دولتی پس از جلسه مجلس نيز به انتقادات خود از خوانده شدن گزارش مذکور در مجلس ‏ادامه دادند از جمله کوچک‌زاده که در گفت‌وگو با ايرنا، علی لاريجانی را به "تلاش برای تخريب اقدامات ‏صادقانه و موثر دولت!!! به هر وسيله‌ای" متهم کرد و گزارش ديوان محاسبات را نيز دارای "شائبه اقدام سياسی ‏عليه دولت" دانست.‏ علاوه بر ايرنا، خبرگزاری فارس نيز با انتشار گزارش‌هايی تلاش کرد فضای عمومی مجلس را مخالف قرائت ‏گزارش ديوان محاسبات توصيف کند؛ حال آنکه تنها سه نماينده جناح دولتی حاضر به بيان صريح اعتراض خود ‏شده بودند.‏

‎‎خبرهای جديد از پول‌های گمشده‏‎‎

دومين گزارش جنجالی ديوان محاسبات که ديروز از تريبون مجلس خوانده شد، از گم شدن بيش از 23 هزار ‏ميليارد ريال درآمد گازی دولت احمدی ‌نژاد در سال 86 حکايت می ‌کند؛ آنچنان که گزارش قبلی ديوان هم از گم ‏شدن 10 هزار ميليارد ريال از درآمدهای نفتی کشور خبر می ‌داد.‏

بر اساس گزارش اخير، ديوان محاسبات کشور عدم واريز 23 هزار و 207 ميليارد ريال درآمد شرکت گاز در ‏سال 86 به خزانه را به عنوان تخلف دولت نهم اعلام و تصريح کرده که سقف ماده واحده بر اثر تغيير مصارف ‏بودجه شركت‌های دولتی، بانک ‌ها و موسسات انتفاعی وابسته به دولت از موضوعيت افتاده است در حالی که به ‏عقيده اين نهاد نظارتی، هرگونه افزايشی كه متضمن عبور از سقف ماده واحده باشد، نياز به متمم بودجه دارد.

سخنگوی کميسيون برنامه و بودجه مجلس نيز در جلسه ديروز با اشاره به خلاصه گزارش ديوان محاسبات، ‏تصريح کرد که تبصره‌های قانون بودجه سال 86 كل كشور دارای 312 بند و جزء بوده كه در 170 مورد آن ‏يعنی بيش از 54 درصد از بندها يا اجزاء تبصره‌ها تخلف گزارش شده است.

گزارش ديوان محاسبات به چندين مورد ديگر از تخلفات بودجه‌ای دولت احمدي‌نژاد در سال 86 نيز اشاره و از ‏جمله تصريح کرده که در سال 86 تسويه حساب نهايی توسط شركت ملی نفت ايران با خزانه‌داری كل كشور ‏انجام نشده، در نتيجه اهداف قانون‌گذار محقق نشده كه تخلف محسوب مي‌شود."

اين گزارش همچنين فاش می ‌کند که دولت احمدی ‌نژاد توليد نفت خام حاصل از ميدان نفتی مبارک را در ميزان ‏توليد سال 86 منظور نکرده و چندين تخلف کلان ديگر نيز در حوزه نفت و گاز انجام داده از جمله واردات ‏معادل 163 درصد ميزان پيش‌بينی شده بيشتر از سقف مجاز قانونی!‏ قرائت اين گزارش در جلسه ديروز (يکشنبه) مجلس هشتم به پايان نرسيد و بدين ترتيب ادامه گزارش تخلفات ‏دولت نهم نيز قرار است امروز از تريبون مجلس خوانده شود.‏

برای آگاهی بیشتر از آخرین تخلفات صورت گرفته توسط کابینه معجزه هزاره سوم اینجا را کلیک کنید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

شش سال حبس برای یک فعال زن در  کردستان

تغییر برای برابری: حکم دادگاه روناک صفازاده فعال زنان در کردستان به دکتر محمد شریف وکیل او ابلاغ شد. بر اساس حکم دادگاه روناک به 6 سال حبس تعزیری محکوم و از اتهام محاربه تبرئه شده است. محمد شریف اعلام کرد که به حکم دادگاه اعتراض خواهد شد.

محمد شریف وکیل روناک صفازاده با اعلام این خبر درباره حکم روناک چنین توضیح داد: موکل از حیث شمول حکم محارب موضوع 186 قانون مجازات اسلامی که در کیفر خواست صادره به آن استناد شده بود برائت حاصل نمود و بر این اساس به اتهام عضویت در پژاک به استناد ماده 499 قانون مجازات به پنج سال حبس تعزیری و ازحیث فعالیت های تبلیغی علیه نظام و به نفع پژاک به یک سال حبس تعزیری محکوم شد. با توجه به ماده استنادی موکل محکومیت های مزبور را در زندان محل ارتکاب جرم یعنی سنندج تحمل خواهد نمود. بدیهی است که با توجه به ماهیت پرونده به حکم صادره اعتراض خواهد شد تا دادگاه تجدید نظر تصمیم نهایی را اتخاذ کند.

