پیام نوروزی باراک اوباما به ایرانیان
امروزمی خواهم بهترین آرزوهای خود را به همۀ کسانی که نوروز را در سرتاسر جهان جشن می گیرند تقدیم کنم. این جشن، هم یک آیین باستانی و هم زمانی برای بازآفرینی است و امیدوارم که شما از این فرصت ویژۀ سال برای بودن در جمع دوستان و خانواده بهره گیرید. من بویژه می خواهم به طور مستقیم با مردم و رهبران جمهوری اسلامی ایران صحبت کنم.

نوروز تنها بخشی از فرهنگ نام آور شماست. هنر، موسیقی، ادبیات و نوآوری شما جهان را به دنیایی زیباتر و بهتر تبدیل کرده است. اینجا، در ایالات متحده، جامعه خود ما هم در پرتو سهمی که آمریکاییان ایرانی تبار ادا کرده اند پربارتر شده است. ما از تمدن بزرگ شما آگاهیم. دستاوردهای شما احترام ایالات متحده و جهان را برانگیخته است.
برای مدتی نزدیک به سه دهه روابط میان دو کشور تیره و تار بوده است. ولی این جشن، یاد آوری برای نقاط مشترک بشریت است که همه ما را به هم پیوند می دهد.از بسیاری جهات شما نیزمانند ما سال نو خود را همانگونه برگزار می کنید که ما جشن می گیریم. با گردآمدن با دوستان و افراد خانواده، مبادلۀ هدایا و داستانها و نگاه به آینده، با احساس تازه ای از امیدواری.
در بطن این جشن ها، نویدی برای یک روز بهتر، امیدی برای فرزندان ما، امنیت برای خانواده های ما، پیشرفت برای جوامع ما و آشتی میان ملتها نهفته است. اینها امیدواریهای مشترکند. اینها رویاهای مشترکند. پس این فصلی برای آغازی نو است. من میل دارم به روشنی با رهبران ایران سخن بگویم.
ما اختلافاتی جدی داریم که با گذشت زمان بر آنها افزوده شده است. دولت من اکنون به دیپلماسی متعهد است که طیف کاملی از مسائلی را که پیش روی ماست مورد بررسی قرار می دهد و در صدد ایجاد یک پیوند سازنده میان ایالات متحده، ایران و جامعۀ جهانی است. این فرایند با تهدید به پیش نمی رود. به جای آن ما خواستار برقراری ارتباطی صادقانه و مبتنی بر احترام متقابل هستیم.
شما نیز در برابر خود انتخابی دارید. ایالات متحده مایل است که جمهوری اسلامی ایران بر جایگاه راستین خود در جامعۀ بین الملل قرار بگیرد. شما دارای چنین حقی هستید اما این حق با مسئولیت های واقعی همراه است و به این جایگاه نه از راه ترور یا به مدد جنگ افزار، بلکه از طریق اقدامات مسالمت آمیز که نشان دهندۀ بزرگی حقیقی ملت و تمدن ایران است می توان دست یافت. و معیار سنجش این بزرگی داشتن توانایی برای ویران کردن نیست، نشان دادن توانایی شما برای ساختن و آفریدن است.
بنا براین، به مناسبت فرارسیدن سال نو شما، مایلم شما، مردم و رهبران ایران بدانید که ما در جستجوی چگونه آینده ای هستیم. این آینده ای است همراه با مبادلات تجدید شده میان مردم ما، و فرصتهای بزرگتری برای مشارکت و بازرگانی. این آینده ای است که در آن اختلافات دیرین برطرف شده اند، آینده ای که در آن شما و همسایگانتان و جهان در بعد وسیع ترمی توانیم همه در صلح و امنیت بهتری زندگی کنیم. من می دانم که این منظور به آسانی تحقق پذیر نیست. کسانی هستند که اصرار دارند ما را بر اساس اختلافاتی که داریم معرفی کنند. اما شایسته است کلماتی را که سالیانی پیش به وسیلۀ سعدی نگاشته شده به خاطر آوریم:
بنی آدم اعضای یکدیگرند که در آفرینش ز یک گوهرند
فرارسیدن یک فصل نو، این انسانیت گرانبها را که همۀ ما در آن مشترکیم به ما یاد آوری می کند. یکبار دیگر به این روح متعالی توسل جسته و نوید آغازی دوباره را بجوییم. سپاسگزارم.
هر روزتان نوروز، نوروزتان پیروز.
واشینگتن دی سی ۲۰ مارس ۲۰۰۹

ساقيا آمدن عيد مبارک بادت
وان مواعيد که کردی مرواد از يادت
در شگفتم که درين مدتِ ايام فراق
برگرفتی ز حريفان دل و دل میدادت
برسان بندگی دختر رز گو بدر آی
که دم همت ما کرد ز بند آزادت
شادی مجلسيان در قدم و مقدم توست
جای غم باد هر آن دل که نخواهد شادت
شکر ايزد که ز تاراج خزان رخنه نيافت
بوستان سمن و سرو و گل و شمشادت
چشم بد دور کز آن تفرقهات باز آورد
طالع نامور و دولت مادرزادت
حافظ از دست مده دولت اين کشتی نوح
ورنه طوفان حوادث ببرد بنيادت
نوروز باستانی این تنها جشن به جای مانده از تمدن کهن ایران زمین مبارک و فرخنده باد. وبلاگ دموکراسی سالی توام با خیر و برکت را برای همه خوانندگان نازنین و تک تک هموطنان عزیز آرزومند است
هر روزتان نوروز
نورزتان پیروز
نوروز ۸۸ با یاد میرصیافی
انتشار توسط فعالان حقوق بشر در ایران
نامه جمعی از زندانیان سیاسی به مناسبت فوت امیدرضا میرصیافی
بازجو در اتاق قدم میزند و برگهای بازجویی، یکی پس از دیگری پر میشوند تا اتهام "اقدام علیه امنیت ملی" احراز شود. بازرپرس و قاضی دادگاه انقلاب با زحمت فراوان متهم را به مجرم تبدیل میکنند و یک پرونده دیگر خاتمه مییابد. حالا یک نفر دیگر به ضد انقلاب افزودهاند.
نکته جالب آن است که اتفاقا همه اینها محض رضای خدا انجام میشود و خداپیشهگان و خدایگان جمهوری اسلامی که هر از گاهی خط قرمز را جابهجا و دایرهی خودیها را تنگتر میکنند با وسواس مراقباند تا مبادا غیر خودیها به دایره خودیها نفوذ کنند. با این سناریو مهمانان بازداشتگاه 209، ساکن بندهای 7 و 8 و 240 و 241 و 359 زندان اوین میشوند و اگر خشم خدا پیشهگان برانگیخته شود، به زندانهای دیگر مانند رجاییشهر تبعید میشوند.
اما آیا بندگی خداوند، که جمهوری اسلامی تنها مروج آن است به این دایره تنگ و بسته محدود میشود؟ برخی زندانیان عقیدتی ـ سیاسی در ایران ترجیح میدهند تا سناریو را تکمیل کنند و با برداشتن آخرین گام مستقیما از خدا سوال کنند که آیا آنچه خداپیشگان در ایران میگویند واقعا همان شریعت سمعه سهله خداوندی است؟
اینگونه است که خودکشی آخرین گام زندگی زندانی سیاسی میشود؛ شاید مسئولین جمهوری اسلامی در اینکه از تعداد شهروندان منتقد یک نفر کم شده، خوشحال باشند اما مسلما رهبران کشور نمیتوانند از اینکه یک منتقد از دایره شهروندان به فضای دشمنان اخراج شده است و مسبب مرگ او شدهاند، سربلند باشد.
دوستان و همبندان زندهیاد امیدرضا میرصیافی با توجه به اینکه در آستانه نوروز و حلول سال نو یکی دیگر از خانوادههای زندانیان سیاسی ـ عقیدتی داغدار شده، پیشنهاد میکند تا به نشانه همدردی، نوروز 88 با یاد این عزیز از دست رفته و همه زندانیان سیاسی ـ عقیدتی ایران برگزار شود.
دکتر آرش اعلایی، نادر کریمیفر، فرزاد کمانگر، دکتر کامیار اعلایی، علی حیدریان، عباس خرسندی، دکتر حسام فیروزی و گروهی دیگر از زندانیان سیاسی
راهبرد انتخاباتی جمعی از فعالان مدنی
به نام خدا
ما امضاء کنندگان اين بيانيه و کسانی که پس از اين نام خود را ارسال میکنند، اعلام میداريم:
بهرغم آنکه:
۱- وضعيت زندگی روزمره مردم را، بهخاطر فشارهای اقتصادی ناشی از رکود تورمی، بسيار دشوار و بحران آفرين میبينيم و همچنين محدودتر شدن آزادی و حقوقبشر در کشور، به ويژه در ساليان اخير و با فشارهای فراوانی که به فعالان سياسی، زنان، دانشجويان، روزنامه نگاران، فعالان مدنی، کارگران، اقوام، پيروان اديان و اعتقادات و مذاهب مختلف، ... وارد شده را زنگ خطر دانسته و منافع ملی کشور را نيز بهخاطر عملکرد روابط خارجی ماجراجويانه و غير شفاف و پرهزينهی دولت، در خطر ارزيابی میکنيم
۲- در حال حاضر چشمانداز روشنی برای حل معضلات فوق به دليل بسته عمل کردن و انتقاد ناپذيری قدرت مستقر مشهود نيست و شرايط برگزاری يک انتخابات آزاد، سالم و عادلانه مشاهده نمیشود و درنتيجه احتمال دستيابی بهخواستههای مورد انتظار، از راه شرکت در انتخابات بسيار ضعيف است. همچنين بهعلت احتمال دخالت نيروهای غير مسوولی که نبايد در حوزه سياست دخالت کنند، نگرانی جدی درباره رابطه با نحوه برگزاری انتخابات رياستجمهوری وجود دارد
اما با توجه به اينکه:
۱- کاهش فشارهای اقتصادی و اجتماعی بر زندگی روزمره مردم از اهميت بالايی برخوردار بوده و نبايد تحقق مطالبات و خواستههای اقشار گوناگون جامعه و حل معضلات زندگی جاری آنها را به اصلاحات بنيادی و تحقق کامل مرحله گذار به دموکراسی موکول کرد
۲- تجربه مشارکت بیقيد و شرط و غير برنامهای در انتخابات و نيز تحريم مطلق و از ابتدای فرايند فضای انتخاباتی، هيچکدام نتوانسته است به رشد جنبشهای اجتماعی و يا حل معضلات کشور و مردم منجر شود، همچنين بدين سبب که جزء به جزء مطالبات و خواستههايی که مشارکت کنندگان در انتخابات به دنبال تحقق آن و يا اشخاص گريزان از مشارکت در انتخابات از تحقق آن مايوس بوده اند، مشخص نبوده و اعلام نمیشده است و رأی دهندگان، شاهد تعهد نامزدها دربارهی برنامهها و خواستههای مشخص نبودهاند، و کسانی که رأی نمیداده اند نيز بجز بيان سخنان آرمانی و کلی، رابطهی آگاهیبخش ديگری با اقشار مختلف مردم برقرار نمیکردهاند، بهويژه که اينک برخی جنبشهای خاص (صنفی – سنديکايی، زنان، اقوام، معلمان، دانشجويان، دگرانديشان، ...) با مطالبات مشخصی در جامعه حضور و فعاليت دارند
در نتيجه ما:
نگرانی اتحادیه اروپا از وضعیت اسفناک حقوق بشر در ایران
روز چهارشنبه ١٨ ماه مارس به مناسبت فرارسيدن سی وسومين سالگرد کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی، وسلاو کلاوس رئيس دولت جمهوری چک که درحال حاضر رياست اتحاديه اروپا را بعهده دارد از طرف کشورهای عضو اين اتحاديه اعلاميه ای در رابطه با وضعيـت حقوق بشر در ايران صادرکرد.
دراين اعلاميه با اشاره به دست آوردهای مثبت مردم ايران در زمينه های فرهنگی، علمی و اجتماعی، کشورهای عضو اتحاديه اروپا مراتب نگرانی خود را درمورد نقض مفاد کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی توسط مقامات جمهوری اسلامی اعلام کرده اند. دولت ايران از امضاء کننده گان اين ميثاق بين المللی است و لاجرم متعهد و موظف به اجرای مفاد آن می باشد. در اعلاميه رياست دوره ای کشورهای اتحاديه اروپا به موارد گوناگون و متعدد نقض حقوق مردم ايران اشاره شده است، از جمله دستگيرهای خودسرانه، ضرب وشتم مدافعان حقوق زنان بويژه اعضای کمپين جمع آوری يک ميليون امضاء برای رفع قوانين تبعيض آميز عليه زنان ايران.
کشورهای اتحاديه اروپا سياست سرکوب مقامات حکومت جمهوری اسلامی را قويا محکوم کرده اند و از آنها خواسته اند هرچه سريعتر عاليه اقدام دوست و روناک صفارزاده را از زندان آزاد کنند و همچنين اتهامات وارده عليه نفيسه اسد را لغو کنند. دراين اعلاميه آمده است: جرم اين بانوان صرفا شرکت در تظاهرات مسالمت آميز برای دستيابی به حق برابری جنسيتی است.
کشورهای عضو اتحاديه اروپا در اعلاميه خود گفته اند جامعه بين الملل شاهد روند نگران کننده و روبه افزايش محدود شدن حق آزادی بيان و حق آزادی گردهمايی ها برای مردم ايران توسط دولت اين کشور است. در اين بيانيه آمده است: مدافعان حقوق بشر، روزنامه نگاران، دانشجويان، اعضای اتحاديه ها و سنديکاهای کارگری و بطورکلی هرشهروند ايرانی که دست به ابراز عقيده خود بطور مسالمت آميز بزند بلافاصله با اتهامات مبهم در رابطه با برهم زدن امنيت کشور مواجه ميشود.
در همين رابطه کشورهای عضو اتحاديه اروپا از مقامات حکومت جمهوری اسلامی خواسته اند آرش و کاميار علايی، دو پزشک متخصص ويروس "اچ – آ - وی" و بيماری ايدز را که به شش و سه سال زندان محکوم شده اند را آزاد سازند.
اتحاديه اروپا همچنين به مقامات دولت ايران هشدار ميدهد که پلمب دفتر کانون مدافعان حقوق بشر را هرچه سريعتر بشکنند. در اين اعلاميه از دولت ايران خواسته شده است که اتهامات وارده و احکام صادر شده عليه ١٠ روزنامه نگار و وبلاگ نويس ايرانی که اسامی آنها به مقامات جمهوری اسلامی از پيش ارسال شده را لغو کنند.
رياست دوره ای اتحاديه اروپا خواهان رفع ممنوعيت از حق تحصيل آن دسته ازدانشجويان دانشگاه شيراز شده که در روز دانشجو در يک گردهمايی در دانشگاه شرکت کرده بودند. در اين اعلاميه مقامات اتحاديه اروپا به توقيف گذرنامه سعيد رضوی فقيه دانشجوی پيشين اشاره کرده و خواستار اعطای حق کامل آزادی رفت و آمد بويژه آزادی خروج از کشور شده اند.
کشورهای عضو اتحاديه اروپا ضمن آنکه ازدولت جمهوری اسلامی ايران خواسته اند که به تعهدات خود در قبال کنوانسيون بين المللی حقوق مدنی و سياسی پايبند باشد به مقامات اين حکومت ياد آور شده اند که اتحاديه اروپا مايل است همکاری خود را درهمه زمينه ها ازجمله گفتمان حقوق بشر با دولت ايران ادامه دهد
رژيم ايران يکی از بدترين حکومت های جهان برای روزنامه نگاران و وب نگاران است
گزارشگران بدون مرز: گزارشگران بدون مرز با تاسف و تاثر از مرگ وبلاگ نویس جوان امیدرضا میرصیافی خواهان بررسی و تحقیق فوری درباره چگونگی مرگ این وبلاگ است. گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام میکند ما مقامات رسمی جمهوری اسلامی ايران را به دليل اول دستگيری خودسرانه اين وبلاگ نویس و سپس عدم کمک رسانی پزشکی مناسب، مسئول مرگ امید رضا میرصیافی می دانيم. مرگ غم انگيز امیدرضا میرصیافی نشان می دهد که رژيم ايران يکي از بدترين حکومت های جهان برای روزنامه نگاران و وب نگاران است. ما خواهان تشکیل کمیسیون مستقلی برای روشن کردن علل و چگونگی مرگ این وبلاگ نویس جوان هستیم .
محمد علی دادخواه وکیل این وبلاگنویس در حالی که شدیدا متاثر بود به گزارشگران بدون مرز اعلام کرده است که : از طریق پزشک زندانی حسام فیروزی ازمرگ موکل خود مطلع شده است. وبلاگ نویس جوان در اثر شرایط بازداشت افسرده شده بود. بنا بر گفته پزشک زندانی مرگ امید رضا میرصیافی صد در صد در اثر عدم مراقبت های لازم بوده است. این وبلاگ نویس با عدم موافقت مسئولان قضایی با مرخصی اش از دو روز پیش شدیدا آزرده شده بود.
در تاریخ ١٩ بهمن، امید رضا میرصیافی وبلاگ نویس به شعبه ١٥ دادگاه انقلاب تهران احضار و و زندانی شد. وی در تاریخ سوم اردیبهشت سال جاری نیز بازداشت و ٤١ روز بعد با سپردن وثیقه ١٠٠ میلیون تومانی آزاد شده بود. در تاریخ ١٢ آبان در شعبه پانزده دادگاه انقلاب اسلامی تهران محاکمه و با استناد به مواد ٥٠٠ و ٥١٤ قانون مجازات اسلامی برای فعالیت تبلیغی علیه نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران به شش ماه زندان و برای توهین به توهین به آیت اله خمینی و آیت اله خامنهای به دوسال زندان محکوم شد.
بیشترین مقالات "روزنگار" وبلاگ امید رضا میرصیافی ( که قابل دسترسی نیست http://rooznegaar.blogfa.com ) به موسیقی و فرهنگ اختصاص داشت. وی به گزارشگران بدون مرز اعلام کرد بود که وبلاگ نویس فرهنگی است نه سیاسی نویس، وی گفته بود: در مجموع مقالات منتشر شده من دو یا سه مقاله طنز و یا سیاسی است. من در نوشته هایم قصد توهین به هیچ کس را نداشتم
چند روز پیش از بازداشت امیدرضا در ایمیلی به گزارشگران بدون مرز نوشته بود: "...خیلی نگران هستم. بحث از دو سال و نیم زندان نیست بلکه بحث بر سر به هدر رفتن عمرم است و اینکه پس از زندان دیگر روحیه و رمقی ندارم چون آدم حساس و احساساتی هستم و هرگز دنبال این نبوده ام تا با رفتن به زندان و درست کردن پرونده و ایجاد هیاهو از خودم قهرمان بسازم (....) فقط آرزو دارم زندگی ام به روال عادی بازگردد و بتوانم ادامه تحصیل و کار دهم و به همان فعالیت های فرهنگی و هنری خودم بپردازم .
به امید آن روز و به امید دیدار با مهر فراوان
امید رضا میرصیافی"
دکتر مصدق در دیوان لاهه: تصمیم ملی شدن صنعت نفت، نتیجه اراده سیاسی یک ملت مستقل و آزاد است

متن کامل سخنان دکتر محمد مصدق در دیوان بین المللی لاهه را در ادامه مطلب بخوانید
کار از نگرانی گذشت
سامان رسول پور _ روز آنلاین: هنوز دو هفته از سال 87 نگذشته بود که همه نگران وضعيت حقوق بشر در ايران بودند. وزارت امور خارجه بريتانيا در سالنامه حقوق بشری اش، وضع حقوق بشر در ايران را اسفناک خوانده و ايران را در زمره 21 کشوری قرار داده که وضعيت حقوق بشر در آنها جای نگرانی دارد .ديده بان حقوق بشر از بازداشت بيش از 30 تن در يک مهمانی در اصفهان انتقاد کرد و عفو بين الملل هم در بيانيه ای نوشت که نگران حال محمود صالحی در زندان است.
هنوز همه جا در حالت نيمه تعطيل بود که از زندان هم پيامی رسيد. زندانيان عقيدتی گفتند: دو هفته نخست سال جديد از بدترين روزهای دوران حبس است.
الملک یبغی مع الکفر و لا یبغی مع الظلم
مرگ مشکوک یک وبلاگ نویس در اوین
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران![]()
امیدرضا میرصیافی، وبلاگنویس و روزنامه نگار امروز در زندان اوین فوت کرد. این وبلاگ نویس زندانی که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم حبس در زندان اوین بسر می برد، صبح امروز به دلیل فشار روانی و عدم دریافت کمکهای پزشکی مورد نیاز با توجه به شرایط وخیم روحی به بهداری زندان منتقل شد. وی ساعتی پیش جان خود را در زندان اوین از دست داد.
امیدرضا میرصیافی وبلاگنویس، روزنامه نگار و فعال فرهنگی بود که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده بود. وی پرونده مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات را داشت که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده اعلام شده بود. این زندانی عقیدتی که از وضعیت جسمی و روحی مناسبی برخوردار نبود علیرغم دارا بودن شرایط مرخصی، هیچگاه به مرخصی استعلاجی اعزام نگردید.
مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران پیش تر در خصوص مرگهای مشکوک زندانیان سیاسی در ایران و سیر تصاعدی آن ابراز نگرانی کرده بود.
خبر تکمیلی
جنایت آخر سال
گزارش ذیل در برگیرنده مشاهدات دکتر حسام فیروزی ، پزشک و فعال حقوق بشر زندانی است که بعنوان یک متخصص و شاهد، فوت این زندانی عقیدتی را حاصل بی توجهی مسئولان زندان و کادر پزشکی می داند.
در حدود ساعت 12 ظهر خبردار شدم که امیدرضا میرصیافی حال خوبی ندارد به سراغ او رفتم و او را به بهداری داخل بند 7 زندان اوین، انتقال دادیم، من در آن بهداری برایش لوله معده قرار دادم و معده او را شست و شو دادم، برایش رگ گرفتم و اقدامات اولیه را انجام دادم. از پزشک آنجا درخواست کردم که داروی آتروپین برای او تجویز کند و داروی لینگر به او دهد ولی پزشک بهداری گفت که سرم یکسوم برای او کافی است و من را با توهین از اتاق بیرون کرد اما من همچنان اصرار داشتم که اینجا نمیتوانید کاری انجام دهید و باید او را به بیمارستان بیرون مثل بیمارستان لقمان، منتقل کنید چون وی به دلیل خوردن تعداد زیادی قرص پروپرانول با افت شدید فشار خون و کاهش تعداد ضربان قلب روبهرو شده بود و فشارش زیر 7 بود، اما پزشکان گفتند ما خودمان میدانیم باید چه کار انجام دهیم و من را از اتاق بیرون کردند.
