پوپولیست زیر پوست جامعه ایرانی
سایت مدرسه فمینیستی- طلعت تقی نیا: محمد "ح" مرد رمالی در قم و در حاشیه تهران به بهانه بخت گشایی و حل مشکلات زن هایی که به او مراجعه می کردند حداقل به ۷۰ زن تجاوز کرد و درد آورتر آن که تجاوزشدگان از ترس باطل شدن سحر و جادو سکوت کردند! دخترجوانی که برای بخت گشایی به خانه این مرد رفته بود مورد تجاوز قرار می گیرد. او تنها دختری بود که از این مرد شکایت کرد و موجب دستگیری وی توسط نیروی انتظامی قم شد!
نقش فرهنگ و حکومت ها در ترویج خرافات
اندیشه حاکم محوری و مطلق نگری حاکمان، شیوه جدا کردن مردم از حکومت هاست. مردم روز به روز رشد می کنند اما حاکمان هم چنان دنباله رو سنت و اسطوره و تاریخ گذشتگان هستند. و طبیعتا مردمانی را می پسندند که دنبال کنکاش و پرس جو و چرائی امور نباشند. در بعضی مواقع حکومت ها برنامه هایی را تبلیغ و تدارک می بینند که در حد توده عوامی است که طرفدار خرافه هستند. پیوسته شعار حکومت دفاع از توده مردم است. می گویند مردم این گونه می خواهند و خواست مردم چنین است و باید بر اساس خواسته های مردم عمل کنیم اما توضیح نمی دهند کدام قشر از مردم؟ مردم اهل پرسش، مردم اهل دیالوگ، مردم باسواد، مردم مسئول، وکلا و حقوقدانان، جامعه شناسان، روانشناسان، روانپزشکان یا زنانی که از تبعیض و نابرابری در رنج اند؟ این اقشار از مردم جایگاه شان کجاست و در کدام طبقه از مردم قرارمی گیرند؟ و چرا حاکمان از این دسته از شهروندان سخن نمی گویند؟ و چرا حکومت مشارکت و برنامه این طیف وسیع از مردم را نمی پذیرد؟
درواقع حاکمان حتی پیشروتر از توده مردم ساده ای که گرفتار و درگیر حداقل های زندگی هستند، حرکت نمی کنند، مردمی که موقعیتی برای یادگیری نداشته اند، مردمی که امکان تحرک اجتماعی نداشته اند. ممکن است کسانی حداقل سواد را هم داشته باشند اما کمتر با علم و تجربه و توانایی اندیشیدن به عنوان ابزاری برای پیدا کردن راه حل های منطقی سر و کار دارند. این افراد بیشتر مستعد خرافه اندیشی و باور به موهومات هستند چرا که چنین باورهایی آسان تر و در دسترس تر قلمداد می شود. توده مردم نیاز به قانون و آموزش و داشتن امکانات محلی ارزان و در دسترس دارند. مشاوران دلسوزی می خواهند که به راحتی بتوانند آن ها را ببینند و صحبت کنند و از آن ها بیاموزند. درواقع حاکمان آگاهانه و هدفمند و توده مردم ناآگاهانه وارد داد و ستدی می شوند که نتبجه آن تسلط فرهنگ خرافه و موهومات درجامعه است. جادو بر اساس تلقین و خود فریبی است. معمولا اغلب آدم های تحقیر شده و مستاصل به دامان خرافه پناه می برند، افرادی که توهم و نقطه ضعف دارند تا آن جا که ارتباط با خدا هم به صورت کاسب کارانه در آمده است.
هنگامی که چنین ماجراهایی را می شنویم اولین پرسشی که به ذهن می رسد آن است که چگونه ۲۰۰ قربانی این مرد به مراکز پلیس شکایت نمی کنند و آن ها را در جریان چنین فاجعه ای قرار نمی دهند؟ چه موانعی آن ها را از افشای حقایق باز می دارد؟ پلیس عکس رمال را در روزنامه ها منتشر می کند و خواستار شکایت خشونت دیدگان از وی می شود اما مردم هیچ شکایتی از رمال نمی کنند. چون شکستن تابو های فرهنگی برایشان سخت است. چون به آینده ای که در پیش رو دارند مطمئن نیستند . چون به حمایت از خویشان و اجتماع مطمئن نیستند. چون خود و اطرافیانشان به این باور نرسیده اند که خشونت کننده باید شرمسار باشد چون مجرم است نه خشونت دیده که فقط اشتباه کرده است .
زندگی روزمره انسان ها در یک نگاه کلی به هم شبیه است تنها در مواجهه با مشکلات و تنگناهای زندگی است که انتخاب های ما می تواند تفاوت بیافریند و به شخصیت های متفاوت معنا ببخشد. برخی از زنان در رویارویی با بحران ها، تنگناها و نامهربانی های زندگی قبل از هر اقدام به پیش پا افتاده ترین راهکارها روی می آورند و راه خانه دعانویس ها و رمال ها و طالع بینان و غیب گویان را پیش می گیرند و چشم امید به سحر و جادو می دوزند و با گریز از واقعیات سخت و ملموس به دنیای مبهم و دست اندرکاران دروغ و فریب دل می بندند تا این تجارت پر سود را رونق بخشند. در این میان بخش بزرگی از باورهای این چنینی خواسته یا ناخواسته در طول زمان با اعتقادات رایج آمیخته شده و این جاست که زنگ های خطر برای بر حذر داشتن مردم از اختلاط واقعیت و خرافه به صدا در میاید. اگر ساختار و روش یک جامعه به دور از قدرت های مبالغه آمیز و نیروهای اغراق آمیز باشد و هدف یک جامعه بر مبنای بالا بردن سطح دانش مردم، پیش گیری و راهیابی باشد این تعداد زن به جای سواد آموزی و افزایش مهارت های زندگی و مراجعه به مراکز روانشناسی و روان پزشکان و از همه مهم تر دانستن حقوق شهروندی خود در شرایط سخت به این گونه افراد پناه نمی برند که خشونت را این چنین باز تولید کنند.
رابطه بین خرافات و فرودستی تاریخی
زنان به دلیل فرودستی تاریخی و دسترسی کمتر به فرصت های آموزشی و اجتماعی و اقتصادی و تحت فشار قوانین تبعیض آمیز استعداد بیشتری برای پذیرش خرافات و مراجعه به رمال ها و دعا نویس ها دارند . زنان آن گاه که از حمایت های قانونی ناامید می شوند و قانون را در جهت مناقع و عملکرد شوهرانشان می بینند، تمام اعتماد به نفس خود برای ادامه زندگی را از دست می دهند. آنها مستاصل به دنبال دست آویزهای بیهوده می روند که بر درد سر و مشکلاتشان افزوده می کند. سادگى بیش از حد و اعتقاد به خرافات بى اساس، دست شیادان را براى کلاهبردارى باز می گذارد.
خرافات و رسانه
مردم دوست دارند همه چیز به سادگی و راحت اتفاق بیافتد. سریال های متعدد و مختلف حوادث غیر واقعی را در خانه های شیک و مسحور کننده نشان می دهند. این ها همه در جهت سریه زیری، تحمل و تشویق الگوی زن خوب فرمانبر پارسا عمل می کنند. در زندگی واقعی می بینیم که هیچ زنی تحمل وجود زن دیگری را ندارد و بهر طریق می خواهد رقیب را از صحنه زندگیش خذف کند در فیلم ها همسر اول پذیرای همسر دوم است و در جهت حذف مرد با هم متحد میشوند و یا در یک سریال بنام "راز " که از تلویزیون پخش میشود. پیام و اندیشه ای که این فیلم در میان مردم تقویت می کند این است که کافی است آرزوی هر چیزی را بکنید تا حتما به آن برسید. در واقع فیلم بر این اساس که شما هرچه را که به آن فکر کنید می توانید جذب کنید و کائنات آماده است تا آرزوی شما را بر آورده کند، ساخته شده است. چه کسی از تاثیر رسانه بی خبر است وچه کسی از این نوع تفکر سود می برد ؟ تاثیر این فیلم اگر چه بر همه یکسان نیست اما بر افرادی تاثیر می گذارد که مخاطب بی چون چرای تلویزیون هستند و به جای حل مشکلات و تلاش برای رسیدن به خواسته هایشان می نشینند و به خواسته هایشان و آرزوهایشان فکر می کنند. سینما و فیلم می تواند یک آینه تمام نما و واقعی از حوادث ومعضلات اجتماعی باشد و می تواند نقش مهمی در ارتقای فرهنگ مردم داشته باشد، امری که در رسانه ملی ما متاسفانه عکس آن را شاهدیم.
ظرفیت و سازگاری زنان نیز مرزی دارد و از شرایط سخت و غیر انسانی مسایلی مثل پرخاشگری ، آدم کشی و پناه بردن به دعا و نیاز و فال گیرها زاده میشود. در چنین اوضاعی نداشتن سواد و موقعیت های مالی واجتماعی ، نبود مدیریت های قانونی و منطقی و بر خورد قهر آمیز با هویت زنانه و ندیده گرفتن نیازهای انسانی فرد، فاجعه را عمیق تر می کند .
تنها قانون مجازات کار ساز نیست
بنا به ماده ۱ قانون تشدید این گونه اعمال جرم محسوب میشود ومجازات حبس از دوماه تا ۱۰ سال و انفصال از خدمات دولتی و پرداخت نقدی است. اما با وجود این شهرها پر است از این گونه خدمات خرافی. آن هم با قیمت های گزاف. مراجعه کنندگان که عمدتا زنان هستند چون راه حل های قانونی را نمی دانند و یا راه حل های قانونی برای آنان وجود ندارد و امکان دسترسی به مشاور انی مطلع ندارند و از همه مهم تر یاد نگرفته اند برای مشکلاتشان می توانند از راه های قانونی و مشاوره کمک گیرند و از همه مهم تر بضاعت این کار ر ا ندارند . چگونه میتوان درست را از نادرست تشخیص داد وقتی مدام گذشته تازه می شود. بنابراین آسانترین و در دسترس ترین راه پناه بردن به این گونه افراد است .
فال و فاگیری در دنیای مجازی
از فال گیر دوره گرد خیابانی تا دعانویس های بی سوادی که ویزیت های بالای ۵۰۰ هزار تومانی دریافت می کنند تا فال ورق تا فال قهوه که بنا بر میزان مشکلات قیمت های آن نیز از ۵۰۰ تومان تا مبالغ میلیونی در نوسان است، بساط پر رونقی به قیمت کلاه گذاشتن بر سر انسان های دردمند و یا بی درد است . کاسبی خوبی است اگر به اخلاق و انسانیت کار نداشته باشی. خدمات خرافی به شکل مدرن به حیطه اینترنتی نیز رسیده است. بر اساس آخرین اطلاعات موتورهای جست جو گر اینترنتی بیش از دو میلیون و ۱۷۰ هزار صفحه در بخش فارسی خدمات فال گیری وجود دارد که اطلاعات در باره انواع فال را در اختیار کاربران قرار می دهد. بسیاری از سایت ها کتاب های طالع بینی هندی، ژاپنی و چینی بیش از قیمت روی جلد فروخته می شوند. فال های اینترنتی از طریق واریز پول به حساب بانکی به دست طالبان فال می رسد .
رونق بازار فاگیران به خارج ازمرزها هم کشیده شده است. فال گیرهای تهرانی با دریافت هزینه تلفن به دلار به مشتریان خارج ازکشور هم سرویس میدهند. خیلی از فال گیرها بنا به موقعیت شان دربرج های شیک و مدرن دفتر کار دارند و با تعیین وقت از مشتریان پولدار و طیف متنوعی از زنان پذیرائی می کنند و این چرخه معیوب را رونق می بخشند.
حاج سعید امامی خطاب به تیم عملیاتی ترور فروهرها: روزه همه امروز قبول است!
داريوش فروهر و همسرش پروانه اسكندری عصر روز یکشنبه يكم آذرماه سال ۱۳۷۷ در منزل شخصيشان واقع در محله فخرآباد تهران با ضربات چاقو به قتل رسيدند. چندی بعد در روزهای دوازدهم و هجدهم آذرماه با كشف جسدهای دو نويسنده ديگر محمد مختاری و محمدجعفر پوينده تقريبا ترديدی در عقيدتی و سیاسی بودن این قتل ها باقی نماند. قتل این دو منتقد جدی حاکمیت و توطئه برای قتل دهها دگرانديش و مخالف سياسی چنان در رسانه های جهان بازتاب يافت كه رئيس جمهور وقت اين قتل ها را محكوم كرد و نفرت انگيز خواند و پس از آن با فشار فراوان سید محمد خاتمی به وزارت اطلاعات ، آن وزارتخانه با انتشار اطلاعیه ای انجام قتلها توسط پرسنل خود را بر عهده گرفت ولی آنان را عده ای خودسر دانست. در ادامه نیز تعدادی از عناصر وزارت اطلاعات از جمله سعید امامی معاون فلاحیان و نیز مشاور عالی دری نجف آبادی دستگیر شدند.
سعید امامی (دانیال قوامی) در پاسخ به پرسش بازجوی سازمان قضایی نیروهای مسلح درباره نحوه قتل داریوش فروهر و پروانه اسکندری اینگونه میگوید:
سید صادق (مهرداد عالیخانی) نیز در جریان بازجویی خود ضمن تایید سخنان سعید امامی میگوید:

مراسم دهمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر روز جمعه اول آذر ماه ۱۳۸۷ از ساعت ۱۵ تا ۱۷در منزل آنان برگزار میشود. پرستو و آرش ، فرزندان داریوش فروهر، رهبر فقید حزب ملت ایران و همسرش پروانه اسکندری از عموم مردم ایران برای شرکت در این مراسم بزرگداشت دعوت به عمل آوردند.
براساس آگهی مندرج در روزنامه اطلاعات روز دوشنبه ۲۷ آبان ماه ۱۳۸۷، این مراسم در منزل آنان واقع در خیابان سعدی جنوبی، خیابان هدایت، كوچه شهید مرادزاده، پلاك ۲۲ برگزار می شود.
خبر تکمیلی
خبرگزاریهای مختلف جهان با انتشار گزارشهایی از تهران اعلام نمودند که همانند چند سال گذشته، امسال نیز، در دهمین سالگرد قتل داریوش و پروانه فروهر، ماموران امنیتی از ورود یاران و اعضای خانواده این دو به محل برگزاری مراسم سالگردشان جلوگیری کردند.
همچنین به گفته شاهدان عینی، ماموران از ساعات اولیه صبح روز جمعه، اول آذرماه، با بستن کوچهها و خیابانهای اطراف محل سکونت خانواده فروهرها، مانع نزدیک شدن افراد به این محل شدند.
پرستو فروهر دختر زنده یاد فروهرها در گفتوگو با برخی رسانه ها از جمله دویچه وله میگوید: امسال هم از قبل به ما اطلاع داده بودند. البته سال گذشته از درج آگهی ما در روزنامه خودداری شد. دستور داده بودند که درج نشود. امسال این آگهی درج شد و ما امید داشتیم که شاید جلوگیری نشود. ولی بعد از آن روز چهارشنبه ۲۹ آبان ماه با من تماس گرفتند و به صورت رسمی ابلاغ کردند که مراسم ممنوع خواهد بود.
یکی از شاهدان عینی میگوید که به همراه چندین نفر دیگر از ساعت سه بعدازظهر در خیابان محل اقامت فروهرها حضور داشتهاند، اما ماموران اجازه نزدیک شدن به خانه فروهرها را هم به آنها ندادهاند. وی میگوید: الان ماموران اینجا هستند. عین پارسال سر کوچهها را نرده گذاشتند و نمیگذارند کسی وارد شود. منتها دوستان و یاران داریوش و پروانه فروهر میآیند و میروند و مامورین هم از تجمع آنها جلوگیری میکنند و مرتب میگویند حرکت کنید. حتی بعضی وقتها که دو یا سه نفر میایستند تا با هم حرف بزنند، مامورین میآیند و با لحنی تند به آنها میگویند که پراکنده شوند و توقف نکنند و محل را ترک کنند و از کسانی هم که عبور میکنند، فیلم و عکس میگیرند
پرستو فروهر میگوید که یکی از آشنایان خانواده فروهر که صبح زود قبل از حضور ماموران، از کردستان برای دیدن خانواده فروهر به منزل آنان رفته، پس از خروج از منزل، چند ساعتی بازداشت شده و از او خواسته شده که فورا تهران را ترک کرده و به کردستان بازگردد.
بعد از سال ۱۳۷۷، یعنی سال وقوع قتل فروهرها، تا چندین سال مراسم سالگرد آنان در خانقاه صفیعلیشاه و مسجد فخر برگزار میشد، اما در سال ۱۳۸۱، وقتی جمعیت شرکتکننده، که به گزارش خبرگزاریها تعدادشان به پنج هزار نفر میرسید، از مسجد به طرف منزل مسکونی فروهرها به راه افتاد، ماموران نیروی انتظامی با حمله به جمعیت به ضرب و شتم آنها پرداخته و تعدادی را مصدوم و مجروح کردند. عزتالله سحابی و پرستو فروهر نیز مورد ضرب و شتم لباس شخصیها قرار گرفتند.
سال ۱۳۸۲، مراسم سالگرد فروهرها در حسینیه ارشاد برگزار شد و با وجود حضور گسترده نیروهای انتظامی در خیابانهای اطراف و درگیریهای پراکنده و پاره کردن پوسترها، درگیری شدیدتر یا دستگیری پیش نیامد.
پس از سال ۱۳۸۲، دیگر اجازه برگزاری مراسم در محلهای عمومی به خانواده فروهر داده نشد. به گفته پرستو فروهر، ماموران، علت عدم صدور مجوز مراسم را جلوگیری از برهم خوردن نظم عمومی و امنیت اعلام کردهاند. از این رو پرستو فروهر تصمیم گرفت، مراسم سالگرد پدر و مادرش را در منزل مسکونی شان برگزار کند.
از سال ۱۳۸۵، دیگر اجازه برگزاری مراسم در منزل شخصی فروهرها نیز به آنها داده نشد. از آن سال به بعد، همهساله در سالگرد قتل فروهرها ماموران امنیتی با حضور در کوچهها و خیابانهای اطراف منزل مسکونی فروهرها در خیابان هدایت تهران، اجازه نزدیک شدن رهگذران عادی را هم به خانه آنان نمیدهند.
