تبليغاتX
ان الله لا يغير ما بقوم حتى يغيروا ما بانفسهم................. به راستی خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمیدهد مگر آنچه را که در درونشان است خود تغییر دهند.................برای دموکراسی و مردم سالاری همچنان باید نوشت و نوشت................Democracy...دیموقراطیه...دموکراسی...Democratie...民主...Démocrat...демокрация... Democracia...Δημοκρατία...Democrazia...民主主義...demokrácia...민주주의...Demokrasi...דמוקרטיה...Demokracja...демократия...demokracie...ประชาธิปไตย... Demokratie دموکراسی

خبر ویژه

بازهم ۱۸ تیر و بازهم حفاظت اطلاعات نیروی انتظامی!

در پی ترور نافرجام عبدالله شهبازی محقق و پژوهشگر و افشاگر مافیای نظامی-حکومتی در شامگاه ۱۸ تیرماه  ۱۳۸۷، وی با نوشتن نامه ایی خلاصه واقعه را برای احمدی نژاد تشریح نموده است که عینا در وبلاگ دموکراسی منتشر میشود.

جناب آقای دکتر محمود احمدی نژاد ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران

شامگاه ديشب، دوشنبه حوالي ساعت ۹:۱۵ بعد از ظهر با اتومبيل از خانه خود خارج شدم. در حوالي خيابان زند شيراز در نزديکي خانه يکي از خويشانم احساس کردم چند اتومبيل در تعقيب من‌اند. از راننده آقاي وحيد غلامي خواستم مرا در مقابل خانه فوق پياده کند و بدون مکث به راه خود ادامه دهد. با توجه به تاريکي و شلوغي کوچه‌هاي فرعي خيابان زند شيراز (پشت بيمارستان سعدي) به سرعت در فاصله يک توقف کوتاه از اتومبيل خارج  وارد خانه مذکور شدم و راننده با اتومبيل، که شيشه‌هاي عقب آن تيره است، به راه خود ادامه داد. مشاهده کردم که يک دستگاه اتومبيل سمند سفيد که نور قرمزرنگ دوربين فيلمبرداري از درون آن نمايان بود، در حال تعقيب و فيلمبرداري از اتومبيل من است. با موبايل با راننده تماس خود را حفظ کردم. اطلاع داد که سه اتومبيل (يک سمند سفيد، يک پژو 405 مشکي و يک پرايد هاچ بک سفيد) در تعقيب وي هستند. راننده حدس مي‌زد اتومبيل‌هاي فوق متعلق به نيروهاي امنيتي است زيرا سمند سفيد رنگ داراي دو آنتن و هر سه اتومبيل فاقد پلاک بودند. توجه فرماييد که اين حادثه در شب ۱۸ تير (سالگرد حادثه کوي دانشگاه تهران) در خيابان‌هاي پرتردد شيراز رخ داد که علي‌القاعده در تحت نظارت شديد امنيتي بود ولي هيچ کس ممانعتي از تردد اتومبيل‌هاي فاقد پلاک نمي‌کرد!

در ساعت ۹:۳۰ آقاي غلامي (راننده) اطلاع داد که در يکي از خيابان‌هاي خلوت سه اتومبيل فوق راه تردد وي را مسدود کرده‌اند. در لحظات بعد تلفن‌هاي من به وي مکرر قطع و دو سه بار وصل شد. يک بار فرد ناشناسي چند ناسزا به من گفت و اعلام کرد که جنازه راننده را تحویلت خواهیم داد. در تماس ديگر، فريادهاي آقاي غلامي را مي‌شنيدم که ناله‌کنان مي‌گفت: آقای شهبازی کمک کنید مرا کشتند و در تماس بعد، شنيدم که فرياد مي‌زد: اين‌ها اراذل‌اند. اينجانب در ساعت ۹:۳۷ بعد از ظهر با موبايل معاون اداره کل اطلاعات فارس تماس گرفتم بدين اميد که اداره فوق از طريق دستگاه‌هاي ردياب الکترونيکي بتواند با رديابي موبايل آقاي غلامي وي را بيابد. متأسفانه اين تماس و تماس‌هاي مکرر من با ايشان بدون پاسخ ماند پس از نوميدي از پاسخ اداره اطلاعات در ساعت ۹:۴۶ دقيقه دقيقه به پليس ۱۱۰ ماجرا را اطلاع داده و شماره اتومبيل و محل تقريبي ربودن آقاي غلامي و شماره موبايل وي را در اختيار گذارده و ماجرا را به عنوان سرقت و آدم ربايي عنوان کردم. اين تماس با پليس ۱۱۰ چند بار تکرار شد و هر بار با اصرار خواستار تلاش براي جلوگيري از فاجعه قتل يا شکنجه آقاي غلامي شدم.سرانجام، در حوالي ساعت ۱۰شب نوجواني با موبايل آقاي غلامي تماس گرفت و سپس گوشي را به وي داد و او ناله کنان محل رها شدن خود را در بلواري خلوت بالاتر از ميدان کوزه‌گري شيراز اطلاع داد.