من باز پشت در بهداری ایستادم و مصرانه خواستم که او را به دلیل افت فشارخون و به دلیل اینکه بدن وی کاملا سرد شده بود، به بیمارستان لقمان منتقل کنند اما پزشکان بهداری زندان به من گفتند این مساله ارتباطی با شما ندارد و ما میدانیم چه کاری انجام دهیم. اما با اصرار بیش اندازه من او را به بهداری پایین زندان اوین منتقل کردند و از آنجا به بعد را دیگر من هیچ اطلاعی ندارم به دلیل اینکه به من اجازه همراهی با وی را ندادند.
نکتهای که مهم است این است که پزشکان زندان در ابتدا حتی سعی در گرفتن رگ و فشار خون امیدرضا را نداشتند و اقدامات اولیه را نیز با اصرار و پافشاری من انجام دادند. آنها همه چیز را به عنوان تمارض محسوب میکنند. مسئولان زندان و پزشکان اینجا برای جان زندانیان، کوچکترین اهمیتی قایل نیستند.
از نظر من که یک پزشک هستم امیدرضا میرصیافی دچار افسردگی شدید بود و به هیچ وجه نمیتوانست شرایط زندان را تحمل کند، حتی پروندههای پزشکی خود را مبنی بر دارا بودن افسردگی شدید به پزشکان زندان ارائه داده بود، اما متاسفانه کوچکترین توجهی به وی نشد.
این واقعه کمکاری صددرصد پزشکی زندان است. او دچار مشکل افسردگی شدید بود. من از وی خواسته بودم تا او به روانپزشک مراجعه کند ولی او پس از مراجعه به روانپزشک زندان، هیچ نتیجهای ندید زیرا این روانپزشک برای کسیکه فکر خودکشی داشته و چند بار اقدام به خودکشی نیز انجام داده بوده، فقط داروی آرامبخش تجویز کرده بود، در حالیکه وی حتما نیاز به بستری شدن فوری داشت.
یک سال با احمدی نژاد
آزاده میر رضی _ روز آنلاین: آخرين سال رياستجمهوری محمود احمدینژاد در حالی به پايان می رسد كه او تقريبا هيچ روزی از چهار فصل 1387 را بدون بحران سپری نكرد. تنها تفاوت او با رئيسجمهور پيشين اصلاحطلب كه هر 9 روز را با يک بحران سپری كرد، در اينجا بود كه در اكثر اين بحرانها، یک پای ماجرا خود احمدی نژاد بود.

رئيسجمهور فعلی ايران كه به زعم برخی تحليلگران، هويت خود را در "زيست در بحران" تداوم می بخشد، در سه سال آغاز كار خود نشان داد بيش از آنكه به دست و پنجه نرم كردن با بحرانهای ساخته شده از بيرون دولت متمايل باشد، به دست و پا زدن در بحرانهايی خو گرفته كه خود يا دولتمردانش آنها را پديد آوردهاند.
وی علاوه بر آنكه در عرصه سياست خارجی با پررنگ كردن مسائلی همچون هولوكاست و محو اسرائيل، ديپلماسی بحرانزا را برگزيد، در حوزههای اقتصاد و برنامهريزی هم با انحلال سازمان مديريت، تدوين بودجههای انبساطی، گشاده دستی در سفرهای استانی و خالی كردن حساب ذخيره ارزی، به استقبال بحرانهايی رفت كه با دست خود آنها را پديد آورده بود.
شروع سال 87 با وعده يک انقلاب اقتصادی در سخنان نوروزی احمدی نژاد همراه بود. اما اين وعده كه در آغاز تابستان به طرح تحول اقتصادی و در پايان پاييز به لايحه هدفمند كردن يارانهها تبديل شد، در آخرين ماه از سال 87 روابط دولت را با مجلس اصولگرا به حدی بحرانی كرد كه نامهنگاری علنی رؤسای دو قوه به يكديگر با لحنی بسيار تند و بی سابقه، رويه آشكار و گلايه رئيسجمهور از مجلس پيش رهبر، سويه پنهان اين بحران بود. اما اين تنها بحران احمدی نژاد در سال 87 نبود.
دولت احمدی نژاد فروردين ماه را با يک زلزله در كابينه آغاز كرد. مطبوعات در هفته دوم سال 87 از تغيير همزمان وزير كشور و وزير اقتصاد خبر دادند و سخنگوی دولت كه اين خبر را "دروغ سيزده" خواند، تنها چند روز بعد مجبور شد عذر بدتر از گناه بياورد و از در دسترس نبودن تلفنی رئيسجمهور سخن بگويد.
اين زلزله اما پسلرزههايی به مراتب تكاندهندهتر برای دولت نهم داشت؛ پسلرزههايی از نوع افشاگری های دانشجعفری و پورمحمدی عليه رئيس دولت، كه رسانههای حامی رئيسجمهور تا مدتها با آن دست به گريبان بودند. اما حتی اگر در اين بحران، احمدينژاد را دارای نقش اول ندانيم، در ماجرای بحرانی ديگری كه در همين زمان بروز كرد، احمدینژاد اولين آتشبيار معركه بود.
سخنرانی جنجالی رئيس دولت نهم در قم نه تنها همانند گذشته باندهای مافيايی و دستهای پنهان را به اخلال در امور كشور متهم كرد، بلكه اين بار بخشهايی از دولت از جمله اداره ماليات، اداره ثبت، بانكهای دولتی و بانک مركزی را نيز عامل كارشكنی و سنگاندازی در راه دولت معرفی كرد.
اين اتهام پراكنی های رئيسجمهور، واكنش چندين مقام دولتی را به دنبال داشت و تا مدتها ادعاهای احمدينژاد را موضوع دعواهای رسانهاي قرار داد. حتی اگر سايتهای اصولگرا درست نقل كرده باشند، رهبر هم درباره سخنان قم به احمدی نژاد انتقاد كرده و سخنان وی را سياهنمايی عليه نظام دانسته است.
دستور رئيسجمهور برای تخلف از قانون بودجه و كاهش تعداد رديفهای بودجه كه خلاف مصوبه صريح مجلس بود، بحران جديدي را برای دولت ايجاد كرد كه ابتدا با گلايه رئيس مجلس هفتم آغاز شد و سپس با پافشاری لجوجانه دولت، كار را به گزارش جنجالی ديوان محاسبات درباره تخلف دولت و شكايت رئيس مجلس به رهبر كشاند.
در پايان فصل بهار، دولتمردان سفرهای جديد از جنس بحران را در برابر خود گشودند: واردات غيرقانونی بنزين. اين سرفصل جديد بحرانی، از اعتراف مسئولان وزارت نفت به تمام شدن بودجه بنزين و احضار وزير نفت به مجلس آغاز شد و با پيگيری موضوع در ديوان محاسبات ادامه يافت، تا به گزارش جنجالی ديوان درباره گم شدن دستكم يك ميليارد دلار رسيد كه تكذيب احمدی نژاد، اتهامزنی او به ديوان محاسبات و درخواست پاسخگويی مسئولان اين نهاد نظارتی را در پی داشت.
احضار وزير نفت به مجلس و اعتراف او به انجام واردات غيرقانونی بنزين به دستور رئيسجمهور، بی پاسخ ماندن چهار درخواست وزير از رئيسجمهور برای كسب اجازه از مجلس، تاكيد مجلس بر ممانعت از هرگونه واردات غيرقانونی بنزين و در نهايت افشای دستور كتبی احمدی نژاد برای واردات بنزين در هفته آخر سال، نشان داد كه پرونده اين بحران نيز همچنان مفتوح است و به احتمال زياد در سال 88 باز هم زنده خواهد شد.
در آغاز تابستان همين سال، بحرانهای پيش پای دولت نهم وارد فاز جديدی شد و رسوايی اخلاقی معاون فرهنگی دانشگاه دولتی زنجان كه با حمايت وزير علوم از وی، مجموعه دولت را درگير ماجرا كرد، به زنجيرهای از اعتراضات و افشاگری های جديد در خصوص رسوایی های اخلاقی ديگری منجر شد كه در بعضی از آنها برخی مديران دولتی نيز در مظان اتهام بودند.
تعلل رئيسجمهور در معرفی وزير اقتصاد كه تا انقضای مهلت قانونی طول كشيد، ديگر بحران دولتساختهای بود كه در ميانه تابستان، بار ديگر دولت احمدی نژاد را در معرض بحران قرار داد و رهبر نظام را به پادرميانی و حل مشكلی كه احمدی نژاد بدون هيچ دليل موجهی ايجاد كرده بود، واداشت و باعث صدور يک حكم حكومتی برای حل بحرانی شد كه احمدی نژاد يک تنه و بدون هيچ علتی پديد آورده بود.
اما هنوز وزير اقتصاد معرفی نشده، احمدی نژاد وعده رسيدن به مقام اول اقتصاد جهان را داد تا نشان دهد كه در اغراق و خوشبينی، هيچ حدی وجود ندارد. او با اين وعده، پروژه جمعآوری اطلاعات مالی دهها ميليون ايرانی را آغاز كرد كه تاكنون هيچ فايدهای از آن عايد مردم نشده است.
احمدی نژاد حتی به مهلت حكم حكومتی هم بی اعتنايی كرد تا نشان دهد كه تنفس در فضای بحرانی را چقدر بر آرامش ترجيح می دهد. او سه وزير كشور، اقتصاد و راه را بالاخره معرفی كرد، اما بحران را پايان نداد؛ چرا كه در گام اول، وزير كشور او دروغگو از آب درآمد.
داستان اين وزير كشور و رای اعتماد و استيضاح او، بحرانی سه ماهه را پديد آورد كه تبعات آن هنوز هم بخشي از وقت دولتمردان احمدی نژاد و منتقدان آنها را پر می كند. اما اين اولين بحرانی بود كه در آنها مجلس هشتم نيز پا به پای دولت حركت كرد و همراه با دولت ولی به موازات آن، در راستای تداوم بحران تلاش كرد.
اصرار مشايی، معاون احمدی نژاد، بر اظهاراتش در حمايت از مردم اسراييل خوراک بحران ديگری را برای تابستان دولت فراهم كرد كه تا آستانه احضار رئيسجمهور به مجلس پيش رفت و باز با پادرميانی رهبر خاتمه يافت.
پاييز را احمدی نژاد با بحرانی آغاز كرد كه در سی سال گذشته بيسابقه بود: چالشی مالياتی كه برای اولين بار پس از انقلاب اسلامی، بازار تهران و چند شهر بزرگ ايران را به تعطيلی كشاند. تعجيل دولت و بی تدبيری اش به سادگی يک قانون معمولی را به يک بحران جدی اجتماعی و اقتصادی تبديل كرد و آن قانون را همزمان با روابط بازار و دولت، يک باره با چالش روبهرو كرد.
اين بحران اما بلافاصله پيوند خورد با اوجگيری دوباره تورم كه مستقيما ناشی از عملكرد اقتصادی دولت احمدی نژاد در سالهای 85 و 86 بود و در نيمه اول سال 87 تيم اقتصادی را در بحراني بی وقفه نگه داشت؛ بحرانی كه دستكم سه عضو كابينه قربانی آن شدند.
احمدی نژاد اما در يكی از روزهای پاييز همين سال، افزايش تورم را انكار كرد و ضمن آنكه ادعا كرد نرخ تورم رو به نزول است، در اين راستا فرمولهای بانك مركزی را كه گويا هنوز به قدر كافی دستكاری نشده بودند، زير سؤال برد.
البته ظاهرا اين مشكل در نهمين ماه از سال 87 حل شد، چرا كه مردم شاهد بودند بانك مركزی در اوج گرانی ها از كاهش تورم سخن می گويد و گزارشهايی از شاخص قيمتها می دهد كه مشخص نيست ارتباط آن با قيمت واقعی محصولات مصرفی مردم چيست. احمدی نژاد در آذر ماه كه مجلس منتظر لايحه بودجه بود، برگهای را برای رئيس مجلس فكس كرد كه لاريجانی با خواندن آن متوجه شد منظور احمدی نژاد از ارسال اين جدول يک صفحهای، گزارش عملكرد برنامه چهارم توسعه است؛ گزارشی كه چند ماه بود نمايندگان برای دريافت آن تذكر می دادند و از دولت گلايه می كردند.
اين بحرانسازی جديد را ناظران سياسی به منزله شكل جديدی از واكنش رئيس دولت نهم به مجلس ارزيابی كردند كه تنها چند روز قبل وزير كشور را به اتهام دروغگويی از سمت خود بركنار كرده بود.
استيضاح وزير جهاد كشاورزی، ديگر بحرانی بود كه در ابتدا هيات رئيسه مجلس نگذاشت پيش پای دولت قرار گيرد، اما دروغگويی وزير درباره جلسهاش با نمايندگان، دولت را از بهرهگيری چند هفتهای از اين بحران هم محروم نكرد تا آنكه در نهايت زور هيات رئيسه بر قدرت بحرانسازی وزير احمدی نژاد چربيد و او از استيضاح خلاصی يافت.
واردات گاز به بهای گران، شايد از معدود تلاشهای دولت برای جلوگيری از بروز يک بحران بود كه خود به بحرانی تازه عليه احمدی نژاد مبدل شد. دولت می خواست جلوی قطع گاز در آخرين زمستان قبل از انتخابات رياستجمهوری را بگيرد، اما متهم شد كه منابع ملی را براي منافع جناحي حراج كرده است. اين اتهام را نيز فقط اصلاحطلبان و منتقدان دولت نگفتند، بلكه بسيجيان نيز در اين ماجرا عليه دولت احمدی نژاد موضع گرفتند.
در دو ماه بهمن و اسفند هم بحرانها رنگ و بوی بودجهای گرفت و لوايح دوقلوی هدفمند كردن يارانهها و بودجه 88، زنجيرهای از بحرانها را برای دولتمردان دست و پا كرد، تا آخرين روزهای سال هم ادامه يافت و به رويارويی رسانهای رئيس مجلس و رئيسجمهور در هفته پايانی سال منتهی شد تا احمدی نژاد با نوعی زيست بحرانی تمامعيار دولتش را به سال 88 وارد كند.
رئيس دولت نهم كه در سخنرانی روز 22 بهمن خود نشان داد چهار سال اخير را با سی سال عمر انقلاب قابل مقايسه می داند، پيش از اين هم با نفی دورانهای مختلف مديريتی در سه دهه گذشته، و بخصوص انتقادهای آشكار و گزنده از دو دولت قبل و شانزده سال گذشته، بارها بهترين سالهای پس از انقلاب را به چالش كشيده بود؛ سالهايی كه رهبر جمهوری اسلامی از آنها با افتخار ياد می كند.
رهبر شايد اين بار هم در پيام نوروزي خود به سه دهه گذشته انقلاب افتخار كند، اما تقريبا ترديدی نيست كه احمدی نژاد بلافاصله پس از رهبر، از افتخارات چهار سال رياستجمهوری خود و شايد مقايسه آن با ناكامی های قبلی ها سخن خواهد گفت.
اما آيا تضمينی هست كه او در همين نطق نوروزی، بحران جديدی را نخواهد آفريد؟
دعوت به تجمع نوروزی مقابل اوین
دبیرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
به پایان سال 1387 خورشیدی نزدیک میشویم و هنوز بسیاری هستند که به خاطر عقاید و داشتن اندیشههای مخالف در زندان به سر میبرند و عید نوروز باستانی را به دور از خانواده و عزیزانشان سپری میکنند.
زندانیان عقیدتی بسیاری هستند که بر خلاف دیگر زندانیان حق استفاده از مرخصی را ندارند و سفره هفتسینشان پشت دیوارهای بلند زندان چیده میشود آنها که باید روزهای عید را در کنار خانه و خانواده سر کنند، به حکم دستگاه امنیتی، از داشتن آزادی محروم هستند.
سال جاری یکی از سیاه ترین سالها در طی دهه اخیر برای مدافعان حقوق بشر محسوب میگردد. وضعیت زندانیان وجدانی در زندانهای ایران بدتر شده و فشارها بر روی آنان بیشتر و بیشتر شده است. در طول سال گذشته بسیاری از این عزیزان مورد آزار و اذیت قرار گرفتند و در میان زندانیان خطرناک نگهداری شدند. فعالان دانشجویی و مدنی مورد بدرفتاری و برخورد قرار گرفتند، بسیاری از آنان مدتها در سلول انفرادی نگهداری شدند و شاهد رفتارهای غیرانسانی با آنها بودیم. بسیاری از آنان از نبود امکانات بهداشتی رنج بردند. امیرحسین حشمتساران یکی از زندانیان سیاسی بود که در روزها پایانی سال در زندان رجاییشهر کرج درگذشت و باعث شد کارنامهی نقض حقوقبشر در ایران بیش از گذشته تیره شود.
مجموعه فعالان حقوقبشر در ایران جهت حمایت از زندانیان عقیدتی و درخواست آزادی آنان، از همه فعالان حقوقبشری، مدنی، سیاسی و احزاب دعوت میکند که فردا مورخه 29 اسنفدماه 1387 راس ساعت 10 صبح در مقابل درب زندان اوین بر سفره نوروزی حمایت از زندانیان حاضرشوند. بدون شک حضور همه فعلان سیاسی، مدنی و اجتماعی در حمایت از زندانیان عقیدتی میتواند برای آنها و خانوادههایشان دلگرمی باشد و همبستگی وجدانهای بیدار جامعه با قربانیان نقض حقوق بشر را به نمایش گذارد.
تهران - 28 اسفندماه 1387
بازداشت سه فعال فرهنگی و شرایط بد یک وبلاگ نویس
دو گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران
گزارش اول: سه فعال فرهنگی در خوزستان به اتهام برگزاری مراسم سنتی چهارشنبه سوری بازداشت شدند. روز گذشته مورخ 27/12/87 سه تن از اعضای کانون لر بختیاری ایران زمین به نامهای جمشید مرادی ، کیانوش مرادی و زوار مرادی به اتهام برگذاری مراسم چهارشنبه سوری در ایذه یکی از شهرستان های استان خوزستان توسط نیروهای انتظامی این شهرستان با ضرب و شتم بازداشت شدند. خودروی شخصی این افراد نیز در زمان دستگیری مورد آسیب دیدگی و خسارات شدید قرار گرفت و توسط نیروی انتظامی توقیف شد.
گزارش دوم: امیدرضا میرصیافی وبلاگنویس و روزنامهنگار که از ماه گذشته برای تحمل دو سال و نیم زندان، راهی زندان اوین شده بود؛ صبح امروز به علت رنج بردن از بیماری افسردگی و عدم تحمل زندان، راهی بهداری زندان اوین شد.
این روزنامهنگار فرهنگی که با شرایط بد روحی و روانی در زندان دوران محکومیت خود را سپری میکند، مجبور به استفاده از قرصهای آرام بخش و اعصاب است. وی صبح امروز با مصرف این قرصها دچار وضعیت بد جسمی شده و به بهداری زندان اوین برای درمان منتقل میشود. امیدرضا میرصیافی وبلاگنویس و روزنامهنگار و فعال فرهنگی است که به خاطر درج عقایدش در وبلاگ به اتهامات توهین به مقامات و تبلیغ علیه نظام به دو سال و نیم زندان محکوم شده است. وی پرونده مفتوح دیگری در دادگاه عمومی استان تهران مبنی بر توهین به مقدسات را دارد که تاریخ برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده است.
وی شرایط درخواست مرخصی را داراست اما مسئولین زندان و دادگاه هنوز با درخواست مرخصی وی موافقت نکردهاند که همین امر باعث بدتر شدن شرایط روحی و روانی وی شده است. با توجه به افسردگی وی و عدم تحمل زندان میرصیافی نیاز مبرم به دریافت مرخصی استعلاجی و خروج از زندان را دارد. زندانی بودن وی با توجه به شرایط روحی و روانی این وبلاگنویس سلامت جسمی او را به شدت تهدید میکند.
حمایت از حسام فیروزی و دانشجویان بهائی
انتشار توسط فعالان حقوق بشر در ایران
بیانیه انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان در حمایت از دکتر حسام فیروزی
پایبندی هر شخص به سوگندش و اجرای کامل آن، نشان دهنده عزم و جسارت آن فرد است. اما این روزها شاهد هستیم کسانی که به عهد خود پایبند میمانند روانه زندان میشوند و به جرم انجام وظیفه انسانی خود به بند کشیده میشوند. دکتر حسام فیروزی، پزشک معتمد زندانیان سیاسی که تمام همت خود را بر آن داشته است، که زندانیان از لحاظ حق اولیه خود، یعنی سلامت به وضعیت مطلوبی برسند در بند میشود و با اتهامات واهی اقدام علیه امنیت ملی و تشویش اذهان عمومی از طریق نشر اکاذیب، به زندان محکوم میشود.
این عمل نه تنها با قوانین رایج کشور، که حق سلامت و بهره مندی از امکانات پزشکی را برای همه محفوظ میدارد منافات دارد، بلکه با آموزههای دینی که پایبندی به سوگند را متذکر میشوند نیز مغایر است. از دیدگاهی دیگر، این بازداشت نقض آشکار حقوق بشر است و با توجه به اینکه در بیانیه جهانی حقوق بشر سازمان ملل متحد که ایران نیز به آن پیوسته و آنرا به رسمیت میشناسد، حق استفاده امکانات پزشکی و امنیت سلامت فردی افراد در هر شرایطی محفوظ و یکسان ذکر شده است که دکتر حسام فیروزی، این حق اولیه و پایمال شده زندانیان را در حد توان خود به آنها بازگرداند و به عنوان یک فعال حقوق بشر، رسالت خود را انجام داده است.
از این رو انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه زنجان، ضمن حمایت از دکتر حسام فیروزی، حکم صادره برای وی را محکوم میکند و خواستار آزادی بیقید و شرط این فعال حقوق بشر است.