محمد شریف درباره اتهام عضویت در پژاک برای روناک می گوید: فعالیت های موکل محدود به فعالیت های انجمن زنان آذرمهر بوده و فعالیت های ایشان در پژاک با همین هدف صورت پذیرفته است. موکل با اهداف تحقیق در خصوص "انگیزه ها و عللل حضور زنان در پژاک در شرایط سخت" بوده است . امید است که دادگاه تجدید نظر محدودیت فعالیت موکل در جنبش زنان را احرازنموده و حکم صادره را نقض نماید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

حکم اعدام دو شهروند کرد لغو شد

گزارشی از خبرگزاری دیدبان حقوق بشر کردستان

حکم اعدام انور حسین پناهی و ارسلان اولیایی که حدود 16 ماه پیش به اتهام ارتباط با احزاب کردی وقتل یک دختر روستایی در روستای قرو چای سنندج در زندان یسر میبرند توسط شعبه 4 دادگاه تجدید نظر کردستان لغو شد.

صالح نیکبخت وکیل مدافع این دو شهروند سنندجی به خبر گزاری دیدبان حقوق بشر کردستان گفت: این دو نفر به اتهام همکاری با یکی از احزاب کردی و معاونت در قتل یک دختر نوجوان محاکمه و به اعدام محکوم شده بودند که پس از تجدید نظر خواهی از طرف اینجانب حکم صادره در مورد هر دو نفر یعنی اتهام محاربه از جرایم انتصابی به آنان حذف و دادگاه در این موردنقش آنها را به اتهام تبلیغات و هواداری از این جریان کردی به ترتیب به یک و پنج سال زندان محکوم که خود این حکم با قسمت اول آن در تعارض میباشد و باید مورد تجدید نظر مجدد قرار گیرد و از مجاری قانونی بنده به آن اعتراض خواهم کرد.

نیکبخت در ادامه با اظهار امیدواری نسبت به لغو این احکام نگرانی خویش نسبت به اجرای حکم اعدام حبیب الله لطیفی ابراز نمود و اظهار داشت بر اساس بند 2 ماده 272 قانون آیین دادرسی کیفری حکم صادره در مورد حبیب الله لطیفی خلاف قانون میباشد به همین جهت در نیمه اول فروردین درخواست اعاده دادرسی خود را به دیوان تقدیم کرده ایم زیرا اساسا لطیفی در زمان انفجار اتومبیل دادستان سنندج و نیز در زمان حمله به پاسگاهای انتظامی درآن قسمت شهر سنندج نبوده و در نقطه دیگری از شهر سنندج بوده است که شهود معرفی شده از طرف اینجانب برای تایید این موضوع مورد توجه مقامات قضایی قرار نگرفت و از آنان تحقیق به عمل نماید. نیکبخت در پایان افزود متاسفانه با توجه به اینکه درخواست نظارت و احکام تجدید نظر باید به هیات نظارت و پیگیری استان تقدیم شود این هیات درخواست اعاده دادرسی ما را رد کرد.

دوشنبه 24 فروردین1388

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

بازداشت همسر یک زندانی سیاسی

انتشارتوسط فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنام خدا
مردم شریف و آزاده ایران
فعالین حقوق بشر و حقوق زنان درود بر شما

صبح چهارشنبه 19 /1/1388 مامورین اطلاعات با ورود به محل کار همسرم خانم سیده خدیجه نبوی چاشمی در شهرستان سمنان او را بازداشت نموده و بعد از ظهر همان روز به محض بازگشت پسر نوجوان ما از مدرسه به خانه وارد منزل ما شده و ضمن بازرسی از خانه کیس کامپیوتر موجود را به همراه یک سری نوشتها ، بیانیه ها و نامه ها با خود شان بردند وبه شیوه دروغ پردازیها و فریبکاریهای معمول چنین وضعیتها به بستگان ما که به اداره اطلاعات مراجعه کرده اند گفتند 2الی 3 روزی بیشتر طول نمی کشد اما تا امروز 24 /01/1388 که 5 روز از دستگیری او می گذرد نه تنها آزاد نشده است بلکه هیچ خبری هم از او به خانواده های ما نمی دهند به همین دلیل صلاح دیدم که ماجرا را رسانه ای کرده و رسما به اطلاع عموم برسانم .

این ماجرا در واقع حلقۀ آخر یک سلسله آزار و اذیتها است که بویژه بعد از زندانی شدن من در فروردین ماه سال گذشته آن هم به اتهامی کاملا واهی و بی اساس در حق خانوادۀ من اعمال می شود از شنود دائم تلفن و احضارهای وقت و بی وقت گرفته تا جلوگیری از رساندن صدای مظلومیت ما به گوش دیگران نمونه اش جلوگیری از مصاحبۀ تلویزیون امریکا با همسرم بود که با قطع مکرر تلفن مانع از انجام آن شدند. آخرین مورد این آزار و احضارها هم در ایام عید بود که خانم مرا احضار کردند و ضمن اعتراض به نوشته ها و بیانیه های من از او تعهد گرفتند که پیام تبریک نوروزی مرا به هم محلیهای ما پخش نکند ضمن اینکه سخت معترض به نامه ای بودند که من قبلا به رئیس جمهور آمریکا باراک اوباما در رابطه با روش درست برخورد با مسئله ایران نوشته بودم.