سال ۱۳۸۶، لباس شخصیها در کوچه پسکوچههای خلوت اطراف خانه فروهرها، اقدام به ضرب و شتم و تهدید کسانی کردند که قصد رفتن به منزل فروهرها را داشتند.
امسال نیز همانند دوسال گذشته، اجازه برگزاری مراسم سالگر قتل داریوش و پروانه فروهر در منزل شخصی این دو به بازماندگان آنها داده نشد. پرستو فروهر، تنها دختر داریوش و پروانه فروهر، این را عین بیداد میداند و میگوید: مسلم است که این ناحق است. این ناحق است که ما نتوانیم دو ساعت در سال، یاد آن دو عزیز را در خانه خودشان گرامی بداریم، در حالی که هیچکس نیاز به مجوز برای برگزاری مراسم در خانه خود ندارد. این ناحق است که ما حتی این امکان را هم نداشته باشیم. این ناحق است و بسیار تلخ.
خبر ویژه
مطهری: رای به محصولی مشکوک بود
دکتر علی مطهری نماینده تهران در مجلس شورای اسلامی در واکنش به طرح شبهه برخی نمايندگان نسبت به شمارش آرا در هنگام اخذ رای اعتماد از صادق محصولی برای وزارت کشور اظهار داشت: به نظر من هم رای به محصولی مشکوک بود. وی در جمع خبرنگاران با بيان اينکه رئيس مجلس بايد از افراد بی طرف برای شمارش آرا دعوت میکرد، اظهار داشت: به نظر من آقای باهنر نبايد آراها را میشمردند چون ايشان سابقه خوبی در اين زمينه ندارند.
آیت الله العظمی منتظری: اگر مردم نسبت به سرنوشت خود بیتفاوت باشند افراد شر بر سر کار خواهند آمد
ادوار نیوز: جمعی از اعضای شورای مرکزی و سیاستگذاری سازمان دانش آموختگان (ادوارتحکیم وحدت) با حضور در بیت آیت الله العظمی منتظری مرجع تقلید و روحانی بلندپایه در قم، با ایشان دیدار و گفتگو کردند. در این دیدار آیت الله منتظری با اشاره به مباحث روز کشور گفت: در دنیای امروز بر همه معلوم است که سیاست کشور در دست احزاب سیاسی است و این کار درستی است.
ایشان با نقل حدیثی از امام حسن (ع) گفت: امام حسن در نامه خود به معاویه می فرمایند: وقتی پدرم از دنیا رفت مردم مرا والی قرار دادند. یعنی امام حسن که ما او را امام و حکومتش را مشروع می دانیم خود تاکید می کند که مردم او را والی قرار داده اند. بنابراین کشور متعلق به مردم است. حضرت آیت الله منتظری با اشاره به انتخابات پیش روی ریاست جمهوری گفت: به اعتقاد من شاید این بحث ها قدری زود باشد چرا که ما زمان طولانی تا انتخابات در پیش رو داریم. ایشان به دیدارهای صورت گرفته با برخی از شخصیت ها و احزاب سیاسی اشاره کردند و گفتند: معتقدم اگر اصلاح طلبان در انتخابات چند دسته باشند شکست خواهند خورد و به همین دلیل باید با هم هماهنگ باشند و مردم را دعوت به حضور کنند چرا که اگر مردم نسبت به سرنوشت خود بی تفاوت باشند طبیعی است که میدان خالی می شود و افراد شر بر سر کار خواهند آمد.
آیت الله منتظری در ادامه با تاکید بر اینکه قصد حمایت از شخص خاصی در انتخابات را ندارد، در خصوص طرح کاندیداتوری عبدالله نوری گفت: من آقای عبدالله نوری را فرد صالحی می دانم و به او علاقه زیادی دارم اما ایشان با سد شورای نگهبان مواجه است البته اگر توافق همه گروه ها بر یک فرد باشد شورای نگهبان هم نمی تواند آن فرد را رد صلاحیت کند.
آیت الله منتظری در ادامه گفت: گروههای سیاسی در عین حال که خلاف عقیده خود را نیزنباید بگویند، بایداز درگیری با هم بپرهیزند. ایشان با اشاره به سخنان پیشین خود مبنی بر لزوم ایستادگی رییس جمهور گفت: رییس جمهور باید هدف اصلی خود را عزت ایران و مردم قرار دهد. اگر قرار باشد رییس جمهور تدارکاتچی مقامات بالاتر باشد باشد و همه کارها را با کسب اجازه انجام دهد نمی توان امیدی به انتخاب یک رییس جمهور اصلاح طلب هم داشت.
ایشان افزودند: من در نامه به آقای خاتمی هم گفتم که شما بر ۲۲ میلیون رای که از مردم گرفته اید تکیه کنید و بگویید که اگر رییس جمهور اختیار انتخاب وزرا و سفرا و استانداران خود را هم نداشته باشد، پس خداحافظ شما. رییس جمهور باید کسی باشد که خودش تصمیم گیرنده باشد. باید نیروهای لازم هم در اختیار او باشد. آیت الله منتظری در ادامه گفت: هدف همه ما باید عزت ملت، ارتقای کشور و تامین حقوق مردم باشد.
آیت الله منتظری با انتقاد از تحقق نیافتن جایگاه قانونی برخی نهادها در کشور گفت: خداوند آیت الله مشکینی را رحمت کند، ایشان در زمانی که در قید حیات بودند و ریاست مجلس خبرگان را بر عهده داشتند فرمودند که ما اعضای خبرگان در برابر خداوند و رهبری؟! مسوول هستیم، این درحالی است که مطابق با قانون اساسی ،رهبر در قبال خبرگان و رییس آن پاسخگو است.
آیت الله منتظری در بخش دیگری از سخنان خود بار دیگر به مساله توقیف حسینیه شهدا اشاره کرده و گفت: این حسینیه در واقع ملک شخصی است و از محل وجوهات هم ساخته نشده است، اگر مسئولانی که مدعی اند در حکومتشان آزادی وجود دارد این موضوع را نمی دانند که وااسفا و اگر می دانند که وامصیبتا.
در پایان این دیدار احمد زیدآبادی دبیرکل و عبدالله مومنی سخنگوی سازمان دانش آموختگان ایران با همسر مجتبی لطفی عضو بازداشت شده دفتر آیت الله منتظری دیدار و از آخرین وضعیت وی مطلع شدند. اعضای ارشد سازمان دانش آموختگان با ابراز تاسف از برخورد صورت گرفته با مسوول اطلاع رسانی آیت الله منتظری این اقدام را گامی دیگر درجهت فشار بر آیت الله منتظری و بیت ایشان ارزیابی کردند.
خبر ویژه
با چراغ سبز خاخامها ، گشت ارشاد اسرائیلی هم تشکیل شد!
آمی تایبل - دویچه وله: گشت ارشاد اسرائیلی هم تشکیل شد. این گشت که خیابانهای اورشلیم را ناامن کرده است. به آتشکشیدن مغازهها، حمله به زنان و دزدی از خانههای شخصی، از جمله اقدامات آزادانه ای است که این گشت غیرقانونی هر هفته در کارنامه اعمال خیرش !؟ به ثبت میرساند. هر چند که نیروهای پلیس اسرائیل از این حملات به عنوان عملیاتی برنامهریزی نشده سخن میگویند، ولی وزارت دادگستری اسرائیل عنوان گشتهای ارشاد به آنها داده است.
یکی از قربانیان این عملیات، صاحب یک فروشگاه لوازم الکتریکی است. او ماجرای حمله گشت ارشاد را به مغازهاش اینگونه تعریف میکند: شش ماه پیش، حدود ۱۵ نفر به مغازهام یورش بردند و داد زدند این فروشگاه، روح را به آتش میکشد. سپس همه لوازم را روی زمین ریختند و مشتریان را تهدید کردند. بعد یک شب جمعه، پیش از شابات یکی از پنجرههای مغازه را شکستند، یک گالن بنزین روی کف آن خالی کردند و کبریت کشیدند.
از آن به بعد صاحب مغازه، تابلویی روی در فروشگاه خود با این مضمون نصب کرده است: تمام لوازم این فروشگاه با نظارت و تأئید خاخام تهیه شده است. طبق دستور او در این مغازه ام پی پلیر ۴ به فروش نمیرسد. به نظر این یهودیان متعصب، با ام پی پلیر۴ میتوان از اینترنت فیلمهای پورنو پیاده کرد. یکی از آنان که ۳۸ سال دارد و الخانان بلاو خوانده میشود، میگوید: عدم رعایت اخلاق و سنت، جامعه ما را تهدید میکند. ما از این که با این خطر با آتش مقابله کنیم، ابایی نداریم.

اعضای گشت ارشاد، به فروشگاههایی که لباسهای تحریککننده میفروشند، هم حمله میکنند، آنها را ویران میسازند و روی لباسها مواد شیمیایی یا سفیدکننده میریزند. چندی پیش، چند مرد قویبنیه به آپارتمان زن ۳۱ سالهای که در اورشلیم زندگی میکرد، حمله بردند، کتکش زدند و تهدید کردند که او را خواهند کشت. این زن، پس از طلاق از همسر متعصبش، از گروه یهودیان متعصب جدا شده، ولی نخواسته است محلهای را که ساکنان آن اغلب یهودیان متعصب هستند، ترک کند. براساس دادخواست دادستان، آن مردان رشید برای کار خود، حدود ۱۶۰۰ یورو دستمزد گرفتهاند.
در شهر بیت شمش که در نزدیکی اورشلیم واقع است و مردان با غیرت یهودی، با خشونت خاصی با ساکنان ناجور آن برخورد میکنند، بارها با سنگ و اسپری فلفل به زنان و دختران محله حمله کردهاند، چون آنها، مثلاً، بلوز قرمز رنگ به تن داشتند یا در معیت مردی قدم میزدند!؟.
اغلب دیوارهای شهربیت شمش از شعارهایی پوشیده شده است که زنان را دعوت میکند، لباسهای پوشیده به تن کنند. منظور از لباسهای پوشیده، بلوزهای آستین بلند که گردن را بپوشاند و دامن تا قوزک پا است.
بسیاری از یهودیان ارتدکس، مخالف اعمال خشونت برای رسیدن به جامعه ایدهآل خود هستند. ولی خاخامهای بانفوذ، علیه هواداران متعصب خود هیج واکنشی نشان نمیدهند. برخی از اعضای جمعیت یهودیان ارتدکس میگویند که این خاخامها، گاهی حتی با سکوت خود، از کارهای گشت ارشاد پشتیبانی میکنند.
حملات خشونتبار ماههای گذشته گشت ارشاد اسرائیلی، شکاف بین ۶۰۰ هزار یهودی متعصب و اکثریت لائیستی جامعه این کشور را ژرفتر و عمیقتر کرده است. با این که شمار یهودیان متعصب، از نظر کمی، چشمگیر نیست، ولی رهبران آنان نفوذ عمیقی در جامعه دارند.
خبر ویژه
علی رغم کارشکنی تروریستها و افراطیون، پیمان امنیتی میان بغداد و واشنگتن مورد تصویب دولت عراق قرار گرفت
هوشيار زيباری وزير امور خارجه عراق امروز یکشنبه اظهار داشت دولت عراق پیمان امنیتی بغداد - واشنگتن را تصويب کرده است. براساس اين موافقتنامه نيروهای آمريکايی که مهلت حضور قانونی آنها در عراق تا پايان امسال بود تا دسامبر سال ۲۰۱۱ تمديد شده و امتيازاتی به نظاميان آمريکايی از جمله ايجاد پايگاه نظامی و مصونيت قانونی اعطا می شود. علی دباغ سخنگوی دولت عراق نيز تصويب اين موافقتنامه را توسط کابينه اين کشور تاييد کرده است. به گفته وی از ۲۸ وزير حاضر در جلسه رای گيری ۲۷ نفر به اضافه نوری المالكی نخست وزیر به اين توافقنامه رای مثبت دادند. کابینه عراق شامل ۳۷ عضو است و عده ای از وزرا در این جلسه حاضر نبودند. سخنگوی دولت عراق همچنین گفت پس از تصويب اين توافقنامه در دولت عراق توافقنامه بلافاصله به پارلمان عراق فرستاده خواهد شد تا توسط ۲۷۵ نماينده پارلمان به آن رای داده شود.
رای مثبت دولت عراق یک روز پس از آن صادر شد که آیتالله العظمی سید علی سیستانی، تاکید کرد که در صورت تصویب این توافقنامه توسط اکثریت مجلس به آن اعتراضی نخواهد داشت.
اما مقتدا صدر، طلبه تندرو و رهبر گروهک سپاه مهدی، ضمن ننگین خواندن توافقنامه بغداد و واشینگتن از نمایندگان پارلمان این کشور خواسته است که از امضای آن اجتناب کنند. از پارلمان ۲۷۵ نفری عراق ۳۰ کرسی در دست جریان منتسب به گروهک مقتدا صدر است.
ایران نیز مخالف جدی شکلگيری توافقنامه امنيتی بغداد و واشينگتن است و بارها توقف خشونتهای قومی و فرقهای درعراق را در گرو خروج نيروهای خارجی از اين کشور دانسته است. این ادعا در حالی از جانب دولت تهران عنوان میشود که مسئولین عراقی و بخصوص وزرای کشور و دفاع عراق، همواره اصرار بر این مهم داشتند که در حال حاضر نیروهای امنیتی عراق از توان بالایی برخوردار نیستند و تا زمانی که نیروهای امنیتی عراقی قادر نباشند مسئولیت حفظ امنیت در این کشور را بر عهده بگیرند حضور نیروهای آمریکایی لازم است.
طبق این توافقنامه امنیتی، ۱۵۰ هزار نیروی آمریکایی حاضر در عراق میتوانند به مدت سه سال دیگر در این کشور بمانند. از دیگر مفاد این توافقنامه یکی هم این است که ایالت متحده نمیتواند از خاک عراق برای حمله به همسایگان این کشور مانند جمهوری اسلامی و سوریه استفاده کند.
بر اساس آخرین پیشنویس این توافقنامه، نیروهای آمریکایی تا ژوئن سال ۲۰۰۹ از شهرهای عراق و تا دسامبر سال ۲۰۱۱ کلا از کشور عراق خارج خواهند شد. گفتنی است قرارداد قانونی حضور آمريکا در عراق در ژانويه سال ۲۰۰۹ به پايان می رسيد و بدون تمديد اين قرار داد آمريکا موظف به ترک اين کشور بود.
مجتبى لطفى، مسئول اطلاع رسانى دفتر آيت الله منتظرى در قم، مهر ماه گذشته
بازداشت شد و ماموران امنيتى منزل داماد اين مرجع تقليد و روحانى بلندپايه منتقد دولت جمهورى اسلامى را نيز بازرسى كردند.
در همین ارتباط احمد منتظری پسر آيت الله حسينعلى منتظرى اتهام هاى وارده از سوى دادستان ويژه روحانيت قم به يكى از اعضاى بازداشت شده دفتر اين مرجع تقليد را رد كرد و گفت که می خواهند از آقای منتظری انتقام بگیرند.
على عبداللهى، دادستان ويژه روحانيت قم روز چهارشنبه، ۲۳ آبان، اعلام كرد كه اتهام آقاى لطفى، فعاليت در شركت هاى هرمى، تهيه و توزيع جزوات و مقالات بدون داشتن مجوز قانونى و همچنين نشر اكاذيب است. دادستان ويژه روحانيت قم گفته است كه اتهام هاى مجتبى لطفى ارتباطى با فعاليت هاى او در دفتر آيت الله منتظرى ندارد ولى پسر اين مرجع تقليد چنين مسئله اى را رد مى كند.
احمد منتظرى، پسر آيت الله منتظرى در گفت و گو با راديو فردا مى گويد: باعث تعجب است كه يك مقام قضايى اين گونه صحبت مى كند. بر اساس قانون اساسى جمهورى اسلامى كسى حق ندارد قبل از اثبات جرم در باره فردى كه متهم است خبرى به مطبوعات بدهد و بخواهد حيثيت او را لكه دار كند.طبق قانون مجازات اسلامى نيز افراد تا زمانى كه محكوم نشده اند كسى حق ندارد اتهام آنها را اعلام كند. باعث تعجب است كه دستگاه قضايى پس از ۳۰ سال كسب تجربه، مرتكب تخلف مى شود.
وى مى گويد: اينكه مى گويند كه اتهام آقاى لطفى ربطى به آقاى منتظرى ندارد كاملا اشتباه است. چون ايشان مسئول خبر دفتر ايشان بودند و نشريه اى كه به نام اطلاع منتشر مى كردند نشريه دفتر آيت الله منتظرى بوده است.
احمد منتظرى اظهار داشت: هدف از اين نوع برخورد ها، انتقام گيرى از آيت الله منتظرى است. چون ايشان روز عيد فطر به نظام اعتراض كردند كه چرا حسينيه اى كه محل تدريس من هست بى جهت توقيف شده است و ما مكانى براى مجالس تدريس و سخنرانى نداريم. وى افزود: وقتى آيت الله منتظرى اين مسئله را مطرح كردند، مسئولين خيلى عصبانى شدند و در برخى جاها اظهار كردند كه چرا آقاى منتظرى باز به نظام اعتراض كرده است. من فكر مى كنم بازتاب و عكس العمل آن اين شد كه آقاى لطفى را دستگير كردند و اين يك انتقام گيرى از آيت الله منتظرى است.احمد منتظرى در پاسخ به اتهام دادستان ويژه روحانيت قم مبنى بر انتشار جزوات و مقالات بدون مجوز توسط مجتبى لطفى گفت: انتشار بولتن داخلى كه در يك سطح محدود توزيع مى شود احتياجى به مجوز ندارد و فقط كتاب و مجله است كه احتياج به مجوز دارد.
احمدى منتظرى مى گويد: انتظار اين است كه ايشان هر چه سريعتر آزاد شوند و كسى كه در دسترس است و هر لحظه مى توانند او را احضار، بازجويى و محاكمه كنند دليلى ندارد كه در زندان به اين صورت تحت فشار باشد. الان نگهداشتن يك زندانى در زندان انفرادى خود يك شكنجه محسوب مى شود، شكنجه جسمى و روحى. مخصوصا در مورد آقاى لطفى كه جانباز شيميايى جنگ تحميلى است فشارها مضاعف است. اگر نظام، وى را آزاد كند گام مثبتى در جهت حفظ آبروى خود برداشته است.