نامه سرگشاده جمعی از دانشجویان سهند تبریز در حمایت از همکلاسی های بهایی خود
متاسفانه در طی سه سال اخیر شاهد تشدید نگاه تبعیض آمیز مسوولین جمهوری اسلامی به جامعه بهاییت ایران بوده ایم. بازداشت اعضای ارشد این جامعه مذهبی در روزهای آغازین انقلاب و سی سال بی خبری از سرنوشت آنها همچنین سالها ممعانت از ورود آنان به دانشگاه ، عدم اجازه اشتغال در مناصب دولتی و فقدان امنیت آنان، بازداشت چندباره مسئولان مذهبی آنان در طی سه دهه نشان از عزم راسخ مسوولان در برخود و سرکوب این بخش از جامعه ایرانی دارد. در تکمیل این برخوردها شاهد تصفیه اندک دانشجویان بهایی از دانشگاهها به دلیل اعتقادات مذهبی خود و به قصد عقب نگه داشتن آنها از پیشرفت و همچنین ممانعت از تصدی مشاغل دولتی می باشیم که خود گواهی دیگر بر وجود روندی سیستماتیک و هدفمند در برخورد با جامعه بهایی ایران دارد.
ما جمعی از دانشجویان دانشگاه سهند تبریز علاوه بر محکوم نمودن تمامی برخوردهای فراقانونی با این جامعه مذهبی که مخالف نص صریح اصل 3 بند 3 و بند 8 و همچنین اصل 14 قانون اساسی ( تسهیل و تعمیم آموزش عالی و مشارکت عامه مردم در تعیین سرنوشت سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و رعایت حقوق انسانی غیر مسلمانان ) و نیز ماده 2 بند 2 میثاق حقوق اقتصادی و فرهنگی سازمان ملل متحد ( عمومیت آموزش عالی ) می باشد ، اخراج سه تن از همکلاسیهای خود (سینا دانا ، سماء نورانی و فراز وزیرزاده) را محکوم نموده و از مسوولان مسرانه خواستار تجدید نظر در نگاه خود به این بخش از جامعه ایران می باشیم و امید داریم که در سال جدید در کنار همکلاسان بهایی خود فارغ از هر مرام و مسلکی در جهت پیشرفت و بهروزی میهن خویش گام برداریم.
وضعیت یک روزنامه نگار و فعال مدنی بازداشت شده در قزوین
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
آخرین اطلاعات به دست آمده از وضعیت حمید مافی، وبلاگنویس و روزنامه نگار اهل قزوین که 20 اسفند 87 در خانهاش بازداشت شد حاکی از آن است که حال عمومی وی مساعد است و چندبار با خانواده خود از طریق تلفن صحبت کرده است. گفته میشود پرونده این فعال سیاسی و مطبوعاتی در مرحله تحقیقات اولیه است، با این وجود هنوز از علت دستگیری و اتهامات وی اطلاعی در دست نیست.
حمید مافی متولد 27 اسفند 57 و تحصیل کرده رشتهی مدیریت صنعتی است. او فعالیتهای مطبوعاتی خود را با نشریات محلی قزوین آغاز کرد و مقالات او در هفته نامهی حدیث قزوین منتشر میشد. او همزمان با روزنامههای سراسری همچون شرق نیز همکاری داشت. مافی سال گذشته به عنوان دبیر سیاسی روزنامه فرهنگ آشتی رهسپار تهران شد و پس از چند ماه فعالیت در این روزنامه، به همراه تیم خود در تاریخ 29 آذر 87 از این روزنامه خداحافظی کرد و به قزوین بازگشت. مقالات او همچنین در روزنامههای اعتماد، اعتماد ملی، کارگزاران نیز منتشر میشد.
از دورههای برجسته فعالیتهای حمید مافی در مطبوعات میتوان به انتشار ویژه نامهای در هفته نامه حدیث قزوین اشاره کرد. مافی با تشکیل یک تیم جوان و مستعد توانست نه ماه بطور هفتگی پروندههای ویژه ای در ارتباط با مسائل بومی شهر قزوین منتشر کند. این ویژهنامه حساسیتهای زیادی در سطح استان ایجاد کرد و همزمان با آغاز سال 87 انتشار آن متوقف شد.
فعالیت دیگری که اندیشه و رویه کاری حمید مافی را به خوبی نشان میدهد، دستنوشتههای وی در وبلاگ آماتور است. تصویری که آماتور از نویسندهاش نشان میدهد یک روزنامهنگار اهل تساهل و تسامح است و دغدغه جامعه و مردماش را دارد. همزمان که چهره منتقد منصفی از خود به تصویر میکشد به قانون احترام میگذارد و خطوط قرمز را میشناسد.
حمید مافی همچنین به عنوان عضو شورای مرکزی خانه تشکلهای قزوین (خانه آرازی)، جمع توانمندی از کنشگران اجتماعی و مطبوعاتی را گرد هم آورد و در واقع تیم مطبوعاتی وی که در قزوین فعالیت میکرد از همین جمع شکل گرفت. تلاشهای او برای حفظ خانه آرازی که از سال 80 به عنوان اولین خانه تشکلهاي غيردولتی ايران تشکیل شده بود بی نتیجه ماند و این خانه با ادعانامه سازمان میراث فرهنگی و دستور فرمانداری در آذر 86 تعطیل شد.
احتمال میرود که بازداشت حمید مافی به دلیل نوشتههای انتقادی او باشد اما مقامات قضایی تاکنون هیچ گونه دلیلی برای بازداشت این فعال سیاسی و مطبوعاتی ارائه نکردهاند. امید است که حمید تولد سی سالهگیاش را در 29 اسفند همراه با آزادی در جمع دوستان و خانوادهاش جشن بگیرد.
خبر تکمیلی
حمید مافی وبلاگ نویس و روزنامه نگار و عضو سابق هیات تحریریه روزنامه فرهنگ آشتی و نشریه حدیث قزوین امروز صبح پس از یک هفته بازداشت در ستاد خبری وزارت اطلاعات با تودیع قرار وثیقه سنگین 50 میلیون تومانی از زندان آزاد شده است. حمید مافی از سهشنبه هفته گذشته در منزلاش بازداشت شده بود. در خصوص اتهامات و دلایل بازداشت نامبرده طی اخبار تکمیلی اعلام خواهد شد.
دستگیری دو هزار نفر در شب چهارشنبه سوری
ایسنا: معاون عمليات نيروی انتظامی از دستگيری ۲۰۰۰ تن توسط پليس در شب چهارشنبه سوری در سطح كشور خبر داد. همچنین معاون دادستان تهران در امور زندانها نیز گفته در شب چهارشنبه سوری بیش از 700 نفر در تهران دستگیر شدند که پرونده آنان در حال رسیدگی است. محمود سالارکیا گفت: این تعداد در حال حاضر در بازداشت به سر می برند و پرونده تمامی آنان در شعب ویژه ای که به این امر اختصاص یافته در حال رسیدگی است. معاون دادستان تهران در امور زندانها گفت: این 700 نفر بدلیل بر هم زدن آرامش عمومی و ایجاد رعب و وحشب در شب چهارشنبه سوری بازداشت شده اند.
پیش تر سعید مرتضوی (دادستان) گفته بود اخلال كنندگان چهارشنبه آخر سال تا پايان تعطيلات نوروزى در بازداشت مى مانند.وی تصریح کرده بود در 18 ناحيه دادسراى تهران يك نفر بازپرس و يك نفر داديار به صورت فوق العاده به جرايم اينگونه افراد خارج از نوبت رسيدگى خواهند كرد.
میر حسین هم مانند خاتمی شانسی ندارد!
حسین شریعتمداری ـ روزنامه کیهان: اگر چه نگارنده به جد بر این باور است و برای آن شواهد و قرائن غیر قابل تردیدی در دست است که آقای مهندس موسوی نیز مانند آقای سید محمد خاتمی، شانسی برای پیروزی در انتخابات ریاست جمهوری دهم ندارد و آقای خاتمی را هوشیارتر می داند که تصمیم گرفت با کناره گیری خویش، رکاب زدن بر این اسب بازنده را به آقای مهندس موسوی بسپارد! ولی صرفنظر از نتیجه انتخابات و بیرون از مباحث مربوط به رقابت های انتخاباتی، اشاره به نکته ای خطاب به این دو برادر، ضروری به نظر می رسد؛ نکته ای که اگر پای خیرخواهی در میان نبود، گفتن آن ضرورتی نداشت. و اما آن نکته، این است که انتخابات ریاست جمهوری در بستر نظام مقدس جمهوری اسلامی ایران صورت می پذیرد و نمی تواند حرکتی بیرون از این بستر قانونی و خارج از چارچوب باورهای پذیرفته شده آن باشد. بنابراین اگر در برنامه های اعلام شده نامزدها و شرح و تفسیری که هر یک از آنان درباره بینش و منش خود ارائه می دهند، نشانه و اثری از اصیل ترین اصل و بنیادی ترین ستون انقلاب و نظام اسلامی دیده نشود، باید به مردم خون داده و خون دل خورده این مرز و بوم حق داد که نسبت به صلاحیت (منظور صلاحیت مورد نظر شورای نگهبان نیست) اینگونه نامزدها تردید جدی داشته باشند و در همان حال باید به دشمنان بیرونی اسلام و انقلاب نیز حق!! داد که دندان طمع تیز کنند و ریسک سرمایه گذاری در حمایت از آنها را بپذیرند!
آقایان موسوی و خاتمی در اظهارنظرها، تبیین و تشریح برنامه ها، میتینگ ها و مخصوصا در دو نامه اخیرا رد و بدل شده میان خود به گونه ای زبان گردانده و قلم رانده اند که انگار نه انگار در این کشور، باور، عقیده، قانون و بنیان مستحکم و مرصوصی به نام ولایت فقیه نیز وجود دارد که قوام و دوام نظام اسلامی، حماسه آفرینی آن در جهان، پیروزی در جنگ تحمیلی، حفظ استقلال نظام، پنجه افکندن پیروز با قدرت های استکباری، و در یک کلمه هویت انقلاب و نظام در گرو آن است. ضمن آن که اصل بنیادین قانون اساسی نیز هست.
نگارنده بر این باور است و انشاءالله همین باور در عرصه عمل نیز برقرار است که آقایان موسوی و خاتمی و نه تمامی یاران و اطرافیان ایشان که آنان را خوب می شناسیم، در این ماجرا و غفلت از تأکید بر این اصل بنیادین اسلامی و قانونی تعمدی نداشته اند ولی آنچه تعجب آور است این که، خطا در یک موضوع و مسئله واحد، اگر یک بار، دو بار، سه بار و... باشد، می تواند "خطا" تلقی شود. و اما تکرار پی درپی خطا، این احتمال را قوت می بخشد که مبادا خدای نخواسته "خط" باشد!
خب! از اینجا به بعد دیگر، روی سخن با آقایان خاتمی و موسوی نیست، بلکه یادآوری جایگاه و نقش حیاتی ولایت فقیه در شکل گیری، پیروزی و تداوم انقلاب و نظام اسلامی از زبان امام راحلمان(ره) است. این چند نکته فقط اندکی از بسیارهاست. بخوانید:
«ولایت فقیه، ولایت بر امور است که نگذارد این امور از مجاری خودش بیرون برود. نظارت کند بر مجلس، بر رئیس جمهور که مبادا یک پای خطایی بردارد. نظارت کند بر همه دستگاه ها... چرا اینقدر به دست و پا افتاده اید؟ و همه تان خودتان را پریشان می کنید؟ هرچه هم پریشان بشوید و هرچه هم بنویسید، کاری از شما نمی آید»، «اعتقاد به ولایت فقیه از خصوصیات لازم برای مقام ریاست جمهوری است»، «می خواهند ولایت فقیه یک مسئله تشریفاتی باشد»، «ولایت فقیه، این قانون مترقی اسلام، خاری است در چشم دشمنان اسلام»، «پشتیبان ولایت فقیه باشید تا به کشور آسیبی نرسد»، «ولایت فقیه، همان ولایت رسول الله(ص) است!!!» و...
اکنون دوباره روی سخن با آقایان موسوی و خاتمی است و این که؛ برادران عزیز، شما به خوبی می دانید که دشمنان بیرونی و دنباله های داخلی آنها از حضور قانونی ولایت فقیه در ساختار نظام اسلامی و رسوخ عمیق آن در باورهای دینی مردم نگرانند و بارها به قول حضرت امام(ره) از این زاویه سیلی خورده اند، بنابراین، اگر می خواهید در کانون طمع دشمنان تابلودار انقلاب و مردم قرار نگیرید که حتما می خواهید، و چنانچه نمی خواهید از سوی ملت طرد شوید که به یقین نمی خواهید، باید به هوش باشید. مخصوصا آن که ممکن است خدای نخواسته، برخی تصور کنند، حضرات موسوی و خاتمی تاکید بر ولایت فقیه را برای جلب نظر بیرونی ها و کسب رأی دنباله های داخلی آنها، از گفتمان انتخاباتی خود حذف کرده اند!
آن روزها، برادر سپاهی و عزیزم-و همکار امروزم در کیهان مهندس ابراهیم حاجی محمدزاده که به عنوان نماینده سپاه پاسداران در مجلس شورای اسلامی حضور می یافت، خطاب به برخی از کسانی که در مجلس اول حضور داشتند و بعدها ماهیت وابسته آنان برملا شد گفته بود: اگر خدای ناکرده صد سال دیگر در ایران حکومتی بر سر کار آید که در آن ولایت فقیه حاکمیت نداشته باشد، خدمت به آن حکومت، خیانت به امام زمان(عج) است!!!.
محکومیت ممنوع خروج نمودن ناصر زرافشان
گزارشگران بدون مرز: گزارشگران بدون مرز تصمیم مقامات قضایی در تاریخ ٢٦ اسفند مبنی بر ممنوع خروج کردن و ضبط گذرنامه ناصر زرافشان را محکوم می کند. این وکیل و مدافع سرشناس آزادی بیان به دعوت پارلمان اروپا برای شرکت در سمیناری به نام "بررسی مسايل محيط زيست در ايران و روابط ايران و اروپا در آينده" و سخنرانی در باره مشکلات زیست محیطی و نقش قدرت، عازم خارج از کشور بود.
گزارشگران بدون مرز در این باره اعلام میکند ما از تهیه لیست سیاهی از شخصیت ها و فعالان که باید ممنوع خروح و گذرنامه هایشان ضبط شود متاسفیم. بعد از روزنامهنگاران و وبنگاران فمینیست، امروز مقامات مسئول ایران وکلا و مدافعان حقوق بشر را در این لیست قرار داده اند.در تاریخ ٢٦ اسفند مامورين امنيتی با ضبط پاسپورت ناصر زرافشان در آخرين مرحله عبور از فرودگاه و زمانی که میخواست سوار هواپيما شود، مانع خروج وی از کشور شدند. آنها به وی حکم معاونت دادسرای امنیتی تهران را به تاریخ اردیبهشت ماه سال جاری گه گویا دارای پرونده ای مفتوح در دادگاه انقلاب است نشان دادهاند.
ناصر زرافشان به گزارشگران بدون مرز در این باره گفت: تعجب آور است که در طی این یازده ماه مرا از این پرونده مطلع نکردهاند. شاید این بهانه ای بود، برای ایجاد ممانعت از سخنرانی من در سمینار مشکلات زیست محیطی و سیاست. اما یک نکته محرز است آنچه که در ارتباط با محیط زیست در ایران اتفاق می افتد یک فاجعه زیست محیطی است و آسیب هایی که به محیط زیست وارد شده با قدرت حاکم در ارتباط است.
عضو هئیت اجرایی کانون نویسندگان ایران و وکیل خانوادههای روزنامهنگاران و روشنفکران به قتل رسیده در پائیز ١٣٧٧ برای روشنگری در باره این جنایات سیاسی به مدت ۵ سال زندانی شده بود. ناصر زرافشان در ١٦ مرداد ١٣٨١ بازداشت و در اسفند ماه همان سال دادگاهی نظامی وی را به جرم "افشای اسرار دولتی" به ۵ سال زندان محکوم کرد. این وکیل و مدافع آزادی بیان در اسفند ماه سال ١٣٨۵ از زندان آزاد شد.
اثرات پروژه دفن شهید
خبرنامه امیرکبیر: طی ۲ هفته بعد از اعتراضات دانشجویان به پروژه دفن شهید در دانشگاه امیرکبیر، تا کنون کمیته انضباطی دانشگاه، ۵۰ حکم احضار به كميته انضباطی، ۱۵ ترم محروميت از تحصيل، ۱۰ توبيخ كتبي و ۱۰ حکم احضار والدين به حراست دانشگاه، برای دانشجویان پلی تکنیک صادر کرده است.
پس از اقدامات طیف های تندرو حامی دولت برای سو استفاده از ارزش ها و در پی آن اعتراضات دانشجویان به اینگونه سواستفاده ها، مدیریت دست نشانده دانشگاه امیرکبیر باز هم با صدور احکام انضباطی گسترده، نقش چماق دولت در دانشگاه امیرکبیر را به خود گرفته است. سيل احضار های كميته انضباطی، كه قريب به ۵۰ دانشجو به در طی دو هفته اخير به كميته انضباطی شده اند و ظرف يك هفته حكم اوليه برخی از آنان صادر شده است از اقدامات اخیر دکتر رهایی است. جمعا قريب به ۱۵ ترم تعليق با احتساب سنوات و ۱۰ توبيخ كتبی با درج در پرونده برای حدود ۱۰ تن دانشجويان صادر شده است و حكم های ديگری نيز در راه است. همچنان عده كثيری از دانشجويان به دانشگاه ممنوع الورود هستند و احكام صادره كه با احتساب سنوات است، موجب اخراج چند تن از دانشجويان می گردد.
حراست دانشگاه نيز در برخوردی غيرمنتظره با پدر حدود ۱۰ تن از دانشجويان تماس گرفته و ضمن ارعاب و تهديد آنان، و با بیان اينكه نام فرزند شما در ليست دانشجويانی است كه به زودی بازداشت می شوند، آنان را به دانشگاه فراخوانده است. به نظر می رسد ضرب و شتم و بازداشت دانشجویان همچنان نیروهای امنیتی را راضی نکرده است و آنها همچنان در حال گسترش فشارهای خود بر دانشجویان می باشند.
عمر البشير را محاكمه كنيد
سایت خرداد: 136 روزنامهنگار و كنشگر حقوق بشر ايرانی به پشتيبانی از ديوان لاهه و حكم تاريخی اين دادگاه برای بازداشت عمر البشير ديكتاتور سودانی برخاستند. قريب به اتفاق اين 136 نفر در داخل ايران و روزنامههای چاپ تهران يا سايتها و نهادهای مدنی داخل كشور فعاليت ميكنند.
آنها در بيانيه خود علاوه بر اعلام همدردی با مردم مورد تاخت و تاز سرزمين دارفور خواستار توقف هرگونه درگیری در این منطقه، پایان رنج خانه به دوشی آوارگان و محاکمه عاملان این فجایع شدهاند. روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشر داخل ايران همچنين رونوشتی از نامه خود به ديوان لاهه را به سفارت سودان در تهران دادهاند. از اين نامه، رونوشتهايی به دفتر سازمان ملل در تهران، عفو بينالملل و گزارشگران بدون مرز نيز داده می شود.
نامه 136 روزنامهنگار و فعال حقوق بشر در ايران با تيتر "صدور حكم بازداشت عمر بشیر از سوي ديوان لاهه را پاس میداریم" از آن سو مهم ارزيابی می شود كه واكنش رسمی حكومت ايران به صدور حكم جلب عمر بشير متفاوت بود و جمهوری اسلامی از اندک نظامهايی است كه به پشتيبانی از عمر البشير پرداخت.
رييسجمهور خود خوانده سودان، متهم به نسلكشی در دارفور و دخالت مستقيم در مرگ بيش از سیصد هزار انسان و آوارگی سه ميليون نفر ديگر است. كنشگران حقوق بشری ايرانی در نامه خود به اين فجايع اشاره داشتهاند و عمر البشير را مسوول آن دانستهاند. اين برای نخستين بار است كه روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشر در داخل كشور پيرامون يك رخداد با اهميت جهانی ابراز نظر و عقيده می كنند.
متن كامل نامه وزنامهنگاران مستقل و فعالان حقوق بشر در ایران به ديوان بينالمللي دادگستری (لاهه) چنين است:
حکم تاریخی دادگاه لاهه برای پیگیری فاجعه انسانی رخداده در دارفور سودان و محاکمه مسببان این جنایت، سبب شادی انسانهای آزادیخواه، صلحطلب و نوعدوست سراسر جهان شده است.
ما، گروهی از روزنامهنگاران مستقل و غیردولتی و فعالان حقوق بشر در ایران نیز مراتب پشتیبانی خود را از اقدام دیوان لاهه در صدور حکم جلب رییس جمهوری سودان به اتهام نقض حقوق شهروندان این کشور اعلام میداریم. این حکم از چند سو سبب دلگرمی فعالان حقوق بشر شده است.
نخست به این دلیل که عمر البشیر در قبال مرگ بیش از سیصد هزار انسان و آوارگی سه میلیون تن دیگر مسوول است و باید پاسخگوی نقش خود در کشتار مردم دارفور باشد.
دوم این که حکم دادگاه لاهه برای بازداشت وی نخستین مورد محاکمه رهبری بر مسند قدرت در یک کشور بود و امیدهای تمامی باورمندان به منشور حقوق بشر را زنده کرد تا راه محاکمه و خلع ید دولتمردان غیرمسوول در قبال شهروندانشان هموار شود.
به این ترتیب ما نیز مانند همتایان خود در گوشه گوشه جهان ضمن ابراز همدردی ژرف با قربانیان خشونتهای دارفور سودان، خواستار توقف هرگونه درگیری در این منطقه، پایان رنج خانه بهدوشی آوارگان و محاکمه عاملان این فجایع هستیم.
به امید آن روز
رونوشت:
دفتر نمایندگی سازمان ملل در تهران
عفو بينالملل
سازمان گزارشگران بدون مرز
سفارت سودان در تهران
اين نامه به امضای 136 روزنامهنگاران و فعالان حقوق بشر رسيده كه در زير اسامی آنها می آيد:
رنجنامه یک دانشجوی اخراجی بهائی دیگر
انتشار توسط مجموعه فعالان حقوق بشر در ایران
به نام حق و به نام عدالت
به نام روشنی كه پنهان مانده در پرده سياست.
روز شنبه 17 اسفند 1387 بعد از كلاس آناليز عددی، وقتی استاد محترم اسامی دانشجويان را خواند، متوجه شدم كه نام بنده در ليست كلاس نبوده. بعد به آموزش دانشگاه مراجعه و موضوع را پيگير شدم، و آنها چنين جواب دادند كه در مقابل اسم من توقف تحصيل!!! قيد شده.
