تبليغاتX
ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم................. به راستی خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنچه را که در درونشان است خود تغییر دهند.................برای دموکراسی و مردم سالاری همچنان باید نوشت و نوشت................Democracy...دیموقراطیه...دموکراسی...Democratie...民主...Démocrat...демокрация... Democracia...Δημοκρατία...Democrazia...民主主義...demokrácia...민주주의...Demokrasi...דמוקרטיה...Demokracja...демократия...demokracie...ประชาธิปไตย... Demokratie دموکراسی

خبر ویژه

بروجردی: وااسلاما شان مجلس رفت!!!

لاریجانی: کسی که خودکشی کرد جانباز نبود بلکه سابقه دار و معتاد بود!!!

علاءالدين بروجردی نماينده بروجرد در جلسه علنی امروز مجلس در تذكری آئين نامه‌ای با استناد به بند 11 ماده 23 آئين نامه داخلی مجلس مربوط به حفظ شأن و جايگاه مجلس گفت: از روز گذشته كه حادثه‌ای ناگوار مقابل مجلس اتفاق افتاد و فردی با ريختن بنزين روی خود، خودسوزی كرد، در رسانه‌ها، سايت و روزنامه‌ها علت اين خودسوزی را عدم دادن ملاقات توسط نمايندگان عنوان شده است.

وی افزود: موضوع جانباز بودن يعنی استفاده از جايگاه مقدس جانبازی از ديگر مواردی بوده كه رسانه‌ها به آن پرداختند و به افكار عمومی اطلاع‌رسانی كردند كه هر دو مورد خطا و غيرواقعی است. وی ادامه داد: بر اساس استعلام صورت گرفته از بنياد شهيد انقلاب و استانداری تهران، اين فرد به هيچ وجه سابقه جبهه و جانبازی نداشته است.

وی افزود: نمايندگان تهران جناب آقای كوثري در تاريخ 25/9/87 به ايشان وقت ملاقات داده و مشكلات ايشان را شنيدند و برای ايشان اقدام كردند و آقای كاتوزيان نيز در تاريخ 7/10/87 اقدام مشابهی را انجام دادند و آقای فدائی نيز در تاريخ 5/11/87 با ايشان ملاقات كردند و مشكلات ايشان را شنيدند و اقدام كردند.

رئيس كميسيون امنيت و سياست خارجی مجلس اظهار داشت: انتظار ما بعنوان مجلس از رسانه‌ها اين است كه چنين خبر حساسی را در اين موقعيت مهم يعنی 30 امین سالگرد پيروزی انقلاب اسلامی كه يك فرد جانباز به علت بی ‌توجهي خودسوزی كرده است را بدون استفسار و دريافت خبر صحيح منتشر نكنند تا افكار عمومی بيهوده نگران شوند.

وی ادامه داد: اين فرد بر اساس مستندات موجود جانباز نبوده و نمايندگان تهران در سه مورد به ايشان ملاقات دادند و مشكلاتشان را پيگيری كردند و خودسوزی به علت سابقه روحی و روانی ايشان بوده است.

علی لاريجانی رئيس مجلس شورای اسلامی در پاسخ به اين تذكر با تاكيد بر اينكه تذكر شما بجا بود، اظهار داشت: در بررسی كه حراست مجلس در اين خصوص بعمل آورده است مشخص شده است كه ايشان هيچ‌گونه سابقه جبهه و جانبازی نداشته بلكه سابقه زندان و اعتياد و مشكلاتی از اين صنف داشته و ربطی به امور جانبازي ندارد.

دهقان: حال که کاری براش نکردیم ، نبايد حيثيت خانواده اش را از بين ببريم

محمد دهقان نماينده طرقبه و چناران در مجلس روز يکشنبه در حاشيه جلسه علنی به خبرنگاران گفت: فردی که در مقابل مجلس خود را آتش زده از اجزای اين ملت است و البته نمايندگان نامه‌ای داده‌اند تا کار وی را پيگيری کنند. دهقان اضافه کرد: اين وظيفه مسئولان و مديران اجرايی کشور بود که اين امور را پيگيری کنند که وقوع اين حادثه نشان می ‌دهد آنها به وظايف خود عمل نکرده‌اند وگرنه کار به اينجا نمی ‌کشيد.

دهقان با انتقاد از اينکه بروجردی در خصوص جانباز بودن يا نبودن اين فرد در صحن علنی تذکر داده اظهار داشت: او يک انسان بود، چه جانباز و چه فردی معمولی و براساس اصول قانون اساسی همه انسان ها از حقوق مساوی برخوردارند و بايد به حقوق اين فرد نيز رسيدگی می ‌شد. وی تأکيد کرد که بر اساس قانون اساسی بايد حيثيت همه انسان ها مصون بماند.

دهقان به اظهاران علی لاريجانی در خصوص اين فرد اشاره کرد و گفت: رييس مجلس نبايد اين گونه حيثيت افراد را از تريبون مجلس از بين ببرد حال که نتوانسته ايم کاری برای او انجام دهيم نبايد کاری کنيم که حيثيت خانواده اش را از بين ببريم.

عضو کميسيون قضايی مجلس اظهار داشت: موضوع اعتياد اين فرد نيز بايد توسط دادگاه اعلام شود و اگر هم او تعادل روانی نداشته اين مسئله به معنی يک آسيب اجتماعی است و آنها (لاريجانی و بروجردی) با اين کار تنها صورت مسئله را پاک کردند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

شیاطینی در لباس مسلمانی

ایران پرس نیوز: يك عضو خارج شده از شبكه تروريستی القاعده در الجزاير كه خود را توبه كننده معرفی ميكند، طی اظهاراتي به رسوا و فاش كردن اين شبكه پرداخت و گفت: كوه‌هايی كه اين تروريست‌ها در آن پنهان شده‌اند به محل فساد اخلاقی تبديل شده است. اين عضو سابق شبكه تروريستی القاعده كه اخيرا خود را تسليم نيروهای امنيتی الجزاير كرد، گفت: شبكه القاعده الجزاير طی سال‌های 2007 و 2008 كه من عضو آن بودم ده‌ها كودك بی گناه را ربوده و به آنان تجاوز كرد. اين عضو سابق القاعده كه نخواست نامش فاش شود در ادامه افزود: آنان حتی يك بار به يك پيرمرد 70 ساله كه چوپان بود تجاوز كردند. در همين حال در گزارش سازمان اطلاعات و امنيت الجزاير در مورد شبكه القاعده، شاخه الجزاير كه اخيرا منتشر شد آمده: اين شبكه تروریستی با هدف تأمين نيازهای مالی و شهوتی خود كودكان بی گناه را ربوده و به آنان تجاوز می ‌كند و سپس برای تحويل دادن آنان، از خانواده هايشان درخواست مبالغ هنگفت می ‌كند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

 ایمن الظواهری دوست صمیمی محمدباقر ذوالقدر

شیعه آنلاین: شبکه تلویزیونی العربيه شب گذشته در يكي از برنامه‌هاي هفتگی خود تحت عنوان "صنعت مرگ" با دعوت از دو تن از كارشناس مصری و عربستانی به بررسی وضعيت فعلی شبكه تروريستی القاعده و جديدترين روش‌های تبليغات اين شبكه پرداخت.

كارشناسان اين برنامه ادعا كردند كه اكنون ديگر يك شبكه القاعده وجود ندارد و شبكه القاعده سال 2009 همان شبكه القاعده سال‌های گذشته نيست بلكه ايران با همكاری تعدادی از اعضای شبكه القاعده، القاعده‌ای جديد ايجاد كرده اما برای شناسايی نشدن، نام آن را تغيير نداده است. اين كارشناسان پيش بينی كردند كه به دليل اختلاف ميان أسامه بن لادن رهبر شبكه القاعده و أيمن الظواهری مرد شماره دو اين شبكه، الظواهری به ايران رفته و با همكاری اين كشور شبكه القاعده جديد را تأسيس كرده و در حال حاضر تلاش می ‌كند تعداد زيادی نيروهای جوان و جديد را جذب كند.

اين كارشناسان در ادامه ادعا كردند كه تلاش‌های اوليه برای تشكيل القاعده جديد زمانی آغاز شد كه علی يونسی وزير اطلاعات دولت خاتمی روی كار بود و همان زمان بود كه رژيم طالبان سقوط كرد و تعداد زيادی از اعضای القاعده به سمت ايران گريختند.

كارشناس مصری حاضر در اين برنامه در ادامه ادعا كرد كه الظواهری پس از فروپاشی طالبان رفت و آمد زيادی در شهر زابل در استان سيستان و بلوچستان داشته و از آن طريق با ايران ارتباط پيدا كرده است.

اين كارشناس مصر در ادامه طی اظهاراتی ادعا كرد كه أيمن الظواهری رابطه بسيار خوب و نزديكی با سردار ذوالقدر از فرماندهان ارشد سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دارد و از دوستان بسيار نزديك وی به شمار می رود.

كارشناسان العربيه در ادامه ادعا كردند كه ايران از اين شبكه القاعده برای نفوذ هر چه بيشتر در كشورهای منطقه به ويژه عربی استفاده می ‌كند و پيش بينی می شود طی 6 ماه آينده عمليات‌های تروريستی زيادی در كشورهای حوزه خليج فارس انجام دهند.

اين كارشناسان ادعا كردند كه نيروهای القاعده پس از فروپاشی طالبان وقتی به ايران پناه آوردند، نيروهای امنيتی ايران به آنان گفت كه اين كشور هتل نيست كه شما در آن بخوابيد بلكه بايد برای ما كار كنيد.

شايان ذكر است در طول برنامه شب گذشته العربيه، در كنار صفحه عكس چهره برخی از اعضای متواری شبكه القاعده نشان داده می شد و در زير عكس علاوه بر نام فرد، محل احتمالی پنهان شدن وی نوشته شده بود. در بيشتر اين عكس‌ها نام ايران ديده می ‌شد. قابل ذكر است نام تمام اين افراد حدود يك هفته پيش در آخرين ليست 85 نفره افراد شبكه القاعده، توسط سازمان اطلاعات و امنيت عربستان سعودی منتشر شد.

گفتنی است العربيه در گذشته نيز در گزارشات مختلفی ادعا كرده بود كه تعداد زيادی از اعضای شبكه القاعده مانند سيف العدل مرد شماره 3 القاعده، أيمن الظواهری و يكی از پسران أسامه بن لادن در ايران هستند و در يك پايگاه نظامی محرمانه در چالوس پنهان شده‌اند.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

محکومیت یک دانشجو به شش سال و نیم زندان

گزارشی از کمیته گزارشگران حقوق بشر

صدور احکام سنگین علیه دانشجویان؛ نگاهی کوتاه به پرونده محمد صیادی

شعبه یک دادگاه انقلاب همدان، روز 30/10/87 در جلسه ای غیرعلنی و بدون حضور وکیل و هیأت منصفه، محمد صیادی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینای همدان را به شش سال و نیم حبس تعزیری محکوم کرد.

قاضی خزایی رئیس شعبه یک دادگاه انقلاب درحالی این فعال دانشجویی را طبق مواد 498، 500، و 514 قانون مجازات اسلامی به اتهام برهم زدن امنیت داخلی کشور، تبلیغ علیه نظام و توهین به بنیانگذار جمهوری اسلامی مجموعا به شش سال و شش ماه حبس تعزیری محکوم کرد که در سراسر جلسه، دادگاه به تفتیش عقاید متهم پرداخته و او را به علت عقایدش تحت تحقیر و فشار قرار داد. محمد صیادی، دبیر سیاسی انجمن اسلامی دانشجویان دانشگاه بوعلی سینا، پیش از این توسط کمیته انضباطی دانشگاه به یک ترم محرومیت از تحصیل با احتساب سنوات محکوم شده بود و در اواخر شهریور ماه سال جاری نیز به مدت سه روز در بازداشت وزارت اطلاعات به سر برد.

چگونگی بازداشت:

ساعت 10 صبح 23 شهریور ماه سال جاری، مأموران اداره اطلاعات با مراجعه به منزل محمد صیادی و در حالی که حکم جلب وی را همراه داشتند، اقدام به تفتیش منزل او نمودند. آنها پس از 2 ساعت تفتیش منزل این فعال دانشجویی، کامپیوتر وی، حدود 100 جلد کتاب، 70 حلقه سی دی و جزوات و دست نوشته هایش را ضبط نموده و او را بازداشت کردند. مأموران درشرایطی که به وی دست بند و چشم بند زده بودند، او را در شهر گردانده و سپس به بازداشتگاه اطلاعات انتقال دادند. در چینین مواقعی این کار از آن صورت میگیرد که متهم موفق به شناسایی محل بازداشت خود نشود.

صیادی به مدت 3 روز در بازداشتگاه اداره اطلاعات نگهداری شده و در این مدت، تحت بازجوییهای مداوم و طولانی مدت قرار گرفت. طول مدت این جلسات بازجویی گاهی بیش از 16 ساعت بوده است. این فعال دانشجویی در شرح جلسات بازجویی اش گفته است: اکثر سوالات مطرح شده، تنها به قصد تحقیر صورت می گرفت و معمولا در بازجویی ها از الفاظ رکیک استفاده می کردند. مأموران با دادن اخبار دروغ در مورد خانواده این دانشجو مانند خبر "سکته مادرش" تلاش داشتند تا او را تحت فشارهای روحی و روانی قرار دهند.

به گفته این فعال دانشجویی، وی در جلسات بازجویی مورد تفهیم اتهام قرار نگرفته و اولین سوال مطرح شده در جریان بازجویی این بوده است که " فکر میکنی چرا تو را بازداشت کرده ایم؟" و یا اینکه اتهاماتی چون" فعالیت تبلیغی ضد خدا و سب النبی به وی نسبت داده شده است". صیادی روز 26 شهریور ماه پس از اتمام جلسات بازجویی اش به دادسرای انقلاب همدان منتقل شده و در آنجا مورد تفهیم اتهام قرار گرفت. در مدت پس از آزادی وی از زندان، محمد صیادی به همراه خانواده اش بارها از سوی نهادهای امنیتی تحت فشار و تهدید قرار گرفتند.

وی سپس بنابر احضاریه ای که در روز اول دی ماه به دست او رسید، برای روز 22 دی به دادگاه انقلاب احضار شد. در این احضاریه، هیچ اشاره ای به اتهام وی نشده بود. محمد صیادی که بدون حضور وکیل در دادگاه حاضر شده بود، اجازه مطالعه پرونده خود را بدست نیاورد و دادگاه ظرف 24 ساعت، حکم به محکومیت وی داد. درحین برگزاری جلسه دادگاه این فعال دانشجویی، افراد وابسته به نهادهای امنیتی در تماسی با خانواده او، اقدام به تهدید آنان نمودند. آنان در صحبت با مادر محمد صیادی خواسته بودند که "با مراجعه به پزشکی قانونی جسد فرزندش را مورد شناسایی قرار دهد."

صدور احکام سنگین علیه فعالان دانشجویی در ماه های اخیر، در حالی صورت می گیرد که کمیته های انضباطی در دانشگاه ها نیز، با احضار گسترده دانشجویان اقدام به صدور احکام محرومیت از تحصیل علیه آنان می نمایند. در هفته های گذشته، ده ها دانشجو، در دانشگاه های مختلف ایران، از سوی کمیته های انضباطی احضار و از تحصیل محروم شده اند. گفتنی است چندی پیش نیز، 7 دانشجوی دانشگاه تبریز در مجموع به 21 سال زندان محکوم شده اند.

حقوقی که در طی مدت بازداشت از محمد صیادی نقض شده است:

1. طبق آیین نامه حقوق شهروندی، نگهداری متهم در سلول انفرادی مصداق بارز شکنجه بوده و نگهداری متهمان در سلول انفرادی با هر مساحت و تحت هر نامی که باشد ممنوع است.

2. هر متهم حق دارد بلافاصله پس از بازداشت، خانواده خود را در جریان محل نگهداری خود قرار داده و با آنها ملاقات و مکاتبه داشته باشد.

3. متهم حق دارد در حین تحقیقات یکی از وکلای دادگستری را همراه خود داشته باشد.

4. طبق اصل 38 قانون اساسی اعمال هر گونه شکنجه برای گرفتن اطلاع یا اقرار از متهم ممنوع است و نگهداری متهم در سلول انفرادی، قطع ارتباط متهم با دنیای خارج، جلوگیری از ارتباط تلفنی یا حضوری متهم با بستگان درجه اول، بازجویی های طولانی مدت- به ویژه شب ها تا نیمه های شب- میتواند از مصادیق فشارهای روانی وشکنجه روحی تلقی گردد (ماده پنجم اعلامیه جهانی حقوق بشر و ماده هفتم کنوانسیون حقوق مدنی و سیاسی نیز بر همین موضوع اشاره دارد.)

5. طبق آیین نامه حقوق شهروندی، در جریان دستگیری و بازجویی یا تحقیق و استطلاع ،ایذای فرد نظیر بستن چشم و سایر اعضا، تحقیر و استخفاف آنان ممنوع است. (قسمت ششم)

6. بازجویان و مأموران تحقیق حق ندارند پشت سر متهم نشسته و یا صورت خود را از آنها مخفی کنند. بردن متهم به اماکن نامعلوم ممنوع است.

7. فقط شخص متهم در مقابل مقامات قضایی، پاسخگوست. احضار ،جلب و تهدید بستگان اعم از بستگان دور یا نزدیک ممنوع است.

8. پرسش های شخص تحقیق کننده و بازجو، باید مفید، روشن و مرتبط با اتهامات انتسابی باشد

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 
 
جهود بازی چوپان دروغگو
 
حاج حسین مثل همیشه آدرس اشتباه میدهد او میگوید: اگر یک روزنامه مثلا کیهان درباره احتمال ترور فیزیکی یکی از شخصیت های نظام هشدار بدهد، باید مورد ملامت و اعتراض قرار گیرد، یا به خاطر این هشدار باید تشویق شود؟
 
آیا این بازجوی سابق که مدتها وظیفه آموزش سربازان گمنام را برعهده داشت اولین اصل از اصول امنیتی - اطلاعاتی را فراموش نموده و یا شاید خود را به تجاهل و تغافل زده؟ کدام عقل سلیمی میپذیرد که برای عقیم نمودن یک عملیات تروریستی باید همچون کودکان نوپا عمل نمود و با جیغ و فریاد، زمین و زمان را مطلع ساخت؟ آیا در آن صورت به تروریستها گرا نمیدهد که پیچیده تر عمل کنند و در آن صورت کار را برای سیستم های حفاظتی و ضد جاسوسی دشوار نمیسازد و نقش ستون پنجم را برای دشمن ایفا نمیکند؟ اینگونه سخن پراکنیهای ناشیانه بدون تردید حکایت معروف آی دزد آی دزد ملانصرالدین را در اذهان عمومی یاداور میشود.
 
حاج حسین سپس با نقل قول از نوچه خود میگوید: نویسنده کیهان با اشاره به ماهیت تروریستی آمریکا و هویت وابسته برخی از مدعیان اصلاحات، هشدار داده است که بعید نیست آمریکایی ها بعد از ناامیدی از پیشبرد اهدافشان توسط آقای خاتمی، دست به ترور فیزیکی ایشان بزنند، همانگونه که با بی نظیر بوتو در پاکستان چنین کردند.
 
اولا برادرحسین باید به این پرسش مهم پاسخ گوید که چرا آمریکای جهانخوار میخواهد خاتمی را حذف کند؟ اگر آمریکاییها از حضور خاتمی در عرصه سیاسی احساس خطر میکنند چرا پیشتر مثلا در قبل از دوم خرداد و یا در دوران پر التهاب ریاست جمهوریش دست به این کار نزدند که فضا نیز در آن هنگام برای دامن زدن به اختلافات داخلی بسیار مساعدتر بود و اگر حسین آقا خان مدعی است که میخواستند ولی نتوانستند! آنگاه باید به وی متذکر شد که چرا وزارت اطلاعات و سیستمهای حفاظتی در آن دوران چنین تحلیلی را ارائه ندادند؟ و یا چرا شخص خاتمی همانند معجزه هزاره سوم که بارها مدعی شد که قصد ربایش و ترور وی را دارند، چنین ادعایی را مطرح ننمود؟
 
اما اگر دولت آمریکا عدم حضور خاتمی در دنیای سیاست را تهدیدی برای خود فرض میکند. باید به این مغز کل!! و داننده نهان و پنهان!! یادآور شد که همکنون این مهم کاملا تحقق یافته چون عقیم بودن اصلاحات تحت رهبری خاتمی (اصلاحات مرد زنده باد...) حقیقتی است که دیگر بر همگان آشکار و نمایان گشته است. و از طرفی اگر آنان واقعا مایل به حضور دوباره خاتمی به عنوان یک عنصر مطلوب و مناسب خود در راس قوه مجریه باشند آنگاه بر اساس کدام شواهد و اسنادی باید او را حذف کنند و اصولا از انجام آن چه چیزی عایدشان خواهد شد و این تناقض چگونه قابل جمع است؟
 
برادر حسین میگوید: راستی مگر افرادی نظیر رامین جهانبگلو، هاله اسفندیاری، شائول بخاش، کیان تاجبخش و... جاسوسان شناخته شده موساد و سیا نیستند؟ و مگر همه آنها با آقایان مدعی اصلاحات در ارتباط پنهان و آشکار نبوده اند؟!
 