ظاهرا مواضع مستقلانه مطرح شده در آن نامه اصلا به مزاق آقایون خوش نیامد. واقعیت ماجرا این است که همسر من هم، مانند بقیۀ خانواده های زندانیان سیاسی تلاش می کرد تا صدای مظلومیت مرا به گوش مردم ایران و نهادهای حقوق بشری در داخل و خارج از کشور برساند. مظلومیتی که از قضا مورد تایید خود مسئولین اطلاعات سمنان هم می باشد به خود من گفتند برای تو نباید 4 سال حبس می بریدن .حالا جالب اینجاست که همینها اینگونه بی مهابا به آزار و اذیت خانواده من که به همین اجحاف اعتراض دارند پرداخته اند .شگفت انگیزتر کار این ماموران معذور کار آن قاضی گوش به فرمان است که با اتهام جعلی و وزارت ساختۀ ارسال مطالب برای سایتهای ضد انقلاب حکم بازداشت و دستگیری همسر مرا صادر کرده است .همسری که مسئولیت خرج خانه نگهداری از فرزند و پیگیری از وضعیت همسر زندانی اش را همزمان به دوش می کشد و تازه در همین ایام عید بعد از 20 و چند سال اجاره نشینی و خانه بدوشی صاحب یک قفس قسطی به نام خانه شخصی شده است که هنوز حتی گازش وصل نیست به هر حال این قاضی یقینا در دادگاه عدل الهی باید پاسخگوی این عمل ظالمانه باشد .

در پایان ضمن محکوم کردن این گروکشی ضد اخلاقی از نهادهای حقوق بشری ، فعالین حقوق زنان می خواهم که این عمل ستمگرانه را که مغایر با حق اولیه شهروندی و نقض معیارهای حقوق بشری است محکوم کرده و افشا نمایند. امیدوارم که من و خانواده ام به شایستگی از این آزمون الهی سربلند و پیروز بدر آییم.ربنا علیک توکلانا .....سورۀ 60 آیه 4

سلام بر آزادی
بند 350 زندان اوین
سید ظهور نبوی چاشمی

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

تهدید دانشجویان توسط فرمانداری و سپاه بابل

پایگاه خبری دانشجویان دانشگاه آزاد: صبح امروز دوشنبه 24 فروردین دانشجویان متحصن دانشگاه بابل که دیشب را در خوابگاه دانشگاه به سر می بردند به هنگام ورود به دانشگاه توسط نیروهای لباس شخصی و حراست مورد ضرب و شتم قرار گرفتند. نیروهای حراست به دانشجویان اعلام کردند که طبق دستور رییس دانشگاه دانشجویانی که اعتصاب غذا کرده اند ممنوع الورود شده اند و حق ورود به دانشگاه را ندارند. دانشجویان از مامورین حراست که بسیاری از آنان افراد جدیدی بودند و حتی لباس حراست را نیز به تن نداشتند تقاضا کردند که حکم ممنوع الورود شدنشان را به آنها نشان دهند که آنان از این کار سرباز زدند و با دادن دشنام و ضرب و شتم دانشجویانی که اعتصاب غذا کرده بودند اقدام به بیرون کردن دانشجویان از دانشگاه نمودند که با واکنش دانشجویان متحصن رو به رو شدند و به علت کثرت تعداد دانشجویان و مقاومت آنها نیروهای لباس شخصی و حراست عقب نشینی کردند و موفق به خارج کردن دانشجویان از دانشگاه نشدند. دیشب نیز افراد ناشناسی با خانواده دانشجویان متحصن تماس گرفتند و اعلام کردند که فرمانداری و سپاه بابل قصد برخورد و بازداشت دانشجویان را دارند و از خانواده دانشجویانی که اعتصاب غذا کردند خواستند که فرزندان خود را از جمع متحصنین خارج کنند.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

معیشت و زندگی حق مسلم ماست

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

کارگران اخراجی لوله سازی اهواز اقدام به راهپیمایی در سطح این شهر نموده اند. صبح روز جاری تعداد 300 تن از کارگران لوله سازی اهواز اقدام به راهپیمایی در سطح شهر، حد فاصل درب کارخانه تا استانداری اهواز نموده اند. این راهپیمایی که توام با سر دادن شعارهای صنفی همچون "معیشت و زندگی حق مسلم ماست" می باشد.

تا زمان تهیه این گزارش همچنان ادامه دارد. کارگران اخراجی لوله سازی اهواز که بالغ بر دو هزار تن اعلام شده اند خواست خود را بازگشت به کار و تامین امنیت شعلی و حقوقی خود اعلام نمودند. کارگران معترض، از 15 فروردین ماه به صورت روزمره با پربایی تجمع و تحصن اعتراض خود را اعلام و پایان آن را مشروط به تامین حقوق و امنیت خود نموده اند. تاکنون هیچ مسئولی، پاسخگوی مطالبات این کارگران نشده است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

جنگ روانی سپاه

سایت خبری پیک نت:  واحد جنگ روانی – اینترنتی سپاه پاسداران با چند صحنه سازی امنیتی که سردار ضرغامی در سیمای جمهوری اسلامی آن ها را وسیعا پوشش خبری می دهد، برای زمین گیر کردن هر نوع فعالیت انتخاباتی به سود کاندیداهای مخالف احمدی نژاد وارد میدان شده است. این واحد، پس از نمایش یک فیلم اعتراف گیری که بموجب آن مهنازعسل، لیلی نازه، مریم جیزجیز و مریم نقره قرار بوده جمهوری اسلامی را با طرح های پیچیده‌ای که مربوط به نیمه تنه دوم انسان است بر بیاندازند!، روز گذشته یک صحنه سازی دیگر را هم به میدان آورد.