مجتبى لطفى كه روحانى است همكار روزنامه هاى توقيف شده خرداد و فتح بوده است. وى اواخر ارديبهشت ماه سال ۱۳۸۳ نيز در شهر قم دستگير و زندانى شده بود ولى پس از مدتى، آزاد شد. بازداشت مجتبى لطفى با محكوميت برخى سازمان ها از جمله گزارشگران بدون مرز روبه رو شده است و اين نهاد مستقر در پاريس، چنين اقدامى را نشانگر خواست دولت براى ايجاد محدوديت بيشتر در اطلاع رسانى براى وب نگاران و روزنامه نگاران دانسته است.
سنگ بنای صلح خاورمیانه گذاشته شد
برای اولین بار در تاریخ روابط کشورهای عرب و مسلمان با اسرائیل، شیمون پرس و سران کشورهای عرب و مسلمان دور هم گرد آمدند تا چگونگی دست یافتن به یک صلح پایدار در منطقه خاورمیانه را بررسی کنند. این اجلاس که از آن به عنوان کنفرانس بین ادیان نام برده میشود در مقر سازمان ملل متحد در نیویورک و به ابتکار ملک عبدالله پادشاه عربستان در حال برگزاری است. این همایش ادامه کنفرانسی است که ماه ژوئیه در مادرید برگزار شد که در آن راههای نزدیک کردن پیروان مذاهب توحیدی و ابراهیمی مورد بررسی و حمایت میگیرد.
بوش رييس جمهور آمریکا ، دبیر کل سازمان ملل ، ملک عبدالله پادشاه عربستان ، رئیس جمهوری پاکستان، امیر امارات عربی متحده ، نخست وزیر مراکش ، امیر قطر ، سلطان عمان و مقامهای بلندپایهای از ۱۹۲ کشور جهان و نیز بسیاری از شخصیت های مطرح و صلح طلب جهان در این کنفرانس حضور دارند تا چگونگی فرایند صلح را بررسی کنند.اما در این میان عدم حضور چهره ای همچون سید محمد خاتمی کاملا مشهود و قابل درک و در همان حال تاسف برانگیز است. همچنین برای نخستین بار تمام سران فوق الذکر مشترکا با رییس جمهور اسرائیل شام را بر سر یک میز صرف نمودند.
در همین رابطه روز چهارشنبه شماری از دانشجویان وابسته به نهادهای حاکمیت جمهوری اسلامی در اعتراض به کنفرانس بین ادیان در مقابل سفارت عربستان سعودی در تهران دست به تظاهرات زدند و از اقدام صلح جویانه ملک عبدالله به شدت انتقاد کردند و ناخرسندی شان را از پروسه عادی سازی روابط میان عربستان و دیگر کشورهای عرب با اسرائیل ابراز داشتند.
همسر شهید باکری خطاب به نمایندگان مجلس: به محصولی رای اعتماد ندهید
فاطمه امیرانی همسر شهید حمید باکری در گفتگو با روزنامه سرمایه از نمایندگان آذری زبان مجلس خواست به صادق محصولی گزینه پیشنهادی محمود احمدی نژاد برای تصدی وزارت کشور رای اعتماد ندهند.
فاطمه امیرانی گفت: سابقه شناخت من از صادق محصولی به سال ۱۳۵۹ برمی گردد، زمانی که ایشان فرماندار ارومیه و شهید مهدی باکری شهردار این شهر بود و افزود: افرادی همچون محصولی، فتاح و احمدی نژاد در سال های ابتدایی انقلاب همزمان فرماندار شهرهای استان آذربایجان بودند که تاب تحمل پذیرش افرادی غیر از خودشان را نداشتند.
همسر شهید باکری تاکید کرد: عملکرد خودخواهانه و غیرقابل قبول صادق محصولی در دوران فرمانداری اش در ارومیه سبب شد شهیدان مهدی و حمید باکری از ارومیه فرار کنند. ما باید از تغییر و تجدیدنظر آدم ها در رفتارشان استقبال کنیم ولی آنچه برای ما مشهود شد این بود که این آدم ها و این تیم تغییر چندانی نکرده اند. امیرانی وی در ادامه تصریح کرد: بنابراین وقتی تغییر در رفتار آنها مشاهده نمی شود چگونه می شود انتظار داشت افرادی که روزی با شهید مهدی و حمید باکری آنگونه برخورد کردند در صورت حضور در وزارت مهم و تاثیرگذاری چون وزارت کشور همان رویکرد حذفی خود را دنبال نکنند و مانع از حضور افراد شایسته در مناسب مهم نشوند.
وی از ارائه مدرکی به نمایندگی مجلس خبر داد و گفت: این مدرک حاوی نامه صادق محصولی است که در آن مدعی شده است شهید مهدی باکری فرمانده لشگر عاشورا نیست. همسر شهید باکری در خاتمه گفت: نامه ای مفصل به نمایندگان مجلس که حاوی عملکردهای محصولی در سال های ابتدای انقلاب است نوشته ام که به زودی دراختیار آنها قرار خواهد گرفت.
بیوگرافی باکری: شهید حمید باکری، برادر علی و مهدی باکری از فرماندهان سپاه پاسداران در جنگ ایران و عراق بود. حمید در سال ۱۳۳۴ در شهرستان ارومیه دیده به جهان گشود. در دوران جوانی حمید باکری در شهر تبریز با برادرش مهدی و یکی از دوستان او هم اتاق شد و به فعالیت های سیاسی پرداخت. در سال ۱۳۵۵ به ترکیه و از آنجا به سوریه رفت تا در یک دوره چریکی شرکت کند. بعد از آن به آلمان رفت تا درس بخواند اما با عزیمت آیت الله خمینی به پاریس وی هم عازم فرانسه شد.با آغاز جنگ حمید باکری عازم جبهه شد و فرماندهی خط مقدم ایستگاه هفت آبادان را عهده دار شد. برای مدتی در جهاد سازندگی ارومیه خدمت کرد اما سرانجام به عنوان جانشین لشگر ۳۱ عاشورا در رکاب برادرش به حماسه آفرینی در جبهه ها روی آورد. وی در عملیات خیبر در اثر اصابت آرپی جی کشته شد. پیکر او در میدان جنگ باقی ماند و به کشور بازگردانده نشد.برادران دیگر او علی و مهدی باکری نیز از شهدای انقلاب و جنگ هستند. علی باکری از نفرات اولیه و کادر مرکزی سازمان مجاهدین خلق بود که پیش از تغییر ایدئولوژی در این مجموعه در فروردین ماه سال ۱۳۵۱ با حکم دادگاه نظام شاهنشاهی تیرباران شد. مهدی باکری هم فرمانده لشگر عاشورا بود که در ۲۵ اسفندماه سال ۱۳۶۳ یک سال بعد از برادرش حمید باکری در عملیات بدر شهید شد و همچون برادرش پیکرش به کشور بازگردانده نشد.
اهداف مانور نیروی انتظامی از نگاه رسانه های خارجی
سایت خبری شهاب نیوز، گزارش خبرگزاریها و شبکه های خبری معتبر جهان را در مورد مانور شش روزه نیروی انتظامی که از دیروز در تهران آغاز گردیده ، مورد توجه قرار داده است
شهاب نیوز نوشت: برخی رسانههای خارجی طی دو روز گذشته با پررنگتر کردن ابعاد و اهداف امنیتی مانور ۶ روزه نیروی انتظامی در تهران، موج بزرگی را درباره آن چه که اهداف پشت پرده این رزمایش میخوانند، آغاز کردهاند.
شبکه العربیه روز یکشنبه با انتشار گزارشی تحت عنوان "ایران خود را برای شورشهای احتمالی مهیا میکند" با اشاره به اظهارات وزیر سابق کشور (علی کردان) و فرمانده سپاه پاسداران (عزیز جعفری) مدعی شد که این رزمایش با هدف مقابله با دموکراسی خواهی ، سکولاریسم، جنبش مجازی و اینترنتی، جنبش روشنفکری، خرافه گرایی، مسئله فمنیسم و مدرنیسم (البته جناب کردان افاضه فرموده بود، فمنیست و مدرنیست!؟) اجرا میشود.
خبرگزاری آسوشیتدپرس نیز در گزارش کوتاهی، مانور بیسابقه نیروی انتظامی را بخشی از تلاشهای دولت برای کنترل اعتراضات گسترده اجتماعی دانست و تیتر شبکه العربیه را تکرار کرد.
روزنامه انگلیسی تریبیون با اشاره به اظهارات سردار عزیزالله رجبزاده فرمانده جدید ناتب(نیروی انتظامی تهران بزرگ) که تاکید کرده بود نمایش قدرت یکی از اهداف این رزمایش است مدعی شد این مانور بیسابقه با هدف ترساندن مردم از ابراز انتقادات گسترده خود به عملکرد اقتصادی، سیاسی و فرهنگی دولت احمدینژاد و ارعاب جامعه اجرا میشود.
شبکه بیبیسی نیز با تاکید بر بی سابقه بودن این رزمایش، آن را با آغاز گشتهای عملیاتی بسیج از ده روز قبل مرتبط دانست و به صورت غیرمستقیم ادعا کرد ایران به روزهای اول انقلاب یعنی روزهایی که نیروهای نظامی با گشتزنی و ایجاد پستهای بازرسی، سعی در کنترل شهر داشتند، بازگشته است.
روزنامههای اسرائیلی و آمریکایی لوسآنجلس تایمز، واشنگتن پست و هاآرتص نیز در گزارشهایی، این رزمایش بیسابقه را نشانهای از نگرانی نیروی انتظامی از شورشهای اجتماعی به دلیل شرایط اقتصادی و سیاسی کشور خواندند. چنین تحلیلیهایی در برخی دیگر از رسانههای غربی نیز تکرار شده است.
حال پرسش این است که آیا اهدافی غیر از موارد مطرح شده برای چنین مانوری متصور است؟
مش حسن با دو عدد گاو ز صحرا آمد
با زنش گفت به شادی که اوباما آمد!
پلوئی دم بکن و پوست بکن بادمجان
که به جانم هوس مرغ و مسما آمد
همسرش گفت که این سمت نیامد، دیدم!
به گمانم که در اطراف یو.اس.آ. آمد
تازه با رأی من و تو که نیامد سر کار
روی آرای همان مردم آنجا آمد
چه کند فرق برای من و تو، بیچاره؟
درد ما را مگر او بهر مداوا آمد؟
گاومان شیر فزونتر بدهد از فردا؟
بابت ذوق زیادی که اوباما آمد؟
یا که گاو نرمان هم پس از این شیر دهد؟
روی شوقی که طرف با هی و هورا آمد؟
کو برنجت که پلو خواستی از بهر ناهار؟
مرغ بریان مگر از عالم رؤیا آمد؟
آنچنان ذوقزده آمده ای، پنداری
که پسرخاله ات از قریۀ بالا آمد
رفع تبعیض نژادی خبری شیرین بود
که به صبحانۀ ما مثل مربا آمد
لیکن این مرد سیاهی که دلت را برده
نه سیاهی است که در قصه و انشا آمد
این سیاهیست که با پول سفیدان جهان
پی افزایش سرمایه به سودا آمد
آن سیه چُرده که شیرینی عالم با اوست
فرصتش ده که ببینی پی یغما آمد
همچنان در به همان پاشنه خواهد چرخید
این یکی از پی نو کردن لولا آمد
چشم پر ماتم افغان و عراقی روشن
بوش تازه نفسی تازه به دنیا آمد
به طرفدار محمد مگرش رحم آید
اینکه با همرهی امت موسا آمد
همسر مشدی حسن گفت اوباما زدگی
میکروبش از نفس خاتمی ما آمد
نظر مشدی حسن چون ز اوباما برگشت
با دوتا گاو خودش جانب صحرا برگشت!
وقتی حسن (شریعتی زمان!؟) هم معتبر شود آنگاه ...
پنج دانشجوی معترض به سخنرانی حسن رحيم پور ازغدی، يکی از اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ایران در دانشگاه خواجه نصيرالدين طوسی، حکم تعليق موقت از تحصيل گرفتند.
ميلاد اسدی، یکی از دانشجویان محکوم شده و عضو شورای مرکزی تحکیم وحدت، در گفتگو با رادیو فردا این خبر را تایید کرد. به گفته او حکم کمیته انظباطی دانشگاه، روز شنبه به دانشجویان ابلاغ شده است.
خبرنامه اميرکبير، پايگاه خبری دانشجويان دانشگاه اميرکبير (پلی تکنيک تهران) هم این خبر را منتشر کرده است. خبرنامه امیرکبیر اعلام کرده است که پنج تن از دانشجويانی که در هنگام سخنرانی رحيم پور ازغدی دردانشگاه خواجه نصير در تاريخ ۲۷ مهر ، پلاکاردهايی را به نشانه اعتراض به عملکرد او بالای سرخود گرفته بودند، در کل به هشت ترم محروميت از تحصيل محکوم شده اند .
میلاد اسدی، درباره علت محکومیت او و چهار دانشجوی دیگر، به رادیو فردا گفت که این محکومیت علاوه بر اعتراض به نقش شورای عالی انقلاب فرهنگی در گزینش و اخراج دانشجویان و استادان دانشگاهها، به دلیل پلاکاردی بوده است که روی آن به اعدام زندانیان سیاسی در سال ١٣٦٧ اشاره شده بوده است.به گفته میلاد اسدی، حسن رحيم پور ازغدی دانشجویان معترض را وابسته به گروه های خارج از کشور خوانده است.
به گزارش خبرنامه امیر کبیر، سه تن از این پنج دانشجو، به نام های ميلاد اسدی (عضو شورای مرکزی دفترتحکيم وحدت)، مهدی عباس زاده (دبيرانجمن اسلامی دانشگاه خواجه نصير) و بهنام صفری هرکدام به دو ترم و علی پرويز و عباس صمد بابايی هرکدام به يک ترم محروميت از تحصيل محکوم شده اند.
حسن رحيم پورازغدی استاد دانشگاه و عضو هيئت ازريابی علمی و فرهنگی و هم چنين عضو شورای عالی فرهنگی است. رسانههای اصول گرا، از او به عنوان چهره جديدی در نظريه پردازی انقلاب اسلامی ياد می کنند.
خبرنامه اميرکبير هم گزارش داده است که حسن رحيم پورازغدی به هنگام سخنرانی سه هفته پيش خود در دانشکده برق دانشگاه خواجه نصير با عنوان "اصول گرايی، کدام اصول؟" با اعتراض چند دانشجو مواجه شد.
دانشجويان پلاکاردهايی را با مضامينی مانند "اعدام های سال ۶۷" و "اصول گرايی يا استالينيسم؟" بالای سرخود نگه داشته بودند. به نوشته اين خبرنامه سخنران از ديدن پلاکاردها خشمگين شده و دانشجويان را ابله ناميده است.
رحيم پور ازغدی اعتراض دانشجويان را نشانهای از آزادی در کشور ايران و از برکات انقلاب دانست و در کنار آن، دانشجويان معترض را وابسته به گروه های خارج از کشور توصيف کرد.رحيم پور ازغدی تا کنون کتاب ها و مقالات بسياری در مورد مباحث دينی وايدئولوژی انقلاب اسلامی نوشته است.
خبرنامه امیر کبیر همچنین گزارش داده است که ۵۰۰ دانشجوی دانشگاه صنعتی خواجه نصيرالدين طوسی، با امضای نامهای به سرکوب فعالين دانشجويی اعتراض کرده و از دانشجويان محروم از تحصيل حمايت کرده اند.
قانون انتخابات با حقوق بنیادین ملت و تعهدات بین المللی نظام در تعارض آشکار است
کمیته انتخابات آزاد، سالم و عادلانه در ایران، که مرکب از چهره های شناخته شده سیاسی داخل کشور است، با صدور بیانیه ای مغایر بودن قانون انتخابات ریاست جمهوری را که هم اکنون مجلس هشتم سرگرم دستکاری آن برای منطبق ساختن بیشتر آن با نهاد قدرت است اعلام داشت.
در ابتدای این بیانیه مشروح و حقوقی، که در آن بند بند نقائص بر شمرده شده، آمده است:
مبنا و مستند حقوقی این نوشتار، قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، اعلامیه جهانی حقوق بشر مصوب مجمع عمومی سازمان ملل متحد به تاریخ ۱۹۴۸، میثاق بین المللی حقوق مدنی و سیاسی مصوب ۱۹۶۶ و اعلامیه راجع به معیارهای انتخابات آزاد و منصفانه مصوب اجلاس یکصد و پنجاه و چهارم شورای اتحادیه بینالمجالس به تاریخ ۲۶ مارس ۱۹۹۴ بوده است که سه سند بینالمللی یاد شده به شیوههای گوناگون به تایید دولت و مجلس ایران نیز رسیده و از این رو، بنا بر ماده ۹ قانون مدنی ایران در حکم قوانین داخلی محسوب شده و لازم الاتباع تلقی میشوند.
و در پایان این بیانیه آمده است:
کمیته انتخابات آزاد، سالم و عادلانه به عنوان یک نهاد ملی و برگزیده دیدگاههای گوناگون جامعه ایران اعلام میدارد که قانون انتخابات ریاست جمهوری ایران بنا به دلایل آشکار نظیر اعمال نظارت استصوابی در احراز صلاحیت کاندیداها، فقدان معیارهای عینی برای داوطلبان در قوانین اساسی و عادی کشور، تضییقات شدید تبلیغاتی و عدم تساوی حقیقی کاندیداها در امر تبلیغات، امکان ابطال انتخابات و ایراد خدشه به آرای ملت توسط کارگزاران حاکمیت، مشروط بودن رای ملت به نظر مقام رهبری و همچنین تبعیض جنسیتی آشکار در صلاحیت داوطلبان این مقام دارای تعارضات آشکار با حقوق بنیادین ملت و تعهدات بینالمللی نظام جمهوری اسلامی ایران است. از این رو به دولت جمهوری اسلامی ایران توصیه میکند تا در کوتاهترین زمان، نسبت به اصلاح این قانون اقدام کند.
آبان ماه ۱۳۸۷
اسامی اعضا به ترتیب حروف الفبا :
هادی اسماعیل زاده، سعیدآل آقا، هرمیداس باوند، محمدبسته نگار، محمدتوسلی، محمدعلی دادخواه، تقی رحمانی، عزت الله سحابی، عبدالفتاح سلطانی، خسروسیف، سیدمحمدسیف زاده، حسین شاه ویسی، عطاءالله شیرازی، هاشم صباغیان، احمدصدرحاج سید جوادی، شیرین عبادی، محمدعلی عمویی، مرتضی کاظمیان، نرگس محمدی، سعید مدنی، مرضیه مرتاضی لنگرودی، مهدی معتمدی مهر، علی اکبرمعین فر، علی اکبرموسوی خوئینی، ابراهیم یزدی.