در اسرع وقت اينجانب و تعدادي از بستگان و خويشان در محل حاضر شديم. پليس ۱۱۰ نيز حضور داشت و در حال تحقيق بود. با اظهارات آقاي غلامي، که هم‌اکنون به شدت مضروب و در اتاق مجاور اينجانب در حال استراحت است، روشن شد که اتومبيل‌هاي فوق به تصور اين‌که اينجانب عبدالله شهبازي در صندلي عقب اتومبيل حضور دارم (زيرا متوجه خروج سريع من در کوچه تاريک محل خانه خويشاوندم نشده بودند) راه را بر وي مي‌بندند و در حالي‌که سلاح‌هاي کمري خود را به دست داشتند در عقب ماشين را با هدف شلیک به اینجانب باز مي‌کنند و زماني که متوجه فقدان من مي‌شوند، سه تن از چهار سرنشين اتومبيل پژو که هر سه اسلحه کمری و بیسیم به دست داشته و خود را مامور اطلاعات نیروی انتظامی معرفي کردند، در اتومبيل من نشسته و اقدام به ربودن آقاي غلامي با اتومبيل مي‌کنند. مقاومت آقاي غلامي در قبال فشار آنان که منجر به تهديدات مکرر با اسلحه کمري مسلح و ضربه‌هاي شديد با ته اسلحه کمري و مشت به سر وي مي‌شود، سبب مي‌گردد که تلاش ربايندگان براي بردن اتومبيل به بيابان نافرجام بماند. سرانجام آقاي غلامي به‌رغم ضربات شديد، اتومبيل را به جدول پياده‌رو بلوار مي‌کوبد و به سرعت از ماشين خارج مي‌شود. با متوقف شدن حرکت اتومبيل، سه فرد مسلح فوق نيز خارج شده و يکي از آنان با چوبي شبيه به باتوم که از زير پيراهن بلند خود خارج مي‌کند، و دو نفر ديگر با مشت و لگد و ته اسلحه کمري به شدت وي را کتک مي‌زنند. سرانجام، وي را در چمن گل آلود خوابانيده و گلوي وي را فشار مي‌دهند. آقاي غلامي بي‌حس مي‌شود و ربایندگان به تصور اینکه نامبرده به قتل رسیده او را رها میکنند. در اين اثنا، جواني ۱۵- ۱۶ ساله، کلاسور به دست از راه مي‌رسد و ربايندگان پيکر آقاي غلامي را رها کرده و با اتومبيل پژو 405 از محل حادثه مي‌گريزند.
جناب آقای رییس جمهور حادثه فوق در شب هيجدهم تير سالگرد فاجعه کوي دانشگاه، در حوزه استحفاظي يکي از شهرهاي بزرگ و مهم ايران رخ داد؛ در شبي که بايد امنيت و حفاظت بيش از مواقع ديگر مورد توجه نيروهاي امنيتي و انتظامي باشد.
جناب آقای رییس جمهور روشن است که هدف از اين توطئه قتل اينجانب بود. اظهارات آقاي وحيد غلامي دال بر اين‌که مهاجمين مسلح ابتدا با حالتي تهاجمي و آماده شليک در عقب اتومبيل (محل مورد انتظار آن‌ها براي نشستن من) را گشودند و تهديدها و الفاظ رکيک آنان عليه من گواه بر اين مدعاست؛ و زماني که از يافتن من نوميد شدند راننده را ربوده و در تلفن به من اعلام کردند که جنازه راننده‌ات را تحويل خواهيم داد.
جناب آقای رییس جمهور حدود پنج ماه پيش، در پي خطري که برخي مقامات عالي مملکتي به دليل پژوهش اينجانب درباره مفاسد اقتصادي در فارس متوجه من مي‌دانستند، دو تماس بامقامات امنيتي و انتظامي استان فارس گرفته شد. در تماس نخست از آقاي بشيري مديرکل اطلاعات فارس خواسته شد که اداره متبوع ايشان امنیت جانی مرا تأمين نمايد. معهذا به دليل عدم رضايت برخي مقامات نهاد فوق از تحقيقات اينجانب، از وزير تا مديرکل فارس و معاونين ايشان در اين زمينه اقدامي ننمودند. دومين تماس مقامات مملکتي فوق، با سردار علي مؤيدي فرمانده نيروي انتظامي فارس انجام گرفت. در پي اين تماس، اينجانب با آقاي مؤيدي ديدار حضوري کردم ولي نامبرده به بهانه‌هاي مختلف از پذيرش امنیت جانی من استنکاف ورزيد. توجه فرماييد که هر دو نهاد امنيتي و انتظامي فوق تابع دولت و از نظر قانوني بايد متبوع رياست‌جمهوري باشند.
اينجانب در اولين فرصت در سازمان قضایی نیروهای مسلح فارس حضور يافته و به دليل حادثه فوق شکایت خویش را علیه اطلاعات نیروی انتظامی تقديم خواهم نمود زيرا مهاجمان با نشان دادن کارت ادعايي خود را مأمورين اطلاعات نيروي انتظامي معرفي کرده‌اند. به‌علاوه تردد سه اتومبيل فاقد پلاک و مشکوک در خيابان‌هاي شلوغ شهر شيراز و اقدام آن در ترور نافرجام اينجانب و ربودن و ضرب و شتم آقاي وحيد غلامي و نيز ربودن اتومبيل اينجانب بيانگر تباني يا ضعف فاحش نيروهاي امنيتي و انتظامي شهر شيراز مي‌باشد. آقاي وحيد غلامي چهره سه تن از ربايندگان را مي‌تواند شناسايي کند و به‌گفته وي افراد فوق یکدیگر را با القاب "حاجی"، "سید" و "جناب سروان" خطاب میکردند. عجيب‌تر اين‌که به‌رغم اطلاع سريع اينجانب به پليس ۱۱۰ دال بر ربودن آقاي غلامي مأمورين فوق به محض يافتن پيکر مضروب نامبرده به جاي امداد به جستجو در اتومبيل پرداخته و اعلام کرده‌اند که طبق اطلاع واصله ماجرا کیس مواد مخدر است! اين نيز قرينه‌اي است بر وجود دست‌هاي مشکوک در ماجراي فوق.
جناب آقای رییس جمهور اينجانب، به دليل نگارش کتاب ۱۴۶۱ صفحه‌اي "زمین و انباشت ثروت:تکوین الیگارشی جدید در ایران امروز" نه تنها آماج هتاکي‌هاي برخي مطبوعات و سايت‌هاي مفتري و بي‌اخلاق قرار گرفته‌ام، که هويت گردانندگان آن را به زودي اعلام خواهم کرد (که متأسفانه در پشت برخي نهادهاي مقدس سنگر گرفته‌اند) بلکه از سوي برخي مقامات استان نيز هدف انواع اقدامات ايذايي از پرونده‌سازي‌هاي‌ قضايي تا درج مطالب افتراآميز در مطبوعات محلي، قرار دارم. يک نمونه مطلب مندرج در صفحه اول روزنامه سبحان (مورخ ۳۰ خرداد ۱۳۸۷) است که طبق اطلاع موثق به سفارش آقايان محمدحسن حائري (پسر و رئيس دفتر امام جمعه شيراز) و مهرزاد خرد (مديرکل منابع طبيعي فارس) و سردار علي مؤيدي (فرمانده نيروي انتظامي فارس) درج گرديده است.