بموجب این کشف پیچ در پیچ و خطرناک برای امنیت ملی، فرح کریمی نماینده ایرانی پارلمان هلند و رادیو زمانه قرار بوده قالیچه را از زیر پای جمهوری اسلامی بکشند! البته این ماجرا یکبار دیگر، چند سال پیش هم طرح شده بود، اما از آنجا که در 60 روز آینده باید جلوی هر نوع تماس انتخاباتی و سیاسی را گرفت تا هیچ صدائی جز صدای سیمای جمهوری اسلامی، خبرگزاری فارس و صد البته، روزنامه کیهان در مملکت شنیده نشود تا احمدی نژاد در کاخ ریاست جمهوری بماند، این طرح را دوباره و این بار با نام "پروژه هلندی" به صحنه برگردانده اند. با همان اطلاعات سوخته و قدیمی، مثل بودجه ای که پارلمان هلند برای یک سایت خبری و یک رادیو تصویب کرد.

مرکز اینترنتی- امنیتی سپاه که از مدتی پیش تله برای وبلاگ نویسان گذاشته بود، پشت کشف شبکه های جدید براندازی از جنس دو نوع یاد شده در بالاست. این جنگ روانی، در روزها و هفته های آینده شامل تلویزیون بی بی سی و رادیو امریکا و رسانه های شنیداری دیگر هم خواهد شد تا کسی از داخل کشور با آنها تماس نگرفته و حرف و سخنی نگوید که موقعیت احمدی نژاد را به سود رقبای انتخاباتی او تضعیف کند.

فرماندهان سپاه و از جمله سرلشگر فیروزآبادی رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، از مدتی پیش حمایت علنی از احمدی نژاد نمی کنند و دیگران را در سخنرانی ها و مصاحبه های خود تهدید امنیتی نمی کنند، اما این باصطلاح عدم دخالت در امور انتخاباتی، در پشت صحنه ادامه دارد که جنگ روانی جدید برای مرعوت سازی مخالفان دولت و طرفداران اصلاحات از جمله آنهاست. بی شک طرح های پیچیده دیگری هم در دست اقدام است که در روزها و هفته های آینده شاهد آنها نیز خواهیم بود. از جمله باز کردن میدان برای کسانی که می توانند رای امثال میرحسین موسوی را بشکنند و یا انداخت توپ سرخ اولترا اصلاح طلبی به میدان، برای زدن گل به دروازه حریف و پیروز بیرون آمدن احمدی نژاد از زمین انتخابات!

جنگ روانی- امنیتی از طریق اینترنتی، با راه اندازی یک مرکز اینترنتی در خیابان فاطمی آغاز شد و فضلی نژاد از نسل اول وبلاگ نویسان که در زیر زمین کیهان، زیر دست حسین شریعتمداری و حسن شایانفر کاملا توجیه شده و در خط قرار گرفته بود به این مرکز منتقل شد. این مرکز با همکاری واحد امنیتی- اینترنتی مخابرات توسعه یافت و گفته می شود در حال حاضر 60 وبلاگ نویس، متخصص کامپیوتر و مقام اطلاعاتی در آن سرگرم توطئه هائی نظیر جنگ روانی اخیراند. از طریق همین مرکز شماری وبلاگ راه اندازی شده و با پیام گذاری (کامنت) روی وبلاگ های دیگر برای وبلاگ نویسان پرونده امنیتی ساختند. از مدتی پیش حسین درخشان نیز که به ایران سفر کرده بود، در تهران ناپدید امنیتی شده و معلوم نیست او اکنون در چه موقعیت و چه شرایطی قرار دارد و آیا آنگونه که شایع است با این مرکز اینترنتی همکاری اجباری می کند یا خیر.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

سیب زمینی سر سفره مردم!

اخیرا یک وبلاگ جدید التاسیس خبرهای مربوط به اهدای رایگان سیب زمینی به امت همیشه در صحنه را پوشش کامل خبری میدهد. علاقه مندان میتوانند لحظه به لحظه آخرین اخبار این اقدام خداجویانه را از اینجا ملاحظه کنند.

وبلاگ دموکراسی خدمات گرانقدر دولت کریمه و مهرورز را ارج مینهد و علو درجات را برای رئیس جمهور انقلابی ـ مکتبی و کابینه هفتاد میلیونی اش خواهان است.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

تقلب حتی در توزیع سیب زمینی صلواتی - انتخاباتی

قلم نیوز: سيب زمينی های مانده در انبار در حالی از سوی سازمان تعاونی روستايی به صورت رايگان توزيع مي شود که درباره سالم بودن آنها به شدت ترديد وجود دارد. به گزارش قلم نيوز، با فراگير شدن توزيع سيب زمينی های رايگان در برخی شهرستان های کشور، اعتراض برخی نمايندگان مجلس و کارشناسان بهداشت نسبت به اين اقدام بالا گرفته و حتی به گفته نايب رييس کميسيون بهداشت مجلس، اين سيب زمينی ها به دليل مانده بودن، سبزينه و کلروفيل بالايی دارند که کارايی خود را برای خوراک انسان از دست داده اند.

