آموزش دموکراسی برای هر فرد از جامعه
لازم است هر فرد بداند هدف از رشد و تمرین و نهادینه کردن دموکراسی در درون خود رسیدن به یک سعادت و رفاه نسبی ویک زندگی سالم برای خود و خانواده و جامعه خویش است .ایا در یک جامعه غیر دموکرات (یعنی حاکمیت حزب.گروه.قوم.نژاد.یک طبقه خاص.یک خانواده خاص و...)این هدف به صورت طبیعی وسالم و برای همه افراد محقق میشود؟
بین نهادینه کردن دموکراسی و وجدان انسانی یک ارتباط تنگاتنگ و مستقیم وجود دارد و سخن در این مورد فراوان است و در اینجا فقط به یک نمونه البته بسیار مهم اشاره میکنیم .برای پرداختن به این موضوع سه سوال مطرح میشود:
۱-اگر درشرایطی قرار بگیریم که بدانیم حق با ما نیست و با دیگران است حاضریم آن را بپذیریم؟
۲-اگر در شرایطی قرار بگیریم که تصور کنیم حق با ماست ولی در حقیقت حق با دیگران است و ما این را نمی دانیم آیا پس از آشکار شدن موضوع به آن تن در می دهیم؟
۳- اگر در شرایطی قرار بگیریم که بدانیم حق با ماست ولی دیگران آن را نمی پذیرند حاضریم به هر قیمت حق خود را بگیریم؟
پاسخ سوال اول که کاملا مشخص است . اگر بدانیم حق با ما نیست باید تمکین کنیم و اصولا کار حتی به مطرح شدن نیز نباید کشیده شود و با رجوع به وجدان انسانی خویش طرح موضوع را در نطفه خفه کنیم.
در مورد سوال دوم مسلما تا آنجا که نمیدانیم ما حقی نداریم موضوع میتواند مطرح گردد ولی پس از رفع شبهه و ثابت شدن این موضوع در وجدان خودمان ( چه بوسیله دلایل طرف مقابل و یا نظرات طرف سوم بیطرف ) همانند مسئله اول باید تمکین و پذیرش صورت گیرد.
در مورد سوال سوم اگر پس از مطرح شدن موضوع طرف مقابل تمکین ننمود آیا به هر قیمت و با هر روشی میتوانیم حق خود را بگیریم ؟ اگر بخواهیم اینگونه عمل کنیم در حقیقت همان حق خود را تباه نکردیم و طرف مقابل را محق نساختیم؟در اینگونه موارد بهترین راه صبر و شکیبایی و تلاش برای اثبات حق خود است حال فرض کنیم این حق هرگز به اثبات نرسید ( یعنی به حقمان نرسیدیم ) به نظر شما باید انتقام بگیریم ؟ مسلما پاسخ منفی است.
لازمه نهادینه کردن دموکراسی در ذهن و فکر توجه دائمی به وجدان درونی و تمرین و آماده سازی آن در برابر حوادث و اتفاقات پیش روست که در صورت انجام حادثه توجه به نکات ذکر شده و پیشگیری از تکرار حوادث مشابه لازم و ضروری مینماید.
سخن و گفتار در این مورد فراوان است که قسمت اعظم ان به علم روانشناسی و خودشناسی مرتبط است . این علوم به همراه نگاه درست و به روز به دین میتواند در نهادینه کردن دموکراسی نقش مهمی را ایفا نماید.
اصل آموزش دموکراسی در تمامی سطوح جامعه
آموزش دموکراسی مهمترین و کارامدترین نیرو برای نهادینه کردن آن در جامعه است این مهم حداقل باید در سطوح زیر صورت پذیرد:
۱-برای هر فرد از جامعه
۲-برای خانواده
۳-برای احزاب و گروههای سیاسی
۴-برای مراکز آموزشی(آموزشگاهها و دانشگاهها)
۵-برای نهادهای مردمی
خبر ویژه
احمدی نژاد:دنیا به سرعت در حال احمدی نژادی شدن است
محمود احمدی نژاد در آخرین فرمایشات گوهربارش اعلام کرد: دنیا به سرعت در حال احمدی نژاد شدن است زیرا با سفرهایی که به قاره های جهان داشتم به این مطلب پی بردم که یک موج حق طلبی در تمام این کشورها وجود دارد که باید به آن پاسخ دهیم؟(یعنی ایشان پاسخگو به تمام جهان هستند)
ایشان در ادامه این گونه فرمودند:در گذشته حداقل نیازهای مردم تحقق استقلال و آزادی بوداما در حال حاضر ملتهای دنیا به دنبال عدالت هستند که درسطح بسیار بالایی از استقلال وازادی قرار دارد؟(البته اینجانب معنای عدالت احمدی نژادی را پس از یک سال و اندی درنیافته ام)
ایشان همچنین دولت نهم را برامده از دل مردم وحاصل نذر و نیازهای آنان دانست واینگونه فرمودند:برخی با نذر روزه ۱۰۰۰ روز و فرستادن صلوات به اندازه تعداد ارای انتخاباتی شکر گزار این نعمت بوده اند (احتمالا منظور ایشان خانم فاطمه رجبی و امثالهم میباشد) واین خاصیت انقلاب ماست.