متأسفانه، هم‌اکنون اقدامات ایزاییاز سوی کانون های زورمند و زر سالار فارس براي هتک حيثيت و جان و مال اينجانب گستره‌اي خطرناک يافته و به تهاجم مسلحانه براي ربودن و قتل من رسيده است. از آن مقام محترم تقاضا دارم مطالب مورد ادعاي من در کتاب فوق مورد رسيدگي جدّي قرار گرفته و زر اندوزان مفسد و همدستان صاحب مقام تحت پيگيرد قانوني قرار گيرند.

با احترامات
عبدالله شهبازي
ساعت ۴ صبح سه‌شنبه ۱۸ تير ۱۳۸۷
شيراز

 |+| نوشته شده در  جمعه بیست و یکم تیر 1387ساعت   توسط رضا محصصی 
قرباني هاي تازه افشاگري پاليزدار

عزل نيازي و بازداشت کامران 

محبوبه نیکنهاد- روز آنلاین

در سومين هفته پس از انتشار افشاگري‌هاي عباس پاليزدار عليه روحانیون صاحب مقام و سران محافظه‌كار نظام ‏كه به رویاروئی بي‌سابقه مجلس و دستگاه قضايي منجر شد، پس لرزه های اين جنجال سياسي همچنان قرباني ‏مي‌دهد. تازه ترین حادثه عزل حجت الاسلام نیازی رئيس سازمان بازرسي كل كشور و دستگیری حسن كامران، ‏نماينده مجلس و رئيس هيئت تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضاييه است که اولی تائید اما دومی هنوز تائید نشده ‏است.

یک مقام آگاه به روز گفت گرچه هنوز هيچ مرجع رسمي بازداشت حسن كامران نماینده هوادار دولت و از چهره ‏های صاحب نام جناح راست در اصفهان را تائید نکرده اما با توجه به اطلاعيه رسمي بازپرس پرونده پاليزدار در ‏خصوص احضار وي و دهقان، ديگر نماينده عضو هيئت تحقيق و تفحص، چنين احتمالي چندان غيرممكن به نظر ‏نمي‌رسد.

در نامه صادقيان، بازپرس شعبه دوم دادسراي كاركنان دولت، خطاب به هيئت رئيسه مجلس كه روز سه شنبه هفته ‏گذشته در روزنامه‌ها منتشر شد، تصريح شده بود كه: ... به ضرورت استماع اظهارات آقايان حسن کامران و ‏محمد دهقان پيرامون معاونت در افشاي اسناد سري و محرمانه و داراي طبقه بندي که صرفاً چند نمونه مطالب ‏قابل انعکاس آن حسب دستور دادستان محترم عمومي و انقلاب تهران اعلام گرديد، هرگونه همکاري آن مرجع ‏محترم در جهت تسريع حضور نامبردگان و تکميل تحقيقات و کشف همه لايه هاي اين فتنه تبليغاتي و امنيتي ‏موجب امتنان است."

این نامه در حقیقت پاسخی است به اظهار نظر هیات رییس مجلس نسبت به نامه قبلی دادسرا که در آن نسبت به ‏لحن و محتوای آن درباره اتهامات نمایندگان مجلس گلایه شده است.

رئيس كميته حقوقي هيئت رئيسه مجلس به اين نامه جدید هم واكنش نشان داد و گفت: "احضاريه‌اي از سوي هيئت ‏رئيسه مجلس به آقايان كامران و دهقان ابلاغ نشده و نخواهد شد." محسن كوهكن، سخنگوي هيئت رئيسه، نيز در ‏مصاحبه‌اي دادسرا را به كار غيرقانوني متهم كرد و گفت: "احضار اعضاي تحقيق و تفحص روند حقوقي پرونده ‏را خدشه‌دار مي‌كند."

حسن كامران تنها نماینده مجلس که همسرش هم با وی نماینده شده است و یکی از تندروترین نمایندگان ادوار ‏مختلف مجلس که از جمله هواداران دولت احمدی نژادست، در دو روز اخير در مصاحبه‌هايي كه از بخش‌هاي ‏مختلف خبري سيمای جمهوری اسلامی هم پخش شد، صراحتا قوه قضاييه را به "سياسي‌كاري" و "مقابله به مثل" ‏متهم و احضارهاي اخير و بازجويي و تفتيش منزل فاطمه آجرلو، ديگر نماينده عضو هيئت تحقيق و تفحص، را ‏واكنش غيرمنطقي قوه قضاييه به تحقيق و تفحص مجلس ارزيابي كرد.‏
اكنون اگر خبر بازداشت كامران تاييد شود، روابط مجلس تازه‌تأسيس هشتم با قوه قضاييه در اولين روزهاي كاري ‏اين مجلس به شدت مخدوش خواهد شد. اين مجلس كه دو نماينده داراي پرونده اخلاقي را از مجلس هفتم به ارث ‏برده است، بدين ترتيب تبعات پرونده تحقيق و تفحص ديگري را نيز به ارث مي‌برد كه مشخص نيست سرانجام آن ‏چه خواهد بود.‏
سابقه دستگیری نمایندگان مجلس شورای اسلامی به اولین دوره آن می رسد و بعد از سه دوره که در این مورد ‏اقدامی نشد، هاشمی رفسنجانی با استفاده از نفود خود مانع از تکرار این حادثه در مجلس دوم و سوم شد و علی ‏اکبر ناطق نوری هم در دو دوره ای که ریاست مجلس را به عهده داشت با قاطعیت در مقابل هر نوع تعرض و ‏حتی انتقاد می ایستاد. تا بازداشت حسین لقمانيان، نماينده اصلاح‌طلب مجلس ششم از سوي قوه قضاييه، در ‏شرايطي كه تقابل سياسي بين اين قوه و جريان اكثريت مجلس ششم به اوج رسیده بود، باعث شد كه نمایندگان ‏مجلس دست به اعتراض زدند و رییس مجلس مهدی کروبی به نمایندگی از سوی آن ها جلسه مجلس را تعطیل کرد ‏که همین حرکت باعث ازادی نماینده همدان و از سر گرفته شدن کار مجلس شد.‏

اما بازداشت دو نماينده مجلس اصولگراي هفتم به اتهام فساد اخلاقي، سپس تفتيش منزل و بازجويي از يك نماينده ‏اصولگراي در مجلس تازه با رییس تازه اش علی لاریجانی، كار را براي اكثريت اصولگراي مجلس فعلي و رئيس ‏آن به شدت دشوار كرده است. از یک سو آن ها مایل نیستند که در مقابل روحانیون صاحب مقام قرار گیرند که ‏متهم شوند که با افشاگری علیه آن ها موافقند. از سوی دیگر نگرانند که احترام و شان نمایندگی مجلس صدمه ببیند.‏
به نظر آگاهان شاید حضور دو برادر"جواد و علی لاریجانی"یکی در معاونت بین الملل قوه قضاییه و دیگری در ‏راس مجلس مشکل گشا شود.

