سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه، عضو اتحادیه بین المللی کارگران شد
گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده، سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به عضویت اتحادیه بین المللی کارگران (آی.یو.اف) در آمد.
اتحادیه بین المللی کارگران (آی.یو.اف) طی جلساتی که کمیته اجرائی آن در روزهای 12 و 13 دسامبر 2008 برگزار نمود ، سندیکای کارگری شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه را بعنوان عضو این اتحادیه پذیرفت که آقای ران آزوالد دبیر کل آی . یو . اف، طی نامه ای که روز 1۵ دسامبر به سندیکای شرکت نیشکر هفت تپه ارسال نمود این مهم را به اطلاع آنان رساند. در بخشی از این نامه آمده است:
خوشحالم که خیر مقدم بگویم به سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه بعنوان عضوی از اعضای آی یو اف و مشتاقانه منتظرم برای همکاریهای نزدیک در آینده با شما که از یکدیگر پشتیبانی کنیم که تمام اعضایمان از آن بهره ببرند.
از طرفی دیگر، ۵ تن از اعضای اصلی سندیکای کارگران نیشکر هفت تپه روز شنبه 30 آذر در دادگاه انقلاب دزفول مورد محاکمه قرار خواهند گرفت. اسامی اعضای سندیکای کارگری که امروز قرار است در دادگاه انقلاب دزفول مورد محاکمه قرار بگیرند عبارتند از : آقایان علی نجاتی، فریدون نیکو فرد،رمضان علي پور،محمد حیدری مهر و جلیل احمدی
روز سه شنبه 26 آذر ماه وقتی که اعضای سندیکای کارگران شرکت کشت و صنعت نیشکر هفت تپه به اداره کار شوش مراجعه نمودند که مشکلات کارگران را با رئیس این اداره مطرح کنند. بطور غیر مترقبه ای با فردی به نام مهدوی که رئیس اداره کار شوش او را بعنوان رئیس اداره اطلاعات این شهر معرفی می کرد مواجه شدند.
مهدوی رئیس اداره اطلاعات شوش خطاب به کارگران با لحنی تهدیدآمیز گفت: شما میدانید جمهوری اسلامی بسیار قدرتمند است، چهارتا کارگر را می تواند زندانی کند هیچ چیزی برایش نیست، اگر به کارهایتان ادامه بدهید به هر حال با اخراج و زندانی شدن مواجه هستید.
لازم به یادآوری است که در طی سالهای گذشته کارگران نیشکر هفته به خاطر به تعویق افتادن حقوق و سایر خواسته های خود بارها دست به اعتصاب، تحصن و اعتراضات گسترده زدند و حتی اعتراضات آنها به سطح شهر شوش کشیده شد که مورد حمایت گسترده مردم و جوانان شهر قرار گرفت. اعلام حکومت نظامی، یورش وحشیانه به کارگران و مورد ضرب وشتم قرار دادن کارگران و خانواده هایشان آنها را مرعوب نکرد و بر اتحاد و یکپارچگی و پایداری آنها افزود. کارگران نیشکر هفت تپه علیرغم تهدیدات، فشارها و احضارها اقدام به برگزاری انتخابات آزاد برای تشکیل سندیکا نمودند و سندیکای خود را تاسیس نمودند و با این اقدام شجاعانه، وزارت اطلاعات را مایوس و سرخورده کردند و امروز شاهد آن هستیم که اتحادیه جهانی کارگری آنها را به عضویت خود در آورده اند و این خود دست آورد و پیروزی بزرگ برای کارگران ایران است که با استقامت و پایداری به بخشی از حقوق خود دست یافتند.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، عضویت در اتحادیه بین المللی کارگران (آی.یو.اف) را به کارگران نیشکر هفت تپه تبریک می گوید و ادامه فشارها و تهدیدات و احضار فعالین کارگری به دادگاه انقلاب را محکوم می کند و از سازمان جهانی کار و اتحادیه های کارگری خواستار حمایت از فعالین کارگری نیشکر هفت تپه در مقابل اقدامات سرکوبگرانه است.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران
30 آذر 1387 برابر با 20 دسامبر 2008
سخنی خودمونی با آقا محمود
با توجه به شیوع ویروس نامه نگاری، آن هم از نوع سرگشاده اش به روسای جمهور سابق و فعلی توسط اقشار مختلف جامعه، متاسفانه نگارنده نیز بدان مبتلا گشته و به سهم خویش تصمیم به نوشتن نامه ای سرگشاده خطاب به آقای احمدی نژاد ریاست جمهوری اسلامی ایران گرفته است. امیدوارم که ایشان پیشاپیش عذرخواهی مرا بخاطر نوع نگارش آن بپذیرد.
اللهم عجل لولیک الفرج و العافیه و النصر و جعلنا من انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه
سلام علیکم آقا محمود
امروز میخوام که باهات حرف بزنم، مثل خودت و با همون ادبیات خاص (ادبیات احمدی نژادی) به این نیت که شاید حرفهام بهت برسه شاید...
من همیشه سخنرانی های سفرهای استانی ات رو گوش میدم. تو این سه ساله معمولا یه جور حرف زدی مثلا اول شروع میکنی از امام زمان یاد میکنی که البته این اعتقاد و پافشاری قابل تقدیره، بعدش میری سر وقت مردم غیور، دلیر، شجاع ... سپس خطبه هسته ایی شروع میشه که با اشاره ات، جماعت همیشه در صحنه اون شعار معروفه رو ( ...حق مسلم...) میدن. بعدش میگی دانشگاه میسازیم برای دختر خانومهای نجیب، ورزشگاه میسازیم برای آقا پسرهای شجاع، و سرانجام میرسی به اونجا که از باندها و گروههای خودی یاد میکنی (غیر خودیها که فعلا تو خواب باید بیت المال مسلمین رو ببینن) و حرف من با شما دقیقا در همین جاست. آره... بیت المال و مافیا
آقا محمود، هر بار در سخنرانیهای مختلف از اینا یاد میکنی، یه بار گفتی که یه نخ وقتی میکشم صدتا صدای جیغ از همه جا در میاد. بار دیگه گفتی که اینا دارن کرور کرور بیت المال مسلمین رو خالی میکنن و پول رو هم پس نمیدن.دفعه بعدش خبر میدی که باندهای مافیایی کشور رو بلعیدن. تقریبا تو تموم سخنرانیات این آدرسا رو دادی. در همه جا، تو شبدالعظیم تو اصفهان... و به خصوص تو شهر "دارالعلم و الفقاهه القم المقدسه" (آره قم... سخنرانی قم رو هیچوقت فراموش نمیکنم)
داش محمود امروز هم در خوزستان همون جایی که محل معراج و همنشینی با خدا! دونستیش، خبر دادی که اینا مالیات نمیدن و دولت میخواد که هر جور که شده ازشون مالیات بگیره، راستش با این که میدونم ولی چون شفاف نمیگی، هنوز از ته دلت خبر ندارم، کیان که مالیات نمیدن؟ منظورت چهارتا بازاری و کاسب یا بهتر بگم مردم کوچه و بازارن؟ (همون مالیات بر ارزش افزوده؟) اگه اینان، خوب این که رقص کلام نداره محمود خان!!! راست و حسینی مثل برادرحسین (یار غار برادر حسن رو میگما) بیا و اینا رو یه مشت مفت خور و زر اندوز و قاچاقچی و ضد انقلاب و... معرفی کن، بعدش هم یه بگیر و ببند، بعدش هم خلاص!!!
اگه منظورت اینان، که اونوقت سرمو تکون میدم و یاد حرفهای دوران انتخاباتت با آقا حیدری کانال ۲ می افتم و اونوقته که باید بهت بگم، آیا واقعا مشکلات اقتصادی جامعه ما گردن ایناست؟ آیا اینان که بیت المال رو خوردن و یه آب هم روش؟ آقا محمود اگه منظورت ایناست که بهت میگم:
ای منادی عدالت !!! باش تا صبح دولتت بدمد
اما اگه نه منظورت اینا نیستن که من هم همین فکر رو میکنم، خوب مومن، اگه واقعا میخوای یه نام نیک و خوبی علیرغم اینهمه بدبختی و گرونی و... ازت باقی بمونه، معرفی شون کن، چهار تا تعریف این و اون و وعده و وعیدشون، فریبت نده. هیچکس از فرداش خبر نداره حاجی محمود. بلاخره کی میخوای اون کاغذ رو از جیب مبارکت در بیاری؟ بیا شفاف به مردم بگو
بیا بگو که بنیاد مستضعفان!!! و جانبازان مالیات داده یا نه؟ کمیته امداد مالیات میده؟ شرکتهای عریض و طویل وابسته به سپاه چی؟عملکرد اقتصادی بنیاد شهید شفافه یا نه؟ آستان قدس شیخنا طبسی از دادن مالیات معافه یا نه ؟ بنیاد علوی چیکار میکنه ؟ از بنیاد الغدیر چه خبر؟ بنیاد الزهرا؟ و ....هزاران بنیاد و شرکتهایی از این دست که البته خودت بهتر از من میدونی
حاجی محمود خوب میدونی که امر به معروف و نهی از منکر از اون بالا بالاها شروع میشه. این امر، مثل آب غسلیه که از نک سر تا کف پا رو میشوره و تنها اینجور غسل قابل قبوله. اگه میخوای اون آب باشی پس یا علی رو بگو و شروع کن، چون دیگه فرصت نیست. اما اگه نه، معتقدی که همه این حرفها کشکه و سرکاریه! پس دیدار ما به قیامت.
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم و اهلک عدوهم و العن اعدائهم من الجن و الانس من الاولین و الاخرین
فی امان الله
خاتمی، سوالات دانشجویان را با طرح پرسشهایی، به اقتدارگرایان مقدس نما حواله داد
سید محمد خاتمی: اگر آن زمان كه برخی در مقابل اصلاحات و خواست مردم ايستادگی می كردند، با قاطعيت بيشتری عمل كرده بوديم، نتيجه بهتر بود
امروز سید محمد خاتمی رییس جمهور پیشین ایران در میان جمع کثیری از هواداران و منتقدانش در دانشگاه تهران حضور یافت و ضمن ایراد سخنانی کوتاه، به برخی از سوالات دانشجویان پاسخ گفت که چکیده ای از آن را ملاحظه میکنید





خبر ویژه
قتلهای مشکوک در زندان اصفهان
گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از زندان مرکزی اصفهان ، یک زندانی به نام محمد پایگیر 35 ساله، پس از انتقال به سلول انفرادی در اثر شکنجه های که علیه این زندانی بکار برده شده بود، جان باخت.
آقای محمد پایگیر به مدت 8 سال در بند کارگری زندان دستگرد اصفهان به اتهام سرقت زندانی بود. او پس از گذراندن 8 سال زندان برای اولین بار به وی مرخصی داده شد، پس از بازگشت از مرخصی به وی اتهام وارد کردن 10 گرم مواد مخدر به زندان نسبت داده شد. ولی در طی بازرسی بدنی و وسائل شخصی وی توسط محمد علی نبی رئیس بند کارگری چیزی از او پیدا نکردند. سپس او را روز چهار شنبه 20 آذر ماه با ضرب و شتم به سلول انفرادی راهرو 4 منتقل نمودند. زندانیان سلولهای مجاور وی پنجشنبه شب 21 آذرماه فریادها و زجه های او را در حین شکنجه شنیده بودند و در این حین صدای آقای پایگیر که با صدای التماس و زاری به محمد علی نبی می گفت که من هیچ چیزی را به زندان وارد نکرده ام و بی گناه هستم. پس از این التماسها محمد علی نبی آقای پایگیر را از سلول انفرادی خارج و به نقطه نامعلومی می برد و دیگر به سلول انفرادی بازگردانده نمی شود. روز جمعه 22 آذرماه به خانواده آقای پایگیر اطلاع داده می شود که فرزند آنها در سلول انفرادی توسط زیر پیراهن خود اقدام به خودکشی نمود و جان سپرده است.
محمد علی نبی از شکنجه گران معروف زندان دستگرد اصفهان می باشد و قبل از اینکه رئیس بند کارگری شود به عنوان مدیر داخلی زندان مشغول بکار بود. او به دلیل رفتارهای غیر انسانی با زندانیان سمتش بعنوان مدیر داخلی زندان تقلیل یافته بود و به ریاست بند کارگری منصوب شد. تا به حال گزارشهای متعددی از قتل زندانیان زیر شکنجه در سلولهای انفرادی این زندان روی داده است. قتل زندانیان توسط افرادی مانند محمد علی نبی، مسافر و گرجی در سلولهای انفرادی و زیر شکنجه رخ داده است.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، قتل زندانیان به بهانه های واهی در زیر شکنجه های وحشیانه در سلولهای انفرادی و اعلام اینکه آنها خود اقدام به خودکشی نموده اند را محکوم می کند و خواستار اعزام یک هیئت حقیقت یاب بین المللی برای تحقیق در مورد قتلهای که تا بحال در زندانهای ایران روی داده است، می باشد.
25 آبان 1387 برابر با 15 دسامبر 2008
گزارش قتل زندانی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
1-عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر
5. سازمان جهانی علیه شکنجه
نامه سرگشاده دانشجویان دموکراسی خواه به خاتمی
دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران در آستانه حضور سید محمد خاتمی در آن دانشگاه با انتشار نامه سرگشاده ای سوالات مهمی مطرح نمودند و جالب اینجاست که این نامه هنوز منتشر نشده در برخی سایتهای وابسته به نهادهای اقتدارگرای مقدس نما مانند خبرگزاری فارس به شکل کاملا تحریف شده و کذبی انتشار یافت. برای روشن شدن اذهان عمومی اصل نامه فوق در وبلاگ دموکراسی منتشر میشود که متن آن بدین شرح است:
----------------------------------------------------------------------------------------جناب آقای خاتمی
با سلام و احترام
در شرایطی که اطراف شما را طرفدارانی پر کرده اند که انتقادات جدی را نسبت به شما بر نمی تابند و همگان را نیز چون خود شیفته شما می خواهند، آمدنتان به دانشگاه فرصت خوبی است برای ما که به عنوان بخشی از افکار عمومی دانشجویان سوالاتمان را از شما که روزی خود را رئیس جمهوری پاسخگو معرفی می کردید، بپرسیم و بخشی از انتقاداتمان را نسبت به عملکرد ۸ ساله ریاست جمهوریتان بیان کنیم. سوالات و انتقاداتی که نه برای دامن زدن به اختلافات، نه برای جار و جنجال و بهانه دادن به روزنامه ی کیهان و خبرگزاری فارس که برای تعامل، گفت و گوی انتقادی و پیشبرد دموکراسی پرسیده می شوند. امیدواریم شما خود را از دریچه چشم طرفدارانتان همچون قهرمانی نقد ناپذیر نبینید و با پاسخگویی به این سوالات، که تنها بخشی از سوالات و انتقادات ماست، راه را برای تعامل و گفت و گویی سازنده و انتقادی بگشایید.
آقای خاتمی، اولین باری که در سمت رئیس جمهور به دانشگاه تهران آمدید را به یاد می آورید؟ ۱۶ آذر ۱۳۷۶ و سخنرانی در محل برگزاری نماز جمعه در میان خیل عظیم طرفدارانی که شما را قهرمان می پنداشتند. آن روز برای دانشگاهی که زیر فشار دهشتناک اختناق اقتدارگرایان به سر می برد اصلاحات نوید رهایی بود. همچنین آخرین باری که با عنوان رئیس جمهور به دانشگاه تهران آمدید را نیز به خاطر می آورید؟ ۱۶ آذر ۱۳۸۳، تالار شهید چمران دانشکده فنی و سخنرانی در میان اندک طرفداران باقی مانده و خیل عظیم منتقدان بیرون سالن . منتقدینی که محصور بین داربست هایی بودند که بهر طریق ممکن می خواستند مانع حضور منتقدین در مراسم سخنرانی شما شوند و منتقدین جز با شکستن در اجازه ورود پیدا نکردند. آن روز دانشگاه از اصلاحات و اصلاحاتیان هم زخم خورده بود و باز هم در مقابل اقتدارگرایان، که خاتمی این بار در میان آنان بود، تنها مانده بود. آن روز رئیس جمهور اصلاحات به جای شنیدن صدای ما در پاسخ اعتراض دانشجویان فریاد زد: "می دهم از سالن بیرونتان کنند.…" اکنون ۱۶ آذری دیگر است و این بار در شرایطی به دانشگاهمان می آیید که آموخته ایم برای پیشبرد دموکراسی نه باید شیفته بود و نه متنفر. آموخته ایم که قهرمانی که نقد نشود به ضد خود بدل می شود و اکنون نه قهرمان می خواهیم، نه رئیس جمهوری محبوب که تنها کوله باری از حرف های شیرین باشد با عبایی شکلاتی!
آقای خاتمی، متاسفانه این بار هم همچون گذشته ملت ایران ناچار به انتخاب از میان گزینه هایی محدود و انتخاب بین بد و بدتر است. بر این باوریم که انتهای راه بر مسند ریاست جمهوری نشستن یک خاتمی نقد نشده و سوار بر موج نارضایتی ها از عملکرد دولت نهم قطعا بن بست خواهد بود. شما کاندیدای احتمالی انتخابات ریاست جمهوری دهم هستید، کاندیدایی که کارنامه ۸ سال ریاست جمهوری را پشت سر دارد و ما بر این نظریم اگر خاتمی می خواهد بیاید لازم است پاسخگوی عملکرد ۸ سال ریاست جمهوری اش باشد و انتقادات دانشجویان و منتقدین را پاسخی درخور داده باشد. معتقدیم اگر خاتمی میخواهد بیایداین آمدن نباید با دعوت این و آن باشد.