سپس براي اطلاع از علت آن، به سازمان مركزی آموزش مراجعه و با مسئول بخش ثبت نام و پيگيری امور دانشجوئي ، علت توقف تحصيل خود را جويا شدم. در پاسخ چنين گفتند كه: از حراست به ما امر شده كه بايد شما را از ليست دانشجويان حذف كرده و توقف از تحصيل را اعمال كنيم و علت اين مسئله را به ما نگفتند.
در ادامه بيان كردند كه برای روشن شدن اين امر و آگاهی از كم و كيف آن، بايد به معاون سازمان مراجعه كنم و علت را به من خواهند گفت. من هم نزد معاون رفتم، ولی گويا در جلسه حضور داشتند و صحبت كردن مقدور نبود. لذا قرار شد كه روز بعد مراجعه و موضوع را پيگيری كنم...
روز بعد مجددا به سازمان مركزی رفته تا بتوانم معاون را ببينم، ولی اين بار هم در جلسه حضور داشتند، از ساعت 9 تا 12 منتظرشان ماندم تا جلسه تمام شود. بعد به حضورشان رفته و مسئله را در ميان گذاشتم و علت آن راخواستار شدم. نكتۀ جالب اين بود كه ايشان اصلا در جريان نبودند!!! و مشخصات مرا گرفته تا موضوع را پيگيری نمايد.
سپس نزد مسئول ثبت نام آموزش رفته و در جريان نبودن معاون در مورد اين قضيه را به ايشان گفتم ... در جواب، به صورت خيلی مختصر اظهار داشتند كه علت اخراج بنده صرفا به خاطر اين است كه من بهائی هستم. بعد با مسئولين تماس گرفتند كه به جناب معاون اطلاع دهند كه علت اخراج من از دانشگاه چه بوده؟؟!!!!
طی اتفاقاتی كه افتاده و پيگيری هائی كه صورت پذيرفت، در روز شنبه 24 اسفند 1387 طبق گفته معاون سازمان مركز دانشگاه، دستور اخراج من از سازمان سنجش صادر گرديد و علت آن است كه من بهائی هستم. بلی، به صرف بهائی بودن، بعد از گذشت 3 سال ( ورود به ترم 6 رشته رياضي محض)مرا از دانشگاه مازندران اخراج كردند.
جامعه ای كه شعارش همبستگی دلهاست، حكومتی كه هدفش ايجاد الفت و محبت بين قلوب و ركن اساسی اش به وجود آوردن جامعه ای بر پايه عدالت مهر ورزی است و به آزادی عقيده و بيان، بنا به آنچه كه در قانون اساسی آمده و همچنين در اعلاميه حقوق بشر ذكر شده،اعتقاد داشته . ولی ظاهرا سراج عدل خاموش و حكومت حضرت علی به فراموشی سپرده شده و شمشر ظلم از نيام بيرون آمده.
آيا اين معنای آزادی بيان و عقيده است؟ آيا اين معنای عدالت و مهرورزی و محبت و الفت بين قلوب است؟ آيا روحيه خدمتگزاری كه در جامعه وجود دارد اين است؟ آيا اينگونه، قسط و عدل در جامعه انسانی مستقر می شود؟
قضاوت با شما!
فاران خوان يغما
موسوی ضمن تشکر از خاتمی، به دفاع از گفتمان اصلاحات پرداخت
سایت یاری نیوز: در پی اعلام انصراف سید محمد خاتمی از حضور در انتخابات به عنوان کاندیدا، مهندس میرحسین موسوی در نامهای ضمن تشکر از خاتمی، به دفاع از گفتمان اصلاحات پرداخت و تاکید کرد که برای سالها به عنوان یك شهروند از این كه شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت میبردم وبه آن افتخار می کردم.
به گزارش پایگاه خبری یاری، متن کامل این نامه بدین شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
برادر عزیز جناب حجت الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی
با سلام
پیام دلسوزانه شما را مطالعه كردم و از اظهار لطفی كه به این فرزند كوچك مردم و دوست قدیمی خود نموده بودید منفعل شدم. برای سالها به عنوان یك شهروند از این كه شخصیت عزیزی چون شما ریاست این جمهوری را بر عهده گرفته است لذت میبردم و به آن افتخار می کردم. زمانی كه نسل نوخاسته تلالو آرمانهای خود را در آن چهره ملاقات میكرد و به هیجان میآمد به همراه آنان خود را جوان میدیدم. این احساس همچنان كه هنوز با آنان باقیمانده است با اینجانب نیز هست و ذخیرهای است برای اسلام و انقلاب و سعادتی كه مردم ما به راستی مستحق آنند.
بسیار تاسف خوردهام كه مخالفان چگونه میتوانند نقشی را كه در بزنگاهی خطیر از انقلاب اسلامی برای اصلاحطلبی بر عهده گرفتید نبینند و یا موافقان با امید افزایش مطالبات از تاكید بر دستآوردهای بزرگی كه داشتهاید چشمپوشی كنند، تا جایی كه فضا برای غفلت از آنها باز شود؛ غفلت نه فقط از كامیابیهای دورانسازی كه دركشان به مرور زمان و یا نگاههای عمیق نیاز دارد كه حتی حقیقت روشنی چون نقش دولت شما در انشای پیشرفتهای بدست آمده در زمینه انرژی هستهای و یا ارتقای موقعیت جهانی نظام وكشور.
خود میدانید كه اینجانب چون شما راه درست را اصلاحات همراه بازگشت به اصول ، و نيز پیرایش و نوزایی در این مسیر تلقی میكنم و اگر مختصات زمانه ایجاب نمیكرد برای تداوم این طریق كسی را مناسبتر از پایهگزار آن نمیدانستم. همچنین و همانگونه كه در ملاقات حضوری عرض كردم دقت و صحت برآوردی كه از این مختصات دارم را برگشت ناپذیر نمیبینم و اگر فارغ از رودربایستیهایی كه تاریخ بر ما نخواهد بخشید و ملاحظاتی كه در مقایسه با منافع ملی جا دارد نادیده گرفته شوند، رای دوستان و غالب بر همه نظر شما این ارزیابی مرا تایید نكند بر آن اصرار نمیكنم. همچنین فرصت و فسحت مجال را برای اتخاذ بهترین تصمیم و وصول وحدتی كه نیروهای همفكر و همسنگر بدون تردید به آن میرسند هنوز گسترده میدانم و تاخیر خود یا شما یا هریك از دیگر دوستان را در خروج از صحنه مفید به شورانگیزتر شدن فضای انتخابات میشناسم.
در عین حال اگر تصمیم شما قطعی است انتظار تمامی مردم ایران و در میانشان اینجانب از تعهد اسلامی و انقلابی كه در آن جان عزیز سراغ گرفتهایم این است كه نقش شما در تحقق آرمانهایی كه پیشارو داریم همچنان ادامه یابد. به ویژه برای توسعۀ جامعه مدنی كه دغدغۀ عصری نیروهای فهیم و دلسوز كشور است نیاز به سرمایهگذاریهای جدی چون تلاش و تكاپوی مشخص شماست.
والسلام علیكم و رحمه الله و بركاته
میر حسین موسوی
احتمال بروز شورش در آستانه انتخابات
سایت پیک نت: خبرگزاری ها، خبری را به نقل از سایت وزارت خارجه انگلیس (16 اسفند) منتشر کرده اند که بموجب آن انگلستان برای انتخابات آینده ایران شورش را پیش بینی می کند.
در سایت وزارت خارجه انگلستان به کسانی که قصد سفر به ایران دارند هشدار داده شده است. این هشدار مستند به شرایط احتمالی انتخابات سال آینده در ایران شده و آمده است: در ژوئن 2009 در ایران انتخابات ریاست جمهوری برگزار می شود. با توجه به نزدیکی زمان مزبور لازم است اتباع انگلیس آماده اقدامات پیشگیرانه در اماکن عمومی شهرهای اصلی باشند، چرا که امکان برگزاری تظاهرات ناگهانی و احتمالاً خشونت آمیز و حتی شورش های عمومی به طور قابل ملاحظهای وجود دارد.
ظاهرا وزارت خارجه انگلیس حدس می زند نیروی نظامی حاضر در دولت احمدی نژاد و حتی بسیج و سپاه پاسداران در صورت ملاحظه حرکت مردم به سمت صندوق های رای و پیش بینی باخت احمدی نژاد دست به اقداماتی خشونت آمیز بزنند. این محتمل ترین تفسیر از این هشدار است زیرا مردمی که برای رای دادن به پای صندوق های رای می روند، اهل شورش نیستند و ابزار و سلاحی هم برای عملیات خشونت آمیز ندارند، بنابراین آن که از نتیجه انتخابات نگران است و سلاح و ابزار هم در اختیار دارد و یک حزب پادگانی را برای انتخابات بسیج کرده می تواند وارد چنین عملیاتی شود.
بازداشت روزنامه نگاران و فعالان مدنی قزوینی
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
چند تن از روزنامهنگاران و فعالان سیاسی در طی هفته گذشته در قزوین بازداشت شدهاند. سهشنبه هفته گذشته حمید مافی روزنامهنگار و فعال سیاسی در قزوین بازداشت و به ستاد خبری وزارت اطلاعات قزوین منتقل شده است. هفته گذشته ماموران وزارت اطلاعات به منزل این روزنامهنگار مراجعه کردند و پس از بازرسی منزل وی او را بازداشت و وسائل شخصی وی را توقیف میکنند.
بر اساس گزارشهای دریافتی از قزوین دیروز و امروز نیز دست کم شش فعال سیاسی و روزنامه نگار دیگر در قزوین بازداشت شده و به ستاد خبری منتقل شدهاند. بازداشت تمامی این افراد در منزل صورت گرفته است. از سرنوشت بازداشت شدگان و دلائل بازداشت آنها خبری در دست نیست. پیگیری خانوادههای آنان نیز تا این لحظه نتیجهیی در بر نداشته است.
حمید مافی دبیر هیات تحریریه روزنامه فرهنگ آشتی و عضو شورای مرکزی خانه تشکلهای غيردولتی قزوين بوده است. لازم به ذکر است دفتر خانه تشکلهای غير دولتی قزوين چندی پیش توسط استانداری و وزرات اطلاعات پلمب شده بود.
سید محمد خاتمی رئیس جمهور دو دوره هفتم و هشتم و نامزد انتخابات دوره دهم با صدور بیانیه ای رسما از شرکت در ادامه رقابتهای انتخاباتی انصراف داد. متن كامل این بیانیه بدين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحیم
زادروز همایون حضرت پیامبر بزرگ اسلام (ص) و فرزند والاگهرش حضرت امام صادق (ع) را به ملّت شریف ایران و همه دوستداران حق و فضیلت شادباش می گویم و در آستانه سال نو، روز و روزگاری سرشار از شادابی و پیروزی را برای همه هموطنان عزیزم و همه کسانی که به صلح در جهان و کرامت و حرمت انسان در هر جا باور دارند آرزو می کنم.
سی سال از پیروزی انقلاب شکوهمند اسلامی که هزینه ای سنگین برای آن پرداخته شده است می گذرد و ملت بیدار ایران بحرانهای بزرگی را با پیروزی و سرافرازی پشتسر گذاشته است و دست آورد های بزرگ معنوی و مادی او در این دوران کم نیست ولی تا رسیدن به اوج آرمانهای بلند تاریخی خود راه درازی در پیش دارد که به لطف الهی و بیداری و استواری و همت فرزندان دلیرش برای رسیدن به آنها امیدوار است.
بنیانگذار نظام جمهوری اسلامی حضرت امام (ره) در تبیین نظری و عملی این نظام همواره رأی مردم و حضور فعال و مسؤولانه آنها در صحنه را اصل می خواندند و جریان انتخابات آزاد و سالم در جمهوری اسلامی را به ضرورتی اصیل و غیرقابل خدشه می دانستند.
اینک در آستانه انتخابات دهمین دوره ریاست جمهوری بار دیگر همه ما ایرانیان در برابر آزمایشی مهم قرار گرفته ایم، آنچه می تواند امید به آینده بهتر را زنده نگهدارد. حضور آگاهانه، مسؤولانه و فراگیر ملت است که هر مانعی را از پیش رو برخواهد داشت و من نیز در هر شرایطی نقش و وضع خود را جدا از نقش و وضع ملت شریف ندانسته و نمی دانم و در تمام دوران مسؤولیت رسمی و پس از آن ضمن تأکید بر آرمانهای والای انقلاب همچنان در راه تقویت جامعه مدنی و تبیین گفتمان اصلاحات در متن جامعه از هیچ کوششی دریغ نکرده و نخواهم کرد.
درخواستهای گسترده اقشار مختلف و وسیع مردم در سراسر کشور مرا بر آن داشت که با وجود همه مشکلات، تنگناها و موانع به عنوان نامزد این دوره از انتخابات اعلام حضور کنم. در حالی که پیش از آن گفته بودم که ترجیح من چنین است تا در موقعیتی غیر از مسؤولیت ریاست جمهوری دین خود را به مردم و کشور بپردازم و بر این باور بودم که دیگرانی که شایسته اند در عرصه حاضر و فعال باشند. بحمد الله قبل از من بزرگانی اعلام حضور کردند و اینک جناب آقای مهندس میرحسین موسوی هرچند دیر، آمادگی خود را برای نامزدی به طور رسمی اعلام کرده اند.
ضمن سپاس فراوان از همه محبت هایی که از دوستداران اسلام و ایران از جمله احزاب و تشکلهای مختلف و نخبگان و اندیشمندان و هنرمندان و بالاتر از همه از سوی توده های پرشور مردم در سراسر میهن عزیز نصیب من شده است و نشانه این شور پرشکوه را همگان در سفر کوتاه من به استانهای فارس، کهگیلویه و بویراحمد و بوشهر دیدند و بخصوص با تشکر از نسل جوان و بیداردل که شور و شعور تأمل برانگیز خود را بیش از پیش نشان دادند، اعلام می کنم که به یاری پروردگار همچنان و همواره در کنار مردم از عزت اسلامی، عظمت ایران و سربلندی ایرانی در همه حال و در همه جا در حد توان خود دفاع کرده و خواهم کرد. ضمن تأکید بر این نکته که همه ما باید میدان و عرصه انتخابات را از بازیگرانی که چشم به تفرقه نیروهای اصلاح طلب و خواستار تغییر دوخته اند بگیریم و همه تلاش خود را برای برگزاری انتخاباتی آزاد و سالم معطوف کنیم، انصراف خود را از نامزدی در انتخابات دهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری اعلام می دارم، اما همچنان با همه توان با فعالیت مستمر و حضور در صحنه اجتماع لحظه ای از آرمانهای مردم و مسؤولیت خود در برابر آنان فاصله نخواهم گرفت. در این شرایط حساس و خطیر نکته هایی را یادآور می شوم:
1- حرکت اصلاح طلبانه که تباری روشن و پیشینه ای تاریخی دارد، حرکتی است مستمر که از متن جامعه (نه بالضروره از حکومت و قدرت) می گذرد. آرمانهای این حرکت در افقی قرار دارد که فاصله ما با آن کوتاه نیست، ولی آنچه باید به فوریت به آن اندیشید، "تغییر سازنده" در وضعیت کنونی کشور و در روال مدیریت آن است. در عین احترام به همه مسؤولان و دست اندرکاران امور و عرض خسته نباشید به همه آنان، می گویم که شیوه عمل و راهکارها و راهبردها (اگر واقعا راهبردی وجود داشته باشد!) اکنون منجر به ظهور و بروز مشکلات فراوان و اساسی برای انقلاب، کشور و مردم شده است که رفع آنها نیز همتی بلند و شکیبایی فراوان می طلبد. بنابراین در این برهه حساس اندیشیدن به تغییر و تلاش برای تحقق آن، رسالت و وظیفه همه کسانی است که به ایران، به مردم و خواسته های مبرم آنان و به آرمانهای انقلاب می اندیشیدند.
2- وحدت و پرهیز از تشتت رأی و تصمیم برای همه کسانی که گذر از وضع فعلی و رسیدن به وضعیتی بهتر را باور دارند، امری ضروری و پاس داشت آن مقتضای خرد است.
3- هنگامی که گفتم "یا من یا مهندس موسوی" در عین احترام به همه عزیزانی که در عرصه انتخابات حضور داشته یا خواهند داشت، به این ظرایف نظر داشتم:
اولاً: به اهمیت انتخابات، ضرورت پیروزی در آن، لزوم تغییر وضع فعلی در جهت مصالح کشور و اصلاح در حد توان و امکان، یکپارچگی نیروهای تغییرخواه و پرهیز از مخدوش شدن ضرورت های فوق با طرح گفتمانهای متفاوت، (ولو یکسان در اصول) توجه داشتم و لذا با فرض آمدن جناب آقای موسوی نمی آمدم و حالا نیز نمی مانم.
ثانیاً: جناب آقای مهندس میرحسین موسوی دارای شخصیتی اخلاقی، آزاداندیش، متعهد به اسلام و انقلاب و مردم، از سرمایه های ارزشمندی است که در موقعیت های خطیر و حساس، صداقت و شایستگی خود را در خدمت به کشور و ملت نشان داده اند. همچنانکه برادر گرانقدرم، حضرت حجت الاسلام والمسلمین آقای کروبی نیز از نیروهای ارزش مدار، رنج کشیده پیش و پس از انقلاب، مخلص و شایسته است که همواره در خدمت مردم و انقلاب بوده اند و همچنین دیگر عزیزانی که آمدن خود به صحنه انتخابات را بزرگوارانه منوط به نیامدن من کردند، همگی بزرگواران شایسته اند.
ثالثاً: بر این باورم که جناب آقای مهندس موسوی، برای ایجاد تغییر در شرایط کنونی شایستگی لازم را دارند، هرچند ممکن است تفاوت ها و تمایزهایی در نظر و عمل وجود داشته باشد، اما مهم آن است که این عزیز نیز به آرمانهای انقلاب و ملت پای بنداند و از حقوق و آزادیهای بنیادین و حاکمیت مردم بر سرنوشت و مصالح ملی و حیثیت بین المللی کشور به جد دفاع کرده و می کنند.
رابعاً: حضور در انتخابات برای پیروزی است، نه یک تفنن پرهزینه و بر این باورم که ایشان زمینه کسب آراء و انتخاب از سوی مردم را دارند، البته در صورتی که همه ما هوشیارانه و واقع بینانه عمل کنیم.
خامساً: آنچه باید بیش و پیش از هر چیز مد نظر باشد، پیروزی اخلاقی است که اگر چنین باشد، نتیجه انتخابات هرچه باشد اخلاق مداران پیروز خواهند بود و شائبه رقابت بر سر قدرت برای من که همواره بر اخلاق تأکید داشته و دارم، امری است که همه تلاش خود را در رفع آن به کار خواهم برد. حال که جناب آقای موسوی به صحنه آمده اند، با اجتناب از هرگونه گفتار یا عملی که موجب تفرقه باشد، نیاز به ایجاد فضای شاداب وحدت و همدلی است. هر عملی که به تشتت آراء و اختلاف نظر خواستاران "تغییر" در هر جبهه و جناحی که باشند بیانجامد، در پیشگاه خداوند و نزد مردم قابل گذشت نخواهد بود.
من به حکم وظیفه اخلاقی و برای پرهیز از هرگونه پراکندگی در آراء و با ایمان کامل به توان و مرجعیت مردم که میزان رأی آنان است و باید آرائشان در حد امکان به نقطه واحدی سوق داده شود، از صحنه نامزدی انتخابات کنار می کشم تا به یاری خداوند تغییر و بهبود اوضاع بهتر و کم هزینه تر در دسترس قرار گیرد و با این کار می کوشم تا امکان بهره برداری سوء را از کسانی که پیروزی خود را در القاء اختلاف و نیز تشتت آراء در جبهه گسترده خواستاران تغییر می جویند بگیرم.
بر این پایه از همه افراد و شخصیت ها و گروههای فعال در عرصه انتخابات می خواهم با تأکید بر موازین اخلاقی و پرهیز از واکنشهای احساسی راه را بر هرگونه پیش داوری و سوء تفاهم ببندند و چشم اندازی نو برای تأثیرگذاری در سرنوشت انتخابات پیش رو بگشایند.
به برادران عزیزم آقایان کروبی و موسوی نیز صمیمانه عرض می کنم که مدبرانه و دلسوزانه صحنه را با تفاهم چنان مدیریت کنند که خدای ناخواسته به تفرقه و تشتت نیانجامد و می دانم که این عزیزان همه تلاش خود را در این راه به کار خواهند برد، ان شاء الله.
در اینجا بار دیگر از همه بزرگوارانی که به من اظهار لطف کرده و می کنند سپاسگزاری می کنم و به ویژه به جوانان عزیزی که داوطلبانه و بی هیچ چشمداشتی منشاء شوری دل انگیز و تحرکی مؤثر در جامعه شدند عرض می کنم که ما می توانیم در کنار هم و با بهره گیری از فضایی که ان شاء الله بازتر از فضای کنونی خواهد بود، در جهت خواستهای تاریخی ملت و آرمانهای بلند اصلاح طلبانه و برای تقویت ارزشهای اصیل انقلاب و اعتلاء میهن و آزادی و حقوق اساسی ملت و عدالت همه جانبه و بالابردن وجهه و اعتبار مردم ایران در کشور و در منطقه و جهان حرکت کنیم.
ان ارید الا الاصلاح ما استطعت و ما توفیقی الا بالله علیه توکلت و الیه انیب
سید محمد خاتمی ـ 26 اسفند 1387
دستور آزادی پالیزدار پس گرفته شد
سایت سلام نیوز: هادی ارمغان وكيل عباس پاليزدار گفت: روز شنبه پس از صدور قرار وثيقه 500 ميليونی برای موكلم اين مبلغ توديع و دستور آزادی وی صادر شد اما به علت نامعلومی دستور آزادی وی گرفته شد كه دنبال آن موضوع برای رفع موانع قانونی آن هستم.
وی گفت: پس از قرار وثيقه 500 ميليون تومانی از سوی قاضی پرونده، خانواده موكلم اين وثيقه را توديع و دستور آزادی وی را از مرجع قضايی گرفتند اما بين ساعت 4 تا 9 شب كه زندانيان از زندان آزاد می شوند به علت نامعلومی اين دستور آزادی پس گرفته می شود.