برکناری حجت الاسلام نیازی رییس سازمان بازرسی کل کشور‏


همزمان با انتشار غيررسمي خبر بازداشت حسن كامران در اينترنت، رسانه‌ها به طور رسمي از بركناري محمد ‏نيازي، رئيس سازمان بازرسي كل كشور، خبر دادند.

البته خبر بركناري نيازي در رسانه‌ها با عنوان "پايان مأموريت" وي و انتصابش به عنوان معاون ديوان عالي ‏كشور بازتاب يافت، اما همان‌طور كه در گزارش سايت تابناك هم آمده، بعيد است كسي در اين نكته ترديدي داشته ‏باشد كه عزل ناگهاني نيازي با پرونده عباس پاليزدار مرتبط است.

سايت تابناك عزل نيازي را ناشي از "بالا گرفتن موضوع پرونده عباس پاليزدار و كشيدن موضوع به اختلاف ‏ميان قوا" دانسته و به بازداشت رئيس دفتر او در سازمان بازرسي كل كشور به عنوان متهم پرونده پاليزدار اشاره ‏كرده است.

محسن قائمي‌نسب، مديركل دفتر رياست و مسئول روابط عمومي سازمان بازرسي كل كشور، چند روز پس از ‏بازداشت پاليزدار و به اتهام همدستي با وي در ربودن و اختفاي اسناد محرمانه بازداشت شد. اما مسئولان اين ‏سازمان به صراحت اتهام وي را رد كردند و اقدامات وي را در چارچوب وظايف اداري ارزيابي كردند.

گفتنی است که نیازی رییس سابق سازمان قضائی نیروهای مسلح است که رسیدگی به پرونده مشهور به قتل های ‏زنجیره ای هم به عهده اش قرار گرفت. دستگیری سعید امامی و بیست تن از مدیران وزارت اطلاعات، و ‏بازجوئی از همسر سعید امامی که نوار آن در سراسر جهان به عنوان نمونه ای از شکنجه پخش شد، در زمان ‏ریاست وی بر آن سازمان رخ داد.

سايت تابناك همچنين نامه جمعي از اساتید، دانشجويان و تشكل‌هاي دانشگاهي را منتشر كرده كه در آن به شدت از ‏مطرح شدن موضوع كنكور در پرونده پاليزدار انتقاد شده و امضاكنندگان خواستار برخورد قاطع با پاليزدار و ‏همدستان او شده‌اند.

برخي سايت‌هاي حامي احمدي نژاد در روزهاي اخير از قول زاكاني نماينده اصولگراي مجلس، سعيد مرتضوي ‏را به دست داشتن در پرونده فروش سؤالات كنكور متهم كرده بودند .به نظر مي‌رسد نامه اخير، واكنشي به نامه ‏چند روز قبل ۶۰۰ فارغ‌التحصيل دانشگاههاي كشور (همفكران بسيج دانشجويي) است كه در آن خواستار ‏بركناري و محاكمه مرتضوي شده بودند.‏‎ ‎

 |+| نوشته شده در  یکشنبه نهم تیر 1387ساعت   توسط رضا محصصی 
حسین شریعتمداری سازمان بازرسی کل کشور را به خاطر همکاری با پالیزدار به تخلف متهم کرد اما در همان حال خواهان پاسخگویی قوه قضاییه درباره ابعاد مختلف پرونده های مفاسد اقتصادی شد
 
حسین شریعتمداری در کیهان امروز (یکشنبه دوم تیرماه ۱۳۸۷) با انتقاد از سازمان بازرسی کل کشور به خاطر همکاری با آقای عباس پالیزدار، نمایندگان و اعضای هیئت تحقیق و تفحص مجلس از قوه قضاییه را نیز افرادی مشکوک و حتی جاسوس معرفی نمود. وی همچنین خواهان پاسخگویی قوه قضاییه در مورد پرونده های مفاسد اقتصادی گشت 
نگاهی به اظهارت نامبرده که تا حدودی نقطه نظرات نظام حاکم را منتشر میسازد میتواند ابعاد دیگری از وجود فساد را در سیستم حکومتی ایران نشان دهد
 
حسین شریعتمداری:درستي يا نادرستي آنچه آقاي عباس پاليزدار درباره فساد اقتصادي و رانت خواري! برخي از مسئولان نظام ادعا يا به قول خودش افشاگري كرده است و اين كه آيا اسناد مورد اشاره به طور كامل ارائه شده و يا بخش هايي از آن كه مي توانست گوياي واقعيت ماجرا باشد، عمداً حذف شده و ده ها پرسش ديگر از اين دست، اگرچه پاسخ شفاف مي طلبد ولي موضوع اصلي اين يادداشت نيست. يادداشت پيش روي، نگاهي است گذرا به برخي از نكات كليدي ماجرا كه شايد پاسخ پرسش هاي ياد شده را نيز درپي داشته باشد و يا حداقل بستر مناسبي براي قضاوت در اين باره فراهم آورد.

۱- يك خبر موثق حكايت از آن دارد كه اين ۴ نفر براي انتشار اسنادي كه از سازمان بازرسي كل كشور به دست آورده بودند با يكديگر هم قسم شده بودند! آنها يك قسم نامه مكتوب نيز تهيه كرده و هر 4 نفر پاي آن را امضاء كرده بودند! آقاي عباس پاليزدار، يكي از اين ۴ نفر است و سه نفر ديگر، آقاي «ت»، آقاي «خ» و خانم «الف» هستند. خانم «الف» نماينده مجلس شوراي اسلامي است.

