خبر ویژه
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی به مقامات حکومت ايران هشدار داد که بايد جلوی روند رو به گسترش ورود دختران به دانشگاه گرفته شود
مرکز پژوهش های مجلس شورای اسلامی روز دوشنبه ۱۵ بهمن با انتشار گزارشی که خود آن را گزارشی هشدار دهنده ناميده است خواستار اعمال محدوديت هايی برای ورود دختران و زنان به دانشگاه های کشور شد.
اين گزارش که در سايت رسمی مجلس منتشر شد از سوی دفتر مطالعات اجتماعی مرکز پژوهش ها که رياست آن را احمد توکلی از سران جناح اصولگرا بر عهده دارد، تهيه شده و عنوان "تحولات شاخص های حوزه زنان و آموزش دختران در ايران طی يک دهه گذشته(۷۵-۸۵)" را بر خود دارد.
اين گزارش با اشاره به افزايش تدريجی تعداد پذيرفته شدگان دختر در مراکز دانشگاهی تاکيد کرده است: افزايش نسبی تعداد پذيرفته شدگان دختر در دانشگاه ها و موسسات آموزش عالی کشور طی سال های اخير، بعضا نگراني هايی را هم از حيث اجرايی (تامين خوابگاه، حفاظت آنها در برابر آسيب های اجتماعی احتمالی و...) و هم از حيث آثار و نتايج اجتماعی و اقتصادی آن ( بلا استفاده ماندن بخشی از هزينه های صرف شده برای تربيت نيروی متخصص ، تغيير جنسيتی بازار کار و... ) در بين مديران و دست اندرکاران امور ايجاد کرده است.
اين مرکز که گزارش های آن جنبه تصميم سازی در مجلس و نيز مقامات دولتی دارد، هشدار داده است که چنانچه افزايش حضور زنان و دختران در دانشگاه ها متناسب با توانايی جسمانی و وضعيت روانی آنان نباشد، در آينده ای نزديک شاهد بر هم خوردن تعادل اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی ميان زنان و مردان جامعه خواهيم بود.
در همین راستا علی احمدی، سرپرست وزارت آموزش و پرورش نيز روز دوشنبه در اظهار نظری عجیب گفت که يکسان سازی آموزش دختران و پسران دستاورد تحميلی استعمار بوده است!؟
همچنین زهره طبيب زاده نوری، معاون احمدی نژاد و رییس دفتر مشارکت امور زنان رياست جمهوری نيز قبل از اين روز شنبه ۱۳ بهمن به خبرگزاری فارس گفته بود: تبعيض جنسيتی در مشاغل خاص زنان بايد اعمال شود و دولت و حاکميت موظف است زمينه آموزش اين مشاغل را تا سطوح فوق تخصص برای زنان فراهم کنند.
اسلام ناب محمدی!
دادگاه کيفری استان تهران پسر ۲۲ ساله ای به نام "محسن" را به جرم نوشيدن مشروبات الکلی يا "شرب خمر" به اعدام محکوم کرده است. قاضی جليل جليلی، دادرس شعبه ۷۲ دادگاه کيفری استان تهران روز سه شنبه، به خبرگزاری نيمه دولتی دانشجويان ايران، ایسنا گفت: متهم چهار بار شرب خمر کرده و طبق قانون مجازات اسلامی هر فردی که دو بار مشروب بخورد و هر بار حد برای او جاری شود، در دفعه سوم کشته می شود.
طبق ماده ۱۷۹مجازات اسلامی، هرگاه کسی چند بار مشروب الکلی مصرف کند و بعد از هر بار مصرف، اين فرد محکوم به ضربه شلاق شود، در مرتبه سوم دادگاه می تواند حکم مرگ وی را صادر کند.
جالب است بدانید سرتيپ پاسدار اسماعيل احمدی مقدم، فرمانده نيروی انتظامی جمهوری اسلامی، در اوايل آذر ماه به ایسنا گفت: مصرف الکل و حتی افزايش مصرف آن در ايران يک واقعيت است و هم اکنون سالانه ۲۰ ميليون ليتر الکل در ايران مصرف می شود.
به گفته برخی حقوق دانان با اينکه قانون مجازات اسلامی بيش از ۲۷ سال است که در ايران تصويب شده، ولی در سال های اخير نظير چنين احکامی، يا حکمی نظير پرتاب از بلندی، تصويب نشده بود.
خبر تکمیلی (۲۰ بهمن ماه ۸۶) :
"محسن" مرد جوانی که به اتهام نوشيدن مشروب الکلی در ايران به اعدام محکوم شده بود، در دادگاه کيفری استان تهران، تبرئه و سپس آزاد شد.
سيد جليل جليلی، يکی از قضات شعبه ۷۲ دادگاه کيفری تهران، به خبرگزاری ایسنا گفت که اين متهم پس از دوبار شرب خمر توبه کرده و در دادگاه مدعی شده بوده که مشروب الکلی نخورده است و به دليل اينکه "اقرار عندالحکم" نداشت، از اتهام "شرب خمر برای سومين بار" تبرئه و از زندان آزاد شد.
صدور حکم اعدام به جرم نوشيدن مشروب الکلی در ايران، بازتابی گسترده در رسانه های جهان داشت و اعتراض مدافعان حقوق بشر را برانگيخت.
خبر ویژه
درگذشت غیر منتظره و ناگهانی احمد بورقانی
احمد بورقانی، عضو هیأت رئیسه مجلس ششم و معاون وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی در دولت اول خاتمی، شنبه شب بر اثر سكته قلبی درگذشت.
احمد بورقانی با وزارت مهاجرانی، معاون مطبوعاتی وزارت فرهنگ و ارشاد شد و دوره او شاهد گسترش كمسابقه تعداد روزنامهها و مطبوعات و از جمله پديدهاي بود كه بعدها از سوي برخي روزنامههای زنجیرهای لقب گرفت.وی سپس در سال 78 کاندیدای نمایندگی مجلس شد و توانست به عنوان نماینده مردم تهران به مجلس ششم راه یابد.گفتنی است، بورقانی عضو جبهه مشارکت و از جمله نمایندگان متحصن مجلس ششم بوده است و سهشنبه گذشته نيز در نشست ائتلاف اصلاحطلبان که با حضور خاتمی برگزار شد، حضور داشت.