پس در این برهه وظیفه خود دیدیم تا بخشی از خواسته ها و سوالات خود از کاندیدای احتمالی اصلاح طلبان را با خود او و افکار عمومی دانشجویان در میان بگذاریم:
۱- تدارکاتچی نبودن رئیس جمهور و تلاش برای اجرای قانون اساسی:
آقای خاتمی، تجربه روسای جمهور قبل و بعد از شما نشان داد که رئیس جمهور می تواند تدارکاتچی نباشد، حتی در حالی که بسیاری وی را تدارکاتچی می خواهند. رئیس جمهور مطابق با اصل ۱۱۳ قانون اساسی، مسئول اجرای قانون اساسی و نظارت بر حسن اجرای آن است. ما از شما ساختار شکنی نمیخواهیم ولی آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید تلاش کنید تا همین قانون اساسی را کامل اجرا کنید و اصولی از آن را که هیچ گاه مورد توجه قرار نگرفته و اجرا نشده است و یا بر خلاف آن ها اجرا شده است مانند اصل های ۱۵ ، ۱۹، ۲۰، ۲۱ ، ۲۳ ، ۲۴ ، ۲۵ ، ۲۶ ،۲۷ ، ۳۲، ۳۵ ، ۳۸ ، ۴۴، ۹۹ ، ۱۰۰، ۱۱۳ و …را اجرا کنید و شرایط اجرای درست آن را مهیا سازید؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید از تمامی ابزارهای موجود برای تصویب لوایح اصلاحات و اجرای آنها بهره بگیرید نه این که آن ها را پس بگیرید؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که در انتخابات آتی وعده های عملی و قابل تحقق دهید و اگر دوباره رئیس جمهور شدید در برابر فشارها ، بنا بر قانون اساسی و با تکیه به ملت، مقاومت کنید؟
۲- بهبود وضعیت دانشگاه:
وضعیت امروز دانشگاه در ابعاد مختلف در نامه ی ۱۰۹ نفر از اساتید دانشگاه به خوبی ارزیابی شده است. دانشگاه در دولت نهم سرشار از احضارها به کمیته های انضباطی و تعلیق دانشجویان از تحصیل، ستاره دار شدن و محروم شدن دانشجویان از تحصیل، تعلیق و جلوگیری از فعالیت های تشکل های دانشجویی مستقل (غیررسمی کردن انجمن های اسلامی دانشجویان - از جمله انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران که در دوره ریاست مدیران اصلاح طلب بر دانشگاه غیر رسمی شد - و انحلال کانون های فرهنگی و هنری)، جلوگیری از برگزاری برنامه های و فعالیت های دانشجویان، بازنشستگی اساتید، وجین کردن کتاب ها و … آقای خاتمی شما نتوانستید در دوران ۸ سال ریاست جمهوری خود استقلال را به دانشگاه باز گردانید، قوانینی که در زمان ریاست شما بر شورای عالی انقلاب فرهنگی گذشت امروز دستاویز بسیاری از اتفاقات و وقایعی است که بر دانشگاه می گذرد. آیین نامه کمیته انضباطی که در حال حاضر دانشجویان به استناد آن از تحصیل محروم می شوند، آیین نامه تشکل ها که به استناد آن از فعالیت تشکل های دانشجویی جلوگیری می شود و… همه نمونه هایی از این دست هستند. آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید قوانین دانشگاه را اصلاح کنید و استقلال را به دانشگاه برگردانید؟ اساتید بازنشسته و مستقل به دانشگاه بازگردند و قوانین طوری اصلاح شوند که طبق قانون روسای دانشگاه ها الزاما توسط اعضای هیئت علمی انتخاب شوند؟ دانشجویان محروم از تحصیل به دانشگاه ها بازگردند و هیچ دانشجویی به واسطه ی افکار و اعتقاداتش از تحصیل محروم نشود؟ تشکل های مستقل دانشجویی دوباره احیا شوند و امکان فعالیت بیابند؟ انجمن های اسلامی غیر رسمی شده دوباره رسمیت بیابند و دوباره دانشگاه محل تولید علم و دانش گردد؟ آیا امیدی وجود دارد که با سیاست هایی اصولی در جهت ارتقا وضعیت دانشگاه ها، فرار مغزها از ایران متوقف شده و مهاجرت نخبگان دیگر نشان ضعف و محرومیت دانشگاه ها نباشد؟
۳- ایستادگی در مقابل سنگ اندازی اقتدارگرایان:
آقای خاتمی، افشای غده سرطانی موجود در وزارت اطلاعات و قتل های زنجیره ای بی گمان یکی از دستاوردهای اصلاحات بود که در بسیاری از ابعاد همچنان در پرده ابهام باقی مانده است و هیچگاه نه دادگاهی که توجیه کننده افکار عمومی باشد برای آن برگزار شده و نه ابعاد این حادثه مشخص شده است و شما بعنوان رئیس جمهور اصلاحات آمرین و عاملین آن را به افکار عمومی معرفی نکردید. در فاجعه کوی دانشگاه نیز که به زعم خود شما نتیجه افشای قتل های زنجیره ای بود، در آن با دانشگاه و دانشجو بعنوان یکی از بازوهای اصلاحات برخوردی بی سابقه شد. سوال اکنون این است شما بعنوان رئیس جمهور اصلاحات و کسی که دانشجویان در حمایت از او و پیشبرد اهدافش هزینه ها می دادند چه کردید؟ آقای خاتمی، آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید پرونده های مشابه را تا به انتها دنبال کنید و تا روشن شدن کامل ابعاد آن و محاکمه ی عادلانه ی مسببان آن دست از تلاش نکشید؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که مسببان حادثه را به مردم معرفی کنید؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که در فجایعی مشابه کوی دانشگاه در میان دانشجویان حاضر شوید و یک هفته ناپدید نگردید؟
۴- جامعه مدنی:
ما اصلاحات را امری اجتماعی می دانیم که باید در جامعه و نهادهای آن صورت گیرد. اصلاحات باید همه جانبه و متکی بر همه نهادهای مدرن جامعه باشد. اصلاحات را نمی توان تک بعدی و قهرمانانه پیش برد. ولی لازم است که در نهادهای قدرت نیز همراهی با اصلاحات جامعه محور صورت پذیرد. دوستان و یاران اصلاحات می گویند: "خاتمی اگر می خواهد بیاید، باید بیایستد"، "خاتمی با پای لنگان نیاید" و… . آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید این بار شاهد ایستادگی شما در مقابل بستن فله ای مطبوعات، قتلهای زنجیره ای، پرونده ی کوی دانشگاه، پرونده هسته ای، انتخابات غیر آزاد، ناعادلانه و غیررقابتی و مقاومت در برابر هزینه هایی که به یاران و همراهان شما وارد می آید باشیم؟ آقای خاتمی از شما نمی خواهیم از مواضع و دیدگاه های خود گذر کنید ولی آیا می توانیم امیدوار باشیم اگر دوباره رئیس جمهور شوید در برابر فشارها بر مواضع و دیدگاه هایتان ایستادگی کنید؟
۵- ایستادگی در پیشبرد اصلاحات:
آقای خاتمی، در حالی که در زمان ثبت نام برای شرکت در انتخابات ریاست جمهوری سال ۸۰ گفتید که "ایستاده ام چو شمع مترسان ز آتشم" ما در دور دوم ریاست جمهوری تان به هیچ وجه شاهد ایستادگی شما نبودیم و شما را در دور دوم ریاست جمهوری تان رئیس جمهور اصلاحات نمی دانیم. شما به اسم اعتدال لحظه به لحظه از مواضع خود و اصلاحات عقب نشستید، عقب نشینی های خود را مدار حق، اسلام و قانون اساسی گرفتید و منتقدین خود را عبور کرده از قانون اساسی و حتی دین معرفی کردید و حتی با تندرو خواندن مجلس اصلاحات، یاریگر همراهانتان در مجلس ششم نشدید و انتخابات مجلس هفتم را برگزار کردید. اصلاحات را محدود به لوایح دوگانه کردید و حتی بر سر آن نیز ایستادگی نکردید و در نهایت آن را نیز پس گرفتید. یاران و همراهان شما یک به یک به تیغ کینه در بند کشیده شدند و به زندان افتادند، اما دریغ از یک موضع گیری قاطع از جانب شما. آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید یارانتان را در عرصه های مختلف تنها نگذارید؟ بر سر مواضع خود ایستادگی کنید و لحظه به لحظه عقب نشینی نکنید؟ انتقاد پذیر باشید و کسانی را که از شما انتقاد می کنند را خارج از اسلام و قانون اساسی نپندارید؟
۶- عبور به سلامت از بحرانهای متعدد داخلی:
متاسفانه کشور در آستانه بحران های همه جانبه داخلی است که هر چقدر هم بر آن ها سرپوش بگذارند، اگر روند سیاست های داخلی به همین شیوه ادامه یابد، دیر یا زود به طرز نگران کننده ای آثار خود را عیان خواهد کرد. وضع وخیم اقتصادی و تورم روزافزون، کاهش درآمدهای نفتی، بحران های ناشی از مسائل فراگیر اجتماعی همچون مسکن، ازدواج و اشتغال و بسیاری بحران های ریز و درشت دیگر که کشور درگیر آن هاست، همه دغدغه مندان ایران را نگران کرده است. تنها راه مواجهه و به سلامت عبور کردن از این بحران ها مدیریت بر اساس دستاوردهای علمی در فضای سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی مناسب و باز است که در آن همه ی دلسوزان ایران بتوانند به یاری دولت بیایند. آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید سیاست های دولت را بدون واهمه از هجمه ها، در جهت درست و علمی هدایت و مدیریت کنید؟
۷- به رسمیت شناختن حق اعتراض:
در جوامع دموکراتیک حق اعتراض کردن یک حق به رسمیت شناخته شده است ، یک اصلی نهادینه شده و کانال های اعتراض نیز تعبیه شده است، ولی متاسفانه در ایران به بهانه ی شرایط حساس کشور و اینکه هرگونه اعتراضی به منزله تلاش برای براندازی، تبلیغ علیه نظام و اقدام علیه امنیت ملی توسط نهادهای اقتدارگرا تفسیر می شود، با کوچکترین اعتراضات شدیدترین برخورد ها صورت می گیرد، ما بیان اعتراض را کمکی در راستای نزدیکی دولت و ملت می دانیم ، پذیرش حق اعتراض و شنیدن صدای اعتراضات مسلما کمکی است در جهت اعتلای کشور و نظام، آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید دولت و کابینه شما حق اعتراض را به رسمیت بشناسند؟
۸- بهبود وضعیت فرهنگی - علمی با استفاده از کابینه ای قوی:
آقای خاتمی، وضعیت امروز کشور از منظر فرهنگی - هنری و علمی بسیار ناگوار است. هم در بعد کمی و هم در بعد کیفی شاهد افت وحشتناک تولیدات فرهنگی- هنری و علمی کشور هستیم. نشریات یا باید به تیغ تیز سانسور تن بدهند یا به مسلخ توقیف بروند. مجوز چاپ به کتاب هایی که اندکی از شاقول ناراست کج اندیشان فاصله داشته باشند داده نمی شود. فضای مجازی، اینترنت، نیز وضعیتی بهتر از وضعیت نشریات و چاپ و نشر کتاب ندارد. فیلترینگی که از زمان خود شما آغاز شد شدتی بیش از پیش یافته است. به زعم ما اعضای کابینه اول شما در مقایسه با وزرای بعدی تان برای اصلاحات فرهنگی، علمی و سیاسی مناسب تر بودند. حضور دکتر مصطفی معین، عبدالله نوری و عطاء الله مهاجرانی در جایگاه وزارت و همراهی دانشجویان و روزنامه ها به عنوان دو بازوی اصلاحات، دوران موفقیت آمیزتری را برای پیشبرد اصلاحات در سال های ۱۳۷۶ تا اوایل ۱۳۷۹ رقم زدند. آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید شاهد حضور کابینه ای پر قدرت و مدیر در کنار شما و در جایگاه وزارت برای پیشبرد اصلاحات باشیم و شما نیز تنهایشان نگذارید؟ کابینه ای که با سانسور فراگیر نشریات، کتاب، سینما، اینترنت و… به مقابله ای جدی برخیزد؟
۹- اصلاح چهره ایران در عرصه بین المللی و تنش زدایی:
چهره ایران در عرصه بین المللی در این سال ها بسیار مخدوش شده است. نحوه تعامل و رابطه دولت و ملت ایران می تواند چهره بهتری از ایران برای جهانیان به تصویر کشد. بدیهی است کشور های دنیا نه دشمن بالذات کشور ما هستند و نه متحد همیشگی ما. تنش زدایی در عرصه بین المللی و عدم ماجراجویی در عرصه جهانی می تواند منافع بسیاری برای ایران به همراه آورد، کشور را از شرایط حساس دور کند و خطر جنگ را منتفی سازد و در این میان نحوه رابطه با آمریکا می تواند نقش بسیار مهمی در این تنش زدایی داشته باشد، آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید دیگر شاهد رویگردانی شما از مواجهه با روسای جمهور سایر کشور ها در مجمع عمومی سازمان ملل نباشیم؟ آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید با کشور های جهان رابطه ای بر اساس منافع ملی برقرار شود، تا کشور را از شرایط حساس دور کند؟
۱۰- پرونده هسته ای:
آقای خاتمی، بر اثر عدم اتخاذ سیاست های درست و متناسب با منافع ملی در خصوص پرونده هسته ای، ایران اکنون با تحریم های گوناگون بین المللی روبه رو شده که آثار منفی تحریم ها اینک آشکار شده است و هر چه بیشتر به پیش برویم آثارشان بیش از پیش نمایان خواهد شد. در حالی که بسته مشوق های پیشنهادی هیات مذاکره کننده غربی به ایران می تواند یاریگر ملت ایران در دستیابی به منافع ملی باشد. آیا می توانیم امیدوار باشیم که اگر دوباره رئیس جمهور شوید در پرونده هسته ای ایران شاهد سیاست های عاقلانه تری از جانب شما باشیم که منافع ملی کشور را تامین سازد؟
آقای خاتمی، در زمین بازی انتخابات ریاست جمهوری جایی برای دودلی و تعلل نیست. عرصه ریاست جمهوری عرصه ای مجازی و انتزاعی نیست که با سخنانی زیبا و کلی بتوان چند سال دیگر نیز بر مسند آن تکیه زد. دانشگاه تشنه انسانی است که رویکرد حل مساله داشته باشد.
پیشنهاد ما به شما این است که اگر جواب شما به سوال های ما و درخواست ما برای تغییر منفی است وارد عرصه انتخابات نشوید. ما در این سال ها تحت سخت ترین فشارها بسیار با تجربه تر شده ایم و رشد کرده ایم. آموخته ایم که چگونه در این شرایط سخت حافظ بقایمان باشیم و اهدافمان را پیش ببریم. لذا از شما می خواهیم اگر نمی توانید شرایط را بهبود بخشید با آمدن خود امیدهای بسیاری را به یاس تبدیل نکنید. ما از شما شعارهای حداکثری نمی خواهیم. ولی انتظار داریم اگر می خواهید مجددا بر مسند ریاست جمهوری تکیه زنید به شعار های حداقلی خود وفادار باشید و اگر وفادار نبودید این حق را برای ما به رسمیت بشناسید که چون ۱۶ آذر ۱۳۸۳ به دیدار شما بیاییم. آقای خاتمی، اگر می خواهید بیایید یک دل و استوار بیایید و کاری نکنید که اگر دوباره برگزیده شدید از پس شما احمدی نژادها و بدتر از احمدی نژادها نصیب این ملت شود.
انجمن اسلامی دانشجویان دموکراسی خواه دانشگاه تهران و علوم پزشکی تهران
کینه و عقده "حمایت از خاتمی" سر "کافه آنتراکت" خالی شد
یک ماه بعد از آتش سوزی سینما جمهوری (نیاگارای سابق)، محمدرضا حاجی رئيس سازمان آتش نشانی تهران علت آن آتش سوزی را عمدی اعلام نمود. وی همچنین ميزان خسارت وارده به سينما جمهوری را ۲۵۰ بین تا ۳۰۰ ميليون تومان تخمین زد. سينما جمهوری در ۲۴ آبان ماه سال جاری طعمه حريق شد و قسمت های عمده ای از آن از جمله سالن اصلی و کافه تريای طبقه دوم آن از بين رفت.

در همین رابطه علی مصفا که به همراه همسرش ليلا حاتمی، مالکیت سينما جمهوری را بر عهده دارند گفته بود در اين مورد تحقيق خواهد شد. این دو زوج درست یک هفته قبل از وقوع این حادثه از کاندیداتوری سید محمد خاتمی برای انتخابات ریاست جمهوری دهم حمایت قاطع نموده بودند و حتی لیلا خاتمی در همایش "پویش دعوت از خاتمی" با ایراد سخنانی به دفاع از خاتمی پرداخت که تاثیر به سزایی در میان اهل هنر و سینما برجای گذاشته بود. همین موضوع و حادثه آتش سوزی باعث بروز شایعات گسترده ای در میام مردم کوچه و بازار گشت.

سينما جمهوری که پيش از انقلاب سينما نياگارا نام داشت، متعلق به محمدعلی فردين ستاره سينمای قبل از انقلاب و علی حاتمی، کارگردان مطرح سينمای ايران بود. بعد از درگذشت اين دو، ليلا حاتمی و علی مصفا با راه اندازی کافه آنتراکت در اين سينما و نمايش فيلم های کوتاه و برگزاری جلسات نقد فيلم، مديريت سينما را در دست گرفته و به آن رونقی دوباره بخشيدند.ساختمان اين سينما در سال ۱۳۳۷ توسط يک مهندس هندى ساخته شد ولى بعد توسط یک معمار ايرانى به سينما تبديل شد كه با نام سينما نياگارا در خيابان جمهورى (شاه سابق) با ۹۶۰ صندلى افتتاح شد.
حجاریان: اصلاحات يک پروژه نسبتا محافظه کارانه است و اصلا راديکال نيست
روزنامه اعتماد ـ ثمينا رستگاری: از اينکه تئوريسين اصلاحاتش بنامند خوشحال نمی شود، پس ما هم او را تئوريسين اصلاحات نمی خوانيم. او اکنون اصلاحات مجسم است، بريده بريده سخن می گويد، برای ايستادن بايد به همراهی تکيه کند و ديگر به زحمت می توان بارقه اميدی را در چشمانش ديد. درست مثل اصلاحات که اينک به لکنت مبتلا است و طرفدارانش در برابر هر سوالی که رنگ تحسين و شيفتگی ندارد ابرو در هم می کشند. حجاريان در اين گفت وگو هيچ اتفاق خارق العاده يی را نويد نمی دهد هرچند معتقد است برخي از راست کيشان به اصلاحات خوشبين شده اند اما آن هنگام که می پرسيم اصلاح طلبان در اين مدت چه کردند با ما هم داستان است که آنها نکردند آنچه بايد می کردند. از آمدن خاتمی حتی لنگ لنگان دفاع می کند، ديگر کسی از صريح بودن و راست ايستادن حرفی نمی زند، شايد دوره اش گذشته است و ما هنوز باور نکرده ايم و...