با گسترش و سازمان يافته شدن ميزان پخش سيب زمينی هاي رايگان اين سوال در اذهان عمومی ايجاد شده که اين سيب زمينی ها از کجا آمده و چرا در آستانه انتخابات دهم رياست جمهوری توزيع مي شود؟! نايب رييس دوم کميسيون کشاورزی مجلس در اين زمينه گفت: توزيع رايگان سيب زميني ندرتا از سوی دولت صورت گرفته بود و در حال حاضر نيز که اين کار صورت گرفته اين سيب زمينی ها قابل استفاده نيست.

کاظم فرهمند در گفت وگو با قلم نيوز ياد آور شد: بيش از دو سوم سيب زمينی هايی که هم اکنون در بين مردم توزيع می شود به دليل کهنگی و ماندگی زياد در انبارها اصلا قابل استفاده نيست و بهتر است اين کار متوقف شود.

وی، سازمان تعاونی روستايی را عامل اين کار معرفی کرده، افزود: سيب زمينی جزو محصولات تضمينی است که اگر کشاورزان نتوانند محصولات خود را با قيمت مصوب شورای اقتصاد بفروشند، سازمان تعاون روستايی به عنوان نماينده دولت موظف است اين سيب زمينی ها را بخرد. از آنجا که سال گذشته ميزان توليد سيب زمينی بالا بوده است اين سازمان ناچار شده سيب زمينی ها را با نرخ مصوب از کشاورزان خريداری کرده و آنها را در انبارها نگه دارد.

نماينده مهريز و بافق در مجلس، با انتقاد به اينکه چرا اين سازمان اين محصولات را در انبار نگه داشت، ياد آورشد: سازمان تعاون روستايی به جای اينکه زمينه صادرات اين سيب زمينی ها را فراهم کند و يا آن را با قيمت ارزان در اختيار صنايع تبديلی قراردهد، اقدام به توزيع رايگان آن در بين مردم به شکلی توهين آميز آن هم بعد از 7 ماه ماندگي در انبار کرده است. فرهمند در پايان با بيان اينکه اين اقدام آن هم در سال الگوی مصرف کار ناپسندی است، ياد آورشد: سازمان تعاونی روستايی بهتر است دست از اين کار بردارد و چون با توزيع سيب زمينی رايگان از اسفند گذشته تا الان هيچ کمک اقتصادی به مردم که نمی شود بلکه احتمال آلودگی را نيز فراهم می کند.

محمدرضا خباز مخبر کميسيون اقتصادی مجلس نيز می گويد: دولت با انبار کردن غير اصولی سيب زمينی که منجر به سبز شدن و در نهايت فاسد شدن آن شده و توزيع رايگان آن بين مردم، در اصل روغن ريخته را نذر امام زاده کرده است. وی با اعلام اين مطالب در گفت وگو با قلم نيوز خاطر نشان کرد : حالا که سيب زمينی ها سبز شده، فاسد شده و ديگر قابل مصرف نيست، چرا آن را با اين همه سر و صدا در اختيار مردم قرار داده که حال يک هدف سياسی و انتخاباتی در پشت اين عمل تصور شود؟

نماينده مردم کاشمر در مجلس با بيان اينکه طبيعی است که مردم از اين اقدام دولت برداشت سياسي کنند، يادآور شد: وقتی سيب زمينی هاي مازاد در انبارها در زمان خود يعنی شهريور ماه توزيع نشد وقتی حالا که فصل انتخابات نزديک است در هر گوشه و کنار اين کشور پايگاه های توزيع سيب زمينی رايگان ايجاد شده، طبيعی است که از اين اقدام، برداشت سياسی صورت گيرد. وی در پايان تاکيد کرد: معتقدم که وزارت جهاد کشاورزی، سازمان تعاون روستايی و در نهايت دولت به مردم توهين کرده اند پس نمی توانند در برابر اتهام سياسی نسبت به اين عمل خود شانه خالی کنند.

از سوی ديگر، نايب رييس دوم کميسيون بهداشت و درمان مجلس نسبت به مصرف سيب زمينی های رايگانی که توسط دولت توزيع می شوند هشدار داد. انوشيروان محسنی بندپی با اعلام اين مطلب به قلم نيوز، گفت: اين سيب زمينی هايی که اين چند ماهه توسط دولت توزيع می شوند بعضا به مصرف دام و طيور مي رسد و از نظر سلامت به قدری خطرناکند که حتی برای استفاده در خوراک دام نيز بهداشتی و مطلوب نيست.