خبر ویژه
دو اتفاق در دو فرودگاه
دستگیری بیژن مرتضوی و دیپورت عمر بن لادن
فرودگاه تهران: برخی گزارشات از دستگیری بیژن مرتضوی خواننده و نوازنده صاحب سبک مقیم آمریکا حکایت دارد. وی عصر روز جمعه در فرودگاه بین المللی آیت الله خمینی توسط مامورین حفاظت فرودگاه دستگیر و سپس به مکان نامعلومی منتقل شد. ماموران حفاظت، اطلاعات و توضیحاتی درباره علت بازداشت این خواننده معروف لس آنجلسی ارائه ندادند.
فرودگاه قاهره: پلیس فرودگاه قاهره امروز یکشنبه، عمر بن لادن، پسر اسامه بن لادن، را در فرودگاه بين المللی قاهره تحت بازجویی قرار داد و سپس از آن کشور اخراج کرد.
زينه الصباح بن لادن همسر عمر، در داخل هواپيما در فرودگاه قاهره گفت دولت اسپانيا اعلام کرده بود عمر بن لادن در مصر در امنيت به سر خواهد برد بنابراين می تواند به آنجا برود اما زمانی که ما وارد مصر شديم مقامات مصر ما را اخراج کردند. وی از بيم اين که او و همسرش نتوانند مجوز عزيمت به کشور ديگری را بگيرند، از فاش کردن نام مقصد بعدی خودداری کرد. اما منبعی در فرودگاه قاهره اعلام کرد آنها به دوحه پايتخت قطر خواهند رفت.
نگرانی سازمان های حقوق بشری زنان از فشار بر فعالان حقوق زن
شبکه اتحاد بین الملل: ما امضا کنندگان این نامه (سازمانهای زنان و حقوق بشر) نگرانی عمیق خود را در رابطه با افزایش فشار و آزار فعالین زنان مدافع حقوق بشر بیان می کنیم.حكومت ایران در طی سه سال گذشته دست به سرکوب سیستماتیک و گسترده فعالان حقوق زنان زده است. پس از برخورد خشن و بی رحمانه با تجمع ۲۲ خرداد ۸۵، مقامات ایرانی بسیاری از مدافعان حقوق بشر زن را که در زمینه های مختلف برای ارتقاء برابری جنسیتی و حقوق بشر در ایران فعال بودند را بازداشت، تهدید، و بازجویی کرده و مورد پیگرد قرار داده است. یکی از اهداف سرکوب اعضای کمپین یک میلیون امضا هستند. کمپین حرکتی اجتماعی است که از دو سال پیش برای ارتقاء برابری جنسیتی در قوانین ایران آغاز شده است. هدف کمپین گسترش آگاهی از قوانین تبعیض آمیز ایران علیه زنان با جمع آوری یک میلیون امضا در حمایت از لغو آن است.
مامورین اجرای قانون با مورد پیگرد قرار دادن حداقل چهل و پنج نفر از اعضای کمپین عکس العمل نشان دادند. اعضای کمپین برای نوشتن، برگزاری جلسات در منازل ( در حالی که این امکان را در فضای عمومی ندارند) و جمع آوری امضا محکوم شده اند.حکومت به توقیف ارعاب و منع فعالین حقوق زنان از مسافرت ادامه داده است.
موارد جدید شامل:
محكوميت زينب پیغمبرزاده از اعضاى کمپین
بازداشت عشا مومنی دانشجو و عضو کمپین، از ۲۴ مهر تاکنون
ممنوع الخروج شدن سوسن طهماسبی از اعضای کمپین، و تفتیش منزل پرستو الله یاری از اعضای کمپین، و توقیف کامپیوتر و دیگر وسایل مرتبط با کمپین وی
در روز ۱۲ آبان سال ۸۷ دادگاه زینب پیغمبر زاده را به یک سال حبس محکوم کرد. این حکم تا سه سال معلق شده است و پیغمبر زاده در این مدت باید خود را هر چهار ماه یک بار به وزارت اطلاعات برای ارائه گزارش معرفی کند. این حکم در ارتباط با تجمع ۱۳ اسفند سال ۸۶ است که وی به همراه سی و دو فعال حقوق زنان در تجمع صلح آمیزی در حمایت از فعالان حقوق زنان که در دادگاه بودند، بازداشت شد. همچنین پیغمبر زاده اولین عضو کمپین است که هنگام جمع آوری امضا بازداشت شده است.
در ۲۴ مهر ۸۷ دوفرد که خود را پلیس راهنمایی رانندگی معرفی کردند، عشا مومنی را به دلیل سبقت غیر مجاز بازداشت کردند. عشا مومنی با تابعیت ایرانی آمریکایی، دانشجوی فوق لیسانس دانشگاه ایالتی کالیفرنیا, نورثریج است که مشغول تحقیق بر جنبش زنان ایران برای پایان نامه فوق لیسانسش بود. او در بند ۲۰۹ زندان اوین بازداشت است. همچنین مامورین اطلاعات به تفتیش خانه مومنی پرداخته و کامپیوتر و فیلمهای مصاحبه های فعالین کمپین یک میلیون امضا که بخشی از پروژه پایان نامه وی بود را توقیف کردند.
در روز ۲۷ مهر سال ۸۷ ماموران اطلاعات، پاسپورت سوسن طهماسبی را در فرودگاه امام خمینی توقیف کرده و او را ممنوع الخروج کردند. در همان روز خانه طهماسبی مورد تفتیش پنج مامور قرار گرفت و کامپیوتر، کتابها و برخی وسایلش ضبط شد. این چهارمین بار است که سوسن طهماسبی ممنوع الخروج می شود و با وجود بازجویی های مکرر، هنوز دلیل ممنوع الخروجی را به وی ابلاغ نکرده اند. سه روز پیش طهماسبی در اداره اطلاعات دادگاه انقلاب، پنج ساعت مورد بازجویی قرار گرفت.
در روز ۲۷ مهر ۸۷ دو مامور کلانتری گیشا خانه پرستو الله یاری را در زمانی که او در سر کار بود تفتیش کردند. مامورین پلیس لبتاپ، سی دی ها، کتاب ها، آلبوم های عکس و دیگر وسایل مرتبط با کمپین اورا توقیف کرده و احضاریه ای را به مادرش دادند. سپس مامورین امنیتی الله یاری را تا دادگاه انقلاب همراهی کرده و در آنجا بازپرس پرونده او را مورد بازجویی قرار داد. روز قبل الله یاری و دیگر اعضای کمپین دیداری در پارک لاله تهران داشتند که پس از دستور پلیس متفرق شدند.
ما شدیدا به ادامه فشار بر این فعالین که به خاطر فعالیت صلح آمیز برای ارتقاء حقوق زنان مورد آزار قرار گرفته اند اعتراض داریم. ما از دولت ایران می خواهیم که به آزادی اجتماع و تجمع این فعالین احترام بگذارد. این حقوق جزئی از اعلامیه جهانی حقوق بشر و میثاق بین المللی حقوق سیاسی و مدنی است که ایران نیز به آن پیوسته و قانونا ملزم به پیروی از آن است. ما مشخصا تاکید می کنیم که این اعمال مقامات ایرانی نقض مستقیم چندین ماده از اعلامیه مدافعان حقوق بشر، منتشر شده در مجمع سازمان ملل در ۹ دسامبر ۹۸ است. به طور مشخص: ماده ۱ (به رسمیت شناختن هر شخص، فردی یا گروهی، که برای ارتقاء و محافظت از حقوق بشر تلاش می کند)، ماده ۵ ( به رسمیت شناختن حقوق مدافعان در دیدار و گردهمایی صلح آمیز، برای پیوستن و یا شکل دادن سازمان های غیر دولتی، انجمن ها و گروه ها، و رابطه با دیگر سازمان های غیر دولتی و یا خارجی)، و ماده ۹ (مانع نشدن و دادن امکان مذاکره به مدافعان با افراد در سطح بین المللی در رابطه با حقوق بشر).
در ۳ آبان ۸۷، ایران حمایت خود را از محافظت از مدافعان حقوق بشر با حضور فعال در دیالوگی تعاملی در مجمع عمومی سازمان ملل و دررابطه با گزارش مخصوص سازمان ملل از مدافعان حقوق بشر اعلام کرد. ولى در دهمين سالگرد اين اعلامیه، دولت ایران اعلامیه و نفس آن را نقض مى كند.
اگر دولت ایران می خواهد به تعهداتش در پیمان نامه های بین المللی که عضو آن است پایدار بماند، سازمان های جامعه مدنی باید اجازه مراوده آزادانه و مسافرت برای شرکت در کنفرانس های بین المللی را داشته باشند. از این روخواسته هاى ما از دولت ایران چنین است:
لغو محکومیت زینب پیغمبر زاده
آزادی عشا مومنی و برگرداندن وسایلش
بازگرداندن پاسپورت و دیگر وسایل ضبط شده ی سوسن طهماسبی و رفع ممنوع الخروجی وی که بارها اعمال شده
بازگرداندن وسایل پرستو الله یاری به وی و رفع اتهام از وی
پایان دادن به فشار و پیگرد تمام فعالان و مدافعان حقوق بشر در ایران که شامل اعضای کمپین یک میلیون امضا نیز می شود.
از شما به خاطر توجه به این مشکلات سپاسگزاریم.
زنان تحت قوانین اسلامی، شبکه اتحاد بین الملل
قحط الرجال در دولت اسلامی
پاسدار صادق محصولی، سردار میلیاردر، سومین وزیر پیشنهادی کشور
خبرگزارى هاى دولتى در ايران اعلام كردند كه محمود احمدى نژاد، رييس جمهورى ايران، صادق محصولى را به عنوان سرپرست و نامزد تصدی وزارت كشور معرفى مى كند. خبرگزارى هاى جمهورى اسلامى، ايرنا، و فارس در گزارش هاى مشابه اى خبر دادند كه آقاى محصولى قرار است به عنوان سرپرست وزارت كشور و همزمان به عنوان وزير پيشنهادى رييس جمهورى براى تصدى اين وزارتخانه به مجلس معرفى شود. خبرگزارى ايسنا نيز به نقل از منابع رسمى در دولت اعلام كرد: به احتمال قوى رييس جمهور در اوايل هفته حكم سرپرستى صادق محصولى براى وزارت كشور را خواهد زد و همزمان، طى نامه اى جداگانه وى را به على لاريجانى، رييس مجلس شوراى اسلامى به عنوان وزير پيشنهادى دولت به منظور تصدى اين وزارتخانه معرفى خواهد كرد.
صادق محصولى هم اكنون مشاور رييس جمهور است و از افراد نزديك به محمود احمدى نژاد به شمار مى رود. وی در زمان جنگ ايران و عراق، با رییس جمهوری ایران در يك لشكر خدمت مى كرده است. محصولی قرار است جانشين على كردان، وزير سابق كشور شود كه ۱۴ آبان ماه ۸۷ از سوى نمايندگان مجلس شوراى اسلامى به دليل ارائه مدرك جعلى دكترا، استيضاح و از سمت خود بر كنار شد.
صادق محصولى كه متولد اروميه است و مدرك وى، فوق ليسانس مديريت بازرگانى عنوان شده است پيشتر در آبان سال ۱۳۸۴ براى تصدى سمت وزارت نفت به مجلس هفتم معرفى شد ولى پيش از راى گيرى نمايندگان، از نامزدى براى وزارت انصراف داد. نمايندگان مجلس يك روز پيش از انصراف آقاى محصولى، از ثروت شخصى او شديدا انتقاد كردند و او را فردى با ثروت باد آورده معرفى كردند.
عماد افروغ، رييس وقت كميسيون فرهنگى مجلس در اين زمينه گفت: چگونه فردى با ثروت باد آورده و ناشى از تعاملات و ارتباطات خاص زمان مسئوليت خود، مى تواند وزيرى مناسب با كابينه عدالت خواه باشد؟.
برخى از نمايندگان وى را سردار ميلياردى خطاب كردند كه پس از خروج از سپاه پاسداران با استفاده از رانت هاى دولتى به ثروت زيادی دست يافته است كه دهها ميليارد تومان تخمين زده مى شود. ايراد ديگر نمايندگان مجلس به آقاى محصولى، ناشناس بودن وى و همچنين نداشتن سابقه در زمينه صنعت نفت اعلام شد.
اصولگرايان براى نشان دادن مخالفت خود با صادق محصولى، اقدام به راى گيرى در فراكسيون خود كردند كه در نتيجه آن، وى از ۷۳ راى اصولگرايان، ۳۵ راى به دست آورد و در كميسيون انرژى مجلس نيز از مجموع ۲۳ راى، وی تنها هشت راى را به دست آورد. خبرگزارى هاى ايران، درباره سوابق آقاى محصولى گفته اند كه او، فرماندارى اروميه، فرماندهى سپاه آذربايجان شرقى و غربى، مسئوليت تحقيق و بازرسى سپاه و تدريس در دانشگاه علم و صنعت را در كارنامه خود دارد.
معرفى صادق محصولى براى سرپرستى وزارت كشور در حالى صورت مى گيرد كه پس از استيضاح على كردان، از كامران دانشجو، قائم مقام و معاون سياسى وزارت كشور به عنوان سرپرست نام برده شد. ولى نهاد رياست جمهورى ايران چنين خبرى را تكذيب كرد. صادق محصولى سومين وزير پيشنهادى احمدى نژاد به مجلس شوراى اسلامى براى وزارت كشور خواهد بود.
پيش از اين، مصطفى پورمحمدى از مردادماه سال ۱۳۸۴ تا ارديبهشت سال ۱۳۸۷ اين سمت را در اختيار داشت ولى پس از بركنارى او، على كردان به رغم جنجال بر سر مدرك تحصيلى اش، توانست در مردادماه سال جارى از مجلس راى اعتماد بگيرد.
ولى وى طى سه ماه گذشته زير شديدترين انتقادها قرار داشت و سرانجام پس از ناموفق بودن رايزنى ها براى استعفاء از مقام خود، نمايندگان مجلس او را استيضاح كردند. تغييرات مداوم در وزارت كشور در حالى رخ مى دهد كه تنها هفت ماه به برگزارى انتخابات رياست جمهورى باقى مانده است و محمود احمدى نژاد تلاش مى كند كه براى چهار سال ديگر به اين سمت انتخاب شود.
محمود احمدی نژاد، رييس جمهوری ايران، دراقدامی بی سابقه در تاریخ نظام جمهوری اسلامی، پيروزی باراک اوباما را در انتخابات رياست جمهوری آمريکا به وی تبريک گفت. متن كامل پيام محمود احمدینژاد به مناسبت انتخاب باراك اوباما و كسب اكثريت آرا شركت كنندگان در انتخابات رياست جمهوری آمريكا، خطاب به رئيسجمهور جديد اين كشور، به اين شرح است:
بسم الله الرحمن الرحيم
جناب آقای باراك اوباما
رئيسجمهور منتخب ايالات متحده آمريكا
از اينكه توانستيد آراء اكثريت شركتكنندگان در انتخابات را به خود جلب كنيد تبريك میگويم. میدانيد فرصتهايی كه از ناحيه خداوند به بندگان هديه ميشوند زود گذرند و میتوانند در مسير كمال انسان و صلاح ملتها و يا خدای ناكرده در مسير سقوط عليه ملتها به كار گرفته شوند. اميدوارم جنابعالی با ترجيح مصالح حقيقی مردم و انصاف و عدالت بر تقاضاهای سيری ناپذير اقليتی خودخواه و ناصالح، از فرصت خدمت، حداكثر استفاده را به عمل آوريد و نام نيكی از خود به جای بگذاريد.
توقع عمومی اين است كه پاسخگويي سريع و روشن به مطالبه تحول صحيح و اساسی در سياستهای داخلی و خارجی دولت آمريكا كه خواست همه ملتهای جهان و ملت آمريكاست، سرلوحه و محور همه برنامهها و اقدامات دولت آينده شما قرار گيرد.
از سويی ملت آمريكا كه دارای گرايشات معنوی است انتظار دارند كه همه توان و همت دولت در مسير خدمت به مردم، اصلاح وضعيت بحرانی اقتصادي، بازيابی حيثيت، روحيه و اميد آنان و رفع كامل فقر و تبعيض، احترام كامل به كرامت، امنيت و حقوق انسانی و تقويت بنيانهای خانواده كه از جمله تعليمات انبياء الهی است در سرزمين آمريكا مصروف شود.
از سوی ديگر، ملتهای جهان انتظار دارند كه سياستهای مبتني بر جنگ طلبی، اشغالگری، زورگويی، فريبكاری، تحقير ملت ها و تحميل روابط تبعيضآميز و غيرعادلانه بر آنان و بر مناسبات جهانی كه موجب انزجار همه ملتها و اكثريت دولتها از حاكمان آمريكا و مشوه شدن حيثيت مردم آن كشور شده است به رفتاری مبتنی بر عدالت و احترام به حقوق انسانها و ملتها، دوستی و عدم دخالت در امور ديگران تبديل گردد و دايره دخالتهای دولت آمريكا به مرزهای جغرافيايی آن كشور محدود شود. به ويژه در منطقه حساس خاورميانه، انتظار آن است كه رفتار ناعادلانه شصت ساله به سوی استيفای كامل حقوق حقه ملتها به خصوص ملتهای مظلوم فلسطين، عراق و افغانستان تغيير جهت دهد.
ملت بزرگ و تمدنساز و عدالتجوی ايران از تحولات اساسی، عادلانه و واقعی در سياستها و رفتارها به ويژه در اين منطقه استقبال میكند.اگر در مسير الهی و در جهت اجرای تعليمات پيامبران الهي گام برداشته شود اميد میرود كه خداي بزرگ ياری كند و خسارات سنگين گذشته تا حدودی جبران شود.
از خداوند متعال براي آحاد بشريت و همه ملتها، سعادت، سلامت، سربلندی و رفاه و برای حاكمان ومديران جوامع عبرتآموزی از گذشتگان، اغتنام فرصت خدمت، بسط مهرورزی، رفع ظلم و برپايی عدالت و رعايت دستورات الهی، مسئلت دارم.