موضوع اصلاحات برای من مساوی است با پروژه ای هدفمند و برنامه ريزی شده برای دموکراتيزه کردن ساختار سياسی. اين تعريف من است. در حالی که اصلاحات معناهای زيادی دارد مثل اصلاحات دينی (رفرماسيون)، اصلاحات اقتصادی که مثلا در زمان آقای هاشمی مطرح بود. اما تعريف من از اصلاحات همان جمله ایی است که در ابتدا گفتم. اصلاحات پروسه نيست، پروژه ای انديشيده معطوف به هدف و برنامه دار است و هدفش هم دموکراتيزه کردن ساختار سياسی است نه رفتار دولتمردان يا جابه جايی آنها. و اما سوال شما، 10 سال پيش هم معنای اصلاحات برای من همين بود.
تعريف اصلاحات برای من تغييری نکرده اما شرايط محيطی تغيير کرده است. 10 سال پيش جنبشی به اسم دوم خرداد وجود داشت که اين پروژه را با قدرت و شدت بيشتری پيش می برد اما اکنون آن جنبش وجود ندارد. ثانيا آن زمان شائبه درباره تعريف اصلاحات کم بود. الان زياد شده است. در حال حاضر برخی افراد درباره اصلاحات تعاريفی ارائه مي دهند که مفهوم اصلاحات را از درون تهی کرده اند. ثالثا در آن زمان موقعيت منطقه ما ميليتاريزه نبود اما الان ميليتاريزه شده و در اين شرايط امکان اصلاحات پايين می آيد. منطقه الان کاملا جنگی شده و اين برای اصلاحات مانعی جدی است. رابعا آن موقع نهادهای مدنی تا حدودی فعال بودند اما الان نهادهای مدنی قدرتمندی وجود ندارد. حتی نهاد بازار و نهاد روحانيت در حال حاضر تضعيف شده اند. وجود اين موانع سرعت کار را پايين می آورد.
فرصت هايی که آن موقع نبود؟
الان فرصت های جديدی داريم. يکی اينکه تا حدودی گفتمان اصلاحات جا افتاده است. آن موقع در ميان نخبگان بود. الان کم کم توده گير شده است. دوم اينکه اصلاحات آن موقع تجربه ايی مثل دولت نهم نداشت ولی الان دارد و اين برايش مفيد است و فرصت خوبی برايش به شمار می رود. سوم اينکه آن موقع همه نيروها در مقابل اصلاحات بودند، الان فقط عده قليلی در مقابل اصلاحات قرار دارند. خيلی از نيروهايی که قبلا مقابل اصلاحات بودند، کم کم متوجه شدند که بايد به طرف اصلاحات بيايند يا نظرشان را درباره اصلاحات تعديل کنند. خود گفتمان ما نيز چکش خورده و صيقل پيدا کرده است. آن موقع اصلاحات برای خيلی از افراد نخبه هم گنگ بود ولی الان اين طور نيست. ضمن اينکه ما اکنون کادرهايی داريم که آن زمان نداشتيم، کادرهايی که دوره اصلاحات و پس از آن را ديده و کاملا کارآزموده شده اند.
نمی شود افراد را منع کرد که منظور خود را از اصلاحات بگويند. هرکس حق دارد تعريف خودش را بدهد اما کارهای خيلی جدی انجام شده است. اخيرا کاری از آقاي ملکيان ديدم که در جهت تبيين مبانی اصلاحات انجام داده است. يا فرض کنيد مناظره من و آقای عبدی که با اينکه متوقف شد ولی حرف های جدی در آن زده شد. ادبيات زيادی هم توليد شده اما آدم هايی هم هستند که حرف هايی می زنند روی هوا که البته آنها وزنی ندارند.
الزاما نه. اصلاح طلبان می توانند خارج از قدرت هم به تقويت نهادهای مدنی کمک کنند. مانند اخوان المسلمين در مصر يا اسلامگرايان ترکيه 20 سال پيش قدرت نداشتند اما در جامعه حضور داشتند. اما حضور در قدرت اين فرآيند را تقويت می کند.
هر دو. هم قدرت فعلی سعی کرده هر نوع صدايی از جانب روزنامه ها، نهادها، سنديکاها، جنبش های مختلف مثل جنبش زنان، دانشجويان و... را ساکت کند. در عوض به خودش سازمان دهد، پول نفت هم داشته، خرج هم کرده و به صورت بادکنکی نهادهايی را به وجود آورده است اما از آن طرف خود اصلاح طلبان هم کم و بيش کوتاهی کردند چراکه نتوانستند با شوق و ذوق در درون مردم کار کنند، چون قبلا کارشان بيشتر در دولت و مجلس بوده است. يعنی بعد از دوم خرداد يا به مجلس رفتند يا به دولت. کمتر کسی کار مدنی کرد. لذا تجربه کار مدنی ندارند.
افراد به صورت تک تک ممکن است علاقه شان به اصلاح طلبان باشد به همان معنايی که در دوم خرداد بوده بدون اينکه سازمانی مردم را بسيج کند، خود مردم آمدند و رای به صندوق ريختند. تصور اين است که مجددا می توان اين کار را تکرار کرد.
به هر حال عده ايی به آن اعتقاد دارند.
من می گويم حالا که کاری ديگر نمی شود کرد، بايد کارهای حداقلی انجام شود.
اصولگرايان يک پيکر واحد نيستند بلکه الان مي شود گفت بالکانيزه شده اند. يعنی مثل بالکان که تجزيه شده به بوسني، صربستان، مونته نگرو و... اصولگرايان هم بالکانيزه شدند. بعضی از آنها به ما نزديک ترند و برخی هم دورترند. بعضی شعار وحدت طرح می دهند يک عده ايی هم کاملا با آن مخالفت می کنند و آن را توطئه امريکا و اسرائيل می دانند.
من معتقدم تنها راه رهايی برای ما راه اصلاحات است، راه ديگري هم نمی شناسم. اما اينکه کارگزار خوبی دارد يا نه، شايد بشود گفت کم و بيش همين است که بوده.
سوال مهمی است. اصلاحات يک پروژه نسبتا محافظه کارانه است و اصلا راديکال نيست. لذا اول بايد ثابت کرد نظام اصلاح پذير است يا خير. اگر نظام اصلاح پذير باشد، اصلاحات معنا دارد. حالا سوال اين است که نظام جمهوری اسلامی اصلاح پذير است يا خير؟ اين را از کجا بايد فهميد؟
موضوع کاملا دوطرفه است. اينکه چقدر مردم طالب اصلاحاتند و چقدر برای انجام اصلاحات فشار می آورند. مردم هم کم و بيش فعالند. تا زمانی که وضع بدتر از اين نشده بايد دست به اصلاحات بزنيم.
الان توانايی دولت با نفت 35 دلار پايين آمده است. پول کارمندان خود را نمی تواند بدهد. قرار بود طرح تحول اقتصادی را به مجلس ببرد اما نبرد. براي اينکه کارآمدی ندارد. ثانيا دولت ما کاملا پراگماتيست است و فقط ادعا دارد که ايدئولوژيک است. معاون رئيس جمهور يک ماه است که به امريکا رفته، چرا؟ ممکن است دولت ايدئولوژيک اصلاح را نپذيرد اما دولت ما نه ايدئولوژيک است نه کارآمد. بالکانيزه شده، 10 تا وزير عوض کرده، همه هم عليه هم صحبت می کنند.
من از فرد صحبت نمی کنم. من از ساختار حرف می زنم.
من چنين کاری کرده ام؟
من گفتم ايشان بيايد نماينده دموکراسی خواهان بشود. خاتمی يا هر کس ديگر اگر مردم بخواهند مجبور است که به عنوان رهبر اصلاحات به رغم ويژگی شخصی خودش تلاش کند.
رای ميليونی مردم کافی نيست.
راه های زياد دارد. فقط رای دادن نيست. دموکراسی فقط رای دادن و بعد به خانه رفتن نيست. ده ها کار بايد کرد. در نهادهای مدنی، روزنامه ها، شوراها، شوراياری ها، اصناف، خيريه ها و... بايد کار کنند.
خبر ویژه
لغو ملاقات زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ اوین توام با شکنجه روحی آنان
گزارشی از فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران
بنا به گزارشات رسیده از بند 350 زندان اوین، به دستور وزارت اطلاعات و فردی بنام بزرگ نیا رئیس این بند برای چهارمین هفته متوالی زندانیان سیاسی را از ملاقات با خانواده هایشان محروم نمود.
زندانیان سیاسی بند 350 زندان اوین امروز شنبه 23 آذر ماه برای چهارمین هفته متوالی از ملاقات با خانواده هایشان محروم شدند. برای تحت فشار قرار دادن زندانیان سیاسی ملاقات حضوری آنها با خانواده هایشان را منوط به شرکت کردن در مراسمی فرمایشی و القاء عقاید قرون وسطائی و توهین به اعتقادات زندانیان سیاسی و همچنین بیگاری در زندان می باشد.
این اقدامات سرکوبگرانه و غیر انسانی که علیه زندانیان سیاسی در زندان اوین روا داشته می شود به دستور وزارت اطلاعات می باشد و توسط بزرگ نیا رئیس این بند به اجرا در آورده می شود. بزرگ نیا در اقدامی دیگر سلول زندانیان را برای انجام مراسم فرمایشی اختصاص داده و زندانیان این سلولها را به سلولهای سایر زندانیان انتقال داده است. در حال حاضر چندین برابر ظرفیت سلولها زندانی در آن جا داده شده است و همچنین باعث ایجاد مشکلات و فشارهای جانبی دیگری علیه زندانیان شده است. بزرگ نیا همچنین دستور داده است که در طی ساعاتی از روز از طریق بلندگوهایی که در بند جا داده شده بطور مستمر به پخش صداهای مراسم فرمایشی عمل نمایند که این صداها بحدی زیاد هستند که باعث فشار مضاعف صوتی بر زندانیان سیاسی است. او اخیرا به طرق مختلف سعی در شکنجه روحی زندانیان سیاسی در این بند را دارد.
بزرگ نیا همراه با پاسدار بندی بنام حسین اسدی و دو پاسدار بند دیگر زندانیان سیاسی را صبح زود از سلولهای خود خارج می کند و به محیط زندان منتقل می کنند و زندانیان سیاسی را ساعتها در سوز سرمای شدید نگه می دارند اخیرا این شیوه ضد انسانی را در ساعتی از شب به اجرا می گذارند.
خانواده های زندانیان سیاسی صبح روز شنبه 23 آذر ماه برای ملاقات با عزیزانشان راهی زندان اوین شده بودند بعضی از خانواده ها که از شهرهایی مانند خرمشهر و سمنان برای ملاقات آمده بودند پس از ساعتها انتظار آنها را از ملاقات با عزیزانشان محروم کردند.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، ادامه بازداشت و در بلاتکلیفی نگه داشتن بعضی از زندانیان سیاسی و قطع ملاقاتهای آنها با خانواده هایشان که از حقوق اولیه آنهاست را محکوم می کند و از سازمانها بین المللی می خواهد که بیش از این ناظر این جنایتها علیه زندانیان سیاسی در ایران نباشد و برای اقدامات عملی اقدام به انتقال پرونده نقض حقوق بشر این رژیم به شورای امنیت سازمان ملل نماید.
23 آبان 1387 برابر با 13 دسامبر 2008
گزارش وضعیت زندانی سیاسی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید
1-عفو بین الملل
2- شورای حقوق بشر سازمان ملل
3- کمیسر عالی حقوق بشر
4- دیدبان حقوق بشر
5- سازمان جهانی علیه شکنجه
سعید مرتضوی: فضاى اينترنت را براى فعاليت سايت هاى ضد دينی و غير اخلاقى نا امن خواهيم كرد
دادستان تهران گفت: با تشكيل دادسراى ويژه جرائم اينترنتى، فضاى اينترنت را براى فعاليت سايت هاى ضد دينی و غير اخلاقى نا امن خواهيم كرد. سعید مرتضوی همچنین خبر داد كه بدین منظور، مجموعه اى در دادستانى تشكيل شده است که به طور ويژه ضمن رد يابى و شناسايى این سایتها ، با مدیران آن برخورد قضايى خواهد نمود. مرتضوی ترکیب این مجموعه را گروهی از متخصصان رایانه و دو بازرس ویژه اعلام کرده که با هماهنگی نیروهای اطلاعاتی فعالیت خواهند داشت. قابل به ذکر است که نظام جمهوری اسلامی تاکنون بیش از پنج میلیون سایت را فیلتر کرده است.
ادعای مرتضوی برای برخورد با سایتهای ضد اخلاقی در حالی عنوان میشود که مسئولان جمهورى اسلامى بسيارى از پايگاه هاى اينترنتى سياسى و عقیدتی و نیز وبلاگ هاى فارسى زبان را به دليل مواضع ضد حکومتی و حتی انتقادی، مسدود كرده اند. و برخی از مدیران وبلاگها را بازداشت نموده اند.
فيلترينگ سايت ها و وبلاگها از سال ۱۳۸۰ در کمیته تعيين مصاديق فيلترينگ انجام میگیرد و نمايندگانى از وزارت اطلاعات، وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامى، سازمان صدا و سيما، شوراى عالى انقلاب فرهنگى و سازمان تبليغات اسلامى، اعضای این کمیته میباشند.
انقلاب فرهنگی در اینترنت
علم الهدی: دختران و پسران از طريق اينترنت كه به يك چهارراه فسق و فجور تبديل شده، در مراكز فساد می لولند
سيد احمد علمالهدی امام جمعه مشهد در خطبههای نماز عيد قربان گفت: در ۱۹ آذرماه سال ۶۳ به فرمان امام خمينی و در پی تسلط جريانات ملحد در دانشگاهها، شورای عالی انقلاب فرهنگی تشكيل شد.
وی با تاکید بر اینکه آیت الله خمینی، شورای عالی انقلاب فرهنگی را تشكيل داد گفت: به رغم پندار غلط عدهای كه اصلاحات فرهنگی را تدريجی و بسيار منعطف اعلام می كنند و معتقدند بايد اين حركت تدريجی صورت بگيرد، تعبير امام خمينی انقلاب فرهنگی بود و در انقلاب، عنصر جهش بسيار مهم است. در تحول فرهنگی به حركت جهشی و دگرگونی قطعی نيازمنديم.
وی ادامه داد: كارنامه شورای عالی انقلاب فرهنگی بايد بررسی شود كه طی اين ۲۴ سال آيا توانسته است انقلاب فرهنگی ايجاد كند؟ امروز ارزشهای اصيل دينی در تمام ابعاد فرهنگی نهادينه نشده و ارزشهای دينی در تمام شئون در معرض مفاسد، بی عفتی، فحشا و بی حجابی قرار گرفته است.
خطيب نماز عيد قربان مشهد خاطرنشان كرد: در طول اين ۲۱ سال مقام معظم رهبری به تنگ آمدهاند و اعلام خطر كردهاند كه ايران مورد تهاجم فرهنگی، شبيخون فرهنگی و ناتوی فرهنگی قرار گرفته است.
وی با اشاره به اينكه مردم وفادار انقلابی بايد در صدد تلاش برآيند تا جامعه را كه در محاصره ابزارهای تهاجم فرهنگی غرب قرار گرفته است، نجات دهند، اظهار كرد: ماهواره در درون خانوادهها فسادهای وحشتناكی را به راه انداخته و دستگاههای اطلاعاتی، اينترنت و سايتها سبب شده است دختران و پسران ما تا ساعت ۱۲ شب پای دستگاه بنشينند و وارد دنيای فسق و فجور شوند.
علمالهدی اظهار كرد: دختران و پسران از طريق اينترنت كه به يك چهارراه فسق و فجور تبديل شده است، در مراكز فساد می لولند و با انواع ناهنجاری ها دست به گريبان هستند!؟.
امام جمعه مشهد يادآور شد: سران سه قوه كشور و وزارتخانهها و نخبگان كه دور هم جمع می شوند بايد برای جامعه فكري بكنند.
وی با تایید فيلترينگ به عنوان یک راه اساسی برای كنترل افزود: حال كه در موقعيت بينالمللی ايران الگوی موفقی است و جوامع اسلامی به ما چشم اميد دوختهاند، نبايد كارنامه وفاداری به اسلام و انقلاب خدشهدار شود. علمالهدی گفت: انقلاب در محاصره رشد فناوری روز قرار گرفته است!؟ اگر به اين مساله بی تفاوت نباشيم بايد سعی كنيم ابزار فناوری روز باعث خانمانسوزی نسل ما نشود، به هوش باشيم كه در چه شرايطی به سر می بريم.
طراح حملات تروریستی بمبئی بازداشت شد
برخی منابع خبری در پاکستان اعلام کردند که طراح احتمالی حملات تروريستی اخير در شهر بمبئی به دست نيروهای امنيتی پاکستانی بازداشت شده است . به گفته این منابع، زکی الرحمان لخوی، طراح حملات تروريستی بمبئی از جمله مظنونانی است که در جريان يورش روز يکشنبه نيروهای امنيتي پاکستان به اردوگاه لشکر طيبه در حومه مظفرآباد بازداشت شده است.لخوی از سرکردگان اصلی گروه لشکر طيبه محسوب می شود.
مقامات هندی اعلام کرده اند تنها مهاجم مسلحی که در جريان حملات بمبئی زنده دستگير شده از زکی الرحمان لخوی به عنوان طراح اصلی و مغز متفکر حملات تروريستی بمبئی نام برده است. پاکستان ۱۲ نفر را در ارتباط با حملات بمبئی بازداشت کرد
نيروهای پاکستان يک اردوگاه آموزشی متعلق به عاملان احتمالی بمبگذاريهای هند را تصرف و بيش از دوازده نفر را بازداشت کردند. بر اساس اعلام شبه نظاميان و نيز يک مقام امنيتی پاکستان، نيروهای پاکستانی روز يکشنبه به يک اردوگاه آموزشی نزديک شهر مظفرآباد واقع در کشمير تحت کنترل پاکستان حمله و اقدام به تيراندازی کردند.