۲- برخلاف ادعاي برخي از شخصيت هاي حقيقي و حقوقي كه بعد از بازداشت پاليزدار هرگونه رابطه رسمي خود با وي را تكذيب و يا اين رابطه را كم اهميت قلمداد كرده اند، آقاي پاليزدار با اكثر آنها در ارتباط نزديك و مورد اعتماد آنان بوده است. ايشان از سوي خانم «الف» كه عضو گروه تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه بوده است، به عنوان نماينده اين گروه به سازمان بازرسي كل كشور معرفي مي شود و از اين پس با استفاده از نامه هاي رسمي و سربرگ دار مجلس، تقريبا به تمامي اسناد اين سازمان دسترسي پيدا مي كند تا آنجا كه هيچ سندي چه مربوط به تحقيق و تفحص از قوه قضائيه و چه بي ارتباط با آن از دسترس او دور نمي ماند! آيا سازمان بازرسي كل كشور در ارائه اين اسناد به نامبرده تخلف نكرده است؟ مخصوصا آن كه برخلاف قوانين و آئين نامه هاي سازمان، به پاليزدار اجازه داده است تا بسياري از پرونده ها را به بهانه كپي برداري از محل سازمان خارج كند! برخي از اين پرونده ها بعد از نسخه برداري به سازمان بازگردانده شده و تعداد قابل توجهي از نسخه هاي اصلي در اختيار ۴ نفر ياد شده و ساير اعضاي اين باند باقي مانده و سازمان كه محل اصلي و قانوني براي نگهداري اين پرونده هاي سري است، آنها را در اختيار نداشت! كه خوشبختانه اين اسناد كشف و ضبط شده است.

۳- اعضاي اين باند، هزاران برگ از پرونده هاي سازمان بازرسي كل كشور را از اين سازمان خارج كرده اند و در حالي كه ادعا مي كنند منظورشان تحقيق و تفحص از قوه قضائيه بوده است و مطابق قانون بايد اين اسناد را به نمايندگان عضو گروه تحقيق و تفحص در مجلس شوراي اسلامي تحويل مي دادند، از تمامي هزاران برگ سند مورد اشاره بخوانيد ربوده شده چندين نسخه دستكم ۹نسخه كپي برداري كرده و هريك از اين نسخه هاي چندهزار برگي را در نقطه اي از كشور پنهان مي سازند! ۷ نسخه در هفت شهر مختلف كشور و ۲ نسخه در دو نقطه متفاوت تهران. چرا؟!...

۴- تعجب نكنيد!... بخش قابل توجهي از اسناد نظامي، شامل خريدهاي نظامي، نقشه پادگان ها، گردش كار نيروهاي نظامي، مراكز حساس و استراتژيك، موقعيت نيروگاه ها و... نيز از جمله اسنادي است كه اين باند به بهانه تحقيق و تفحص از سازمان بازرسي كل كشور خارج كرده و در چند نقطه جداگانه در كشور پنهان كرده بودند! تعدادي از اين اسناد ربوده شده را آقاي پاليزدار در منزل شخصي خود پنهان كرده بود! و....
(سوال وبلاگ دموکراسی از حاج حسین شریعتمداری: یعنی دامنه فساد و ارتشاء به خرید اقلام و تجهیزات و امور نظامی نیز  کشیده شده که پرونده آن درسازمان بازرسی کل کشور در حال بررسی است؟)
اكنون بايد پرسيد كه اين اسناد نظامي چه ربطي به تحقيق و تفحص از قوه قضائيه داشته است؟ و آنان كه دوره افتاده اند و آگاهانه يا ناخودآگاه با حمايت ضمني از اين باند مي كوشند صورت مسئله را به درگيري ميان قوه قضائيه و گروه تحقيق و تفحص نسبت دهند، براي خيانت آشكار اين باند چه پاسخي دارند؟ و بي دقتي و بي توجهي خود در به كارگيري اين افراد را چگونه توجيه مي كنند؟ البته درباره ضرورت پي گيري جداگانه گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه نيز اشاره اي خواهيم داشت.

۵- اين ۴ نفر در بخشي از قسم نامه مكتوب و امضاء شده خود تأكيد كرده اند در صورت خودداري مجلس شوراي اسلامي از قرائت گزارش تحقيق و تفحص قوه قضائيه، اسنادي را كه در اختيار دارند منتشر خواهند كرد!

و اما در اين باره دو نكته درخور توجه وجود دارد كه مي تواند تا حدودي از ماهيت ماجرا پرده بردارد.

اول: سخنان به اصطلاح افشاگرانه آقاي پاليزدار در دانشگاه همدان روز ۱۴ ارديبهشت ماه ۸۷ بوده است و گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه روز اول خرداد ماه ۸۷ در جلسه علني مجلس قرائت شده است. يعني آقاي پاليزدار و ياران ايشان كه قسم خورده بودند در صورت خودداري مجلس از قرائت گزارش تحقيق و تفحص اقدام به افشاگري كنند! منتظر قرائت اين گزارش نشده و ۱۷ روز قبل از قرائت گزارش در مجلس، به اصطلاح دست به افشاگري زده اند! سؤال برانگيز نيست؟ هست.

دوم: هيچيك از اسنادي كه آقاي پاليزدار به صورت مخدوش و بعضا ناقص در سخنراني خود ارائه كرده است، ربطي به گزارش تحقيق و تفحص از قوه قضائيه ندارد، بلكه موضوعات جداگانه اي هستند كه در جاي خود نياز به بررسي و قضاوت صحيح دارند و در اين ميان، مخصوصا سرقت اسناد نظامي قابل توجه جدي است. بنابراين، ادعاي نگراني از عدم قرائت گزارش تحقيق و تفحص در مجلس و نيز، ادعاي تقابل اين گروه با قوه قضائيه و تخلفات عديده آن- كه قابل انكار نيست پايه و اساس قابل اعتنايي ندارد و بايد انگيزه و اهداف اصلي آنها را در نقطه ديگري جست وجو كرد.

۶- سخنراني به اصطلاح افشاگرانه آقاي پاليزدار در دانشگاه همدان اگرچه روز ۱۴ ارديبهشت ماه بوده است و خبر آن در برخي از محافل نيز وجود داشت ولي نكته درخور توجه و تأمل برانگيز آن كه اظهارات وي عليه مسئولان نظام روز ۱۶ خرداد يعني يك روز بعد از مراسم سراسري در تجليل و بزرگداشت امام راحل (ره) با سر و صدا و هياهوي بسيار روي سايت هاي خبري و رسانه هاي مكتوب، تصويري و شنيداري خارجي مي رود و با استناد به آن، جنجال گسترده اي عليه تماميت نظام اسلامي برپا مي شود كه شرح آن حديث مفصل است و بيرون از محدوده اين يادداشت محدود.