به داننده نیمه پنهان باید یادآور شد که چرا باید چنین مطلبی با مجمع روحانیون مبارز در میان گذاشته شود؟ چرا این سوال خیلی مهم!!! از وزیر اطلاعات کابینه هفتاد میلیونی پرسیده نمیشود؟ چگونه در وزارت حاج غلامحسین اژه ای این جاسوسان خطرناک و تروریستهای بالفطره رها میشوند تا همچنان نقشه های شیطانی خویش را عملی سازند؟ شاید رافت اسلامی در این میان کارساز گشته!!!  
 
برادر حسین در جای دیگری رندانه روحانیون عضو مجمع را متهم به ساده اندیشی میکند و آنان را از همراهی با طیف اصلاح طلب برحذر میدارد. نگارنده این هشدار برادر حسین را کاملا دریافته و آن اینکه به زودی شاهد باب شدن اصطلاح شیوخ ساده لوح در میان امت حزب الله و همیشه در صحنه خواهیم بود.
 
و در پایان لازم است که یادی هم از نوچه ها و مریدان گروهک کیهان نمود. امثال سعید عسگر، مرتضی مجیدی، ‏محمدعلی مقدمی، علی پورچالویی، مهدی روغنی، موسی جان نثاری، سعید گگونانی، مصطفی کاظمی، مهرداد عالیخانی، علی روشنی، محمود جعفرزاده، علی محسنی، حمید رسولی، مجید ‏عزیزی، مرتضی فلاح، ابوالفضل مسلمی، محمد اثنی‌عشر، علی صفایی‌پور، مصطفی‌ هاشمی، علی ناظری، اصغر ‏سیاح، خسرو براتی و صفر مقصودی و ... که همگی از جان نثاران عزیز دل آقا هستند.
 
برای خواندن آخرین شاهکار نوشتاری برادر حسین اینجا را کلیک کنید.
 
 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

شعار "همه با هم" انقلاب، تبدیل به شعار "همه با من" شد

حسن‌هاشمیان: به مناسبت سی امین سالگرد انقلاب در ایران روزنامه پرتیراژ الشرق الاوسط مصاحبه­ای با دکتر ابراهیم یزدی نخستین وزیر خارجه ایران بعد از انقلاب انجام داده است که ترجمه آن از نظر خوانندگان محترم می­گذرد با این توضیح که ابراهیم یزدی از شخصیت‌های کلیدی انقلاب شمرده می­شود که در بیشتر رویدادهای آن شاهدی معتبر به حساب میآید و از نزدیک و با نگاهی از درون، واقعیت­های روزهای اول انقلاب را برای نسل جدید منعکس می­کند.

بعد از گذشت 30 سال، اکنون چگونه به انقلاب ایران نگاه می­کنید؟دستاوردها و شکست‌های آن چیست؟

من میان خود انقلاب و رفتار فعلی حاکمان در جمهوری اسلامی ایران تفاوت قائل می­شوم و معتقدم انقلاب ایران یک انقلابی به اندازه انقلابات کلاسیک جهان، ریشه دار و مردمی بود و در نبرد تاریخی میان سنت و مدرنیته در ایران، شرایط را به نفع مدرنیته تغیر داد. شعارهای انقلاب در سه چیز عمده بود: استقلال، آزادی و جمهوری اسلامی. منظور ما از استقلال پایان دادن به سلطه خارجی بر کشور بود و در نتیجه ما امروز مستقل هستیم. در حال حاضرهیچ نیروی خارجی نمی­تواند خواسته­های خود را بر حاکمیت کشور به همان شکلی که در زمان شاه مرسوم بود دیکته کند.

اما درباره شعار آزادی، منظور ما رهائی از سرکوب و استبداد بود، به طوری که حقوق اساسی ملت مانند آزادی بیان، آزادی اجتماعات و آزادی تحزب و فعالیت سیاسی رعایت شود که این شعار هنوز تحقق نیافته است. درباره شعار سوم باید بگویم که هدف ما ایجاد یک نظام جمهوری براساس قانون اساسی که چارچوب­های اسلامی را رعایت کند، بود.اما امروز قانون اساسی مکررا زیر پا گذاشته می­شود.

در چارچوب بازنگری آنچه اتفاق افتاد و چگونگی آن، آیا جریان روشنفکری مسئولیت عقب نشینی در برابر حاکمیت دینی، در آغاز شکل­گیری حکومت انقلابی را به عهده می­گیرد؟

روشنفکران آن زمان، چه روشنفکری دینی و چه‌ غیر‌دینی، وظیفه تاریخی خود، گروه‌های شرکت کننده در انقلاب، جایگاه آنان و نقش و وزن سیاسی آنها را به درستی درک نکردند. از اهمیت ارتباط روحانیون با عوام و تأثیر آن بر توده­ها برداشت صحیحی نداشته و دائما این رابطه را کم­اهمیت تلقی می­کردند و همزمان با آن تأثیر نفوذ تشکل خود را بر مردم بیشتر ارزیابی می‌کردند. بر این اساس در نخستین رویاروئی میان دولت مهندس بازرگان و همکاران وی با حکومت مذهبی، در کنار روحانیون ایستادند.

اختلافات میان گروه‌های متنوع انقلاب چگونه آغاز شد؟

در جریان انقلاب همه گروه‌ها و احزاب از راست گرفته تا چپ و دینی و‌ غیر‌دینی، بر آنچه که نمی­خواستند اتفاق نظر داشتند. این خواسته مبتنی بود بر رفتن شاه و سقوط رژیم استبدادی وی  و پایان دادن به سلطه خارجی بر امور داخلی ما بود. اما همه این گروه‌ها بر آنچه که باید جایگزین رژیم شاه شود اتفاق نظر نداشتند. به همین دلیل اختلافات بلافاصله بعد از سقوط شاه آغاز گشت. اما دلیل دیگر به ساختار اجتماعی جامعه ایران برمی­گردد که بیشتر مردم به شدت تحت نفوذ روحانیون قرار داشتند. در این راستا میلیون­ها انسان در انقلاب شرکت کردند و روشنفکران دینی و‌ غیر‌دینی در برابر روحانیون به یک گروه اقلیت تبدیل شدند. در نتیجه روحانیون با یافتن این پایگاه وسیع مردمی به کمتر از یک حکومت مطلقه که کاملا در اختیار آنهاست تن نمی­دادند. این وضعیت امور را به آنجا کشاند که شعار "همه با هم" انقلاب، تبدیل به شعار "همه با من" شد و هرکس که با من نیست پس بر ضد من است

در حقیقت افراد زیادی از روحانیون بودند که اندیشه آنها تطابقی با افکار دینی و سیاسی آقای خمینی نداشت اما تأثیر خاص خود را بر عوام داشتند و این موجب شد که رفته رفته آقای خمینی خواسته­های آنها را در نظر ­بگیرد. من معتقدم که یک چیزی شبیه به کشمکش میان آقای خمینی و روحانیون تندروتر (مرتجعین مذهبی) از او شکل گرفت. آنان نظراتی مخالف با وی داشتند که در نهایت این نظرات اندک اندک بر کشور حاکم شد.

بعد از گذشت 30 سال از انقلاب، به نظر شما برندگان و بازندگان واقعی آن چه کسانی هستند؟

فرزندان انقلاب بازندگان واقعی آن هستند. کشور ما هزینه بالائی برای ستیز و درگیری میان نیروهای انقلاب پرداخت کرد. روحانیت نفوذ تاریخی خود را بر مردم از دست داد و با در اختیار گرفتن مناصب دولتی و حکومتی، یک اشتباه استراتژیکی بزرگی مرتکب شد. در حقیقت نزاعی که امروز میان اصلاح طلبان و روحانیون محافظه کار در ایران در جریان است، مرا به یاد نزاع و درگیری میان نیروهای دینی، لیبرال، چپ و ملی­گرای اوائل انقلاب می­اندازد.

فعالیت سیاسی سپاه پاسداران که این روزها مطرح می­شود مخالف صریح قانون است.همچنین ورود آنها به فعالیت­های اقتصادی در دراز مدت تأثیر منفی خواهد داشت. در حقیقت کسانی که امروز بر ایران حکومت می­کنند مخلوطی از فرماندهان سپاه، خامنه­ای، طبقه نوظهور ثروت و تعدادی از آیت­الله‌های صاحب نفوذ در نهادهای حکومتی هستند.

آیا شما نسبت به آینده ایران بدبین یا خوش­بین هستید؟

من نسبت به آینده کشورم خوش بین هستم. با توجه به دوری مسافت و بدون در نظر گرفتن اینکه چه زمانی به هدف می­رسیم، ما به سوی دموکراسی حرکت می­کنیم.

 |+| نوشته شده در  شنبه بیست و ششم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

شورای تامین (امنیت) استان تهران متهم شد

هواداران استقلال: نتیجه بازی از قبل تعیین شده است

خبرگزاری مهر: شصت و ششمین دیدار تیم های فوتبال استقلال و پرسپولیس عصر امروز با تساوی یک بر یک دو تیم در ورزشگاه آزادی به پایان رسید. در پایان مسابقه امروز هواداران تیم استقلال با سر دادن شعارهایی از کسب نتیجه تساوی ابراز نارضایتی داشتند. این هواداران با شعارهایی چون "فوتبال با سیاست نمی خواهیم" تاکید داشتند نتیجه این بازی از قبل تعیین شده است. لیدرهای هواداران استقلال و برخی اطرافیان تماشاگران را ترغیب می کردند که به شعارهای خود ادامه دهند. در پایان مسابقه امروز باز هم شاهد تخریب صندلی های ورزشگاه بودیم. هواداران استقلال که از نتیجه این بازی ناراضی بودند با پرتاب صندلی به زمین مسابقه نارضایتی خود را از دریافت گل در دقیقه 93 ابراز داشتند. هواداران پرسپولیس نیز در پاسخ به این عملکرد هواداران تیم استقلال به زمین مسابقه صندلی پرتاب کردند.

یاری نیوز: دقایقی پیش بازی استقلال و پرسپولیس در حالی به پایان رسید که تماشاگران شعارهایی علیه دولت نهم را سر دادند. به گزارش خبرنگار پایگاه خبری یاری، بلافاصله بعد از سوت پایان بازی و اعلام تساوی یک بر یک بین دو تیم پرطرفدار پایتخت، از رادیو ورزش برای لحظاتی شعارهای یکصدای تماشاگران که می‌گفتند فوتبال با سیاست نمی خوایم نمی خوایم شنیده شد. همچنین برخی شعارهای دیگر نیز علیه دولت نهم در برخی زمانهای بازی به گوش می‌رسید. بسیاری از فوتبال‌دوستان معتقدند در بازی‌های سالهای اخیر دو تیم قرمز و آبی پوش پایتخت، بنا به مسائل امنیتی دستور داده می‌شود که مربیان و بازیکنان بازی را مساوی به پایان برسانند.

ایسنا: برخی از تماشاگران تيم فوتبال استقلال بعد از قبول گل تساوی اين ديدار به روند بازی اعتراض كردند. همزمان با اعلام ضربه‌ پنالتی به سود تيم فوتبال پرسپوليس برخی از تماشاگران تيم استقلال با اعتراض به روند و جريان بازي نتيجه پايانی اين ديدار را از پيش تعيين شده قلمداد كردند. آنها با بيان شعارهايی از قبيل اينكه "فوتبال با سياست نمی‌خوايم، نمی‌خوايم" اعتراض خود را به روند بازی اعلام كردند.

تابناک: شصت و ششمین شهرآورد پایتخت، با برتری استقلال تهران به پایان رسید تا در روز رویایی آبی‏پوشان پایتخت و امیر قلعه‏نویی، وینگادا نخستین شکستش را با پرسپولیس در بدترین موقعیت ممکن تجربه کند. اما هیچ‏گاه نمی‏توان تا به صدا درآمدن سوت پایان این دیدار اینچنین با قاطعیت سخن گفت، چرا که وقت اضافه بار دیگر، این دیدار را نیز همچون چهار دربی گذشته به تساوی کشاند تا همه چیز به خیر و خوشی تمام شود! همچنین هواداران استقلال پس از پايان بازی با سردادن شعارهايی اعتراض خود را به نتيجه تساوی دربی نشان دادند. خطاب آنها به مسئولان یا بازیکنان تيمشان نبود و تنها برخی اشخاص را هدف گرفته بودند که به زعمشان عامل رقم خوردن چنین نتیجه‏ای بود.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

مجمع روحانیون مبارز: شریعتمداری از کیهان برود

یاری نیوز: مجمع روحانیون مبارز با صدور بیانیه‌ای با اشاره به سوابق روزنامه کیهان و موضع‌گیری این روزنامه وابسته به جناح اصولگرا با اشاره به سرمقاله تهدید آمیز روز پنجشنبه این روزنامه تاکید کرد: انتساب روزنامه کیهان به جریان اصول‌گرا اقتضاء می‌کند تا عناصر فهیم و معتدل این جناح عواقب افراطی‌گرای‌های گردانندگان این نشریه را مورد توجه قرار داده، با هر روشی که خود صلاح می ‌دانند، به تغییر اداره‌کنندگان این رسانه، به ویژه سرمقاله نویس گستاخ آن همت گمارند.

به گزارش پایگاه خبری یاری به نقل از پایگاه اطلاع رسانی مجمع روحانیون مبارز، متن کامل این بیانیه بدین شرح است:

روزنامه کیهان که حامی دولت و رییس جمهور محترم آقای احمدی‌نژاد است، در شماره مورخ پنجشنبه 24/11/1387 به قلم سرمقاله نویس خود صفحه‌ جدیدی از تلاش‌ و تقلا برای از صحنه بیرون کردن آقای خاتمی گشود.

این رسانه که علی‌رغم وابستگی به بیت المال و انتساب به حاکمیت نظام جمهوری اسلامی همواره در قامت رادیکال‌ترین رسانه حزبی ظهور و نمود یافته است و تندترین و تخریبی‌ترین مواضع باندی و گروهی را اتخاذ می‌کند، در سرمقاله خود سرنوشتی مشابه سرنوشت خانم بی‌نظیر بوتو برای آقای خاتمی پیش‌بینی کرد. اعلام این موضع از جانب نشریه حامی دولت هرچند در تداوم تلاش‌های گذشته برای انصراف آقای خاتمی از کاندیداتوری ریاست جمهوری تفسیر می‌شود، اما طرح مسئله ترور فیزیکی حتی اگر صرفا در حد تهدید و فاقد پس‌زمینه‌های فعلی و عملی باشد، ‌باز هم نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد.

خط‌مشی کیهان و کیهانیان از دمادم طرح کاندیداتوری حجت‌الاسلام و المسلمین سید محمد خاتمی مراحل و صحنه‌ها و پرده‌های مختلفی داشته است؛ زمانی با القاء این مسئله که شورای نگهبان و دستگاه نظارت انتخابات با عدم تایید صلاحیت‌های خاتمی مانع ورود ایشان به صحنه می‌شوند، خواستند از حضور ایشان جلوگیری کنند. این ترفند مضحک ره به جایی نبرد و حتی مورد استنکار عاقبت‌‌اندیشان جریان اصول‌گرا نیز قرار گرفت، گاهی زمزمه ممانعت صریح مقام معظم رهبری را پیش کشیدند و گفتند بی‌تردید رهبر معظم انقلاب آقای خاتمی را از حضور در صحنه رقابت انتخاباتی منع خواهند کرد.

این روزنامه با اهانت‌های مستمر و مداوم خود ترور شخصیتی آقای خاتمی و تخریب‌های رسانه‌ای ایشان را در چند ماه گذشته در دستور کار خود قرار که آخرین حلقه رنجیره تلاش‌های خود را برای حضور آقای خاتمی تهدید به سرنوشتی شبیه سرنوشت بی‌نظیر بوتو اعلام کرده است.

مجمع روحانیون مبارز ضمن تقدیر و سپاس از مسئولیت شناسی شجاعانه جناب آقای خاتمی که بی‌اعتناء به تمامی شگردهای ایذایی و تخریبی به تقاضاهای مکرر نخبگان و اقشار مردم که حضور متعهدانه ایشان در انتخابات پیش رو را برای  پیشرفت و اعتلای میهن اسلامی خواستار بودند،‌ پاسخ مثبت دادند، توجه به چند نکته را ضروری می‌داند:

الف ـ انتساب روزنامه کیهان به جریان اصول‌گرا اقتضاء می‌کند تا عناصر فهیم و معتدل این جناح عواقب افراطی‌گرای‌های گردانندگان این نشریه را مورد توجه قرار داده، با هر روشی که خود صلاح می ‌دانند، به تغییر اداره‌کنندگان این رسانه، به ویژه سرمقاله نویس گستاخ آن همت گمارند.

ب ـ جریان اصلاح‌طلب جامعه که تداوم خط امام، جلوگیری از اتلاف منابع مادی و معنوی ایران اسلامی و رسیدن به فردایی بهتر برای تمامی ایرانیان را راهبرد اصولی خود می‌دانند و دعوت از آقای خاتمی را با انگیزه تحقق این آرمان‌ها تعقیب کرده‌اند، عمق و ژرفای عصبانیت بخش‌های افراطی و رادیکال رقیب را مورد دقت قرار داده و در کمال خونسردی و خویشتن‌داری و قاطعیت تمام، مراقب روند حوادث بوده و لحظه به لحظه جامعه را در جریان رخدادهای سیاسی و اجتماعی قرار دهند.

ج ـ مجمع روحانیون مبارز ضمن هشدار به پویندگان کژراهه تخریبی و افراطی و دعوت آنان به اخلاق اسلامی و تسلیم در برابر اراده عامه مردم و قوانین موضوعه کشور،‌ بر خود فرض می‌داند تا در آینده‌ای نزدیک و فرصت مناسب نکات قابل تامل و گفتنی‌هایی که توجه به آن از ضروریات بوده و شرط لازم پویایی جامعه و ورود به عرصه انتخاباتی در شان و جایگاه نظام جمهوری اسلامی و ملت بزرگ و مردمان نیک‌اندیش و تمدن‌ساز این مرز و بوم است، به اطلاع و آگاهی آنان برساند.

و ما نرید الا الاصلاح.
مجمع روحانیون مبارز
25/11/1387     

برای مشاهده یادداشت روز کیهان که در آن احتمال ترور سید محمد خاتمی را مطرح نموده بود، میتوانید اینجا را کلیک کنید

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بی خبری از وضعیت دو بانوی هوادار آیت الله بروجردی

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

هفده روز از بازداشت غیر قانونی و بی خبری از سرنوشت خانم ها مریم قاسمی و زهرا عبد الله وند می گذرد. مراجعات مکرر خانواده های این افراد به دادسرای ویژه روحانیت و زندان اوین برای دیدار و یا کسب اطلاع از سرنوشت عزیزان خود تاکنون نتیجه ای در برنداشته است . مسئولین دادسرا در پاسخ به اصرار خانواده ها، با برخوردهای تحقیرآمیز و زننده، از ارائه هرگونه توضیحی خودداری می نمایند.

مسئولان دادسرای ویژه روحانیت خانواده های این دو متهم را به دلیل پیگیری وضعیت عزیزان خود تهدید نموده است. این مرجع قضائی خانم فاطمه عبدالله وند (خواهر زهرا عبدالله وند) را که دو بار سابقه دستگیری و زندانی شدن را دارند تهدید به بازداشت نموده است. لازم به ذکر است که دادسرای ویژه روحانیت، در روزهای اولیه، بازداشت این دو زندانی عقیدتی را انکار می نمود.

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

رئیس سازمان حفاظت از محیط زیست کیست؟

مازیار رادمنش - روز آنلاین: فاطمه واعظ جوادی معاون احمدی نژاد و رئيس سازمان حفاظت از محيط زيست ايران است. البته طی دوران مديريت ‏وی، نهادی که وی سکان هدايتش را برعهده دارد، به نظر می رسد بيشتر به سازمان تخريب محيط زيست شباهت دارد، ‏تا حفاظت از آن. خودش می گويد که نگاهش به محيط زيست، توحيدی است.‌ ‏فاطمه اعظ جوادی از پر حاشيه ترين اعضای کابينه دولت نهم است. پر سر و صدا بودن او و سازمان متبوعش به ‏واسطه نظرات عجيب، انفعال سازمان در مقابل تخريبگران محيط زيست، عزل و نصب های پياپی مديران و معاونان ‏سازمان و پرونده فساد مالی همسرش "مجيد يزدانی" در دستگاه قضايی‎ ‎است. روزهای پايانی نيمه بهمن ماه سال ‏جاری، برخی رسانه ها از برکناری قريب الوقوع واعظ جوادی خبر دادند. مسائل مربوط به همسرش از سويی و ‏نارضايتی محمود احمدی نژاد از عملکرد جوادی در سازمان تحت مسئوليت وی، از سوی ديگر دو محوری بود که از ‏آن ها به عنوان دلايل برکناری واعظ جوادی نام برده شده است. ‏


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

اطرافیان چماقدار و چاقو کش خاتمی !!!