این مطلب به نقل از سایت امروز نوشته گردیده که در پیوند این وبلاگ موجود میباشد
اصل عدم دخالت نیروهای نظامی وامنیتی درامور سیاسی
قبل از خواندن مطلب از تمامی عزیزان درخواست میشود به سوال زیر در ذهن خود ویا در صورت تمایل با ایمیل پاسخ دهند
به نظر شما در صورت دخالت نیروهای نظامی و امنیتی در امور سیاسی و یا حتی سایر امور(اجتمایی.فرهنگی.اقتصادی.مذهبی و...) به صورت سازمان یافته و شبکه ایی چه روندی در جامعه ایجاد میگردد؟
هدف از تشکیل نیروی نظامی پاسداری و مراقبت از مرزها وجلوگیری از تجاوز دشمن خارجی است از قرون گذشته تا امروز نیروی نظامی در تمامی جوامع حضور دائمی داشتند و یکی از نمادهای قدرت ان جامعه محسوب میشدند این بدان معنا است که هرچه نیروی نظامی یک کشور قویتر و مجهزتر باشد قدرت و هیبت ان کشور در جامعه جهانی بیشتر خواهد بود اما همانگونه که در ابتدا ذکر شد نیروی نظامی باید یک نقش بازدارنده از تجاوز در جهان کنونی را ایفا نماید.
هدف از تشکیل نیروی امنیتی حفظ امنیت تک تک افراد جامعه با هر نوع فکر.اندیشه.جنسیت.نژاد.زبان و...میباشد که در حقیقت همان حفظ امنیت کل جامعه است ویکی از حساسترین و مهم ترین نیروهای حاکمیت محسوب میگردد در تمامی جوامع دموکراسی خواه نظارت.کنترل و آموزش افراد شاغل از هنگام انجام خدمت تا پایان آن و حتی در دوران بازنشستگی اجتناب ناپذیر است .این نظارت و آموزش باید به شکلی باشد که فرد ضمن انجام وظایف خود ازهرگونه خود محوری.نگاه حزبی و عقیدتی.فساد و هرگونه عوامل مخرب دیگر پرهیز نماید.
یک فرد نظامی یا امنیتی طبیعتا به عنوان یک شهروند دارای افکار و عقاید خاص خویش است و مسلما فعالیتهای سیاسی.اجتمایی و شخصی او در ساعات غیر کاری و بدون استفاده از تجهیزات . نیروها وموقعیت شغلی خود یک نیاز ضروری است اما اگر همین فرد با سایر همفکران خویش به صورت سازمان یافته و شبکه ایی عمل نماید واز رانت اطلاعات و اخبار.نیرو.تجهیزات وسایرملزومات شغلی خود در راه ترویج و تحکیم افکار وعقاید و یا سود و مصالح خود درقالب احزاب وگروه های سیاسی ویا در قالب نهادهای مردمی(مدنی) استفاده نماید آنگاه در راه تزریق فاشیسم (دیکتاتوری.ترور دولتی.فساد و...)به جامعه و در نهایت در راه نابودی خود وهمکارانش گام نهاده است.