وی آبان ماه سال 84 نیز به دلیل عارضه سكته قلبی در مركز قلب تهران تحت عمل جراحی قرار گرفته بود، كه آن زمان پس از انجام عمل آنژیوگرافی مشخص شد سه رگ قلب وی به میزان 50، 70 و 100 گرفته شده كه پس از انجام عمل آنژیوپلاست، مشكل عمده وی یعنی گرفتگی صددرصدی یكی از عروق برطرف شد.
سهامالدین بورقانی، فرزند احمد بورقانی فراهانی درباره حادثه درگذشت پدرش به خبرنگار سیاسی آفتاب گفت:پدرم طی این روزها خیلی سرحال و شاداب بود و مشکل خاصی نداشت. روز گذشته نیز درست ساعت 6 و بیست دقیقه با پدرم صحبت کرده بودم و هیچ مشکل خاصی نداشت.
وی افزود: ایشان ساعت 7 و 30 دقیقه بعدازظهر به دفتر یکی از دوستانش میرود که قرار بوده با هم به منزل یکی از رفقای مشترکشان بروند. دوست پدرم برای خرید شیرینی از دفتر کار خارج میشود و وقتی بازمیگردد با پدرم مواجه میشود که روی زمین افتاده و به سختی نفس میکشد.
سهامالدین بورقانی اضافه کرد: پس از این که پدرم را به مرکز قلب تهران میبرند، ایشان را به اتاق احیا منتقل میکنند، ولی با همه تلاشهای پزشکان کار از کار گذشته بوده و قسمت این بوده که پدرم از جمع ما و احمد بورقانی از جمع مطبوعات و روزنامهنگاران رخت بربندد.
فرزند مرحوم احمد بورقانی درباره مراسم تشییع و ختم پدرش نیز به آفتاب گفت:پیکر پدرم فردا (دوشنبه) از ساعت 8 و 30 دقیقه بامداد از مقابل منزل پدری ایشان تشییع و پس از حضور در مسجد محل به سمت انجمن صنفی روزنامهنگاران برده میشود تا با توقفی در محل انجمن صنفی به طرف بهشت زهرا حرکت کنیم.
وی افزود: مراسم ختم ایشان نیز چهارشنبه در مسجد نور واقع در میدان فاطمی از ساعت4 تا 5 ونیم بعد از ظهر برگزار خواهد شد.
آنچه میخوانید متن کامل سخنان بنیانگذار جمهوری اسلامی در دوازدهم بهمن ماه سال ۱۳۵۷ در بهشت زهرا تهران است. به خوانندگان گرامی توصیه میشود متن فوق را کاملا و با دقت مطالعه فرمایند
بسم الله الرحمن الرحيم
ما در اين مدت مصيبتها ديدهايم، مصيبتهاي بسيار بزرگ و بعضي پيروزيها حاصل شد كه البته آن هم بزرگ بوده، مصيبتهاي زنهاي جوان مرده، مردهاي اولاد از دست داده، طفلهاي پدر از دست داده.
من وقتي چشمم به بعضي از اينها كه اولاد خودشان را از دست دادهاند ميافتد، سنگيني در دوشم پيدا ميشود كه نميتوانم تاب بياورم. من نميتوانم از عهده اين خسارات كه بر ملت ما وارد شده است برآيم، من نميتوانم تشكر از اين ملت بكنم كه همه چيز خودش را در راه خدا داد، خداي تبارك و تعالي بايد به آنها اجر عنايت فرمايد.
من به مادرهاي فرزند از دست داده تسليت عرض ميكنم و در غم آنها شريك هستم. من به پدرهاي جوان داده، من به آنها تسليت عرض ميكنم. من به جوان هايي كه پدرانشان را در اين مدت از دست دادهاند تسليت عرض ميكنم
خوب، ما حساب بكنيم كه اين مصيبتها براي چه به اين ملت وارد شد، مگر اين ملت چه ميگفت و چه ميگويد كه از آنوقتي كه صداي ملت در آمده است تا حالا قتل و ظلم و غارت و همه اينها ادامه دارد. ملت ما چه ميگفتند كه مستحق اين عقوبات شدند ملت ما يك مطلبش اين بود كه اين سلطنت پهلوي از اول كه پايه گذاري شد برخلاف قوانين بود. آنهايي كه در سن من هستند، ميدانند و ديدهاند كه مجلس موسسان كه تاسيس شد، با سرنيزه تاسيس شد، ملت هيچ دخالت نداشت در مجلس موسسان، مجلس موسسان را با زور سرنيزه تاسيس كردند و با زور، وكلاي آن را وادار كردند به اينكه به رضاشاه راي سلطنت بدهند. پس اين سلطنت از اول يك امر باطلي بود، بلكه اصل رژيم سلطنتي از اول خلاف قانون و خلاف قواعد عقلي است و خلاف حقوق بشر است. براي اينكه ما فرض ميكنيم كه یک ملتی تمامشان رای داد که یک نفری سلطان باشد ،بسیار خوب اینها از باب اینکه مسلط بر سرنوشت خودشان هستند و مختار به سرنوشت خودشان هستند ، رای برای آنها قابل است، لکن اگر چنانچه یک ملتی رای دادند ولو تمامشان به اینکه اعقاب این سلطان هم سلطان باشد ،این به چه حقی ملت پنجاه سال بعد از این،سرنوشت ملت بعد را معین کند ، سرنوشت هر ملتی به دست خودش است
ما در زمان سابق، فرض بفرماييد كه زمان اول قاجاريه نبوديم، اگر فرض كنيم كه سلطنت قاجاريه به واسطه يك رفراندمي تحقق پيدا كرد و همه ملت هم ما فرض كنيم كه راي مثبت دادند، اما راي مثبت دادند بر آقامحمدخان قجر و آن سلاطيني كه بعدها ميآيند. در زماني كه ما بوديم و زمان سلطنت احمدشاه بود، هيچ يك از ما زمان آقامحمدخان را ادراك نكرده، آن اجداد ما كه راي دادند براي سلطنت قاجاريه، به چه حقي راي دادند كه زمان ما احمد شاه سلطان باشد سرنوشت هر ملت دست خودش است. ملت در صد سال پیش از این، صدو پنجاه سال پیش از این ، یک ملتی بوده ،یک سرنوشتی داشته ولی او اختیار ماها را نداشته است که یک سلطانی را بر ما مسلط کند