اين فاصله نزديك به يك ماهه كه ميان اظهارات پاليزدار و جنجال رسانه ها و محافل سياسي خبري دشمنان عليه جمهوري اسلامي ايران ديده مي شود، در حالي است كه معمولا رسانه هاي بيگانه بلافاصله بعد از دريافت اينگونه اخبار و گزارش ها به انتشار آن و فضاسازي منفي و خصمانه عليه اسلام و نظام اسلامي دست مي زنند و جاي اين سؤال هست كه آيا فاصله زماني و تأخير مورد اشاره، اتفاقي بوده است؟!...

۷- ماجراي اين باند و عقبه آنها اگرچه نياز به بررسي و تحقيق موشكافانه و دقيق و البته بدون كمترين ملاحظه دارد ولي شواهد و قرائن موجود كه به برخي از آنها اشاره شد نشان مي دهد ماجرا آنگونه كه بعضي ها سعي در القاي آن دارند، عادي و معمولي نيست و احتمال اين كه دست هاي پنهان و پشت پرده اي در طراحي و عملياتي كردن آن دخالت داشته باشند، قوت زيادي دارد.
و اما، اشاره به چند نكته پيراموني در اين ماجرا نيز ضروري به نظر مي رسد.

۸- برخي از افرادي كه توسط اين گروه به رانت خواري متهم شده اند، شخصيت هاي پاكدامن و پرهيزگاري هستند كه آقاي پاليزدار و گروه ايشان فقط بخشي از اسناد مربوط به آنها را در صورت صحت بازگو كرده اند و از بخش هاي ديگر كه نشانه پاكدستي و پاكدامني آنان است به طور عمد و حساب شده خودداري ورزيده اند. به عنوان مثال از در اختيار گرفتن فلان معدن توسط فلان روحاني برجسته و پاكدامن سخن گفته اند ولي اشاره اي نكرده اند كه روحاني ياد شده از اين معدن و درآمدهاي آن كمترين استفاده شخصي نداشته است بلكه عوايد و درآمدهاي اين معدن براي نگهداري و مراقبت از كودكان معلولي كه بسياري از آنها در شرايط سخت و ويژه اي به سر مي برند هزينه شده و مي شود و چند نمونه ديگر از اين به اصطلاح افشاگري ها نيز چنين است.
(وبلاگ دموکراسی از جناب حسین شریعتمداری استدعا دارد که مدارک و اسناد لازم در این ارتباط را برای تطهیر متهمان منتشر سازد)

نكته درخور توجه و سؤال برانگيز اين كه اسناد مربوط به هزينه درآمدهاي حاصل از مراكز اقتصادي ياد شده در به اصطلاح افشاگري پاليزدار نيز به يقين در اختيار گروه ايشان بوده است ولي چرا در سخنان خود به آنها كمترين اشاره اي نكرده است؟! زيرا اشاره به بخش دوم اين اسناد از پاكدستي كساني كه مورد اتهام قرار گرفته اند حكايت مي كرد و اثبات اين پاكدستي با اهداف افشاگران منافات داشته است!

۹- درباره استفاده برخي شخصيت هاي برجسته روحاني از مراكز اقتصادي نظير معدن سنگ و يا كارخانه لاستيك سازي و... كه با هدف تأمين هزينه فعاليت هاي خيرخواهانه!؟ آقايان صورت مي پذيرفته و مي پذيرد نيز بايد گفت اينگونه اقدامات شايسته آقايان نيست چرا كه؛

اولا مي تواند در مواردي نظير به اصطلاح افشاگري اخير، انبوهي از اتهامات ناروا را متوجه آنان كند و از آنجا كه موارد مشابهي با هدف سوءاستفاده نيز ديده شده است، زمينه پذيرش احتمالي اين اتهامات در افكار عمومي وجود دارد.

ثانيا در يك نظام تثبيت شده، تأمين هزينه اينگونه اقدامات نظير سرپرستي كودكان معلول برعهده نظام است و موارد آن در قانون اساسي و ساختار نظام نيز پيش بيني شده است بنابراين چه نيازي به ورود آقايان در اين دست از فعاليت هاي اقتصادي وجود دارد؟! و همانگونه كه رهبر معظم انقلاب مطابق شنيده هاي موثق تأكيد دارند و از واگذاري مراكز اقتصادي در موارد مشابه جلوگيري فرموده اند، چرا نبايد اينگونه امور از مجاري قانوني و كانال هاي پيش بيني شده در ساختار نظام دنبال شود؟! كار اصلي آقايان روحاني كه "معدن داري" و "كارخانه داري" نيست!
ثالثا از آنجا كه آقايان روحاني وظيفه تعريف شده ديگري غير از اداره مراكز اقتصادي دارند، به طور طبيعي اداره اين مراكز را به افراد ديگري واگذار مي كنند. افرادي كه معلوم نيست، صلاحيت معنوي و پاكدستي اقتصادي لازم را داشته باشند و نتيجه آن كه سوءاستفاده احتمالي اين افراد به حساب شخصيت هاي برجسته روحاني نوشته مي شود. چرا؟!...

اين ترديد درباره برخي از نزديكان و فرزندان آقايان نيز وجود دارد. زيرا هيچ تضميني وجود ندارد كه فرزند فلان شخصيت روحاني مانند پدر خويش پاكدامن، پاكدست و با تقوي باشد و يا نزديكان سببي و نسبي آنها چنين باشند! و در مواردي ديده شده كه اينگونه نبوده و نيستند.