ارمغان تصریح کرد: به هر حال میتواند اين به ذهن تبادر شود كه امكان فرار متهم وجود دارد كه با توجه به توديع وثيقه سنگين و مضافا قرار تكميلی ممنوعالخروجی اين شبهه تصوری منتفی میشود.
مرتضی تمدن: به این شایعات گوش ندهید
خبرنامه امیرکبیر: استاندار تهران در سخنانی مدعی شد که هیچ کس در مراسم سالگرد مهندس بازرگان بازداشت نشده است. تمدن در حالی به دروغ پردازی پرداخته است که پیش از این جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه بازداشت ۷ نفر از جمله ۴ دانشجوی دانشگاه امیرکبیر، درمراسم بزرگداشت بازرگان را تایید کرده است.
به گزارش ایلنا، مرتضی تمدن در سخنان در حاشیه همایش توجیهی انتخابات دهم ریاست جمهوری كه در جمع خبرنگاران سخن گفت: برای مراسم های ختم شخصيتهای سياسی نياز به مجور نيست. وی در خصوص دستگيری هاي صورت گرفته در مراسم سالگرد مهندس بازرگان نيز گفت: دستگیری وجود نداشته است به این شایعات گوش ندهید!!!.
استاندار تهران در پاسخ به سوالی مبنی بر اعمال حمایت از نشست های قانونی از سوی استانداری و ممانعت از برگزاری سالگرد مرحوم بازرگان گفت: خانواده بازرگان برای سالگرد ایشان تقاضای گردهمایی را داده بودند که موافقت شد.
وی در پاسخ به این سوال که ولی با برنامه سالگرد مهندس بازرگان در حسینیه ارشاد مخالفت شد خاطرنشان کرد: مراسمی که در حسینیه ارشاد قرار بود برگزار شود مراسم دیگری بود با نام مرحوم بازرگان که دو هفته نیز از زمان سالگرد ایشان گذشته بود و مراسم سالگرد اصلی ایشان که در قم برگزار شد مجوزهای لازم صادر شد و دستگاه های انتظامی همکاری بسیاری خوبی داشتند. تمدن ادامه داد: تجمعی که می خواستند با نام مرحوم بازرگان در حسینیه ارشاد برگزار کنند ارتباطی با سالگرد بازرگان نداشت.
وی در پاسخ به اصرار خبرنگار مبنی بر عدم صدور مجوز برای برگزاری مراسم سالگرد مرحوم بازرگان با بیان اینکه شما هرچقدر این سوال را بپرسید من همان پاسخ را خواهم داد گفت: مراسمی که با نام مرحوم بازرگان در حسینیه ارشاد قرار بود برگزار شود دو هفته پس از سالگرد ایشان درخواست داده بودند و موضوعیت نداشت وگرنه برای مراسم ختم ایشان مشکلی وجود نداشته است.
استاندار تهران در پایان در پاسخ به سوالی که گفته میشود در حاشیه مراسم مرحوم بازرگان در حسینیه ارشاد افرادی دستگیر شدند گفت: دستگیری وجود نداشته است به این شایعات گوش ندهید.
استاندار تهران در حالی منکر بازداشت ها در مراسم بازرگان شده است که جمشیدی سخنگوی قوه قضائیه در مصاحبه خود در تاریخ ۱۳ اسفندماه بازداشت ۷ نفر از جمله مجید توکلی، حسین ترکاشوند، اسماعیل سلمانپور و کوروش دانشیار، دانشجویان دانشگاه امیرکبیر را تایید کرد.
ایسنا پیرامون مصاحبه سخنگوی قوه قضائیه گزارش کرده بود وی آخرين اخبار درباره پرونده بازداشت در مقابل محل برگزاری مراسم مهندس بازرگان را اینچنين گفت: هفت نفر در اين پرونده بازداشت شدند كه اتهاماتشان اخلال در نظم عمومی، درگيری با پليس و نيروی انتظامی بود كه دو نفر از آنها آزاد شدند و پنج نفر ديگر در بازداشت به سر میبرند.
بنزین بازی!
سایت آگاه سازی: با تصویب نمایندگان مجلس شورای اسلامی، از سال آینده یارانه بنزین وارداتی حذف و مازاد میزان سهمیه تخصیصی کارت هوشمند بر مبنای قیمت آزاد جهانی محاسبه خواهد شد. به این ترتیب مردم باید خود را با تعرفههای بینالمللی هماهنگ نمایند. اما بر اساس خبرهای دریافتی سهمیه کارت سوخت فروردین ماه همچون گذشته 120 لیتر خواهد بود و پس از آن این سهمیه به 80 لیتر در ماه کاهش خواهد یافت. بر این مبنا با کاهش سهمیه 40 لیتری سوخت، صاحبان خودرو باید 120 هزار ریال در ماه به جای دولت خود یارانه بنزین را بپردازند.
در همین حال هنوز قیمت بنزین با تعرفه بینالمللی از سوی مسوولان دولتی از جمله وزارت نفت اعلام نشده و هر یک از آنان قیمتهای متفاوتی را اعلام میکنند. این در حالی است که قیمت بنزین در فوب خلیجفارس هم اکنون حدود دو هزار و پانصد ریال (۲۵۰ تومان) در هر لیتر است که صاحبان خودرو داخل باید آن را با منت از دولت با قیمت چهار هزار ریال (۴۰۰ تومان) دریافت کنند
سئوال این است که چرا تاکنون رقم واقعی بنزین خریداری شده از خارج به صورت شفاف اعلام نشده است و اگر قرار است مردم به نرخ بینالمللی سوخت دریافت کنند چرا بخش خصوصی امکان واردات و عرضه آن را ندارد و همچنان خرید و توزیع این فرآورده نفتی در انحصار دولت است؟
و نکته دیگر آنکه آیا مردم حقوق خود را براساس دلار دریافت میکنند که باید به صورت ارزی هزینههای واردات دولتیها را بپردازند؟ اگر تصمیم بر این است که سهمیه بنزین کارت سوخت کاهش یابد، چرا دولتمردان آن را به صورت شفاف به مردم اعلام نمیکنند و تاریخهای متفاوتی برای اجرا مطرح میشود.
اینکه گفته شده شاید تغییر سهمیه کارت سوخت به بعد از انتخابات موکول شود چه معنی دارد، آیا این اقدام نوعی انحراف افکار عمومی و بهرهبرداری سیاسی از مقوله اقتصادی آن هم در جهت منافع جریان حاکم محسوب نمیشود؟
اگر این خبرها که البته تاکنون به صورت رسمی از سوی دولتمردان تکذیب و تأیید هم نشده واقعیت داشته باشد باید آن را نوعی توهین به افکار عمومی قلمداد کرد اگر ضرورت و اهمیت کاهش سهمیه سوخت و افزایش قیمت بنزین آزاد براساس واقعیتهای اقتصادی و برنامهریزیهای صورت گرفته اجتناب ناپذیر است، چرا اجرای آن به بعد از انتخابات موکول میشود؟
نکته دیگر آنکه با کاهش سهمیه سوخت و عرضه بنزین مازاد بر سهمیه با نرخ بینالمللی اهمیت گسترش ناوگان حمل و نقل عمومی بیش از پیش نمایان میشود ولی چرا دولت به این مقوله بیتفاوت است و از تخصیص اعتباری که حتی در قانون تبصره 13 نیز دیده شده به شهرداریها خودداری مینماید؟
جمعبندی این نکات واقعیتی غیرقابل انکار پیش رو مینهد و آن اینکه میخواهند از بنزین و یارانهها به عنوان یک هدف صرفا سیاسی و نه اقتصادی در راه منافع قدرت بهره برند غافل از آنکه این سناریوها نزد مرم کهنه شده و آنها واقعیتها را به خوبی درک میکنند
سیاست نابودی تولیدات داخلی
سایت پیک نت: ۱۲۰۰ کارگر کارخانه نساجی بروجرد برای یک ماه به مرخصی اجباری فرستاده شدند و کارخانه تا پایان فروردین بسته شد. این درحالی است که که کارخانه مذکور از 20 اسفند ماه جاری عملا تعطیل شده بود. دلیل این تعطیل اجباری که بیم آن می رود پس پایان فروردین ماه سال آینده نیز ادامه یابد، به فروش نرفتن محصولات آن اعلام شده است، چنان که انبار آن مملو از محصولات کارخانه است. نساجی ایران نیز مانند نیشکر، برنج، چای، تنباکو و... قربانی سیاست واردات شد. یعنی همان سیاستی که در آستانه انتخابات مجلس پنجم دو چهره شاخص سرمایهداری تجاری ایران، یعنی حاج حبیب الله عسگراولادی و اسدالله بادامچیان در مصاحبه های جداگانه ای که در روزنامه های ایران و از جمله نشریه "شما" وابسته به موتلفه اسلامی منتشر شد، اعلام داشتند که با پول نفت می توان اجناسی را وارد کرد که تولید آن در داخل گرانتر تمام می شود! در فاصله اندکی پس از این دو مصاحبه، محمدرضا باهنر نایب رئیس کنونی مجلس نیز همین نظر را تائید کرد. این سیاست در تمام سالها در جمهوری اسلامی اجرا شده و دولت احمدی نژاد سطح آن را بالاتر برد. فاجعه نابودی تولید داخلی حاصل این سیاست است.
خبر ویژه
پاسخ لاریجانی به نامه اخطار قانون اساسی احمدی نژاد
در پی انتشار نامه اخطار رئيس جمهور به رئيس مجلس شورای اسلامی در خصوص فرايند رسيدگی به لايحه بودجه سال 88 كل كشور، علی لاريجانی به مفاد اين نامه پاسخ داد. متن نامه علی لاريجانی بدين شرح می باشد:
جناب دكتر احمدینژاد رياست محترم جمهوری
با سلام و تبريك ميلاد با سعادت پيامبر گرامی اسلام صلوات الله عليه و امام جعفر صادق (ع)، از اخطار جنابعالی به قوه مقننه، موضوع نامه شماره 243308 مورخ 24 اسفند ماه 1387 ابتدا از طريق رسانهها مطلع گرديدم. پيرامون اين نامه نكاتی در خور توجه وجود دارد كه به اطلاع می رساند:
نكته اول: اخطار جنابعالی به دلايل ذيل وجاهت قانونی ندارد:
1- بر اساس اصل 57 قانون اساسی، قوای سه گانه استقلال دارند.
2- طبق اصل 91 قانون اساسی تشخيص موارد خلاف قانون اساسی در حوزه تقنين، يعنی وظيفه اصلی مجلس، منحصرا برعهده شورای محترم نگهبان است و ورود رئيس قوه مجريه دراين عرصه اعتبار قانونی ندارد.
3- استناد جنابعالی در اين اخطار به ماده 15 قانون اختيارات رياست جمهوری مصوب سال 13۶۵ می باشد كه مستند به اصل 113 قانون اساسی قبل از بازنگری است كه در آن اصل تنظيم روابط قوای سه گانه، جزء وظايف رئيس جمهور در نظر گرفته شده بود حال آنكه در بازنگری قانون اساسی، اين اختيارات از رئيسجمهوری سلب و به وظايف و اختيارات رهبری اضافه گرديده است (بند 7 اصل 110 قانون اساسی) بر همين اساس وقتی در دولت قبل بحث اخطار به قوه قضائيه و سپس تنظيم لايحه جديد اختيارات رياست جمهوری مطرح شد. مطابق بند د، نامه 2944/30/82 مورخ 17/2/82 شورای نگهبان به رياست مجلس شوراي اسلامی با ايراد شورای نگهبان مواجه گرديد:
شمول دستگاههای حكومتی در مورد خبرگان رهبری و شورای نگهبان و مجمع تشخيص مصلحت نظام و مجلس شورای اسلامی و قوه قضائيه و هر مقام و دستگاه ديگری كه قانون اساسی به آنها اختيار و وظيفه داده است نسبت به تشخيص، برداشت، نوع، كيفيت اعمال اين اختيار و مسئوليت، خلاف اصول مربوط به قانون اساسی شناخته شد. بنابر اين استناد به قانون مصوب سال 13۶۵ جهت اخطار به مجلس شوراي اسلامی وجاهت ندارد.
نكته دوم: علاوه بر قانونی نبودن اخطار، موضوع اخطار نيز كه به تغييرات لايحه بودجه ضمن بررسی در مجلس مربوط می شود وجاهت قانونی ندارد. طبق اصل 71 قانون اساسی مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می تواند قانع وضع نمايد، و وفق اصل 52 قانون اساسی بودجه سالانه كل كشور به ترتيبی كه در قانون مقرر می شود از طرف دولت تهيه و براي رسيدگی و تصويب به مجلس شورای اسلامی تسليم می گردد و هر گونه تغيير در ارقام بودجه نيز تابع مراتب مقرر در قانون خواهد بود و همچنين ماده 145 آييننامه مجلس تصويب و تغيير يا تكميل هر طرح و يا لايحهای را در حوزه اختيارات كميسيونها و مجلس قرار داده است. لذا لوايح دولت از جمله لايحه بودجه و طرحهای نمايندگان در مسير بررسی، تصويب يا رد می شود و يا با اصلاح و تغيير و تكميل تصويب می شود و به ندرت عينا تصويب می گردد لذا اگر مصوبه با قانون اساسی يا شرع مقدس تغايری داشته باشد، شورای محترم نگهبان مسئول اظهار نظر است و حتی اگر مجلس به دلايل مختلف مصلحت كشور را در همان مصوبه بداند مجمع تشخيص مصلحت نظام نظر نهايی خواهد داد لذا اين موقف نمی تواند محل ايراد رئيسجمهور باشد و پس از تصويب نهايی لازمالاجرا است البته اگر دولت در عمل به مشكلی برخورد كند می تواند اصلاحيه تقديم مجلس نمايد و اجازه جديدی درخواست كند.
اينجانب به عنوان رئيس مجلس، حتی اگر از حيث كارشناسی بامصوبهای مخالف باشم طبق ماده 17 قانون آييننامه داخلی مجلس وظيفه دفاع از اجرای قانون و حفظ منزلت مجلس را بر عهده دارم و اين امر به دليل ايجاد عدالت در كشور است كه محور آن قانون است، بنده نه اين مصوبه و نه هيچ تصميم بشری ديگری را چه لايحه دولت باشد و چه مصوبه مجلس، مصون از خطا نمی دانم ولزومی هم نمی بينم كه از جزييات بودجه مصوب دفاع كنم چه اين حق مجلس است و مطابق اصل 71 قانون اساسی مجلس شورای اسلامی در عموم مسائل در حدود مقرر در قانون اساسی می توان قانون وضع كند، و تغاير يا عدم تغاير مصوبات مجلس با قانون اساسی نيز با شورای نگهبان است كه پس از طی مراحل همه بايد مطيع قانون باشد ولی برای آنكه نشان دهم دعاوی مطرح شده علاوه بر اينكه مرجع قانونی در تعيين آنها مجلس است از مبنای عقلانی كافی نيز برخوردار است به چند نمونه اشاره می كنم.
نمونه نخست: در زمينه تغييرات زياد در لايحه كه ادعا شده است شكل لايحه به طرح تبديل گرديده متاسفانه واحد در نظر گرفته شده توسط جنابعالی كاملا غيرمتعارف است چه در لايحه بودجه خلاف سنوات گذشته 1190 پروژه ملی را به استانی تبديل شده بود كه مجلس به دلايل متعدد آن را به جايگاه پروژه های ملی بازگرداند و جنابعالی اين تصميم را 1190 تغيير لحاظ نمودهايد و همين طور حدود 300 مورد تغيير مربوط به حذف رديف دستگاههای مختلف در لايحه دولت می باشد كه نظير سال گذشته مجلس آن رديفها را احيا نمود.
نمونه دوم: در زمينه هدفمند كردن يارانهها، دولت لايحهای مستقل تقديم مجلس شورای اسلامی نمود كه در آن سه سال برای اجرا در نظر گرفته شده است و نشان می دهد اين لايحه از جنس اقدامات يكساله (بودجه سالانه) نيست و همانگونه كه مطلعيد مجلس بيش از سه ماه قبل از تقديم لايحه، كميسيون ويژهای را مشخص نمود و تاكنون با حضور وزرا، و مسئولين مربوطه صدها ساعت وقت صرف بررسی طرح تحول و اين لايحه نموده است و نمايندگان مجلس نمی توانستند در قالب رسيدگی به لايحه بودجه؛ بررسی لايحه مهم فوقالذكر را از نيمه راه قطع نمايد و زيرا بسياری از نمايندگان و متخصصين كه همگی بر تاثيرات شديد تورمی آن اذعان دارند در مورد زوايای مختلف آن ابهام داشتند مخصوصا در شرايطی كه صنايع و كشاورزی كشور نيازمند مساعدت جدي هستند تا دچار ركود بيشتر نشوند. مجلس مصلحت ندانست كه در اين مقطع موضوع را بدون كارشناسی وارد بودجه سال آينده نمايند ضمن اينكه حضرتعالی در نامه شماره 227164 مورخ 4/12/87 اصلاحيهای را به مجلس ارسال نموديد كه در آن آورده ايد:
با توجه به همزمانی بررسي لايحه بودجه سال 1388 كل كشور و لايحه هدفمندسازی يارانههای انرژی و نظر به امكان اصلاحات احتمالی از سوی مجلس شورای اسلامی در لايحه هدفمند سازی يارانههای انرژی و مواجهه با كمبود زمان درانجام اصلاحات لازم در لايحه بودجه سال 1388 اصلاحات ذيل در لايحه بودجه به عمل آيد:
درآمد حاصل از هدفمند كردن يارانههای انرژی به شماره طبقه بندی 130409 حذف گرديد. و همين طور پيشنهاد داديد كه سقف منابع درآمدی از صندوق ارزی افزايش و 60000 ميليارد ريال از سقف اعتبارات هزينهای و تملك دارايی های سرمايهاي كسر گردد.
لذا ملاحظه می نمايد كه دولت خود پيشنهادی ارائه نموده است كه در صورت حذف يارانه انرژی به چه نحو بودجه به تصويب برسد و در اصلاحيه مذكور اشارهای به اضافه نمودن بودجه يارانهها ننموديد.
نمونه سوم: در زمينه يارانه كالاهای اساسی نمايندگان دولت اعلام كردند كه مبلغ 4720 ميليارد تومان سهم يارانهها در لايحه عبارت است از 4000 ميليارد تومان بودجه سال جاری يارانهها و 18 درصد تورم ناشی از طرح هدفمند كردن يارانهها، كه با توجه به هدفمندكردن يارانهها، هنوز مبلغ يارانهها حداقل 300 ميليارد تومان بيش از بودجه سال 87 است در حالی كه بسياری از كالاهای اساسی از جمله قيمت جهانی گندم در سال آينده حدود نصف سالجاری پيشبينی می شود.
نمونه چهارم: در زمينه اصلاح حقوق بازنشستگان تامين اجتماعی به رغم اصلاح كاملا مناسب حقوق بازنشستگان كشوری بر اساس قانون مديريت خدمات كشوری درسال 87 متاسفانه در لايحه دولت برای سال 88 هيچ اقدامی را درباره مشمولان قانون اجتماعی پيشنهاد نكرده در حالی كه تاخير در اين اصلاح هم از نظر اجرای عدالت اجتماعی محل اشكال بود و هم حقوق بخش مهمی از بازنشستگان عزيز ناديده گرفته می شد لذا مجلس شورای اسلامي مقرر كرد بخشی از سهام شركتهای دولتی برای يكبار به سازمان تامين اجتماعی واگذار گردد و سازمان مذكور از طريق فروش و سود آنها اين نقيصه اساسی لايحه بودجه سال 88 را جبران نمايد تاحقوق بازنشستگان تامين اجتماعی پرداخت گردد.
نمونه پنجم: كرارا ادعا شده است كه مصوبه مجلس لايحه بودجه را دچار بهم ريختگی وعدم انسجام نموده است. جناب آقای رئيسجمهور بهمريختگی وقتی است كه رديفهای قانونی دستگاهها بلا وجه حذف میگردد و عليرغم مصوبه مجلس در سال 87 دولت بر راه خويش میرود حال آنكه مطابق اصل 53 قانون اساسی كليه دريافتهای دولت در حساب خزانهداری كل متمركز میشود و همه پرداختها در حدود اعتبارات مصوب به موجب قانون انجام گيرد، و برای 290 رديف مربوط به دستگاههايی كه به موجب قانون تاسيس شدهاند مجوزی برای حذف وجود ندارد و اقدام مجلس كاملا قانونی و منطبق با قانون اساسی است.
ضمنا به اطلاع حضرتعالی می رساند بودجه (جاری و عمرانی) در مصوبه مجلس نسبت به لايحه دولت حدود 7 درصد كاهش داشته است.
نمونه ششم: در مورد ادعای عدم رعايت آييننامه داخلی مجلس، پرواضح است بر طبق قانون آئيننامه داخلی مجلس اجرای آن بر عهده رئيسجلسه است و ربطی به مرجع بيرونی ندارد مخصوصا ادعای حذف يارانهها با دو سوم آرا حاضرين هيچ وجاهت قانونی ندارد چه تصويب بند 31 بودجه مربوط به يارانهها، بدليل تغاير با قانون برنامه دو سوم آرا نياز دارد نه حذف آن.
نمونه هفتم: مربوط به آخرين اعتراض حضرتعالی است كه بيشتر به طنز شباهت دارد؛ اعلام فرموديد بودجه دولت تقسيم بر كارمندان 20 ميليون تومان و بودجه مجلس را بر عدد نامعلومی تقسيم كرده (شايد تعداد نمايندگان) و به 240 ميليون تومان رسيدهايد در حاليكه بودجه دولت تقسيم بر وزراء، 5000 ميليارد تومان و بودجه مجلس تقسيم بر كاركنان مجلس تنها سی ميليون تومان است.
يعنی مقسم شما بايد يک سنخ باشد يا هر دو بودجه به كارمندان و يا هر بودجه به مسئولين (وزرا يا نمايندگان) تقسيم گردد هر چند اصولا اينگونه مباحث به عنوان اخطار در شان آن جايگاهی نمیباشد.
آقای رئيسجمهور به خوبی میداند كه كار ملک بر قانونگرايی راست شود و به دلايل پيش گفته نامه شما اقدامی ندارد.