ما فرض ميكنيم كه اين سلطنت پهلوي، اول كه تاسيس شد به اختيار مردم بود و مجلس موسسان را هم به اختيار مردم تاسيس كردند و اين اسباب اين ميشود كه - بر فرض اينكه اين امر باطل، صحيح باشد- فقط رضاخان سلطان باشد، آن هم بر آن اشخاصي كه در آن زمان بودند و اما محمد رضا سلطان باشد بر اين جمعيتي كه الان بيشتر شان، بلكه الا بعض قليلي از آنها ادارك آنوقت را نكردهاند، چه حقي داشتند ملت در آن زمان، سرنوشت ما را در اين زمان معين كنند؛ بنابر اين سلطنت محمدرضا اولا كه چون سلطنت پدرش خلاف قانون بود و با زور و با سرنيزه تاسيس شده بود مجلس، غير قانوني است، پس سلطنت محمدرضا هم غير قانوني است و اگر چنانچه سلطنت رضاشاه فرض بكنيم كه قانوني بوده، چه حقي آنها داشتند كه براي ما سرنوشت معين كنند هر كسي سرنوشتش با خودش است، مگر پدرهاي ما ولي ما هستند؟ مگر آن اشخاصي كه درصد سال پيش از اين، هشتاد سال پيش از اين بودند، ميتوانند سرنوشت يك ملتي را كه بعدها وجود پيدا كنند، آنها تعيين بكنند؟ اين هم يك دليل كه سلطنت محمدرضا سلطنت قانوني نيست. علاوه بر اين، اين سلطنتي كه در آنوقت درست كرده بودند و مجلس موسسان هم ما فرض كنيم كه صحيح بوده است، اين ملتي كه سرنوشت خودش با خودش بايد باشد، در اين زمان ميگويد كه ما نميخواهيم اين سلطان را. وقتي كه اينها راي دادند به اينكه ما سلطنت رضاشاه را، سلطنت محمدرضاشاه را، رژيم سلطنتي را نميخواهيم، سرنوشت اينها با خودشان است. اين هم يك راه است از براي اينكه سلطنت او باطل است.
حالا ميآييم سراغ دولت هايي كه ناشي شده از سلطنت محمدرضا و مجلس هايي كه ما داريم. در تمام طول مشروطيت الا بعضي از زمانها آن هم نسبت به بعض از وكلا، مردم دخالت نداشتند در تعيين وكلا. شما الان اطلاع داريد كه در اين مجلسي كه حالا هست، چه مجلس شورا و چه مجلس سنا و شما ملت ايران هستيد، شما ملتي هستيد كه در تهران سكني داريد، من از شما مردم تهران سوال ميكنم كه آيا اين وكلايي كه در مجلس هستند، چه در مجلس سنا و چه در مجلس شورا شما اطلاع داشتيد كه اينها را خودتان تعيين كنيد اكثر اين مردم ميشناسند اين افرادي را كه به عنوان مجلس و به عنوان وكيل مجلس سنا يا مجلس شورا در مجلس هستند يا اين هم با زور تعيين شده بدون اطلاع مردم. مجلسي كه بدون اطلاع مردم است و بدون رضايت مردم است، اين مجلس، مجلس غيرقانوني است. بنابر اين اينهايي كه در مجلس نشستهاند و مال ملت را گرفتهاند به عنوان اينكه حقوق هر فرض كنيد كه وكيلي اينقدر است، اين حقوق را حق نداشتند بگيرند و ضامن هستند. آنهايي هم كه در مجلس سنا هستند، آنها هم حق نداشتند و ضامن هستند. و اما دولتي كه ناشي ميشود از يك شاهي كه خودش و پدرش غير قانوني است، خودش علاوه بر او غيرقانوني است، وكلايي كه تعيين كرده است غيرقانوني است، دولتي كه از همچو مجلسي و همچو سلطاني انشا بشود، اين دولت غيرقانوني است. اين ملت حرفي را كه داشتند در زمان محمدرضاخان ميگفتند كه اين سلطنت را ما نميخواهيم و سرنوشت ما با خود ماست. در حالا هم ميگويند كه ما اين وكلا را غيرقانوني ميدانيم، اين مجلس سنا را غيرقانوني ميدانيم، اين دولت را غيرقانوني ميدانيم. آيا كسي كه خودش از ناحيه مجلس، از ناحيه مجلس سنا، از ناحيه شاه منصوب است و همه آنها غير قانوني هستند، ميشود كه قانوني باشد ما ميگوييم كه شما غير قانوني هستيد بايد برويد. ما اعلام ميكنيم كه دولتي كه به اسم دولت قانوني خودش را معرفي ميكند، حتي خودش قبول ندارد كه قانوني است، خودش تا چند سال پيش از اين، تا آنوقتي كه دستش نيامده بود اين وزارت، قبول داشت كه غيرقانوني است، حالا چه شده است كه ميگويد من قانوني هستم اين مجلس غيرقانوني است، از خود وكلا بپرسيد كه آيا شما را ملت تعيين كرده است هر كدام ادعا كردند كه ملت تعيين كرده است، ما دستشان را ميدهيم دست يك نفر آدم ببرد او را در حوزه انتخابيه اش، در حوزه انتخابيه اش از مردم سوال ميكنيم كه اين آقا آيا وكيل شما هست، شما او را تعيين كرديد حتما بدانيد كه جواب آنها نفي است. بنابر اين آيا يك ملتي كه فرياد ميكند كه ما اين دولت مان، اين شاه مان، اين مجلس مان برخلاف قوانين است و حق شرعي و حق قانوني و حق بشري ما اين است كه سرنوشت مان دست خودمان باشد، آيا حق اين ملت اين است كه يك قبرستان شهيد براي ما درست بكنند، در تهران، يك قبرستان هم در جاهاي ديگر.