يک مقام بلندپايه امنيتی پاکستان اين حمله را تاييد و اعلام کرده است افراد بازداشت شده به علت ارتباط احتمالی با حملات بمبئی تحت بازجويی قرار گرفته اند. همچنین خبرگزاری آسوشيتدپرس اعلام کرد که اعضای گروه شبه نظامي لشکر طيبه از سال ۲۰۰۴ از اين اردوگاه برای آموزش شبه نظاميان به منظور مقابله با حاکميت هند در کشمير تحت کنترل هند استفاده کرده اند.
در این تجمع فعالین دانشجویی دانشگاه های مختلف کشور به سخنرانی پرداختند.
مهدی عربشاهی، دبیر تشکیلات تحکیم وحدت در بخشی از سخنان خود گفت: ما امروز اینجا جمع شده ایم تا بگوییم برای ارزش های دانشجو ایستاده ایم و در برابر ظلم می ایستیم. کسانی که ادعا می کردند تجمع ۴۰۰۰ نفری برگزار می کنند و دیروز دیدیم که ۴۰۰ نفر را توانستند با اتوبوس وارد دانشگاه کنند، کجا هستند تا تجمع واقعی دانشجویان را ببینند.
وی ضمن تاکید به اتحاد دانشجویان با معلمان و کارگران گفت: مگر ما جز آزادی بیان و تشکل های آزاد دانشجویی چه می خواهیم. مگر ما جز نشریات آزاد دانشجویی و آزادی دانشجویان چه می خواهیم؟ در همین حال دانشجویان با سر دادن شعار دانشجوی زندانی آزاد باید گردد، حمایت خود را از تمامی دانشجویان زندانی اعلام کردند.عربشاهی همچنین گفت: ما می خواهیم فرزاد کمانگر ، معلم در آستانه اعدام آزاد شود و به سر کلاس هایش برگردد.
در ادامه حبیب فرحزادی، نماینده انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران، ضمن اعتراض به حمله ماموران امنیتی به خانه سه تن از اعضای انجمن دموکراسی خواه دانشگاه تهران در شب گذشته گفت: اکنون اوین را وارد دانشگاه کرده اید.وی افزود: این لشگر کشی واقعا برای چیست، به کمیته احضار می شویم، به زندان می رویم، ما نفس می کشیم. آن قدر که نیروهای ضد شورش را به خیابان بکشیم.
در ادامه مجید توکلی از دانشجویان دانشگاه امیرکبیر از کلیه دانشجویان به دلیل اینکه برای آزادی وی و احمد قصابان و احسان منصوری تلاش کردند تشکر کرد. وی افزود: حق کشی، آزادی ستیزی، سرکوبی نهادهای مدنی، جفا به زنان و دختران دانشجو، سانسور شدید رسانه ای،تبدیل رسانه های ملی به مونولوگ حاکمیت، پر شدن زندان ها از روشنفکران، همه اینها تبدیل اتفاقات روزمرده در کشور شده است. امروز سرزمین ما با سیاست های نادرست اقتصادی دولت مستبد فقیر تر شده و آسیب های فراوان اجتماعی را سبب شده است.
در این تجمع مهدیه گلرو دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه که چندی پیش به دلیل تحصن یک هفته در زندان بود گفت: خوشحالم که پس از یک هفته آزاد شدم تا یک ۱۶ آذر دیگر در جمعیت دانشجویان صحبت کنم و به پلیسها، حراستی ها و امنیتی ها بگم که من خواهان گرفتن حق تحصیل و حق آزادی آکادمیک خود هستم و حق خود را از آنان مطالبه می کنم.
سخنران بعدی نسیم سرابندی، دبیر کمسیسون زنان دفتر تحکیم وحدت بود که گفت: ما آمده ایم که بگوییم اجازه نمیدهیم که چنین طرح هایی در مجلس تصویب شود. اجازه نمیدهیم که حوادثی نظیر دانشگاه زنجان، سهند و… که در آن دختران دانشجو مورد تعرض، تجاوز، و خشونت مسئولین حراست و کمیته های انضباطی دانشگاهها واقع شده اند تکرار شود. اجازه نمیدهیم که خشونت علیه دختران در دانشگاه ها رایج شود.
خبر ویژه
هتک حرمت دختران دانشجو توسط معاونت فرهنگی دانشگاه پیام نور قم
خبر اول: کمیسیون زنان دفتر تحکیم وحدت ـــ پس از جریانات پیش آمده در دانشگاه های سهند تبریز و دانشگاه زنجان که در آن دانشجویان دختر توسط کارکنان دانشگاه مورد هتک حرمت قرار گرفته بودند، اکنون با کمال تاسف این جریان به قم و دانشگاه پیام نور قم کشیده شده است.
در این واقعه شخص معاونت فرهنگی دانشگاه به نام کاظم پور در اردویی به عنوان سرپرست به همراه پنج تن از دختران دانشگاه پیام نور قم که از مدیر مسئولان و سردبیران نشریات برتر بودند به مشهد جهت شرکت در جشنواره کشوری اعزام می شود. در حین اردو و جشنواره این فرد با اهانت رفتاری و همچنین برخوردهای شدید برای انجام اعمال منافی عفت تلاش کرده است، که این اقدامات موجب راهی بیمارستان شدن یکی از دانشجویان در شهر مشهد شده است، که علت این حادثه فشارهای عصبی بعمل آمده به وی عنوان شده است.
پس از پایان اردو شخص کاظم پور با تهدید کردن این افراد با تماس تلفنی آنها را به برخورد شدید در صورت طرح مساله و بازگو کردن جریانات به ارعاب آنان پرداخته است. لازم بذکر است که این فرد تنها مدت کمتر از مدت ۶۰ روز بوده که به استخدام دانشگاه در آمده بوده است.نکته دیگر اینست که این فرد دارای سوء پیشینه اخلاقی بوده و کماکان به فعالیت خود ادامه میدهد. همچنین فرد مذکور متاهل دارای فرزند و طلبه می باشد.
نکته قابل توجه اینست که شخص ریاست دانشگاه آقای محمد رضایی هیچگونه اقدامی در راستای برخورد با این فرد انجام نداده است و علاوه بر این وی بر حل شدن موضوع به مرور زمان تاکید داشته است و ظاهرا هیچ تلاش خاصی را تا کنون صورت نداده است. همچنین دانشجویان نیز در تلاش برای اخراج این فرد از دانشگاه می باشند.
اعتراض دانشجویان دانشگاه تهران به نصب گیت های امنیتی
خبر دوم: خبرنامه امیرکبیر ــ در آستانه روز دانشجو و تجمع بزرگ دانشجویی و در حالیکه خبر ها حاکی از تشدید فضای امنیتی در دانشگاه تهران است، بیش از ۱۸۰۰ نفر از دانشجویان این دانشگاه طی نامه ای اعتراضی به فرهاد رهبر رئیس این دانشگاه خواستار برچیده شدن گیت های امنیتی که آن را نمادهای توهین به خرد و شخصیت دانشجویان نامیدند از صحن دانشگاه و محیط تحصیل و زندگی خود شدند .
متن کامل نامه اعتراضی دانشجویان خطاب به فرهاد رهبر بدین شرح است :
ما دانشجویان دانشگاه تهران بدینوسیله اعتراض خود را نسبت به نصب گیت های امنیتی در مبادی ورودی پردیس و خوابگاههای دانشگاه اعلام می داریم. سوال اساسی که ذهن همه ما را بر می انگیزد این است که طبق کدام اولویت و بر اساس چه ضرورتی در حالی که خوابگاه های دانشجویی وضعیت مناسبی از نظر بهداشتی، رفاهی و حتی ظرفیت پذیرش دانشجو ندارند. کمبود امکانات آموزشی و پژوهشی به ویژه سایت های اینترنتی، کامپیوتر و کتاب و امکانات ورزشی و سلف سرویس ها در دانشکده ها به طرز گسترده ای وجود دارد، مدیریت محترم دانشگاه رقم های هنگفتی را به امنیتی کردن فضای دانشگاه اختصاص می دهد؟
ما دانشجویان خواستار حذف فوری و دائم این نمادهای توهین به خرد و شخصیت دانشجویان که تنها دستاوردشان تحت فشار روانی گذاشتن بیشتر دانشجویان است از محیط تحصیل و زندگی خود هستیم. (یادآور میشود که فرهاد رهبر از معاونین اسبق وزارت اطلاعات بوده است)
کارنامه برخورد نظام با دانشجویان منتقد در ۱۸ ماه گذشته
اسامی ۲۰۱ تن از دانشجویانی که در ۱۸ ماه گذشته بازداشت شدند
اسامی ۱۶۱ تن از دانشجویانی که حکم محرومیت از تحصیل و یا تعلیق دریافت کردند
احمد علم الهدی: تضعیف نظام در حد شرک به خداست، لائیکها را در دانشگاه خفه کنید
احمد علم الهدی امام جمعه مشهد در خطبه های نماز جمعه دیروز آن شهر اظهار داشت: تضعیف نظام نه تنها معصیت بوده، بلکه مهمتر از آن بنا بر فتوای برخی از مراجع، در حد شرک به خداست. وی در عین حال نامی از مراجع صادر کننده این فتوا نبرد.
این معمم بسیجی در ادامه سخنان گوهر بارش تصریح کرد: منظور، دولت نیست بلکه نظام و ساختار ولایی آن است که محصول انقلاب اسلامی است. وی افزود: اگر نیروی انتظامی نظام اسلامی تضعیف شود، گناهی نابخشودنی است و بالعکس تکریم این نیرو، تعظیم اقتدار نظام است و تعظیم اقتدار نظام، وظیفه شرعی همه ماست. وی ادامه داد: دشمن میخواهد ابتدا زیربناهای فکری نظام را براندازی کند که توسعه جریان خبیث وهابیت یکی از ابزارهای این براندازی است.
وی با بیان این که کار دیگر دشمن در جنگ نرم، هنجارشکنی است، افزود: در جامعه اسلامی عدهای مزدور را میفرستند تا هنجارها و اصول اسلام را زیر پا بگذارند. جنگ نرم شروع شده است. وجه عملیاتی جنگ نرم، هنجارشکنی است.
علم الهدی خاطرنشان کرد: بنده قبول دارم و نمیخواهیم با قدرت سرنیزه حجاب و عفاف را در این کشور تثبیت کنیم، همانطوری که رضاخان نتوانست با قدرت سرنیزه بیحجابی را در کشور تثبیت کند، اما ترویج فرهنگ حجاب و عفاف کار دستگاههای فرهنگی است که متاسفانه اکثر آنها یا قاصرند یا مقصر.
عضو مجلس خبرگان رهبری افزود: پلیس باید با هنجارشکنی مقابله کند و در برابر این مسأله بیتفاوت نباشد چرا که این، حداقل توقع مردم از نیروی انتظامی است که از سوی رهبر معظم انقلاب، نماد اقتدار نظام معرفی میشود.
وی همچنین در آستانه روز دانشجو گفت: دانشجو بايد دشمن شناس باشد و به مسير سياسی كشور به خوبی آگاه باشد، دانشگاه جای سياست بازی نيست بلكه جای رشد سياسی است و مكان نخبه پرور جامعه نبايد ويروس زده و آلوده به سياست زدگی باشد.
علمالهدی افزود: تشكلهای دانشجويی نبايد با لبخندهای مزدوران غرب زده وارد جبهه جنگ نرم دشمن شوند. دانشگاه مكانی برای جريانهای لائيك و ضد ارزشی نيست. دانشجو نباید با گروههای لائيك و ضد ارزشی هماهنگ شود و اگر از يك حلقوم كثيف اين صدا بلند شود، دانشجو بايد اين گلو را بفشارد و اين صدا را خفه كند.



تشیع صفوی کم بود حالا تشیع ... هم اضافه شد!

دهمین سالگرد قتل دو سرو آزاده و ندای ماندگار آزادی اندیشه و بیان، محمد مختاری و محمد جعفر پوینده را بر سر مزار این دو عزیز، گرامی میداریم
زمان: جمعه، پانزدهم آذر، از ساعت ۱۴ تا ۱۶
مکان: امامزاده طاهر کرج
خبر تکمیلی
روز جمعه پانزدهم آذرماه ۸۷ قرار بود مراسمی بر مزار دو تن از قربانیان قتلهای زنجیرهای، مختاری و پوینده از طرف خانوادههای ایشان، در امامزاده طاهر کرج برگزار شود. این مراسم با ممانعت مسئولان نیروی انتظامی روبرو شد.
مریم حسینزاده، همسر محمد مختاری در گفتگو با دویچه وله صدای آلمان تاکید کرد که رئیس کلانتری مهرشهر به همراه تعدادی از عوامل نیروی انتظامی اجازه برگزاری مراسم را به آنها ندادهاند و اظهار داشت: ما الان تقریبا از ساعت یک اینجا هستیم و از وقتی که حضور پیدا کردهایم رییس کلانتری آمده و اینجا ایستاده با یک عده دیگر و میگویند حق ندارید مراسم را برگزار کنید، شما مجوز ندارید. با همه اینها ما رفتیم با آنها صحبت کردیم. با مسئولان خود این امامزاده صحبت کردیم و گفتیم به ما گفتند بیایید و ما مجوز را میدهیم. ولی گفتند نه، شما باید از کلانتری میگرفتید. کلانتری هم میگوید باید از فرمانداری میگرفتید. خانم پوینده به کلانتری رفتند، ولی اصلا ندادند و گفتند شما فقط درخواست کردید و ما هم نمیدهیم. به هر حال، آن چیزی که مسلم است این ها نمیخواهند بگذارند که مراسم برگزار شود.
صفا پوینده، خواهر جعفر پوینده که از چندین روز قبل برای گرفتن مجوز برگزاری مراسم به فرمانداری و کلانتری مهرشهر مراجعه کرده بود، میگوید: وقتی که من رفتم فرمانداری، گفتند ازنظر ما اشکالی ندارد. من هم درخواستم را دادم. مسئولان فرمانداری وقتی که میخواهند موضوع را با امامزاده هماهنگ کنند، آنها معترض میشوند. نهایتا مجوز ندادند. الان هم که آمدیم اینجا، صندلی ها و بلندگو را جمع کردند و گفتند که فقط خانواده میتواند سرخاک بایستند و اجازه ندارید مراسمی داشته باشید.
به گفته شاهدان عینی، بیش از پانصد نفر از قشرهای مختلف مردم در این مراسم شرکت کردهبودند. همچنین حضور جوانان و دانشجویان در این مراسم چشمگیر بوده است.
مریم حسینزاده، همسر محمد مختاری میگوید که به احترام کسانی که از راه دور برای شرکت در این مراسم آمدهاند و نیز به نشانه اعتراض به برگزارنشدن مراسم، ما تا ساعت چهار بعدازظهر که قرارمان بوده اینجا میایستیم: به هرحال ما اینجا تصمیم گرفتیم همه مان سکوت کنیم، سکوت را به علامت اعتراض حفظ بکنیم. و من تشکر بکنم از همه این دوستانی که از راههای خیلی دور آمدند و در مراسم سالگرد قتل محمد مختاری و محمدجعفر پوینده شرکت کردند. از همه شان تشکر میکنم.
محمد مختاری و محمدجعفر پوینده نویسنده، شاعر و مترجم و عضو کانون نویسندگان بودند که در پاییز سال ۱۳۷۷ به فاصله یک هفته ربوده شدند و چندین روز بعد جسد آنان در حوالی تهران کشف شد. قتل این دو به همراه قتل داریوش و پروانه فروهر رهبر و عضو حزب ملت ایران و چندین قتل مشکوک دیگر از جمله مجید شریف (شاعر و نویسنده)، پیروز دوانی (نویسنده و مترجم)، غفار حسینی (نویسنده و مترجم)، ابراهیم زالزاده (روزنامهنگار) و احمد میرعلائی (مترجم) سبب شد که روزنامهها عنوان قتلهای زنجیرهای را به این جنایات بدهند.
متهم اصلی این پرونده سعید امامی (دانیال قوامی)، معروف به اسلامی، مشاور دری نجف آبادی وزیر اطلاعات در دولت محمد خاتمی بود که گفته شد در زندان خودکشی کرد. وکیل این پرونده ناصر زرافشان نیز به اتهام افشای اسناد دولتی ۵ سال در زندان بود. گفته میشود که دستور این قتلها از سوی مقامات بالاتر حکومت ایران صادر شده بود اما تاکنون در این رابطه دادگاه بیطرفی برگزار نشده است.
احمدی نژاد: ما تشکر میکنیم که تحریم کردید!
چکیده ای از گفتگوی زنده احمدی نژاد با شبکه اول تلویزیون ایران
خبر ویژه
از دوربین مدار بسته تا وکیل زبان بسته!
برخی خبرها حاکی از آن است که جلسه روز اخذ رای اعتماد مجلس به پاسدار صادق محصولی برای وزارت کشور، توسط دوربینهای مدار بسته همچون سایر جلسات علنی و غیر علنی به ثبت رسیده است و تصاویر فوق الذکر نشان میدهد که در آن روز تخلفات گسترده ای روی داده و عده ای با ریختن شتابزده شماری رای سفید و اضافی به گلدان رای، توانستند محصولی را به صدرات برسانند. این گزارشات تاکید میکنند که همکنون این تصاویر به عنوان یک سند معتبر، در بایگانی و آرشیو مجلس موجود میباشد.
در این میان سایت خبری پیک نت نیز با انتشار گزارشی در این مورد، از نقش فعال م ــ ب و الف ــ ن و افراد وابسته به طیفی که از آنان به عنوان فراکسیون یکصد نفره سپاه در مجلس یاد نموده، آنان را متهم ساخت که سایر نمایندگان مجلس را به سکوت در این باره وادار نموده اند. قابل به یادآوری است که برخی از نمایندگان مجلس نسبت به شمارش آرا در هنگام اخذ رای اعتماد به محصولی ابراز تردید نموده بودند و از جمله علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در پاسخ به این شبهات اظهار داشت: به نظر من هم رای به محصولی مشکوک بود.