وی با بيان اينکه خود شاهد توزيع رايگان اين محصولات در بين مردم بوده است يادآور شد: وقتي اين سيب زمينی ها را بررسی کردم متوجه شدم که سبزينه و کلروفيل بالايی دارند که کارايی خود را براي خوراک انسان از دست داده اند و حتی استفاده از آن در خوراک دام نيز به صلاح نيست. نماينده مردم نوشهر و چالوس در مجلس اضافه کرد : کميسيون بهداشت مجلس هنوز به بررسی کيفيت اين محصولات نپرداخته اما من اصرار دارم که حتما روی سلامت اين سيب زمينی ها آزمايش شود تا شاهد به خطر افتادن سلامت مردم ايران که قرار است در انتخابات شرکت کنند نباشيم.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

رایحه خوش به اینترنت هم رسید!

روزنامه اعتماد: دولت نهم لايحه اصلاح قانون مطبوعات را که مجلس هفتم به دليل ابهامات فراوان به آن رای نداد بار ديگر بدون هيچ گونه تغييري به مجلس هشتم ارائه داده و اين لايحه با حمايت نمايندگان رايحه خوش خدمت در کميسيون فرهنگی به تصويب رسيده و اين هفته در صحن علنی مجلس مورد بررسی قرار مي گيرد.

دولت در اين لايحه اصلاحی به دنبال اين است که تمام نشريات الکترونيکي، سايت ها و وبلاگ ها در وزارت ارشاد و فرهنگ اسلامي به ثبت برسند. به عبارتی دولت اصرار دارد مجلس هشتمی ها را مجاب کند به لايحه يی رای دهند که نمايندگان دور قبل به آن رای ندادند. عماد افروغ رئيس کميسيون فرهنگي مجلس هفتم در زمان بررسی اين لايحه در دوره قبل به نمايندگان هشدار داد دولت حاضر نيست هيچ تعريفی را از سايت های اينترنتی و نحوه برخورد قضايی با آنها ارائه دهد و اين نگرانی به وجود خواهد آمد که حتی برخورد با وبلاگ ها و سايت های شخصی هم در دستور کار قرار بگيرد که ابهامات بسياری را در مورد آزادی فضاهای اينترنتی به وجود خواهد آورد. اما اعضای کميسيون فرهنگی مجلس هشتم بار ديگر با لايحه يی رو به رو شدند که بدون حتی يک خط تغيير نسبت به لايحه قبل در کمتر از يک سال دوباره به مجلس ارجاع شده است.

گرچه چند نفر از اعضای کميسيون فرهنگی مجلس هشتم به ساير اعضا هشدار دادند دولت نهم مصمم است تعريف سايت های اينترنتی را مبهم بگذارد و به همين دليل تنها يک سال صبر کردند ترکيب کميسيون فرهنگی مجلس تغيير کند و دوباره همان لايحه را راهی مجلس کنند اما به دليل حضور بخش وسيعي از نمايندگان حامی دولت در کميسيون فرهنگی از جمله مرتضی آقاتهرانی، روح الله حسينيان و حميد رسايی که همگی از اعضای رايحه خوش خدمت هستند، کميسيون فرهنگی مجلس به اين لايحه رای داده و قرار است اين هفته در صحن علنی مجلس مطرح شود. نمايندگان مجلس هفتم با اين توضيح که تعريف سايت های اينترنتی و فضاهای مجازی مبهم است، اين لايحه را رد کرده و به دولت اجازه ندادند بدون داشتن تعريف مشخص و روشن، به صورت سليقه يی جرائم اين بخش ها را تعريف کرده و به برخورد با پايگاه های اينترنتی بپردازد.

اما هم اکنون که دولت اين لايحه را تحت عنوان الحاق يک تبصره به قانون مطبوعات به مجلس هشتم ارائه کرده، کميسيون فرهنگی مجلس تاکنون مخالفت صريحی با اين بخش از لايحه نکرده است. گرچه آنچه در اصلاحيه قانون مطبوعات آمده خبرگزاری ها هم در کنار سايت های اينترنتی مشمول قانون مطبوعات شده و در صورت تخلف در دادگاه مطبوعات و با حضور هيات منصفه با آنها رفتار می شود. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم اين بخش از لايحه را مورد توجه قرار داده و در مجلس هفتم هم به خاطر اين بخش مثبت اين لايحه از نمايندگان مي خواستند به اين لايحه رای دهند. اما کميسيون فرهنگی مجلس هفتم مصر بود ابهام در تعريف نشريات الکترونيکی و امکان برخورد با تمام فضاهای اينترنتی شخصی از جمله وبلاگ ها قابل چشم پوشی نيست.

در آن دوره هم وزير فرهنگ و ارشاد اسلامی در دفاع از اين لايحه به نمايندگان وعده داد اگر به اين لايحه رای بدهند بعداً آيين نامه يی را تدوين مي کنند که تعريف فضاهای اينترنتی در آن مشخص می شود!!!.اما اين لايحه رای نياورد به اين اميد که دولت به دنبال تعريف کردن و بيان مصاديق نشريات الکترونيکی رفته و نحوه برخورد قضايی و تعريف جرائم در آن را هم مشخص کند. البته حميد رسايی عضو کميسيون فرهنگی مجلس هم به اين ضعف اذعان کرده است. وی با بيان اينکه لايحه دولت يک مسکن موقت است، اعلام کرده اين پيشنهاد مطرح شد که فضاهای اينترنتي حذف شوند و فقط خبرگزاری ها مشمول قانون مطبوعات قرار گرفتند. اما وزارت ارشاد وعده داد در تهيه آيين نامه اجرايی اين لايحه، در خصوص سايت های خبری اينترنتی نيز شرايط و ويژگی های مرتبط را لحاظ خواهد کرد و به عبارتی آيين نامه اجرايی قبلی را تکميل می کند و به همين دليل پيشنهاد بازگشت به لايحه دولت را مطرح کردند.