من بايد عرض كنم كه محمد رضاي پهلوي، اين خائن خبيث براي ما رفت، فرار كرد و همه چيز ما را به باد داد. مملكت ما را خراب كرد، قبرستانهاي ما را آباد كرد. مملكت ما را از ناحيه اقتصاد خراب كرد. تمام اقتصاد ما الان خراب است و از هم ريخته است كه اگر چنانچه بخواهيم ما اين اقتصاد را به حال اول برگردانيم، سالهاي طولاني با همت همه مردم، نه يك دولت اين كار را ميتواند بكند و نه يك قشر از اقشار مردم اين كار را ميتوانند بكنند، تا تمام مردم دست به دست هم ندهند نميتوانند اين به هم ريختگي اقتصاد را از بين ببرند. شما ملاحظه كنيد، به اسم اينكه ما ميخواهيم زراعت را، دهقانها را دهقان كنيم، تا حالا رعيت بودند و ما ميخواهيم حالا دهقانشان كنيم، اصلاحات ارضي درست كردند، اصلاحات ارضي شان بعد از اين مدت طولاني به اينجا منتهي شد كه بكلي دهقاني از بين رفت، بكلي زراعت ما از بين رفت و الان شما در همه چيز محتاجيد به خارج؛ يعني محمدرضا اين كار را كرد تا بازار درست كند از براي آمريكا و ما محتاج به او باشيم در اينكه گندم از او بياوريم، برنج از او بياوريم، همه چيز را، تخم مرغ از او بياوريم يا از اسراييل كه دست نشانده آمريكاست بياوريم.
بنابراين كارهايي كه اين آدم كرده به عنوان اصلاح، اين كارها خودش افساد بوده است. قضيه اصلاحات ارضي يك لطمهاي بر مملكت ما وارد كرده است كه تا شايد بيست سال ديگر ما نتوانيم اين را جبرانش بكنيم مگر همه ملت دست به هم بدهند و كمك كنند تا سال بگذرد و جبران بشود اين معنا. فرهنگ ما را يك فرهنگ عقب نگه داشته درست كرده است، فرهنگ ما را اين عقب نگه داشته به طوري كه جوانهاي ما تحصيلاتشان در اينجا تحصيلات تام و تمام نيست و بايد بعد از اينكه يك مدتي در اينجا يك نيمه تحصيلي كردند آن هم با اين مصيبت ها، آن هم با اين چيزها، بايد بروند در خارج تحصيل بكنند. ما پنجاه سال است، بيشتر از پنجاه سال است دانشگاه داريم و قريب سي و چند سال است كه اين دانشگاه را داريم لكن چون خيانت شده است به ما، از اين جهت رشد نكرده، رشد انساني ندارد، تمام انسانها و نيروي انساني ما را از بين برده است اين آدم.
اين آدم به واسطه نوكري كه داشته، مراكز فحشا درست كرده، تلويزيونش مركز فحشاست، راديويش بسياريش فحشاست، مراكزي كه اجازه دادند براي اينكه باز باشد، مراكز فحشاست، اينها دست به دست هم دادند. در تهران مركز مشروب فروشي بيشتر از كتابفروشي است، مراكز فساد ديگر الي ماشائالله است. براي چه سينماي ما مركز فحشاست. ما با سينما مخالف نيستيم ما با مركز فحشا مخالفيم. ما با راديو مخالف نيستيم ما با فحشا مخالفيم. ما با تلويزيون مخالف نيستيم ما با آن چيزي كه در خدمت اجانب براي عقب نگه داشتن جوانان ما و از دست دادن نيروي انساني ماست، با آن مخالف هستيم. ما كي مخالفت كرديم با تجدد، با مراتب تجدد مظاهر تجدد وقتي كه از اروپا پايش را در شرق گذاشت خصوصا در ايران، مركز چيزي كه بايد از آن استفاده تمدن بكنند ما را به توحش كشانده است. سينما يكي از مظاهر تمدن است كه بايد در خدمت اين مردم، در خدمت تربيت اين مردم باشد و شما ميدانيد كه جوانهاي ما را اينها به تباهي كشيدهاند و همين طور ساير اين جاها. ما با اينها در اين جهات مخالف هستيم. اينها به همه معنا خيانت كردهاند به مملكت ما.
و اما نفت ما، تمام نفت ما را به غير دادند، به آمريكا و غير از آمريكا دادند، آني كه به آمريكا دادند عوض چه گرفتند عوض، اسلحه براي پايگاه درست كردن براي آقاي آمريكا. ما، هم نفت داديم و هم پايگاه براي آنها درست كرديم. آمريكا با اين حيله كه اين مرد هم دخالت داشت، با اين حيله نفت را از ما برد و براي خودش در عوض پايگاه درست كرد يعني اسلحه آورده اينجا كه ارتش ما نميتواند اين اسلحه را استعمال بكند، بايد مستشارهاي آنها باشند، بايد كارشناسهاي آنها باشند. اين هم از ناحيه نفت كه اين نفت ما را اگر چند سال ديگر خداي نخواسته اين عمر پيدا كرده بود، عمر سلطنتي پيدا كرده بود، مخازن نفت ما را تمام كرده بود، زراعت مان را هم كه تمام كرده، اين ملت بكلي ساقط شده بود و بايد عملگي كند براي اغيار. ما كه فرياد ميكنيم از دست اين، براي اين است. خونهاي جوانهاي ما براي اين جهات ريخته شده، براي اينكه آزادي ميخواهيم ما. ما پنجاه سال است كه در اختناق بسر برديم، نه مطبوعات داشتيم، نه راديوي صحيح داشتيم، نه تلويزيون صحيح داشتيم، نه خطيب توانست حرف بزند، نه اهل منبر ميتوانستند حرف بزنند، نه امام جماعت ميتوانست آزاد كار خودش را ادامه بدهد، نه هيچ يك از اقشار ملت كارشان را ميتوانستند ادامه بدهند و در زمان ايشان هم همين اختناق به طريق بالاتر باقي است و باقي بود و الا هم باز نيمه حشاشه او كه باقي است، نيمه حشاشه اين اختناقي هم باقي است. ما ميگوييم كه خود آن آدم، دولت آن آدم، مجلس آن آدم، تمام اينها غير قانوني است واگر ادامه به اين بدهند اينها مجرمند و بايد محاكمه بشوند و ما آنها را محاكمه ميكنيم.