گزارشگران بدون مرز ، دادگاه ویژه روحانیت را محکوم کرد
گزارشگران بدون مرز با صدور بیانیه ای صدور حکم ظالمانه در مورد مجتبی لطفی وبنگار و از مسئولان واحد اطلاعرسانی دفتر آیتالله العظمی منتظری، را به زندان و تبعید محکوم کرد. مجتبی لطفی در تاریخ ١٧ مهر ماه توسط ماموران امنیتی با حکم دادگاه ویژه روحانیت در منزلش، بازداشت شد. برخی از اتهامات وی چاپ، تكثير، انتشار و ارسال جزوات و شبنامه های دارای موارد توهين و افترا تحت عنوان افشاگری و همكاری با شبكه های ماهواره ای خارجی و ضدانقلاب و نشر اكاذيب و تشويش اذهان عمومی اعلام شده بود. اما در حقیقت علت اصلی بازداشت وی، انتشار سخنان خطبه عید فطر آیت الله العظمی منتظری بود که در آن از سران جمهوری اسلامی انتقاد شده بود. دادگاه ویژه روحانیت در تاریخ ٩ آذرماه در پشت درهای بسته این وبنگار را برای به اتهام فعاليت تبليغی عليه نظام به چهار سال زندان و پنج سال تبعید از شهر قم محکوم کرده است.
گزارشگران بدون مرز در بیانیه خود تصریح کرده است: دادگاه ویژه روحانیت نهادی مستقل از دستگاه قضایی ایران است و تحت نظر ولی فقیه اداره میشود. این حکم ناعادلانه با اتهاماتی واهی و بدون امکان دفاع از خود مجتبی لطفی صادر شده است. ما تاکید میکنیم که بازداشت و محکومیت مجتبی لطفی افتضاحی غیر انسانی و اقدامی است برای ایجاد رعب و وحشت در میان وبنگاران و روزنامه نگاران منتقد. ما خواهان آزادی فوری او هستیم.
دادگاه ویژه روحانیت با فرمان آیت الله خمینی در سوم خرداد ١٣٥٨ برای محاکمه روحانیون به ویژه روحانیونی که با رژیم گذشته همکاری می کردند تاسیس شد. فعالیت این دادگاه در سال ١٣٧٨ با تصویب مجلس شورای اسلامی با شدت بیشتری ادامه یافت. اما بسیاری از حقوقدانان و مدافعان حقوق بشر این نهاد را غیر قانونی میدانند. در این دادگاه وکلای دادگستری امکان دفاع از متهم را ندارند و وکیل باید روحانی باشد و با تائید دادگاه انتخاب شود.
مجتبی لطفی در اواخر ارديبهشت ماه ١٣٨٣ نیز در شهر قم دستگير و زندانی شده بود. وی در ٢٤ مرداد ماه همان سال در دادگاه ويژه روحانيت شهر قم، باز هم پشت درهای بسته و بدون حضور وکيل مدافع محاکمه و به سه سال و ده ماه زندان محکوم شده بود. اما با پرداخت ٦٥٠ ميليون ريال وثيقه به دلیل بیماری آزاد شد.
خوانندگان عزیز وبلاگ دموکراسی میتوانند از اینجا به ماخذ اصلی خبر مراجعه نمایند
کابینه سیاه در خانه سفید
باراک اوباما، رئیس جمهور منتخب آمریکا امروز طی یک کنفرانس خبری در شیکاگو، وزیر امور خارجه و اعضای تیم امنیتی کاخ سفید را معرفی کرد. اوباما در سخنان خود با تقدير از خانم سناتور هيلاری کيلينتون رقیب حزبی اش در انتخابات ۲۰۰۸ ، وی را رسما نامزد وزارت خارجه دولت آينده آمریکا معرفی کرد. وی همچنین رابرت گیتس، وزیر کنونی دفاع آمریکا را در سمت خود ابقا نمود. اوباما همچنین ژنرال جیمز جونز را به سمت مشاور امنیت ملی کاخ سفید منصوب کرد.

رئيس جمهور منتخب آمريکا، خانم جانت ناپوليتانو، فرماندار آريزونا را به عنوان وزير امنيت داخلی برگزيد. وی همچنین خانم سوزان رايس (هیچ نسبتی با خانم کاندولیزا رایس ندارد) آفریقایی تبار را به عنوان رئيس هيات نمايندگی آمريکا در سازمان ملل معرفی نمود. باراک اوباما همچنین اريک هولدر را به عنوان دادستان کل جديد آمريکا منصوب کرد. اریک نیز اولين سياه پوستی است که به اين سمت در تاریخ ایالات متحده می رسد. رئیس جمهور منتخب آمریکا امروز در سخنان خود از جمله درباره عراق گفت رابرت گیتس (وزیر دفاع) باید جنگ عراق را به نحوی مسئولانه پایان دهد و قدرت را بتدریج به نیروهای عراقی واگذار کند.
ادامه اعتصاب غذای چهار دانشجوی دانشگاه علامه در اوین
گزارشی از فعالان حقوق بشر ایران
چهار دانشجوی متحصن دانشگاه علامه به نامهای مهديه گلرو ، سعيد فيض الله زاده , مجيد دری و صادق شجاعی که در تاريخ ۵ آذرماه ۸۷ بازداشت و هم اکنون در بندهای عمومی زندان اوين به سر می برند ، در اعتراض به تضييع حقوق قانونی و انسانی خود از زمان بازداشت اقدام به اعتصاب غذا نموده اند.

به گفته همسر خانم گلرو ايشان بعلت وخامت وضعيت جسمی در طی دو روز متوالی دو بار به بهداری زندان منتقل گرديدند و در آخرين مرتبه بعلت امتناع از مراجعه به بهداری ، مسئولان زندان اقدام به بيهوش نمودن ايشان نموده اند.
همچنين آقای سعيد فيض الله زاده که هم اکنون در بند ۳۵۰ زندان اوين به سر می برد، روز شنبه از سوی رياست بد سابقه بند مذکور به نام بزرگ نيا فراخوانده شد و از وی خواسته شد تا برای داشتن اجازه ملاقات حضوری با خانواده در نمازهاي جماعت و بيگاريهای اين بند شرکت داشته باشد که آقای فيض الله زاده به علت رد اين موضوع از ملاقات حضوری با خانواده محروم گرديد.
صادق شجاعی ديگر دانشجوی بازداشتی که در اندرزگاه ۷ زندان اوين به سر می برد ، روز گذشته از سوی مديريت داخلی اين زندان به نام ياری احضار گرديد و از ايشان خواسته شد تا به اعتصاب غذای خود پايان دهد که در پاسخ آقای شجاعی با اين بيان که عمل اعتصاب غذا يک تصميم جمعی بوده است و هر گونه بازنگری در آن منوط به ملاقات با ساير دانشجويان اعتصابی می باشد خواهان ملاقات ساير دانشجويان بازداشتی گرديد که با درخواست وی موافقت نشد ، شايان ذکر است پس از امتناع آقای شجاعی از شکستن اعتصاب غذا نامبرده به اتاقی پر جمعيت در سالن ۴ که مختص زندانيان متادونی و معتادين مواد مخدر اندرزگاه مذکور می باشد تبعيد شد .
مجيد دری در اندرزگاه ۸ زندان اوين نيز همچون ساير داشنجويان دچار عوارض امتناع از غذا خوردن همچون سرگيجه و ضعف شديد جسمی گرديده است .تنها خواست اين دانشجويان که برای احقاق آن دست به تحصن مسالمت آميز زده بودند احقاق حق قانونی تحصيل خود می باشد.
لازم به ذکر است معاونت امنيت استان تهران در ملاقات با دانشجويان بازداشتی آزادی آنان را منوط به تعهد مبنی بر عدم حضور در دانشگاه نموده بود که بعلت عدم پذيرفتن اين تعهد از سوی دانشجويان بازداشت آنان تداوم يافته است.
خبر تکمیلی
آزادی دانشجویان بازداشتی
چهار دانشجوی بازداشتی دانشگاه علامه به نامهای مهديه گلرو ، سعيد فيض الله زاده، مجيد دری و صادق شجاعی که در تاريخ ۵ آذرماه ۸۷ در پی تحصن مسالمت آميز جهت تحقق خواسته خود مبنی بر بازگشت به دانشگاه و ادامه تحصيل بازداشت شده بودند، پس از ۷ روز بازداشت همراه با اعتصاب غذا، عصر روز سه شنبه ۱۲ آذرماه از زندان اوين آزاد گرديدند.
همزمان با استعفای وزیر کشور هند، انگشت اتهام عملیات تروریستی بمبئی به سوی گروهک لشکر طیبه پاکستان نشانه رفت
شیوراج پاتیل وزیر کشور هند به دنبال حملات تندروهای اسلامی در بمبئی روز یکشنبه از سمت خود استعفا داد. وی پس ازآنکه از سوی رسانه های گروهی این کشور به خاطر ناتوانی در برقراری امنیت داخلی از او به شدت انتقاد کردند، استعفای خود را تقدیم مانوموهان سینگ نخست وزیر هند کرد. یک منبع در وزارت کشور هند به خبرگزاری فرانسه گفت وی مسئولیت اخلاقی وقوع این حملات را که ۲۰۰ کشته در بمبئی بر جای گذاشت برعهده گرفته است .در این راستا ، مطبوعات هند، روز یکشنبه به نقل از دستگاه اطلاعاتی این کشور نوشت، تنها بازداشت شده این حادثه به بازجویان خود گفته است ، کلیه کسانی که در حملات یادشده دست داشتند از اتباع پاکستان بودند و نزد لشکر اسلامی طیبه، یک گروه تندروی مستقر در پاکستان، آموزش دیده اند.
به گفته این منابع اجمل امير كمال (۲۱ ساله) که تنها فرد مسلح دستگیر شده از میان حمله کنندگان بمبئی میباشد، طی جلسات بازجویی تاکید کرده است که اعضای این گروه مسلح پس از به گروگان گرفتن یک کشتی و کشتن کلیه خدمه آن با یک قایق لاستیکی خود را به بندر بمبئی رساندند.
یک منبع در سازمان ضد تروریسم ایالات متحده آمریکا روز شنبه به فرانس پرس گفت ، سازمان متبوع وی بر این گمان است یک گروه مستقر در کشمیر که چه بسا لشکر طیبه باشد حملات بمبئی را طراحی کرده است. وی که نخواست نامش فاش شود تاکید کرد برخی اطلاعات جمع آوری شده تاکنون به کشمیر اشاره دارد، وی درعین حال یادآوری کرد هنوز وقت آن نرسیده است که نتیجه گیری نهایی کرد. وی توضیح داد مساله از تشابه میان ویژگی های این حملات وعملیات دیگری که گروه های کشمیری در گذشته انجام داده اند فراتر است ولی وی از ارایه جزئیات بیشتری در این باره خودداری کرد.


کشتار شیعیان پاکستان توسط عناصر نزدیک به گروهک طیبه!!! در ژوئن ۲۰۰۸
این منبع آمریکایی تصریح نمود هم اکنون همه نگاه ها روی لشکر طیبه پاکستان متمرکز شده است، این گروه علیه تسلط هند بر کشمیر فعالیت می کند و مشهورترین عملیات انجام شده توسط آن، حمله سال ۲۰۰۱ به پارلمان هند بود که منجر به بحرانی تر شدن روابط هند و پاکستان و سوق دادن دو کشور تا آستانه شعله ور شدن جنگ دیگری میان آنها شد.
پیشنهاد جالب حسن روحانی 
نصب دوربین مدار بسته در محل اخذ رای و شمارش آراء
خبرگزاری ایلنا: حسن روحانی در ديدار با جمعی از فعالان سياسی و نخبگان فرهنگی استان گلستان با تاکيد بر اين که آرای مردم بسيار ارزشمند است، از مسئولان برگزاری انتخابات خواست زمينهای را فراهم کنند تا تمام نامزدها و احزاب بتوانند ناظرانی را در پای صندوقهاي رای از جمله هنگام شمارش آرا داشته باشند. رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام پیشنهاد داد: حتی میتوان در سالنهای برگزاری انتخابات و شمارش آرا دوربين نصب کرد و ناظران احزاب و نامزدهای انتخاباتی از اتاق ديگری و از طريق دوربين مدار بسته بر فرآيند انتخابات نظارت کنند.
روحانی با بيان اينکه دولت نيز بايد فضای مناسبی را براي حضور حداکثری مردم در پای صندوقهای رای فراهم کند، يادآور شد: بايستی به مردم اطمينان داده شود که رقابتهای انتخاباتی سال آينده، يک رقابت سالم و عادلانه است. امکانات عمومی کشور بايستی به صورت عادلانه در اختيار همه احزاب و گرايشها قرار گيرد و همه بايد از امکانات مساوی برخوردار باشند. تمام گروهها بايد از امنيت يکسان برخوردار باشند و تبليغات دولتی به صورت برابر در اختيار همه قرار گيرد. خدای نکرده نبايد زمينهای به وجود آيد که از امکانات عمومي براي تخريب رقبا استفاده شود.
نماينده مردم استان تهران در مجلس خبرگان با اشاره به برخي طنزها و شوخی های رايج در ميان مردم، گفت: در انتخابات سال ۱۳۷۶ اين جوک رايج شده بود که بنويسيد فلان، بخوانيد فلانی! (بنویسید خاتمی بخوانید ناطق) با اين حال مسئولان نظام و متوليان برگزاری انتخابات با عملکرد دقيق و شفاف خود اثبات کردند که اين شوخی فقط و فقط يک طنز بوده است. اکنون هم بايد طنزها و جوکهای مشابه احتمالی از ذهن مردم پاک شود. مردم بايد بدانند و مطمئن شوند که رای آنها دقيقا همانگونه که نوشتهاند، خوانده خواهد شد. اطمينان و اعتماد مردم به سلامت انتخابات باعث برگزاری يک انتخابات پرشور و قوی خواهد شد.
رئيس مرکز تحقيقات استراتژيک مجمع تشخيص مصلحت نظام با تاکيد بر اين که برداشتهای مکرر از حساب ذخيره ارزی طی سالهای اخير مخالف فلسفه ايجاد آن بوده است، گفت: فلسفه تشکيل اين حساب آن بود که مازاد درآمد نفتی کشور برای روز مبادا ذخيره شود. الان همان روز مبادا است. بنابراين بايد پرسيد که با اين پول چه کار کردهاند؟
وی با اشاره به قيمت بسيار پايين نفت در دوران مقاومت هشت ساله گفت: در اوايل جنگ تحميلی اغلب مسوولان و کارشناسان تصور می کردند با افزايش قيمت نفت، بسياری از مشکلات کشور حل خواهد شد. زماني که بر اثر حمله عراق به کويت قيمت نفت به حدود ۲۰ دلار رسيد، موجی از خوشحالی در ميان مسوولان به وجود آمد. اين در حالی است که در دو سال اخير با فروش نفت ۱۲۵ دلاری و ۱۳۵ دلاری نيز مشکلات کشور حل نشد.
روحانی در پاسخ به سوالی درباره کانديداتوری خود در انتخابات رياست جمهوری سال آينده گفت: در اين زمينه، عدهای از دوستان و نخبگان و برخی از احزاب و تشکلها مذاکرات و توصيههايی با من داشتهاند. هنوز در اين زمينه به تصميم قطعی نرسيدهام اما مشغول بررسی ابعاد مساله با دوستان هستم. برای اعلام نظر در اين زمينه فرصت داريم، هنوز دير نشده است.
ولی فقیه نظام میخواهد روز دانشجو را گرامی بدارد
محمد مهدى زاهدى وزير علوم ايران خبر داد كه ولی فقیه نظام براى نخستين بار در روز ۱۶ آذر در جمع دانشجويان حاضر مى شود و گفت: مقام معظم رهبرى امسال براى اولين بار در روز ۱۶ آذر در جمع دانشجويان دانشگاه علم و صنعت ايران حضور خواهند يافت عناصر ضد انقلاب سالهاست كه مى خواهند به اشكال مختلف از برگزارى مراسم روز دانشجو سوء استفاده كنند و حضور رهبرى در اين مراسم نويدى بر جلوگيرى از دستيابى اين افراد به اهداف ضد انقلابى شان به شمار مى آيد. وی تاکید کرد: روز ۱۶ آذر، واقعه اى است كه زمانى خود داعيه دارش بوده ايم و الان ضد انقلاب قصد مصادره آن را دارد كه بايد آن را به جايگاه اول خود بازگردانيم.
روز ۱۶ آذر ياد آور كشته شدن مصطفی بزرگنيا، احمد قندچی و آذر شريعت رضوی سه دانشجوى دانشكده فنى دانشگاه تهران در سال ۱۳۳۲ است كه در درگيرى با نيروهاى امنيتى نظام سلطنتی جان خود را از دست دادند. پس از انقلاب ۵۷ این روز به عنوان روز دانشجو نامگذاری گردید. در سال هاى گذشته، معمولا روساى جمهور در مراسم روز دانشجو سخنرانى مى كردند و اين برای نخستین بار است كه ولی فقیه نظام در این مراسم حضور مى يابد.
اما در این میان مهدى عربشاهى دبير دفتر تحكيم وحدت كه بزرگترين اتحاديه دانشجويى در ايران به شمار مى رود اعلام كرد كه اين دفتر در تدارک برگزارى مراسمى با شكوه و توام با آرامش به مناسبت روز دانشجو است. وی در همین حال هشدار داد كه گروه هاى فشار از همکنون در حال زمينه سازى براى برخورد با دانشجويان هستند و افزود: اقتدارگرايان و طيف تندرو اصولگرايان با توجه به در پيش بودن انتخابات رياست جمهورى مى كوشند با زدن اتهامات واهى زمينه سركوب دانشجويان را فراهم آورند.
برای حملات بمبئی ماهها برنامه ريزی شده بود 
یک مقام هندی امروز تاکید کرد که برای انجام حملات بمبئی ماهها برنامه ريزی شده بود. وی گفت عليرغم اينكه گروهی ناشناس موسوم به مجاهدين دكان مسئوليت اين حملات را برعهده گرفته اما هنوز هويت دقيق اين گروه شناسايی نشده است.