البته رسايی در توضيح عقب نشينی کميسيون فرهنگی مجلس اين توضيح را نياورده که اين وعده را دولت در مجلس هفتم هم مطرح کرد و اگر قرار بود چنين اصلاحی صورت بگيرد يک سال گذشته فرصت مناسبی براي تغييرات در اين لايحه بود. به همين دليل چند تن از اعضای کميسيون فرهنگی که فعلاً در اقليت قرار گرفته و نتوانستند نظر اکثريت نمايندگان حامی دولت را در کميسيون فرهنگی تغيير دهند، هشدار دادند با اين لايحه حريم خصوصی افراد به ويژه در سايت های اينترنتی و وبلاگ ها تحت الشعاع قرار خواهد گرفت. حتي رسايی هم در وبلاگ شخصی خود به اين نکته اذعان داشته که هدف بخشی از اصلاح قانون مطبوعات اين است که نشريات الکترونيکی هم مانند خبرگزاری ها پس از طی مراحلی و با شرايطی مجوز فعاليت اخذ کنند تا علاوه بر قرار گرفتن چتر حمايتی قانون مطبوعات، به ساماندهی بيشتر اين پايگاه ها بينجامد. در حال حاضر بر اساس آيين نامه ساماندهی پايگاه های اطلاع رسانی اينترنتی مصوب شورای عالی انقلاب فرهنگی، اين پايگاه ها فقط اطلاعات خود شامل مشخصات مسوول پايگاه، شماره تلفن ها و آدرس پايگاه را به ثبت می رسانند و در حقيقت هيچ گونه مجوزی برای فعاليت خود دريافت نمی کنند. وبلاگ ها هم با الزام قانونی برای ثبت در وزارت ارشاد روبه رو نيستند.

يکی ديگر از دغدغه های جدی اين لايحه، طرح آن در آستانه انتخابات رياست جمهوری و افزايش فعاليت وبلاگ ها و سايت های اينترنتی متعدد است. اصلاح طلبان به خاطر در اختيار نداشتن رسانه های مکتوب و عدم بهره مندی از صدا و سيما از اين فضاها برای تبليغات و انعکاس سخنان و برنامه های خود استفاده می کنند. چنانچه حتی ميرحسين موسوی به صراحت با شعار "هر فرد يک ستاد" به دنبال استفاده بهينه از سايت ها و وبلاگ ها است. در چنين شرايطی اصلاح قانون مطبوعات ميتواند دستمايه آن شود تا وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی تمام سايت ها و فضاهای مجازي را ملزم به ثبت نام و طی مراحلی کند که در صورت اجرايی نشدن آن از طرف اين نشريات الکترونيکی به صورت قانونی با فيلتر مواجه شوند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

ادامه فشار به اقلیت بهایی

دو گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش اول: خانم هاله هوشمندی ، یکی از شهروندان بهائی که در تاریخ 28/12/87 در شیراز توسط اداره اطلاعات بازداشت شده بود ، در وضعیت نگران کننده جسمی بسر میبرد. وی تاکنون به صورت رسمی و قانونی مورد تفهیم اتهام قرار نگرفته است. بنا به گزارشات دریافتی کمیته بهائیان مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران ؛ خانم هاله هوشمندی دارای سابقه بیماری قلبی بوده و پزشک معالج ، حضور در شرایط پر تنش و استرس زا را برای وضعیت قلبی ایشان خطرناک اعلام نموده بود. ایشان طی تنها تماسی که تاکنون با خانواده خود داشته اند ، شرایط جسمی خود را نامطلوب و مشکل قلبی خود را جدی اعلام نموده و خواستار ارائه مدارک پزشکی خود به اداره اطلاعات گردیده اند. وضعیت این هموطن بهایی در شرایطی که هیچگونه اجازه ملاقات به خانواده یا پزشک معالج داده نمی شود و همچنین سابقه مرگهای متعدد زندانیان وجدانی در اثر عدم رسیدگی پزشکی بر نگرانیهای خانواده و فعالان حقوق بشری افزوده است. لازم به ذکر است، دستگاه امنیتی در طی روزهای اخیر نسبت به بازداشت حداقل سه شهروند و احضار تنی دیگر در شیراز اقدام نموده است.