من دولت تعيين ميكنم، من تو دهن اين دولت ميزنم، من دولت تعيين ميكنم، من به پشتيباني اين ملت دولت تعيين ميكنم، من به واسطه اينكه ملت مرا قبول دارد (دست زدن و سپس تكبير حضار) اين آقا كه خودش هم خودش را قبول ندارد، رفقايش هم قبولش ندارند، ملت هم قبولش ندارد، ارتش هم قبولش ندارد، فقط آمريكا از اين پشتيباني كرده و فرستاده به ارتش دستور داده كه از او پشتيباني بكنيد، انگليس هم از اين پشتيباني كرده و گفته است كه بايد از اين پشتيباني بكنيد. يك نفر آدمي كه نه ملت قبولش دارد نه هيچ يك از طبقات ملت از هر جا بگوييد قبولش ندارند، بله چند تا از اشرار را دارند كه ميآورند توي خيابان ها، از خودشان هست اين اشرار، فرياد هم ميكنند، از اين حرفها هم ميزنند لكن ملت اين است، اين ملت است (اشاره به حضار). ميگويد كه در يك مملكت كه دو تا دولت نميشود. خوب واضح است اين، يك مملكت دو تا دولت ندارد لكن دولت غيرقانوني بايد برود، تو غيرقانوني هستي، دولتي كه ما ميگوييم، دولتي است كه متكي به آراي ملت است، متكي به حكم خداست، تو بايد يا خدا را انكار كني يا ملت را. بايد سرجايش بنشيند اين آدم و يا اينكه به امر آمريكا و اينها وادار كند يك دستهاي از اشرار را اين ملت را قتل عام كند.
ما تا هستيم نميگذاريم اينها سلطه پيدا كنند، ما نميگذاريم دوباره اعاده بشود آن حيثيت سابق و آن ظلمهاي سابق، ما نخواهيم گذشت كه محمدرضا برگردد، اينها ميخواهند او را برگردانند، بيدار باشيد.اي مردم! بيدار باشيد، نقشه دارند ميكشند، ستاد درست كرده مرديكه در آن جايي كه هست، روابط دارند درست ميكنند، ميخواهند دوباره ما را برگردانند به آن عهدي كه همه چيزمان اختناق در اختناق باشد و همه هستي ما به كام آمريكا برود. ما نخواهيم گذاشت، تا جان داريم نخواهيم گذاشت و من از خداي تبارك و تعالي سلامت همه شما را خواستار هستم و من عرض ميكنم بر همه ما واجب است كه اين نهضت را ادامه بدهيم تا آنوقتي كه اينها ساقط بشوند و ما به واسطه آراي مردم، مجلس سنا درست بكنيم و دولت اول را، دولت دائمي را (مقصود من از مجلس سنا مجلس موسسان بود، نه مجلس سنا. مجلس سنا اصلش يك حرف مزخرفي است، هميشه بوده.) تعيين بكنيم.
و من بايد يك نصحيت به ارتش بكنم و يك تشكر از يكي از اركان ارتش، يك قشرهايي از ارتش. اما آن نصحيتي كه ميكنم اين است كه ما ميخواهيم كه شما مستقل باشيد، ماها داريم زحمت ميكشيم، ماها خون داديم، ماها جوان داديم، ماها حيثيت و آبرو داديم، مشايخ ما حبس رفتند، زجر كشيدند، ميخواهيم كه ارتش ما مستقل باشد. آقاي ارتشبد! شما نميخواهيد شما نميخواهيد مستقل باشيد.
آقاي سرلشكر! شما نميخواهيد مستقل باشيد، شما ميخواهيد نوكر باشيد من به شما نصحيت ميكنم كه بياييد در آغوش ملت، همان كه ملت ميگويد بگوييد، ما بايد مستقل باشيم، ملت ميگويد ارتش بايد مستقل باشد، ارتش نبايد زير فرمان مستشارهاي آمريكا و اجنبي باشد، شما هم بياييد، ما براي خاطر شما اين حرف را ميزنيم، شما هم بياييد براي خاطر خودتان اين حرف را بزنيد، بگوييد (ما ميخواهيم مستقل باشيم، ما نميخواهيم اين مستشارها باشند.) ما كه اين حرف را ميزنيم كه ارتش بايد مستقل باشد، جزاي ما اين است كه بريزيد توي خيابان خون جوانهاي ما را بريزيد كه چرا ميگوييد من بايد مستقل باشم ما ميخواهيم تو آقا باشي.
و اما تشكر ميكنم از اين قشرهايي كه متصل شدند به ملت، اينها آبروي خودشان را، آبروي كشورشان را، آبروي ملت شان را اينها حفظ كردند. اين درجه دارها، همافرها، افسرهاي نيروي هوايي، اينها همه مورد تشكر و تمجيد ما هستند و همين طور آنهايي كه در اصفهان و در همدان و در ساير جاها، اينها تكليف شرعي، ملي، كشوري خودشان را دانستند و به ملت ملحق شدند و پشتيباني از نهضت اسلامي ملت را كردند ما از آنها تشكر ميكنيم و به اينهايي كه متصل نشدند ميگوييم كه متصل بشويد به اينها، اسلام براي شما بهتر از كفر است، ملت براي شما بهتر از اجنبي است. ما براي شما ميگوييم اين مطلب را، شما هم براي خودتان اين كار را بكنيد، رها بكنيد اين را، خيال نكنيد كه اگر رها كرديد ما ميآييم شما را به دار ميزنيم. اين چيزهايي است كه شماها يا كسان ديگر درست كردهاند والا اين همافرها و اين درجه دارها و اين افسرها كه آمدند و متصل شدند، ما با كمال عزت و سعادت آنها را حفظ ميكنيم و ما ميخواهيم كه مملكت، مملكت قوي باشد، ما ميخواهيم كه مملكت داراي يك نظام قدرتمند باشد، ما نميخواهيم نظام را به هم بزنيم، ما ميخواهيم نظام محفوظ باشد لكن نظام ناشي از ملت در خدمت ملت، نه نظامي كه ديگران سرپرستي اش را بكنند و ديگران فرمان به آن بدهند.