وب سایت دکتر مهدی خزعلی: کیهان، جریده انحصار و قدرت، شب نامه ای که به غلط روزنامه گویند! با پول من و شما از صندوق بیت المال ارتزاق کرده، به ریش من و شما می خندد و حنا می بندد، هر چند حنایش رنگی ندارد!

                                           طرح از نیک آهنگ کوثر - روز آنلاین

کیهانیها امیدوار بودند بتوانند خاتمی را مرعوب کنند تا نیاید، اما سید تمام پیشینه را تجربه کرده و دل به دریا زده است، ظاهرا می خواهد جبران مافات کند، اگر بگذارند! ما نیز باید او را یاری دهیم و نگذاریم تهدید و ارعاب دار و دسته حاج حسین و حاج سعید، عرصه را بر سید خندان تنگ سازد، همه ما با سید گفتنی ها داریم، اما در میان نامردمان او را تنها نمی گذاریم! نگذاریم از خاتمی، هاشمی دومی بسازند، آنان مست غرور اند که از هاشمی عبور کردند و اینک می خواهند خاتمی را بشکنند! پروژه تخریب را خیلی زود شروع کردند، نگاهی به صفحه دوم کیهان پنجشنبه بیاندازیم:

در ستون کلک، اطرافیان خاتمی را چماقدار و چاقو کش خوانده است!  

گویند: یکی گنجشک را حوالت به چناری داد! گنجشک گفت: چیزی بگو که بگنجد

آقای حسین خان عزیز ، رفیق شفیقتان که فرمود: ناسلامتی ما خودمان یک عمر قاتل بوده ایم! (خسرو حسینیان) و یار غارتان که به یاد شهید سامی در زنجان چاقوی دسته صدفی زنجانی می کشد، و رفیق گرمابه و گلستان حاج سعید امامی، مرید سینه چاک سعید عسگر، عناصر خودسر براتی ، علیخانی ، کاظمی ، روشنی ، عزیزی ، جعفر زاده و ...همه و همه اطرافیان خاتمی هستند؟!! آری این اطرافیان گرد شمایند و خاتمی را ندیده و نمی توانند ببینند! شاید به خون او تشنه اند! حاج حسین خان، گیرم ما ببو ، پپه ، کمی تا قسمتی بعله، آیا دنیا می پذیرد؟ خاتمی و چاقو؟ خاتمی و چماق؟ 

تازه منتقدان خاتمی می گویند صدتا چاقو بسازه یکیش دسته نداره، با چاقوی بی دسته هم که نمی شه سامی و فروهر و ... را کشت، اما همه چاقوی دسته صدفی را می شناسند! عزیز دل آقا، یه چیزی بگو بگنجه !!!

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

خبر ویژه

ادوار نیوز: سحر یزدانی پور دانشجوی دانشگاه شیراز و همسر یونس میرحسینی دانشجوی بازداشت شده این دانشگاه صبح امروز به دنبال مراجعه برای پیگیری وضعیت همسرش در دادگاه انقلاب شیراز بازداشت شده است.خانم یزدانی در روزهای گذشته خبر اعتصاب غذای همسرش یونس میرحسینی را در گفتگو با رسانه ها اعلام کرده بود.

این فعال دانشجویی دانشگاه شیراز که خود نیز از سوی کمیته انضباطی به تعلیق از تحصیل محکوم شده است، شب گذشته در گفتگوی کوتاهی با خبرنگار ادوارنیوز با ابراز نگرانی از وضعیت یونس میرحسینی اعلام کرد برای درخواست ملاقات و یا لااقل تماس تلفنی جهت اطمینان از سلامت همسرش به دادگاه انقلاب شیراز مراجعه خواهد کرد. سحر یزدانی بعد از مراجعه به دادگاه به دلایل نامعلومی بازداشت شده است.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

اعمال غیر قانونی در زندان گوهردشت کرج

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج، روز پنجشنبه 24 بهمن ماه نسبت به اعمال غیر انسانی که اخیرا در این بند به اجرا گذاشته شده است اقدام به اعتراضات گسترده نمودند. اخیرا در این بند زندانیان را مجبور به خروج از سلولهای خود می کنند و آنها را صبح زود برای مدت طولانی به محوطه هواخوری زندان منتقل می کنند. آنها باید چند ساعت در معرض سوز سرمای شدید و زیر برف و باران بمانند. اعتراضات زندانیان در روزهای اخیر نسبت به این روش سرکوبگرانه بدون پاسخ باقی مانده بود. تا اینکه صبح امروز تقریبا تمامی زندانیان این بند در یک اعتراض گسترده و نادر از رفتن اجباری به محوطه هواخوری خوداری کردند. اکثرا زندانیان بند 4 مسن هستند و سنینی بین 60 الی 80 سال دارند. بعضی از زندانیان به خاطر کهولت سن قادر به راه رفتن نیستند و همچنین در حال حاضر اکثر زندانیان به خاطر قرار دادن آنها در معرض سرمای زیاد مبتلا به ویروس آنفولانزا هستند.

در پی اعتراضات گسترده زندانیان بند 4 زندان گوهردشت رئیس زندان علی حاج کاظم به محمود مغنیان رئیس بند و از مجریان حملات خونین علیه زندانیان سیاسی و پاسداربندها دستور حمله به زندانیان را صادر کرد. پاسداربندها، زندانیان را مورد اهانت و تهدید قرار دادند یکی از پاسداربندها که در اهانت زندانیان نقش داشت فردی بنام کولی بند می باشد. علی حاج کاظم همچنین دستور قطع ارتباطات زندانیان را با خانواده هایشان را تا اطلاع ثانوی صادر کرده است. در این بند تعداد زیادی از زندانیان سیاسی محبوس هستند که از جمله آنها: سعید ماسوری، منصور اوسالو، ارژنگ داودی، علی جان گرایی، شیرمحمد رضائی، حمید و اصغر بنازاده و تعدادی دیگر (3 نفر آخر از بازماندگان قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 می باشند)

در حدود 2 هفته پیش زندانیان بند 6 زندان گوهردشت نسبت به شدت یافتن اقدامات سرکوبگرانه در این بند اقدام به اعتراضات گسترده ای نمودند. که با یورش گارد ویژه زندان مواجه شدند گارد ویژه زندان زندانیان این بند را مورد یورش وحشیانه قرار دادند وآنها را بشدت مورد ضرب و شتم قرار دادند و تعدادی از آنها را به حفاظت زندان منتقل کردند. زندانیان که به حفاظت و اطلاعات زندان منتقل شده بودند تحت شکنجه های شدید جسمی قرار گرفتند و سپس آنها را به سلولهای انفرادی بند 1، شکنجه گاه مخوف زندان گوهردشت منتقل کردند. از 2 هفته پیش که آنها را به این شکنجه گاه منتقل کردند تا به حال از شرایط و وضعیت آنها خبری در دست نیست. تعداد زندانیانی که به سلولهای انفرادی بند 1 معروف به سگ دونی اتتقال داده شدند 6 نفر می باشند و اسامی تعدادی از آنها به قرار زیر می باشد:1.احمد قائمی 2.اسدجمالی 3. حسین وفائی4. سید حسن حسینی پور می باشند.سنین تمامی افراد فوق زیر 30 سال می باشد.فردی که در سرکوب زندانیان این بند نقش مستقیم داشت بنام عباس سعیدی رئیس بند 6 این زندان می باشد. اقدامات فوق بدستور وزارت اطلاعات ابتدا در بند 350 زندان اوین و توسط بزرگ نیا رئیس و حسین اسدی پاسدار بند این بند به اجرا گذاشته شد و از مدتی پیش آن را به سایر زندانها گسترش داده اند

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، تشدید اقدامات سرکوبگرانه و غیر انسانی علیه زندانیان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر خواهان دخالت برای پایان دادن به اعمال غیر انسانی در زندانهای این رژیم است.

24 بهمن 1387 برابر با 12 فوریه 2009

اقدامات سرکوبگرانه فوق علیه زندانیان را به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

پا قدم ماهواره امید!

سازمان فضایی آمریکا "ناسا" امروز پنجشنبه، اعلام کرد که برای نخستین بار در فضا یک ماهواره مخابرانی آمریکا با یک ماهواره ارتباطاتی نظامی روسیه، برخورد کرده و هر دو ماهواره منهدم شده اند.

براساس این گزارش، این تصادف روز سه شنبه در ارتفاع حدود هشتصد کیلومتری فراز منطقه سیبری روی داد و قطعات دو ماهواره منهدم شده در فضا پراکنده گردید. کارشناسان میگویند ممکن است قطعات پراکنده در فضا خطراتی را برای تلسکوپ فضایی هابل و برخی ماهواره های مطالعاتی که در ارتفاع بالاتری حرکت می کنند ایجاد کند. همزمان، اقداماتی برای جستجو و تشخیص محل حدود ششصد قطعه بزرگ و کوچک این دو ماهواره در فضا آغاز شده است.

ماهواره روسی مذکور به نام کاسموس ــ 2251 حدود ۹۵۰ کیلوگرم وزن داشت و در سال 1993 برای گردآوری اطلاعات نظامی به فضا پرتاب شد و احتمالا از پنج سال پیش فعال نبوده است و ماهواره آمریکایی نیز به وزن 560 کیلوگرم در سال 1997 به فضا پرتاب شد و یکی از شصت و شش ماهواره فعال متعلق به شرکت آمریکایی ایریدیوم است که به منظور برقراری ارتباط تلفنهای ماهواره ای در سرتاسر جهان ایجاد گشته است. سخنگوی ایریدیوم تاکید کرد اقدامات لازم برای جایگزین کردن ماهواره متلاشی شده با استفاده از ماهواره های یدکی صورت گرفته است.

وبلاگ دموکراسی امیدوار است تا هرگز چنین تصادف ناگواری برای ماهواره امید رخ ندهد و این ماهواره جوان، ناکام از مدار گیتی رخت بر نبندد و امید ما نومید نشود

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

مشاهدات دو جوان نسل سومی از حماسه دشمن شکن امت همیشه در صحنه

 

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بی خبری از وضعیت یک دانشجوی دانشگاه تهران

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده از وضعیت و شرایط آقای رضا نگاهداری دانشجوی حقوق دانشگاه تهران هیچ خبری در دست نیست. از زمان ربوده شدن آقای نگاهداری توسط مامورین وزارت اطلاعات تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط او در دست نیست. مراجعات مکرر خانواده او برای اطلاع یافت از محل بازدشت و وضعیت عزیزشان تا به حال بی نتیجه بوده و به آنها جوابی داده نمی شود.

دانشجوی در بند آقای رضا نگاهداری روز سه شنبه 15 بهمن ماه توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد و به نقطه نامعلوی منتقل گردید. خطر جدی شکنجه های جسمی و روحی توسط بازجویان وزارت اطلاعات برای گرفتن اعترافات دروغین و پرونده سازی علیه او جان این دانشجو را مورد تهدید قرار میدهد. آقای نگاهداری قبل از این از 3 ترم تحصیل محروم شده بود و همچنین از ورود به دانشگاه تهران و کوی دانشگاه ممنوع شده بود. او همچنین مقالاتی در مورد آزادی و دموکراسی نوشته بود که در سایتهای مختلف انتشار یافته بود.

در طی هفته های اخیر تعداد زیادی از دانشجویان دستگیر و به سلولها انفرادی وزارت اطلاعات منتقل شدند که از جمله آنها حسین ترکاشوند ، اسماعیل سلمانپور ، کوروش دانشیار ، مجید توکلی،یونس میر حسینی و اسماعیل جلیلوند می باشند. فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، دستگیری، انتقال به نقطه نامعلوم و بی خبر نگهداشتن خانواده های آنها از وضعیت فرزندشان را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و تمامی سازمانهای حقوق بشری خواهان اقدامات عمل برای آزادی تمامی دانشجویان زندانی در ایران است.

24 بهمن 1387 برابر با 12 فوریه 2009

وضعیت دانشجوی فوق را به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

احضار اعضای سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه انقلاب

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنا به گزارشات رسیده از طرح نیشکر هفت تپه شوش، 5 تن از اعضای اصلی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه به دادگاه انقلاب دزفول احضار شدند. اعضای اصلی سندیکای کارگران طرح نیشکر هفت تپه به شعبه 1 دادگاه انقلاب دزفول فرآخوانده شدند. آنها می بایست روز سه شنبه 29 بهمن توسط اندی رئیس شعبه 1 دادگاه انقلاب دزفول مورد محاکمه قرار گیرند. اسامی اعضای اصلی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه که به دادگاه فرآخوانده شده اند به قرار زیر می باشند:1ـ رمضان علیپور 2ـ فریدون نیکو فرد 3ـ علی نجاتی 4ـ جلیل احمدی 5ـ محمد حیدری مهر

از طرفی دیگر در پی تغییر مدیریت طرح نیشکر هفت تپه و انتصاب مددی بعنوان مدیر کل شرکت و مجدیان معاون وی و همچنین فردی بنام عبدالهی اولویت اصلی افراد فوق منحل کردن سندیکای کارگران که اخیران توسط رای آزادنه کارگران تشکیل شده، می باشد. عبدالهی بسیج شرکت را فعال نموده است و در طی جلسات متعدد به کارگران تاکید کرده است که که مشکلات فنی و معیشتی خود را از این طریق می بایست پیگیری کنید. ولی در آن جلسات به او گفته شد که بسیج یک نیروی نظامی است و چه ربطی به مسائل کارگری دارد و ما سندیکا تشکیل داده ایم که به مسائل کارگری خودما رسیدگی کند و نه چیز دیگری. عبدالهی حتی به اعضای سندیکای اصلی مراجعه کرده است که اگر در بسیج عضو شوند مسئله پرونده های آنها حل خواهد شد. در حال حاضر رئیس بسیج شرکت طرح نیشکر هفت تپه فردی است بنام پرویز نژاد حسینی. عبدالهی و این فرد به طرق مختلف با تهدید و تطمیع سعی دارند که این ارکان سرکوب را فعال کنند .کارگران نیشکر هفت تپه بیش از یک ماه است که حقوق آنها به تعویق افتاده است و پیگیریهای مستمر سندیکای کارگران برای دریافت حقوق معوقه اعضای خود تا به حال بی نتیجه بوده است. بالا رفتن تورم، برابری نکردن هزینه ها با در آمدها و در آستانه عید نوروز بودن کارگران را درشرایط سخت معیشتی قرار داده است.

کارگران طرح نیشکر هت تپه، از احضار مجدد اعضای اصلی سندیکای خود به شدت خشمگین هستند آنها به مدیر عامل شرکت و اعضای هیئت مدیره و سایر ارکانهای اطلاعاتی شهر هشدار داده اند که اعمال فشار علیه اعضای سندیکا را متوقف کنند در غیر این صورت آنها ناچار به آغاز اعتراضات گسترده خود خواهند شد. فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، احضار اعضای اصلی سندیکای کارگری طرح نیشکر هفت تپه به دادگاه انقلاب، به تعویق انداختن پرداخت حقوق آنها و توطئه چینی برای انحلال سندیکا را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار و اتحادیه بین المللی کارگران(آی.یو. اف) می خواهد که مداخله نماید و از عضو خود در ایران حمایت فعال نماد.

24 بهمن 1387 برابر با 11 فوریه 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
سازمان جهانی کار
اتحادیه بین المللی کارگران (آی.یو.اف)

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه بیست و چهارم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

پاسدار میلیاردر: اعتراض نکن ...آقا گفته دولت نهم طلای بیست عیاره!

خبرگزاری انتخاب: سخنرانی وزير کشور پيش از ظهر امروز در پايان نشست شورای اداری استان آذربايجان شرقی با اعتراض يکی از جانبازان همراه شد. محرم مصطفوی از جانبازان دفاع مقدس و از کارکنان استانداری آذربايجان شرقی در پايان سخنرانی صادق محصولی وزير کشور در جلسه شورای اداری استان با لحنی اعتراض آميز به وی گفت: آقای وزير در سخنان خود صداقت داشته باشيد.

مصطفوی با در دست داشتن آياتی از قرآن کريم، با متهم ساختن وزير کشور در همراهی با کسانی که در حق شهيد باکری جفا کردند، به برخی ريخت و پاش های دولت نهم از جمله سفر اخير رئيس جمهوری به استان آذربايجان شرقی اشاره کرد و افزود: در اين سفر نزديک به يک ميليارد تومان هزينه شد و به معاونان استاندار پاداشهای ميليونی دادند.

وزير کشور نيز پس از گوش کردن به سخنان اين جانباز معترض دوباره پشت تريبون رفت و با دعوت به آرامش اين جانباز گفت: اگر شما معتقد به اين نظام و ولايت مداری هستيد بايد فرامين رهبری را در صدر توجهتان قرار دهيد. محصولی افزود: اکنون شما در اين روز مهم و ايام ا... دهه فجر به تخريب دولت نهم پرداختيد و اين خلاف فرمايشات مقام معظم رهبری است که تاکيد دارند از تخريب يکديگر بپرهيزيد.

وزير کشور با اشاره به تعبير مقام معظم رهبری از دولت نهم گفت: مقام معظم رهبری که همواره در گفته هايشان دقت لازم را دارند، در تعبيری جنس دولت نهم را از طلا بيان فرمودند، آن هم طلايی با عيار 20  و نه ۲۴ و اين در شرايطی است که عيار طلای بازار 18 است!!!. اين جانباز دوباره فرياد زد: شما که اين همه از نقش خود در جنگ می گوييد بفرماييد که در جنگ حتی زخمی هم داشته ايد من شما را می شناسم.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بازداشت و انتقال دو زندانی عقیدتی به اوین

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

امیدرضا میرصیافی و علی اکبر اقدسی دو زندانی عقیدتی پس از بازداشت ، با اجرایی شدن احکام حبس به زندان اوین منتقل گردیدند. امیدرضا میرصیافی، 28 ساله، روزنامه‌نگار و وبلاگ نویسی است که به علت انتشار عقایدش در وبلاگ روزنگار در تاریخ 3 اردیبهشت 1387 دستگیر شده بود.

اتهامات وی توهین به رهبران جمهوری اسلامی و توهین به مقدسات اسلام اعلام شد. وی پس از 41 روز بازداشت در سلول انفرادی با قرار وثیقه بسیار سنگین صد میلیون تومانی آزاد شد. میرصیافی در تاریخ 12 آبان در شعبه پانزده دادگاه انقلاب محاکمه و به دوسال و نیم حبس به دلیل آنچه که توهین به رهبران نظام و تبلیغ علیه نظام خوانده شده محکوم شد. وی پرونده‌ی مفتوح دیگری نیز در دادگاه عمومی تهران با اتهاماتی چون توهین به مقدسات اسلام دارد که زمان برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده است. این فعال فرهنگی، پس از احضار منجر به بازداشت توسط یگان انتظامی دادگاه انقلاب در تاریخ 19 بهمن به زندان اوین منتقل و پس طی مرحله قرنطینه، روز گذشته به اندرزگاه 7 این زندان منتقل گردید.

علی اکبر اقدسی، دیگر زندانی عقیدتی متهم به عضویت در سازمانی سیاسی و فعالیت تبلیغی علیه نظام، با تائید یک سال حبس تعزیری توسط شعبه 21 دادگاه تجدید نظر استان تهران، طی احضار به دادگاه در تاریخ 20 بهمن بازداشت و به زندان اوین منتقل گردید، نامبرده نیز پس از طی مرحله قرنطینه روز گذشته به اندرزگاه 7 زندان اوین منتقل گردید.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

فشارهای روانی دادگاه انقلاب بر زندانیان سیاسی

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران (با ویرایش)

بنابه گزارشات رسیده از بند 4 زندان گوهردشت کرج، دادگاه فرهاد حاج میرزائی فعال حقوق کودکان در سنندج، بدون هیچ دلیل مشخصی برگزار نگردید. فرهاد حاج میرزائی که از چند ماه پیش به او اعلام شده بود که دادگاه وی بهمن ماه برگزار خواهد شد ولی در آخرین لحظات اطلاع داده شد که دادگاه وی به وقت دیگری موکول شده است. دادگاه حاج میرزائی قرار بود که در روز 11 بهمن ماه در شعبه 15 دادگاه انقلاب توسط صلواتی برگزار شود.