در این میان امروز جمعه تمامی روزنامه ها مهم هند به سازمانهای اطلاعاتی آن کشور تاختند و توان دستگاههای اطلاعاتی هند را زير سوال بردند و از دولت و سرویس اطلاعاتی آن به خاطر عدم پيش بينی حملات اخير شبه نظاميان تندرو در بمبئی بشدت انتقاد کردند.
روزنامه هندوستان تايمز اقدام نيروهای زبده نظامی را در مبارزه با تروريسم نو کاملا نااميد کننده دانست و نوشت، برای مبارزه با تروريسم جهانی نظام امنيت داخلی هم بايد دوباره سازماندهی شود.
روزنامه تايمز نیز توان هند را برای هماهنگی جدی جهت مبارزه با تروريسم زير سئوال برد و از اتلاف وقت در جريان استقرار نيروهای ويژه در محل حملات، اظهار تاسف کرد.
روزنامه ايندين اکسپرس نیز درشماره روز جمعه از دستگاههای اطلاعاتی هند و بی اطلاعی آنها از چنين طرح تروريستی دقيقی به شدت انتقاد کرد.
ادامه بحران تروریستی در بمبئی
آخرین خبرها حاکی است که امروز جمعه همزمان با عملیات کماندوهای هندی در مرکز یهودیان ارتدوکس چاباد لوباویچ، صدای انفجار و تیراندازی در این ساختمان نیز شنیده میشود.گمان میرود مردان مسلح در این مرکز یهودی شمار نامعلومی را به گروگان گرفته باشند. کماندوهای هندی پیش از اجرای عملیات در مرکز یهودیان، عملیات دیگری را در هتل اوبری، که در نزدیکی همین مرکز است، انجام داده و چند نفر از گروگانها را آزاد کرده بودند.
مقامهای امنیتی هند میگویند عملیات رویارویی با تروریستها و آزادسازی گروگانها تقریبا به پایان خود نزدیک شده است. ژنرال تامبوراج، یکی از مقامهای امنیتی هند، به خبرنگاران گفت: در کمتر از چند ساعت خواهیم توانست غائله را فیصله دهیم. با این حال، کمتر از یک ساعت پس از این گفتهها صدای دو انفجار بزرگ و همچنین صدای رگبار گلوله در هتل تاجمحل شنیده شد.
پنجشنبه شب مقام های هندی اعلام کرده بودند که این هتل از مردان مسلح پاکسازی شده است. کماندوها پیش از اجرای عملیات در مرکز یهودیان، در عملیاتی دیگر دستکم ۲۵ نفر از گروگانهای هتل اوبری را آزاد کرده بودند. با این حال هنوز مشخص نیست که چند نفر همچنان در هتل اوبری باقی ماندهاند. در بین ۲۵ گروگانی که در هتل اوبری آزاد شدند، دستکم دو آمریکایی، یک بریتانیایی، دو ژاپنی و چند هندی حضور داشتند. حدود ۲۰ نفر از این تعداد نیز از خدمه شرکت های هواپیمایی لوفتانزا و ایرفرانس هستند. حوادث تروریستی بمبئی از شامگاه چهارشنبه و با انفجار همزمان ۱۰ بمب در چندین نقطه آن شهر آغاز شد. مهاجمان مسلح، که اسلحه خودکار و نارنجک در اختیار داشتند و بدون نقاب بودند، به دو هتل مجلل تاجمحل و اوبری، و همچنین یک ایستگاه قطار، مرکز یهودیان و یک رستوران مشهور حمله بردند و شمار نامعلومی را به گروگان گرفتند.
آخرین گزارشها حاکی از آن است که طی سه روز گذشته دست کم ۱۴۳نفر جان خود را در حوادث تروریستی بمبئی از دست داده اند و صدها تن زخمی شدند.
تروریستهای القاعده و افراطیون سنی و شیعه ناکام ماندند
پیمان امنیتی بغداد - واشنگتن امروز با اکثريت آرای نمايندگان حاضر در پارلمان عراق به تصويب رسید. این توافقنامه با ۱۴۴ رای موافق از مجموع ۱۹۸ نماينده حاضر در پارلمان عراق تصويب شد . در اين جلسه همچنين ۳۵ نماينده به اين توافقنامه رای مخالف داده و ۱۹ تن ديگر از دادن رای امتناع کردند. نشست امروز پارلمان عراق برای مدتی با شعارهای تعدادی از نمايندگان وابسته به گروهک مقتدی صدر که از عراق گریخته و هم اکنون در ایران بسر می برد، ملتهب شد. تصویب این توافقنامه در پارلمان عراق یک پیروزی سیاسی برای نوری المالکی به شمار میرود. آیتالله العظمی سید علی سیستانی، مرجع اعظم شیعیان عراق و جهان، پیش از این اعلام کرده بود که در صورت تصویب این توافقنامه توسط اکثریت مجلس عراق، به آن اعتراضی نخواهد داشت. این پیمان ۹ روز قبل به تصویب اعضای کابینه عراق رسیده بود و اکنون پس از تصویب این توافقنامه در پارلمان، شورای ریاستجمهوری عراق نیز باید آن را امضا کند تا به طور رسمی جنبه قانونی پیدا کند. بر پایه این توافقنامه، نیروهای آمریکایی از پایان ژوئن ۲۰۰۹ در شهرهای عراق حضور نخواهند داشت و تا اول ژانویه ۲۰۱۲ نیروهای خود را از عراق خارج خواهند کرد.
خبر تکمیلی
عزاداری جوجه طلبه قاتل!
مقتدی صدر سردسته گروهک تروریستی جیش المهدی، در ادامه مخالفتهايش با توافقنامه امنيتی بغداد – واشنگتن و در ادامه تلاشهای مذبوحانه اش برای تضعیف دولت مرکزی آن کشور، سه روز عزای عمومی اعلام کرد.
مقتدی، سابقه قتل و کشتار مردم بی دفاع از جمله مرحوم عبدالمجید خویی فرزند آیت الله العظمی خویی را نیز در پرونده اعمال خود دارد و به همین خاطر به ایران گریخته و از شهر قم منویات شیطانی خویش را دنبال میکند. وی روز جمعه از هوادارانش خواست همه جا پرچم های سياه نصب کنند و سه روز مراسم عزاداری و سوگواری برگزار کنند.
احمدینژاد : امام زمان(عج) بسیجی است !؟
خبرگزاری فارس: رئیسجمهوری در جمع بسیجیان نهاد ریاستجمهوری گفت: تردید نكنید بالاترین بسیجی هر دورانی امام عصر است كه همه وجود و هستی خود را در خدمت آرمانهای الهی قرار داده است. محمود احمدینژاد در جلسه دیروز هیات دولت نیز خاطرنشان كرد: امیدوارم همانطور كه وعده داده شده است به زودی فرهنگ بسیجی عالمگیر شود. وی دولت نهم را دولتی بسیجی نامید كه با فرهنگ و روحیه بسیجی شامل ولایتمحوری و عشق به امامت در مسیر خدمت به مردم قدم بر میدارد.
همزمان با برگزاری مراسم سالگرد تاسیس بسیج ، اعلام شده است که علاوه بر
کارکردها و وظایف جدید امنیتی و انتظامی که به این نهاد محول شده، بسیج وظیفه تولید و عرضه محتوای ارزشی در اینترنت را نیز بر عهده گرفته است. گفته شده است برای تحقق این کارکرد تازه ، ده هزار وبلاگ در ده هزار پایگاه بسیج راهاندازی خواهد شد. از سوی دیگر، یک مقام قضایی در همین هفته از فلیترینگ پنج میلیون وبسایت در ایران خبر داد.
نشریه صبح صادق، از ارگانهای بسیج نیز تاکید کرده است که ده هزار وبلاگ جدید، در کنار صدها وب سایت متعلق به پایگاههای گوناگون بسیج در ادارات و نهادهای دولتی و نیمه دولتی، کار مقابله با تهاجم فرهنگی را در اینترنت ادامه میدهند و فضای اینترنت را با عرضه محتوای ارزشی، اسلامی و بسیجی خواهند کرد.
محور اول: مقابله با تهاجم فرهنگی در سی سال گذشته نه فقط در سازمان بسیج، که نهادی امنیتی ــ انتظامی است که حتی در نهادهایی چون شورای عالی انقلاب فرهنگی و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، که صفت فرهنگی را نیز یدک میکشند، به سانسور کتاب، توقیف نشریات، ممنوع کردن دیش ماهواره و فیلترکردن سایتهای اینترنتی محدود و ادعاهایی چون تولید فرهنگ در برابر فرهنگ از شعارهای کلی یا تولید آثار هنری، ادبی و نظری بیارزش فراتر نرفته است.
محور دوم: تولید و عرضه محتوای ارزشی در اینترنت با راهاندازی ده هزار وبلاگ نیز به دلایل گوناگون چشمانداز موفقی را نوید نمیدهد. ناتوانی تجربه شده سازمان بسیج در تولید محتوای ارزشی و فرهنگی به دوران صلح، دشوار بودن تولید ارزشهای فرهنگی در چارچوب بسته مکتب حکومتی، سترونی مکتب جزمی رسمی در خلق هنری و ادبی و نظری، سطح نازل پسند هنری ــ ادبی مسلط بر سازمان بسیج، سطح نازل مباحث نظری مطرح در این نهاد و... ده هزار وبلاگ جدید را به کپی صدها وبسایت کنونی پایگاههای بسیج بدل خواهد کرد. ده هزار وبلاگ در صدها وب سایت کنونی ضرب خواهد شد اما حاصل این ضرب در عرصه ارزشهای کیفی و حرفهای تفاوت چندانی با گذشته نخواهد داشت.
کارنامه سازمان بسیج ، به عنوان سازمانی شبه نظامی و نهادی مکتبی ــ سیاسی، در مقایسه با کارنامه سازمانهای مشابه آن در کشورهای نیمه توتالیتری چون چین، کوبا، سوریه و عراق دوران صدام حسین، در عرصههای سیاسی، نظامی، انتظامی و امنیتی کارنامهای است درخشان و موفق، اما کارنامه بسیج در عرصه تولید محتوای ارزشی در زمان صلح که جز با خلق فرهنگی ممکن نیست، نه فقط با کارنامه سیاسی و امنیتی آن که حتی با کارنامه فرهنگی دوران جنگ این نهاد نیز قابل مقایسه نیست.
عرضه محتوای ارزشی در اینترنت چون عرضه هر کالا و فرآوردهای به تولید آن مشروط است و تولید محتوای ارزشی، فرآیندی که در عرصه فرهنگ تحقق مییابد، نه در قالب تنگ سانسور و چارچوبهای جزمی ممکن است و نه در سطح نازل پسند هنری، ادبی و نظری لایههای کمفرهنگ حاشیهنشینان شهری و حجرهنشینان بازاری که به تکرار قالبها، زبان، الگوها و ساختارهای ساده کلیشهای معتاد اند.
محتوای ارزشی در عرصه نظری نیز تنها در چالش فکری با دستاوردهای نظری جهان حاصل میشود و این فرآیند نیز نه فقط به آگاهی، اشراف و وقوف بر این دستاوردها، که به درونی کردن فرهنگ جهانی نیز نیازمند است و این روند نیز به شهادت بحثهای نظری سی سال گذشته در ایران کاری آسان نیست.
به دورانی که بسیج در کنار کارکردهای امنیتی و انتظامی خود، کارکرد ملی ــ مکتبی دفاع از میهن و انقلاب را نیز بر عهده داشت، برخی هنرمندان مدافع فرهنگ و ارزشهای بسیجی در دو سطح بازاری، کلیشهای و عامهپسند و در عرصه آثار باارزش هنری، به خلاقیتهای جدی و گاه باارزشی دست یافتند اما موفقیتهای هنری برآمده از بستر فرهنگ و ارزشهای بسیجی به دوران صلح تکرار نشد.
بسیج مستضعفین با الگوبرداری از میلیشیای وابسته به ارتشهای خلقی حکومتهای نیمه توتالیتری چون چین، عراق و سوریه تأسیس شد و سرکوب مخالفان سیاسی و بسیج تودهها را در حمایت از حکومت و... بر عهده گرفت.
حمله عراق به ایران این نهاد را، دستکم برای دوران جنگ، از بدل شدن به سازمانی که تنها کارکرد آن سرکوب سیاسی و ایدئولوژیک است، نجات داد و این نهاد به دوران جنگ به مهمترین و کاراترین نهاد بسیج ملی و دینی علیه ارتش عراق بدل شد و دفاع از میهن و انقلاب را با کارکردهای دیگر خود گره زد.
با پایان جنگ، بسیج کارکرد مردمی، ملی و میهنی خود را از دست داد اما جمهوری اسلامی میکوشد تا این نهاد را برای سرکوب شورشهای خودانگیخته احتمالی حاشیهنشینان شهری، تظاهرات و اعتصابات احتمالی دانشجویان، کارگران، زنان و مقابله با شرایط بحرانی مفروض آماده و آن را در مبارزه با اینترنت نیز درگیر کند.
در جمهوری اسلامی کتاب و نشریات به راحتی توقیف و سانسور میشود اما حتی فیلترینگ گسترده اینترنت راه را بر نفوذ آن در میان جوانان نمیبندد. حکومت مکتبی جمهوری اسلامی گرایش گسترده جوانان را به فرهنگ غیرحکومتی، که اینترنت در آن نقشی کارساز دارد، نه فقط خطری فرهنگی که خطری امنیتی ارزیابی میکند.
رهبران جمهوری اسلامی برای مقابله با اینترنت از همه ظرفیتهای کشور، از جمله بسیج، بهره میگیرند اما اعزام بسیجیان به جبهه جنگ با اینترنت و مامور کردن بسیج به تولید و عرضه محتوای ارزشی و فرهنگی، دشوارتر از آن است که صدها وبسایت، راهاندازی ده هزار وبلاگ جدید و فیلترینگ پنج میلیون وب سایت موفقیت آن را تضمین کند.
چرا که این بار بسیج به جبههای اعزام شده است که به جای ایمان، فداکاری و ایثار به خرد نقاد، اندیشه، خلاقیت، آگاهی و دانش نیازمند است و این شاخصها با ساختار سازمانهای شبه نظامی هماهنگ نیست.

کربلا کربلا ... ، آرزو بر جوانان عیب نیست سردار!
روزنامه همشهری در اوایل مهرماه سال ۸۳ (آن زمان که احمدی نژاد شهردار تهران بود و همشهری رسانه او) مصاحبه ایی با پاسدار غلامعلی رشید جانشین فرمانده کل نیروهای مسلح ترتیب داده بود. در این مصاحبه غلامعلی رشید تاکید نموده بود که فرماندهان نظامی سپاه قادر خواهند بود کشور را (در سال ۸۳) از شرایط بد نجات دهند و ناکارامدی ها را رفع نمایند و فساد و بیعدالتی را ریشه کن کنند و با این استدلال به نوعی حضور همفکران و دوستان پاسدار خویش را در عرصه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و ...توجیه نموده بود. اینک پس از گذشت حدود ۴ سال از آن روز و با توجه به اظهارات جدید نامبرده در سه روز گذشته لازم است که گوشه هایی از سخنان رشید را مرور کنیم تا به آسانی بتوان با افکار و اندیشه های اینگونه افراد آشنا شد و عملکرد آنان را سنجید و در نهایت قضاوت درستی از کارامدی آنان نمود.
پاسدار غلامعلی رشید: بيش از دو دهه از تجاوز ارتش صدام به ايران و بيش از ۱۶ سال از پايان آن جنگ می گذرد و هنوز مسأله جنگ و نحوه برخورد با آن و روشهای احيای ارزشهای دوران دفاع مقدس يكی از مهم ترين و اساسی ترين بحث هاست. حضور گسترده نيروهای مردمی و طولانی شدن جنگ منشاء تحولات بسياری در زمينههای مختلف سياسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی و نظامی قرار گرفت.
همان طور كه می دانيد يك سال از جنگ (سال اول) مديريت و فرماندهی برعهده بنی صدر و ليبرال ها بود كه شعارها و ادعاهای فراوانی داشتند ولی در عمل ناكام شدند و هيچ توفيقی به دست نياوردند، البته اين دولت قبل از جنگ هم مسؤول بود (دولت موقت و دولت بنی صدر) و ناتوانی در عدم ايجاد بازدارندگی در برابر دشمن برعهده آنهاست و در سال دوم جنگ ما می بينيم كه با سپرده شدن جنگ به فرماندهان و ژنرالهای جوان در ارتش و سپاه به دوره پيروزی و غلبه بر دشمن تبديل می شود.. ملت ايران به خوبی صاحبان صحنه جنگ خود را در سال اول می شناسد كه چقدر بی كفايت بودند و نيز به خوبی با صاحبان و فرماندهان و قهرمانان خود در سال دوم جنگ به بعد آشناست.
ملت ايران می داند شخصيتهای برجسته و فرماندهانی كه اكنون در قيد حيات هستند و در مسند اموری از كشور هستند در آن زمان بار اصلی جنگ بر دوش آنها بود و در هركجا اين مديران توانمند، چه در عرصه امنيت (در نيروی انتظامی) و چه در عرصه دفاع (در نيروهای مسلح) و عرصههای نهضتی و عمرانی و خدماتی (شهرداری) فرصت حضور پيدا كرده اند لياقت و كاردانی و كارآمدی خود را به اثبات رسانده اند.
من فكر می كنم ملت ايران چنانچه سر رشته امور را در عرصههای اقتصادی و سياسی و در بالاترين سطح در عرصه يك دولت به اين مديران توانمند بسپارد، قادر به حل معضلات هستند.
معضلاتی كه در طی سالهای پس از جنگ بر زمين مانده و حل نشده اند در حالی كه پس از جنگ از وجود اين مديران استفاده نشده و آنها را به جرم اين كه نظامی هستند در درون پادگانها حبس كردند. عجيب است كه ما مدعی هستيم كه از صدر اسلام، انقلاب اسلامی خود را الگو گرفته ايم اما در برخورد با شمشير زنان عرصه نبرد و جهاد به بدترين شكلی برخورد می كنيم.