والسلام علیكم ورحمت الله وبركاته
خبر ویژه
مجمع روحانیون مبارز: حضور در انتخاباتی که تکلیف دو سوم حوزهها مشخص و امکان حداقل رقابت وجود ندارد، بیمعنی است
بسم الله الرحمن الرحیم
در آستانه انتخابات مجلس هشتم و در سالی که به نام اتحاد ملی و انسجام اسلامی نام گرفته است انتظارمی رفت فضایی مواج از همدلی و همراهی ایجاد گردد، تا زمینه جمع و جذب همه نیروها و گرایشهای سیاسی وفادار به نظام و راه امام خمینی (ره) فراهم آید. اما متاسفانه عملکرد فراقانونی هیئت های اجرایی و رد صلاحیت های گسترده و جهت دار جوی از یاس و نگرانی را در بین دلسوزان نظام موجب گردیده است.
رد صلاحیت بسیاری از نیروهای شایسته و کارآمد که در سابقه دینی، انقلابی ، تجربه، آگاهی و وفاداری آنان به نظام و راه حضرت امام(ره) تردید نیست و با بهانه های واهی صورت گرفته ، امری است که اگر به صورت یک رویه در آید خطری بزرگ برای نظام و کشور خواهد بود و ضایع کننده حق مسلم شهروندانی است که در سایه انقلاب اسلامی و بر اساس نص قانون اساسی به دست آمده است.امیدواریم مسئولان عالی رتبه نظام با درک این خطر وعواقب مرارت بارآن اقدامی عاجل و جدی در جهت دفاع از حیثیت نظام اسلامی و احقاق حقوق شهروندان معمول دارند.
مجمع روحانیون مبارز همچون همه نیروهای مومن و خدمت گذار تصمیم به شرکت فعال در انتخابات و دعوت مردم و جناح های مختلف سیلسی برای حضور گسترده دراین عرصه را داشت که با وضعیت پیش آمده امکان حضور فعالانه از او سلب می شود.چه اینکه بدون داشتن کاندیدای مود قبول دربیشتر حوزه ها امکان شرکت در انتخابات میسر نخواند بود.بدیهی است حضور در انتخاباتی که از هم اکنون تکلیف ۳/۲ حوزه ها مشخص شده و امکان حداقل رقابت وجود ندارد، بی معنی است. انتظار می رود با اصلاح آنچه در مرحله نخست انجام گرفته زمینه احقاق حقوق شهروندی عناصر خدمتگذار و مشارکت فعال برای ما و همه نیروهای علاقه مند در انتخابات فراهم شود تا هم دشمنانی که نمی خواهند انتخاباتی پرشوربرگزار شود، مایوس شوند و هم وفاداران به انقلاب و نظام اسلامی بتوانند با اشتیاق در صحنه سرنوشت حضور یابند.
مجمع روحانیون مبارز
جبهه ملی ايران در انتخابات آتی مجلس شورای اسلامی شرکت نمیکند
به نام خداوند جان و خرد
هموطنان عزیز
جبهه ملی ايران بعنوان ديرينﺗﺮين جريان سياسی ملی همواره بر استقرار حاکميت ملی و رای آزادانه ملت برای تعيين سرنوشت خود ، احترام و رعايت حقوق بشر و آزاديهای سياسی اعتقاد داشته و مجلس مبتنی بر انتخابات سالم و آزاد را مهمترين ارگان تبلور اراده مردم برای مشارکت در اداره کشور ميداند ولی دريغا که در شرايط فعلی در جمهوری اسلامی تحقق يک انتخابات آزاد و سالم ناممکن و غير قابل تصور است . حاکميت با تبعيضات فاحش سياسی ، نقض آزاديهای مدنی و سياسی ، ناديده انگاشتن تعهدات بينﺍلمللی مندرج در اعلاميه جهانی حقوق بشر همه راهها را بر دگرانديشان و مخالفان خود که اکثريت قاطع ملت ايران هستند بسته است . آزادی احزاب و اجتماعات جز برای معدودی از وابستگان به حکومت وجود ندارد . آزادی مطبوعات بکلی منتفی است و فقط روزنامهﻫﺎی وابسته به صاحبان قدرت و طرفدار حاکميت امکان انتشار دارند و امکان کانديدا شدن هيچ شخصيت ملی و دگرانديش نيز وجود ندارد زيرا که شورای نگهبان انتصابی تحت عنوان نظارت استصوابی صلاحيت همه داوطلبان نمايندگی را جز وابستگان به حاکميت رد ميکند و بنابراين معنی شرکت در انتخابات يعنی تنها رای دادن به کسانيکه از صافی شورای نگهبان گذشته و مطيع و فرمانبردار حکومتﺍند . گذشته نشان داده است که اگر هم فردی معتقد به مصالح ملی به مجلس راه يابد با نخستين سخن مخالف و يا اقدام در جهت حمايت از مردم بشدت محکوم و مطرود ميشود و مجلس جز وسيلهﺍی برای قانونی کردن خواستهﻫﺎی قدرتمداران حاکم نيست.
هموطنان عزيز
امروز حاکميت جمهوری اسلامی از ديدگاه داخلی در شرايطی از نارسائیﻫﺎ و نابسامانيهای مديريتی ، اقتصادی ، اجتماعی و سياسی بسر ميبرد . سياست سرکوب دانشجويان ، زنان ، کارگران ، فعالان سياسی ، معلمان و ساير قشرهای مردم هر روز شدت بيشتری يافته و جو خفقانﺁور برای ايجاد رعب در جامعه روز بروز تشديد ميشود . با وجود افزايش چشمﮔﻴﺮ درآمد نفت مردم ما کماکان با رکود اقتصادی ، تورم ، بيکاری و فساد مالی در تمامی عرصهﻫﺎ دست به گريبانند از لحاظ نگرش منطقهﺍی منافع حياتی ما در دريای مازندران و خليجﻓﺎرس با چالشﻫﺎی جدی روبروست برخورد انفعالی نظام با مسائل مورد بحث سبب گرديده که همسايهﺍی عهدنامهﻫﺎی ۱۹۲۱ و ۱۹۴۰ را به بوته تاريخ بسپارد . ديگری عهدنامه ۱۹۷۵ را زير ﺳﺆال برد و بالاخره همسايه سوم تفاهمﻧﺎمه ۱۹۷۱ را مردود اعلام نمايد . حاکميت جمهوری اسلامی در سياست بينﺍلمللی نيز بعلل مختلف ميهن ما را در تنگنا و انزوا و تحريم اقتصادی قرار داده است و در چنين اوضاع و احوالی رژيم گرفتار بحرانﻫﺎی گوناگون درصدد است با برپائی انتخابات که به ماهيت غير دموکراتيک و ناعادلانه آن به اختصار اشاره کرديم برای خود کسب مشروعيت نمايد . جبهه ملی ايران شرکت در انتخاباتی را که رای دهنده اختياری در انتخاب کردن ندارد و انتخاب شونده را نيز جز اطاعت محض اقدامی متصور نيست انتخاباتی مبتنی بر خواستهﻫﺎی مردم نميداند و در آن شرکت نخواهد کرد.