در حاضر تقریبا اکثر پرونده زندانیان سیاسی به شعبه 15 دادگاه انقلاب که رئیس آن صلواتی است ارجاع می شود. پرونده های فعالین دانشجوئی، خانواده و شرکت کنندگان در مراسم قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 فعالین سیاسی بدستور وزارت اطلاعات به این شعبه احاله می شود. از جمله کسانی که در حال حاضر پرونده های آنها توسط صلواتی پیگیری می شود عبارتند از: ارژنگ داودی ، علی صارمی، محمد علی منصوری، میثاق یزدان نژاد، هود یازرلو ، محمد صدیق کبودوند و تعداد زیادی دیگر. یکی از شیوه های صلواتی، وقتی که پرونده به این شعبه احاله می شود مدت بسیار طولانی این پرونده را مسکوت باقی می گذارد در بعضی موارد تا بیش از 18 ماه مانند علی صارمی و میثاق یزدان نژاد و فرهاد حاج میرزائی که بیش از یک سال است  و یا اینکه از چند ماه قبل تاریخی برای برگزاری محاکمه اعلام می شود و ولی روز برگزاری دادگاه به زندانی اعلام می شود که دادگاه او به تعویق افتاده است و این مسئله را چندین بار تکرار می کند تا به حال این موارد علیه آقای علی صارمی ، میثاق یزدان نژاد و اخیرا علیه فرهاد حاج میرزائی بکار برده است. در موارد متعدد دیگر پس از برگزاری دادگاه ، ماهها از تاریخ برگزاری دادگاه می گذرد ولی از تعیین تکلیف نمودن زندانی خوداری می کند و با این شیوه زندانی را تحن فشار های روحی و انتظار قرار میدهد.

در دادگاه وقتی در برابر استدلات منطقی و به حق زندانی سیاسی و وکیل او قرار می گیرد و جوابی منطقی برای استدلال آنها ندارد اعلام میدارد که باید از وزارت اطلاعات در این مورد استعلام بگیرد و خود این استلال این فرد حاکی از آن است که هر آنچه که خواست وزارت اطلاعات است بر آورد می کند. ما اخیرا شاهد بودیم که در چندین مورد زندانیان سیاسی را بر مبنای قانون محاربه مورد محاکمه قرار داده است و با این قانون دست خود را باز می گذارد که زندانی را تا اعدام محکوم کند. فرهاد حاج میرزائی از نارحتیهای متعددی که در اثر شکنجه بازجویان وزارت اطلاعات برای او پیش آمده است رنج می برد، ولی تا به حا ل از درمان جدی او خوداری کرده اند و بنابه گفته خانواده او اخیر دچار ناراحتی قلبی شده است.

لازم به یادآوری است فرهاد حاج میرزائی 28 دی ماه 1386 در یکی از خیابانها شهر سنندج توسط مامورین وزارت اطلاعات دستگیر شد و پس از 11 روز بازجویی در زندان وزارت اطلاعات سنندج به بند مخوف 209 زندان اوین منتقل گردید. او به مدت 90 روز در سلولهای انفرادی بند 209 زندان اوین مورد بازجوئی بازجویان وزارت اطلاعات قرار داشت.فردی که آقای حاج میرزائی را مورد بازجوئی قرار میداد، حاج سعید نام دارد که این نام مستعار سعید شیخان از سر بازجویان وزارت اطلاعات می باشد. آقای حاج میرزائی نزدیک به 11 ماه در بند مخوف 209 زندان اوین زندانی بود و پس از آن در حالی که هنوز مورد محاکمه قرار نگرفته بود به زندان گوهردشت کرج تبعید کردند.

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، ادامه بازداشت ، تبعید ، عدم درمان و به تعویق انداختن دادگاه این فعال حقوق کودک که برای بیشتر در زندان نگه داشتن او می باشد را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری و انساندوستان جهان برای پایان دادن به شرایط طاقت فرسای زندانیان سیاسی در ایران استمداد می طلبد.

۲3 بهمن 1387 برابر با 11 فوریه 2008

گزارش وضعیت زندانی سیاسی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
1-عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر
5- سازمان جهانی علیه شکنجه

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

لزوم ورود سازمان قضایی نیروهای مسلح برای بررسی تخلفات گسترده نیروی انتظامی

سایت خرداد: نيروی انتظامی روز سه شنبه بدون هيچ دليلی به مردم منتظر تماشای فيلم درباره الی حمله‌ور شد. نزديك به 1500 نفر از علاقه‌مندان سينما برای تماشای تازه‌ترين فيلم اصغر فرهادی در آخرين روز جشنواره‌ فيلم فجر به سينما استقلال رفته بودند كه با واكنش شديد نيروی انتظامی، لباس ‌شخصی‌ها و ضرب و شتم رو‌به‌رو شدند.

قرار بود كه درباره الی برای آخرين بار در جشنواره در اين سينما اكران شود و به همين دليل جمعيت بسيار زيادی به سينما استقلال آمده بودند. روبه‌روی سالن اصلی اين سينما جوانان زيادی به چشم می ‌خوردند و انتظار ديدن آخرين ساخته فرهادی را داشتند اما نيروی انتظامی بدون دليل و بی ‌هيچ اخطار قبلی به صف‌كشيدگان در برابر سينما حمله كرد و مردم در صف و رهگذاران را به شدت مورد ضرب و شتم قرار داد. دليل اين اقدام غيرانسانی نيروی انتظامی روشن نيست. شدت اقدام نيروی انتظامی به قدری بود كه مردم وحشت‌زده شدند و نظم عمومی خيابان‌های اطراف به شدت‌ بر هم ريخت.

در صحنه‌ درگيری هم ‌چنين ده‌ها نيروی لباس شخصی حاضر بودند كه اقدام به ضرب و شتم شديد مردم و بازداشت جوانان كرده‌اند. از ميزان بازداشت‌شدگان و سرنوشت آن‌ها خبری در دست نيست اما دختران و پسران بازداشت شده را سوار چندين ماشين ونی كرده‌اند كه در رو‌به‌رو سينما استقلال حاضر شده بودند.

در اين ميان خبرنگار خرداد با نشان دادن كارت خبرنگاری خود و مجوز ويژه‌ جشنواره‌ فيلم فجر خواستار ورود به سينما بود كه با برخورد نيروی انتظامی رو‌به‌رو شده است. مامورانی كه درب سالن سينما را بسته بودند، به وی گفتند؛ برو گمشو وگرنه بازداشت می ‌شوی!.

همكار سينمايی خرداد می ‌گويد كه نيروی انتظامی بدون هيچ دليلی به مردم حمله‌ور شد و در اين ميان لباس‌شخصی ‌ها حضور فعالی داشتند و به شدت مردم را كتك می ‌زدند. در درگيری ‌های سينمای استقلال شليك چندين گاز اشك‌آور و استفاده از اسپری فلفل از سوی لباس‌شخصی ‌ها تاييد شده است.

فيلم سينمايی درباره الی، آخرين حضور گل‌شيفته فراهانی در سينمای ايران تا به امروز بوده كه برای ده جايزه جشنواره نيز نامزد شده است. در ابتدا مسوولان وزارت ارشاد اين فيلم را از جشنواره كنار گذاشتند اما نتواستند در برابر فشار رسانه‌ها و جامعه‌ سينمايی ايران مقاومت كنند.

توضیح وبلاگ دموکراسی: اعمال و حرکات خلاف قانون برخی از پرسنل نیروی انتظامی، شرایط عادی و روزمره زندگی مردم را مختل نموده است. خوگرفتن برخی از این نیروها به خوی درندگی و خشونت و ایجاد موج ارعاب، شرایط را روز به روز خطیرتر و امکان انفجار از درون را بیش از پیش فراهم ساخته است. بدیهی است در صورت ادامه روند فوق، جامعه ایرانی به سوی یک انتقام کور حرکت خواهد نمود. نگارنده معتقد است در شرایط فعلی، تنها باید از ابزار باقی مانده همچون شکایت شهروندان از این متخلفین قانون گریز به سازمان قضایی نیروهای مسلح بهره برد و آنگاه مشاهده نمود که آیا این نیروها در راه اصلاح خود گام خواهند برداشت؟ و آیا نظام مدعی مردم سالاری دینی، کرامت شهروندان خود را تضمین خواهد نمود؟ پاسخ به این دو پرسش مهم، فضا را در آینده شفافتر خواهد کرد.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه بیست و سوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

خبر ویژه

یک افتضاح و گردن کلفتی دیگر

مرضیه رسولی _ وبلاگ سه روز پیش: نه شلوارم کوتاه بود، نه بی‌جوراب بودم، نه مانتوم تنگ بود، نه شاخ داشتم نه دم. خداییش هیچیم نبود وقتی گشت ارشاد اومد جلو و بهم گیر داد. تازه از سوپرمارکت اومده بودم بیرون. گشت ارشاد گفت: این چیه تو دستت؟ گفتم خب می‌خواستید چی باشه؟ خرید کردم برای خونه. جرمه؟ گفت بفرما وزرا تکلیفت معلوم می‌شه. گفتم مگه چی‌کار کردم؟ گفت خودت بگو چی خریدی واسه خونه. گفتم یکی دو بسته بادوم زمینی خریدم، یه بسته کالباس خریدم، چیپس خریدم با ماست. گفت: کم جرمیه این؟ مزه عرق خریدی گرفتی دستت راس راس تو خیابون راه می‌ری؟ نگاه کن چند بسته هم خریدی، معلومه که تا ساعاتی دیگر یه پارتی مشتی تو راهه. نکردی بذاریش تو پلاستیک مشکی. بفرما سوار شو.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

گردن کلفتی نیروی انتظامی برای یک خبرنگار

خبرنگار خبرگزاری مهر در مراسم راهپیمایی 22 بهمن ساری هنگام سخنرانی وزیر تعاون مورد ضرب و شتم و فحاشی مامورین حاضر در صحنه قرار گرفت. این اتفاق زمانی آغاز شد که یکی از شهروندان خانم که در راهپیمایی شرکت داشت به همراه فرزند خردسالش قصد تحویل نامه ای به وزیر تعاون را داشت که با ممانعت و برخورد اهانت آمیز یکی از محافظین همراه وزیر تعاون مواجه شد.این اقدام که مورد اعتراض خبرنگار خبرگزاری مهر قرار گرفت، با دخالت غیر مسوولانه و نامناسب برخی ماموران مستقر در جایگاه مواجه شد.خبرنگار مهر پس از انتقاد به نحوه برخورد صورت گرفته ، توسط مامورین نیروی انتظامی و در مسیرانتقال به فرماندهی انتظامی مازندران ، با تهدید ماموران مواجه و سپس مورد ضرب و شتم قرار گرفت. ماموران بدون هرگونه توجیهی بلافاصله با ضرب و شتم و انتقال خبرنگار به داخل خیابانی مجاور محل برگزاری راهپیمایی، اقدام به زدن دستبند، کتک کاری و فحاشی و استفاده از گاز اشک آور کردند که در جریان این حوادث بویژه پرتاب گاز اشک آور برخی مردم از جمله یک کودک خردسال نیز آسیب دیدند.
 

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

سلول انفرادی برای دو فعال سیاسی

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

دو زندانی عقیدتی معترض به اعمال غیرقانونی مسئولان زندان بیش از دو هفته است در سلولهای انفرادی زندان اوین به سر می برند. محمد حسن فلاحیه زاده و علی صارمی دو زندانی عقیدتی بند 350 پس از نگارش نامه ای اعتراضی به ریاست این بند در خصوص اعتراض به اعمال غیرقانونی وی و همچنین شنود تلفن های شخصی آنان با دستور بزرگ نیا ریاست این بند و موافقت حفاظت زندان به سلولهای انفرادی بند 240 زندان اوین منتقل گردیدند.

این دو زندانی که در حال حاضر مدت دو هفته است در این سلولها نگهداری میشوند هیچگونه تماسی در این مدت با خانواده های خود برقرار ننموده اند.هر چند به دلیل اعمال سلیقه ریاست بند 350 از حدود 5 ماه پیش ملاقات این افراد با خانواده های خود به دلیل امتناع از شرکت در برنامه نماز جماعت اجباری قطع گردیده بود. مطلعان از احتمال اقدام این افراد به اعتصاب غذا خبر میدهند ، این موضوع به همراه بی خبری از سرنوشت آنان موجب نگرانی خانواده های این زندانیان گردیده است.

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بازجوییهای تکان دهنده از یک خبرنگار

شهرام رفیع زاده _ روز آنلاین: اخيرا دستگاه قضايی با گذشت بيش از چهار سال از بازداشت متهمان پرونده موسوم به وبلاگ نويسان، اقدام به ‏صدور حکمی سنگين عليه جواد غلام تميمی، شهرام رفيع زاده، روزبه مير ابراهيمی و اميد ‏معماريان کرد. شهرام ‏رفيع زاده، متهم رديف دوم اين پرونده که مطابق حکم اخير دادگاه به 9 ماه زندان و 20 ضربه شلاق محکوم ‏شده، پس از چهار سال به شرح ناگفته های دوران بازداشت و بازجويی پرداخته است. متن تکان دهنده دفاعيه او ‏در دادگاه را که برای اولين بار منتشر می شود، در پی می خوانيد.‏


ادامه مطلب
 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

پروژه ارعاب در دانشگاه شیراز

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران (همراه با ویرایش)

بنابه گزارشات رسیده وزارت اطلاعات برای یونس میر حسینی دانشجوی زندانی دستور صدور قرار بازداشت کرده است و اسماعیل جلیلوند علیرغم صدور قرار کفالت ولی از آزادی او همچنان خوداری می کنند.

                        یونس میر حسینی                                        اسماعیل جلیلوند 

آقای یونس میرحسینی که روز پنجشنبه 17 بهمن ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات دستگیر و در مقابل چشمان همسرش و همسایگان مورد ضرب و شتم مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت و سپس به بازداشتگاه وزارت اطلاعات معروف به بازداشتگاه پلاک 100 انتقال داده شد. از وضعیت او از زمان دستگیری تا به حال هیچ خبری در دست نیست و بنابه بیانیه ای که از جانب او صادر شده است آقای میر حسینی در اعتصاب غذا بسر می برد. دانشجوی زندانی از زخم روده رنج می برد و اعتصاب غذا باعث وخیم کردن شرایط جسمی او خواهد شد و در صورت ادامه اعتصاب غذا جان این دانشجو را در معرض خطر جدی قرار خواهد داد. از طرف دیگر خطر جدی شکنجه جسمی و روحی دانشجویان زندانی توسط بازجویان وزارت اطلاعات آنها را تهدید می کند. مامورین وزارت اطلاعات روز قبل از دستگیری به منزل یونس میرحسینی یورش برده بودند و مقداری از وسائل شخصی او و همسرش را با خود بردند. که از جمله آنها کامپیوتر،سی دی،کتابهاو جزوات می باشد.

اسماعیل جلیلوند دانشجوی دیگر در بند همچنان در بازداشتگاه وزارت اطلاعات بسر می برد و علیرغم پذیرفتن کفالت برای آزادی او همچنان از آزادی او خوداری می کنند. مامورین وزارت اطلاعات علاوه بر بردن کامپیوتر و سایر وسائل شخصی این دانشجو، اقدام به ضبط زیور آلات همسر او نموده اند که از جمله آن گردنبند ایشان می باشد.

از زمان دستگیری تا به حال خانواده های این 2 دانشجو روزانه به داداه انقلاب مراجعه می کنند ولی اجازه ورود به دادگاه انقلاب به آنها داده نمی شود. روز دوشنبه 21 بهمن ماه خانواده میر حسینی و جلیلوند به دادگاه انقلاب مراجعه کردند و از ساعت 08:00 صبح تا 14:30بعد از ظهر در مقابل درب دادگاه انقلاب ایستاده بودند ولی اجازه ورود به دادگاه به آنها داده نشد. به خانواده های آنها گفته شده است که بدلیل نبودن دادستان انقلاب پرونده آنها به دادگاه هنوز ارجاع نشده است. از طرفی دیگر به خانواده یونس میر حسینی گفته شده است که برای او قرار بازداشت صادر شده است. در بازداشتهای اخیر دانشجویان شیراز برای هیچکدام از آنها قرار بازداشت صادر نشده بود. پس از بازداشت و مراجعه خانواده های آنها به دادگاه انقلاب به آنها گفته می شد که با کفالت و یا وثیقه می توانند آزاد شوند. دانشجوی در بند یونس میرحسینی آذر ماه سال گذشته بدلیل شرکت در مراسم 16 آذر، بازداشت و مورد محاکمه قرار گرفت. او به 3 سال حبس تعلیقی محکوم شد. به نظر می آید که وزارت اطلاعات قصد دارد با این اتهام واهی ایشان را در بازداشت نگه دارد.

پروژه اصلی سرکوب دانشجویان دانشگاههای شیراز توسط اداره اطلاعات شیراز طراحی گردید و توسط معمی بنام شریفی و همچنین رئیس دانشگاه شیراز شخصی بنام محمد هادی صادقی هماهنگ می شد. پس از هماهنگ شدن، توسط فردی بنام محمدی رئیس حراست که شعبه ای از وزارت اطلاعات و تحت این نام در دانشگاهها عمل می کند و با همکاری بسیج دانشجوئی به اجرا گذاشته شد.

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، ضرب و شتم، انتقال به سلولهای انفرادی و بی خبر نگه داشتن خانواده های آنها از وضعیت عزیزانشان را محکوم می کند. از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل متحد و سایر سازمانهای حقوق بشری بدلیل نقض سیستماتیک و مستمر و مجازاتها قرون وسطی در ایران که نقض بنیادین قوانین و کنوانسیونهای بین المللی حقوق بشری که این رژیم ملزم به اجرای آن است خواستار ارجاع پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل متحد است.

22 بهمن 1387 برابر با 11 فوریه 2009

وضعیت دانشجویان در دانشگاه شیراز را به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

دم خروس و بیت آیت الله مصباح

وب سایت دکتر مهدی خزعلی: آقای قاسم روانبخش از شاگردان آیت الله مصباح یزدی و از دبیران نشریه پرتو سخن (ارگان آیت الله مصباح) در مقاله ای تحت عنوان سناریوی ناز و کرشمه به نقد کاندیداهای اصلاح طلبان پرداخته است، به تعبیر ایشان هیچ کدام از آقایان موسوی، خاتمی و کروبی (تعبیر آقایان را من اضافه کردم) شانس رقابت و رای در برابر آقای دکتر احمدی نژاد (تعبیر دکتر از ایشان است) را ندارند و تعبیر سناریوی ناز و کرشمه را برای آقایان موسوی و خاتمی به کار می برد، به نوع تحلیل و اتکا به نیروهای کذایی کاری ندارم، اما جمله ای از دست ایشان در رفته است که همان "دم خروس" ماست، دم خروسی که از لای درب موسسه آقای مصباح بیرون زد، خوب ما هم کم هوچی نیستیم، تا این دم خروس را به همه نشان ندهیم خواب راحت نداریم و اما دم خروس یا دمب خروس!

آقای روانبخش می نویسد: اگر موسوی بخواهد در انتخابات خرج کند، چون بیش از 20 سال است صحنه سیاست را متارکه کرده، این همه پول را از کجا می آورد؟ 

به عبارت دیگر، سیاست برای آقایان نون دونی شده است، از آن پول در می آورند، راست می گوید او که بودجه 7 میلیاردی آیت الله مصباح را ندارد یا بودجه پروفسور مولانا را ندارد و 350 میلیارد بودجه بی حساب شهرداری تهران را ندارد و بیش از هزار میلیارد مازاد درامد نفتی ..... خوب تکلیف معلوم است لابد موسوی می خواهد پیکان خود را بفروشد و خرج انتخابات کند، ما از آقای روانبخش که محل بودجه انتخاباتی احمدی نژاد را تعیین فرمودند صمیمانه سپاسگزاریم

برای مشاهده وبلاگ قاسم روان بخش و ماخذ اصلی مطلب فوق اینجا را کلیک کنید

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

برای عالیه اقدام دوست

سمانه موسوی ــ مدرسه فمنيستی: پیک سعادت نسوان، پیک آوای روز جهانی زن به ایران بود و پس از آن بیداری زنان با اجرای نمایشنامه ای از میرزاده عشقی با نام "دختر قربانی" در راه بیداری زنان گام برداشت و چنین بود که 8 مارس در ایران مطرح شد، با همه بهایی که در آن دوران نیز از سوی زنان ایرانی پرداخته شد. و سرانجام نخستین راهپیمایی رسمی زنان ایران در بزرگداشت این روز جهانی در سال 1331 صورت گرفت.