با احترام علی لاريجانی
مخالفت از حضور اسانلو در مراسم ازدواج فرزندش
ادوار نیوز: پنجشنبه شب گذشته مراسم ازدواج فرزند منصور اسانلو، رئیس هیأت مدیره سندیکای کارگران اتوبوسرانی، در حالی در غیاب وی برگزار گردید که خانواده این فعال کارگری از مدت ها قبل و پس از مراجعات مکرر بالاخره موفق به دریافت اجازه حضور چند ساعته وی در مراسم ازدواج اولین فرزندش از طرف شخص قاضی حداد شده بودند. و وی شخصا و در ملاقات حضوری با خانواده ی اسانلو با این امر موافقت نموده بود ولی در حالیکه خانواده و بستگان تا پاسی از شب در انتظار حضور پدر داماد بودند، در اقدامی غیر انسانی از حضور وی حتی برای لحظاتی کوتاه در این مراسم جلوگیری بعمل آمد و در نهایت این مراسم در غیاب پدر و در فضایی حزن انگیز برگزار گردید.
امین احمدیان عضو شورای مرکزی و مسوول کمیته ارتباطات مدنی سازمان دانش آموختگان در این خصوص گفت: این امر در حالی صورت می گیرد که در ادامه اعمال فشارهای مختلف پس از تبعید منصور اسانلو از زندان اوین به زندان رجایی شهر، نظیر جلوگیری از ادامه معالجات بیماری حاد چشمی و نیز معالجات قلب و ضرب و شتم وی هم اکنون این زندانی سیاسی به ناراحتی شدید ستون فقرات مبتلا شده و این امر توسط بهداری زندان تأیید و بیش از ۲ ماه است که از طرف پزشکی قانونی "گواهی عدم تحمل کیفر" برای وی صادر شده و علیرغم این امر، وی همچنان در زندان رجایی شهر کرج و در شرایط سخت و نامساعد بهداشتی نگهداری می شود.
برج سازى در باغ ۵۰۰ ساله گیاهی تجریش
سعيد حكمت ـ روزنامه ايران: تخريب باغ ۵۰۰ ساله و معروف منطقه تجريش به نام باغ گياهى از ۲۰ روز پيش و در آستانه روز درختكارى و هفته منابع طبيعى آغاز شد و هم اكنون اثر چندانى از اين باغ قديمى باقى نمانده است. به گزارش ايران تعدادى از ساكنان و مغازه داران خيابان هاى اطراف ميدان تجريش در تماس با دفتر روزنامه از قطع درختان و تخريب باغ گياهى واقع در خيابان سعدآباد خبر دادند؛ باغى كه كنار مسجد گياهى قرار دارد و به گفته اهالى منطقه، اين باغ و مسجد داراى قدمتى نزديك به ۵۰۰ سال هستند. پس از دريافت گزارش هاى مردمى، عكاس و خبرنگار روزنامه ايران براى آگاهى دقيق از وضعيت باغ گياهى به محل اعزام شدند.
۲۰۰ متر بالاتر از ميدان تجريش (خيابان سعدآباد) باغ قديمى و معروف گياهى قرار دارد و اگر بطور معمول در اين قسمت از خيابان سعدآباد قدم بزنيد، به خاطر وجود ديوارى كه به تازگى آن را احداث كرده اند، متوجه عمليات مخفيانه اى كه آن سوى ديوار انجام مى شود، نخواهيد شد و جالب اين كه اين ديوار تا ۲۰ روز قبل وجود نداشت و به خاطر فرسودگى تخريب شده بود اما با آغاز عمليات تخريب، ديوار جديدى احداث شد. با همكارى برخى از اهالى به پشت بام منزل آنها رفتيم و از آنجا بود كه مى شد عمليات تخريب باغ را بطور واضح و زنده مشاهده و از آن عكسبردارى كرد. اهالى مى گفتند در اين ۲۰ روز حداقل ۵۰ تا ۷۰ اصله درخت با بن ۱۰۰ تا ۳۵۰ قطع و از اين باغ خارج شده است. دور تا دور باغ پر از لاشه هاى دسته جمعى درختچه ها بود و طبق برآورد ما حدود ۵۰۰ تا ۶۰۰ درختچه در اين باغ بطور غيراصولى از ريشه كنده شده بود. هر چند موضوع با برخى مسئولان شهرى مطرح شد اما تعدادى از ساكنان منطقه نيز عنوان كردند كه ساخت يك برج بزرگ در زمين اين باغ در حال عمليات است.
سؤال شهروندان از ما اين بود كه آيا مجوزهاى لازم براى تغيير كاربرى و ساخت برج در زمين باغ اخذ شده است اگر اخذ نشده، پس چرا شهردارى از اين كار ممانعت نمى كند و اگر مجوز داده شده، چرا بايد براى تخريب درختان مجوز داده شود؟ آيا شوراى شهر در جريان اين موضوع قرار گرفته است جريان ديوارى كه به تازگى احداث شده، چيست آيا اين عمليات قرار است مخفى باشد حتى اگر به آن مجوز داده باشند. براساس اين گزارش، پيمانكار پروژه نيز به خبرنگار ما گفت: من هيچ كاره هستم! به من ربطى ندارد به سراغ مدير پروژه برويد.
يک در باغ در خيابان ولى عصر، به بن بست سعدى باز مى شد و خانه اى كنار آن قرار داشت كه مدير پروژه هم همان جا بود، اما وى در پاسخ به پرسش هاى خبرنگار ما با تهديد به اين كه پروژه برج سازى مربوط به يك نهاد بسيار مهم است، وى را از عكاسى و تهيه گزارش از اين پروژه برحذر داشت و تأكيد كرد تابلوى مربوط به يك نهاد خيريه كه در محل عمليات برج سازى نصب شده است نيز براى رد گم كردن است و در واقع اينجا كسى حق عكاسى و تهيه گزارش ندارد.
يك مقام عالى شهرى در گفت وگو با خبرنگار ايران و در پاسخ به سؤالات مطرح شده ما گفت: در اين باره گزارش و شكايتى به سازمان پارك ها و فضاى سبز و نيز شهردارى منطقه ارسال كرديم و از آنها خواستيم كه موضوع را بررسى و نتيجه را به ما اعلام كنند. البته ما هم از طريق گزارش هاى مردمى متوجه موضوع شده ايم و در حال حاضر خبرى از وضعيت باغ نداريم. وى پس از شنيدن اظهارات ما درباره وضعيت كنونى باغ گفت: براى ما يك درخت هم اهميت خاصى دارد چه رسد به تخريب يك باغ و اين كار غلطى است. ما از شما مى خواهيم كه كار رسانه اى خود را انجام دهيد. اين مقام مسئول افزود: متأسفانه برخى ها با استفاده از جايگاه و يا پول خود، مجوزهايى را از ديوان عدالت ادارى مى گيرند و كارى به مخالفت ها و منع هاى قانونى ندارند.
براى آگاهى از نقش شهردارى منطقه در اين موضوع و عملكرد آنها در جلوگيرى از تخريب باغ، با مدير روابط عمومى شهردارى منطقه يك تهران تماس گرفتيم. داوودى گفت: به محض اين كه از اين موضوع مطلع شديم، همه چيز را تحت كنترل گرفتيم و هم اكنون نيروهاى ما در باغ حاضر هستند و اوضاع را در دست دارند. وى در پاسخ به اين سؤال كه با گذشت ۲۰ روز از آغاز تخريب باغ، شما از چه موقع اوضاع را در كنترل داريد، گفت: از ديشب؛ يعنى از وقتى كه مطلع شديم.
مدير روابط عمومى شهردارى منطقه يك تهران در پاسخ به اين سؤال كه آيا مجوزهاى لازم براى تغيير كاربرى و احداث برج اخذ شده است يا نه، گفت: حتما اخذ شده است كه آنها مشغول به كارند، چون كسى يا نهادى بدون مجوز شهردارى، كارى در منطقه انجام نمى دهد. داوودى درباره قطع درختان نيز اظهار داشت: درختى قطع نشده بلكه فقط چند درخت خشك را از آنجا خارج كرده و از جا كنده اند.
وى اظهارات و گواهى هاى مردمى درباره قطع و خارج شدن ۵۰ تا ۷۰ اصله درخت را رد كرد. داوودى گفت: البته وقتى متوجه شديم كه آنها قصد جابه جايى درخت را دارند و اين كار را در ساعت هاى پايانى روز انجام مى دهند به آنها تذكر داديم و گوشزد كرديم كه راه صحيح و اصولى جابه جايى درخت چگونه است و شهردارى منطقه همه الزامات قانونى را به صورت كتبى به مديران پروژه ابلاغ كرده است. وى در پاسخ به اين كه اين اقدامات شما دقيقا از چه روزى آغاز شده است، گفت: همين ديشب.
به هرحال قدمت ۵۰۰ ساله باغ گياهى تجريش فقط در مدت ۲۰ روز به بازى گرفته شد. شهردارى منطقه هم كه مى گويد كسى بدون مجوز ما كارى نمى كند. اتفاقا سؤال اساسى اينجا است كه چرا براى تخريب يك باغ و تغيير كاربرى آن مجوز داده مى شود.
نكته ديگر اين كه عمليات مخفيانه تخريب باغ از ۲۰ روز قبل آغاز شده اما شهردارى منطقه گويا از شب گذشته در جريان آن قرار گرفته است و دليل آن هم قطعا درگير شدن عوامل پروژه با خبرنگار و عكاس ايران بود كه موجب شد موضوع را به گوش شهردارى برسانند.
ابلاغيه كتبى "اصول جابه جايى و انتقال درختان" هم شب گذشته از سوى شهردارى به عوامل پروژه صادر شده است و اين يعنى "نوش دارو پس از مرگ و قطع صدها درخت و درختچه". صحبت هاى مديران شهردارى و پيگيرى هاى بعدى خبرنگار ايران نشان مى دهد كه شهردارى منطقه تا يك شب گذشته از قطع درختان بى اطلاع بود و پس از آن كه احساس كردند اين موضوع رسانه اى مى شود، بلافاصله ابلاغيه چگونگى جابه جايى و انتقال درخت ها را خطاب به مديران پروژه نوشتند؛ در حالى كه اصلا انتقالى در كار نبوده است و درخت ها قبل از مطلع شدن شهردارى قطع و از باغ خارج شده اند و كسى نمى تواند صورت مسئله را پاك كند.
نامه سرگشاده حشمت الله طبرزدی به ولی فقیه نظام
جناب آقای خامنه ای
با سلام
بدون مقدمه شروع می کنم. امیدوارم اینک که این نامه را می نویسم، خشم ناشی از برخورد سربازان شما با خانواده ام موجب نگردد تا از جاده منطق و عقلانیت خارج شوم و مطالبی را قلمی کنم که ای بسا از اهداف فشار جدید و جنگ روانی آن ها علیه همسرم و سایر اعضای خانواده ام باشد.
جناب خامنه ای! شما رهبر جمهوری اسلامی هستید و من نیز از مخالفان شناخته شده این نظام هستم که در ۱۵ سال اخیر هر نوع زندان و شکنجه سفید و ضرب و شتم و محرومیت را تحمل کرده اما به هر حال پذیرفته ام که برای رسیدن به آزادی و دموکراسی می بایست هزینه پرداخت کرد و این طبعیت هر رژیم سرکوبگر و ایدئولوژیک است که مخالفین خود را سرکوب کند. اخیرا اما مأموران وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب حرکت جدیدی را شروع کرده اند که از خدا می خواهم ختم به خیر شود!؟
جناب خامنه ای! من در این ۱۵ سال گذشته هیچ گاه در هیچ مبارزه سیاسی همسرم را دخالت نداده ام و بر این باور بوده ام که به اندازه ی کافی نظام تحت رهبری شما برای من و خانواده ام مشکل تراشیده است که همسرم اگر بتواند همین مشکلات و مصائب را تحمل کند شاه کار کرده است. ضمن این که ایشان خودش نیز هیچ علاقه ای به شرکت در این گونه منازعات ندارد. اما متأسفانه اخیرا "اطلاعات" دست به حرکتی ناپسند، ناجوانمردانه و ضد بشری زده است. شما شاید ندانید، اما هرگاه دستگاه امنیت به سراغ خانواده ای می رود، به ویژه امثال همسر من که سیاسی نبوده و جرمشان این است که عضو خانواده یک سیاسی هستند، به خوبی آشکار است که به دنبال اعمال زور و فشار و بدتر از آن، جنگ روانی علیه آنها ست. در واقع، عمل و نحوهء آنها به لحاظ روانی یک اقدام قانون مند تلقی نمی شود. بلکه بیشتر زورگویانه تلقی می شود تا قانونی. درست مثل این که یک زورگو بخواهد از شما باج خواهی کند.
حال شما خودت را به جای ما بگذار و سپس داوری کن. یک نفر ناشناس چند روز پیش زنگ می زند و مدعی است که از دفتر پیگیری وزارت اطلاعات زنگ می زند و می گوید که خانم محبوبه علی نقیان روز بعد به این دفتر مراجعه کند. همین فرد روزهای بعد همین کار را تکرار می کند و حتی حاضر نیست نام و تلفن خود را بگوید، اما در عوض به خود حق می دهد از دیگران بخواهد که خود را به دفتر مربوطه معرفی کنند. در روزهای بعد دزدکی زنگ می زند و به همسر من می گوید که نباید به همسرت می گفتی که ما احضارت کردیم و بار دیگر از ایشان می خواهد تا برای انجام پاره ای مذاکرات در مورد شخص ایشان به دفتر مربوطه برود. این در حالی است که در این مدت، همسرم و فرزندانم در یک جنگ روانی نا خواسته قرار گرفته و گاهی بر این گمان بودیم که شاید گروه های خودسر دست به چنین کارهای ناشایست و ضد بشری می زنند. اما امروز، ۲۵ اسفند ماه که روز تعطیلی رسمی نیز اعلام شده، همان فرد بار دیگر تلفن زده و پس از این که پاسخ مورد نظر را دریافت نکرده و به فاصله چند ساعت، در پشت در منزل ما حاضر شده و می گوید از شعبه ۲ دادگاه انقلاب برای خانم محبوبه علی نقیان احضاریه ای دارد! و از ما می خواهد که در را باز کنیم.
شرح این ماجرا، به همین کوتاهی و سادگی، ممکن است در نظر شما این گونه جلوه کند که: خوب، وزارت اطلاعات و دادگاه انقلاب نهاد های قانونی هستند و حق دارند برای امنیت نظام هر اقدامی انجام بدهند. یا گفته شود: کسی که با نظام اسلامی مبارزه می کند باید پای این چیز ها نیز بنشیند. این البته داوری حاکم و نیرو های همسو به آن است. ولی برای ما به عنوان شهروند، مسئله جور دیگری معنا پیدا می کند.
اجازه دهید برداشت روانی و منطقی خود از این رویداد را بیان کنم و از منظر یک شهروند عادی و درعین حال مخالف، آن را بیان نمایم. دستگاه می خواهد من را مجبور به سکوت و عدم مخالفت کند و چون از راه زندان و فشار علیه خودم به نتیجه نرسیده و می داند که من در مورد اعضای خانواده ام حساسیت مضاعف دارم، از این زاویه وارد شده و همچون آدم های گردن کلفت و قداره بند تا پشت در خانه من نیز آمده و چون می داند تا من زنده هستم نخواهد توانست همسر یا فرزندانم را از راه نیرنگ یا زور به دادگاه انقلاب ببرد، باید در انتظار حوادث بعدی آن نیز بمانیم.
جناب آقای خامنه ای! وقتی که مأمور اطلاعات زنگ در خانه ما را زد و اصرار کرد که در را باز کنیم و هر گاه که همین کار را تکرار کند، از آن جا که برخورد آنها را نوعی زورگویی تلقی می کنیم، همه فرزندانم انتظار دارند تا، همچون بارهای پیشین، به زور وارد شوند؛ اما با این تفاوت که این بار معلوم نیست در مقابل زور تسلیم شوند. آنها در صدد هستند به حریم خصوصی من تجاوز کنند و من حق خود می دانم که دفاع نمایم و به همین دلیل به شما و به دنیا اعلام می کنم، در این رابطه هر اتفاقی برای من یا عضوی از خانواده ام افتاد مسئولیت آن با شخص شما به عنوان رهبر جمهوری اسلامی است.
جناب آقای خامنه ای! شما با زور سپاه و دستگاه های امنیتی همه مخالفین را از میدان خارج کرده و حتی یاران دیروز شما، یعنی رفسنجانی و خاتمی، را نیز از دست داده اید. اگر چه آنها بنا به مصلحت و به صورت علنی حرفی نمی زنند اما همگان از این امر آگاه هستند. شما به خوبی می دانید که اکثریت قاطع مردم ایران از حکومت شما ناراضی هستند اما نیروهای امنیتی آن ها را سرکوب می کنند. به خوبی می دانید که دولت احمدی نژاد حتی در بین اصول گرایان محافظه کار نیز طرفداری ندارد، اما از ترس شما یا از روی مصلحت سخنی نمی گویند. شما و حکومت تحت امرتان، به برکت پول های نفت، هر مخالفی را به راحتی سرکوب کرده و اجازه نمی دهید مردم آزادانه در انتخابات یا رفراندوم شرکت کرده و سرنوشت خود را در دست بگیرند. ما نیز قاعده مبارزه دموکراتیک را می دانیم و به راه خود ادامه می دهیم. اما از شما می خواهم نیرو های تحت امر به حریم خصوصی من کاری نداشته باشند.
به انسانیت و شرف سوگند که حتی اگر کشته شوم در مقابل این اقدام ضدحقوق بشری کوتاه نخواهم آمد. من چیزی ندارم از دست بدهم و اگر به شکنجه گاه افتادم دست به اعتصاب نخواهم زد و خوشبختانه صحیح و سالم هستم. من اعلام می کنم که از دسیسه دستگاه امنیتی علیه خود و خانواده ام آگاهی ندارم و ممکن است این ها برنامه ی کشتن من را طراحی کرده باشند. من از این طریق به سازمان های بین الملل اعلام می کنم که من و خانواده ام امنیت جانی نداریم. از کجا بدانم در برخورد با من و خانواده ام من را از بین نبرند و بعد اعلام نکنند که کار گروه های خود سر بوده است؟ امروز دستگاه اطلاعات اقای احمدی نژاد به سراغ همسر و حریم خانوادگی من حمله ور شده و هر آینه این امکان هست که به درون خانه بریزند و من را به عکس العمل وا بدارند. این بازی خطرناک را دستگاه امنیتی ولی فقیه شروع کرده و مسئولیت ان نیز با شخص رهبر خواهد بود.
مگر ما چه گناهی کرده ایم که حتی در خانه خود از شر این نیروهای زورگو و اسلحه به دست در امان نیستیم؟ مگر این مملکت متعلق به آقای خامنه ای و یک اقلیت پیرو اوست؟ آیا سرداران سپاه و نیرو های ایثارگر در جبهه و جنگ مرده اند که عده ای این گونه به جان مردم افتاده اند! چند روز پیش از فردی شنیدم که دستگاه امنیت برنامه حذف طبرزدی را تدارک دیده است. امیدوارم این خبر درست نباشد، اما نحوه برخورد نیرو های امنیتی با من و همسر و اعضای خانواده ام حاکی از این است که آنها، با آگاهی از عکس العمل طبیعی و قانونی من در مقابل آنها، ممکن است چنین سناریویی را تدارک دیده باشند. دنیا بداند من تامین جانی ندارم.
يکشنبه، 25 اسفندماه 1387
حشمت الله طبرزدی
احضار همسر یک فعال سیاسی و جنگ روانی علیه اقلیت بهایی
دو گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران
گزارش اول: در طی روزهای اخیر خانم محبوبه علی نقیان، همسر مهندس حشمت الله طبرزدی از سوی دفتر پیگیری وزارت اطلاعات احضار گردیده است. نظر به اینکه نامبرده هیچگونه سابقه یا فعالیت سیاسی نداشته است مطلعان این احضار را در راستای افزایش فشار بر آقای طبرزدی و ممانعت از فعالیتهای سیاسی ایشان می دانند.
در این راستا این زندانی سیاسی سابق طی نامه ای به رهبر حکومت ایران ضمن بر شمردن موارد نقض حقوق و تجاوز به حریم خصوصی خود نسبت به پیامدهای این موضوع ابراز نگرانی نموده و خود و خانواده خود را فاقد امنیت اجتماعی و جانی خوانده است.
گزارش دوم: بامداد مورخه 25 اسفندماه سال جاری فرد یا افرادی با هویتهای نامشخص اقدام به شعارنویسی بر دیوار تعداد زیادی از منازل بهائیان در شهر سمنان نمودند.
منازلی که عناصر تندرو با اسپری اقدام به نگاشتن شعارهایی همچون "مرگ بر بهائی ، بهائی برو گمشو ، بهائی برابر با اسرائیل و کافر" بر دیوار آن نموده اند متعلق به شهروندان بهایی به نامهای علی احسانی ، نوش آذر خانجانی، هژیر هدایتی ، عزت الله وجدانی ، بهروز فیروزیان ، نجات الله خانجان ، بهفر خانجانی ، بهناز خانجانی ، سیاوش جابری و شهناز پیراسته می باشد.
شهروندان سمنانی با مشاهده این موضوع نیروهای انتظامی را با قید فوریت در جریان موضوع قرارداده اند اما عملکرد مناسبی از این نهاد در خصوص پیگیری یا پیشگیری از این وقایع تاکنون مشاهده نشده است. لازم به یادآوری است شهر سمنان منجمله شهرهایی است که در طی ماههای اخیر شهروندان بهایی به کرات دستگیر شده، منازل آنان مورد حمله با بمب های دستی آتش زا قرار گرفته است.
درگیری خونین در اندیمشک
بنا به گزارشها، درگیری خونین طایفه ای در درون شهر اندیمشک با دخالت نیروی انتظامی به درگیری شدیدتر مردم با نیروی انتظامی منجر شد بطوریکه نیروی انتظامی اندیمشک از شهرهای شوش و دزفول و اهواز درخواست کمک کرد.
به گزارش سایت هفت تیر، اين درگيری ها که روز چهارشنبه ساعت 12 ظهر در کوی ساختمان شروع شد و تا نیمه شب بین جوانان دو محله اندیمشک ادامه داشت با دخالت نیروی انتظامی به محله بهارستان کشیده شد و به درگیری مردم با نیروی انتظامی تبدیل شد. در یورش نیروی انتظامی اندیمشک به مردم حداقل یک مامور نیروی انتظامی کشته و ده تن دیگر از ماموران زخمی شدند و دو دستگاه ماشین نیروی انتظامی آسیب جدی دید. به درخواست نيروی انتظامی انديمشک نيروی های ضد شورش ابتدا با تمام قوا از شوش و دزفول و سپس با ناموفق بودن در صحنه از اهواز به انديمشک اعزام شدند. هم اکنون وضعيت در انديمشک کاملا غير عادی است و شهر کاملا حالت نظامی دارد. تا كنون حداقل 300 نفر در جريان اين درگيری بازداشت شده اند و بيمارستان های انديمشک مملو از زخمی است. به دنبال این درگیری ها نشستی با حضور مسئولان امنیتی برگزار و تصمیم گرفته شد نیروهای ضد شورش اهواز همچنان تا پایان سال در اندیمشک باقی بمانند.