هیات رهبری و هیات اجرائیه جبهه ملی ایران-تهران
ششم بهمن ماه ۸۶
خبر ویژه
صداقت را از رییس ستاد انتخابات (سردار افشار) بیاموزیم!
سایت تابناک: با وجود آنكه مسئولان برگزاري انتخابات، ادعا ميكنند در بررسيهاي اين دوره، ميزان رد صلاحيت كمتر از دور قبل است، بررسي كمي و كيفي افراد تأييد صلاحيت نشده و آمارهاي مربوط به انتخابات مجلس هفتم، حاكي از آن است كه ريزش انجام شده اين دور توسط هيأتهاي اجرايي، بيش از ريزش انجام شده توسط هيأتهاي نظارت در انتخابات مجلس هفتم است، به گونهاي كه هرچند به باور بسياري، ردصلاحيت انجام شده در انتخابات مجلس هفتم بيسابقه بود، اكنون صلاحيت حدود چهل تن از نمايندگان اين مجلس و دهها وزير و مدير ارشد سابق زير سؤال رفته است.
به گزارش خبرنگار "تابناك"، افشار پس از بررسي اوليه صلاحيتها از سوي هيأتهاي اجرايي با مغالطهاي آشكار اعلام كرده: رد صلاحيت شدگان اين دوره، در مقايسه با دورههاي پيش، کمتر است، به گونهاي که در انتخابات مجلس هفتم، از ميان همه داوطلبان، ۴۴ درصد در هيأتهاي اجرايي و نظارت رد صلاحيت شدند و فهرست آنان به شوراي نگهبان ارايه و در پايان، ۲۷ درصد رد صلاحيت قطعي شدند و اين بار صلاحيت ۶۹ درصد از ثبتنام کنندگان در هيأت اجرايي تأييد شده است.
اين در حالي است كه شمار کساني که براي نمايندگي مجلس هفتم نامنويسي کرده بودند، بنا بر اظهارات مقامات مسئول، ۸ هزار و ۱۵۷ نفر بوده که از اين تعداد، 3 هزار و ۶۰۵ نفر از سوي هيأتهاي نظارت و تنها ۴۳۴ نفر از سوي هيأتهاي اجرايي رد صلاحيت شدند كه با اين وصف، ردصلاحيت هيأتهاي اجرايي در دور پيش تنها 5.3 درصد بوده است كه يكششم 31 درصد ردصلاحيت هيأتهاي اجرايي كنوني است.
هرچند ستاد انتخابات با غفلت از آمار بالاي ۸۰ درصدي سواد در ايران تعداد افراد تأييد صلاحيت نشده را اعلام نكرد، با ضرب و تقسيم انجام شده مشخص ميشود جمعا حدود ۲۲۵۰ تن تأييد صلاحيت نشدهاند كه از ميان آنها بيش از ۱۲۰۰ تن رد صلاحيت شده و صلاحيت حدود هفت هزار تن ديگر احراز نشده است.
جالب آنکه طبق اعلام معاون سياسي وزارت کشور، تنها ۲۵۷ تن به دليل نقص مدکر تحصيلي و عدم استعفاي به موقع رد صلاحيت شدهاند و افشار که تعداد دقيق اين افراد را اعلام کرده، مواردي چون اعتياد يا قاچاق مواد مخدر، محکوميت به حدود شرعي، وابستگي به رژيم سابق، اقدام عليه جمهوري اسلامي ايران، نداشتن اعتقاد و التزام عملي به اسلام و نظام جمهوري اسلامي، عضويت يا هواداري از گروهکهاي تجزيهطلب و ضدانقلاب، وابستگي و ارتباط با سرويسهاي اطلاعاتي بيگانگان، اهانت به مقدسات ديني، پيامبر اعظم(ص) و ائمه معصومين(ع)، اغتشاش در کشور و هواداري از فرق منحرف مذهبي، که علت عدم تأييد صلاحيت بيش از ۱۴۰۰ تن بوده را در کنار هم اعلام کرده است.
آغاز موج جدیدی از مکاتبات با ولی فقیه نظام
پس از مکاتبه غلامعلی حداد عادل رییس مجلس شورای اسلامی با ولی فقیه نظام به خاطر اختلافات قوه مقننه با مجریه و طلب استمداد، سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی از احزاب شناخته شده دوم خردادی نیز نامه ای به دفتر ایشان ارسال نمود که البته محتوا و هدف آن متفاوت و قابل تامل است.
این سازمان با ارسال مدارکی مستند بخصوص از روزنامه کیهان (تحت سرپرستی حاج حسین شریعتمداری) و صدا و سیما و نیز منابر نماز جمعه که همگی تحت نمایندگی و نظارت ولی فقیه مشغول فعالیتند از یک سری بی اخلاقی های انتخاباتی خبر داد. این اطلاع رسانی در حالی انجام میگیرد که ایشان در سخنان اخیرش در یزد نسبت به انجام اینگونه اقدامات کاملا هشدار داده بود.
خبر ویژه
دیده بان حقوق بشر خواستار رسیدگی به مرگهای مشکوک در زندانهای ایران شد
سازمان دیده بان حقوق بشر اعلام کرد دولت ايران موظف است درباره مرگ ناگهانی دو شخص در حين بازداشت در شمال غربی ايران تحقيق کند.