اما از 17 اسفند 1357 (8 مارس) می توان به عنوان روزی بیادماندنی در پیشینه زنان ایران یاد کرد. روزی که زنان در اعتراض به لغو قانون حمایت از خانواده، منع قضاوت زنان و حجاب اجباری به خیابان ها آمدند و درپی فشار حکومت نوپا، فریادشان همچون بغضی بر راه نفس شان شکل گرفت. درواقع این بغض، آتش زیر خاکستری بود که سالها در محافل دربسته، با نفسهای امیدوار به آزادی و تحقق برابری هرگز خاموش نشد و از آنجا بود که روز جهانی زن در ایران چنان هراسناک در خاطره آقایان نقش بست که در تقویم رسمی کشور به عنوان یک روز جهانی جای نگرفت و عملا ممنوع اعلام شد.

سالها تبعیض بر زنان ایرانی زیر سایه حمایت قانون سپری شد تا با آغاز زمزمه هایی نویدبخش مبنی بر اصلاحات، زنان باردیگر امیدوارانه به میدان آمدند. چنان که می توان برگزاری مراسم 8 مارس در سال 1378 را نقطه عطفی در تکاپوی حق طلبی زنان در عرصه دید عموم دانست و به دنبال آن از سرگیری بازدارندگی و افزایش چشمگیر دامنه محدودیت. در این سالها فعالان حقوق زنان به همان اندازه که مرکز توجه دیگر فعالان اجتماعی و حتی عموم واقع شدند، از سوی حاکمیت مردسالار تحت فشار بیشتری از توهین و افترا و ضرب و شتم گرفته تا حبس و تعقیب و تهدید، قرارگرفتند.

و امروز مناسبت هایی از جمله 8 مارس همچون کابوسی دولت را برآن وامی دارد که فشار را از کانال های تبلیغاتی رعب آور، عملی کند و در این میان قربانیانی را به کام خود می بلعد. اجرای غیر منتظره حکم عالیه اقدام دوست، حکمی که یک سال پیش از سوی دادگاه تجدید نظر صادر شده بی آنکه به وی یا وکیلش ابلاغ شود، دستگیری و یا تهدید کنشگران کمپین هنگام جمع آوری امضاء، تعیین دو سال حبس برای مهرچهره مشرفی از اعضای کمیته مادران کمپین (به همراه همسرش) و فراخواندن نسرین ستوده وکیل توانمند و فعال به دادیاری امنیت، همگی پیام از روزهایی سخت در آستانه 8 مارس برای جنبش زنان دارد، روزهای سختی که از سوی دولت به منظور منزوی کردن این جنبش بر آنان تحمیل می شود.

جنبشی که در راستای قوانین کشور و حقوق شهروندی خواهان عدالتی است که سالها در سیطره بی عدالتی مملکت داران اقتدارگرا محو شده است، به اقدام علیه امنیت ملی و اخلال در نظم عمومی متهم می شود! اتهاماتی که چنان دایره قرمزش را تنگ می کنند که به سهولت ادای چند کلمه، بتوانند آتش نفرت مخالفان آزادی را دامنگیر برابری خواهانی همچون عالیه کنند.

در چنین وضعیتی که تلاش و همت زنان هم اندیش با عالیه، برای اصلاح قوانین نابرابری که در طی سالیان دردهای اجتماعی و به دنبال آن عدم امنیت را موجب شده اند، خود مصداق به خطر انداختن امنیت ملی شده و به اخلال در نظم عمومی تعبیر می شود، دادخواهی از این بیداد را در کدام محکمه باید جستجو کرد؟!

از برگزاری هرگونه تجمع مسالمت آمیز در مکان های عمومی و حتی خصوصی ممانعت می شود به این بهانه که این تجمعات مجوز ندارند در حالی که چنین مجوزهایی هرگز از دستان تمامیت خواهان صادر نمی شود، و از طرف دیگر، در محکومیت فعالان زن، از نقض قوانین کشور نیز دریغ نمی شود!

نمونه عینی این نقض قوانین را می توان در برخورد با تجمع کنندگان 22 خرداد سال 1385دید. عالیه ها محاکمه می شوند به جرم تجمع مسالمت آمیزی که در جهت مطالبه حقوق شهروندی خود ترتیب داده بودند، تجمعی که در طی آن خواستار پایان گرفتن تبعیض علیه زن بودند، بی آنکه سلاحی جز ندای حق طلبی در آن دیده شود. این تجمع که بر اساس ماده 27 قانون اساسی ایران [1] بدون کوچکترین شبهه ای، قانونی محسوب می شود، توسط پلیس به خشونت کشیده شد. در حالی که هیچگاه هیچ کدام از مسئولان به پاسخگویی مضروبان و شاکیان این خشونت برنیامدند، تجمع کنندگان متهمانی شدند با احکامی بس بیرحمانه که امروز اولین اجرای حکم آن را شاهد هستیم، حکم حبس 3 سال برای عالیه اقدام دوست، بر اساس ماده 610 قانون مجازات اسلامی! [2]

نکته قابل توجه که یادآوری آن را لازم می دانم این است که جرم ذکر شده در این ماده (اقدام علیه امنیت داخلی و یا خارجی کشور) را در هیچ کجای برپایی این تجمع نمی توان یافت، چرا که این جرم خود در قانون حدودی تعریف شده دارد [3] بر این اساس شرکت در تجمع زنان را نمی توان از مصادیق این جرم دانست.

در شرایط کنونی ایران، مبارزان مسالمت جوی کارزار تغییر قوانین تبعیض آمیز، که با رفتارهای مدنی خواستار اصلاح قوانین تضییع کننده حقوقشان هستند، از سوی مقامات رسمی و غیر رسمی مورد انواع خشونت هایی هم چون توهین، تحقیر، افترا، تهدید، تعقیب، و حبس قرار می گیرند، تنها به جرم تعریف نشده ای که خواهان بازنگری و اصلاح قوانین معیوب و ناعادلانه هستند؟!

دولت نمی تواند و نباید با واکنش های این چنینی، اعتراضات و خواسته های به جا را به سکوت وادارد، آنچنان که هرگز نمی تواند منکر روند رو به گسترش و فراگیر بودن جنبش مشروع و پرصلابت زنان با حمایت مردمی شود.

عالیه امروز اولین قربانی اجرای احکام نامتناسب است که بی شک جنبش قدرتمند زنان حق طلب، این حرکت عجولانه و حتی ناقض قوانین کشوری دولتمردان را با ابزارهای گوناگون به چالش خواهد کشید و در این میان جنبش جهانی زنان در سراسر دنیا نیز بی تفاوت نخواهد نشست.

سمانه موسوی ــ 21 بهمن 1387

پانوشت:

[1] طبق اصل 27 قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران تشكيل‏ اجتماعات‏ و راه‏ پيمايی‏ ها، بدون‏ حمل‏ سلاح‏ به‏ شرط آن‏ كه‏ مخل‏ به‏ مبانی‏ اسلام‏ نباشد، آزاد است‏.

[2] ماده 610 قانون مجازات اسلامی هرگاه دونفر یا بیشتر اجتماع و تبانی نمایند که جرائمی برضد امنیت داخلی یا خارجی مرتکب شوند یا وسائل ارتکاب آن رافراهم نمایند درصورتی که عنوان محارب برآنان صادق نباشد به دو تا پنج سال حبس محکوم خواهند شد.

[3] عناوین مجرمانه جرائم ضد امنیت داخلی و خارجی کشور بدین شرح است: 1- تشکیل یااداره دستجات غیرقانونی 2- عضویت در دستجات غیرقانونی 3- فعالیت تبلیغی علیه نظام یابه نفع گروههای مخالف نظام 4- تسلیم نقشه ها و اسرار مربوط به سیاست داخلی و خارجی کشور 5- جاسوسی به نفع یک بیگانه و به زیان بیگانه دیگر 6- داخل شدن به مواضع سیاسی و امنیتی و نظامی به قصداطلاع 7- تحریک نیروهای رزمنده 8- جمع آوری اطلاعات طبقه بندی شده بمنظور دراختیار غیرقراردادن آنها 8- تخلیه اطلاعاتی 9- همکاری بادول متخاصم خارجی 10- اخفای جاسوسان 11- شناسائی، جذب و معرفی جاسوسان به دولت مخاصم 12- تهدید به بمب گذاری 13- اغوا و تحریک به جنگ و کشتار. ماخذ از کتاب پنجم ازقانون مجازات اسلامی ، فصل اول (مواد 498 الی 512)

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بسیجی اینجا، بسیجی اونجا، بسیجی همه جا

عزیز جعفری: ما از داخل کشور نگرانیم!

فرمانده کل سپاه پاسداران اعلام کرد: مقابله با تهدیدات نرم مصوب مقام معظم رهبری است که به سپاه پاسداران ابلاغ شده است. سرلشکر پاسدار عزیز جعفری امروز در گردهمایی فرماندهان و بسیجیان سپاه محمد رسول ‌الله تهران بزرگ اظهار داشت: این طرح در بدنه بسیج، ساری و جاری می‌شود. وی خاطرنشان کرد: در این راستا برنامه‌ها، فعالیت‌ها و آمادگی های دفاعی و امنیتی، به سلسله مراتب نیروی زمینی و مقابله با تهدیدات نرم و عمق بخشی داخلی به بسیج واگذار می شود. وی با بیان اینکه ماهیت تهدیدات ضد انقلاب و نظام در هر دهه متفاوت است، اظهار داشت: در آستانه دهه چهارم انقلاب، تهدیدات نه به شکل سخت و نظامی و نه نیمه سخت امنیتی، بلکه از جنس نرم اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است.

جعفری افزود: همان گونه که امام خمینی نیز می فرمودند، ما از تهدیدات خارجی و نظامی نمی‌ ترسیم، بلکه نگرانی و دغدغه امام از داخل بود. فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی افزود: یادمان نرفته است که در سال ‌های گذشته، برخی از دشمنان داخلی اعتراض می ‌کردند که چرا از فلسطین دفاع می‌کنیم. جعفری با بیان اینکه بسیجیان این افراد را به خوبی می‌شناسند، یادآور شد: صرف شناختن کافی نیست، باید ماهیت این افراد به دیگران نیز شناسانده شود.

وی با تاکید بر اینکه باید تهدید نرم را بشناسیم گفت: باید بدانیم که تهدید نرم از کدام ناحیه است، دشمن کجاست، از کدام طرف خاکریز می‌زند و ما از کدام طرف باید خاکریز بزنیم. فرمانده کل سپاه با تاکید بر رصد کردن تهدیدات و ایجاد آمادگی ‌های لازم برای مقابله با آنها، به حوادث سال های 78، 79 و 80 در ایران اشاره کرد و گفت: این حوادث صحنه‌ های سختی بود که نمی‌ بایست پیش می‌ آمد. نباید بگذاریم در آینده چنین صحنه‌ ها و گردنه ‌های حساس و خطیری برای انقلاب پیش آید.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

اتهام سنگین محاربه به  یک دختر دانشجو

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

خانم معصومه منصوری دانشجوی دانشگاه امیر کبیر روز دوشنبه 14 بهمن ماه توسط صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب مورد محاکمه قرار گرفت. دادگاه او از ساعت 09:30 آغاز گردید و به مدت 45 دقیقه ادامه داشت. صلواتی رئیس شعبه 15 دادگاه انقلاب خانم منصوری را به اتهام محاربه با نظام و تبلیغ علیه نظام مورد محاکمه قرار داد و بر مبنی ماده 186 که معروف به ماده محاربه با نظام است و ماده 500 مورد محاکمه قرار گرفت. صلواتی با وارد کردن این ماده که تا حکم اعدام را می تواند علیه ایشان صادر کند دست خود را برای هر حکمی سنگینی علیه این دانشجو باز گذاشته است.

خانم منصوری پس از یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزلشان و دستگیری پدرش آقای محمدعلی منصوری به دلیل شرکت در مراسم سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی سال 67 و انتقال او به سلولها انفرادی بند 209 برای پیگیری وضعیت پدرشان به دادگاه انقلاب مراجعه نمود.او بخاطر مراجعات مکرر به دادگاه انقلاب برای آگاهی یافتن از وضعیت پدرشان بدستور راسخ رئیس شعبه 1 دادگاه انقلاب دستگیر و به سلول انفرادی بند 209 انتقال داده شدو به مدت 3 هفته در سلولهای انفرادی بند 209 تحت شکنجه های جسمی و روحی قرار گرفت و بازجویان وزارت اطلاعات اقدام به پرونده سازی علیه او نمودند و پرونده او را به شعبه 15 دادگاه انقلاب فرستادند.

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، محاکمه این دانشجو بر مبنی ماده محاربه برای صدور احکام سنگین و ضد انسانی علیه او که برای پیگیری وضعیت پدرش به دادگاه مراجعه کرده بود را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانها حقوق بشری و انساندوستانه جهان خواستار اقدامات فوری برای پایان دادن به موج گسترده دستگیریها و محاکمه و صدور احکام سنگین علیه دانشجویان در ایران است.

21 بهمن 1387 برابر با 08 فوریه 2009

وضعیت دانشجوی فوق را به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

یزدی: تخلف از حکم حاکم و ولی امر تخلف از حکم الهی است!

محمد یزدی دبير شورای عالی حوزه و رئیس سابق قوه قضاییه گفت: تجربه 30 ساله نشان داده بزرگترين شخص مملکت هم اگر از ولايت فقيه جدا شود مردم و نظام او را کنار می ‌زنند و اگر روزی بيشتر فاصله بگيرد نظام او را بيرون خواهد کرد. وی گفت:30 سال است که بزرگترين قدرت دنيا که مدعی آقايی دنيا را دارد و هنوز خوی استکباری خود را رها نکرده پشت درها نگه داشته‌ايم و اين کار آسانی نيست.

رييس جامعه مدرسين افزود: ما روزگاری را گذارنيده‌ايم که در اين کشور به مقدس‌ترين مقدسات اسلام علنا در حساس‌ترين مراکز حاکميت توهين کردند و اکنون نيز مي‌خواهند اين توهين‌ها را دانشگاه‌ها، طبقه روشنفکر و در ميان جوانان ما وارد کنند و فساد علمی و اخلاقی را ترويج دهند. عضو مجلس خبرگان تصريح کرد: بايد حل مسايل حساس را به دست کسانی که تجربه دارند و فراز و نشيب انقلاب را ديده‌اند سپرد.

محمد یزدی، عدم تبعيت از امر ولی فقيه را تخلف از احکام الهی بيان کرد و گفت: مساله تابعيت از ولايت فقيه مانند مرجعيت تقليد نيست، مرجعيت تقليد جای خودش را دارد، اما حکم حاکم و ولی ‌امر، فتوا نيست بلکه حکم است و بلااشکال تخلف از آن تخلف از احکام الهی است. وی ادامه داد: هيچ کس ادعا نمی ‌کند حاکم، معصوم است، اما اگر فرض کنيم در صد مورد يک يا دو اشتباه مرتکب شود تحمل ضرر آن به مراتب مفيدتر از تحمل ضرر اختلاف‌انگيزی و زير سئوال بردن اساس ولايت است.

پرسش وبلاگ دموکراسی از جناب یزدی: آیت الله یزدی کشف نمود که حاکم معصوم نیست! و باز مدعی است که احتمال دارد این حاکم یک یا دو اشتباه مرتکب شود. پرسشی که نگارنده از جناب یزدی دارد این است که فرض کنیم امت مسلمان ایران و مراجع عظام حوزه های علمیه و اندیشمندان این کشور رئیس جمهوری را برگزیدند، اما ولی فقیه مطابق قانون اساسی نظام جمهوری اسلامی ایران حجت شرعی دارد که وی را تنفیذ و نصب نکند و به این باور الهی رسیده است که حکم حکومتی لازم را به منظور عدم تنفیذ منتخب امت صادر نماید، حال پرسش اینجاست که در صورت بروز چنین رویدادی آیا به اساس جامعه اسلامی خدشه وارد نمیشود؟ آیا اصل اجماع به سخره گرفته نمیشود؟ آیا آنارشیسم توام با استبداد شکل عینی و واقعی به خود نمیگیرد؟ و حال اگر پاسخ داده شود که ولی فقیه برخلاف نظر خود عمل خواهد نمود و مصلحت اسلام و مسلمین را در نظر خواهد گرفت آیا این به اصطلاح حکم الهی - حکومتی زیر پا گذاشته نخواهد شد و اصولا در آن صورت چه نیازی به درج این حکم در قانون اساسی خواهد بود؟

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بازداشت دانشجوی ارشد در موعد دفاع از پایان نامه اش

گزارشی از کمیته گزارشگران حقوق بشر

مهندس وحید شیخ بگلو ، دانشجوی کارشناسی ارشد اقتصاد دانشگاه آزاد تبریز و عضو اسبق شورای مرکزی تشکل دانشجویی آرمان که عصر روز چهارشنبه 4دی ماه ، توسط مامورین اداره اطلاعات دستگیر شده بود، با وجود گذشت بیش از یک ماه از زمان بازداشت همچنان در شرایط بلاتکلیفی در زندان به سر می برد.

شیخ بیگلو در شرایطی بازداشت شد که میبایست خود را برای دفاع از پایان نامه اش در دانشگاه آماده می نمود. همچنین این فعال دانشجویی تاکنون از حق ملاقات با وکیل خود محروم بوده و وکیل وی امکان مطالعه پرونده را نیز نیافته است.

گفتنی است دومین جلسه رسیدگی به اتهامات وحید شیخ بگلو روز 8 بهمن ماه برگزار شد که در این جلسه نیز به مانند جلسه پیشین، رئیس دادگاه با اعلام عدم مطالعه دقیق پرونده، از رسیدگی به آن خودداری نموده است.

لازم به ذکر است که وحید شیخ بگلو هم اکنون بصورت بلاتکلیف در بند مالی زندان تبریز به سر میبرد.این درحالیست که وی در صورت عدم آزادی فوری، موفق به اتمام پایان نامه و دفاع از آن جهت اخذ مدرک کارشناسی ارشد خود نخواهد شد.

 |+| نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

خاتمی رسما وارد کارزار انتخابات دهم شد

سید محمد خاتمی، رسما نامزدی خود را در دهمین دوره انتخابات ریاست‌جمهوری اعلام کرد و تاکید نمود که با جدیت تمام به فعالیت‌‏های انتخاباتی خواهد پرداخت. وی این تصمیم را امروز عصر در مراسم افتتاح سایت مجمع روحانیون مبارز به اطلاع عموم رساند و گفت: من در اینجا با جدیت حضور خودم را در عرصه انتخابات به عنوان نامزد اعلام می کنم و چند نکته را تذکر می‌دهم انشالله مجال هست که اگر عمری بود خیلی وسیعتر و گسترده تر با رسانه‌ها و ملت و بخشهای مختلف جامعه صحبت کنم

پر طرفدارترین رئیس جمهور ایران (از بدو انقلاب تاکنون) تاکید کرد: چند نکته در این میان مهم به نظر می‌رسد یکی اینکه احیانا بیان شده که من دچار تردید بوده‌ام، من هیچگاه تردید نداشته‌ام گرچه تدبیر خاصی برای حضور در صحنه و اینکه چه کسی و به چه صورتی شرکت کند، داشتم.
 
خاتمی با بیان اینکه ما دلبسته به این کشور هستیم و عظمت آن را می‌خواهیم و آرمان‌های انقلاب ما نیز همین است افزود: مگر می‌شود کسی به انتخابات بی‌تفاوت باشد؟ مگر می‌توان نسبت به حضور در این عرصه تردید داشت؟ خدا را شکر که ما بی تفاوت نیستیم و حق و وظیفه خود می دانیم که در عرصه حضور داشته باشیم، انقلاب متعلق به مردم و کشور است. همه ما نسبت به کشور احساس تعهد می کنیم و اینکه چگونه حضور بیابیم تدبیر در کار بود و آن تدبیر به نتیجه نرسید.

وی درباره این تدبیر گفت: کار ما همانند این مثل است که بنده خدا تدبیر می‌کند اما تقدیر الهی چیز دیگری است و افزود: همچنان معتقدم که کارکردها و تاثیر آن تدبیر همچنان ادامه دارد.

وی ادامه داد: این حضور، جا را برای هیچ کس و هیچ جریانی تنگ نمی‌کند، راه باز است و حضور و شور مردم بسیار مهم. معتقدم حضور افراد با صلاحیت مختلف می‌تواند زمینه را پرشور کند و جا برای هیچکس تنگ نیست و امیدوارم این حضور و حضورهای دیگر زمینه حضور حداکثری مردم در عرصه باشد و هرچه باشد خیر است.
 
وی افزود: سوم اینکه در اینجا از همه کسانی که حمایت کرده‌اند و می‌کنند، تقدیر می‌کنم و خودم را سرباز کوچک برای ملت می‌دانم و طبعا در هر کجا که باشم بعد از خدا خودم را در برابر ملت ایران مسئول می‌دانم. 