محمود احمدی نژاد در حالی از پيروزی باراک اوباما استقبال کرده است، که وی پيشتر در گفت وگو با روزنامه اسپانيايی ال پائيس گفته بود: بعيد می دانم دستگاه پشت پرده کاخ سفيد اجازه دهند که اوباما به کاخ سفيد راه يابد. شما مناسبات قدرت در آمريکا را می شناسيد. آنها در قدرت بسيار خشن عمل می کند و رای مردم تضمين شده نيست. احمدی نژاد، نخستين رييس جمهوری ايران است که پس از پیروزی انقلاب بهمن ۱۳۵۷ برای رييس جمهوری منتخب آمريکا پيام تبريک می فرستد.
شرح احوال شیخ حسین اوباما
سید ابراهیم نبوی: آن شیخ علی الاطلاق، آن قطب به استحقاق، آن ه
دایت شده قضایی و قدری، آن حمایت شده اپرا ثم وینفری، آن آکل الطعام بالچنگال والکارد، آن استاذ الهاروارد، آن بطفولیت شنیده تفلحوا و قولوا، آن متولد در هونولولو، آن سناتور صاحب بصیرت آمریکی، آن بهادر مراقب سیرت در نیکی، آن دارنده موهای وزوزی، آن آمده از ولایت اندونزی، آن شیخ صاحب فن، آن افرو امریکن، آن پیرو حضرت باری، آن برنده انتخابات از هیلاری، آن بوش را آمده به جا، آن شیخ صاحب دها، آن در صمیمیت بیا ولک کا، قطب الاقطاب شیخنا باراک حسین اوباما، شیخی صاحب ذات بود و عضو حزب دموکرات بود و معروف از همه جهات بود.
نقل است که پدرش شیخی برکت الدین کنیوی از شیوخ کنیا بود که ده سال پی شیر در صحرا دویده تا شبی در خواب پیری بر او داخل شد، شیخ خواست سلام کند، اما از هیبت پیر از زبان و دست و پای بمرد و کلام بر وی جاری نشد، تا شیخ بگفت: شیران را بگذار و بگذر تا خدای بر تو طفلی دهد که پس از آن از اقطاب شود و اولوالالباب شود و چون دیگ غیرت به جوش آید، بوش برود و کارها بکند که هیچ شیخ نکرد. پس شیخ از خواب برخاسته خواست نماز کند، اما شیخ دوباره بروی ظاهر شد و بپرسید: نماز بهر چه خوانی؟ گفت: شکر دیدار تو گذارم. پیر بگفت: انت اسگلونی!؟ مگه هر کی رو خواب دیدی باید نماز بخونی؟ لازم نکرده، من مال بخش سکولار اونجام. پس شیخ برکت الدین دست از دین و دنیا بشست و کشتی بخواست و سفر برفت.
نقل است چون شیخ حسین اوبامایی پای به جهان نهاد، دماغ خویش به دو انگشت بگرفته شدت آن چنان بود که خواست خفه شود، پس ده حکیم وارد شدند و طفل را بگرفتند که چرا چنان کند. تا شیخ دون خوان تولتکی از اعاظم دراویش آن اطراف بر آنان وارد شده، پیشانی طفل بدیده و گفت: این طفل عظیم شامه ای دارد و بوش را از حال بداند و چون به چهل سال بعد بوش همه جا را بگیرد، بیاید و چون بیاید بوش برود. و در وصف حال همین بیت صادر شد.
بیت
لقد رائحتی یصادر فی العقبات الجورج
والطیارات فی السماء و الاصابت البرج
هل من مزید البوش فی العالم زرتی
والیدخلونی الباراک و البوش اذا یخرج
(ترجمه: بویی در مشام من است از مردی خیره، و آیا دانی هواپیما با برج چه خواهد کرد؟ پس زیاد شود بوش یکباره در همه جا و باراک مردی است که می آید و دانی چیست؟)
نقل است به ده سال بود که در بیابان جاکارتا همی می رفت. پیرزالی بر وی ظاهر گشته و شیئا لله زد، شیخنا هر چه داشت بدو داد از فرط مروت و سخا که در او بود. پیرزال بگفت: یتیمان چون بخشش کند، خدا ده برابر دهد. شیخ بگفت: یتیم نیستم. گفت: در مردم تو بینم که یتیم شوی و پدری دیگر بر تو وارد شود و پدرت بمیرد و پدرخوانده ات بمیرد و تنها شوی و مادربزرگت هم یک روز به انتخابات جان بدهد. پیرزال این بگفت و از ثقل گفت خویش چنان بگریست که در اشک خود غرق شد، تا پاملا اندرسون نازل شده و منجی وی گشته او را بخشکی رساند. و شیخنا تا به جهان بود دائم داغ همی دید. طرح از نیک آهنگ کوثر
شیخ اعظم نعیم الدین شمسکی از شیخ حسین کلمات عالی نقل کرد. شیخنا بگفت: یخرجنی فی العراق، گاماس گاماس و البیر بیر( ترجمه: از عراق خارج می شویم، یواش یواش و یکی یکی) و گفت: الاسرائیل و الامریکی هذا فرندز"( ترجمه: تماشای سریال فرندز برای هر آمریکایی و اسرائیلی مفید است.) و گفت: الیوسف منی و انا من الیوسف ( ترجمه: جوزف بایدن از ماست و ما از او هستیم.)
نقل است که چون به امارت خواست برسد ضعیفه ای با وی کوس رقابت زد و هرچه کت و دامن در جهان بوده بخرید و هر هفته به ده کرت سخن بگفت، تا مردمان مجتمع شده و شیخ از فرط فقر و صدق که در او بود، برکشیده شد. و این بود تا پیری از روسای عساگر و امیران و وزیران بر وی نازل گشت و خواست تا غیرت مردمان را برانگیزد و با شیخنا بستیزد، اما مردمان را عسرت و هلاک چنان عظیم گشته بود که پیر را رخصت ندادند و شیخنا با امارت رسید و چون به امارت رسید شیوخ مجتمع شدی و سماع درافتاد.
نقل است که چون خواست بمیرد، عزرائیل سوار بر فیلی بر وی نازل شده و گفت برخیز تا برویم. شیخنا وصیت بکرده خواست برود، اما ملک الموت را بویی عظیم بر مشام رسیده، سرش به دوار افتاده پرسید: این بو از کجا آید؟ گفت بوش است و اگر بروم، بیاید. پس ملک الموت بترسید و فرار کرد و همچنان در فرار است و شیخنا بود تا چند سال.



YES WE CAN
منبع wikipedia: باراک حسین اوباما اولین رئیسجمهور سیاهپوست ایالات متحده آمریکا در تاریخ ۴ آگوست ۱۹۶۱ از مادری سفید پوست از ایالت کانزاس آمریکا و پدری کنیایی در هونولولو در ایالت هاوایی متولد شد. "نایانگ اوما کوگلو" و "آن دانهام" هنگامی که اوباما دو سال داشت از یکدیگر جدا شدند پدر اوباما به کنیا بازگشت و تنها یک بار پیش از مرگ خود در سال ۱۹۸۲ فرزندش را دید. مادر اوباما با مردی اندونزیایی ازدواج کرد و خانواده ۱۹۶۷ به اندونزی رفتند. اوباما تا ده سالگی در مدرسه ای در جاکارتا تحصیل کرده و سپس به هاوایی بازگشت و با پدربزرگ و مادربزرگش زندگی کرد.
باراک در سال ۱۹۷۹ از دبیرستان فارغ التحصیل شد. اوباما در کتاب خود اعتراف کرده در دوران دبیرستان کوکایین و ماریجوانا مصرف میکرده است. در این میان مادر اوباما در ۱۹۷۲ برای چندین ماه به هاوایا بازگشت و سپس برای تکمیل پایان نامه دکترای خود به اندونزی رفت. "آن دانهام" در ۱۹۹۵ بر اثر سرطان رحم درگذشت.
اوباما پس از پایان دبیرستان به لس آنجلس رفت و سپس به دانشگاه کلمبیا در نیویورک منتقل و مشغول به تحصیل در رشته علوم سیاسی با تخصص روابط بینالملل شد. در سال ۱۹۸۵ با مدرک لیسانس از کلمبیا فارغالتحصیل شد و در گروه تحقیقات اجتماعی در نیویورک و همکاریهای بینالمللی تجاری مشغول به کار شد.
اوباما پس از چهار سال به شیکاگو نقل مکان کرد اوایل ۱۹۸۸ برای اولینبار به کنیا سفر کرد در اواخر ۱۹۸۸ اوباما وارد دانشگاه هاروارد شد اوباما فارغالتحصیل رشته حقوق از دانشگاههای هاروارد کار خود را به عنوان وکیل حقوق مدنی آغاز کرد. او همچنین در دانشگاه حقوق شیکاگو از سال ۱۹۹۲ تا ۲۰۰۴ حقوق مدنی و قانون اساسی تدریس میکرد. در سال ۱۹۹۲ با همدانشگاهی خود در هاروراد "میشل رابینسون" ازدواج کرد. وی صاحب دو دختر به نامهای "ناتاشا" و "مایلا آن" است. اوباما در سال ۱۹۹۵ کتاب خاطرات خود را با نام "رویاهای پدرم" و در ۲۰۰۶ کتاب "جسارت امید" را منتشر کرد.
اوباما در سال ۲۰۰۴ در سنای آمریکا پذیرفته شد. در دوران حضور خود در سنا برای قانونی کردن قوانینی در زمینه کمکهای انتخاباتی، تغییرات جوی، مبارزه با تروریسم هستهای تلاش کرد.اوباما در سال ۲۰۰۷ خود را به عنوان نامزد انتخابات ریاستجمهوری معرفی کرد و پس از شکست هیلاری کلینتون نامزد رسمی دموکراتها برای ریاست جمهوری گردید.
بازگشایی پرونده قتل مشکوک آیت الله لاهوتی
آیت الله حسن لاهوتی از روحانیون شاخص مبارز در دوران پیش از انقلاب بود که همراه با آیت الله خمینی از پاریس به تهران بازگشت. ایشان پس از انقلاب نماینده آیت الله خمینی در سپاه پاسداران و همچنین از بنیانگذاران کمیته های انقلاب و نیز امام جمعه رشت شد. از دیگر ویژگیهای این روحانی گیلانی علاقه و ابراز ارادت فراوانش به دکتر علی شریعتی بود که به هیچ عنوان قابل کتمان نبود.
او را می شود در بیشتر صحنه های پیروزی انقلاب دید. تصاویر لاهوتی هنگام پایین آمدن آیت الله خمینی از پله های هواپیما در روز ۱۲ بهمن ۵۷، و همراه مرتضی مطهری در پشت سر آیت الله خمینی و نیز همراه بهشتی و آیت الله منتظری و رفسنجانی در کنار یاسر عرفات، در تاریخ معاصر ایران ثبت گردیده است.

لاهوتی نماینده اول مردم رشت در مجلس اول شورای اسلامی شد. وی از جمله کسانی بود که هنگام رأی گیری علیه بنی صدر، حاضر به شرکت در جلسه نشد و همراه با بازرگان، سحابی، یزدی، معین فر، صدر حاج سید جوادی و چندین نماینده دیگر از آنجا خارج شد. اندک زمانی پس از این اقدام، به خانه لاهوتی ریختند و او را به زندان اوین بردند. جرم او این بود که در ماجرای برکناری بنی صدر از ریاست جمهوری، از وی حمایت کرده و حاضر نشده بود رای به برکناری او بدهد. و چندی بعد، خبر مرگ او بر اثر سکته در داخل زندان اوین به خبرگزاریها اعلام گردید.
روزی که خبر مرگ لاهوتی به هاشمی رسید، او هنگام اعلام خبر، در جایگاه هیأت رئیسه مجلس به شدت گریست که به صورت مستقیم از رادیو پخش شد. هاشمی بعدها از عوامل این قتل مشکوک انتقاد کرد. فاطمه هاشمی می گوید که خیلی ها به این کار هاشمی و گریه عجیبش اعتراض کردند، اما هاشمی سالها بعد در کتاب خاطرات عبور از بحران خود با افتخار از این گریه یاد نمود.
آیت الله لاهوتی علاوه بر نسبت فامیلی با هاشمی رفسنجانی، از دوستان بسیار صمیمی یکدیگر در سالهای دوران زندان شاه بودند. فاطمه و فائزه هر دو دختر هاشمی رفسنجانی، عروسهای مرحوم آیت الله لاهوتی هستند.
این دو عروس در مصاحبه با هفته نامه شهروند امروز (شماره ۷۰) ، تاکید بر قتل آیت الله لاهوتی به دست اسدالله لاجوردی عضو شورای رهبری هیئت موتلفه اسلامی نمودند. همچنین حمید، پسر ارشد آیت الله لاهوتی نیز در مصاحبه با همین هفته نامه، سخنان آنان را تائید کرده است.
این سه تاکید کردند که آیت الله لاهوتی به دستور اسدالله لاجوردی دستگیر و به زندان اوین منتقل گردید و سپس وی را، با خوراندن سم استرکنین کشتند و آن زمان اعلام کردند که وی در زندان سکته کرده است. دختران هاشمی رفسنجانی میگویند که وی، از دو دامادش و نیز آنها خواسته بود تا به خاطر انقلاب سکوت کنند.
در همان دوران یکی از فرزندان آیت الله لاهوتی (وحید) که با سازمان مجاهدین خلق در ارتباط بود، دستگیر گردید و درهمان موج اولیه اعدام ها در سال ۶۰-۶۱، در اوین کشته شد. هفته نامه شهروند امروز درباره وحید لاهوتی که به دستور لاجوردی اعدام شد نیز از قول دختران هاشمی رفسنجانی و حمید پسر ارشد آیت الله لاهوتی نوشت که او نیز برخلاف آنچه که آن زمان بصورت خبر اعلام شد، در زندان خودکشی نکرده بود، بلکه براثر ضربه ای که به سرش زده بودند کشته شد. (مانند زهرا کاظمی ، زهرا بنی یعقوب و...)
خبر تکمیلی
ولی فقیه نظام روز چهارشنبه ۱۵/۸/۸۷ در ديدار با کارگزاران فرهنگی و اجرايی حج با اظهار ناخرسندی شديد از فضای تبليغاتی و مطبوعاتی ايران تاکید کرد: اين فضای بی بندوباری در حرف زدن و اظهار نظر عليه دولت، مسایلی نيست که خداوند به آسانی از آنها بگذرد. و افزود: برخی کارها و ظلم ها، فتنه ای به پا می کند که دامن همه، اعم از ظالم و غيرظالم را می گيرد بنابراين همه بايد مراقب اظهارنظرها، تبليغات، و اقدامات خود باشند
همچنین هفتهنامه شهروند با تصميم هيئت نظارت بر مطبوعات توقيف شد. هيئت نظارت بر مطبوعات در جلسه مورخ ۱۵/۸/۸۷ خود، هفتهنامه شهروند امروز را به دليل غير واقعی جلوه دادن برخی اقدامات دولت توقيف كرد.
خبر ویژه
خاطرات آکسفوردی عوضعلی خان !!!
يكی از نمايندگان مجلس هشتم که نخواست نامی از وی افشا شود تاکید کرد: در هفته های گذشته تعدادی از دانشجويان آقای كردان با مراجعه به مجلس اظهار كردند كه آقای كردان در كلاسهای درس بارها از خاطراتش در دانشگاه آكسفورد سخن گفته و با لحن تمسخر آميزی به دانشجويان اعلام می كرده است: شما كه دانشجو نيستيد و ما در آكسفورد اينچنين می كرديم و آنچنان بودیم و ....اين نماينده ادامه داد: نكته قابل توجه اينجاست كه چگونه فردی كه به راحتی قادر است مطالب غير واقع را در دوران وزارت و غير آن بيان كند و حتی كتاب تخصصی حقوق با نام دكتر علی كردان منتشر نمايد می تواند امنيت كشور و سلامت انتخابات مهمی چون رياست جمهوری را تضمين نمايد. در بسياری از كشورهايی كه ادعای حكومت دينی هم ندارند در مواجهه با چنين افرادی برخوردهای شديد صورت می گيرد و به بركناری هم بسنده نمی شود و فرد خاطی به علت دروغ گويی حتما محاكمه می شود.
خبر تکمیلی
سرانجام کردان اشهد وزارت را خواند
علی کردان صبح روز سه شنبه ۱۴/۸/۸۷ با حضور در صحن علنی مجلس، به ارايه توضيحاتی در خصوص مدرک تحصيلی، عملکرد و سوابق مديريتی خود پرداخت که پس از ساعتها بحث و بررسی سرانجام نمايندگان با ۱۸۸ رای موافق، ۴۵ رای مخالف و ۱۴ رای ممتنع و با آرای اکثريت نمايندگان از سمت وزارت کشور برکنار شد. ۲۴۷ نفر از نمایندگان مجلس شورای اسلامی در اين رای گيری شرکت کردند. گزارش نسبتا مفصل از روز استیضاح را میتوانید از اینجا بخوانید.
خبر ویژه
ثبت نام برای انجام اقدامات تروریستی و انتحاری!
روزنامه مردمسالاری: در روزها و ماه های گذشته در استان تهران و برخی استان های بزرگ کشور، فرم های عضويتی با عنوان "ثبت نام جهت عمليات های استشهادی" پخش شده و از عموم به ويژه جوانان خواسته شده با تکميل اين فرم ها و درج آدرس و شماره های تماس خود به جمع رزمندگان جبهه جهانی مقابله با استکبار جهانی بپيوندند.

در فرم عضويت مزبور، آدرسی از يکی از خيابان های تهران درج شده که در مراجعه حضوری درستی آن تاييد نشده، اما در فرم عمليات استشهادی، نام يک ستاد فعال در اين زمينه به همراه شماره تلفنی برای تماس بيشتر درج شده است.
خبر ویژه
امامی کاشانی: راست راست میاستند و حرفهای دروغ دروغ میرنند
وب سایت جناب مهدی خزعلی : راست راست میاستند و حرفهای دروغ دروغ میزنند (امامی کاشانی) خطیب جمعه این هفته تهران آیت الله امامی کاشانی بود، جمله قصار فوق راجع به احمدی نژاد یا دولت نهم نیست، ایشان راجع به امریکا این کلام نغز را فرمودند، به هر حال استاد اخلاق هستند و من بدم نیامد این جمله را آویزه گوش تمامی مسئولین دولت نهم نمایم، که راست راست نایستند و حرف های دروغ دروغ به خورد مردم ندهند! نمی دانم چرا هر وقت آقای امامی کاشانی را می بینم و یاپشت سرایشان نماز می خوانم ، حضور قلب من بهم می خورد و یاد پالیزدار و حرف های او می افتم!