ابراهيم لطف الهی، ۲۷ ساله، در بازداشتگاهی در سنندج در تاريخی مابين نهم تا پانزدهم ماه ژانویه درگذشت. زهرا بنی عامری (بنی یعقوب) پزشک ۲۷ ساله نيز در اکتبر سال ۲۰۰۷ در همدان در حين بازداشت فوت کرد. در هر دو مورد، مقامات رسمی علت مرگ را خودکشی اعلام کرده اند.
جو ستورک نایب رئیس بخش خاورمیانه دیده بان حقوق بشر دراین باره می گوید: مرگ ناگهانی دو جوان ظاهرا سالم در زندان به شدت نگران کننده است و دولت با سرعتی که در خودکشی دانستن این مرگ ها به خرج می دهد فقط به نگرانی ما می افزاید.
نيروهای امنيتی، لطف الهی را روز ششم ژانويه در حالی که محوطه دانشگاه پيام نور سنندج را ترک می کرد، دستگير کردند. خانواده لطف الّلهی از اتهامات وارد شده به وی توسط مقامات هيچ اطلاعی ندارند. سه روز بعد از بازداشت لطف الهی، خانواده ی وی موفق به ملاقات با او در بازداشتگاه سنندج شدند. برادر لطف الهی به سازمان ديدبان حقوق بشر اظهار داشت که برادرش در حين ملاقات روحيه خوبی داشته و خوب به نظر می آمده است.
در پانزدهم ژانويه، مقامات رسمی بازداشتگاه با پدرو مادر لطف الهی تماس گرفته و به ايشان اعلام می کنند که پسرشان را در گورستان محلی دفن کرده اند. مقامات ادعا کردند که لطف الهی در سلول اش خودکشی کرده است.
خانواده لطف الهی به ديدبان حقوق بشر گفتند که از مقامات خواهند خواست که جنازه فرزندشان را برای يافتن علت مرگ توسط پزشکی قانونی نبش قبر کنند.
همچينين مرگ در حين بازداشت خانم زهرا بنی عامری نيز در شرايط مشکوک رخ داده است. پليس و مقامات امنيتی در روز دوازدهم اکتبر ۲۰۰۷، بنی عامری و نامزد او را در يک پارک عمومی در شهر همدان به اتهام داشتن رابطه غير مشروع !!! بازداشت کردند. با توجه به قانون مجازت اسلامی در ايران، رابطه نامشروع بين زن و مرد نا محرم، منجر به مجازات کيفری می شود.
روز بعد مقامات زندان به خانواده بنی عامری اطلاع دادند که او در سلول زندان خود کشی کرده است. برادر بنی عامری طی اطلاعیه های مطبوعاتی که همان زمان منتشر کرد، ادعا کرد خواهراش در مکالمات تلفنی که با او داشته، از جمله یک تماس به فاصله ۳۰ دقیقه از زمان اعلام شده مرگ اشخوب به نظر می رسیده است.
شیرین عبادی برنده ایرانی جایزه نوبل وکالت خانواده بنی عامری در شکایت علیه مقاماتی که مسئول بازداشت و زندانی شدن او بودند را بر عهده گرفته است. ستورک درین زمینه گفت:شرایط از دست رفتن زندگی دو جوان به گونه ایست که توضیح رسمی را غیرقابل قبول و پاسخگویی را ضروری می سازد و مقامات ایرانی بایستی گام های قابل قبولی در جهت کشف آن چه واقعا روی داده است بردارند و مقامات مسئول دراین دو مرگ را وادار به جوابگویی کنند.
اصول سازمان ملل در ارتباط با پیشگیری موثر و تحقیق در مورد اعدام های غیرقانونیِ شتابزده و بی دلیل مقرر می دارد که تحقیقات فوری، کامل، و بی طرفانه درباره تمام موارد قتل های غیرقانونی، از جمله مواقعی که دادخواستی از سوی اقوام حاکی از مرگ غیرطبیعی قربانیان تنظیم شده باشد، صورت گیرد. این اصول اعلام می کنند در صورتی که پیکر دفن شده ولی بعدا به نظر برسد تحقیقات لازم است، جسد بایستی بلافاصله نبش قبر شده و مورد کالبدشکافی قرار گیرد. کالبد بایستی برای زمان کافی نزد کسانی که کالبدشکافی را انجام می دهند باقی بماند تا تحقیق کامل را ممکن سازد.برای تضمین نتایج عینی، انجام دهندگان کالبدشکافی بایستی قادر باشند به طور بی طرفانه و مستقل از هر شخص، سازمان، یا نهاد ذینفع انجام وظیفه کنند.این اصول هم چنین مقرر می دارند که خانواده های قربانیان و نمایندگان حقوقی آن ها به کلیه اطلاعات مرتبط با تحقیقات دسترسی داشته باشند و حق داشته باشند خواهان حضور نماینده پزشکی ای از سوی آن ها در کالبدشکافی گردند.
دیده بان حقوق بشر قبلا آزار و اذیت و شکنجه زندانیان در ایران را ثبت و از آن ابراز نگرانی کرده است. دو گزارش این سازمان با عناوین: هر کس میتواند به هر دلیلی زندانی شود http://hrw.org/reports/2008/iran0108/ و مانند مردگان در تابوت شان http://hrw.org/reports/2004/iran0604/ آزار و اذیت مخالفین و منتقدین دولت را در زندان ها ثبت کرده اند. در اوت ۲۰۰۶ دیده بان حقوق بشر از شکنجه و مرگ مشکوک فعال دانشجویی اکبر محمدی ابراز نگرانی کرده بود http://hrw.org/english/docs/2006/08/03/iran13895.htm. در دسامبر ۲۰۰۶ دیده بان حقوق بشر از دستگاه قضایی ایران خواست بازداشت بی دلیل و گزارش های مبنی بر شکنجه وبلاگ نویسان بازداشت شده در سال 2004 را مورد تحقیق قرار دهد. http://hrw.org/english/docs/2006/12/12/iran14824.htm
منبع:بخش فارسی دیده بان حقوق بشر ـ واشنگتن دی سی، ۱۸ ژانويه ۲۰۰۸