۱۰- اگرچه گروه ياد شده به بهانه پيگيري گزارش تحقيق و تفحص مجلس از قوه قضائيه وارد اين ماجرا شده اند ولي اقدام آنها مخصوصا سرقت اسناد نظامي ربطي به تحقيق و تفحص ندارد با اين حال، حركت سؤال برانگيز و مشكوك گروه مورد اشاره نبايد ضرورت پاسخگويي قوه قضائيه را تحت الشعاع قرار دهد و اين قوه بايد مطابق قانون در مقابل تخلفات بعضا بزرگ و خطرآفريني كه گزارش تحقيق و تفحص به آنها اشاره كرده است پاسخگو بوده و چنانچه دلايل و اسناد قابل قبولي براي رد اين اتهامات ندارد، بايستي پي آمدهاي قانوني آن را بپذيرد. چرا كه حركت مشكوك گروه ياد شده و تخلفات مطرح شده قوه قضائيه در گزارش تحقيق و تفحص مجلس دو مقوله جداگانه هستند و بديهي است كه هركدام در جاي خود قابل بررسي دقيق و قانوني خواهند بود.

۱۱- تجربه ۳ دهه گذشته و مخصوصا ۲ دهه اخير نشان داده است كه هرگاه يك پرونده سوءاستفاده اقتصادي مطرح شده و انتظار پي گيري آن در اذهان عمومي شكل مي گيرد، برخي از جريانات ناسالم و مشكوك سياسي يا اقتصادي براي رد گم كردن و فراري دادن مجرمان اقتصادي، به شگرد "جريان موازي" متوسل مي شوند و با طرح موضوع جديدي در همان زمينه مفاسد اقتصادي، تلاش مي كنند، موضوع اصلي را از افكار عمومي دور كرده و با مشغول كردن ذهن جامعه به ماجراي جديد چه صحت داشته و چه نداشته باشد گريبان آن عده از مفسدان اقتصادي را كه رسوايي آنان آشكار شده است، از پنجه عدالت رها كنند.
ماجراي اخير از اين زاويه نيز قابل ارزيابي است.

۱۲- و بالاخره با توجه به سرقت اسناد نظامي و جاسازي و پنهان كردن اسناد ربوده شده، اين احتمال قوت بيشتري پيدا مي كند كه به اصطلاح افشاگري گروه مزبور براي سرگرم كردن جامعه و مسئولان به يك موضوع مخدوش و پر سر و صدا صورت پذيرفته تا در پوشش فضاي خاكستري پديد آمده از اين به اصطلاح افشاگري، اسناد سرقت شده به كانون خاصي به يقين غيرخودي و احتمالا بيروني تحويل داده شود....
و البته اين احتمال كه برخي از اعضاي اين باند، افرادي فريب خورده و آلت دست كسان ديگري باشند نيز مي تواند وجود داشته باشد كه تشخيص آن برعهده مسئولان ذيربط با ارائه دليل و نه براساس حدس و گمان است و در هرحال، كمترين تسامح در پي گيري دقيق اين ماجرا به يقين خطايي بزرگ و غيرقابل بخشش خواهد بود.
 |+| نوشته شده در  یکشنبه دوم تیر 1387ساعت   توسط رضا محصصی 

خبر ویژه

آشکار شدن تدریجی دم خروس!

محسن قائمی نسب مديرکل دفتر رياست سازمان بازرسی کل کشور به اتهام همکاری با عباس پاليزدار بازداشت شد 

با بازداشت محسن قائمی نسب مديرکل دفتر رياست سازمان بازرسی کل کشور به اتهام همکاری با عباس پاليزدار، پرونده افشاگری های اخير وارد مرحله جديدی شد. محسن قائمی نسب که در کنار مدير کلی دفتر محمد نيازی، مديريت روابط عمومی سازمان بازرسی کشور را نيز برعهده دارد، از پنج شنبه گذشته تاکنون به اتهام همکاری با عباس پاليزدار در بازداشت به سر می برد. به غير از عباس پاليزدار که از ۲۲ خرداد تاکنون در بازداشت به سر می برد و محسن قائمی نسب اسامی ساير بازداشت شدگان تاکنون اعلام نشده است.

روزنامه های صبح شنبه نيز از بازجويی فاطمه آجرلو طی روزهای چهارشنبه و پنج شنبه هفته گذشته و همچنين بروز مناقشه ميان سعيد مرتضوی دادستان تهران و عليرضا زاکانی عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس شورای اسلامی در خصوص پرونده پاليزدار خبرداده اند.

روزنامه های کیهان و تهران امروز در شماره شنبه خود به نقل از يک منبع مطلع در دادستانی تهران خبر داد پس از دستگيری و بازداشت عباس پاليزدار و ۱۳ نفر از افراد وابسته به اين جريان که با کشف اسناد و مدارک محرمانه و سری مراجع امنيتی، نظامی، لشکری و کشوری از آنها همراه بود، خانم فاطمه آجرلو نماينده کرج در مجلس روز چهارشنبه احضار و از وی بازپرسی به عمل آمد.

بنابر اين گزارش ها محسن قائمی نسب مديرکل حوزه رياست سازمان بازرسی کل کشور نیز به اتهام همکاری بيرون از ضوابط تعريف شده با پاليزدار و اعضای اين گروه تحت بازجويی قرار گرفته و بازداشت شده است.

همچنین یک مقام سازمان بازرسی کل کشور که خبرگزاری ها اسم وی را ذکر نکردند گفت: قائمی نسب صرفا در چارچوب وظيفه اداری خود برخی پرونده های مورد تقاضای هیأت تحقيق و تفحص مجلس را به آنها تحويل داده و سپس اخذ نموده است و اگر افراد هیأت تحقيق و تفحص فاقد صلاحيت بوده اند يا با اقدامات مجرمانه نسبت به خارج نمودن اسناد محرمانه يا افشای آنها اقدامی کرده اند خود آنها و مقاماتی که آنها را منصوب کرده اند بايد پاسخگو و مورد پيگرد قرار گيرند.به گفته وی پس از تصويب تحقيق و تفحص از قوه قضاييه در مجلس شورای اسلامی آقای پاليزدار به طور مکتوب از سوی مسئولين هیأت تحقيق و تفحص مجلس به عنوان دبير هیأت تحقيق و تفحص از سازمان بازرسی کل کشور به اين سازمان معرفی شد.

سايت غير رسمی عصر ایران نيز در کنار خبر بازداشت محسن قائمی نسب، خبر داد که طی روزهای چهارشنبه و پنج شنبه هفته گذشته فاطمه آجرلو  نماينده ای که آقای پاليزدار را به کميته تحقيق و تفحص از قوه قضائيه معرفی کرده و احکام وی را امضاء کرده است، دستکم ۱۱ ساعت مورد بازجويی قرار گرفته است.