اگر خدا و مرتضوی هم از سر تقصیرات پالیزدار بگذرند من یکی نمی گذرم! همیشه وقتی آیت الله امامی کاشانی در خطبه های نماز، آیات و روایاتی قرائت میکرد، در معادن رحمت و خزائن حکمت الهی سیر می کردیم اما از وقتی پالیزدار پیدا شد فکرمان به سمت معادن سنگ و خزائن بیت المال میرود!
وقتی حضرت آیت الله در نماز "ایاک نستعین" را قرائت می فرمود، توجه مان بسوی یاری خواستن از خدا بود و ترک یاری غیر او . امروز استعانت به معادن و ذخائر خدادادی در نظرمان می آید، و این فکر که چرا مانه؟ چه می شد من نیز توان بخشی راه می انداختم و الان چند معدن سنگ داشتم و توان بخشی می کردم! گاهی رکعت های نماز را فراموش می کنم و در رویای توان بخشی خود سیر می کنم ، می بینم که افکار بلندی دارم و اسلام و مسلمین و نظام اسلامی نیازمند این افکار است فقط توان ندارم! اگر معدن داشتم و توان بخشی میکردم چه می شد! در این اندیشه ها سیر می کنم تا صدای سلام امام مرا از رویاهای شیرین توان بخشی خارج کند!
۲۲ خرداد ۸۷ پالیزدار بازداشت می شود و ۲۴ خرداد ۸۷ آقای امامی کاشانی در نماز جمعه می فرمایند: ((کسانی که علیه دین، مسلمین و نظام اسلامی طراحی می کنند، اینها دلیل ندارند، و سخنانی را به بهتان و کذب میگویند و یک موج موقتی هم ایجاد میکنند.))

ایکاش همان روز آقای امامی کاشانی یا ماجرای معادن سنگ و توان بخشی را تکذیب می فرمود و یا حداقل کذب آقای پالیزدار را برملا و راست و صدق آنرا منتشر می فرمود، ایکاش اسناد مزایده را منتشر می فرمودند تا حداقل حضور قلب نمازگزاران از دست نرود، امروز تا آیت الله امامی کاشانی خطبه ها را بخواند و نماز را تمام کند، نمازگزاران هزار بار معادن سنگ دهبید را کاویده اند و کامیون ، کامیون سنگ است که از فراز سر نمازگزاران جمعه عبور میکند، اگرمی شد اندیشه نمازگزاران را به تصویر کشید، می دیدید چه ترافیک سنگینی از ماشین های سنگین بر فراز سر نمازگزاران در حرکت است، بهترین راه حل، پاسخ مستدل و منطقی است ، اینکه موج موقت است و تمام میشود و موج سازان را زندانی کنیم ، راه حل نیست، چگونه میتوانید افکار نماز گزاران را حبس کنید؟ درخاتمه باید گفت ما به عنوان خانواده روحانیت قبل از انقلاب ارج و قرب بیشتری داشتیم هرچند درم و دینار نداشتیم که فرمود:
"زاهد که درم گرفت و دینار زاهد تر از او برو بدست آر"
والسلام/ دکتر مهدی خزعلی/ ۱۱/۸/۸۷
خبر ویژه
ناگفته ها از اولین قربانیان قتلهای زنجیره ایی
رابطه میان دکتر سامی و احمدی نژاد!
وب سایت جناب اکبر اعلمی: در حالیکه آیت الله خزعلی عضو خبرگان رهبری از حامیان و مدافعان سرسخت دکتر احمدی نژاد بوده و هست و در حمایت از او تا آنجا پیش می رود که اعلام می نماید " بعد از رجايی ... خدا احمدی نژاد را آورد و تجديد عهد رجايی كرد." ،در خبرها از قول دکتر مهدی خزعلی (فرزند آیت الله خزعلی) آمده بود که وی حتی نظر مرا مبنی بر شایستگی دکتر احمدی نژاد برای تصدی سمت هائی نظیر ریاست سازمان حج و اوقاف، بازرسی کل کشور و دیوان محاسبات نیز برنتابیده و اعلام کرده است:
(نقل قول از وب سایت جناب مهدی خزعلی: "ظاهرا آقای اعلمی سازمان های مذکور را بسیار بی اهمیت تلقی فرموده اند،اگر احمدی نژاد رئیس سازمان حج و اوقاف شود، ماجرای ۶ ذیحجه خونین تکرار و حج تعطیل می شود! اگر رئیس سازمان بازرسی یا دیوان محاسبات شود مجموعه ای از ... بندان با مدارک جعلی را بر مدیران نظام مسلط می کند و کدام مدیر است که تحت سلطه جمعی بی سواد مجعول المدرک کار کند؟ یک روز تمامی وزراء و مدیران را د.. قلمداد می کند و روز دیگر محرمانه و بی سر و صدا از آنان عذرخواهی خواهد کرده و فهرست تمامی وزرای کابینه را در جیب راست و اسامی نمایندگان مجلس را در جیب چپ گذاشته و اعلام می دارد که اسامی مفسدان اقتصادی در جیب من است!!. آقای اعلمی، باید به عرض برسانم تنها کسی که می دانست احمدی نژاد به چه کار آید، مرحوم دکتر کاظم سامی بود که کشته شد، برای رسیدن به پاسخ شما باید در مدارک و اسناد دکتر کاظم سامی جستجو کرد".)
صرفنظر از تفاوت عمیق در داوری پدر و پسر نسبت به رئیس جمهور ایران، اظهارات فوق را می توان یک اظهارنظر شخصی در نظر گرفت که تائید هر قسمت از آن به ارائه دلیل نیازمند است لذا از هرگونه داوری در این مورد پرهیز می کنم.
از طرفی شخصا نمی دانم چه رابطه و نسبتی میان شادروان دکتر کاظم سامی روانپزشک و دکتر احمدی نژاد دانش آموخته عمران وجود داشته و دارد بنحویکه فرزند آیت الله خزعلی در قسمت پایانی اظهارات خود ایندو را بیکدیگر ربط داده است، از اینرو مانند دیگران بسیار کنجکاوم تا بدانم که میان ایندو چه رابطه ای وجود داشته که آقای خزعلی را به چنین اشارتی ترغیب کرده است.
اما از یکسو یادآوری نام دکتر سامی در نوشته آقای خزعلی و از سوی دیگر فرارسیدن سالروز قتل مظلومانه سامی بهانه ای شد تا یکبار دیگر دفترچه خاطراتم را گشوده و به بازخوانی ابهامات مربوط به پرونده قتل ناجوانمردانه او بپردازم که متاسفانه برای راقم این یادداشت همچنان بی پاسخ مانده است.
شادروان دكتر كاظم سامي آزاديخواهی متدین و از روانپزشکان سرشناس به شمار میرفت و از دوستان نزدیک زنده یاد دكتر شريعتي ، شادروان مهندس بازرگان و دکتر پیمان و ظاهرا از مقلدین آیت الله منتظری بود. او قبل از انقلاب عضو نهضت خداپرستان سوسياليست بود که بعدها به حزب مردم ایران تغییر نام یافت و پس از خرداد ۴۲ "جنبش آزادیبخش مردم ايران" یا جاما از آن منشعب گردید و بعد از انقلاب نیز با همین نام و در حالیکه سامی دبیر کلی آنرا برعهده داشت برای مدتی به کار خود ادامه داد.
دکتر سامی پس از انقلاب وزير بهداری دولت بازرگان شد و حتی در نخستین انتخابات ریاست جمهوری کاندیدا شد که با احراز کمتر از ده هزار رای نفر در رتبه ششم این انتخابات جای گرفت اما در اوّلین انتخابات مجلس شورای اسلامی به عنوان نماينده مردم تهران به مجلس راه يافت.
در سال ۶۰ در حالیکه سامی همچنان نماینده مردم تهران در مجلس شورای ملی بود دفاتر جاما نیز مانند سایر تشکل های سیاسی دگراندیش مورد هجوم قرار گرفت و طومار فعاليت آنها برای همیشه بسته شد. لذا سامی دبیر کل جاما نیز همچون اعضای این تشکل دست از فعالیت های سیاسی کشیده و به طبابت و فعالیت های فرهنگی و اجتماعی روی آورد. با این وصف در سال ۱۳۶۳ وی هنگام خروج از مراسمی که نهضت آزادی به مناسبت ۲۸ صفر برگزار کرده بود ، در حین سوار شدن بر اتومبیل خود مورد هجوم تعدادی از افراد مسلح خودسر قرار گرفت و به شدت از ناحیه صورت و چشم مضروب و مصدوم گردید.
در دوم آذر ماه سال ۱۳۶۷ دكتر سامي در مطب خود به معاينه بيماران اشتغال داشت که بطور ناجوانمردانه ای با ضربات دشنه فردی که خود را "غلام همتی" معرفی کرده بود به شدت از ناحیه سر مجروح و با فرق شکافته شده به بیمارستان ساسان منتقل گردید لیکن دو روز بعد بدلیل شدت جراحات وارده در همان بیمارستان جان به جان آفرین تسلیم کرد.
در آنروزها (نیمه دوم ۱۳۶۷) مدتی بود که بنده به عنوان معاون مدیرکل امور انتظامی وزارت کشور در این وزارتخانه مشغول بکار شده بودم و لذا با توجه به ماموریت ذاتی اداره کل امور انتظامی سعی می کردم که به هر طریق ممکن از کم و کیف این حادثه تلخ با خبر شوم، اما متاسفانه اطلاعات موجود در اداره کل انتظامی در حدی نبود که بتوان از جزئیات این حادثه سر درآورد. حتی آن بخش از پرونده انتظامی قتل سامی هم که در اختیار ما قرار گرفت آکنده از ابهامات و ضد ونقیض گوئی ها بود، با این وصف در حوزه کاری من کسی بخود اجازه نمی داد که انگشت خود را متوجه ابهامات مذکور کرده و بطور جدی در مقام کشف و رمزگشائی آنها برآید.
موضوعی كه بر پيچيدگی و ابهام اين واقعه تلخ افزود مرگ مشكوك قاتل و نحوه کشف آن بود به این معنا که مقامات قضائی و مسئولان امنیتی و انتظامی در اواخر آذرماه همان سال اعلام کردند که "محمد جلیلیان" قاتل دکتر سامی بیماری روانی داشته و یکروز پس از ارتکاب قتل در گرمابه برلیان اهواز خود را با کمربند از دوش حمام حلق آویز کرده و به عمر خود پایان داده است و این در حالی بود که گزارش پزشك قانونی خلاف اين ادعا را گواهی کرده بود!
در این گزارش همچنین قید شده بود که قاتل چند پاسپورت و تعدادی شناسنامه جعلی و مقداری فشنگ نیز با خود به همراه داشته است. تا آنجا که بیاد دارم رسانه ها از قول همسر مرحوم سامی نوشتند که نامبرده نیز تائید کرده است که فرد معدوم (محمد جلیلیان) همان قاتل اصلی است.
محتشمی وزیر کشور وقت نیز برای پایان دادن به همه ابهامات و تردید هائی که پیرامون این حادثه دلخراش وجود داشت طی مصاحبه ای اعلام کرد که قاتل سامی در گرمابه ای در اهواز خودکشی کرده است.
در پی این مصاحبه طی یادداشتی خطاب به دکتر صدر معاون سیاسی امنیتی وقت وزارت کشور به ابهامات و ضد و نقیض گوئی های پرونده اشاره کردم، از دید من حداقل شش ابهام جدی در گزارش نیروهای امنیتی و انتظامی آنروز وجود داشت:
۱-میان متهم شدن قاتل به اختلالات روانی و تهیه چند پاسپورت و شناسنامه جعلی توسط وی تناسب منطقی وجود نداشت.
۲-اخراج یک کارمند که طبق گزارش مسئولان امر دوباره به شغل اولش بازگشته بود نمی توانست انگیزه ای قوی برای ارتکاب قتل سبعانه سامی و تصمیم به قتل همسر وی باشد.
۳-وجود چندین شناسنامه و پاسپورت جعلی در نزد قاتل حاکی از این بود که وی فرد انگیزه داری بوده و قصد خروج از کشور را داشته است. در این صورت شهرهای مرزی شمالغرب کشور بهترین گزینه ای بود که او می توانست برای فرار از کشور انتخاب کند، بنابراین متواری شدن او به شهر اهواز چندان وجاهتی نداشت.
۴-کدام سرنخ توجه ماموران امنیتی و انتظامی را به شناسائی قاتلی جلب کرده بود که تقریبا ۲۰ روز قبل از شناسائی وی در گرمابه ای واقع در اهواز دست به خودکشی زده بود.
۵-کسی که قصد خودکشی داشته چرا حمام را انتخاب کرده و چرا وسیله مناسبی را برای خودکشی با خود به همراه نبرده است تا ناگزیر نشود که با کمربند خود را حلق آویز نماید! (وبلاگ دموکراسی: قابل به ذکر است که حاج سعید امامی یا همان دانیال قوامی نیز در حمام با داروی نظافت خودکشی کرد و...)
۶- فاصله کم دوش از سر استحمام کننده ، کوتاه بودن کمربند برای انجام عملیات خودکشی از طریق دوش، عدم مقاومت دوش برای تحمل سنگینی قاتل و فاصله آن با زمین و ...از مواردی است که قبول سناریوی خودکشی از طریق حلق آویز شدن از دوش گرمابه را با تردید جدی مواجه می ساخت.
واکنش بعضی از دوستان و مسئولان وقت وزارت کشور به یادداشت مذکور، به نگارنده فهماند که شتر دیدی،ندیدی!! لذا تردید ها و ابهامات مذکور که امکان انتشارش در رسانه های آنروز کشور میسر نگردید تا به امروز همچنان در دفترچه خاطراتم جاخوش کرده بود.
در فاصله سه روز مانده به انتخابات، اوباما پیشتاز نظر سنجی ها است
باراک اوباما، نامزد دموکرات ها در انتخابات رياست جمهوری آمريکا سه روز مانده به برگزاری انتخابات ریاست جمهوری آمریکا، در بیشتر نظر سنجی ها از جان مک کين، نامزد جمهوری خواهان پيش است.
برپايه آخرين نظر سنجی مشترک (رويترز، سی اسپن، زاگبی) که روزجمعه منتشر شد، باراک اوباما همچنان هفت درصد از جان مک کين جلوتر است.
برپايه اين نظر سنجی که گرايش رای دهندگان آمريکايی را در طول سه روز رصد کرده، باراک اوباما توانسته است ۵۰ به ۴۳ از رقيب خود جلو بيفتد که نسبت به روز پنجشنبه تقريبا تغييری نشان نمی دهد. ضريب خطای اين نظر سنجی ۲.۹ درصد برآورد شده است.به گفته جان زاگبی، يکی از برگزار کنندگان اين نظر سنجی، جان مک کين در اين مدت نتوانسته است دربرابر باراک اوباما درصد بيشتری را به خود اختصاص دهد.

برپايه اين نظر سنجی سناتور جان ميک کين، در ميان اسپانيايی تبار ها محبوبيتی ۲۶ درصدی دارد، اين اقليت آمريکايی به حمايت ۴۰ درصدی از جرج بوش در سال ۲۰۰۴ نقش مهمی در فرستادن نامزد جمهوری خواهان به کاخ سفيد داشتند.
نامزد مستقل رالف نادر، در اين نظر سنجی از محبوبيت ۲ درصدی و باب بار، نامزد ليبرتارين، از محبوبيت ۱ درصدی برخوردارند. هنوز ۲ درصد از رای دهندگان احتمالی در انتخاب نامزد خويش مردد هستند.
رييس جمهوری ايالات متحده، پس از رای گيری عمومی در روز سه شنبه، از سوی "الکترال کالج" که ۵۳۸ عضو دارد، انتخاب خواهد شد که به نمايندگی از ايالت های آمريکا در اين مجمع حضور دارند.
خبر ویژه
عزت الله ضرغامی: دختران بد حجاب به دنبال همسر میگردند. ما باید فکری برای دختران چادری بکنیم!
عزت الله ضرغامی رئيس سازمان صدا و سيما در مراسم اختتاميه نخستين جشنواره عفاف و حجاب (نور) که در مرکز همايشهای سازمان صدا و سيما برگزار شد گفت: بعضی از دختران ما که در دانشکدهها و مدارس حجاب مناسبی ندارند نه به خاطر مخالفت با اسلام و نه به خاطر مخالفت با حکومت و نه به خاطر دوست داشتن بدحجابی است بلکه اين دختر در يک سری از مراودات خود با پسرهای همکلاسی میخواهد يک عرضه ای از خودش داشته باشد تا او را بينند و بپسندند و ازدواجی سر بگيرد. اين مساله مساله مهمی است و بايد به آن توجه شود زيرا میتواند باعث بروز بد حجابی هايی شود که مقطعی است ولی ظاهر جامعه را به هم میزند. نکتهای که در رابطه با بد حجابی بيان کردم اعتقاد من است و اگر کسی با نظر من مخالف است حاضرم با او در اين مورد بحث و گفتگو کنم .
وی افزود: ما وظيفه داريم برای دخترانی مثل فرزندان من و شما که با حجاب بسيار سنگين، با چادر و حجاب اسلامی زندگی میکنند و مراوداتشان کم است و ممکن است کسی از وجود آنها مطلع نشود فکری بکنيم زيرا در فرهنگ ما برای ازدواج خانواده مرد بايد به سراغ خانواده زن بيايد.
رئيس سازمان صدا و سيما گفت: فراموش نکنيم که درسنين جوانی و نوجوانی مساله ازدواج مساله مهمی است و امروز در جامعه با وجود مشکلاتی نظير اشتغال ، تورم ، گرانی و مسکن در مساله ازدواج دچار مشکل است.
وی با بيان اينکه امروز يکی از مشکلات ازدواج درجامعه ما به روابط دختر و پسر و اينکه شناخت آنها از يکديگر به طور صحيح اتفاق نمیافتد بازمیگردد افزود: در فضا های سنتی گذشته خانوادهها با هم زياد مراوده داشتند. خانهها کنار يکديگر بود و در هر خانه کلنگی ۵ خانواده زندگی میکرد. يکی دختر همسايه را میديد و به هم اطلاع میدادند، فضاها فراهم میشد و ازدواج ها به راحتی صورت می گرفت. دستورات شرعی هم معلوم و مشخص بود که پسر تا کجا ميتواند از دختر ارزيابی داشته باشد و او را بيند. اين محدوده را هم بزرگان و روحانيون تعيين ميکردند. و اين طور نبود که پسری چشم بسته دختری را بگيرد.