خاتمی تصریح کرد: معتقدم کسی که راس قوه اجرایی کشور قرار می گیرد به نسبت مساوی با آحاد ملت ایران قرار دارد و همواره کوشیده‌ام با قوت و قدرت و امیدواری به آینده تشکل‌ها حضور داشته باشند و بستر نقد رونق بیشتری داشته باشد.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

وعده ظهور معجزه دوم هزاره سوم!

شهاب‌نیوز خبر میدهد که شب گذشته، طلبه ای به نام  محمد ناصر سقای بی‌ريا که از او به عنوان مشاور رئيس‌جمهور در امور روحانيت یاد شده در اظهاراتی بی‌سابقه در مسجد رفعت قم تاکید کرده است که پیروزی احمدی‌نژاد در انتخابات سال آینده قطعی و صددرصد است و اصولگرایان بایستی از هم‌اکنون به فکر انتخابات 1392 باشند.

وی گفت: اصولگرایان در انتخابات سال آینده بايد يک نفر غير از آقای احمدی ‌نژاد را نیز در کنار وی نامزد کنند تا مردم او را بشناسند. این کاندیدا البته باید قبل از رای‌گیری به نفع آقای احمدی‌نژاد کنار برود اما در سال 1392 که احمدی‌نژاد نمی‌تواند طبق قانون در انتخابات ریاست جمهوری شرکت کند، کاندیدا شود تا مردم به او رای بدهند.

مشاور محمود احمدی‌نژاد در امور روحانیت در بخش دیگری از اظهارات خود گفت: اينکه بعضی ‌ها خيال می ‌کنند اگر 8 سال دوره احمدی نژاد تمام شود، اوضاع تغيير خواهد کرد و فردی خواهد آمد که اوضاع را به نفع آنها عوض کند، خيال باطل در سر می‌پرورانند. پس از 8 سال از رياست جمهوری احمدی ‌نژاد نيز بايد يک احمدی ‌نژاد ديگر کار او را ادامه دهد.

هرچند پیشگویی این معمم اندکی قابل تامل و تردید است ولی شاید حق با اوست زیرا در چنین نظامی با عناصر ذوب شده اش، ظهور معجزه دوم هزاره سوم چندان دور از ذهن نیست!

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

دو گزارش از فعالان حقوق بشر در ایران

گزارش اول: جمال رحمانی، دانشجوی رشته صنایع دانشگاه اصفهان به سه سال حبس تعلیقی و هشت ماه حبس تعزیری محکوم شد. این دانشجوی کرد دانشگاه اصفهان، در تاریخ 23 خردادماه سال جاری به همراه دانشجویی دیگر به نام راشد عبدالهی بازداشت و ابتدا به اداره اطلاعات شهر کرمانشاه و سپس به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گرديد.

این شهروند کامیارانی در تاریخ 26 مهرماه سال جاری توسط شعبه اول دادگاه انقلاب شهر سنندج به رياست قاضی تياری مورد محاکمه قرار گرفت، نهایتا دادگاه مذکور به اتهام ارتباط با احزاب کردی اين دانشجو را به تحمل 6 سال حبس تعزيری توام با تبعيد به زندان ايذه محکوم نمود. با اعتراض این دانشجوی زندانی، حکم وی به دادگاه تجدید نظر استان ارسال گردید و رای نهایی در خصوص پرونده ایشان مبنی بر سه سال حبس تعلیقی و هشت ماه حبس تعزیری صادر و به آقای رحمانی در زندان مرکزی سنندج ابلاغ شد. حسب این موضوع نامبرده در طی روزهای آتی از زندان آزاد خواهد گشت.

گزارش دوم: فواد نعیمی زندانی بهایی به دلایل نامعلومی از زندان به اداره اطلاعات شهرهای ساری و سپس قائمشهر منتقل گردید. این زندانی عقیدتی که مدت نه ماه از حبس دو سال و نیمه خود را در زندان عمومی ساری سپری نموده بود در تاریخ 6/11/87 از زندان عمومی ساری به بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر مذکور منتقل گردید. این انتقال به دستور دادستان ساری و در پی درخواست اداره اطلاعات به مدت ده روز صورت گرفت. در پایان ده روز مجددا با نیابت قضایی این زندانی بهایی به شهر قائمشهر منتقل گردید، این انتقال نیز به درخواست بازپرس زادمهر، بازپرس دادگاه شهر مذکور صورت پذیرفت.

لازم به ذکر است که این بازداشت مجدد بدون تفهیم اتهام صورت گرفته است و همچنین علیرغم اقدامات و تقاضای مکرر خانواده هنوز اجازه ملاقات این زندانی با وکیل یا خانواده صادر نشده است.

 |+| نوشته شده در  یکشنبه بیستم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 
 
سبیل پنبه ای برای دزد ناموس  
 
خبرنامه امیرکبیر: معاون متجاوز دانشگاه زنجان که با افشای فساد اخلاقیش باعث دردسر بسیار وزارت علوم شد، توسط دادگاه تجدید نظر از حکم اولیه تبعید تبرئه شد. رئیس دادگستری استان زنجان در گفت‌‏وگو با ایلنا گفته است: از سوی دادگاه بدوی، معاون وقت دانشگاه زنجان به تبعید نیز محکوم شده بود که دادگاه تجدیدنظر این مجازات را لغو کرد. دستگاه قضایی برای اینکه بیش از این باعث بی آبرویی خود در پشتیبانی از دست نشانده های دولت نشود، معاون متجاوز را به سی ضربه شلاق تعزیری و سی ضربه شلاق تعلیقی محکوم کرده است. قابل توجه است که دستگاه قضایی در زمانی که برای دانشجویان و زنان و منتقدین دولت به آسانی احکام سنگین حبس صادر می کند، معاون فاسد دانشگاه را به دلیل پشتیبانی وزارت علوم از وی تبرئه می کند. تبرئه معاون فاسد دانشگاه زنجان در حالی انجام می شود که هفته گذشته علی نیکو نسبتی مسئول سابق روابط عمومی تحکیم وحدت به دلیل اعتراض به تجاوز مامور حراست دانشگاه کرمانشاه به دختری دانشجو و ستاره دار کردن دانشجویان به سه ماه و یک روز حبس محکوم شد. در زمان افشای فساد اخلاقی معاون دانشگاه زنجان، وزیر علوم در مصاحبه ای ضمن حمله به دانشجویان و حمایت از معاون دانشگاه اعلام کرده بود که در فیلم چیز خاصی دیده نمی شود. در حکم دادگاه تجدید نظر همچنین دختر دانشجوی دانشگاه زنجان که مورد سواستفاده معاون فاسد قرار گرفته بود به سی ضربه شلاق تعزیری محکوم شده است.
 
 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

آیت الله منتظری: كشور متعلق به مردم است نه متعلق به سه الى چهار نفر

ادوارنیوز: اعضای شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت با آیت الله منتظری دیدار و گفتگو کردند به گزارش دفتر آیت الله منتظری در اين ديدار ابتدا يكى از دانشجويان ضمن ابراز تشكر و قدردانى از فرصت پيش آمده،‏ ‏اوضاع و شرايط فعلى دانشجويان و فعاليت هاى دفتر تحكيم وحدت در سى امين‏ ‏سالگرد انقلاب را به شرح ذيل ارائه كرد:

با توجه به وقايع دانشگاه و اختلافهايى كه بين شعارهاى اول انقلاب و در حال حاضر‏ ‏وجود دارد، از جمله آزادى، كه متأسفانه الان شاهد هستيم براى حتى انجمن هاى‏ ‏اسلامى در دانشگاهها مشكلات و محدوديت ايجاد كرده اند و نيز با بعضى از دانشجويان‏ ‏برخورد مى‎كنند و از ادامه تحصيل محرومشان مى‎كنند، با فعالان دانشجويى برخورد‏ ‏مى‎شود، حتى اخيرا به دلايل گوناگون از جمله انتقادهايى كه دانشجويان به دولت آقاى‏ ‏احمدى نژاد داشته اند فعاليت انجمن هاى اسلامى و دفتر تحكيم را محدود كرده اند آن هم‏ ‏به بهانه هاى واهى مانند بيانيه دفتر تحكيم در مورد حوادث غزه، با اين كه مواضع ما‏ ‏روشن مى‎باشد و اسرائيل را محكوم كرده ايم و همچنين انتقادهايى به عملكرد دولت و‏ ‏بعضى از نيروهاى فلسطينى داشتيم، اما آنها ما را با تبليغات وارونه معرفى كردند و‏ ‏فعاليت هاى ما را غيرقانونى اعلام كرده اند.

ابتداى انقلاب شعار آزادى داده مى‎شد و مى‎گفتند حتى يك ماترياليست مى‎تواند بيايد‏ ‏و نظرات خود را بيان كند، اما متأسفانه در سى امين سالگرد انقلاب جلوى فعاليت‏ ‏انجمن اسلامى و دفتر تحكيم وحدت را مى‎گيرند و آن را غيرقانونى اعلام مى‎كنند.‏انقلابى كه حاصل خون شهدا و زجر و شكنجه زندانيان و تلاش و ايثار افراد انقلابى و‏ ‏فعاليت هاى سياسى آنان مى‎باشد، متأسفانه در سى امين سالگرد آن شاهد كنار گذاشتن‏ ‏نيروهاى مومن و موثر در پيروزى انقلاب و ممنوع البيان كردن و حذف آنها از صحنه ‏ ‏كشور مى‎باشيم  و انقلاب را به نفع خودشان مصادره كرده اند.

‏در سال 1378 به نام انصار حزب الله به دانشگاهها حمله كردند و همه چيز ما‏ (انجمن هاى اسلامى و فعاليت هاى دانشجويى) را گرفتند و در حال حاضر حتى به ما‏ ‏حق حضور و تحصيل در دانشگاه را هم نمى دهند. با گذشت سى سال از انقلاب جز‏ ‏افسوس و نااميدى از وعده هاى اول انقلاب چيزى برايمان نمانده است. در اين اوضاع و‏ ‏احوال از حضرتعالى به عنوان پدر معنوى و روحانى انجمن هاى اسلامى و فعالان‏ ‏دانشجويى انتظار داريم با بيانات و رهنمودها و دعاى خير، ما را ارشاد فرماييد.

‏ ‏پس از آن آيت الله العظمى منتظرى فرمودند:

اعوذ بالله من الشيطان الرجيم ‏بسم الله الرحمن الرحيم ‏

‏اولا از شما دانشجويان عزيز، برادران و خواهران تشكر مى‎كنم كه نسبت به مسائل كشور‏ ‏بى تفاوت نيستيد و احساس مسئوليت مى‎كنيد. بايد اين گونه باشد و مأيوس هم‏ ‏نباشيد، (لا تيأسوا من روح الله) از رحمت خدا نبايد هيچ وقت مأيوس شد، بلكه بايد‏ ‏وظايفمان را انجام دهيم.

‏باعث تعجب است كه در سالگرد انقلاب شاهد هستيم مسئولين شعارهاى انقلاب و‏ ‏وعده هاى داده شده به ملت را فراموش كرده اند. حال اين كه سالگرد براى يادآورى و زنده‏ ‏نگاه داشتن شعارها و وعده ها و عمل به آنها مى‎باشد. در زمانى كه انقلاب شد‏ ‏وعده هايى كه هم مرحوم امام هم ما به تبع ايشان هم ديگران به مردم مى‎دادند و شعار‏ ‏شده بود براى همه اين بود: استقلال، آزادى، جمهورى اسلامى. آزادى معنايش اين‏ ‏نيست كه فقط چهار نفر مسئولين هركارى مى‎خواهند آزاد هستند انجام دهند، بلكه اين‏ ‏مردم هستند كه بايد آزاد باشند، عقايدشان را اظهار كنند و بتوانند تجمع داشته باشند.‏ ‏سالگرد براى همين است كه اينها را به ياد بياوريم .

همه در سخنانشان تكرار مى‎كنند حكومت عدل على، حال اين كه حضرت‏ ‏اميرالمومنين (ع) در نهج البلاغه در خطبه 216 مى‎فرمايد: آن گونه كه با جبابره سخن‏ ‏مى‎گوييد با من سخن نگوييد و من اهل سازش نيستم و در آخر مى‎فرمايد: فلا تكفوا‏ ‏عن مقالة بحق او مشورة بعدل فانى لست فى نفسى بفوق ان اخطى و لا آمن ذلك من‏ ‏فعلى الا ان يكفى الله مى‎فرمايد: از گفتار حق و از مشورت عادلانه خودتان را باز‏ ‏نداريد يعنى اين كه حرفهاى حق را بزنيد و مشورت عادلانه را نيز انجام دهيد.‏ ‏اميرالمومنين (ع) كه از نظر ما امام معصوم مى‎باشد مى‎فرمايد: و انى لست فى نفسى‏ ‏بفوق ان اخطى: من ذاتا فوق خطا نيستم. بالاخره بشر مى‎باشد. الا ان يكفى الله: مگر‏ ‏اين كه مرا خدا كفايت كند.

حكومت عدل على (ع ) معنايش اين است يعنى ملت آزاد باشند، نظرياتشان را بگويند،‏ ‏آقايان دائم مى‎گويند دانشگاهها و دانشجويان بايد در صحنه باشند، آيا در صحنه باشند‏ ‏يعنى پيرو شما باشند و هرچه شما مى‎گوييد آنها بپذيرند و هيچ نظر ندهند؟! خير، در‏ ‏صحنه باشند يعنى نظرياتشان را بيان كنند و تعقيب كنند نظرات خود را نه اين كه به‏ ‏خاطر ابراز نظر به زندان بيفتند و از تحصيل محروم شوند. به عقيده من دانشجو را از‏ ‏آموختن علم بازداشتن يك جنايت است. خداوند به افراد استعداد داده آقايان جلوى آن‏ ‏را مى‎گيرند.

بنابراين در سى امين سالگرد انقلاب فقط جشن نباشد بلكه بايد مسئولين تجديدنظر‏ ‏داشته باشند در رفتارشان . كشور متعلق به مردم است نه متعلق به سه الى چهار نفر، مردم‏ ‏حق اظهارنظر دارند. بارها تكرار كرده ام كه امام حسن (ع ) به معاويه مى‎نويسند: ولانى‏ ‏المسلمون الامر من بعده: مسلمانان بعد از شهادت امام على (ع) امر خودشان را به من‏ ‏محول كردند بنابراين تو نبايد كارشكنى بكنى بايد پيرو خواسته مردم باشى. به مسئولين بايد گفت ضرر را از هرجا جلويش را بگيريد سود است. بعضى از رفتارها‏ ‏باعث شده شما مردم و دانشگاهها و دانشجويان را از دست بدهيد.

در همه كشورها براى اداره كشور احزاب تشكيل مى‎دهند و احزاب آزاد هستند در‏ ‏اظهارنظر و فعاليت مى‎كنند، دولت تشكيل مى‎دهند، اين كه استبداد باشد و فقط يك‏ ‏عده خاصى نظر بدهند و دهان ديگران را مهر كنند در دنياى امروز پيش نمى رود و‏ ‏كارايى ندارد و به ضرر خود مسئولين مى‎باشد.

اميدوارم در اين سالگرد انقلاب تنبه، بيدارى و انعطاف براى مسئولين پيدا شود و‏ ‏جايگاه دانشگاهها و دانشجويان در كشور حفظ شود. شما اتحاد و وحدت كلمه تان را‏ ‏حفظ كنيد و مأيوس هم نشويد و اظهارنظر هم بكنيد، حداقل اتمام حجت است بر‏ ‏مسئولين .

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته. ان شاءالله موفق باشيد

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

جو بایدن: ما حاضر به گفتگو با رژیم تهران هستیم

خبرگزاری فرانسه از مونیخ گزارش میدهد ، جو بایدن معاون رئیس جمهور آمریکا امروز به ایران هشدار داد در صورت ادامه رفتار کنونی با فشارها و انزوای بیشتری روبرو خواهد شد. جو بایدن که در کنفرانس امنیتی مونیخ سخنرانی می کرد، گفت: ما حاضر به گفتگو با رژیم تهران هستیم، اما آنها باید رفتار خود را تغییر دهند. معاون رئیس جمهور آمریکا گفت: رژیم تهران باید از این دو راه یکی را انتخاب کند یا رفتار خود را تغییر می دهد یعنی اینکه از ادامه برنامه های هسته ای و حمایت از تروریسم دست می کشد که در آن صورت مشوق هايی دریافت خواهد کرد و یا اینکه به رفتار کنونی خود ادامه خواهد داد که در آن صورت باید گفت با فشارها و انزوای بیشتر بین المللی روبرو خواهد شد.

گفتنی است لاریجانی شب گذشته در همین اجلاس سیاست هویچ و چماق را رد کرد و گفت: من به صراحت اعلام مي كنم سياست چماق و هويج منسوخ بوده و هست و امروز نزد ملت ايران بي آبرو است. هيچ كس توجهي بدان ندارد و از اساس نظريه ای غير عاقلانه بوده و ادامه چنين روشی گام زدن در راه غلط است.

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بازداشت یک وبلاگ نویس

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

امیدرضا میرصیافی صبح روزجاری پس از حضور در دادگاه انقلاب، بازداشت و برای اجرای حکم دو سال و نیم حبس تعزیری خود روانه زندان گردید. این فعال فرهنگی 28 ساله روزنامه‌نگار و وبلاگ نویسی است که به علت انتشار عقایدش در وبلاگ روزنگار در تاریخ 3 اردیبهشت 1387 دستگیر شده بود.

اتهامات وی توهین به رهبران جمهوری اسلامی و توهین به مقدسات اسلام اعلام شد. وی پس از 41 روز بازداشت در سلول انفرادی با قرار وثیقه بسیار سنگین صد میلیون تومانی آزاد شد. میرصیافی در تاریخ 12 آبان در شعبه پانزده دادگاه انقلاب محاکمه و به دوسال و نیم حبس به دلیل آنچه که توهین به رهبران نظام و تبلیغ علیه نظام خوانده شده محکوم شد. وی پرونده‌ی مفتوح دیگری نیز در دادگاه عمومی تهران با اتهاماتی چون توهین به مقدسات اسلام دارد که زمان برگزاری آن اردیبهشت ماه سال آینده است.

نامبرده روز جاری پس از احضار تلفنی شعبه 15 دادگاه انقلاب در این مکان حضور یافت که توسط دایره اجرای احکام بازداشت و روانه زندان گردید. لازم به یادآوری است حکم صادره برای ایشان بدون طی دادگاه تجدید نظر قطعی گردیده بود.

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

وضعیت متشنج در دانشگاه شیراز

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

فشارها و سرکوبهای وزارت اطلاعات علیه دانشجویان دانشگاه شیراز بطور گسترده ادامه دارد. بنابه گزارشات رسیده از دانشگاه شیراز، یورش به منازل دانشجویان، دستگیریها، ضبط وسائل شخصی و ایجاد یک حکومت نظامی اعلام نشده در دانشگاه و اطراف آن و قطع ارتباطات کافی نت دانشگاه و سایر اعمال سرکوبگرانه برای ایجاد جو رعب و وحشت ادامه دارد. جو دانشگاه شیراز بشدت امنیتی است. نیروهای حراست دانشگاه و افراد وزارت اطلاعات بصورت گسترده و علنی در دانشگاه و اطراف آن پرسه می زنند. از جمع شدن دانشجویان بشدت جلوگیری می کنند و حتی از بودن 2 نفر در کنار هم جلوگیری می کنند. رفتار افراد حراست و افراد وزارت اطلاعات با دانشجویان جنون آمیز و وحشیانه است.

از وضعیت و شرایط یونس میر حسینی که روز پنجشنبه دستگیر شد هیچ خبری در دست نیست. در حال حاضر کافی نت دانشگاه که دانشجویان برای ارتباط و کارهای آموزشی خود استفاده می کردند را قطع کرده اند. در روزهای اخیر تعدادی از فعالین دانشجوئی را از خوابگاه باغ ارم دانشگاه شیراز بیرون کرده اند و تهدیدات و فشارهای گشترده ای علیه آنها ادامه دارد. از طرفی دیگر در طی یورشهای مامورین وزارت اطلاعات به منازل فعالین دانشجوئی آقایان اسماعیل جلیلوندو یونس میر حسینی وسائل شخصی دانشجویان از جمله کامپیوتر و حتی وسائل شخصی همسران آنها از جمله گردن بند را با خود برده اند. قبل از دستگیری یونس میرحسینی یک تیم 4 نفره از افراد وزارت اطلاعات به منزل او یورش بردند و مقداری از وسائل شخصی او را ضبط کردند. دانشجویان دانشگاه شیراز خواهان حمایت تمامی دانشجویان دانشگاههای کشور از این دانشگاه شدند.

فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران، موج دستگیریها و سرکوبهای گسترده دانشجویان در سطح کشور را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای آزادی فوری تمامی دانشجویان در بند است.