گفتنی است 12 روز پیش افراد مسلح با مسلسل به خانه فریدون حسنوند نماینده اندیمشک در مجلس شورای اسلامی حمله کردند و از آن زمان تا امروز اوضاع در اندیمشک نا آرام است.
اولین گردهمایی انتخاباتی میر حسین پس از اعلام کاندیداتوری
میرحسین موسوی آخرین نخست وزیر ایران و کاندیدای انتخابات ریاست جمهوری در اولین سخنرانی خود بعد از اعلام نامزدی، شنبه شب در حسینیه حجت نازی آباد حضور یافت و به بیان دیدگاههای خود پرداخت. خلاصه ای از سخنان وی بدین شرح است:
حواشی این گردهمایی
اعلام موجودیت كميته مستقل مردمی صيانت از آرا
كميته مستقل مردمی صيانت از آرا اعلام موجودیت کرد. این کمیته در اولین بیانیه خود اهداف و برنامه های خویش را اینگونه شرح میدهد:
وضعيت خاص و مخاطره آميز امروز كشور عزيزمان ايران چيزی نيست كه بر كسی پوشيده باشد و كمتر صنف ، فرد يا گروهی است كه بر اين نكته صحه نگذارد. ايران در مسير چندين هزار ساله تاريخ خود، امروز در يك پيچ مهم تاريخی قرار گرفته است ، آنچنان كه يك انتخاب درست يا غلط تصميمگيران (اعم از مردم يا حاكمان) می تواند عقب گردی سهمگين و غير قابل جبران، يا پيشرفتی نسبی و رو به جلو را برای اين مرز پر گهر به ارمغان آورد. به گمان ما شرايط پيچيده و نه چندان مساعد داخلی و خارجی، انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری را تبديل به يكی از انتخابهای سرنوشت ساز و حائز اهميت نموده است.
پر واضح است كه وقتی سخن از سرنوشت می شود منظور سرنوشت گروه ، جناح يا صنف و طبقه خاصی نيست بلكه سرنوشت همه اقشار جامعه از زن و مرد، پير و جوان، سياسی و غير سياسی و خلاصه همه مردم ايران زمين مطرح است. چه آنها كه برای از سر نوشتن سرنوشت خويش ساعی اند و چه آنها كه به سرنوشت محتوم باور دارند.
در كشور ما ايران، انتخابات غير آزاد و مخدوش همواره پاشنه آشيل حركت های آزاديخواهانه مردمی بوده است. لذا به گمان ما حراست از سلامت انتخابات و صيانت از آراء مردم، وظيفه ملی، دينی و روشنفكری تک تک ايرانيان است و معتقديم تلاش برای برگزاری انتخاباتی كه حداقل، پارامتر سالم بودن را داشته باشد، گامی است برای نيل به دموكراسی. از اين روی بر آن شده ايم كه به جای بر جای نشستن و نظاره گر بودن، گامی به پيش نهيم و خود به صيانت از آراي خويش بپردازيم.
"كميته مستقل مردمی صيانت از آرا" گروهی مستقل است كه توسط جمعی از فعالين سياسی، صنفی و اجتماعی تشكيل يافته تا در دو سطح تشكيلاتی و سازماندهی نيروی انسانی و همچنين سطح آموزشی و اطلاعرسانی، به سهم خود در برگزاری انتخاباتی نسبتا سالم همكاری و تلاش نمايد.
دو موضوع اساسي كه خلاء آن در خصوص انتخاباتهای برگزار شده تاكنون، احساس می گرديده و قطعا ميتواند در سلامت انتخابات و نتيجه نهايی انتخابات آتی نيز تاثير منفي بگذارد، اولا عدم حساسيت و در ثانی عدم آشنايی گروههای مختلف اجتماعی، اعم از گروهها و تشكلهای صنفی، سياسی، مذهبی و فرهنگی، نسبت به روندهای قانونی و مكانيزم گزينش و تشكيل اركان برگزاری انتخابات است. لذا اين كميته محور اصلی فعاليتهای خود را، انگيزش و آموزش گروههای مختلف اجتماعی در اين زمينه و استفاده از پتانسيل های خاموش اين گروهها در راستای صيانت از آرا قرار داده است.
كميته مستقل مردمي صيانت از آرا دو اصل مهم و اساسی را تكيه گاه حركت خود جوش خود قرار داده است:
١- استقلال گروه از احزاب:
ما خود را مستقل از همه احزاب و گروهها و شخصيت های موجود میدانيم و معتقديم از آنجا كه موضوع سلامت انتخابات و صيانت از آرا بحثی فرا حزبی، فرا جناحی و ملی است، لذا واجب است هر شخص و گروهی فارغ از طرز فکر و گرايشات خود، به اين موضوع بپردازد و از هيچ تلاشی در اين راستا دريغ ننمايد.
اعتقاد راسخ داريم كه برگزاری انتخابات سالم، صرف نظر از ايرادات و اشكالاتی كه به ماقبل و مابعد انتخابات وارد است، خود گامی به جلو در جهت رشد، توسعه و تحكيم دموكراسی در كشور بوده، و به هر ميزان كه خروجی انتخابات به آرای واقعی مردم نزديك تر باشد، به گفته امام علی(ع) افاضل بر مسند امور اجرايی قرار خواهند گرفت.
٢- فعاليت گروه در قالب ظرفيتهای قانونی:
اين كميته تلاش و فعاليت خود در بحث سلامت انتخابات را در قالب نهادها و ظرفيتهای قانونی موجود پيگيری نموده و تاكيد می نمايد كه بنا نيست نهاد سومی خارج از نهادها و ارگانهای قانونی موجود در پروسه برگزاری و نظارت انتخابات دخيل گردند. لذا اعلام می دارد كه تمام خواست و هدف اين كميته اينست كه در راستای تلاش برای برگزاری انتخاباتی سالم و همچنين اطمينان بخشی و اثبات سلامت انتخابات، در گزينش اركان اجرايی و نظارت انتخابات، اعم از "معتمدين هيات های اجرايی" ، "اعضاء شعب اخذ رای" و "ناظرين هيات نظارت شورای نگهبان" از نمايندگان گروههای مختلف اجتماعی كه همگی بهترين مصاديق و شايسته ترين ها برای عنوان "معتمدين محلی" هستند، نيز استفاده شود.
ما به عنوان بخشی از فعالان سياسی ، اجتماعی و صنفی كشور كه در اين مقطع به دليل شرايط خاصی كه برای كشور متصور هستيم، اين گروه را پايه گذاردهايم، تنها و تنها هدفمان اعتلای ميهن عزيزمان ايران از طريق همكاری و همفكری با تمامی كسانی است كه قلبشان برای اين مرز و بوم می تپد. لذا اميدواريم بتوانيم در سايه همكاری و برخورد توام با حسن نيت نهادهای برگزار كننده انتخابات و همت و همراهی تمامی گروههای اجتماعی، بخشی از دين خويش به اين كشور را از طريق كمک به برگزاری انتخاباتی سالم، كه در مقطع فعلی ضرورتی انكارناپذير يافته است، ادا نماييم.
دست ياری تکتک هموطنان عزيز را می فشاريم.
داود كامگار دبير كميته مستقل مردمی صيانت از آرا
خبر ویژه
اخطار قانون اساسی احمدی نژاد به لاریجانی
محمود احمدی نژاد رئیس جمهور طی نامه ای به علی لاریجانی رييس مجلس شورای اسلامی در خصوص آنچه که عدم رعايت اصول مختلف قانون اساسی در فرايند رسيدگی به بودجه سال 1388 نامید، اخطار قانون اساسی ابلاغ كرد.
وی اقدام مجلس در بررسی و ایجاد تغییرات در مفاد آن را مغایر اصل 52 قانون اساسی دانست و روند بررسی بودجه در مجلس را منجر به كنار گذاشتن بودجه پيشنهادی دولت و تصويب بودجهای كاملا متفاوت و جديد و به نظر ریاست محترم جمهور غیرقابل اجرا دانست.
متن كامل نامه محمود احمدی نژاد به علی لاريجانی به عنوان اخطار قانون اساسی در خصوص عدم رعايت اصول مختلف قانون اساسي در فرآيند رسيدگی به بودجه سال 1388به شرح زير است:
بن لادن حکام عرب را منافق خواند
شبکه تلويزيونی الجزيره خبر داد که اسامه بن لادن سرکرده گروهک تروریستی القاعده در يک نوار صوتی منتسب به وی که الجزيره به نسخه ای از آن دست پيدا کرده، رهبران کشورهای اسلامی را به همدستی با آمریکا و اسرائیل متهم ساخت و گفت: حاکمان کشورهای ميانه رو با ائتلاف صليبی- صهيونيستی بر ضد اهالی غزه همدست شدند.
وی در اين نوار صوتی گفت: کاملا روشن است برخی از حکام عرب که آمريکا آنان را حکام کشورهای ميانه رو می نامد با ائتلاف صليبی- صهيونيستی بر ضد ملت ما (اهالی غزه) همدستی کردند. وی افزود: اکنون همه ارتش های رسمی امت اسلامی تحت سيطره حکام منافق منطقه است. با اين وضع چگونه انتظار داريد که مصيبت ها يکی پس از ديگری بر سر ما نازل نشود.
پزشک معتمد زندانیان سیاسی روانه زندان شد!
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
دکتر حسام فیروزی، پزشک معتمد زندانیان سیاسی از جمله احمد باطبی، اکبر گنجی، آیت الله بروجردی، ابوالفضل جهاندار، زنده یاد اکبر محمدی و ... امروز به حکم شعبه 6 دادگاه انقلاب روانه زندان شد تا حکم 15 ماه حبس خود را تحمل کند.
دکتر فیروزی پیش از این نیز چندین بار بازداشت شده بود و پس از تشکیل پرونده به 15 ماه حبس محکوم شد که پس از درخواست دادگاه تجدید نظر نیز این حکم تایید و وی امروز روانه زندان اوین شد. وی به اتهام اقدام علیه امنیت ملی، تشویش اذهان عمومی، نشر اکاذیب، پناه دادن و درمان زندانی سیاسی به 15 ماه حبس محکوم گردیده است.
رمز گشایی قتل سید احمد خمینی
سایت دکتر مهدی خزعلی: امروز سالگرد ارتحال یادگار امام بود، همه بودند، آنها که در سوگ او خون گریستند و آنها که ...، ناطق مراسم ناطق بود، او از خدمات سید احمد آقا در کنار امام و از نقش سرنوشت ساز او درانتخاب رهبری با نقل سخنانی از امام تقدیر نمود.
از زمانی که عماد باقی به نقل از نیازی گفت که سعید امامی و عوامل قتلهای زنجیره ای در قتل مرحوم احمد آقا نقش داشته اند و تایید این نقل قول توسط حاج سید حسن خمینی، خاطره ای از سعید امامی مرا می آزارد، هر روز این فرضیه در دلم قوت می گیرد، چه اشکالی دارد سید حسن مرگ پدر را پیگیری نماید، آیا تحقیق و تفحص در مورد مرگ تنها یادگار امام جرم است؟ اگر "عناصر خود سر" چنین جنایتی انجام داده باشند چرا از تحقیق و شفاف سازی پرهیز کنیم؟ ما که می دانیم تمام این قتل ها کار "عناصر خود سر" است، چه بهتر که با شفاف سازی اعتماد ملت را از دست ندهیم و به شبهات پاسخ دهیم !
ارتحال نابهنگام مرحوم حاج سید احمد خمینی در 49 سالگی (در همان سنی که آیت الله خامنه ای به رهبری و احمدی نژاد به ریاست جمهوری رسیدند، احمد به لقاءالله رسید، این هم از رموز عدد 49 ) ضرورت تحقیق و تفحص را بیشتر می کند، این مهم نباید دچار مرور زمان شود، شاید حاج سید حسن آقا هرگز چهل و نهمین بهار را نبیند ( زبانم لال )
اما خاطره من از سعید امامی :
در یک بحث تئوری با او ، من معتقد بودم که حذف فیزیکی در سنت پیامبر (ص) و ائمه هدی (ع) جایی ندارد، اگر چنین بود امیر مومنان علی علیه السلام می توانست در سقیفه که چند نفر بیش نبودند مسیر تاریخ را تغییر دهد، توجیه هم این که چند نفر معدود می خواهند علیه بیعت 120 هزار نفر با وصی و جانشین پیامبر (ص) توطئه کنند، یا مسلم در خانه هانی کار را یکسره می کرد و حادثه کربلا اتفاق نمی افتاد!
او معتقد بود وقتی علیه نظام اسلامی و ولایت امر توطئه می کنند باید به هر طریق فتنه را ریشه کن کرد و استناد می کرد به دستور قتل کسانی که در جنگ احزاب خیانت و جاسوسی کردند و معتقد بود حذف فیزیکی باید با اذن حاکم شرع باشد.
به او گفتم: این عملیات "عناصر خود سر" موجب وهن اسلام و تضعیف نظام است، ترورهایی نظیر بختیار آبروی مسلمین را در دنیا به مخاطره انداخته است، لااقل سیا و موساد با "دست دادن" یا ریختن مواد در کفش قربانی و کمی صبر او را به سرطان مبتلا می کنند و یا از طرق دیگر او را مبتلا به ایدز می نمایند و این همه رسوایی ببار نمی آورند! در همان جلسه از روشهای نوین سخن می گفت، مثلا این که بختیار در آن سن و سال حتما از داروهای مختلف و مواد مخدر استفاده می کرده است ، اگر "سیا" می خواست او را حذف کند، به او نزدیک می شد و با شناسایی داروهای او ترتیبی می داد که یکی از قرصهای او عوض شود و یک قرص با همان شکل و شمایل اما با دوز بالا و کشنده از همان دارو در میان قوطی قرص او قرار می داد - دقت بفرمایید! فقط یک قرص که پس از مرگ باقی قرص ها معمولی و استاندارد باشند - و منتظر می ماند تا شب موعود و رسیدن نوبت آن قرص مرگبار !! مقتول مثل همیشه قرص های خود را خورده و آرام می خوابد و دیگر بیدار نمی شود، پزشک قانونی نیز سمی در خون او نمی یابد! حتی اگر غلظت دارو در خون او را اندازه گیری نمایند، تنها فرضیه محتمل استفاده عمدی یا اشتباهی از داروی اضافه است !
نمی خواهم بگویم این روش، مورد استفاده "عناصر خود سر" قرار گرفته است، اما غلظت خونی داروها ی مصرفی مرحوم احمد آقا باید اندازه گیری می شد (اگر نشده است، مشکوک است!) دوز سمی و کشنده می توانست یک سر نخ قوی و محکم باشد!
حال چه باید کرد ؟ آیا عناصر خود سر باید فارغ از پیگیری قتل فرزند امام باشند ؟ این رسالت خانواده امام (ره) بخصوص در حیات همسر امام و مادر سید احمد آقا است ، به دنبال فردی بگردید که آخرین قوطی داروی حاج احمد آقا را تهیه کرده است! می تواند در قوطی داروی او یک قرص با دوز سمی و کشنده قرار داده باشد، سر نخ تحقیقات یافتن فردی است که آخرین دارو را برای احمد آقا تهیه کرده است! باید مراقب بود و از جان او صیانت کرد، دولت دهم با رسیدگی جدی به این پرونده ها باید نظام را از لوث این شبهات پاک و تطهیر نماید (دولت مطهر)
امشب پس از سالها آرام می خوابم، احساس می کنم بار سنگینی از دوش بر داشته و به تکلیف خود عمل کرده ام.
حال مسئولین قضایی و امنیتی دو راه دارند:
۱ - با فوتی شعله مرا خاموش کنند که هر چه بر این شعله بدمید برافروخته تر می شود! و مصاحبه و تکذیب سید حسن آقا کار را خراب تر می کند و شبهه را در میان مردم تقویت می نماید.
۲ - رسیدگی منصفانه به پرونده و رمزگشایی قتل مرحوم حاج سید احمد خمینی.
والسلام علی من اتبع الهدی
پنجشنبه 22 اسفند 1387 - دکتر مهدی خزعلی
ممانعت از برگزاری یک جشنواره فرهنگی
گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران
بنا بر گزارشات رسیده وزارت اطلاعات از برگزاری یک همایش فرهنگی در اهواز ممانعت کرده و با بستن دربهای سالن تالار شهر اهواز اجازه ورود به شرکت کنندگان در این سمینار نداد.

این همایش با عنوان خلیج فارس و سرزمین های جنوبی آن، توسط انجمن دوستداران میراث فرهنگی "بوم آب و آفتاب" برنامه ریزی شده بود که صبح امروز قبل از آغاز این برنامه مامورین اداره کل اطلاعات استان خوزستان با تهدید اعضای انجمن مذکور و مدیران تالار شهر اقدام به بستن درب های سالن کرده و بیان کردند در صورت مقاوت و پافشاری برای باز شدن درب ها، برگزار کنندگان را بازداشت خواهد کرد. در همین راستا پس از لغو کامل همایش 3 نفر از اعضای این انجمن به ستاد خبری اداره اطلاعات خوزستان احضار شدند.
رنجنامه یک دانشجوی بهایی دیگر
انتشار از فعالان حقوق بشر در ایران
هنوز اندر خم یک کوچه
حدود سی سال پیش یعنی ده سال قبل از آنکه من به دنیا بیایم، اولین گروه از جوانان ایرانی به خاطر اعتقاداتشان از تحصیل در دانشگاه محروم شدند و مادر من یکی از آنها بود که به خاطر اعتقاد به دیانت بهایی در حالی که برای اتمام تحصیلاتش ترم آخر را سپری میکرد از دانشگاه اخراج شد.
از آن زمان سالها می گذرد ، سالهایی سرشار از تحول و دگرگونی هایی عظیم در جهان و در تمامی زوایای حیات بشری علی الخصوص در ابعاد اجتماعی و مدنی . از جمله مهمترین این تحولات ، اعطای حقوق و آزادی های مسلوبه ، اعمال موازین عدالت اجتماعی و حرکت جوامع به سوی رعایت حقوق بشر می باشد . اما امروز بعد از سی سال من و بسیاری از دوستانم در وطن عزیزمان ایران هنوز از حقوق اولیه خود در زمینه تحصیلات عالیه به دلیل اعتقاداتمان محرومیم.
برای من این نخستین بار نیست که از حقوق حقه خود محروم شده ام بلکه بارها طعم محرومیت را چشیده ام . مثلا ممانعت من از ورود به دبیرستان تیزهوشان در حالی که در امتحانات ورودی قبول شده و نامم جزء پذیرفته شدگان اعلام شده بود و یا در سال سوم دبیرستان زمانی که همه همکلاسی هایم مشغول شرکت در امتحانات نهایی بودند من در بازداشت و بازجویی به سر میبردم به دلیل آنکه با عده ای از دوستانم برای خدمت به بچه های مناطق محروم شهر شیراز و انجام فعالیتهای بشر دوستانه دستگیر شده بودیم . اما هیچ یک از این وقایع نتوانست خللی در تلاش من برای خدمت به کشوری که بدان عشق می ورزم و احیای سرزمینی که در آن زاده شده ام و احقاق حقوق حقه خود وارد سازد .
در سال 1386 با آمادگی کامل در کنکور سراسری شرکت نمودم اما متاسفانه در مرحله انتخاب رشته ، از جانب سازمان سنجش با مشکل مواجه گردیدم . پس از مراجعات متعدد به آن سازمان ، تنها پاسخی که دریافت نمودم این بود که شما نیز مانند سایر بهاییان حق ادامه تحصیل را ندارید در بهمن ماه همان سال راهی دیگر برای ورود به دانشگاه پیدا کردم ، راهی که فیلتر سازمان سنجش را در برنداشت. من می بایست یک ترم به عنوان دانشپذیر در دانشگاه صنعتی سهند تبریز درس می خواندم و در صورتی که حد نصاب دانشگاه را کسب می کردم به عنوان دانشجو پذیرفته می شدم . بدین ترتیب ترم اول را با موفقیت سپری نموده و در حالی که از میان چند صد نفر دانشپذیر تنها 15 نفر به عنوان دانشجو پذیرفته شدند من به عنوان دانشجو در ترم دوم رشته مهندسی پزشکی ثبت نام نمودم . در فرم ثبت نام دین من از من پرسیده شده بود که به علت گزینه ای بودن فرم در قسمت سایر ادیان علامت زدم . به این ترتیب ، ترم دوم آغاز شد و به همه دانشجویان کارت دانشجویی داده شد . چندین بار برای گرفتن کارت مراجعه کردم و در نهایت در موقع امتحانات پایان ترم ، رئیس دانشکده به من گفت که کارت شما صادر شده اما در دست حراست دانشگاه می باشد ، شما بدون کارت امتحانات پایان ترم را بدهید و بعد پی گیری نمایید. امتحانات ترم دوم را با موفقیت به پایان رساندم و مانند سایر دانشجویان از طریق سایت دانشگاه برای ترم سوم ثبت نام کرده و انتخاب واحد نمودم . از ابتدای شروع ترم وقتی به سایت دانشگاه رجوع می کردم اطلاعات مربوط به دروس من در سایت وجود نداشت و به دلیل اینکه کلیه کلاسها به صورت مجازی و از طریق سایت دانشگاه ارئه می شد این بدان معنا بود که از حضور در کلاسها محروم بودم . چندین بار با مسئولان دانشگاه برای حل این مشکل خود تماس گرفتم ولی هر بار ، موضوع را به فردا موکول میکردند تا اینکه در تاریخ 13 اسفند 1387 حتی دیگر نمی توانستم وارد صفحه خود در سایت شوم و با این پیغام روبرو می شدم که " این کاربر غیر فعال شده است " . پس از این ماجرا مجددا با دانشگاه تماس گرفتم و در نهایت مسئول دفتر اینگونه جواب داد که مجوز تحصیلی شما از طرف سازمان سنجش غیر فعال شده است و بنا به دستور سازمان سنجش شما را از لیست خود حذف کرده ایم . وقتی خواستار دلیل این موضوع شدم هیچ پاسخی به من داده نشد و عنوان شد که این موضوع ربطی به ما ندارد و به سازمان سنجش مراجعه کنید .