گزارش دوم: خانم سرور سروریان، 25 ساله، ظهر روز گذشته مورخه 22 فروردین ماه در منزل شخصی خود توسط نیروهای امنیتی در شهر همدان بازداشت شد. نیروهای وزارت اطلاعات پس از مراجعه به منزل خانواده سروریان، اقدام به تفتیش منزل و ضبط لوازمی همچون کتب مذهبی آنان نمودند. در پایان نیروهای لباس شخصی خانم سرور سروریان، 25 ساله و دانشجوی کارشناسی ارشد مدیریت بازرگانی را به همراه خود به ستاد خبری وزارت اطلاعات در شهر همدان منتقل نموده و پس از این انتقال با بازداشت ایشان نامبرده هم اکنون در محل نامعلومی به سر می برد. خانواده سروریان به شدت نگران فرزند خود هستند و تا زمان تهیه این گزارش، تلاشهای آنان منجر به کسب اطلاعی از سرنوشت خانم سروریان نشده است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

گزارش هفتگی نقض حقوق بشر

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

هفته سوم فروردین ماه 1388 را نیز با نقض گسترده حقوق بشر سپری کردیم. این هفته در حالی آغاز شد و پایان یافت، که هنوز 9 دانشجوی امیرکبیر همچنان در بی‌خبری مطلق در زندان به سر می‌برند و هیچ‌کدام از مسئولین زندان اوین و مسئولان قضایی در مورد مرگ امیدرضا میرصیافی وبلاگ‌نویس و امیرحسین حشمت‌ساران پاسخی نداده‌اند.

برای خواندن کامل این گزارش روی ادامه مطلب کلیک کنید


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

برخورد بخاطر افشاگری مسائل اخلاقی در دانشگاه زنجان

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

علیرضا فیروزی از متهمان پرونده‌ دانشجویان دانشگاه زنجان در انتظار صدور رای دادگاه از دو پرونده همچنان در زندان است. این فعال دانشجویی که از دوشنبه‌ هفته‌ پیش مورخه 17 فروردین ماه توسط دادستانی زنجان بازداشت و روانه‌ زندان زنجان شده بود، بدون حضور وکیل خود در دادگاه دوم محاکمه و در انتظار صدور حکم است.

همچنین دادستانی زنجان پرونده جدید دیگری را برای این روزنامه نگار به خاطر نویسندگی در وبلاگ شخصی اش مفتوح کرده و بعد از بازجویی چندین ساعته از وی در این رابطه پرونده‌ وی را در چند روز گذشته به دادگاه فرستاد. علیرضا فیروزی باز هم به خاطر نبود وکیل‌ خود که به خارج از ایران سفر کرده است، بدون حضور او در دادگاه پرونده دوم به دفاع از خود پرداخت.

این همکار مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران هم‌اکنون در حالی که می‌تواند با وثیقه از زندان آزاد شود، با عدم قبول وثیقه از سوی دادستانی در بازداشت به سر می‌برد. قرار است حکم‌های دادگاه این فعال دانشجویی و مدافع حقوق بشر ظرف هفته‌ جاری صادر شود.

علیرضا فیروزی، عضو انجمن اسلامی دانشگاه زنجان و دفتر تحکیم وحدت و از همکاران روزنامه های متعدد کشوری، یکی از متهمان پرونده‌ موسوم به دانشگاه زنجان است که در آن به همراه دیگر دانشجویان این دانشگاه به دلیل تلاش برای ممعانت از سوء استفاده یکی از مسئولان دانشگاه از دختری دانشجو مورد پیگرد و بازداشت قرار گرفته است. این در حالی است که دادگاه زنجان، حسن مددی خاطی اصلی را تنها به 30 ضربه شلاق و جزای نقدی محکوم کرد، اما 15 دانشجوی این دانش‌گاه از تحصیل محروم و متعاقب آن چندین تن از آنان روانه‌ زندان و بازداشتگاه شدند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 

اعدام سه متهم انفجار حسینیه شیراز

صبح امروز سه عامل اصلی بمب‌گذاری شيراز به نام‌های محسن اسلاميان، علی ‌اصغر پشتر و روزبه يحيی ‌زاده اعدام شدند. جابر بانشی دادستان شيراز گفت عملیات بمبگذاری شیراز از آمريكا هدايت می ‌شد. وی افزود پس از دستگيری افراد و انجام كارهای اطلاعاتي سه عامل اصلی بمب‌گذاری شيراز به اتهام محاربه، افساد فی‌الارض از طريق عضويت و فعاليت در گروهک محارب و ضد نظام اسلامی و انجمن پادشاهی ايران با علم و اطلاع از موضع اين گروه‌ها و تلاش برای براندازی نظام، تهيه مهمات و مشاركت در اقدام تروريستی حسينیه شيراز به اعدام محكوم شدند كه حكم مذكور صبح امروز به اجرا درآمد.

در همین حال عبدالفتاح سلطانی از وکلای کانون مدافع حقوق بشر درباره حکم اعدام این سه متهم اظهار داشت من ضمن قبول وکالت آقای یحیی زاده اجازه ملاقات با موکل ام و تنظیم وکالت نامه را نیافتم و علی رغم مراجعات مکرر به شعبه اول دیوان عالی کشور و شعبه 36 تجدید نظر متاسفانه امکان دفاع از آقای یحیی زاده در مرحله تجدید نظر فراهم نشد. عبدالفتاح سلطانی گفت صرف نظر از صحت و سقم اتهامات وارده آنچه که در این پرونده حائز اهمیت است عدم رعایت ضوابط دادرسی عادلانه در رسیدگی به این پرونده است.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و دوم فروردین 1388ساعت   توسط رضا محصصی 
مطالب قدیمی‌تر
free counters
استفاده از مطالب مندرج در این وبلاگ با ذکر ماخذ بلامانع است