19 بهمن 1387 برابر با 07 فوریه 2009

وضعیت دانشجویان در دانشگاه شیراز را به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

آزادی همراه با صدور حکم معرفی ماهیانه

گزارشی از کمیته گزارشگران حقوق بشر

احمد دانش پذیر (الف -بیقرار)، زندانی سیاسی، امروز با پایان یافتن مدت زمان محکومیتش از زندان اوین آزاد شد. وی درحالی که قرار بود روز پنج شنبه 17 بهمن ماه از زندان آزاد شود، با احضاریه ای از سوی دادسرای انقلاب مواجه شد. طی این احضاریه وی میبایست امروز( شنبه) به دادگاه انتقال می یافت. این فعال سیاسی امروز به اجرای احکام دادسرای انقلاب منتقل شده و طبق حکم صادره متعهد شد که خود را ماهی یکبار به وزارت اطلاعات معرفی نماید.

دانش پذیر می گوید: درحالی که زندان میتوانست، این اقدامات را زودتر انجام دهد، به مدت 2 روز اضافه بر مدت محکومیت من را در زندان نگهداری کردند و این مساله موجب اعمال فشار روحی بر من و خانواده ام شد، چرا که ما گمان می کردیم پرونده جدیدی به جریان افتاده و آزادیم منتفی شده است.

احمد دانش پذیر، در بهمن ماه سال گذشته از سوی ماموران امنیتی در منزلش بازداشت شد ، وی پس از 8 ماه بلاتکلیفی در زندان، از سوی شعبه 15 دادگاه انقلاب تهران، به اتهام تبلیغ علیه نظام و با استناد به ماده 500 قانون مجازات اسلامی به تحمل یکسال حبس تعزیری و معرفی ماهیانه خود به اداره اطلاعات ، محکوم شد. دانش پذیر پس از بازداشت، حدود 3 ماه در بازداشتگاه وزارت اطلاعات نگهداری شده و پس از آن به اندرزگاه 8 زندان اوین انتقال یافت.

همچنین دامون دانش پذیر فرزند احمد دانش پذیر نیز که به مدت 2 هفته در بازداشت وزارت اطلاعات و در بند 209 زندان اوین به سر برده بود، از سوی دادگاه به تحمل 1 سال حبس تعلیقی به مدت 5 سال، محکوم شد. اتهام وی تبلیغ علیه نظام از طریق همکاری با سایت های ضدانقلاب عنوان شده است.

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

ربوده شدن یک دانشجوی دانشگاه تهران

گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران

بنابه گزارشات رسیده آقای رضا نگاهداری دانشجوی حقوق دانشگاه تهران روز سه شنبه 15 بهمن ماه توسط مامورین امنیتی ربوده  و به نقطه نامعلومی منتقل گردید. از محل بازداشت و شرایط این دانشجو خبری در دست نیست و خطر جدی شکنجه جسمی و روحی او را تهدید می کند.

خانواده آقای نگاهداری از زمان ناپدید شدن فرزندشان به ارکانهای مختلفی مراجعه کردند ولی جواب مشخصی دریافت نکردند.پیگیریهای مستمر خانواده او باعث گردید که به او اجازه تماس تلفنی بسیار کوتاهی بدهند و فقط به آنها بگوید که حالش خوب است و سپس مکالمه تلفنی قطع گردید . خانواده او همچنان از محل بازداشت و شرایط فرزندشان در بی خبر ی بسر می برند. خانواده و دوستان این دانشجوی زندانی در نگرانی فزآینده ای بسر می برند.

آقای رضا نگاهداری از 3 ترم تحصیل محروم شده بود و از ورود به دانشگاه و کوی دانشگاه ممنوع شده بود.او همچنین تا به حال چند مقاله در مورد آزادی و دموکراسی نوشته و انتشار داده بود.

فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، ربودن و انتقال این دانشجو به نقطه نامعلوم را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار اقدامات عملی و فوری برای متوقف کردن موج دستگیریهای گسترده فعالین دانشجوئی در ایران است

18 بهمن 1387 برابر با 06 فوریه 2009

وضعیت دانشجوی فوق را به سازمانهای زیر گزارش گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

بازداشت جمعی از فعالان دانشجویی و مردم در مراسم بزرگداشت بازرگان

خبرنامه امیرکبیر: حسین ترکاشوند دبیر انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر و مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور و وحید دانشیار از اعضای انجمن اسلامی دانشگاه امیرکبیر، روز گذشته در مقابل حسینیه ارشاد دستگیر شدند.

این چهار دانشجو در جریان دخالت نیروهای امنیتی در ممانعت از برگزاری مراسم بزرگداشت سالگرد درگذشت مهندس بازرگان که برای دومین بار لغو شد، بازداشت شدند. این مراسم که چندی پیش نیز از برگزاری آن به ممانعت به عمل آمد، قرار بود با صدور مجوز در روز پنج شنبه در ساعت ۳۰/۲ بعدازظهر برگزار شود.

پس از آنکه نیروهای لباس شخصی با همکاری نیروهای انتظامی با تهدید و ارعاب سعی در متفرق کردن جمعیت داشتند، برخورد وحشیانه و توهین آمیز لباس شخصی ها باعث ایجاد درگیری هابی میان مردم و مامورین شد و در پی آن چهار دانشجوی دانشگاه صنعتی امیرکبیر، آقایان حسین ترکاشوند، مجید توکلی، اسماعیل سلمان پور و وحید دانشیار به همراه جمعی دیگر از شرکت کنندگان بازداشت و به نقطه نامعلومی منتقل شدند.تاکنون اطلاعی از وضعیت دانشجویان بازداشت شده در دست نیست و با توجه به اظهارات شاهدان عینی در مورد نحوه برخورد مامورین با بازداشت شدگان، نگرانی هائی در مورد سلامت جسمانی آنان وجود دارد.

یکی از دانشجویان حاضر در مقابل درب حسینیه ارشاد به خبرنامه امیرکبیر گفت: من دیروز پس از مراجعه به حسینه ارشاد برای حضور در مراسم بزرگداشت مهندس بازرگان با برخورد بد مامورین وزرات اطلاعات مواجه شدم که بعد از تهدید اینجانب مبنی بر عدم حضور در مکان از روبه روی حسینیه دور شدم.

یکی دیگر از حاضرین گفت: چندین تن از مردم حاضر در محل با حمله شدید عده ای لباس شخصی مورد ضرب و شتم شدید قرار گرفتند تا حدی که صورت یکی از این افراد بشدت مجروح و مصدوم شده بود.

 |+| نوشته شده در  شنبه نوزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

صدور حکم غیابی بدون اطلاع وکیل

گزارشی از کمیته گزارشگران حقوق بشر

دکتر نعمت احمدی وکیل سعید رضوی فقیه از صدور حکم چهار سال حبس برای موکل خود خبر داد. احمدی گفت: روز چهارشنبه که جهت پیگیری وضعیت سعید رضوی فقیه به دادگاه انقلاب اسلامی مراجعه نموده بودم مطلع شدم که شعبه 26 دادگاه انقلاب، موکلم را به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و فعالیت تبلیغی علیه نظام از طریق سخنرانی در تجمعات دانشجویی در اعتراض به حکم اعدام آقاجری و سایر سخنرانیهای وی، به صورت غیابی محاکمه و به چهار سال زندان محکوم نموده است.

وکیل دبیر سیاسی سابق دفتر تحکیم وحدت افزود: با مراجعه به شعبه 6 اجرای احکام، نسبت به اجرای حکم اعتراض نمودم و اعلام کردم که چون رای به موکل من ابلاغ نشده بود با اعتراض من و موکلم به این حکم، پرونده باید به دادگاه تجدید نظر ارسال شود. احمدی با ابراز شگفتی از مفقود شدن وکالتنامه وی از روی پرونده دکتر رضوی فقیه، ادامه داد: معتقدم این حکم به دلیل اینکه غیابی صادر گردیده و به اینجانب به عنوان وکیل رضوی فقیه نیز ابلاغ نشده است، حق واخواهی برای دکتر رضوی فقیه محفوظ می باشد و پرونده باید مجددا در دادگاه بدوی مورد رسیدگی قرار گیرد.

نعمت احمدی با ابراز نگرانی نسبت به وضعیت نگهداری رضوی فقیه، افزود: دادگاه نامه ملاقات با موکلم را صادر نموده و من روز شنبه برای ملاقات با رضوی فقیه به زندان اوین مراجعه خواهم نمود اما از اینکه وی از زمان بازداشت تاکنون هیچ تماسی با من وخانواده اش و یا دوستانش نداشته است نگرانم. نعمت احمدی ابراز امیدواری نمود که روز شنبه با پذیرش وثیقه از سوی دادگاه، رضوی فقیه آزاد شود.

 |+| نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

شهلا انتصاری: آقایان از بی کسی عالیه اقدام دوست استفاده کردند

سایت تغییر برای برابری: شهلا انتصاری، عضو کمپین یک میلیون امضا با حضور در محل زندگی عالیه اقدام دوست اطلاعات اندکی از زندگی وی به دست آورد. اقدام دوست نه تنها قبل و بعد از دستگیری ارتباطی با تجمع کنندگان و فعالان حقوق زنان نداشت، از بستگان درجه یک نیز کسی را برای پیگیری وضعیت پرونده اش ندارد.

انتصاری در این باره توضیح می دهد: با توجه به اطلاعی که از وضعیت عالیه اقدام دوست یافتم، از رضوان شهر (محل زندگی ام) راهی فومن شدم، چون همان زمان هم او را من و دوستانم نمی شناختیم و اطلاعی درباره او نداشتیم. با پرس وجو خانه ی پدری عالیه را در فومن پیدا کردم. آنجا خانه قدیمی است که عالیه از آنجا بازداشت و به تهران منتقل شده است. در حالی که عالیه آنجا زندگی نمی کرد و به گفته ی همسایه ها هر از گاهی از تهران به آنجا می آمد و چند روز می ماند.

من عالیه را پیش از این خبرها و در جریان تجمع ۲۲خرداد نیز ندیده بودم. بعد از صدور رای دادگاه گویا ارتباطش با فعالان جنبش زنان کمتر شده بود. من با تصور این که خانواده او در فومن هستند برای گرفتن حداقل اطلاعات هم از همشهریان او پرس و جو کردم. بنابراین گفته ها عالیه اقدام دوست حدود ۵۸-۶۰ سال سن دارد. سال ها دبیر آموزش و پرورش بوده که بعد از انقلاب اخراج شده است. از سال ۶۲ تا۶۸ در رابطه با فعالیت با یکی از گروه های سیاسی در زندان بوده است.

اقدام دوست پدر و مادر خود را از دست داده است. یکی از برادران او محمد تقی اقدام دوست در سال ۱۳۳۱ در زندان رشت تیرباران شده است. فرزندی ندارد و سال ها قبل نیز از همسر خود طلاق گرفته است. در حقیقت از بستگان نزدیک او کسی وجود ندارد که پیگیر کارهای او باشد و گویا آقایان از بی پناهی او حداکثر استفاده را کرده اند که چنین حکم سنگینی را درباره اش به اجرا گذاشته اند.

در ادامه گفت و گویی که با شهلا انتصاری داشتیم، نظر وی را درباره صدور و اجرای حکم سه سال زندان عالیه اقدام دوست جویا شدیم. انتصاری از جمله شرکت کنندگان در تجمع میدان هفتم تیر تهران در ۲۲خرداد و هم پرونده عالیه اقدام دوست است. انتصاری اعتراض به قوانین تبعیض آمیز را از جمله حقوق بدیهی زنان و مردان آزادیخواهی می داند که نمی خواهند شهروند درجه دو باشند و یا نمی توانند نیمه انسان محسوب شدن زنان را بپذیرند.

انتصاری می گوید: ما از چه راهی می توانیم به مسئولان کشور بگوییم که از وجود این قوانین و تاثیر آنها در روابط و خانواده هایمان در رنج هستیم؟ چرا اعتراض به این چرخه معیوب جرم تلقی می شود و چنین با معترضان برخورد می کند که عالیه اقدام دوست نمونه آن است. تلاش برای تغییر قوانین در لایه های اجتماع جریان دارد و آقایانی که سعی می کنند با اعمال فشار و ضرب و زور و زندان مقابل این اعتراضات بایستند باید با نگاهی به تاریخ دست از مقاومت در برابر این تغییر ضروری بردارند. این مطالبه قانونی چیزی نیست که به آسانی بتوانند آن را سرکوب کنند چرا که جامعه به درجه ای از آگاهی در این باره دست یافته است که دیگر قابل برگشت به سالهای پیش نیست.

 |+| نوشته شده در  جمعه هجدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

دیوان محاسبات کشور: ۱۰۰۰ میلیارد تومان مفقود شده است

آزاده میر رضی: پس از ماهها مقاومت هيات رئيسه مجلس، ‎‏ بالاخره ديروز گزارش تفريغ بودجه سال 1385 در صحن علنی ‏قرائت شد؛ گزارشی كه برای اولين بار به شكل رسمی نشان می‌دهد دولت احمدي‌نژاد بخشی از درآمدهای ميليارد ‏دلاری خود از فروش نفت را به خزانه كشور واريز نكرده و خارج از حساب‌های بودجه خرج كرده است. ديوان ‏محاسبات ميزان اين پول نفت مفقوده را حداقل يك ميليارد دلار اعلام كرده است؛ همين نهاد پيش از اين رقم 32 ‏هزار ميليارد تومان را به نمايندگان گزارش كرده بود.‏

درآمدهای افسانه‌ای دولت احمدی ‌نژاد از محل فروش نفت كه با صعود قيمت نفت تا 140 دلار به آستانه‌ای غير ‏قابل پيش‌بينی رسيد، اگرچه برای شهروندان ايران حاصلی جز تورم و گرانی نداشت، اما بسياری از نزديكان ‏رئيس‌جمهور را كه تاكنون حضور در دولت را تجربه نكرده بودند، از دخل سرشاری بهره‌مند كرد كه تصورش ‏را هم نمی‌كردند. اما شايد آنها هم تصورش را نمی ‌كردند كه روزی از همين روزها كه هنوز دولت نهم بر سر كار ‏است، فاش شود كه اين دولت بشكه‌های نفت را می‌فروخته و پولش را پيش از واريز به خزانه ملی، خرج می‌كرده ‏است. گزارش ديوان محاسبات كشور، كه يك پای آن در قوه مقننه و پای ديگرش در قوه قضاييه است، اولين ‏اعتراف رسمی يك نهاد حكومتی به اين واقعيت است كه دخل و خرج دولت احمدی‌نژاد با هم نمی‌خواند و بخشی از ‏درآمد ملی در اين دوره گم شده است.‏

اين واقعيت البته پيش از اين هم بارها به بيان‌های مختلف از سوی برخی منتقدان و كارشناسان مطرح شده و مورد ‏اعتراض قرار گرفته بود اما احمدی نژاد و دولتمردانش با فرض اينكه منتقدان هيچ دستی بر آمار و اطلاعات ‏واقعی ندارند و آنها هم كه خبر دارند، جز دولتی ‌ها و يا متحدان ايشان نيستند، با تكذيب يا تحريف از كنار اين ‏اعتراضات می ‌گذشتند. ولی اين بار ديگر جای تكذيب نيست شايد از همين روست كه قوی‌ترين حام ی دولت در ‏مجلس هشتم يعنی رئيس آن نيز خواستار پيگيری تخلف دولت و پيدا شدن يك ميليارد دلار مفقودی شده است.‏ اما آيا دلارهای مفقودی، فقط همين يك ميليارد است؟

‎‎پيشينه اختلاف حساب‌های قبلی‎‎

دو ماه پيش بود كه مجيد انصاری، از معدود اعضای اصلاح‌طلب مجمع تشخيص مصلحت، در گفت‌وگويی كه با ‏تيتر "ناپديد شدن دهها ميليارد دلار از حساب ذخيره ارزی" در سايت تابناك منتشر شد، خبر داد که هم‌اكنون بايد ‏هشتاد تا صد ميليارد دلار در حساب ذخيره ارزي باشد، اما دولت نهم موجودی اين حساب را تنها 23 ميليارد ‏دلار اعلام كرده است.‏

ستاری ‌فرد، رئيس سازمان مديريت دولت اصلاحات هم در همان روزها با اعلام محاسباتی درباره درآمدهای ‏ارزی كشور نتيجه گرفت كه امروز بايد 108 ميليارد دلار در حساب ذخيره پول داشته باشيم که وجود ندارد.

چند هفته قبل از آن هم سازمان مجاهدين انقلاب در بيانيه‌اي با اشاره به آمار و ارقام رسمی منتشر شده از سوي ‏نهادهاي دولتی، به وجود يك تفاوت 4/64 ميليارد دلاری بين درآمدهای ناشی از فروش نفت و گاز با هزينه‌های ‏ارزی كشور اشاره كرد و خواستار توضيح دولتمردان نهم شد.‏

تا اينکه همين يك هفته قبل، باز هم سايت تابناك خبری درباره ميلياردهاي گمشده منتشر كرد، با اين تفاوت كه اين ‏بار بر عدم واريز مبالغ دريافتی حاصل از فروش نفت به خزانه كشور تاكيد می‌شد. اين سايت نزديک به سردار ‏محسن رضايی فاش كرد كه دولت احمدی ‌نژاد از آغاز سال 1387 تاكنون صدها هزار بشكه نفت به ارزش بيش از ‏‏6 ميليارد دلار (معادل 60 هزار ميليارد ريال) را به كشورهای ديگر صادر و در ازای آن به واردات فرآورده‌های ‏نفتی همچون بنزين و گازوئيل از اين كشورها پرداخته است، بدون اينكه حتی يك ريال از اين درآمدها را به خزانه ‏واريز كرده باشد.‏

اين ارقام، بزرگترين ارقامی است كه تاكنون درباره درآمدهای گمشده نفتی مطرح شده است هر چند دولت نهم ‏همواره اين ادعاها را رد کرده و احمدي‌نژاد نيز بارها به صراحت گفته: حتی يک ريال از حساب ذخيره ارزی هم ‏جابه‌جا نشده است.‏

تا پيش از اين مجلس و نهادهای نظارتی تحت اختيار محافظه‌‌كاران هم از اين ادعای دولت حمايت مي‌كردند، اما ‏ديروز با انتشار گزارش ديوان محاسبات، به عنوان نهاد اصلی نظارت بر بودجه كشور، ورق برگشت و دولت ‏احمدي‌نژاد حداقل يك ميليارد دلار به ملت بدهكار شد؛ هرچند اين هم شكل رسمی ماجرا بود و همين نهاد ‏نظارتی در نيمه اول سال جاری رقمی به مراتب گزاف‌تر را اعلام كرده بود: 32 هزار ميليارد تومان.‏

اين خبر چند روز بعد به سايت‌های خبری درز كرد و به سرعت غلامحسين الهام، سخنگوي دولت نهم را در ‏موضع پاسخگويي قرار داد. اما الهام در پاسخ به خبرنگاراني كه درباره گم شدن 32 ميليارد دلار مي‌پرسيدند، به ‏انكار اصل موضوع پرداخت و گفت: اگر بشود 32 هزار ميليارد تومان را در کشوري که سيستم خزانه‌داري و ‏قانون اساسي، نظارت ديوان محاسبات و ديگر نظارت‌ها را دارد از سيستم خارج کرد، به ما نيز اين فوت کوزه ‏گری را ياد دهيد تا در جاهايی به نفع مردم از آن استفاده کنيم... بارها گفته‌ايم نظام اجرايي و مالی کشور ‏چارچوبهای منظم و بسته‌ای دارد. همه درآمدها به خزانه ريخته می شود. همه دريافت ها از خزانه است سقف همه ‏دريافت ها و پرداخت ها طبق برنامه بودجه و نظارت ديوان محاسبات زير نظر مجلس براي تفريغ بودجه است.

اكنون همين ديوان محاسبات اعلام كرده دولت بخشي از درآمدهای نفتی را اساسا به خزانه واريز نكرده؛ هرچند ‏چندين ميليارد دلار به احمدی ‌نژاد تخفيف داده است! البته در همان زمان هم اظهارات سخنگوی دولت، واكنش ‏سايت الف متعلق به احمد توكلی را در پی داشت كه تصريح می ‌كرد: ديوان محاسبات در گزارش تفريغ بودجه ‏سال 85 تصريح می کند که علی ‌رغم گزارش های نظارتی پيشين، وزارت نفت 32 هزار ميليارد تومان از درآمد ‏نفتی کشور را به خزانه واريز نکرده است.‏ اما اين هم اولين رسوايی دولت نهم در دخل و خرج‌هايش نبود.‏

‎‎افشاگری كه "جذب" شد‎‎

در اواسط تابستان سال گذشته غلامحسين الهام، سخنگوی دولت احمدی‌نژاد كه معمولا اطلاع‌رسانی در نشست‌های ‏خبری رسمی و كنترل شده را بر روش‌های ديگر ترجيح می‌دهد، به طور ناگهانی اطلاعيه‌ای صادر كرد كه در آن ‏وجود هرگونه حساب غير قانونی و مخفی در دولت اسلامی به شدت تكذيب و طرح آن ادعای واهی خوانده ‏می شد.‏

گوينده اين ادعای واهی، كسی نبود جز محمدرضا رحيمی رئيس وقت ديوان محاسبات كشور كه در محافل ‏سياسی به عنوان فردی نزديك به احمدي‌نژاد شناخته می ‌شد، اما اين بار ظاهرا عليه دولت برخاسته بود. وی اين ‏ادعا را در همايش سالانه مديران ديوان محاسبات مطرح كرده و گفته بود: ما توانسته‌ايم در ديوان به کشف ‏حساب‌های پنهانی و سپرده‌های ثابت غيرقانونی از دستگاه‌های دولتی دست پيدا کنيم که حجم بالايی از حساب‌های ‏دولتی را تشکيل می‌دهند.