اصل انتخابات آزاد
در تمامی جوامع دموکراتیک انتخابات آزاد تنها وسیله برای تعیین حاکم یا حاکمان برای یک دوره معین در سطوح مختلف اجرایی.قانون گذاری و قضایی میباشد.شروط لازم برای انجام یک انتخابات ازاد عبارت است از:
الف:حق نامزد شدن برای تک تک افراد جامعه بر اساس توانایی و تخصص به منظور خدمت رسانی به عامه مردم
درجوامع دموکراسی خواه عامه افراد پس از رسیدن به سن قانونی و پس از کسب مهارت و تخصص وبر اساس نوع بینش و تفکر و مرام خود عضو حزب مورد علاقه خویش گشته و در هنگام انتخابات ابتدا توانایی و تخصص هر عضو در درون احزاب و گروههای سیاسی بررسی وسپس فرد یا افراد دارای صلاحیت به جامعه معرفی میگردند در حقیقت تنها مرجع تشخیص صلاحیت هر فرد افراد همفکر وهم مرام او و به زبانی دیگر هم حزبی های او هستند.بدیهی است هرچه توانایی وتخصص فرد یا افراد معرفی شده بیشتر باشد اعتبار و ارزش و موقعیت آن حزب در جامعه افزایش میابد.البته امکان حضور مستقل و غیر حزبی همه افراد نیز دراینگونه جوامع تضمین گشته است در این صورت مرجع تشخیص صلاحیت نیروی قضایی می باشد که سابقه اشخاص را ازنظر جنایی و کیفری بررسی مینماید.
ب:حق رای برای تک تک افراد جامعه به منظور انتخاب فرد یا افراد مورد نظر خود.
ج:نظارت نهادهای مردمی (مدنی).نمایندگان احزاب و کاندیداها و دولت و حتی در شرایط خاص نمایندگان رسانه های خبری برسلامت انتخابات.
د:جلوگیری از اعمال نفوذ احزاب وگروهها . حزب حاکم و یاهرشخص دیگری در انتخابات توسط ناظران ذکر شده.
ر:تمکین احزاب شکست خورده (اقلیت)به نتایج انتخابات و آمادگی احزاب پیروز(اکثریت) برای خدمت رسانی و سرویس دهی وپاسخگویی به اقدامات و فعالیتهای خود به همه مردم بخصوص اقلیت.
ز:حفظ حقوق اقلیت توسط اکثریت حاکم وهمچنین حفظ و نگاهبانی فضای دموکراتیک و آزاد در جامعه تا هنگام به پایان رسیدن دوره خدمت و برگزاری انتخابات بعد.
اصل نهادها و موسسات مردمي(ان-جي-او)
اين نهادها توسط مردم و بر اساس علايق و تخصص ها و ديگر فعاليتهايي كه آنان را با يكديگر متحد و همگام ميسازد تشكيل مي شود از نمونه هاي سنتي آن ميتوان به سنديكاهاي كارگري.اتحاديه هاي اصناف و بازار و انجمن هاي محلي اشاره نمود ولي امروزه درمواردي مانند زنان و كودكان . دانشگاه.محيط زيست.شاخه هاي مختلف فرهنگ و هنر.سياست.سلاح هاي هسته اي. مذهب و دين.ورزش وخيلي مسائل ديگر كه نياز جوامع امروز است تشكل ها و كانونهاي قدرتمند و بانفوذي در جوامع پيشرفته ايجاد گشته است.هرچه تعداد اين نهادها در يك جامعه بيشتر باشد افراد آن جامعه مسئولتر و حساستر نسبت به پيرامون خود مي باشند.
نظارت دائمي توام باقدرت نهادهاي مردمي(مدني) در تمامي مسائل جامعه مانند سياست.اقتصاد.فرهنگ و آموزش.بهداشت و...باعث رشد و شكوفايي در تمامي ابعاد فوق گرديده و فساد.اضمحلال (تباهي) .ركود و سستي را از آن ميزدايد و يا آن را اصلاح ميكند.
مسئله مهم از نظر روانشناسي اين است كه وقتي مردم داوطلبانه و بر اساس روح همكاري و تعاون وبر اساس تخصص خود اقدام به ايجاد نهاد میکنند دلسوزانه و با همه وجود براي رفع مشكل و اصلاح و سپس نظارت ونگاهباني از حوزه فعاليت مشخص شده خود تلاش و كوشش مينمايند.
اصل رسانه های آزاد و مستقل
تمامی ابزارهایی که برای انجام اطلاع رسانی و خبردهی به کار گرفته می شود رسانه می گویند در قرن اخیر رسانه ها رادیو.تلویزیون.مطبوعات( روز هفته ماه و سال نامه ها).سایتهای اینترنتی و حتی شبنامه ها را نیز در بر می گیرد.
در جوامع دموکراتیک(دموکراسی خواه)بیشتر رسانه ها متعلق به بخش خصوصی یعنی احزاب و گروه های سیاسی . نهادهای مردمی(ان-جی-او) . اشخاص علاقه مند و یاسرمایه دار و قسمت کوچکی از رسانه ها نیز به صورت ملی است که زیر نظر دولت اکثریت اداره می شود.