ضرغامی در رابطه با حجاب برتر در جامعه گفت: به نظر من چادر اسلامي حجاب برتر است. و در صحبتي که با آيتالله صافی گلپايگانی داشتم ايشان هم بر اين موضوع صحه گذاشت .آيت الله صافی گلپايگانی گفت بعضی خانمها که به بيت ما میآيند، میخواهند براي تبرک عبای من را ببوسند. من بدون تعارف به آنها میگويم که من بايد گوشه چادر شما را ببوسم. استدلال آيت الله صافی گلپايگانی اين بود که معنويت ، پاکی و تعالی در چادر است. بنابراين چادر را بايد بوسيد. (امید است جناب ضرغامی فیلم معروف طلبه تویسرکانی و آن زن عفیفه!!! را که به تازگی در اینترنت انتشار یافته ، خدمت حضرت آیت الله عرضه نمایند تا ایشان گوشه هر چادری را ، متبرک ننمایند.)
ضرغامی درباره زنهای چادری فعال در عرصه جامعه گفت: حجاب چادر و حفظ آن در بسياری از فعاليتهايی که خانمها انجام ميدهند کار سختی است. اين خانمها مجاهده میکنند و قابل احترام هستند. اينها ميخواهند چادر را به عنوان يک الگوی مناسب در جامعه نگهدارند. با يک دست چادر را میگيرند و با يک دست ديگرشان بچه شان را.
رئيس سازمان صدا و سيما گفت: امروز يکی از مشکلات دختران و زنان ما اين است که لباس مناسب و مانتوی اسلامی ، گشاد ، بلند و قشنگ که برازنده خانم ها باشد با قيمت مناسب در بازار وجود ندارد و من از همين جا اعلام ميکنم سازمان صدا و سيما وظيفه خود میداند که هر فروشگاه عرضه لباس و هر توليد کنندهای را که ميخواهد در زمينه لباسهای سنگين، بلند و گشاد کار کنند حمايت میکند و بخش زيادی از تبليغات آنها را مجانی انجام ميدهد آن قدر که همه بدانند اين فروشگاهها اين لباسها را عرضه ميکنند.
مرگ مشکوک زندانی سیاسی عبدالرضا رجبی
دبيرخانه مجموعه فعالان حقوق بشر در ايران:
پس از مرگهای مشکوک زندانيان عقيدتی و حتی غیر سیاسی همچون اکبرمحمدی ، ولی الله فيض مهدوی ، زهرا بنی يعقوب ، زهرا کاظمی ، ابراهيم لطف الهی بار دگر فاجعه ای انسانی تکرار گرديد ، در شامگاه سه شنبه مورخه ۷ آبان ماه سال جاری به دلايل و شيوه نامعلومی زندانی سياسی عبدالرضا رجبی که در حال تحمل هفتمين سال از محکوميت حبس ابد خود بود به زندان رجايی شهر کرج منتقل گرديد ، در ساعت ۲۱ همان شب يعنی ساعاتی پس از اين انتقال جسد اين زندانی سياسی مورد مشاهده ساير زندانيان قرار گرفت .
احتمال ميرود آنچه که از زندان اوين به زندان رجايی شهر کرج به عنوان زندانی تبعيدی حمل گرديد جسم بی جان آقای عبدالرضا رجبی بوده باشد و از اين رو تلاش مسئولان برای صحنه سازی مبنی بر فوت آقای رجبی در زندان رجايی شهر کرج بر شبهات ما می افزايد.
آقای عبدالرضا رجبی که بيش از هفت سال از دوران محکوميت حبس ابد خود را سپری مينمود به شدت نيازمند رسيدگی پزشکی به دليل آسيبهای جسمی در زمان دستگيری و آسيبهای وارده در زمان بازداشت و زندان بوده است ، اين زندانی سياسی در اعتراض به عدم رسيدگی پزشکی و عدم رعايت اصل تفکيک جرايم در طی دوسال اخير حداقل سه بار دست به اعتصاب غذای بلند مدت زده بود.
عدم اعلام فوت ايشان در زمان وقوع و همچنين تلاش برای صحنه سازی فوت ايشان و همينطور تلاش برای مخفی ماندن مرگ اين زندانی باعث ميگردد تا اين ضايعه انسانی را مرگ مشکوک بخوانيم و عليرغم عدم حصول نتيجه در پيگيری پرونده های مشابه و قتل های زندانيان در سالهای اخير ، خواست خود را اعلام و شفاف سازی در مورد نحوه فوت اين زندانی و همچنين در صورت وجود مسئولان و يا مسببينی در اين ضايعه خواهان برگزاری دادگاه علنی جهت رسيدگی به تخلفات آنان می باشيم و در پايان ضمن تقبيح تمسخر و هتاکی مسئولان زندان رجایی شهر نسبت به خانواده مرحوم رجبی ، نظر ساير تشکلات مدافع حقوق بشری را به وضعيت بغرنج زندانيان سياسی و بالاگرفتن قتل و مرگهای مشکوک زندانيان عقيدتی در سالهای اخير جلب می نمائيم.
تهران - ۱۰ آبان ۸۷ برابر با ۳۱ اکتبر ۲۰۰۸

واقعا جایی هم مونده؟!!
دوستی خاله خرسه
حسین شریعتمداری: آقای احمدی نژاد، اينگونه دوستان از دشمنان دانا، خطر بيشتری دارند!
روزنامه کیهان - حسین شریعتمداری: ديروز در مجلس شورای اسلامی ماجرای زننده و رسوايی برملا شد كه قبل از هر چيز و بيشتر از همه بايد هشداری هوشياركننده برای رئيس جمهور محترم و محبوب مردم باشد تا همكارانی كه برگزيده است را تنها از دريچه صداقت و پاكدستی خود ارزيابی نكند و نقد دلسوزانه برخی از دوستان را با تخريب كينه توزانه شماری از مخالفان به يك چوب نراند.
ديروز معلوم شد كه مدير كل پارلمانی دولت، تحت مسئوليت آقای رحيمی معاون پارلمانی رئيس جمهور، به بهانه كمك ۵ ميليون تومانی دولت برای ساخت و تعمير مساجد، دو برگه رسيد از برخی نمايندگان امضاء كننده طرح استيضاح آقای كردان دريافت می كرده و نمايندگان با اين تصور كه برای دريافت اين كمك ۵ ميليون تومانی امضای دو برگه ضروری است، هر دو برگه را امضاء می كرده اند... اما هوشياری چند تن از نمايندگان مجلس و پيگيری ماجرا مشخص كرد كه يكي از دو برگه، مربوط به دريافت كمك ۵ ميليون تومانی است و برگه ديگر خطاب به رئيس مجلس نوشته شده و نماينده امضاء كننده بي آن كه بداند با امضاي برگه دوم انصراف خود از امضاي طرح استيضاح كردان را به اطلاع رئيس مجلس رسانده است!!
اين اقدام زشت و مشمئز كننده كه كلاهبرداری سياسی و تقلب و سوء استفاده از اعتماد نمايندگان مجلس كمترين جرم متصور برای آن است، به يقين دور از چشم دكتر احمدی نژاد صورت پذيرفته است. زيرا صداقت و پاكدستی ايشان نه فقط زبانزد خاص و عام است، بلكه در بسياری از موارد همگان شاهد بوده اند كه احمدی نژاد بی واهمه از اين و آن به ميدان برخورد با كژی ها و ناراستی ها آمده و آنجا كه مصالح مردم در ميان است با هيچكس رودربايستی نداشته است، اگرچه علی رغم پاك نظری در پاره ای از موارد نيز بی خطا نبوده است.
و اما، برخلاف پيشنهاد يكی از نمايندگان محترم تهران كه خواستار طرح ماجرا با رياست محترم جمهوری و تذكر ايشان به مديركل مورد اشاره شده است، اين ماجرا زشت تر از آن است كه تنها يك تذكر چاره آن باشد. كلاهبرداری سياسی از نمايندگان مجلس و خريد رأی و نظر آنها به نفع اين و آن، يك حركت مرموز و مشكوك سياسی است كه نياز به ريشه كنی دارد نه تذكر خشك و خالی!
مديركل پارلمانی دولت، نمی تواند و قابل تصور نيست كه با ميل و نظر شخصی خود دست به اين كلاهبرداری سياسي زده و هزينه كلان آن را از جيب خويش تأمين كرده باشد. بنابراين، چه كسی به او مأموريت داده است؟ و چه كسی هزينه كلان اين مأموريت را تأمين كرده است؟ برای پاسخ به اين پرسش بايد ديد چه كسانی و يا چه جريانی از پس گرفتن امضای استيضاح سود می برند؟ دراين باره دو احتمال وجود دارد و دو جريان سياسی مي توانند برای انجام اين اقدام مشمئزكننده انگيزه داشته باشند.
اول وزيرمحترم كشور و دوستانش.
دوم دشمنان احمدی نژاد و جبهه اصولگرايان.
الف: آقای عباسی مديركل پارلمانی دولت، تحت مسئوليت آقای رحيمی معاون پارلمانی رئيس جمهور قرار دارد. بنابراين در حالت اول، احتمال هماهنگی وی با آقای رحيمی قوت فراوانی دارد. از سوی ديگر، آقای رحيمی از دوستان نزديك آقای كردان و از همفكران و همراهان اوست. بنابراين، احتمال هماهنگی آقای كردان و آقای رحيمی در اين ماجرا دور از ذهن نيست كه شواهدی نيز بر آن دلالت می كند. احتمال ديگر آن است كه آقای رحيمی بدون اطلاع آقای كردان و صرفا به عنوان خوش خدمتی به دوست ديرينه خويش دست به اين كار زده باشد. اين احتمال نيز اگرچه چندان منطقی به نظر نمی رسد ولی به هر حال يك احتمال است!
ب: حالت دوم آن است كه اين اقدام زننده از سوی يك جريان سياسی مشكوك و مرموز و با هدف تخريب چهره آقای احمدی نژاد و دولت اصولگرا صورت گرفته باشد و از آنجا كه دشمنان و مخالفان احمدی نژاد، چه بيرونی و چه داخلی، بارها نشان داده اند برای تخريب رئيس جمهور مردمی و شجاع از هيچ اقدامی روی گردان نيستند، حالت دوم می تواند احتمال بيشتری داشته باشد. اما، سوال اين است كه در اين ماجرا حلقه ميانی كيست؟ دست مستقيم دشمنان تابلودار احمدی نژاد كه در اين ماجرای رسوا ديده نمی شود، بلكه مدعيان دوستی با وی دست به اين اقدام زده اند. آيا اين مدعيان برخلاف آنچه ادعا می كنند، دشمن نيستند؟! و....
ج: بی آن كه خدای نخواسته قصد قضاوت پيشاپيش داشته باشيم و انگشت اتهام به سوی شخص يا جريان خاصی دراز كنيم بايد گفت از كجا معلوم كه عاملان اين اقدام از ابتدا قصد لو رفتن آن را نداشته اند؟ زيرا چنانچه هدف اصلی در اين ماجرا تخريب رئيس جمهور باشد، لو رفتن ماجرا نيز می تواند بخشی از اين پروژه تلقی شود! ضمن اين كه پروژه به گونه ای تدارك شده كه لو رفتن آن حتمی بوده است.
د: و بالاخره، هريك از دو حالت و چند احتمال فوق صحت داشته باشد، آنچه بی ترديد بايد توجه آقای احمدی نژاد را به خود جلب كند، بيرون كشيدن حيثيت دولت اصولگرا و جبهه اصولگرايان از اين دام خطرناك است كه اين نيز فقط با برچيدن دام امكان پذير است. چرا كه اگر عاملان ميدانی اين ماجرا، بدون تحريك ديگران دست به اقدام ياد شده زده باشند به يقين نمی توانند و نبايد در جايگاه كنونی خود باقی بمانند و چنانچه فريب دشمنان نظام و مخالفان جبهه اصولگرا را خورده باشند، از كجا معلوم اين فريب خوردگی ادامه نداشته و تكرار نشود؟! مخصوصا آن كه اينگونه دوستان! از دشمنان دانا، خطر بيشتری دارند. راستی آقای احمدی نژاد، آيا مطمئن هستيد كه اين آقايان دوست شما هستند؟!
حسین شریعتمداری- روزنامه کیهان ۹ آبان ماه ۸۷
وبلاگ دموکراسی ضمن عرض تبریک به حاج حسین بابت چنین ذهن خلاق و کاوشگری! به ایشان پیشنهاد میکند برای یافتن پرتغال فروش در چنین بلبشویی، کافی است تنها، از سربازان گمنامی که همواره طی سالیان گذشته چگونگی آموزش در مکتب "النجاه فی الصدق" را از جنابش آموخته اند، درخواست نماید، در ابتدا حضرات رحیمی ، عباسی، حیدر پور ، رسایی و... برای پاره ای توضیحات احضار گردند، آنگاه حقیقت مسلما آشکار خواهد گشت، اگر واقعا خواهان کشف آن باشند!
هرچند شاگردان این مکتب، نتایج آموزه های برادر حسین را ، تنها در تقابل با جنبشهای مدنی زنان، معلمان، کارگران، دگر اندیشان و... خوب پس داده اند نه دوستان خودی!!!

نگاه یک خرم آبادی به مراسم استقبال به نقل از وبلاگ فریاد دانشجو
ادامه این گزارش را میتوانید از اینجا بخوانید
خبر ویژه
تقلب برای بازپس گیری امضاء استیضاح دکتر عوضعلی کردان
سایت جهان نیوز: با نزديك شدن به تاريخ استيضاح كردان و مصمم شدن اكثريت نمايندگان در استيضاح وی، تحركات مشكوكی در مجلس از سوی نزديكان كردان آغاز شده و در يك اتفاق نادر و عجيب، عباسی معاون محمد رضا رحيمی، معاون حقوقی و امور مجلس رييس جمهور و دوست نزديك عوضعلی كردان كه اتفاقا وی نيز دارای مدرك دكترايی شبيه مدرك كردان است به اسم كمك به مساجد با چك های ۵ ميليون تومانی رهسپار مجلس شد تا بلكه بتواند با فريب نمايندگان، استيضاح كردان را منتفی كنند اما هوشياری نمايندگان اين اقدام عجيب را ناكام گذاشت.
نكته جالب اينجاست كه اين فرد در قبال ارائه چك ۵ ميليون تومانی كه با نيت ظاهری كمك نمايندگان به مساجد صورت می گرفت از نمايندگان استيضاح كننده وزير كشور درخواست امضاء دو رسيد را میكرد كه متن رسيد دوم در زير رسيد اولی استتار شده بود.
با مشكوك شدن نمايندگان به اين اقدام يكي از آنها درخواست رويت برگه دوم را میكند كه با امتناع اوليه فرد فوق الذكر مواجه میشود اما با اصرار و سماجت نماينده مجلس مجبور به ارائه رسيد دوم شده و مشخص میشود كه محتوای اين رسيد اعلام انصراف از استيضاح كردان بوده كه میخواستند به عنوان رسيد پول، به امضاء نمايندگان برسانند.
در همین ارتباط عوض حيدرپور نماينده مردم شهررضا در مورد فريبكاری نماينده رحيمی شرح ماجرا را اینگونه بيان میکند.
سپس حميد رسايی نماينده تهران نزد من آمد و از بنده خواست كه از تذكر دادن منصرف شوم و گفت كه انجام اين تذكر به صلاح مجلس نيست و به ضرر دولت است و يك كپی از نامه را از بنده برای ارائه به رئيسجمهور دريافت كرد و اظهار داشت كه از رئيسجمهور می خواهم كه به عباسی و مسئول وی در اين رابطه تذكر دهد. علی مونده و حوضش
زنان ، کارگران ، معلمان ، دانشجویان ، روزنامه نگاران ، اقلیت های قومی و مذهبی ، روحانیون ....... و اینک بازداشت بازاریان
گزارشی از فعالین حقوق بشر و دموکراسی:
بنابه گزارشات رسیده از بند ۲۰۹ زندان اوین، تعداد زیادی از بازاریان تهرانی و شهرستانی که در اعتصابات و اعتراضات اخیر شرکت داشتند در سلولهای انفرادی زندانی هستند. اعتراضات و اعتصابات اخیر بازاریان تهران و شهرستانها که بخاطر مالیاتها شروع شده بود، باعث گردید که چندین روز بازار به حالت تعطیلی در آید. این اعتصابات و اعتراضات نهایتا با پیروزی بازاریان خاتمه یافت و رژیم در مقابل خواسته های بازاریان وادار به عقب نشینی گردید.
ولی پس از خاتمه یافتن اعتصابات و اعتراضات وزارت اطلاعات اقدام به دستگیری بازاریان نموده و در حال حاضر تعداد زیادی از آنها در سلولها انفرادی و عمومی بند ۲۰۹ زندان اوین زندانی هستند. در بندهای عمومی چندین برابر ظرفیت سلولها زندانی جا داده شده و حتی امکانات پوششی سایر زندانیان بند ۲۰۹ را به نصف تقلیل داده اند. از طرفی دیگر امکانات سرمائی بر روی زندانیان قطع گردیده است. آنها تحت بازجوئیهای طولانی در طی ساعات شب قرار دارند و همچنین تحت شکنجه های جسمی و روحی می باشند.
بازجویان وزارت اطلاعات خانواده های بازاریان را تحت فشار قرار داده اند که در صورت انتشار خبر دستگیری عزیزانشان آنها را هم دستگیر خواهند کرد. فعالین حقوق بشر و دموکراسی در ایران، دستگیری بازاریان معترض را محکوم می کند و خواستار آزادی فوری آنها است و از سازمانهای حقوق بشری خواهان دخالت برای آزادی بازاریان زندانی است.