اين سايت به نقل از يک مقام قضايی گزارش کرد: از نحوه بر خورد اين نماينده مجلس و ترکيب اعضای باند پاليز دار، وجود شبکه ای سازمان يافته که تعدادی از نمايندگان مجلس نيز در آن دخيل و متهم به ارتکاب جرائمی نيز هستند، مورد توجه مقامات قضايی واقع شده است که پس از قطعيت منتشر خواهد شد.

احمد خاتمی هم به میدان آمد

در همين حال احمد خاتمی امام جمعه موقت تهران نيز در خطبه های نماز جمعه ديروز از وجود "پروژه تخريب مشابه تخريب های بهشتی"خبر داد و گفت: هشدار ميدهم که دوباره پروژه تخريب علما و مسئولين به صورت تشکيلاتی شروع شده است؟!

احمد خاتمی خود يکی از اعضای جامعه مدرسين حوزه علميه قم است که اغلب روحانيانی که آقای پاليزدار طی سخنرانی های اخيرش آنها را به فساد مالی متهم کرده، از جمله محمد يزدی و امامی کاشانی از اعضای همين تشکل هستند.

وی ديروز در خطبه های نماز جمعه تهران بدون نامبردن از مکارم شيرازی، محمد يزدی، و  ساير روحانيانی که از سوی عباس پاليزدار به فساد مالی، رانت خواری، زمين خواری و تصاحب اموال دولتی متهم شده اند، گفت: مرجعی که قلم،  زبان و عملش در مسير نشر اسلام بوده و از مراجع بزرگوار حامی انقلاب است،  لبه تيز هجمه ها قرار گرفته است، شخصيتی که ده سال رئيس قوه بود يک ريال حقوق نگرفت و دار و ندارش يک خانه بود که از قبل در قم داشته است را مورد هتک قرار ميدهند که اين ادامه همان پروژه تخريب شهيد بهشتی است.

وی چنين تخريبی را ترور شخصيت ناميد و بنابرگزاری خبرگزاری فارس ادعا کرد که اين افشاگری ها مقدمه ای برای ترور فيزيکی اين روحانيان است. وی که از اعضای مجلس خبرگان نيز به شمار می آيد همچنين انتشار شايعات عليه روحانيان را حرام اعلام کرد.

احمد خاتمی همچنين با بيان اينکه اين افتراها،  تهمتها،  شايعات و ... يک کار تشکيلاتی است، خطاب به قوه قضاييه گفت: اين پرونده را عادلانه با حساسيت فراوان و دقيق دنبال کنيد، برويد سرنخها را پيدا کنيد و در نهايت مفتريان را به مجازات برسانيد تا ديگران بدانند که افترا هزينه سنگينی دارد!؟

از کوره در رفتن سعید مرتضوی با ادبیات مخصوص خودش

عليرضا زاکانی يکی ديگر از نمايندگان عضو فراکسيون اصولگرايان مجلس در واکنش به دخالت سعيد مرتضوی در بازداشت های اخير، روز پنج شنبه در روزنامه دولتی ايران دست به افشاگری پرونده فروش سئوالات کنکور زد.

پرونده فروش سئوالات کنکور همان پرونده ای است که فاطمه آجرلو نيز ساعتی پس از بازرسی دوشنبه شب هفته پيش ماموران دادستانی تهران از منزلش، تهديد به انتشار جزئيات آن کرده بود.

اگرچه عليرضا زاکانی جزئيات کامل اين پرونده را منتشر نکرد اما در متنی که در روزنامه دولتی ايران به چاپ رساند، سعيد مرتضوی دادستان تهران را به سهل انگاری، دريافت پرونده های از ضابطان قضائی و مفقود کردن چندين پرونده فروش سئوالان کنکور از سوی شخص سعيد مرتضوی، طولانی کردن دادرسی برای رفع اتهام از متهمان، انتقال پرونده ها فروش سئوالات کنکور از شهرستان ها به تهران و مفقود کردن اين پروندها در دادستانی، همکاری با چندين متهم زن فروش سئوالات کنکور، انجام تغييرات در محتوای پرونده به نفع آنها، عدم ثبت پروندهای مربوط به فروش سئولات کنکور در دفاتر دادستانی و کور کردن سرنخ های مربوط به پرونده فروش سئوالات کنکور متهم کرد.

سعيد مرتضوی با ارسال نامه ای به مدير مسئول روزنامه ايران، ارگان رسمی دولت،اظهارات زاکانی را سخيف، کذب و واکنشی از سر نگرانی به بازجويی و برخورد با باند پاليزدار اعلام کرد.

مرتضوی در اين نامه نوشته است: آقای عليرضا زاکانی که پس از بازداشت عباس پاليزدار و احضار برخی اعضای هيات تحقيق و تفحص از قوه قضائيه به دليل ارتکاب تخلفات خارج از مسئوليت نمايندگی و ساير مرتبطين نگرانی فاحشی پيدا نموده و حالت اعتدال روانی خود را ازدست داده است.

وی همچنين زاکانی را متهم کرده که طی تماس های مختلف با روزنامه ها و خبرگزاری ها شروع به فحاشی می کند تا به زعم خود برخورد قضايی با اعضای باند پاليزدار و برخی اعضای تحقيق و تفحص در دوره هفتم مجلس شورای اسلامی و اقدامات خلاف قانون و مجرمانه آنان به نوعی تحت الشعاع اين رفتار غيرمعمول قرار گيرد.

مرتضوی در ادامه زاکانی را به همسويی با منافقين و رسانه های معاند و ضد انقلاب متهم کرد و نوشته است: مردم شريف با مطالعه اين مطالب سخيف و کذب پی به عمق نارسايی روحی و روانی و شخصيت نويسنده آن می برند!؟

وی همچنين ضمن ابراز تاسف برای مديريت روزنامه ايران خطاب به مدير ارگان رسمی دولت را به انتشار مطالب کذب و آلوده به افترا و تشويش اذهان عمومی و سياه نمايی در خصوص کنکور و آزمون های سراسری متهم کرده است.

 |+| نوشته شده در  شنبه یکم تیر 1387ساعت   توسط رضا محصصی 
free counters
استفاده از مطالب مندرج در این وبلاگ با ذکر ماخذ بلامانع است