رسانه های آزاد و مستقل و غیروابسته به دولت در حقیقت چشمان جامعه دموکراتیک میباشد.با بودن این رسانه های مستقل کمتر حزب.گروه ویا فردی جرات حرکت خارج از قانون یعنی اختلاس.ارتشاء.فساد.رانت.فحشاء و...رابه خود میدهد واگر هر حزب یا فردی با مهارت و زیرکی و به صورت مخفیانه درراه خروج از قانون گام بردارد رسانه های احزاب دیگر به افشاگری ومچ گیری میپردازند واگر این رسانه ها بنا به مصلحت و قواعدنانوشته میان خودشان سکوت نمایند آنگاه این خبرنگاران و اصحاب قلم ومطبوعات هستند که مصلحت جامعه را بر هر چیزی ترجیح داده وبنا بر جسارت ذاتی خود به افشاگری میپردازند و همین ترس از افشاگری احزاب و اکثریت حاکم را به رعایت قانون و قواعد و اصول صحیح رهنمون میسازد و در نهایت باعث رشد همه جانبه جامعه میشود.
مسئله مهم این است که رسانه ها نیز باید انچه را که واقعا اتفاق افتاده بدون کم و کاست خبررسانی نمایند تا مردم آگاه گردیده خود تصمیم بگیرند و از هوچیگری.افترا و هتک حیثیت بپرهیزند . مسلما تدوین قوانین جامع در این رابطه که هم آزادی بدست آوردن اطلاعات و هم عرضه آن به جامعه و هم پرهیز از اطلاع رسانی غلط و نادرست را تضمین نماید بخصوص در جوامعی که تجربه ندارند لازم و ضروری میباشد.
در حقیقت این احزاب و گروههای سیاسی هستند که نیروهای حاکم را تشکیل می دهند. آنچه مسلم است بدون وجود احزاب و گروههای سیاسی متنوع وگاه متضاد در بینش وعقیده .حاکمیت دموکراسی معنا نمی یابد.
گروههای پیروز در انتخابات که اکثریت آراء را بدست میاورند وظیفه انجام خدمات به جامعه را بر عهده میگیرند و گروههای شکست خورده در انتخابات(اقلیت) بر انجام قوانین و چگونگی انجام خدمات نظارت مینمایند.اکثریت حاکم نیز موظف است پاسخگو در برابر اقدامات و خدمات خود باشد این پاسخگویی برای سه نیروی اجرایی.قانون گذاری و قضایی در تمامی دوران های خدمت رسانی لازم و ضروری میباشد.
یادگیری و چگونگی تمرین دموکراسی برای تمامی اعضائ گروههای سیاسی و احزاب یک ضرورت بسیارمهم و جدی میباشد عدم توجه به این مهم حزب یا گروه سیاسی را به وادی فاشیسم (دیکتاتوری و ترور و فسادو...) و در نهایت نابودی خواهد کشاند.
بعضی اصول مهم برای استقرار دموکراسی
آنچه مسلم است در تنظیم قانون اساسی یک کشور حتما باید اصول فوق گنجانده وبه صورت عملی اجرا و پاسداری گردد. مهمترین این اصول عبارتند از:
۱-تفکیک و جدایی نیروهای حاکم و عدم دخالت در امور یکدیگر
۲-تنوع وگسترش احزاب و گروههای سیاسی
۳-وجود رسانه های آزاد و مستقل (رادیوتلویزیون.روزنامه هاومطبوعات.تارنماهای خبری (وب سایت) و ...
۴-وجود نهادها و موسسات مردمی (غیر حکومتی)
۵-وجود انتخابات آزاد
۶-عدم دخالت نیروهای نظامی در امور سیاسی
۷-آموزش دموکراسی در تمامی سطوح جامعه
مفهوم دموکراسی
مفهوم دموکراسی بدون درنظر گرفتن هرگونه تعابیر فلسفی یا تعاریف منحصر به فرد دیگر به معنای حکومت عامه مردم برخودشان است ( حکومت مردم بر مردم) دو مشخصه مهم جوامع دموکرات (دموکراسی خواه) عبارت است از:
۱-مدت زمان حکومت حاکم یا حاکمان ( منظور راس هرم قدرت ) محدود و مشخص میباشد وانتخاب انها با رای کاملا مستقیم همه مردم صورت میپذیرد که پس از بدست اوردن اکثریت ارائ به قدرت میرسند.
۲-پاسخگو بودن در برابر انجام خدمات و سرویس های محوله به همه مردم بخصوص اقلیت شکست خورده در انتخابات در تمامی دوران حکومت دومین مشخصه بارز اینگونه جوامع میباشد.