ورود اين مجاهدان و سرداران ملی كشور را به عرصه اقتصاد برنمی تابند، وقتی كه میبينند اينها می خواهند از مسير قانونی كشور به نام انتخابات وارد عرصه سياسی شوند، فرياد می زنند كه صدای پای بناپارتيسم می آيد! وقتی كه می خواهند نماينده قانونی مردم بشوند و می بينند مردم از آنها استقبال سنگينی ميكنند میگويند آرپی جی زنان با مجلس شورای اسلامی نسبتی ندارند و مجلس را با صحنه جنگ اشتباه گرفته اند و ورود اين عزيزان را در ساير عرصهها به سخره ميگيرند.
در كمال بی انصافی نه تنها از اين مديران توانمند و امتحان داده و سخت كوش استقبالی نمی كنند بلكه به تحقير ارزشهای دفاع مقدس كه در وجود اين عزيزان متبلور است می پردازند. نمی دانم شايد هم شناخت دقيقی از قدرت مديريت و توانمندی و قاطعيت و استحكام در برخورد اين عزيزان با مشكلات و معضلات و مفاسد و ضد ارزشها آگاهند و از ورود آنها به عرصههای سياسی و اقتصادی وحشت دارند و علم دارند كه اگر اينها از مسير انتخابات و صندوق آراء كه اين همه از آن دم ميزنند، وارد شوند با استقبال عظيم مردم روبه رو ميشوند و آنگاه كه مسؤوليتها را در عرصههای دولتی بر عهده گيرند ريشه ناكارآمدی را كه دو دهه است گرفتار آن هستيم از بيخ می كنند و انحرافات از انقلاب اسلامی را دور می كنند و به مردم ثابت میكنند كه پيروان واقعی امام علی (ع) قادر به حل مشكلات و معضلات مردم در زمينه معيشت و فقر و فساد و ايجاد اشتغال و عمران و آبادی كشور و رفاه حال مردم هستند. بر مشكلات و غول بيكاری و فقر و فساد غلبه خواهند كرد و كارنامه درخشانی از كارآمدی و حل مشكلات را عرضه می دارند. به هر حال هنوز هم دير نشده است ايران اسلامی ۲ ميليون بسيجی رزم ديده و از جنگ گذشته دارد و صدها و هزاران مدير توانمند و چنانچه فرصت حضور به اين عزيزان داده شود قادرند كشور را اداره كنند و نظام اداری و اقتصادی كشور را متحول كنند. در طی اين ۱۶ سال پس از جنگ بسياری از اين عزيزان به مدارج علمی بالايی رسيده اند و علم و تجربه را به هم آميخته دارند.
با خواندن این سخنان سرشار از وعده و امید غلامعلی رشید به امت حزب الله و همیشه در صحنه، پس از گذشت چهار سال از آن تاریخ ، بدون هیچ تفسیر و تحلیلی، قضاوت نهایی را به شما خوانندگان گرامی وبلاگ دموکراسی واگذار میکنیم.
خبر ویژه
تشدید دستگیری فعالان حقوق زنان در ایران
گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران
در آستانه روز جهانی خشونت علیه زنان یک فعال حقوق زنان دستگیر شد.
بنا به گزارشات رسیده از شهر سمنان خانم فاطمه نبوی ۲۸ ساله روز پنجشنبه ۳۰ آبان ماه در پی احضار او به اداره اطلاعات سمنان معروف به ستاد خبری دستگیر و به نقطه نامعلومی منتقل گردید.
خانم فاطمه نبوی که در یکی از شرکتهای تولیدی سمنان مشغول بکار بود توسط بازجویان وزارت اطلاعات به ستاد خبری فرا خوانده می شود. وی روز پنجشنبه پس از مراجعه به ستاد خبری دستگیر و به نقطه نامعلومی برده می شود. از زمان دستگیری تا به حال هیچ خبری از وضعیت و شرایط ایشان در دست نیست.
خانواده ایشان از روز دستگیری تا به حال بارها به اداره اطلاعات سمنان مراجعه نمودند ولی مامورین وزارت اطلاعات از دادن هرگونه خبری از وضعیت و شرایط ایشان خوداری می کنند،و برخوردی تهدید آمیز و غیر انسانی با این خانواده دارند.
بازجویان وزارت اطلاعات همچنین در هفته های اخیر تعداد زیادی از اعضای خانواده نبوی را به اداره اطلاعات سمنان احضار کردند و آنها راچندین ساعت مورد بازجویی خود قرار دادند و در حین بازجوئی مورد تهدید و فشارهای روحی قرار داشتند.
خانم نبوی سومین زندانی این خانواده می باشد. خانم حمیده نبوی که دارای یک فرزند ۵ ساله است بدلیل اینکه قصد شرکت در مراسم بیستمین سالگرد قتل عام زندانیان سیاسی ۱۳۶۷ را داشتند دستگیر و در یک پروسه چند روزه به یک سال زندان محکوم شد. برادر ایشان آقای سید ظهور نبوی مقاله نویس سرزمین آریائی در حال حاضر در بند ۳۵۰ زندان اوین زندانی است و محکوم به ۵ سال زندان می باشد.
لازم به یاد آوری است تعداد زیادی از زندانیان سیاسی زن در زندانها مختلف ایران بسر می برند خانمها روناک صفارزاده، هانا عبدی، شهلا زرین فر، زهرا اسدپور گرجی، شهناز کیپور، فاطمه جوشن، شهناز غلامی، فاطمه گفتاری و خانم حمیده نبوی می باشند.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، احضار و دستگیری و انتقال به نقطه نامعلوم و بی خبرگذاشتن خانواده ها از وضعیت عزیزانشان را محکوم می کند و از سازمانهای مدافع حقوق زنان و سایر سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای آزادی تمامی زندانیان سیاسی زن در ایران است.
۵ آذر ۱۳۸۷ برابر با ۲۵ نوامبر ۲۰۰۸
وضعیت زندانیان سیاسی فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
خبر ویژه
مهدیه گلرو، صادق شجاعی، سعید فیض الله زاده و مجید دری، چهار دانشجوی محروم از تحصیل دانشگاه علامه بازداشت شدند
گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران
بنابه گزارشات رسیده از دانشگاه علامه طباطبایی،۴ دانشجوی متحصن که تحصن خود را از روز شنبه آغاز کرده بودند نیمه شب گذشته با وحشیانه ترین شکل مورد ضرب و شتم قرار گرفتند و سپس توسط پلیس امنیت دستگیر و به نقطه نامعلومی متقل شدند.
۴دانشجوی متحصن درحالی که سومین روز تحصن خود را پشت سر گذاشته بودند و از شب گذشته همراه با خانواده های خود در دانشگاه در حال تحصن بودند در ساعت ۰۱:۳۰ بامداد مورد یورش وحشیانه نیروهای حراست قرار گرفتند و بشدت آنها را مورد ضرب و شتم قرار داده و کشان کشان از دانشگاه خارج کردند.
حراست دانشگاه از قبل هماهنگیها را با نیروی سرکوبگر امنیت انجام داده بود و هم زمان که دانشجویان متحصن به بیرون دانشگاه برده می شدند ۳ ماشین نیروی انتظامی در انتظار آنها بود به آنها تحویل داده شدند.اعضای خانواده های دانشجویان که در کنار عزیزانشان بودند با بی احترامی و با روشی وحشیانه از دانشگاه بیرون رانده شدند.
دانشجویان اعلام کرده بودند که در صورتی که دستگیر شوند از لحظه دستگیری اقدام به اعتصاب غذا خواهند نمود. آنها هنگام دستگیری به خانواده های خود اعلام کردند که از این لحظه به بعد در اعتصاب غذا بسر خواهند برد.
حراست به دستور وزارت اطلاعات و شریعتی رئیس دانشگاه یورش خودش را علیه دانشجویان آغاز کرد و کسی که مجری این دستورات بود رئیس حراست فردی بنام سیدی و معاون وی دهقان که خود مستقیما در ضرب و شتم و اهانت دانشجویان و خانواده هایشان شرکت داشت.
لازم به یاد آوری است که دانشجویان به خاطر محروم شدن از تحصیل اقدام به تحصن در دانشگاه نمودند. سایر دانشجویان علامه اعلام نمودند که امروز را در اعتراض به دستگیری همکلاسهای خود اقدام به اعتراضات گسترده خواهند نمود و از سایر دانشگاههای کشور خواستار حمایت از آنها شدند.
فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران ، یورش وحشیانه علیه ۴ دانشجوی متحصن را محکوم می کند و از سازمانهای حقوق بشری خواستار دخالت برای آزادی فوری و بدون قید شرط آنها است.
۵ آذر ۱۳۸۷ برابر با ۲۵ نوامبر ۲۰۰۸
خبر دستگیر شدگان فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:
کمیساریای عالی حقوق بشر
کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا
سازمان عفو بین الملل
سازمان دیدبان حقوق بشر
ميرحسين موسوی نامزد مرضی الطرفين؟
روز آنلاین ـ عیسی سحر خیز: در شرايطی که قرائن و شواهد فراوان بيانگر آن
است که سيد محمد خاتمی در حال آماده کردن خود برای اعلام رسمی نامزدی دور دهم رياست جمهوری ايران طی دو سه هفته آينده است، جريان معتدل جناح اقتدارگرا با هدف دور زدن فشارهايی که از جانب رهبری براي حمايت از محمود احمدی نژاد اعمال می شود، ورود ميرحسين موسوی به صحنه انتخابات ۲۲ خرداد ۱۳۸۸را به فال نيک گرفته و چنين تلقی می کند که در برابر روسای جمهور گذشته می تواند نامزد مرضی الطرفين باشد.
دبيرکل حزب موتلفه اسلامی با رد اصلاح طلب بودن ميرحسين موسوی اعلام کرده است که با شناختی که از مهندس موسوی دارد و با توجه به اينکه تعريف مشخصی از اصلاح طلبی از سوی گروههای اصلاح طلبی که بدنبال حضور وی هستند ، ارائه نشده است ، نمی توان مهندس موسوی را به آنها نسبت داد.
محمد نبی حبيبی تاکيد کرده است :متاسفانه عده ای اصلاح طلب نماها هستند که به نام اصلاح طلبی عليه نظام و قانون اساسی در اردوگاه اصلاح طلبان فعاليت می کنند و اين موضوع نمی تواند با نظرات مهندس موسوی همسان باشد، لذا نسبت دادن مير حسين موسوی به مجموعه اصلاح طلبان متناسب با اين شخصيت و سوابق وی نيست.
اين جريان سياسی خاص که فاقد جرات و جسارت لازم برای بيان مخالفت آشکار خود با منويات رهبر کشور است، سعی دارد با طرح افرادی که قابليت نامزد مرضی الطرفين دارند و ورودشان به کارزار انتخابی می تواند زمينه ساز انصراف خاتمی و احمدی نژاد شود، نوعی اجماع جامع الاطراف را شکل دهد. البته شخصيت های حقيقی و حقوقی ديگری در ميان محافظه کاران حضور دارند که با صراحت بيشتری از ميرحسين موسوی برای حضور در انتخابات دعوت کرده و حتی امکان حذف او را توسط رقبای اقتدارگرا مطرح ساخته اند.
عماد افروغ عضو ارشد اصولگرايان مستقل در استقبال از حضور او اعلام کرده است: خبر دارم که حتی دوستانی از جريان اصلاح طلب به فراجناحی بودن ميرحسين موسوی اعتراف می کنند... اگر موضع گيری من، آقای موسوي را برای کانديداتوری در انتخابات رياست جمهوری تشويق می کند از همين جا ايشان را برای حضور در انتخابات دهمين دوره رياست جمهوری دعوت می کنم . البته طبيعی است که عده يی سعی کنند از حضور ميرحسين موسوی که می تواند از سبد آرای بالايی در انتخابات رياست جمهوري دهم برخوردار باشد جلوگيری کنند که يک رقيب جدی را از صحنه انتخابات خارج سازند.
رهبران موتلفه که پيش از اين به صراحت گفته بودند نامزد شدن يک فرد روحانی را بر شخصی چون احمدی نژاد ترجيح می دهند، اما در پی صدور فرمان فراقانونی دور و بر علی اکبر ناطق نوری را خالی کرده و حمايت از طرح انتخاباتی او را کنار گذاشتند و خود را ناغافل در مسير بن بست غيرقابل برگشتی گرفتار ديده اند، اکنون به دنبال آن هستند که با طرح اصلاح طلب نبودن ميرحسين موسوی با يک تير دو نشان بزنند. اول اينکه رقيب قدری برای جبهه اصطلاح طبان بتراشند تا شايد بدون هزينه، خاتمی به عنوان نامزدی غيرقابل رقابت، از دور انتخابات حذف شود. دوم اينکه احمدی نژاد که هر روز کشور را بيشتر به ورطه سقوط سياسی و اقتصادی نزديک کرده و آينده سياسی جريان راست را با حضور خود به خطر انداخته و حتی حمايت ده بيست درصدی مردم از اقتدارگرايان را خدشه دار کرده است، در پايان دوره چهار ساله رياست جمهوری نهم با سلام و صلوات کنار برود.
البته اين خط مشی ای است که می توان حدس زد بسياری از جريان های معتدل تر اقتدارگرا به آن روی خوش نشان دهند، اما چون حزب موتلفه اين گونه حاضر به افشا و طرح غيرمستقيم آن نيستند.
طبيعی است که ميرحسين موسوی با پيشينه سياسی و ديدگاه اقتصادی روشنی که دارد نمی تواند نامزد ايده آل چنين جريان هايی باشد، اما شرايط سياسی خاص حاکم بر کشور، در اوضاع کنونی که از يک سو خاتمی به عنوان نامزد اصلی از سوی بدنه اصلی اصلاح طلبان مطرح است و احمدی نژاد هم با اصرار رهبری و حمايت بخشی از نيروهای نظامی ـ امنيتی اصرار بر آمدن دارد، نام او را در منتهی عليه چپ نامزدهای راست قرار می دهد. نامزدی که با حضور خاتمی در صحنه انتخابات به طور مسلم در اولويت آخرحمايت از نامزدهايی چون ناطق نوری، ولايتی، توکلی، پورمحمدی، رضايی، لاريجانی، قاليباف و... قرار می گيرد.
اما در اين سو، جبهه اصلاح طلبان و تحول خواهان، اوضاع به طور کامل دگرگون و برخورد با نامزدی ميرحسين موسوی در عمل گرم و تشويق کننده است، البته با اما و اگرها و شرط و شروط مشخص. بعيد است که در اين جناح به جز حزب اعتماد ملی و شخص شيخ مهدی کروبی جريانی را بتوان يافت که از ورود نخست وزير دهه اول انقلاب به کارزار انتخاباتی استقبال لازم را نکند. فردی که طی دو دهه گذشته، به جز دوره دوم رياست جمهوری خاتمی، همواره در چنين ايامی، مورد عنايت خاص و تشويق و ترغيب جريان های سياسی قرار می گرفته است تا از فضاي دنج و خلوت آتليه ها و گالری های هنری به صحنه پر شور و شر اجتماع بازگشته و خود را برای بازگشت به مسند قدرت، اين بار در کسوت رياست جمهوری، آماده کند.
اگر در دوره دوم رياست جمهوری هاشمی رفسنجانی، اين آيت الله خامنه ای بود که مشوق او برای به صحنه آمدن در انتخابات ۷۲ بود، در پائيز و زمستان سال های ۷۵، ۸۳ جريان سياسی به اصطلاح چپ بودند که پاشنه در خانه و دفتر موسوی را از جا می کندند که در انتخابات ۷۶ و ۸۴ نامزد شود. تلاش هايی که با توجه به گذر زمان از نگاه نسل دوم و سوم انقلاب که در حافظه تاريخی خويش سايه ای مبهم يا جايی خالی می ديده و می بيند، شگفت آميز و سوال برانگيز بوده است. اين خلا و ابهام به گونه ای بوده است که حتی گروهی از آنان در واکنش در برابر اين نوع اخبار و گزارش ها از پدر و مادر خود سوال می کرده و می کنند که اين ميرحسين موسوی ديگر کيست؟ و چون پاسخ می شنوند که نخست وزير دوران جنگ تحميلی که در زمان او اوضاع اقتصادی کشور و سطح زندگی مردم با وجود جنگ و تحريم اقتصادی خيلی بهتر از اوضاع کنونی بود، سری به حسرت تکان می داده و می دهند و گاه زير لب مي گويند: آهان!
پرسشی که برای اکثر کنشگران اجتماعی و فعالان حقوق بشر، جنبش های دانشجويی، زنان و... با شاخ و برگ هاي بيشتری مطرح است و هرچه از تفکرهای مذهبی دور و به جريان های دگرانديش سکولار نزديک تر می شويم سوال ها متنوع تر و ابهام ها بيشتر. اما در ميان فعالان اصلی صحنه سياست ايران اوضاع بيشتر روشن و شفاف است، هر چند که در اينجا نيز تعداد پرسش ها فراوان.
بر اين اساس، اگر ميرحسين موسوی تصميم به بازگشت به صحنه سياسی کشور و لخت شدن در کارزار انتخابات رياست جمهوری ۸۸ دارد و اگر هدف او از مطرح شدن نامش، نه آن گونه که بخشی از بدنه اصلاح طلب می گويد که برای تشويق و ترغيب خاتمی به آمدن است، بلکه حرف و سخن گروه ديگر است که تاکيد دارد که اين بار اوضاع متفاوت است و نگرانی هاي ميرحسين از اوضاع بحراني کشور بسيار عميق تر و گسترده تر، وی ابتدا بايد به يک سوال کليدي جواب دهد و سپس پاسخ های روشن و شفافی بيابد برای پرسش های متعدد و متنوع ديگر.
جواب اين سوال که روشن شد، آن گاه اين پرسش ها مطرح خواهد شود که
طبيعی است که در حول و حوش اين پرسش ها، سوال های متعدد موردی ديگری هم مطرح شود که برگزاری يک مصاحبه مطبوعاتی و راديو تلويزيونی داخلی و خارجی می تواند پاسخگوی بخشی از آن ها باشد. حتی انجام يک مصاحبه اختصاصی با رسانه ای نزديک يا پرداختن به اين مباحث در مقاله ای جامع می تواند تا حدی اثرگذار باشد، بخصوص نسل دوم و سوم جامعه را با شخص موسوی آشناتر ساخته و از مواضع و ديدگاه های جديدش آگاه کند.