۷ آبان ۱۳۸۷ برابر با ۲۸ اکتبر ۲۰۰۸
شرایط زندانیان فوق به سازمانهای زیر گزارش گردید
۱-عفو بین الملل
۲- شورای حقوق بشر سازمان ملل
۳- کمیسر عالی حقوق بشر
۴- دیدبان حقوق بشر
۵- سازمان جهانی علیه شکنجه
منشور کورش کبیر (اولین اعلامیه حقوق بشر)
اينک كه به ياری مزدا ، تاج سلطنت ايران ، بابل و كشورهای جهات اربعه را به سر گذاشته ام ، اعلام می كنم :

كه تا روزی كه من زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من دهد،
دين و آيين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آنها هستم ، محترم خواهم شمرد و نخواهم گذاشت كه حكام و زير دستان من ، دين و آئين و رسوم ملتهايی كه من پادشاه آنها هستم يا ملتهای ديگر را مورد تحقير قرار بدهند يا به آنها توهين نمايند .
من از امروز كه تاج سلطنت را به سر نهاده ام ، تا روزی كه زنده هستم و مزدا توفيق سلطنت را به من می دهد ، هر گز سلطنت خود را بر هيچ ملت تحميل نخواهم كرد
و هر ملت آزاد است ، كه مرا به سلطنت خود قبول كند يا ننمايد .
و هر گاه نخواهد مرا پادشاه خود بداند ، من برای سلطنت آن ملت مبادرت به جنگ نخواهم كرد .
من تا روزی كه پادشاه ايران و بابل و كشورهاي جهات اربعه هستم ، نخواهم گذاشت، كسی به ديگری ظلم كند و اگر شخصی مظلوم واقع شد ، من حق وی را از ظالم خواهم گرفت و به او خواهم داد و ستمگر را مجازات خواهم كرد .
من تا روزی كه پادشاه هستم ، نخواهم گذاشت مال غير منقول يا منقول ديگری را به زور يا به نحو ديگر ، بدون پرداخت بهای آن و جلب رضايت صاحب مال ، تصرف نمايد .
من تا روزی كه زنده هستم ، نخواهم گذاشت كه شخصی ، ديگری را به بيگاری بگيرد و بدون پرداخت مزد ، وی را بكار وادارد .
من امروز اعلام می كنم كه هر كس آزاد است كه هر دينی را كه ميل دارد ، بپرسد .
و در هر نقطه كه ميل دارد سكونت كند ، مشروط بر اينكه در آنجا حق كسی را غضب ننمايد ،
و هر شغلی را كه ميل دارد ، پيش بگيرد و مال خود را به هر نحو كه مايل است به مصرف برساند ، مشروط به اينكه لطمه به حقوق ديگران نزند .
من اعلام می كنم كه هر كس مسئول اعمال خود می باشد و هيچ كس را نبايد به مناسبت تقصيری كه يكی از خويشاوندانش كرده ، مجازات كرد ، مجازات برادر گناهكار و برعكس به كلی ممنوع است .
و اگر يك فرد از خانواده يا طايفه ای مرتكب تقصير ميشود ، فقط مقصر بايد مجازات گردد ، نه ديگران
من تا روزی كه به ياری مزدا سلطنت می كنم ، نخواهم گذاشت كه مردان و زنان را بعنوان غلام و كنيز بفروشند .
و حكام و زير دستان من مكلف هستند كه در حوزه حكومت و ماموريت خود ، مانع از فروش و خريد مردان و زنان بعنوان غلام و كنيز بشوند و رسم بردگی بايد به كلی از جهان برافتد .
و از مزدا خواهانم كه مرا در راه اجرای تعهداتی كه نسبت به ملتهای ايران و بابل و ملتهای ممالك اربعه عهده گرفته ام ، موفق گرداند .

منم كـوروش ، شاه جهان ، شاه بزرگ ، شاه توانمند ، شاه بابل ، شاه سومر و اكد ، شاه چهار گوشه جهان ، پسر كمبوجیه ، شاه بزرگ … نوه كورش ، شاه بزرگ … نبیره چیشپیش ، شاه بزرگ …
آنگاه كه بدون جنگ و پیكار وارد بابل شدم ، همه مردم گامهای مرا با شادمانی پذیرفتند. در بارگاه پادشاهان بابل بر تخت شهریاری نشستم. مردوك خدای بزرگ دلهای پاك مردم بابـل را متوجه من كرد … زیرا من او را ارجمند و گرامی داشتم .
ارتش بزرگ من به صلح و آرامی وارد بابل شد. نگذاشتم رنج و آزاری به مردم این شهر و این سرزمین وارد آید. وضع داخلی بابل و جایگاههای مقدسش قلب مرا تكان داد … من برای صلح كوشیدم .
من بردهداری را برانداختم ، به بدبختی آنان پایان بخشیدم. فرمان دادم كه همه مردم در پرستش خدای خود آزاد باشند و آنان را نیازارند. فرمان دادم كه هیچكس اهالی شهر را از هستی ساقط نكند .
مـردوك خدای بزرگ از كردار من خشنود شد … او بركت و مهربانیاش را ارزانی داشت. ما همگی شادمانه و در صلح و آشتی مقام بلندش را ستودیم …
من همه شهرهایی را كه ویران شده بود از نو ساختم. فرمان دادم تمام نیایشگاههایی كه بسته شده بودند را بگشایند. همه خدایان این نیایشگاهها را به جاهای خود بازگرداندم .
همه مردمانی كه پراكنده و آواره شده بودند را به جایگاههای خود برگرداندم و خانههای ویران آنان را آباد كردم. همه مردم را به همبستگی فرا خواندم. همچنین پیكره خدایان سومر و اَكَـد را كه نـبونید بدون واهمه از خدای بزرگ به بابل آورده بود، به خشنودی مردوك خدای بزرگ و به شادی و خرمی به نیایشگاههای خودشان بازگرداندم. بشود كه دلها شاد گردد .
بشود، خدایانی كه آنان را به جایگاههای مقدس نخستینشان بازگرداندم، هر روز در پیشگاه خدای بزرگ برایم زندگانی بلند خواستار باشند. بشود كه سخنان پر بركت و نیكخواهانه برایم بیابند. بشود كه آنان به خدای من مردوك بگویند: به كورش شاه، پادشاهی كه ترا گرامی میدارد و پسرش كمبوجیه، جایگاهی در سرای سپند ارزانی دار .
من برای همه مردم جامعهای آرام فراهم ساختم و صلح و آرامش را به تمامی مردم اعطا كردم.

۷ آبان ماه زاد روز کوروش کبیر
سقوط در پی سقوط
اکونومیست: پائين آمدن قيمت نفت، ضربه ای به مراتب سهمگين تر از تحريم های چند ساله بين المللی، بر پيکر اقتصاد ايران وارد خواهد کرد
منبع: اکونوميست، ۲۳ اکتبر ۲۰۰۸ : محور شرارت يکی از عبارت های جذاب جورج بوش بود که کشورهای کره شمالی، ايران و عراق را شامل می شد. اينکه چقدر شيطانی و يا تهديدآميز بودند، محل بحث است. البته خيلی هم شبيه محور نبودند. ايران و عراق از هم متنفر بودند. کره شمالی هم معلوم نيست چقدر دانش هسته ای صادر کرده است. احتمالا اين کار را بيشتر از کشورهای ديگر نظير پاکستان، متحد آمريکا نکرده است.
فاین تذهبون؟
...به کدامین گناه...
رنجنامه و درد دل خانواده دکتر زهرا بنی یعقوب با مردم ایران
سایت كانون زنان ايران: خانواده دكتر زهرا بنی يعقوب پس از گذشت يكسال از مرگ مشكوك فرزندشان در بازداشتگاه امر به معروف و نهی از منكر همدان با نوشتن نامه ای خطاب به مردم ايران بويژه فعالان حقوق بشر و دموکراسی، روند پيگيری های خود را شرح داده اند و دست ياری به سوی آنها دراز كرده اند. خانواده دكتر زهرا در نامه خود تاکید نمودند که متهمان همچنان آزاد هستند و مجازاتی برای آنها در نظر گرفته نشده است و هيچ كس پاسخ مشخصی به آنها نمی دهد.
متن كامل اين نامه كه از سوی خانواده زهرا بنی يعقوب در اختيار كانون زنان ايرانی گذاشته شده است، به اين شرح است:
خبر ویژه
یک گزارش ارسالی به سایت های خبری، از فساد در اداره کل ارشاد تهران حکایت دارد
پس از فساد گسترده مالی و اداری، این بار فساد اخلاقی نیز گریبان مدیرکل ارشاد استان تهران و اداره بحرانی اش را فرا گرفته است.
ح .ع .ا که علیرغم حمایت های فراوان، هنوز نتوانسته پاسخی برای افتضاحات مدیریتی و مالی خود در طول کمتر از یکسال مدیرکلی اش به وزیر متبوع بدهد و فاش شدن غارتگری بیت المال به همراه دوستان همدانشگاهی اش (دانشگاه امام صادق) را پنهان نماید، هفته گذشته با افتضاح دیگری روبرو شد و اینبار حراست کل ارشاد استان تهران با او و یکی از معاونین همدانشگاهی اش برخورد کرد.
مدتها پیش زمزمه فساد اخلاقی ع .ا و معاونینش و ارتباط آنان با برخی کارکنان زن و همچنین ارتباط او و مشاورش با خانم ش.ع شایع شده بود و کارمندان زن خصوصا از این وقایع و سوء استفاده ها بسیار در رنج بودند، تا اینکه حراست از ارتباط یکی از معاونان و مشاوران حسین عرب اسدی به نام ع .ا .ک با خانم ش .ع از کارکنان زن اداره کل باخبر شد. در پی این مچ گیری ماهرانه، حراست دستور منع ورود آنان به اداره مذکور را به نگهبانی داد. عرب اسدی نیز پس از باخبر شدن از این مسئله عصبانی شده و به حمایت از دوست خود پرداخت و حراست را متهم به جو سازی علیه خود نمود. تنش میان وی با علی بهاری اصل مدیر حراست استان، به شدت بالا گرفت و به درگیری لفظی و تا حدودی فیزیکی انجامید و کار تا جایی پیش رفت که عرب اسدی بدون هماهنگی با وزارتخانه و مدیرکل حراست وزارتخانه متبوع (اسلامی)، مدیرحراست اداره کل (بهاری اصل) را برکنار نمود که این حرکت واکنش تند مدیرکل حراست وزارتخانه متبوع را در پی داشت.
اسلامی، مدیرکل حراست وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی با اعلام اینکه دیگر در مقابل تخلفات و افتضاحات عرب اسدی مدیرکل ارشاد تهران ساکت نمی نشیند، با متهم کردن مدیران ارشد وزارتخانه به حمایت بی دلیل از او، خواستار عزل سریع عرب اسدی توسط صفارهرندی وزیر ارشاد شد.
آخرین اخبار از این گزارش ارسالی حاکی از آن است که، حراست تهدید به افشاگری نموده و صفارهرندی شورایی سه نفره (نجفی، رحمانی، یارمحمدی) را مسئول پیگیری این موضوع کرده است.
نشست اضطراری کشورهای شورای همکاری خلیج فارس
وزرای امورخارجه و روسای بانک های مرکزی کشورهای عضو شورای همکاری خليج فارس، برای به کارگيری راهکاری هماهنگ برای رويارويی با بحران مالی جهان که رونق اقتصادی شش ساله آنها را تهديد می کند، نشست اضطراری تشکيل دادند.
در اين نشست که در رياض، پايتخت عربستان سعودی برگزار شد، سياستگذاران کشورهای حاشيه جنوبی خليج فارس، راه های بازگرداندن اعتماد به نظام بانکی و بازارهای بورس اين منطقه را مورد بررسی قرار دادند. در اين نشست همچنين برنامه های سرمايه گذاری در اين کشورها مورد بازبينی قرار گرفت.
در دستور جلسه اين نشست اضطراری که برای حاضرين قرائت شد، آمده است: افت اقتصاد ايالات متحده و اروپا، بر تراز پرداخت ها در کشورهای شورای همکاری خليج فارس اثر خواهد گذاشت. در ادامه اين دستور جلسه آمده است: اين به طور ضمنی بدين معناست که فعاليت های اقتصادی مرتبط با صادرات و برخی از بخش های خدماتی دچار افت خواهد شد. دراين نشست همچنين درباره تقويت نقش دولت در بخش مالی بحث و تبادل نظر شد. اين کشورها همچنين سياست های خود در مورد سرمايه خارجی را ارزيابی دوباره کرده و درباره ثبات در بازار نفت و راه های تقويت سرمايه گذاری ميان کشوری رايزنی انجام دادند.
پيش از اين عربستان سعودی، امارات متحده عربی، کويت، قطر، عمان و بحرين، هرکدام سياست های جداگانه ای برای مواجهه با امواج بحران سرمايه و اعتبار در بانک های جهان در پيش گرفته اند.
بانک های مرکزی کشورهای شورای همکاری خليج فارس برای اينکه جريان پول و اعتبار در ميان بانک های خود را به حال عادی بازگردانند و بار ديگر در بازارهای بورس خود اعتماد سازی کنند، با تدارک تسهيلات مالی اضطراری، وام های بانکی را تضمين کرده و موانع پرداخت وام را کمتر کرده اند.
پس از شش سال رونق اقتصادی در کشورهای حاشيه جنوبی خليج فارس که به برکت سرازير شدن ميلياردها دلار نفتی به اين کشورها صورت گرفت، بحران و رکود در اقتصادهای بزرگ جهان و کاهش بهای نفت سران اين کشورها را نگران ساخته است. بهای نفت از ماه ژوييه که امسال که به رکود تاريخی ۱۴۷ دلار رسيد، بيش از ۵۰ درصد کاهش پيدا کرده است. روز جمعه با وجود تصميم اوپک برای کاهش روزانه ۱.۵ ميليون بشکه ای از توليد اين کارتل بهای نفت در حدود ۴ دلار سقوط کرد.
شيخ نشين های خليج فارس در اين مدت حجم بسياری از درآمد خود را صرف طرح های زيربنايی و صنعتی کرده اند.بانک های اين کشورها هم اکنون در تلاشند که بتوانند اعتبار لازم برای پيشبرد اين پروژه ها را تامين کنند. با اين حال اين بد گمانی در ميان سياستمداران و کارگزاران اقتصادی کشورهای منطقه وجود دارد که ممکن است اين طرح ها با تاخير يا توقف مواجه شوند.
بورس های منطقه نيز همانند ديگر بورس های جهان از وضعيت خوبی برخوردار نيستند. بورس عربستان سعودی روز شنبه با سقوط ۹ درصدی ارزش خود روبرو بود. بورس عربستان امسال ۴۴ درصد از ارزش خود را ازدست داده است.
حرف دل یک ذوب شده: کاش مردم سالاری دینی بر ساختار سازمان ملل حاکم بود آنگاه ما قیم جهانیان (همه کفر) هم بودیم!

نتیجه !!!


۳۲ ۱۵۸
حرف دل یک مدعی داشتن درد دین: کاش شورای نگهبان و نظارت استصوابی، ناظر بر انتخابات سازمان ملل هم بود آنگاه یک حماسه دیگری می آفریدیم!
آمريکا روز چهارشنبه بانک توسعه صادرات ايران را به دليل ارائه خدمات بانکی به برنامه توليد سلاح های کشتار جمعی ايران مورد تحريم قرار داد.
اقدام اعلام شده توسط وزارت خزانه داری آمريکا به معنی آن است که حساب های بانکی و دارايی های بانک توسعه صادرات ايران در آمريکا مسدود و توقيف خواهند شد. همچنين شرکت ها و شهروندان آمريکايی اجازه نخواهند داشت که با اين بانک ارتباط مالی و بانکی داشته باشند.
وزارت خزانه داری آمريکا بانک توسعه صادارت ايران را متهم کرده است که خدمات مالی در اختيار وزارت دفاع ايران و برنامه توليد موشک های باليستک اين کشور قرار می دهد. استوارت لوی، معاون وزير خزانه داری آمريکا در امور مبارزه با تروريسم و اطلاعات مالی، روز چهارشنبه در اين زمينه گفت: اقدام امروز عليه بانک توسعه صادرات، نقش اين بانک در نقض تحريم های شورای امنيت سازمان ملل متحد عليه ايران را مشخص می کند و موسسات مالی در سراسر دنيا می توانند اقدام لازم برای محفاظت از خود را در اين زمينه انجام دهند.
آمريکا و اروپا، برخی از دیگر بانک های دولتی ايران را به اتهام ارائه خدمات بانکی به برنامه تسليحاتی و مشارکت در پولشويی مورد تحريم قرار داده بودند. آمريکا طی سال های اخير بانک های دولتی ايران را متهم کرده است که از روش های خدعه آميز بانکی برای سرپوش نهادن بر عمليات بانکی خود در حمايت از تروريسم و برنامه توليد سلاح های کشتار جمعی استفاده می کنند.اين بانک ها اتهامات وارده را رد کرده و می گويند: فعاليت های آنها قانونی و در چارچوب مقرارت بين المللی است.
این در حالی است که شورای امنيت سازمان ملل متحد در قطعنامه ۱۷۴۷خود، بانک سپه را به دليل ارائه خدمات بانکی به برنامه هسته ای و موشکی ايران مورد تحريم قرار داده بود. در قطعنامه ۱۸۰۳ مصوبه شورای امنيت سازمان در ماه مارس سال ۲۰۰۸، نسبت به به فعاليت بانک های صادرات و ملی هشدار داده شده بود و از کشورهای عضو سازمان ملل خواسته شده بود در خصوص همکاری با اين بانک ها هوشيار باشند.
در همين زمينه در اول اوت سال جاری، سه کشور آمريکا، بريتانيا و فرانسه در نامه ای به سازمان ملل ايران را متهم کرده بودند که به تلاش ها برای فعاليت های ممنوعه مربوط به گسترش سلاح های هسته ای و تامين مالی تروريسم ادامه می دهد. شورای امنيت سازمان ملل متحد نیز طی پنج قطعنامه از ايران خواسته است تا فعاليت های مربوط به غنی سازی اورانيوم را متوقف کند.
کشورهای غربی به دليل کاربرد دوگانه غنی سازی اورانيوم در توليد سوخت مورد نياز نيروگاه های هسته ای و همچنين توليد بمب اتمی، ايران را متهم می کنند که تحت پوشش برنامه اتمی خود درصدد توليد سلاح هسته ای است.
ايران با رد اين اتهام می گويد: برنامه هسته ای اين کشور برای توليد انرژی است و اين کشور به تعهدات بين المللی خود در اين زمينه پايبند است. بانک توسعه صادرات ايران یک بانک دولتی است و آن گونه در وب سایت خود نوشته است در زمينه صادرات غير نفتی فعالیت می کند.