وقتی که در مفاد قانون اساسی دقت می نمایم ( از جمله آنجا که اصل 20 قانون اساسی همه افراد ملت را از همه حقوق انسانی ، سیاسی ، اقتصادی ، اجتماعی و فرهنگی بر خوردار میداند و یا بر طبق اصل 23 تفتیش عقاید ممنوع است و هیچ کس را نمی توان به صرف داشتن عقیده ای مورد تعرض و مواخذه قرار داد و یا براساس اصل 30 ، دولت موظف است وسایل تحصیلات عالی را برای همه ملت فراهم سازد ) آنگاه مغایرت واضح و آشکاری بین مفاد قانون اساسی و تصمیم گیری مسئولان در قبال ضایع کردن حق تحصیل خودم و دیگرانی که بدین نحو محروم شده اند ، مشاهده می نمایم و بدین سان کلیه موازین اخلاقی و عدالت اجتماعی را پایمال شده می یابم و این سوال در ذهن همگان شکل می گیرد که چه کسی مسئول این بی عدالتی است ؟ و کدام قانون اساس این تصمیم گیری است؟
به عنوان یک شهروند ایرانی دلبسته به وطن که عشق به سرزمین مقدس ایران را در شمار مفاخر ارزنده حیات خود بر می شمارم و در راه اعتلای این ملت اصیل حتی از بذل جان دریغ ندارم و والاترین و غائی ترین هدف از تحصیلات خود را خدمت صادقانه به این مرز و بوم می دانم همچنان کمر همت بربسته ام تا با بهره گیری از تمامی توان خود و استفاده از کوچکترین لحظات حیات خویش در راه خدمت به جامعه بشری علی الخصوص ایران عزیز و ایرانیان شریف گام بردارم .
آیا زمان آن فرا نرسیده که با نگاهی منصفانه بر جامعه بهایی و کنار گذاردن هر نوع پیش داوری حقوق مسلوبه جوانان بهایی به آنان بازگردانده شود ؟
سماء نورانی دانشجوی اخراجی از دانشگاه سهند تبريز
اینترنت ، تولدت مبارک
بیست سال پیش در چنین روزی ۱۳ مارس ۱۹۸۹ تیم برنرزلی (Tim Berners-Lee)، دانشمند انگلیسی متخصص کامپیوتر، موفق شد شبکه اینترنت را در آزمایشگاه ذرات فیزیک اروپا در ژنو (سرن) ایجاد کند. وی طرح اولیه خود را در نوشته ای با عنوان مدیریت اطلاعات در مارس ۱۹۸۹ ارائه کرد این شبکه به منظور برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات علمی میان دانشمنذان عضو سرن در کشورهای مختلف ساخته شد و سپس به تمامی عرصه ها گسترش یافت.

برنرزلی در ۸ ژوئن ۱۹۵۵ در لندن به دنیا آمد و در سال ۱۹۷۶ از كالج كوئین دانشگاه آكسفورد در رشته فیزیك فارغالتحصیل شد. علاقه تیم و تشویق خانواده سبب شد تا او در سال ۱۹۷۶ اولین كامپیوتر خود را با استفاده از پردازشگر ام ۸۶۰۰ و با چند ابزار ابتدایی مانند جوش و لحیم بسازد. ماجراهای تیم برنرزلی در راه كشف اینترنت از كوههای آلپ شروع شد. او در سال ۱۹۸۰ جهت ادامه تحصیل و طی یك دوره ۶ ماهه در رشته مهندسی نرمافزار به سوئیس رفت و در لابراتوار اروپایی فیزیك هستهای "سرن" در ژنو به تحصیل پرداخت. در این زمان بود كه طرح زبان برنامه نویسی جدیدی كه بعدها به عنوان زبان اصلی و رسمی اینترنت پذیرفته شد را به نگارش درآورد. این زبان اچ تی ام ال Hypertext Markup Language نام دارد و شبكه جهانی بر آن استوار است. هدف تیم برنرزلی نگارش برنامهای بود تا نیازهای شخصی او مانند فهرست و حفظ اطلاعات را برطرف كند. او نرمافزار خود را Enquire انكوایر نام نهاد. این برنامه هیچگاه به دست مردم نرسید اما شبكه جهانی بر اساس آن پایه ریزی شد. در فاصله سالهای ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۴ در یك شركت گرافیك با عنوان طراح فنی كار كرد و پس از آن مجددا به لابراتوار اروپا برگشت و در رشته كنترل سیستم و تجزیه و تحلیل علمی و جمع آوری اطلاعات به تحصیل ادامه داد و سپس در سال ۱۹۸۹ پروژه جهانی نگارش در اینترنت را بر اساس نرمافزار انكوایر ارائه كرد. انكوایر برنامهای بود كه اجازه میداد چندین نفر همزمان و مشتركا اطلاعات خود را به همدیگر انتقال دهند. او اولین سرویس دهنده جهانی خود را http و اولین مشتركان خود را WorldWideWeb نامگذاری كرد. شبكه جهانی ابتدا در اكتبر ۱۹۹۰ و سپس در ماه دسامبر همان سال در CERN لابراتوار اروپا مورد بهره برداری واقع شد. فعالیت گسترده اینترنت آنگونه كه تیم برنرزلی در نظر داشت به صورت آزمایشی از تابستان ۱۹۹۱ در سطح وسیع توسط مردم استفاده شد. او در سالهای ۱۹۹۱ تا ۱۹۹۴ به طراحی اینترنت ادامه داد و با استفاده از نظرات كسانی كه به اینترنت وصل بودند دو اصل كلی اینترنت HTTP و HTML را بهبود بخشید. تیم برنرزلی در سال ۱۹۹۴ كنسرسیوم شبكه جهانی www.w۳.org را در آزمایشگاه علوم كامپیوتر انستیتوی تكنولوژی ماساچوست MIT بنیان نهاد و از همان سال تاكنون همچنان هماهنگ كننده اعضای كنسرسیوم باقی مانده است. اعضا و شركای كنسرسیوم علاوه بر آمریكا شامل INRIA در فرانسه و دانشگاه Keio در ژاپن میشوند. تیم برنرزلی از سال ۱۹۹۹ به مدیریت لابراتوار علوم كامپیوتر و هوش مصنوعی Computer Science and Artificial Intelligence CSAIL وابسته به MIT انتخاب شد و نشریه تایم او را در لیست ۱۰۰ متفكر و دانشمند بزرگ قرن قرار داد. او علاوه بر دریافت ۸ لیسانس و دكترای افتخاری از دانشگاهها و مراكز علمی گوناگون جهان، در ۱۴ آوریل ۲۰۰۴ جایزه تكنولوژی هزاره به ارزش یك میلیون دلار از طرف بنیاد تكنولوژی فنلاند را از آن خود كرد. از آخرین افتخارات تیم برنرزلی دریافت لقب شوالیه امپراتوری بریتانیا از ملكه انگلستان در سال ۲۰۰۴ به خاطر خدمات ارزنده او در تولید و بهبود و توسعه شبكه اینترنت است. تیم برنرزلی نویسنده كتاب بافت شبكه Weaving the Web است و در آن گذشته، حال و آینده اینترنت و شبكه جهانی را بررسی و نظرات خود را اعلام كرده است.
کشته شدن سه شهروند در بندرعباس و بازداشت یک روزنامه نگار جانباز
دو گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران
گزارش اول: سه شهروند ساکن بندرعباس به ظن داشتن کالای قاچاق، هدف تیراندازی نیروهای نظامی قرار گرفتند. در تاریخ 19 اسفند نیروهای نظامی ساحلی در بندرعباس به ظن قاچاق کالا توسط سه شهروند اقدام به تیراندازی مستقیم به سوی این افراد نمودند. در این تیراندازی دو شهروند بر روی آب جان خود را از دست داده و شهروند دیگر در ساحل به قتل رسید. هر چند پیش تر نیز نیروهای انتظامی به ظن قاچاق کالا به برخورد با شهروندان در این منطقه پرداخته بودند اما مطلعان قتل این سه شهروند را برخوردی کم سابقه در طی سالهای اخیر در این منطقه ساحلی می دانند.
گزارش دوم: نادر کریمی جونی، روزنامه نگار منتقد که از آذرماه سال جاری بازداشت شده بود روز گذشته به بند عمومی زندان اوین منتقل شد. آقای کریمی سردبیر و روزنامه نگار نشریاتی چون "گزارش، فکر، جهان صنعت، و سیاست روز" پس از بازداشت در ابتدای آذرماه سال جاری به بند 209 زندان اوین منتقل گردید. نامبرده پس از تحمل حدود 4 ماه سلولهای انفرادی و بند امنیتی روز گذشته به اندرزگاه هفت زندان اوین منتقل گشت. لازم به یادآوری است آقای کریمی پیش تر نیز دو بار به دلیل فعالیتهای مطبوعاتی خود بازداشت شده بود. همچنین نامبرده به دلیل درصد بالای جانبازی در جنگ نیازمند رسیدگی پزشکی مناسبی می باشند. از دلایل و اتهامات وارده به ایشان کماکان اطلاعی در دست نیست.
او با ماست!
باراک اوباما رئیس جمهور آمریکا با بیان اینکه جمهوری اسلامی تهدیدی خارق العاده علیه امنیت ملی ایالات متحده بشمار می رود، تحریم ها و اعمال محدودیت های تجاری علیه رژیم تهران را یک سال دیگر تمدید کرد.

اوباما روز پنجشنبه در پیامی به کنگره آمریکا تصریح کرد: من این اضطرار ملی را در رابطه با رژیم تهران برای یک سال دیگر تمدید میکنم. وی افزود: اقدامات و سیاست رژیم تهران در تضاد با منافع آمریکا در منطقه است و تهدیدی نامتعارف و خارقالعاده برای امنیت ملی و نیز سیاست خارجی آمریکا محسوب میشود.
در همین حال احمدینژاد، امروز جمعه به هنگام افتتاح رسمی یک پروژه گاز طبیعی در عسلویه در جنوب ایران تحریمهای بینالمللی علیه تهران را "حرکات بچگانه و زشت" دانست. وی گفت: فکر ایجاد مانع در برابر پیشرفت ایران با تحریم خیالی بچگانه و اشتباهی بزرگ است.
قابل به ذکر است تحریم ها و محدودیتهای اقتصادی، برای اولین بار از سوی بیل کلینتون در سال 1995 علیه جمهوری اسلامی ایران اعمال شد که شامل معاملات نفتی و سرمایه گذاری در ایران می شود.
نگرانی عفو بین الملل از بازداشت دانشجویان
سازمان عفو بین الملل روز گذشته با انتشار بیانیه ای نگرانی خود را از شکنجه دانشجویان بازداشت شده ابراز کرد. در این بیانیه، عفو بین الملل با اشاره به نام های اسماعیل سلمانپور، مجید توکلی، حسین ترکاشوند و کوروش دانشیار نوشته است: این ۴ دانشجو بدون هیچ محاکمه و دادرسی از ۵ فوریه ۲۰۰۹ (۱۷ بهمن) در بازداشت به سر می برند و عفو بین الملل نگرانی خود را نسبت به وضعیت آنان ابراز کرده است. لازم به یادآوری است سازمان عفو بین الملل هفته گذشته نیز با صدور بیانیه ای نسبت به وضعیت سلامتی و خطر شکنجه عباس حکیم زاده، مهدی مشایخی، نریمان مصطفوی و احمد قصابان هشدار داده بود
در بیانیه روز گذشته عفو بین الملل آمده است: حسين تركاشوند، كوروش دانشيار، اسماعيل سلمان پور و مجيد توكلی، هم اكنون در بند ۲۰۹ اوين كه مربوط به وزارت اطلاعات است نگهداری می شوند. از آنجا كه چهار دانشجوی ياد شده، زندانی سياسی محسوب می شود در مورد آنها نگرانی در مورد رفتار ناشايست و آزار و اذيت جسمی و شكنجه وجود دارد.
اين دانشجويان همگی اعضای انجمن اسلامی دانشگاه صنعتی اميركبير (ISA) هستند كه در مراسم سالگرد درگذشت مهندس بازرگان اولين رئيس دولت ايران شركت كرده بودند. برنامه ياد شده نيز يك برنامه صلح آميز بوده و بطور آشكار به اطلاع همگان و نيز مراجع قانونی رسيده بوده و هيچ كدام يک از اين مراجع نيز مخالفت خود را با اين برنامه ابراز نكرده بودند. اما با اين وجود بيست تن از شركت كنندگان در اين مراسم بازداشت شدند كه با گذشت چند روز همگی آزاد شدند اما اين چهار دانشجو همچنان در بازداشت غيرقانونی بسر مي برند.
طبق گزارش های رسيده اين چهار دانشجو در اعتراض به بازداشت غيرقانونی خود و نيز شرايط بازداشت خود در اعتصاب غذا بسر مي برند. مجيد توكلي يكي از چهار دانشجوی بازداشت شده مدير مسئول نشريه خط صفر بود كه از تاريخ می ۲۰۰۷ تا آگوست ۲۰۰۸ در زندان اوين بسر برد.
عفو بين الملل بيم و نگرانی در مورد شكنجه و آزار و اذيت جسمانی چهار دانشجوی دربند پلی تكنيك اعلام ميكند. چرا كه آنها را وادار به اعتراف شدند تا اقرار كنند كه در سازماندهی اعتراضات دانشجويي روز ۲۳ فوريه كه در آن اجساد چند تن از سربازان گمنام جنگ ايران و عراق در اين دانشگاه دفن شد، نقش داشته اند. در حالی كه اعتراضات دانشجوئی در اين روز، دو هفته بعد از بازداشت اين دانشجويان اتفاق افتاد.
طی سه ماه اخير گزارش هائی به سازمان عفو بين الملل رسيده است كه طی آن موج جديد بازداشت ها و آزار و اذيت بويژه اقليت های قومی و مذهبی، مدافعان و فعالان حقوق سنديكائی، دانشجويان، فعالان زنان مورد توجه قرار گرفته است. فشارهائی كه بيشتر با هدف ساكت كردن و خاموش كردن صداهای منتقدان در آستانه انتخابات آتی رياست جمهوری می ۲۰۰۹ در ايران است.
در روز ۲۳ فوريه طبق گزارش ها بيش از ۷۰ دانشجو در اعتراضات دانشجوئی به تدفين جسد سرباز در دانشگاه پلي تكنيك دستگير شدند كه همه آنان مورد ضرب و شتم قرار گرفته بودند و به كلانتری ۱۰۷ ميدان فلسطين منتقل شدند. هم چنين در اين ميان دانشجويان دختر نيز حضور داشته اند كه مورد آزار و اذيت قرار گرفتند. اما اكثريت اين دانشجويان طی چند ساعت بعد از آن يا فردا صبح آن روز آزاد شدند.
تدفين جسد سربازان در دانشگاهها برنامه ايست كه دولت ايران با هدف كنترل هر چه بيشتر بر دانشجويان و دانشگاه ها در حال اجرای آن است. تدفين اين سربازان كه بدليل قربانی شدن در جنگ شهيد تلقی مي شوند، برای اعضای نيروهای امنيتي مانند نيروهای بسيجی كه تحت كنترل سپاه پاسداران هستند، كنترل و دسترسي به فضای دانشگاه را برای سركوبی عليه تجمعات اعتراضی توسط دانشجويان منتقد تسهيل ميكند.
عفو بين الملل در پايان بيانيه خود از عموم خواسته است كه با ارسال نامه اي به مراجع ذيربط خواهان حمايت از دانشجويان ياد شده در برابر شكنجه و رفتار اهانت آميز و نيز دسترسی آنها به خانواده، وكيل و محاكمه عادلانه و نيز مراقبت های پزشكی، شوند. هم چنين در پايان اين بيانيه خواسته شده كه به موارد اتهامی اين دانشجويان توجه شود و در صورتی كه آنان تنها و صرفا بدليل بيان آزادانه نظرات انتقاد آميز خود در بازداشت بسر می برند، زندانی عقيدتی محسوب شده و بايد فورا و بدون قيد و شرط آزاد شوند.

سید ابراهیم نبوی - روزآنلاین: آن مطرب المشاورین، آن ملبس بالشلوارالجین، آن سوخته جمال محمود، آن دوخته الکترال وری گود، آن شیخ عالیجاه، آن معاون سابق معادیخواه، آن دوزنده هر سوراخی و درزی، آن متصل کننده نوش آفرین به حاج منصور ارضی، آن گیس گلابتون آشفته مو، آن زیر برف سرکرده فرو، آن ابوالمعالی، آن بسته خالی، آن گاف داده بیشمار، آن قول دهنده پای کار، آن طریق میان بر، شیخ الشیوخ مهدی کلهر، ثم شهید کلهری، خوش تیپ بود، و کشنده پیپ بود و بزن و در رو مثل جیپ بود و دهنده اقوال چیپ بود.
نقل است چون از مادر بزاد با دست چپ بشکن همی زده با دست راست برسینه همی می کوفت و هیچ فریاد نکشید، جز آنکه دایم گفتی " گی پی جی". پس دایگان اجتماع نموده و حرکات و اطوار وی نظاره همی کردند و هیچ کس ندانست طفل چرا چنین کند و چرا چنین گوید. پس ده معبر مجتمع شدی تا فعل و قول طفل تعبیر کنند و به یک سال بر او نظاره کردندی تا معبری از آن میان صیحه همی زده فریاد برکشید یافتم یافتم و سائر معبران در حیرت که شیخنا چه یافت. پس از او پرسیدند چرا با دست چپ بشکن زند و با دست راست سینه همی کوبد؟ آن معبر همی گفت: از آنک این طفل چون بزرگ شود مشاور تبلیغات شود و چپان را با بشکن لس آنجلسی جذب نماید و راستان را با سینه زنی به خویش خواند. یک تن او را پرسید: لس آنجلس دیگر چه باشد؟ آن معبر همی گفت: " لایدرکونی بالتفهم" ( ترجمه: به تو چه که من نمی فهمم، حرف بزنی همچین می زنمت که مجبور شن با کاردک از روی زمین جمع ات کنن.) پس یکی دیگر سوال همی کرد " و آن گی پی جی چه باشد؟" آن معبر پاسخ همی داد که آن مخفف " گل پری جون" باشد که این طفل چون بالغ گردد هر گاه انتخابات برسد آن را بخواند و شاعر از همین بابت فرموده است
بیت
حورالعین، نعم، حورالعین، نعم
تدخل الیک، نعم، تخرج الیک، نعم، الآخ الآخ الآخ
( ترجمه شعر: گل پری جون، بعله، اینجایی جون، بعله،
می آی بریم، نمی آم، خسته می شی، نمی شم، وای وای وای!)
شیخنا را گفتند از چه رو نام تو مهدی بود و اگر مهدی باشی آیا به غیبت صغیر روی یا کبیر؟ پس بگفت: مرا نام مهدی بود از آنک دائم در غیبت شوم، جز آن زمان که لازم بود و به غیبت صغری روم و آن مدت غیبت چهار سال بود و آن زمان انتخابات بود. پس پرسیدند: دانی که آلزایمر چه بود و که را باشد؟ شیخنا بگفت: آلزایمر آن بود که مردمان را دچار شود و ما چون هر چهارسال چیزی آنان را بگوئیم به امید آن باشیم که از یاد ببرند. پرسیدند: اگر مردمان را قول بدهند، باید چه کنند؟ گفت: هیچ! آن نفتی مر مردمان را وعده همی کرد و از یاد ببرد، هیچ نشد، ما که لس آنجلس را وعده دادیم خواستی چه شود؟ شیخنا را پرسیدند: شاهد که را باشی؟ گفت: همان را که مشاور باشم. شیخنا را پرسیدند: دروغ دانی چه باشد؟ شیخنا بگفت: هیچ ندانم چه بود و اهل کجا بود. و از این گونه بسیار همی گفت.
از وی کرامات عالی نقل است. شیخ رادان از سران عساکر بگفت: " شیخنا گیس بلند داشت و دختران و پسران را همی گفت گیس رها کنند و خویش پوشیده ندارند و از همین کرامات وی بود که یک کرور از رجال و نسوان بگرفتند که چرا گیس رها کرده خویش مپوشانده اید و این از معجزات وی بود." و شیخ اعظم محسن مغنی ثم نامجو بگفت: " شیخنا کرامات عظیم داشت، پس هر کس مطرب بود از بلاد کفر دعوت همی کرد تا به مملکت آیند و با همین کرامات هر مطرب در مملکت بود، برفت." و شیخ سیاوش قمیشی بگفت: " الله الله! که شیخی گران بود و گفت دست هر خواننده در لس آنجلس بود بوسیدیم و دیگر از نظر غایب همی شد به چهار سال."
از وی جملات عالی نقل است. بگفت: " از نظر اسلام، شیطان قدرت سیاسی و فیزیکی ندارد و جنس کارش شبیه کار هنری و الهام گونه است." و بگفت: " آزادی بیان نمنه دی؟" و بگفت: " احمدی نژاد در 24 ساعت تصمیماتی را میگیرد که در دورههای قبل 5 سال طول میکشید." و بگفت: " هر چه بقیه آمار دهند دروغ است" و بگفت: " یا ما باید بوروکراسی را در گور کنیم یا بوروکراسی ما را در گور میکند." و بگفت: " من می خواستم تکذیب کنم اما آنها روی تکذیب من هم حساب کرده بودند، بنابراین سکوت کردم." و بگفت: " مصاحبه من برای خارجی ها بود و ربطی به داخل کشور نداشت." و بگفت: " مگر اقتصاددانان بچه اند؟ آیا باید داد بزنید و اعلامیه دهید و رونوشت به ائمه، مکه و مدینه و واشنگتن بفرستید؟…" و بگفت: " هر کس در رسانه مخالف ما باشد بی تربیت ترین است و باید به او ادب آموخت…" و دیگر هیچ نگفت و سنگ برداشته بزد.
نقل است چون خواست از دنیا برود، عزرائیل بر وی نازل شد، اما تا خواست جانش بستاند هزار مرغ از لس آنجلس همی سر رسیده ترانه ای بخواندند که همی گفت: کفتر کاکل بسر وای وای! و آنچنان وای وای مکرر بکرد که عزرائیل از آنجا برفت و اکنون نیز زنده است. رضی الله عنه.