حتی اگر هيچ کدام از اين انتظارهای منطقی هم برآورده نشود، باز بايد به استقبال حضور ميرحسين موسوی در کارزار انتخاباتی پيش رو رفت و اميدوار بود که او در صحنه عمل ابهام زدايی های لازم را انجام دهد و به ويژه نسبت خود را با اصلاحات، اصلاح طلبی و اصلاح طلبان و تحول خواهان روشن سازد.
طبيعی است که بر خلاف جريان های محافظه کار و اقتدارگرا که عمدتا از تعدد نامزدها و گرم شدن فضای انتخاباتی بيم و هراس دارند و حتی حاضرند که دستور صادر کنند که فتيله ها را پائين بکشيد يا تبليغات انتخاباتی زودهنگام را کنار بگذاريد، جبهه گسترده اصلاح طلبان و تحول خواهان از تکثر نامزدها و داغ بودن مباحث سياسی انتخاباتی استقبال می کند و رسيدن به نامزد واحد يا حتی مشارکت يا عدم مشارکت در انتخابات، اکنون مسئله ای اصلی اش نيست.
مسئله اصلی اينک اين است که بتوان از فرصت انتخاباتی حداکثر استفاده را برد و در ماه های پيش رو به گسترش فضای چند صدايی، محيط چند رسانه ای و تجمع های چندگانه و چند جانبه کمک کرد و در موج و موج هايی که مسلما ايجاد می شود، بهتر و بيشتر به حفظ منافع ملک و ملت پرداخت.
ورود ميرحسين موسوی به اين صحنه، چه از جايگاه اصلاح طلبی مصطلح باشد يا محافظه کاری مورد نظر اقتدارگرايان، و حتی در ماهيت نامزد مرضی الطرفين، به هيچکس جز تماميت خواهان صدمه نخواهد زد. وی اگرچه به معنای واقعی کلمه در اين سال ها در صحنه شطرنج سياسی کشور حضوری علنی و اثر گذار نداشته است، اما طبيعی است که از چندان هوش و درايت سياسی لازم برخوردار است که بداند چرا ضرورت دارد که در کارزار انتخابات رياست جمهوری حضوری موثر و دست اول داشته باشد و در روزهای پايانی انتخابات اين تصميم نهايی خود را بگيرد که بماند و يک پای اصلی ماجرا باشد يا در آخرين لحظات کنار برود، و اگر کناره گيری کرد به نفع چه کسی و چه جريانی.
اکنون وقت امتناع و دادن پاسخ منفی به اين گروه يا آن جريان نيست. ورود ميرحسين موسوی اگرچه زير پای احمدی نژاد را هر چه بيشتر شل خواهد کرد و ديگر نامزدهای جريان محافظه کار و اقتدارگرا را نيز برای اتخاد تصميم نهايی به هر چه بيشترانديشيدن وادار خواهد کرد يا نيامدن، در جبهه اصلاحات هيچ بار منفی نخواهد داشت و به احتمال قريب به يقين اندک ترديدی در تصميم نهايی نامزدهای اصلی اصلاح طلبان و تحول خواهان برای انجام وظيفه تاريخی خود ايجاد نخواهد کرد. چه کروبی، چه خاتمی، چه نوری و چه...
پس چنين فرصتی را به آسانی نبايد از دست داد.
خبر ویژه
تبعید آیت الله کاظمینی بروجردی به زندان یزد
گزارش فعالان حقوق بشر و دموکراسی در ایران
روز گذشته مورخه ۳ آذرماه پس از ضرب و شتم و انتقال آيت الله بروجردی به نقطه ای نامعلوم و بي نتيجه ماندن پيگيريهای خانواده ايشان از مسئولان زندان ، نهايتا خانواده نگران آيت الله بروجردی در مقابل دادگاه ويژه روحانيت بعنوان مسئول مستقيم پرونده آقای بروجردی اقدام به تجمع و اعتراض نمودند.اين تجمع پس از پيگيری سرنوشت آيت الله بروجردی توسط رياست دادگاه ويژه روحانيت پايان يافت ، مسئول مذکور طی تماس با زندان يزد خبر حضور ايشان را در آن زندان به خانواده آقای بروجردی دادند و همچنين وعده تماس ايشان در اسرع وقت با خانواده.
پيرو گفتگوهای صورت گرفته آيت الله بروجردی از زندان مذکور با خانواده خود تماس گرفت و عنوان نمود به علت بسته بودن چشمانش نميداند به کجا منتقل گرديده است اما مسئولين مربوطه عنوان می نمايند که اينجا زندان يزد می باشد. نامبرده همچنين با اشاره به ضرب و شتم خود از تشديد ناراحتی کليوی خود بعلت رفتار غير انسانی مسئولان در زمان انتقال و ورود به زندان يزد خبر داد.
ناز و کرشمه نظامی در سایه ناکارامدی سیاسی ، اقتصادی ، فرهنگی و...
سردار!!! دشمن براندازت ، ناکارامدی است و بس
خبر اول: پاسدار سيد محمد حجازی جانشين فرمانده كل سپاه هشدار داد اگر بناست به جمهوری اسلامی خسارتي وارد شود، هر كس كه با دشمن ما همكاری كند بايد خسارت بيشتری ببيند.
وی عصر روز شنبه و در دومين روز از هفته بسيج در جمع دانشجويان دانشكده مهندسي مكانيك دانشگاه خواجه نصير گفت غربی ها میگويند جمهوری اسلامی در سال ۲۰۲۵ به يكي از قدرتهای بزرگ جهان تبديل خواهد شد كه ما اعلام می كنيم محاسبات شما كمی دير است و انشالله ما زودتر از اينها به يكی از قدرتهای بزرگ جهان تبديل خواهد شد كه البته بايد سختی های اين راه را نيز تحمل كرد.
حجازی همچنين تشكيل سپاههای ۳۱ گانه را بی ارتباط با نوع تهديدات اخير ندانست و اظهار داشت: سعی داريم تا با ايجاد وحدت فرماندهی در سطح استانها، موجب تقويت نيروها و صرفهجويی در تجهيزات و امكانات شويم. وی افزود: اين امر را بعيد نمی دانيم كه استكبار جهانی كه آخرين روزهاي عمر خود را سپری ميكند، حركت غير معقولی انجام دهد، هرچند ما در جنگطلبی دموكراتها را كمتر از جمهوری خواهان نمیدانيم.
وی با تاكيد بر اينكه تسليحات نظامی ما قادر است تا هر دشمنی را زمين گير كرده و خسارات و لطمات زياد و غيرقابل پيشگيری به آن وارد كند، گفت: ممكن است آنها شروعكننده جنگ باشند ولی قطعا پايان جنگ با آنها نخواهد بود و اين حركت نامعقول، گردابی بسيار بزرگتر از گرداب عراق و افغانستان باشد كه تمام موجوديت آنان را در خود غرق كند.
حجازی افزود: بهتر است آمريكايی ها به گزارش های مؤسسات اطلاعاتی خود گوش دهند كه گفتهاند در صورت آغاز جنگ با جمهوری اسلامی، در همان ساعت اول، دو شناور بزرگ آمريكا توسط نيروهای جمهوری اسلامی در آب های منطقه غرق خواهند شد.
خبر دوم: دریا دار حبيب الله سياری، فرمانده نيروی دريايی ارتش جمهوری اسلامی صبح یکشنبه در نشست خبری با خبرنگاران گفت: ما اعلام می کنيم توان بستن تنگه هرمز را داريم و اگر لازم باشد و احساس کنيم منافع جمهوری اسلامی در خطر است اين کار را انجام می دهيم.
فرمانده نيروی دريايی ارتش در پاسخ به سوالی مبنی بر برنامه نيروی دريايی برای تنگه هرمز و بستن آن گفت: ماموريت نيروی دريايي دفاع از مرزهای آبی کشور است و ما با برنامه ريزی های خاص آماده جان فشانی در اين راه هستيم. وی تاکيد کرد: ما هيچ وقت نگفتيم تنگه هرمز را می بنديم اما اعلام مي کنيم توان اين کار را داريم و اگر لازم باشد و احساس کنيم منافع ما در خطر است اين کار را انجام مي دهيم.
فرمانده نيروی دريايی ارتش، در ادامه درباره حضور نيروهای خارجی در آب های منطقه، گفت: نيروهای فرامنطقه ای در آب های آزاد حضور دارند و اين نامشروع و مورد قبول ما نيست اما به هر حال به خاطر توافق با ساير کشورها هم اکنون آن ها حضور دارند. وی همچنين اعلام کرد: رزمايش اتحاد ۸۷ به منظور نشان دادن توانمندی های رزمی و دفاعی نيروی دريايی، دوم آذرماه در منطقه دريای عمان برگزار خواهد شد.
خبر سوم: پاسدار محسن رضایی دبير مجمع تشخيص مصحلت نظام با تاكيد بر اينكه در شرايط حساسی قرار داريم، گفت: در پنج سال گذشته سه بار تا آستانه درگيری جلو رفتيم كه البته اين موضوع از طرف آمريكا بوده و شايد تنها يك دستور تا درگيری باقی مانده بود.
وی در پاسخ به سوالی درباره وضع دفاعی جمهوری اسلامی و توانايی مقاومت در برابر آمريكا گفت: وضع دفاعی ما در رابطه با آمريكا بسيار حساس است. با توجه به اينكه چيزي به پايان عمر حكومتي بوش نمانده است هنوز هم گاهی خبرهايی درج می كنند كه چيزهايی در ذهن آمريكا می گذرد.
خبر چهارم: پاسدار غلامعلی رشید جانشین فرمانده ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی با بیان اینکه ایران در آستانه جنگ احتمالی قرار دارد بر لزوم تقویت عرصه های نظامی و دفاعی نظام تاکید کرد.
وی روز شنبه در همایشی که از سوی سازمان پدافند غیرعامل کشور برگزار شد، به تهدیدات علیه جمهوری اسلامی اشاره کرد و گفت: متاسفانه عده ای ساده اندیش تصور می کنند با تغییر رئیس جمهوری در آمریکا تهدیدات آمریکا علیه ما تغییر خواهد کرد. تهدیدات آمریکا در طول پنج، شش سال گذشته اهدافی را دنبال می کرد از جمله تلاش برای تغییر ساختار نظام و به قول خودشان براندازی نظام. به دو طریق حمله نظامی مانند کاری که در عراق انجام داده اند و نیز انجام انقلاب های مخملی با هدف ایجاد خاورمیانه جدید.
وی با طرح این سوال که چرا هنوز طبل جنگ در برابر جمهوری اسلامی خاموش نمی شود، خاطرنشان کرد: تهدیدات آمریکا ساختارمند شده است و در منطقه پایگاه های نظامی ایجاد کرده اند. این تهدیدات ساختاری بسیار خطرناک است. امروزه آمریکایی ها وارد فضاهای عملیاتی شده اند و دائم برای حفظ آمادگی برای جنگ اقدام می کنند.
رشید اظهار کرد: ساده اندیشی است اگر فکر کنیم تغییر دولت در آمریکا به معنی تغییر ماهیت تهدیدات علیه جمهوری اسلامی است. ما سه منطقه آسیب پذیر شمال غرب، جنوب شرق و خوزستان را داریم که باید به آنها توجه ویژه کنیم. وی در پایان تاکید کرد: كاهش قیمت نفت، احتمال حادثهسازی از سوی اسرائیل و القاعده و تحولات اجتماعی احتمالی، سه تهدید عمده هستند. تهدید سوم ناشی از همان سادهاندیشیهایی است كه پیشتر عرض كردم و در این زمینه ممكن است حوادثی مانند ۱۸ تیر داشته باشیم كه باید در این زمینه مراقبت كنیم.
خبر پنجم: پاسدار محمد جعفر اسدی فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران روز شنبه در مراسم شب شعر بسیج جامعه پزشكی گفت: اگر نگاهی به دور تا دور كشور كنیم می بینیم كه جغرافیای كشور ما و كشور شیطان بزرگ پیداست و استكبار جهانی از آن سوی كره زمین در اطراف ما چه میخواهد و برای چه آمده اند.
وی افزود در سالهای اخیر دشمن بسیار بر طبل جنگ زده است. آنها دستگیره ای بنام انرژی هسته ای ساخته اند و می خواهند با استفاده از این دستگیره به هر قیمتی جنگ راه بیندازند.
شورای ملی اطلاعات آمریکا: نفوذ ایالات متحده در جهان در آینده کاهش میابد
تازهترین گزارش شورای ملی اطلاعات ایالات متحده نشانگر آن است که تسلط اقتصادی، سیاسی و نظامی ایالات متحده طی دو دهه آینده رو به افول خواهد گذاشت.
گزارش ۱۲۰ صفحهای این شورا، که تحت عنوان "روند جهانی تا سال ۲۰۲۵ " منتشر شده، عمدتا تحولات میان مدت و بلندمدت آمریکا را بررسی میکند. نویسندگان گزارش شورای ملی اطلاعات آمریکا (NIC) از گسترش سلاحهای هستهای و خرابکاری در شبکههای اطلاعرسانی به عنوان حادترین تهدیدهای جهانی نام بردهاند و پیش بینی کردهاند که جنگهای تازهای در جهان بر سر آب و کمبود مواد غذایی در خواهد گرفت.
گزارش شورای ملی اطلاعات ، هر چهار سال یک بار و در آستانه آغاز دوره جدید ریاست جمهوری در آمریکا منتشر میشود و این بار آیندهای سرشار از مخاطره را برای رییس جمهوری منتخب آمریکا، باراک اوباما، پیش بینی کرده است.
بر پایه گزارش جدید، آمریکا طی سه دهه آینده کماکان قدرتمندترین کشور جهان خواهد بود اما به علت کاهش تواناییهای اقتصادی و نظامیاش، نفوذ و تسلط گذشته را نخواهد داشت. این شورا در گزارش سال ۲۰۰۴ خود، تصویر رضایتبخشتری از موقعیت جهانی ایالات متحده ترسیم کرده بود که از تداوم نفوذ و تسلط ایالات متحده حکایت داشت. این پیش بینی توأم با بدبینی بخشی از حاصل یک سال تحقیق و بررسی شورای ملی اطلاعات آمریکاست.
گزارش سال ۲۰۰۸ میافزاید که در نظم آینده جهانی، برزیل، هند، روسیه و چین، جزو بازیگران اصلی خواهند بود. این گزارش تأکید میکند که ثروت جهانی به طرز بیسابقهای از غرب به شرق انتقال خواهد یافت و افزایش جمعیت جهانی به میزان یک و نیم میلیارد نفر، به رقابتی تنگاتنگ برای دسترسی به آب و غذا و انرژی دامن خواهد زد. بر این اساس، چین تا سال ۲۰۲۵ دومین قدرت اقتصادی دنیا خواهد بود و در عین حال به بزرگترین واردکننده مواد خام و آلاینده مبدل خواهد شد.
بر پایه این گزارش، کشورهای سرکش و گروههای تروریستی به سلاحهای هستهای دست خواهند یافت و بنابراین، ناامنی در سطح جهان گسترش مییابد. در بخشی از این گزارش همچنین آمده است که نفوذ القاعده، به علت ایدئولوژی مبتنی بر خشونت و اهداف تحقق ناپذیر استراتژیک، کاهش خواهد یافت و جنبشی عمومی نخواهد شد.
گزارش شورای اطلاعات آمریکا در عین حال پیشبینی میکند که بر اهمیت ژئوپولتیک کشورهای مسلمان غیرعرب، مانند ایران، ترکیه و اندونزی، افزوده خواهد شد و ایران، در صورتی که نظام دین سالاری خود را کنار بگذارد، میتواند نقش عمدهای در نظم نوین جهانی ایفا کند.
در بخش دیگری از این گزارش به برنامه هستهای ایران اشاره شده و آمده است که نگرانی شماری از کشورها درباره برنامه هستهای ایران و امکان دسترسی تهران به سلاح هستهای میتواند به پیمانهای امنیتی این کشورها با قدرتهای خارجی منجر شود و شماری از آنها ممکن است درصدد دستیابی به سلاح برآیند. به گفته نویسندگان این گزارش، چنین وضعیتی میتواند سوریهای خطرناک بر رقابتهای کنونی بر سر به دست آوردن رهبری منطقه بیفزاید.
در عین حال گسترش توانایی نظامی هستهای باعث خواهد شد که کشورهای ضعیفتر درصدد کسب حمایت کشورهایی باشند که سلاح هستهای دارند. در حالی که به شمار قدرتهایی که توانایی ارائه چنین حمایتی را دارند نیز افزوده خواهد شد.
گزارش شورای ملی اطلاعات میافزاید: گسترش فنآوری هستهای و امکان افزایش شمار کشورهای دارای سلاح هستهای باعث نگرانی جامعه جهانی است و این خطر هم وجود دارد که شماری از این کشورها پس از تولید سلاح هستهای گروههای تروریستی را در امکانات و دانش خود سهیم کنند.
خوانندگان عزیز وبلاگ دموکراسی میتوانند این گزارش را از ماخذ اصلی آن و از اینجا ملاحظه نمایند.
خبر ویژه
حسنی: نظام اسلامی ایران به رهبری امام خامنه ای ۱۰۰درصد وصل به حکومت امام زمان (عج ) است!؟
غلامرضا حسنی نماینده ولی فقیه در استان آذربایجان غربی و امام جمعه ارومیه در آخرین فرمایشات گوهر بارش مدعی شد نظام کنونی ایران و ولی فقیه آن صددرصد (نه حتی ۹۹ درصد) وصل به حکومت امام زمان است!

غلامرضا حسنی نماینده ولی امر مسلمین جهان
وی در خطبه های نماز جمعه این هفته ارومیه ضمن حمایت همه جانبه از محمود احمدی نژاد، گفت : از دکتر محمود احمدی نژاد، رییس جمهوری بسیجی ما که عدالت را در جامعه اجرا می کند، سپاسگزاری می کنیم. امروز اندیشه ولایت مطلقه فقیه در جامعه اسلامی ما شکل گرفته است و آمریکا و سایر دشمنان امت اسلامی نمی توانند به هیچ وجه اندیشه ولایت فقیه را از مردم مسلمان ایران و مسلمانان جهان بگیرند. وی سپس تاکید کرد: امروز نظام اسلامی ایران به رهبری امام خامنه ای صد درصد وصل به حکومت امام زمان (عج) است و ما به این حکومت افتخار می کنیم!