رحيمی همچنين تصريح كرده بود كه: سپرده های ثابت، از جمله حساب های غير قانونی است که برخی دستگاه ‏ها آن را خارج از چارچوب قانون هزينه می کردند که اين هم حجم زيادی از ثروت دولت را تشکيل می داد و ما ‏با هماهنگی رئيس‌جمهور اين پول ها را به خزانه باز خواهيم گرداند و خاطرنشان كرده بود كه ديوان محاسبات ‏بيشتر از چهار هزار ميليارد تومان از اين مبالغ را به حساب خزانه برگردانده است.

با اين حال پس از طرح آن اتهام بزرگ و تكذيب سخنگوی دولت، ديگر هيچ بحثی در اين باره در رسانه‌ها مطرح ‏و از پيگيری های بعدی ديوان محاسبات در اين باره نيز خبری نشد. اما رئيس ديوان محاسبات همچنان به ‏احمدی ‌نژاد نزديك و نزديك‌تر شد و آنچنان كه دانش‌جعفری، وزير معزول اقتصاد، در جلسه توديع خود فاش كرد، ‏بسياری از ادعاها و افشاگری ‌های نه چندان دقيق احمدی ‌نژاد غالبا بر اساس گزارش ‌هايی بود كه رحيمی به وی ‏می ‌داد و حالا رحيمی معاون حقوقی و پارلمانی احمدی‌نژاد است، گو اينكه كمی قبل از علی كردان قرار بود او ‏وزير كشور شود و هيچ ‌كس هم يادش نيست كه او يك زمانی چه رسوايی بزرگی را عليه دولت احمدی ‌نژاد علنی ‏كرده بود.‏

‎‎دستور پيگيری اختلاف حساب ‌ها‎‎

مسئولان دولت احمدی‌نژاد كه چندی پيش اخبار برخی رسانه‌ها مبنی بر واريز نشدن 300 ميليارد تومان را با ‏شدت و حدت تكذيب می‌كردند، فكرش را هم نمی‌كردند كه اين عدد به حداقل 1000 ميليارد تومان افزايش يابد و ‏در صحن علنی مطرح و از راديوی سراسری هم پخش شود.‏

اين گزارش که ديروز در مجلس خوانده شد، واكنش‌های جالبی را هم پديد آورد؛ بخصوص در اظهارات رئيس ‏مجلس كه گزارش ديوان محاسبات را نشانگر موارد مهمی دانست که گويای عدم رعايت برخی از قوانين است و ‏از اين ديوان خواست با جديت موارد انحراف از قانون را که در اين گزارش مورد اشاره قرار گرفته، پيگيری ‏کند.‏

وی همچنين از کميسيون‌‏های تلفيق و برنامه‌ ‏و ‌‏بودجه مجلس خواست تا در بررسی لايحه بودجه سال آينده از اين ‏گزارش ديوان محاسبات استفاده کنند و راهکارهايی را بيابند تا در آينده جلوی اين موارد گرفته شود.‏

لاريجانی البته همين گزارش را نيز 9 ماه در نوبت نگه داشت تا رقم اختلاف حساب دولت در آن آن‌قدر كاهش يابد ‏كه ديگر ارزش پيگيری نداشته باشد. حال او دستور پيگيری اين موضوع را داده و بايد ديد مجلس و ديوان ‏محاسبات تحت نظارت آن در گرفتن رد اين قانون‌شكنی آشكار دولت، جدی خواهد بود و رحمانی فضلی، رئيس ‏ديوان، از رئيس سابق خود كه اكنون رئيس مجلس شده، در برابر تخلفات احمدی ‌نژاد جديت بيشتری به خرج ‏خواهد داد يا نه؟

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

حمله برنامه ریزی شده به سایت بالاترین

شهرام رفیع زاده - روزآنلاین: سايت بالاترين، مشهورترين سايت وب 2 فارسی، که مکانی برای به اشتراک گذاشتن لينک اخبار و گزارش ‏های سايت ها و وبلاگ ها و بحث در باره آنهاست، روز سه شنبه مورد حمله هکرها قرار گرفت.‏هکرها علاوه بر از کار انداختن سرور بالاترين، دومين آن را ربودند، و مديران بالاترين اعلام کردند که ‏سرور اين سايت پرطرفدار تا ساعت ها قابل دسترسي نخواهد بود. عزيز آشفته يکی از مديران بالاترين در ‏‏فرندفيد به کابران بالاترين اعلام کرد که حمله هکرها به بالاترين کاملا برنامه ريزي شده بوده، و هکرها ‏‏طبق لاگ دوشنبه شب به سرور دسترسي پيدا کرده يا از آن زمان حمله خود به بالاترين را شروع کرده اند.

به گفته وی هکرها سرور بالاترين را در شلوغ ترين ساعت کاری بعد از ظهر سه شنبه 15 بهمن هک کرده و ‏کل هارد آن را پاک کردند، و کوشيدند تا حساب پی پال بالاترين را نيز در اختيار بگيرند. اين عضو مديريت ‏سايت بالاترين با اشاره به وجود نسخه پشتيبان از محتوای بالاترين به کاربران و مخاطبان اين سايت وب 2 فارسی ‏خبر داد که مديران اين سايت در حال تلاش برای بازگرداندن بالاترين هستند و دومين بالاترين را نيز از ‏هکرها پس خواهند گرفت. وی افزود که مديران بالاترين برای بازسازی و بازگشت اين به روال عادی به زمان ‏نياز دارند.‏ هنوز مشخصات هکرهايی که به بالاترين حمله کرده اند اعلام نشده و هکرها از معرفی خود يا بيان درخواست و ‏انگيزه خود از هک بالاترين را اعلام نکرده اند. برخی از وبلاگ نويسان به طرح اين گمانه زنی پرداخته اند که ‏که آنها به دستگاه سانسور وابسته يا از آن دستور گرفته باشند.‏

حمله به سايت بالاترين اعتراض صدها وبلاگ نويس ايرانی را برانگيخته است. وبلاگ نويسان مي گويند که ‏‏بالاترين نقطع عطفی در وب 2 فارسی است و حمايت از آن را حمايت از وب 2 فارسی مي دانند. شماری ‏از وبلاگ نويسان ايرانی از زمان هک بالاترين با قرار دادن لوگوی آن در وبلاگ های خود به نشانه اعتراض به ‏هکرها حمايت خود از اين سايت را اعلام کرده اند.‏

بالاترين که براساس ايده سايت انگليسي زبان "ديگ" اما به زبان فارسی فعاليت می کند، محل به اشتراک گذاشتن ‏لينک ها و مطالب منتشر شده در وب فارسي است که در آن کاربران علاوه بر اشتراک لينک، با استفاده از يک ‏سيستم رای گيری و دادن امتياز دهی مثبت يا منفی به لينک های ارسالی، آنها را به عنوان لينک داغ روز ‏انتخاب و به يکديگر معرفی می کنند.امکان بحث و دادن نظر از سوی کاربران برای هر لينک ارسالی در بالاترين، بارها بحث های پردامنه ای را ‏ميان ده ها کاربر اين سايت در مورد مباحث ممنوعه در قوانين جاری يا حتی عرف اجتماعي در ايران به نمايش ‏گذاشته است.‏اين امکان همان قدر که از سوی کاربران اينترنت و وبلاگ نويسان ايرانی مورد استقبال قرار گرفته، از سوی ‏رسانه های وابسته به جمهوری اسلامی مورد اعتراض و حمله قرار گرفته است.‏

سايت بالاترين تنها چند ماه پس از آغاز به کار چون 5 ميليون سايت و وبلاگ، برای کاربران داخل ايران فيلتر ‏شد، اما وبگردها و وبلاگ نويسان داخل ايران که در اثر سال ها دست و پنجه نرم کردن با فيلترينگ به ‏کارشناسان دور زدن فيلترينگ تبديل شده اند، کماکان بخش اصلی کاربران و مخاطبان بالاترين را به خود ‏اختصاص داده اند.‏

‎‎رسانه شهروندان، نگرانی حاکمان‏‎‎

بنيانگذار اصلی بالاترين که از مرداد سال 85 فعاليت خود را آغاز کرد، مهدی يحيی نژاد برنده مدال برنز المپياد ‏جهاني فيزيک در سال 1993 و دانش آموخته دانشگاه صنعتي شريف تهران است که فوق ليسانس خود را در ‏رشته فيزيک تجربی از دانشگاه تورنتو، و دکترای فيزيک و بيوانفورماتيک را از دانشگاه ام آی تی گرفته است. ‏يحيی نژاد که هم اکنون ساکن شمال کاليفرنيا است و فوق دکترای بيوانفورماتيک را نيز از دانشگاه استانفورد ‏دريافت کرده است.‏وی مرداد ماه گذشته در دو سالگي بالاترين به سايت صدای جهاني (گلوبال ويس) که به انعکاس اخبار وبلاگ ‏نويسان دنيا اختصاص دارد گفت:  من بالاترين را در 16 ماه اوت سال 2006 راه انداختم. تا الان 300 هزار ‏مطلب جديد در اين سايت گذاشته شده و پنج ميليون راي و يک ميليون نظر هم به ثبت رسيده است. البته من ‏موفقيت بالاترين را فراتر از اين اعداد و ارقام براورد مي کنم.‏

وی خاطر نشان کرد: اين سايت توسط خبرنگاران و بلاگرهای ايرانی و نيز خارجی خيلی زياد خوانده می شود ‏و به همين دليل بحث ها و گفتگوهايی که در اين سايت صورت می گيرد در خيلی از کشورها و مناطق مختلف ‏انعکاس چشمگيری داشته است‏‎.‎‏ وی تاکيد کرد که بلاگرها اکثريت بازديدکنندگان فعال اين سايت را تشکيل می ‏دهند و بالاترين جايی است برای بلاگ های فارسی که بتوانند خوانندگان زيادی برای نوشته هايشان پيدا کنند. او به بحث ها و نظراتی که در مورد لينک ها در بالاترين در مي گيرد را مهم دانست و اظهار داشت: انتقادات و ‏نظراتی که درباره مطالب بلاگ های بالاترين مي دهند بيشتراوقات از نظراتی که درباره نسخه اصلی آن مطالب ‏می دهند خيلی بيشتر است. ‏مهدی يحيی نژاد با يادآوری اين که ايران در زمينه رسانه های مردمی پيشرفت داشته چرا که از جمله کشورهايی ‏است که وبلاگ ها در آن خيلی طرفدار پيدا کرده اند، اظهار داشت که به رغم گرايش گسترده ايرانيان به وبلاگ ‏ها، ايران برای نگه داشتن اين ريتم خيلی دچار مشکل بوده است. يحيي نژاد گفت که هر رسانه شهروندی بايد ‏با برگزاری سمينارها تقويت شده و از سوی بخش خصوصی حمايت شود.‏ ‎ولی در ايران چنين اتفاقی نيافتاده ‏است‎.‎‏"

برخي از مقامات جمهوری اسلامي از اينترنت به عنوان"گرگ درنده" نام برده و تعدادی از نهادهای حکومتی ‏ادعا می کنند که اينترنت ابزاری برای "براندازی نرم" يا "وقوع انقلاب مخملی" در ايران است.‏

مقامات دولتی به همين بهانه نه تنها از انحصار اينترنت در ايران در دست موسسات حکومتی حمايت مي کنند، ‏بلکه از راه های مختلف از جمله فيلترينگ، بازداشت و برخورد با وبلاگ نويسان، وضع مجازات هايی چون ‏زندان (تا 15 سال) برای برخی اتهامات اينترنتی و سرانجام پيشنهاد مجازات اعدام براي برخي از مطالب منتشر ‏شده در وبلاگ ها، می کوشند جلوی فعاليت آزادانه و طرح انتقادات کاربران اينترنت و وبلاگ نويسان ايرانی را ‏بگيرند.‏

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 
انتقال سه متهم به جاسوسی به زندان

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

دو شهروند کرد ایرانی و یک تبعه کرد عراقی پس از گذراندن سه ماه شرایط طاقت فرسا اداره اطلاعات سنندج به زندان این شهر منتقل شدند.

جمشید رفیق دوست کاندیدای مجلس دوره هشتم از مریوان ، فوق لیسانس حسابداری ، مسئول سهام عدالت استان کردستان و مدرس دانشگاه ، عبدالله مردوخی ، اهل مریوان و جمال سعید، تبعه عراق، اهل شهر حلبچه در تاریخ 15 آبان ماه سال جاری به اتهام اقدام علیه امنیت ملی و جاسوسی بازداشت و به اداره اطلاعات شهر سنندج منتقل گردیدند. نامبردگان مدت 92 روز را در حالی در بازداشتگاه امنیتی سپری نمودند که خانواده های شهروندان ایرانی و همینطور دولت عراق از وضعیت تبعه خود کاملا بی اطلاع بوده اند. بازداشت شدگان مذکور در زمان بازداشت مورد بدرفتاری قرار گرفتند به طوریکه آثار ضرب و شتم بر روی بدن این افراد مشاهده میشود، به خصوص آقای جمال سعید، که از ناحیه دست نیز دچار شکستگی شده اند. این افراد روز گذشته به زندان مرکزی سنندج منتقل گردیدند.

 |+| نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

ایاد علاوی بار ديگر به عرصه قدرت عراق باز می گردد

شخصیتهای عراقی و رسانه های عربی در اظهارنظرهای اولیه در مورد نتایج انتخابات استانی عراق اعلام كردند كه آرایش سیاسی عراق تغییر كرده و طرفداران فرقه گرایی متحمل شكست سختی شده اند.

ایاد جمال‌الدین عضو كمیسیون روابط خارجه پارلمان عراق به تلویزیون الجزیره گفت مردم به وحدت عراق رای دادند. وی گفت انتظار می ‌رود كه لیست مجلس اعلای اسلامی موسوم به "شهید محراب" شكست بخورد. لیست دولت قانون و لیست ملی عراق وابسته به ایاد علاوی برنده خواهند شد به این خاطر كه این لیستها خواستار تقویت دولت مركزی هستند و با فدرالیسم مخالفند. ایاد جمال الدین تاكید كرد بالاترین اولویت ما پایان دادن به حضور حکومت تهران و نفوذ آن در عراق است. نمی ‌توان از پاكسازی ارگانهای دولتی از رشوه‌ گیران و فاسدان صحبت كرد در حالی كه همچنان نفوذ این رژیم وجود دارد. پیام احزاب دینی در عراق مرگ را تقدیس می كند و توجهی به زندگان ندارد.

تلویزیون ابوظبی نیز در یک گزارش اولیه از انتخابات استانی عراق به نقل از سرلشكر ستاد نوری الدلیمی گفت نكته مهم در این انتخابات این است كه ایده و دیدگاه ملی علیه فرقه گرایی پیروز شده است. علم الدین عبدالله پژوهشگر عراقی نیز به این تلویزیون گفت این انتخابات نتایج زیادی داشته و عراق را به سمت ملی گرایی سوق داده است. مردم عراق اثبات كردند كه مخالف فرقه گرایی هستند. این تلویزیون افزود به نظر میرسد كه لیست دولت قانون در آستانه یک پیروزی در انتخابات محلی است و این نتیجه ای است كه ممكن است نظام سیاسی در عراق را تغییر بدهد و برغم اینكه هنوز نتایج رسمی اعلام نشده ولی رهبران جریانهای شیعه اعتراف كرده اند كه لیست مزبور در آستانه یک پیروزی بزرگ بخصوص در مناطق شیعه نشین قرار دارد كه در این صورت احزاب دینی شیعه كه تاكنون استانهای جنوب را بدون توجه به دولت مركزی در بغداد اداره می كردند، شكست سختی خواهند خورد.

همچنین روزنامه نیویورک تایمز در شماره امروز خود نوشت اياد علاوی نخست وزير پيشين عراق با شوراهای استانی به قدرت بازگشته است. نتايج غيررسمی حاکی از آن است که علاوی از همين اکنون رقيب بالقوه نوری المالکی است. این روزنامه نوشت در استان صلاح الدين که اکثريت سنی دارد، حزب علاوی ظاهرا اکثريت آرا را به خود اختصاص داده و نتايج غيررسمی نشان می دهد حزب او دست کم در دو استان ديگر نيز از جمله سه حزب پيشرو است. نیویورک تایمز نوشت پيروزی احتمالی علاوی تازه ترين نشانه روی آوردن عراقيیها به سمت رهبران سکولاری است که طرفدار يک دولت قوی مرکزی هستند. علاوی خود يک شيعه سکولار است که سالها در تبعيد زندگی کرد.

روزنامه ساندی تایمز نیز نوشت نتایج اولیه انتخابات اخیر عراق نشان می دهد که جریانات طرفدار رژیم تهران در این انتخابات شکست خورده اند. روزنامه گاردین روزنامه دیگر چاپ انگلستان نیز نوشت: انتخابات استانی عراق شكستی سنگین برای رژیم تهران است كه امیدوار بود با حاكم كردن احزاب شیعی در جنوب عراق یک جمهوری كوچک اسلامی تشكیل دهد. گاردین نوشت براساس آمار اعلام شده 51 درصد واجدان شرایط در انتخابات شركت كردند. این آمار بدون مشاركت تعداد زیادی از سنی ‌ها كه در انتخابات 2005 آن را تحریم كرده بودند به ‌دست نمی‌ آمد. جان بولتون سفیر سابق آمریكا در سازمان ملل نیز گفته است نتایج انتخابات استانی عراق موضع رژیم تهران را در عراق تضعیف خواهد كرد. وی در مقاله ای در روزنامه نیویورک تایمز با عنوان "پیروزی عراق، شكست رژیم تهران" نوشت انتخابات صلح‌ آمیز عراق و شركت فعال مردم در آن یک موفقیت بزرگ براى عراق و آمریكا بوده است. این انتخابات ضمنا ممكن است نقش رژیم تهران در منطقه را باز تعریف کند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

یک فعال حقوق بشر همچنان در بازداشت بسر میبرد

گزارشی از فعالان حقوق بشر در ایران

جواد علیزاده فعال حقوق بشر پس از 21 روز بازداشت در بازداشتگاه اداره اطلاعات به قرنطینه زندان مرکزی سنندج منتقل شد. این فعال حقوق بشر و دانشجوی محروم از تحصیل مقطع کارشناسی ارشد حقوق بشر دانشگاه علامه طباطبایی تهران پس از ایراد سخنرانی در مراسم سالگرد ابراهیم لطف الهی بر سر مزار آن مرحوم توسط نیروهای اطلاعات نیروی انتظامی بازداشت و مدت 21 را در اطلاعات ناجا و همچنین بازداشتگاه اداره اطلاعات شهر سنندج به سر برد. نامبرده در طول بازداشت خود مورد ضرب و شتم و هتاکی قرار گرفته است ، به طوریکه از ناحیه سر دچار شکستگی گشتند و علیرغم این آسیب هیچگونه رسیدگی پزشکی دریافت ننموده اند. آقای علیزاده از همکاران مجموعه در این پرونده متهم به اقدام علیه امنیت ملی از طریق تبلیغ علیه نظام و راه اندازی تجمع غیر قانونی گردیده اند ، ایشان اتهامات وارده را فاقد وجاهت خوانده و از تمامی موارد سخنرانی خود که مبتنی بر دفاع از معاهدات حقوق بشری ، لزوم پایبندی حکومت به این معاهدات ، حق تعیین سرنوشت و لزوم پیگیری مرگ مشکوک آقای لطف الهی بوده است دفاع نموده و بر این اساس بعلت ضرب و شتم و برخورد غیرقانونی اقدام به شکایت بر علیه دستگاه امنیتی نموده اند.

یادآوری میگردد آقای علیزاده در تاریخ 4 دیماه سال جاری از زندان اوین در خصوص پرونده سخنرانی در روز دانشجو در دانشگاه تهران آزاد شده بودند.

 |+| نوشته شده در  چهارشنبه شانزدهم بهمن 1387ساعت   توسط رضا محصصی 
مطالب قدیمی‌تر
free counters
استفاده از مطالب مندرج در این وبلاگ با ذکر ماخذ بلامانع است